نقد کاربران نقد فارسی از فیلم ?Who’s Afraid of Virginia Woolf (چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟)

کارگردان: Mike Nichols (مایک نیکولز)
نویسنده: Ernest Lehman (ارنست لمان),
8.0
0
0.95

خلاصه داستان:

«جورج استادیار تاریخ در یک دانشکده و مردی به شدت مغرور است، مارتا  زنی میانسال و دختر رئیس دانشکده است که به شدت به الکل اعتیاد دارد. این 2 زن و شوهری هستند که مدتها از ازدواجشان می گذرد و به نظر می رسد که همه چیز در زندگی شان عالی است. اما زمانی که مارتا


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد یکی از پردیالوگترین(شاید هم پردیالوگ ترین) فیلمهای تاریخ سینماست.
بازی فوق العاده تیلور و بورتن این اثر را جاودانه ساخته.
زنی بذله گو و هوس باز شوهری دارد ماخوذ به حیا و ارام زن زیادی خوش مشربست و هر مرد جوانی را که ببیند خودش را برای وی می آراید کینه،خشم،عشق و ترس از تنهایی آندو،همه اینها را باهم دارند اما به دلیل ترس از تنهایی یکدیگر را تحمل میکنند.
شاید اگر دوباره فرصت زیستن میافتند هیچ گاه با هم وصلت نمیکردند.
تیلور زن و مرد جوانی را به خانه اش دعوت میکند تحقیرها و توهین هایی که بورتون و تیلور نسبت به هم روا میدارند سبب جسارت یافتن جوانک میشود وی به درخواست تیلور پاسخ مثبت میدهد و با وی همبستر میشود.
دنیای بورتون روی سرش آوار میشود.
وی که تا لحظه ای قبل ارزش چندانی برای زنش قائل نبود به ناگه خلائی را حس میکند ترس از تنهایی،تیلور نیز بعد از فروکش میل جنسیش پسرک جوان را به تمسخر میگیرد همانند شوهرش او نیز از زبان گزنده تیلور در امان نیست چرا که اصلا عشقی در بین نبوده.همه اش هوا و هوسی چند دقیقه ای بود که فروکش کرده.
اکنون تیلور هم خلائی را در زندگیش حس میکند نبود همسر صبورش درکنار خود.
آنها به هم گره خورده اند مثل گیاه و ریشه هرکدام که حذف شود دیگری محکوم به فناست.
در انتها راز بزرگی برای بیننده برملا میشود.
آن پسر مو بور چشم آبی که حتی پدرش هم معلوم نبود تخیلی از آب در می آید.
زندگی آنها بر ستونهایی از تخیل و توهین و تحقیر بنا شده.
لمس این اثر برای من ایرانی دور از اتفاقات دهه 60 آمریکا چندان آسان نیست.
مردم امریکا درگیر جنگ ویتنام بودند جریان مدرنیته با انتقادات بسیاری مواجه بود.
مشکلات مالی و اقتصادی رو به افزایش میبود.
و زنانی که بعد از جنگ جهانی دوم به آزادی هایی دست یافته بودند اینک به فمنیسم افراطی روی میاوردند.
همه چیز در آن آرمان شهر رو به زوال بود.
مردم حاشیه نشین شهرها نیز از این فشارها و تغییرات در امان نبودند و واکنش های بسیاری را به کنش های جامعه خود نشان میدادند.
تمام حالات روانی و تشویش های آن زمان و بدگمانی ها به نظام خانواده،زندگی مشترک و دولتمردان را میتوان در اکثر اثار آن آن زمان مشاهده کرد.

نقد و بررسی فیلم به قلم

خرده جنایت های زن و شوهری

چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد فیلمی خوش ساخت محصول سال 1966 است.فیلم بر اساس نمایشنامه ای از ادوارد آلبی ساخته شده و مثل اکثرِ آثاری که از روی نمایشنامه ها ساخته می شوند اغلب در فضای محدود با کاراکترهای اندک پیش می رود و اولین ویژگی ای که در آن جلب توجه می کند بازیِ قدرتمند بازیگران است.بازی هر چهار بازیگر اصلی فیلم درخشان است .به خصوص الیزابت تیلور – که عاشق چنین نقش هایی بود- در این فیلم خیره کننده ظاهر شده است.
ناگفته پیداست که فیلم از فیلمنامه ای به شدت قدرتمند برخوردار است.چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد یکی از پر دیالوگ ترین فیلم های تاریخ است. فیلم با گفتگوهای بی وقفه ی شخصیت ها و دیالوگ هایی که در هر دقیقه رد و بدل می شوند و در عین حال گذاشتن چند دقیقه تنفس برای تماشاگر پس از هر مشاجره به ریتمی عالی دست پیدا می کند.این اوج و فرودها بر تاثیر فیلم می افزاید و باعث همراهی هر چه بیشتر تماشاگر می شود و از کند شدنش نیز جلوگیری می کند.
این فیلم درامی است پر تنش ،که یک زندگی از هم پاشیده را به بیننده نشان می دهد و دو زوج را به تماشاگر معرفی می کند.یک زوج میانسال و زوجی جوان و تازه ازدواج کرده که مهمان آن ها هستند.هر چه فیلم جلو می رود بیشتر به این نکته پی می بریم که دو زوج فیلم چقدر به هم شبیه اند.شاید بتوان زن و مرد جوان فیلم را جوانی های مارتا و جورج خواند. شخصیت های فیلم گاهی بر سر مسائلی خیلی کوچک و احمقانه و گاهی درباره عمیق ترین مسائل زندگی با هم بحث می کنند. حرکات دوربین که مدام به شخصیت ها نزدیک می شود به گونه ای است که انگار دارد درون شخصیت ها را می کاود. سیاه و سفید بودن به نظرم به کمک فیلم آمده و زندگی پر از توهین و تحقیر و رکودی که مارتا و جورج در آن گرفتارند را به خوبی ترسیم می کند. موسیقی فیلم هم با آن که کمتر شنیده می شود نظرم را جلب کرد.
فیلم از نیمه های شب شروع می شود و به صبح می رسد و هرچه به صبح نزدیک تر می شویم شخصیت ها هم بیشتر به تماشاگر شناسانده می شوند و وقتی که هوا روشن می شود راز بزرگ مارتا و جورج هم برملا شده و همه چیز روشن می شود.خانه به هم ریخته ای هم که مارتا پیش از آمدن مهمان ها سعی بر مرتب کردنش دارد گواه زندگی مشترک نابود شده ای است که از همان لحظات اول که زن و شوهر در خانه اند با تحقیرهای پی در پی مارتا و جواب های پرکنایه جورج به بیننده نشان داده می شود.
شخصیت مارتا زنیست بی پروا که از همان دقایق ابتدایی به خوبی به بیننده معرفی می شود. دقیقا از همان تیتراژ ابتدایی که با پدیدار شدن نام فیلم صدای قهقهه مارتا به گوش می خورد فیلم سعی در شناساندن این شخصیت به مخاطب دارد ولی در مقابلِ مارتا ، جورج خوددارتر و مرموزتر است و به نظرم تا پایان نیز ، مخصوصا با آن داستان هایی که درباره قتل مادر و تصادف پدرش مطرح می شود، شخصیت جورج برای تماشاگر کمی ناشناخته می ماند . از ابتدا فیلم از آنِ مارتاست ولی 30 دقیقه پایانی این جورج است که با داستان هایی که درباره مرگ پسرشان سرهم می کند صحنه را می گرداند.

دست های جورج و مارتا که در آخرین نمای فیلم در دست هم قرار می گیرد به نظرم بیش از هر چیز بیانگر این است که رابطه مارتا و جورج هر چقدر هم که از پایه و اساس مشکل داشته باشد گسستنی نیست. دیالوگی که مارتا در صحنه ای که جورج گل ها را پرتاب می کند می گوید ( واقعیت یا توهم؟) نیز مهر تاییدی بر همین نکته است.
در پایان باز هم تکرار می کنم چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد یک فیلم بسیار خوش ساخت است.
فیلمی که با اتمام مشاجره ها و داد و فریادهایش با خودت می گویی : چقدر دیدنی بود این خرده جنایت های زن و شوهری…

نقد و بررسی فیلم به قلم

از آنجایی که فیلم بر پایه یک نمایشنامه ساخته شده است دیالوگهای فراوانی دارد.دیالوگهایی که خیلی خوب و هوشمندانه نوشته شده اند و توسط تیم بازیگران فیلم بسیار زیبا هم اجرا میشود.همه چهار بازیگر اصلی فیلم به خوبی از پی نقشها شان برآمده اند.در این فیلم دیالوگ ها هستند که حکمرانی میکنند نه تصویر و این بنظرم مهمترین مشکل فیلم است.البته کارگردان انقدر توانایی داشته که یک فیلم سینمایی بسازد نه یک تئاتر فیلم شده،که این خود یک نقطه قوت محسوب میشود و خیلی ها در برگرداندن یک نمایشنامه به یک فیلم سینمایی عاجزند. خوشبختانه در ((چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد؟)) کارگردان در مواردی از امکانات مدیوم سینما بهره میگیرد، یعنی از تصویر برای بیان استفاده میکند نه صرفا دیالوگ اما آنقدر نیست که من را راضی کند.بگذارید جور دیگری بگویم.بنظر من حرف اصلی فیلم همان بحث تفاوت تخیل و حقیقت است.اینکه حقیقت چیست؟آیا آن چیزی است که ما فکر میکنیم(بچه داشتن مارتا)؟یا آن چیزی است که واقعا رخ داده یا نداده است(بچه نداشتن مارتا)؟ اما ببینید آنتونیونی مفهومی مشابه را چگونه در آگراندیسمان به تصویر میکشد،سکانس پایانی آن فیلم را به یاد بیاورید…

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

نمره 10 از 10

یک خانه، یک خیابان، یک اتومبیل و چهار نفر آدم که شاید دو تایشان ساخته و پرداختۀ ذهن دو تای دیگر باشند و یک مشت خاطرۀ زشت و زیبا از چند سال زندگی مشترک(بگذریم که در نمایشنامۀ اصلی فقط یک اتاق نشیمن است و چهار شخصیت)… این همۀ آن چیزی است که نیاز دارید تا درامی پرکشش و تعلیق را بر آن بنا کنید. اما هرکسی از پس این کار بر نمی آید. مایک نیکولز بعنوان اولین فیلمش شاهکاری کم نظیر را خلق میکند( هرچند غم انگیز است وقتی فکر کنیم بهترین فیلم یک کارگردان اولین فیلم او باشد حتی بعد از گذشت حدود نیم قرن از ساخته شدنش، اما شاید به این دلیل باشد که دیگر هیچ نمایشنامه ای به این خوبی بدست نیکولز نیفتاد). بعقیدۀ من فیلم بیش از آنچه بر بازیهای درخشانش استوار باشد بر متن پرجزئیات و جذابش استوار است. شخصیت هایی که با مست شدن از زیر خروارها فریب و پنهانکاری رو آمده اند و خودشان هم میدانند که نیمی از حرفهای امشبشان را هم، صبح فردا به یاد نمی آورند اما با این وجود هنوز هم زخمهایی هست که بهتر است سر باز نکنند. بهترین بازی فیلم را از آن ریچارد برتون میدانم که با آن صدای آرام و چهرۀ مرموزش دوست داشتنی ترین شخصیت فیلم را که درونش پر از درد است و کلامش پر از طنز، با ظرافت فوق العاده ای بازی کرده و بدون آنکه داد و فریاد کند ، گاه فقط با نگاهش، نفسهای عمیقش و با خطوط صورتش با ما حرف میزند و البته الیزابت تیلور که پانزده کیلو وزن اضافه کرد و زیر آن گریم سنگین رفت تا نقش زنی میانسال که افسرده نیز هست برازنده اش باشد، کار سختی در ارائۀ یکی از (به زعم من) آزاردهنده ترین و غیرقابل تحمل ترین زنان سینما را داشته، چرا که در عین حال باید به ما بقبولاند که این زنی که ما در حال مستی، بی ادبی، بی ملاحظگی و بی رحمی میبینیم همیشه اینگونه نیست و ما درک میکنیم که چرا یک استاد دانشگاه معقول و منطقی با آن شخصیت موقر و ظاهر متینش عاشق این زن شده است. موسیقی زیبای الکس نورث بخصوص آن قطعه ای که در ایتدا و انتهای فیلم نواخته میشود در عین سادگی بسیار تاثیرگذار است. فیلم را بهترین در نوع خودش میدانم. فیلمی که نمیخواهد از رنگ باختن عشق در ازدواج مارتا و جورج حرف بزند بلکه از تغییر شکل و پیچیده شدنش با گذشت زمان سخن میگوید. پس از دیدن دوبارۀ فیلم با خودم میگویم شاید “نیک” و “هانی” هم جزء بازی مارتا و جورج هستند. این بازیها از همان ابتدای فیلم شروع میشوند. هنگامیکه مارتا با بازی “چه فیلمی؟” روی اعصای جورج راه میرود. سپس از آمدن دو مهمان جدید به خانه سخن میگوید. آخر کدام مهمان ساعت دو بعد از نیمه شب به خانه های آدمهایی می آید که هیچ شناختی هم از آنها ندارد، تازه آنهم بلافاصله بعد از تمام شدن یک میهمانی دیگر؟! رفتار از سر بی حوصلگی و گاه توهین آمیز جورج با مهمانها هم این فکر را تقویت میکند. در بین دیالوگها جورج مدام اسمها را با هم قاطی میکند، مدام بجای زیست شناسی(تخصص نیک) میگوید تاریخ(تخصص خودش) و حتی چند جا این سوالِ: کیو میگی؟همسر من؟ -نه همسر خودمو میگم(یا برعکس) بشکل خنده داری بین نیک و جورج رد و بدل میشود که همۀ اینها در نگاه اول با بهانۀ مست بودن کاراکترها توجیه میشود. هر چه میگذرد خط زندگی مهمانهای جوان با زندگی مارتا و جورج بهم شبیه تر میشود و بعد همبستر شدن مارتا با نیک که بجای خشم، اشک جورج را در می آورد. شاید این فیلم میخواهد بگوید زندگی زناشویی از یک نقطه ای به بعد تنها وظیفه اش میشود سرگرم کردن ما با بازیهایی که بعضیشان به جدیت یک فرزند دروغین است که مرگش اینچنین زنی را سوگوار میکند و بعضی فقط برای یک شب طراحی میشوند مثل دو نفری که نیمه شب به خانۀ آدم بیایند، کلی مشروب بخورند و صبح نشده از خانه بیرونشان کنند. بازیهایی که شخصیتهای فیلم با هم میکنند ذهن ما را هم به بازی میگیرد و ما را معلق بین وهم و واقعیت نگه میدارد. فکر میکنم میتوان کل این فیلم تقریبا طولانی را در این جمله که از زبان مارتا خارج میشود خلاصه کرد: “دیوونگی پناهگاهیه که وقتی دروغهای دنیا رو سرهای کوچیکمون سنگینی میکنه، بهش پناه میبریم”.

نقد و بررسی فیلم به قلم

نمره 9.5 از 10

وقتی دو کارگردان در یک اقلیم نگنجند … پفففففف
انسان موجود بس پیچیده ای است موجودی که هنرمندانه میتواند خلق کند بازی کند ، بازی را تغییر دهد توهمی بیافریند و آنقدر پیش رود که تفاوت واقعیت و توهم معلوم نشود. فیلم چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد داستان زن و مردی است که سالهاست در کنار هم زندگی میکنند اما ما یک شب از نیمه تا سپیده دم با آنها همراه می شویم و در طول مهمانی که ترتیب میدهند و یک زوج دیگر در آن حضور دارند بازی ها و نقش بازی کردنهایی را ترتیب میدهند تا از وزنه ی سنگین جهان واقهی که سنگینی میکند خلاصی یابند. این بازی ها آنقدر خوب طراحی شده که، ما در نقش تماشاگر هم تا جاهایی از فیلم بازی میخوریم. ولی از جایی به بعد کم کم متوجه میشویم خانم میزبان زنی ایده آل طلب است که بشدت از زندگی مشترکش ناراضی است، نردبان بی انتهایی میدیده ازدواجش را، اما شوهرش بیشتر یک باتلاق بوده تا نردبان. در طرف مقابل شوهر هم که در تمام بازیها بخوبی نقش بازی میکند و داستانهای سر هم شده همسرش را ماهرانه ادامه میدهد هر چند در بسیاری اوقات این داستانها او در انتها تحقیر شده و لجن مال میشود، از این زندگی ناراضی است. در جایی از فیلم وقتی زن از بوکسی که پدرش برای مبارزه با شوهر ترتیب داده سخن میگوید و شوهر نه تنها توان مبارزه با پدر را ندارد بلکه با ضربه مشت همسر ناک اوت میشود تفنگ به دست وارد میشود و همه انتظار داریم این بازی را پایان دهد ولی پس از شلیک میفهمیم این هم جزئی از بازی بوده و شوهر نقش بدمن تحقیر شده و سرکوفت خور را خوب ادامه میدهد. شوهر عمیقا به گندی که با انتخاب همسرش زده واقف است و در صحنه گفتگو با مرد مهمان اشاره میکند عمری است که میخواهد با سازش و انعطاف این گند را جمع کند. آری او در بازیها نقش بازی میکند در برابر همه تحقیر میشود حتی به عیاشی زنش با جوانان دانشجو تن میدهد فحش میخورد تا بتواند این گند را جمع کند.
اما در میان بازی ها یک بازی است که خط قرمز زن و شوهر است و گویا نباید در عیان بیان شود. زن و شوهر که گویا شاید در گذشته یک تولد نا موفق بچه داشته اند با بازی و نمایشی که ترتیب داده اند در ذهنشان پسری دارند که اکنون 16 ساله است و در ذهن زن بسیار زیبا و کامل است هر چند در باتلاق شوهر او هم در حال غرق شدن است. این بازی و این تخیل نباید بازگو شود ولی زن قواعد را میشکند و بشدت شوهر را بیزار میکند. آنها آن شب قواعد بازی را میشکنند و هر کار میخواهند میکنند و تا آنجا میروند که صدای شوهر در می آید که نوبت بازی من است بازی مصلوب کردن و بازی مرگ. او در بازی پایانی پسر خیالی را میکشد هر چند زن باور نمیکند این بازیگر بازیهایش اکنون کارگردان شده ، کارگردانی که قواعد را زیر ورو میکند. آری مرد، مولف داستانی شده که باید از او ترسید و زن هم میگوید من از این ویرجینیا ولف میترسم. اینچنین ویرجینیا وولف داستان ما با کشتن مخلوق همسرش و پایین کشیدن او از موقعیت خدائیش او را به زمین می آورد تا او را دوباره به چنگ آورد

فیلم با بازیهای درخشان و دیالوگ ها ی بیاد ماندنی میخکوب کننده تماشاگر است و بطور کل بازی را برای ما ترتیب میدهد تا ما را به این اندیشه فرو ببرد چقدر در زندگی مان برای فرار از وزن سنگین واقعیت برای فرار از شکست ها و انتخاب های غلطمان بازی ترتیب میدهیم تادرآن غرق شویم. شاید راه بدی هم نباشد. یکی از بهترین و عمیق ترین فیلم هایی بود که دیدم از ان دست فیلم هایی بود که با دو بار دیدن آنقدر نکته برای کشف کردن داری که نگران تکراری بودن فیلم نباشی..


14
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
13 Comment threads
1 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
Mr Aliمهدی همتی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 24343 additional Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More to that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

Mr Ali
Member
Member
Mr Ali

لطفا مشکل ناخوانا بودن کامنت ها رو حل کنید

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you can find 38456 more Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on to that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Info here on that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on on that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 35477 more Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/whos-afraid-of-virginia-woolf/ […]

مهدی همتی
Guest
Member
مهدی همتی

سلام. دوستان؛مطالبی که شما نوشتید بیشتر خلاصه داستان و تحلیل شخصیه و اصلا بار نقد و تحلیل سینمایی , اجتماعی و یا حتی محتوایی نداره. بدون استثنا مطالبتون پر از ایراد و اشتباهه؛ اول از شما دوستان خواهش میکنم تا حداقل کتاب های آموزشی بسیار مفید و ساده نوشته شده چگونگی تحلیل و نقد یک فیلم را حداقل یکبار پیش از قلم زدن بخوانید و دوم از مدیران سایت خواهش میکنم تا با قید (باری به هر جهت) هر مطلب ارسال شده را در این سایت که عنوان بزرگی داره منتشر نکنند و آگاه باشند که اینگونه انتشار دادن مطالب… ادامه »