Toy Story 4 (داستان اسباب‌بازی ۴)


خلاصه داستان:

وقتی یک اسباب‌بازی جدید به نام «فورکی» به «وودی» و باقی دوستان‌اش می‌پیوندد، یک سفر جاده‌ای در کنار دوستان قدیمی و جدید نشان می‌دهد که دنیا برای یک اسباب‌بازی چقدر می‌تواند بزرگ باشد...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
رابی کالین – تلگراف (نمره ۱۰ از ۱۰)
«داستان اسباب‌بازی ۴» بار دیگر تاکید می‌کند که «پیکسار»، وقتی در اوج باشد، هیچ استودیوی انیمیشن‌سازی دیگری در سطح‌اش نیست.
 
 
ریچرد روپر – شیکاگو سان تایمز (نمره ۱۰ از ۱۰)
چهارمین قسمت یک قسمت باارزش دیگر برای مجموعه «داستان اسباب‌بازی» است، که یک سری از دوست‌ داشتنی‌ترین شخصیت‌های تاریخ فیلم‌های انیمیشنی را در خود جای داده و ما را با یک سری اسباب‌بازی به شدت سرگرم‌کننده دیگر هم آشنا می‌کند – یک سری از آن‌ها بغل کردنی و تو دل برو هستند، بعضی از آن‌ها هم بیشتر یادآور آن عروسک‌های ترسناک و قدیمی که در فیلم‌های ترسناک با رده سنی بزرگسال پیدا می‌شوند.

 

آی جی ان (نمره ۹.۵ از ۱۰)
«پیکسار» یک قسمت مسرت‌بخش دیگر که در عین حال به شکلی عمیق متاثرکننده است را به این فرنچایز بلاک باستر خود اضافه کرده است.

 

آلونسو دورالد – د راپ (نمره ۹.۵ از ۱۰)
«پیکسار» می‌توانست خیلی راحت این سری را با کشیدن دستی به سر و روی فیلم‌های قبلی که به شدت دوست‌داشتنی بودند و تماشای آن‌ها لذت‌بخش و جذاب بود، بازنشسته کند. ولی اگر آن‌ها می‌توانند این سطح از شگفت انگیز بودن را حفظ کنند، بگذارید که به کار خود ادامه دهند و باز هم بسازند.

 

مایکل فیلیپس – شیکاگو تریبون (نمره ۸.۸ از ۱۰)
در حالی که همه ما، درست مثل سینمادوستان، این فرنچایز و استراحت دنباله آن را تجربه کرده‌ایم، این فیلم بدون این که صرفا احساسات را تحریک کند چراغی برای سینما در تابستان است.

 

دیوید ارلایش – ایندی وایر (نمره ۸.۳ از ۱۰)
صحبت در مورد «داستان اسباب‌بازی ۴» یعنی صحبت در مورد «فورکی». این فیلم از آن‌ اثاریست که در ابتدا هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای وجود داشتن ندارد – که سومین قسمت از فرنچایزی که امضای «پیکسار» است اجباری ولی رضایت‌بخش چیزی در حدود ۱۰ سال پیش توانست ماجراها را ختم کند – ولی با این حال «فورکی» به تنهایی این ماشین پولساز صرف را تبدیل به چیزی شگفت انگیز و زیبا می‌کند که این سری ریشه‌دار برای تکمیل شدن به شکلی واقعی به آن نیاز داشت. «فورکی» آن قهرمانی است که ما در سال ۲۰۱۹ به آن نیاز داریم.

 

تومریس لافلی – تایم اوت (نمره ۸ از ۱۰)
با توجه به این که بعضی وقت‌ها خیلی درگیر مسائل منطقی خود است، «داستان اسباب‌بازی ۴» نمی‌تواند تمامی نقاط خود را به هم متصل کند. با این حال، فیلم در این مجموعه جایگاه شایسته‌ای به دست می‌آورد، خصوصا با دست‌مایه قرار دادن طراحی صحنه بدیع و جذاب «باب پالی»، که توانسته یک جشنواره متنوع از یک مغازه عتیقه فروشی خاک گرفته تا عروسک‌های کابوس‌گونه را به زیبایی در یک فیلم گرد هم بیاورد.

 

درن فرنیچ – انترتینمنت ویکلی (نمره ۷.۵ از ۱۰)
«داستان اسباب‌‌بازی ۴» به بلندای نسخه‌های قبلی از لحاظ احساسی بودن نمی‌رسد. جوک‌های خوبی در فیلم وجود دارد که عمل می‌کنند و سکانس‌های مربوط به سرقت که درست از آب درنیامده‌اند. پایان‌بندی تاثیرگذر است، اگرچه شما اکنون نسبت به هر پایانی برای این قصه بی‌اعتمادید. یک جورایی حس کم‌ارزش بودن می‌دهد.

 

مت سینگر – اسکرین کراش (نمره ۷ از ۱۰)
از نظر من، هیچ شکی نیست که «داستان اسباب‌بازی ۴» ضعیف‌ترین نسخه در سری است. ولی همچنین ریسکی‌ترین است و وز لحاظ غیرقابل‌پیشبینی بودن، لذت‌بخش‌ترین.

 

پیتر بردشا – گاردین (نمره ۶ از ۱۰)
شاید این فقط یک تکرار ایده‌های قبلی و داستان همان باشد، ولی آن را با چهارمین فیلم دیگر فرنچایزها مقایسه کنید و متوجه شوید که اثر پیکسار چرا یک الماس سرگرم‌کننده و زیبا است.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه IndeWire

نمره 7.5 از 10

به شکلی طبیعی، پایان‌ها غم‌انگیزند. بنابراین، قابل درک است اگر چند قطره اشک از چشمان جاری شود وقتی که تیتراژ پایانی «داستان اسباب‌بازی ۴» (Toy Story 4) پخش می‌شود. بالاخره، طبق گفته تمام کسانی که در این پروژه دخیل بوده‌اند، این واقعا و به معنای واقعی کلمه و به راستی دیگر غزل حداحافظی با اسباب‌بازی‌های انیمیشنی است که ما بیست و پنج سال اخیر را در سینما با آن‌ها گذرانده‌ایم. یک نسل کامل با «وودی» (Woody)، «باز»‌ (Buzz) و همراهان آن‌ها بزرگ شده‌اند. آن‌ها دوستان ما بوده‌اند و، اگرچه «داستان اسباب‌بازی ۴» گاها حس یک نسخه‌ی دسته دوم و دوباره بسته بندی شده از فیلم‌های قبلی را می‌دهد، یک چیز گرم و نرم در مورد این ۱۰۰ دقیقه وجود دارد که ما را همراه آن نگه می‌دارد.

بخشی از مشکل «داستان اسباب‌بازی ۴» این است که پایان «داستان اسباب‌بازی ۳» چیزی نزدیک به بی‌نقص بود – یک بخش پایانی که به شکلی متفاوت (ولی در عین حال تاثیرگذار) با بزرگسالان و خردسالان صحبت می‌کرد. این فرنچایز پس از سال ۲۰۱۰ هم با یک سری قسمت‌های کوتاه و ویژه تلوزیون به حیات ادامه داد – یک راه معقول برای ارائه یک «راه حل» به طرفداران در حالی که به واکنش‌های نسبت به نسخه سوم هم لطمه‌ای وارد نشود. وسوسه برای «بیشتر»، اما، نهایتا باعث شد که «دیزنی» (Disney) و «پیکسار» (Pixar) کوتاه بیایند و نتیجه «داستان اسباب‌بازی ۴» شود – یک دنباله قابل احترام که تولدش بر خلاف افکار اولیه بود و به شکل متناقضی هم غیرضروری است و هم مغتنم.

«داستان اسباب‌بازی ۴» چیزی را به نمایش می‌گذارد که از وقتی معرفی شد انتظارش می‌رفت: هیچ چیز جدیدی برای پوشش دادن وجود ندارد. بیشتر فیلم روی چیزهایی مانور می‌دهد که در یک یا بیش از یک نسخه از این مجموعه روی آن‌ها تمرکز شده بود. کانسپت کلی بزرگ‌ شدن کودکان و ثابت ماندن اسباب‌بازی‌ها به عنوان یک استعاره از توالی پستی و بلندی‌های زندگی دیگر به مانند قبل سهمگین نیست. سکانس‌های اکشن بیش از این که چیزی بدیع باشند اجباری به نظر می‌رسند. اوقاتی است که شما حس می‌کنید فیلمنامه نویسان اثر «اندرو استنتن» (Andrew Stanton) و «استفانی فولسم» (Stephany Folsom) (که یک سری افرادی که اسم آن‌ها آورده نشده هم به آن‌ها کمک کرده‌اند) به شدت در تقلا بوده‌اند تا یک خط داستانی کم‌مایه را آن‌قدری پر و بال بدهند که برای یک فیلم سینمایی معقول به نظر برسد. از یک لحاظ، این غافلگیرکننده است که نتیجه نهایی همان قدری رضایت‌بخش از آب درآمده که اکنون به نظر می‌رسد، ولی شاید این به خاطر آن حس الفت عمیقی است که ما با «وودی»، «باز» و تمامی اسباب‌بازی‌ها و اکشن فیگورهایی که زمانی اتاق «اندی»‌ (Andy) را پر کرده بودند، داریم.

فیلم با یک مقدمه آغاز می‌شود که بین وقایع «داستان اسباب‌بازی ۲» و «داستان اسباب‌بازی ۳» جریان دارد. آن جا علت غیبت اسرار‌آمیز «خاتون / بو پیپ» (Bo Peep با صداگذاری‌ «آنی پاتس» (Annie Potts)) از سومین نسخه توضیح داده می‌شود – چیزی که به طور مختصر در فیلم سال ۲۰۱۰ توسط «وودی» (تام هنکس (Tom Hanks)) به آن اشاره شده بود. سکس داستان به عصر مدرن می‌رود، جایی که «بانی» («مدلین مک گراو» (Madeleine McGraw))، صاحب جدید کلکسیون اسباب‌بازی‌های «اندی»، قرار است تا عازم اولین روز از مهد کودک خود شود. اگرچه او دارد بزرگ می‌شود، ولی هنوز هم با اسباب‌بازی‌های خود بازی‌ می‌کند، حداقل برخی از آن‌ها. یکی از عروسک‌هایی که معمولا در کمد جا می‌ماند «وودی» است. «بانی» معمولا نشان کلانتری او را برمی‌دارد و به «جسی» («جوان کیوزاک» (Joan Cusack)) وصل می‌کند. «وودی» هنوز به آن اعتقاد که این وظیفه یک اسباب‌بازی است تا زندگی صاحبش را بهتر کند ایمان دارد و به همین خاطر در کوله پشتی «بانی» قایم می‌شود تا او را در مهد کودک همراهی کند. آن‌ جا، او به صاحبش به شکلی یواشکی در یک پروژه کاردستی کمک می‌کند. «بانی» یک اسباب‌بازی جدید می‌سازد – «فورکی» («تونی هیل» (Tony Hale)) – که از یک قاش‌چنگ پلاستیکی، یک آبسلانگ شسکته و پیپ پاک‌کن به وجود آمده است. او عاشق این اسباب‌بازی دست‌ساز خود می‌شود و «وودی» خودش را به عنوان نگهبان او منصوب می‌کند. وقتی «فورکی» طی یک سفر موفق به فرار می‌شود، «وودی» به دنبال او می‌رود. «باز» («تیم الن» (Tim Allen)) هم خیلی زود به قافله اضافه می‌شود. وقتی آن‌ها به دنبال «فورکی» هستند، «وودی» دوباره با «خاتون» ملاقات می‌کند و با یک عروسک جدید هم آشنا می‌شود، «گبی گبی» («کریستینا هندریکس» (Christina Hendricks))، که چیزی را می‌خواهد که فقط «وودی» می‌تواند آن را تامین کند.

جزئیات اولیه از «داستان اسباب‌بازی ۴» حاکی از این بود که این اثر قرار است یک فیلم «کمدی عاشقانه» با حضور «وودی» و «خاتون» باشد. اگر به جوهره اثر بنگریم، شاید فیلم همین است، اگرچه عناصر عاشقانه فیلم دوزشان کم شده است. «خاتون» تبدیل به یک قهرمان اکشن شده و تعاملات او با «وودی» بیشتر جنبه «رفاقتی» دارد. (این به قیمت کنار رفتن «باز» تمام شده، کسی که مدت زمان حضورش به شکل ملموسی کاهش پیدا کرده است.) تعداد محدودی تازه وارد هم در فیلم حضور دارند – «گبی گبی» درون ستیز که بیشتر تنها و اغفال شده است تا یک شخصیت بد،‌ تقلیدی کانادایی از «اول نایول» (Evel Knievel) یعنی «دوک کابوم» («کیانو ریوز» (Keanu Reeves))؛ یک زوج اسباب‌بازی مدل حیوانات عجیب یعنی «بانی» («جوردن پیل» (Jordan Peele)) و «داکی» (کیگن مایکل کی (Keegan-Michael Key))؛ و «وینسنت» صامت، یک مانکن که انگار مستقیما از سری «مورمور» (Goosebumps)) به اینجا آورده شده است. شخصیت‌های قدیمی مثل‌ «رکس» («والاس شاون» (Wallace Shawn))، «هم» («جان رتزنبرگر» (John Ratzenberger))، «جسی»، و «آقای سیب زمینی» («دان ریکلز» (Don Rickles)) که فوت کرده و صداگذاری او با حقه‌ای مبنی بر استفاده از صداهای قبلا ضبط شده از او انجام شده) «لحظاتی» را برای عرضه اندام پیدا کرده‌اند.
یکی از نکاتی که «داستان اسباب‌بازی ۴» در آن عالی است، کمدی آن است. فیلم رویکرد روشن‌تری نسبت به «داستان اسباب‌بازی ۳» دارد، اثری که به جاهای تاریکی وارد شده بود. آن خصوصیت عاشق آت و آشغال‌ «فورکی» (و تلاش‌های خشمگینانه «وودی» برای محدود کردن آن) باعث ایجاد جوک‌های قدیمی ولی تاثیرگذاری می‌شود. شخصیت «کیانو ریوز» یعنی «دوک کابوم» یک جفت بی‌نظیر برای آن‌هایی است که بازیگر را در نقش «تد» به یاد می‌آورند. و «باز» همچنان همه چیز را اشتباه می‌گیرد، مثل شنیدن صدای درونی خود. (او فرصت ادای دیالوگ همیشگی‌اش را پیدا می‌کند – یا حداقل بخشی از آن را. هیچ فیلمی از «داستان اسباب‌بازی» بدون آن کامل نخواهد بود، مثل «جان سخت» که بدون آن دیالوگ امضایش معنایی ندارد… خودتان بهتر می‌دانید.)

«داستان اسباب‌‌بازی ۴» را «جاش کولی» (Josh Cooley) کارگردانی کرده که تجربه اولش در این سری است، او قبلا کار نویسندگی «درون و بیرون» (Inside Out) را برعهده داشته، قطعا این سابقه او را تبدیل به یک کاندیدای شایسته برای هدایت این فیلم کرده است. از هر نظر، «کولی» نزدیک به مدیر عامل سابق «پیکسار» یعنی‌ «جان لستر» (John Lasseter) کار کرده است. «لستر»، که کارگردانی دو قسمت اول «داستان اسباب‌بازی» را برعهده داشت، زمانی به عنوان تنها سکان‌دار هدایت «داستان اسباب‌بازی ۴» شناخته می‌شد ولی همکاری او، اگر اصلا چیزی از آن باقی مانده باشد، نادیده گرفته شده است (صرفا در حد یک عبارت «داستانی از» در تیتراژ).

کارگردانی «کولی» ماهرانه است ولی هیچ چیز فوق‌العاده‌ای در مورد ظاهر فیلم وجود ندارد. شاید به این خاطر که انیمیشن‌های سه بعدی و روند پیشروی فنی آن‌ها با یک «دیوار» مواجه شده است. «داستان اسباب‌بازی ۴» از نظر بصری در سطح بیشتر فیلم‌های انیمیشنی سطح بالا است.

برای برخی از تماشاگران که در اواخر دهه سوم یا اوایل دهه چهارم زندگی خود هستند، «داستان اسباب‌بازی ۴» در نگاه اول شاید سرشار از نوستالژی است. فیلم این حس را می‌دهد که بیشتر دوست دارد تا چیزهایی که قبلا وجود داشته را بازسازی کند تا این که راه جدیدی را برای خود درست کند. در سال ۲۰۱۹ «دیزنی» قسمت‌های آخر زیادی را پخش می‌کند. «انتقام‌جویان: پایان بازی» (Avengers: Endgame) و «ظهور اسکای‌واکر» (The Rise of Skywalker) واضح‌ترین آن‌هاست، ولی «داستان اسباب‌بازی ۴» هم لایق جایگاهی کنار آن‌هاست. شاید یک نسخه جدید برای این سری انیمیشنی زیاد بود ولی به هر حال حداقل نسخه آخر قدرت نسخه‌های قبلی را از بین نمی‌برد. من دلم برای «وودی»، «باز» و بقیه تنگ خواهد شد ولی، اگرچه کنار گذاشتن آن‌ها یک زخم شیرین است، من امیدوارم که این به معنی خداحافظی باشد. وقت رفتن است و پایان‌بندی این فیلم یک خروج شکوهمند و امیدوارکننده را ارائه می‌دهد.

مترجم :دانیال دهقانی


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of