V for Vendetta (ک مثل کین خواهی)


خلاصه داستان:

فیلم، شخصیتی به نام وی که یک جنگجوی آزادی‌خواه است را دنبال می‌کند که از روش‌های تروریستی برای انتقام شخصی و مخصوصاً برای ایجاد تغییرات سیاسی-اجتماعی در جامعهٔ پادآرمانشهری بریتانیای آینده استفاده می‌کند …


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم محسن آزرم

هنوز معلوم نیست واقعاً چه کسی به آنها خبر داده بود. حتی خودِ «گای فاکس» سربازِ انگلیسی، هم از دیدن آنها تعجب کرد. وقتی مجبورش کردند که از زیرِ عمارتِ پارلمانِ انگلستان بیرون بیاید، دیدند که ۳۶ بُشکه باروت همراهش داشته است. بُشکه ها را زیرِ انبوهی از آهن و چوب مخفی کرده بود. قرار نبود کسی از کارِ او باخبر شود. گای فاکس تصمیم گرفت لب از لب وا نکند. اما شکنجه هایی که نصیبش شد، سخت تر از آن بود که طاقت بیاورد. بنابراین، اعتراف کرد که می خواسته پارلمان را درست در روزی که جیمز اوّل افتتاحش می کند، دود کند و به هوا بفرستد. این کاتولیک ناراضی می خواست بریتانیا را تا حد مُمکن ناامن کند. اگر کشور ناامن می شد، مُمکن بود که جیمز از سلطنت کناره گیری کند و شاهی به حکومت برسد که به کاتولیک ها بیش از این احترام بگذارد. قرار نبود کسی از کارِ او باخبر شود. اما همه چیز لو رفت. یکی از نماینده های پارلمان، لُردی کاتولیک بود. در نامه ای بدونِ امضا که به دستش رسیده بود، از او خواسته بودند که در جلسه افتتاحیه حاضر نشود. یعنی همین نامه دل سوزانه همه چیز را به هم ریخت؟ یعنی یک کاتولیک به کاتولیکی دیگر خیانت کرد؟ بعد از اعتراف های گای فاکس و دستگیری هم دست هایش، آنها را در روز پنجم نوامبر ۱۶۰۵ میلادی، اعدام کردند. پنجم نوامبر، سال ها است که به «روزِ فاکس» مشهور است و دسته ای از انگلیسی ها، در این روز خوش می گذرانند و از اینکه توطئه فاکس نقش برِ آب شده است، شادی می کنند. عروسک هایی شبیه او را آتش می زنند و نقابی شبیه چهره او را به صورت می زنند. درست است که گای فاکس را ۴۰۱ سال پیش اعدام کرده اند، اما سالی یک بار، حضورش را به مردم آن کشور (و همین طور نمایندگانِ پارلمان و خاندانِ سلطنتی) اعلام می کند.

•محافظه کاری مارگارت تاچر

داستانی که در خط های بالا خواندید، یکی از چند ایده ای بود که نویسنده های رُمانِ گرافیکی «ک مثل کین خواهی» در ذهن داشتند. داستانِ واقعی گای فاکس این امکان را به آنها می داد فاکسی دیگر خلق کنند و درباره آینده ای که نمی توان از آن گریخت، هشدار بدهند. نسخه اولیه داستان، در،۱۹۸۱ در یکی از مجله های کامیک منتشر شد، اما وقتی مجله به دلایلی تعطیل شد، داستان ک مثل کین خواهی، هنوز تمام نشده بود. هشت سال بعد، نسخه کامل داستان، در قالبِ کتاب به بازار عرضه شد. ک مثل کین خواهی، یک جور واکنش بود نسبت به دولت «مارگارت تاچر» نخست وزیرِ وقتِ انگلستان. روشی که او برای اداره دولت انتخاب کرده بود، به مذاق خیلی از انگلیسی ها خوش نمی آمد و نویسنده های ک مثل کین خواهی هم به این فکر افتادند که می شود آن دولت را در داستان به دولتی فاشیستی/ پلیسی تبدیل کرد. وقتی از «دیوید لوید» یکی از دو نویسنده ک مثل کین خواهی پرسیدند که اگر بخواهد چکیده ای از داستانش را برای کسی تعریف کند چه می گوید، جواب داد که «تعریف کردن یک چکیده، یعنی قبولِ این حقیقت که داستان چیزهای اضافه ای دارد و این اضافه ها را می شود حذف کرد. اما این طوری فکر نمی کنم.» در عوض، لوید ترجیح داد به مایه سیاسی این رُمانِ گرافیکی اشاره کند. «خیلی ساده است. هر آدمی حق دارد از فردیتِ خودش دفاع کند. هیچ کسی، حتی دولت، حق ندارد او را از خواسته اش منصرف کند.» لوید درباره گای فاکس و نسبتش با ک مثل کین خواهی می گوید: «نسبت روشن و واضحی است. ما فکر کردیم که او را می توانیم یکی از پیشگامانِ هرج و مرج طلبی در تاریخ بدانیم. بعد وقتی به کتاب های تاریخ مُراجعه کردیم، دیدیم که اشتباه نکرده ایم. این مراسم های پُرشورِ پنجم نوامبر، اثرش را روی ما گذاشته بود.» علاوه بر این، لوید از چیزهایی حرف می زند که بحث های روز هستند. «درست است که بعد از ۱۱ سپتامبر آمریکایی ها به فکر تروریسم افتادند، اما قبل از اینها به این قضیه فکر کرده بودیم. هیچ چیز به اندازه تروریسم خطرناک نیست. در عین حال، این سئوال هم مطرح است که آیا می توان هر حرکت و اقدامی را تروریستی نامید؟ ما در دوره ای زندگی می کنیم که همه مباحث مخلوط شده اند و کمتر کسی به فکر این چیزها است. تکلیف خیلی چیزها را باید روشن کرد.»

•هدیه ای برای یک دوست

«اندی واچوفسکی» و «لری واچوفسکی» برادرهای بااستعدادی هستند. حتی فکرش را هم نکنید که آنها سه گانه ماتریکس را فقط محض تفریح، یا خوش آمدنِ دلِ خودشان ساخته اند. آنها کامیک بوک ها و رُمان های گرافیکی را دوست دارند و فکر می کنند مهمترینِ مسائلِ بشری را می توان از دلِ همین کتاب ها بیرون کشید. حق با آنها است؟ شاید. خیلی های دیگر هم هستند که روی این کتاب های به ظاهر بی اهمیت، حسابِ ویژه ای باز کرده اند و در اهمیت شان مقاله ها و رساله های عظیمی نوشته اند. برادران واچوفسکی می خواستند ک مثل کین خواهی را خودشان به فیلم تبدیل کنند. این، یکی از محبوب ترین کتاب هایشان بود. اما ماتریکس ها همه وقت شان را گرفته بود و بعید می دانستند که به این زودی ها هوسِ ساختنِ فیلمی دیگر (در حد و اندازه سه گانه ماتریکس) به سرشان بزند. این بود که در یک اقدامِ کاملاً دوستانه، فیلمنامه ای را که خودشان از روی ک مثل کین خواهی نوشته بودند، در اختیارِ «جیمز مک تیگ» گذاشتند که در ساخت ماتریکس ها دستیار آنها بود.

• ۲۰۲۰: انگلستان زیر سایه فاشیسم

جیمز مک تیگ گفته است که قبل از ساختنِ ک مثل کین خواهی، چند فیلمِ مُهمِ تاریخِ سینما را یک بارِ دیگر مرور کرده است؛ مثلاً «نبرد الجزیره»، ساخته «جیلو پونته کورو» را، یا «پرتقالِ کوکی» ساخته «استنلی کوبریک» را. خب، پیدا کردن شباهت بین این دو فیلم، البته آنقدرها هم سخت نیست، اما در حالتِ عادی، کم تر کسی چنین فیلم هایی را کنارِ هم می نشاند. مک تیگ می گوید «برداشتِ من از ک مثل کین خواهی این بود که هر دولتی باید هوای مردم را داشته باشد، وگرنه راه به جایی نمی برد. من در هر دوی فیلم ها (نبرد الجزیره و پرتقالِ کوکی) هم چنین مفهومی را می بینم. در فیلمی هم که من از روی ک مثل کین خواهی ساخته ام، چنین چیزی هست. این جا شما با انگلستانی روبه رو هستید که زیر سایه فاشیسم است. فاشیسم اروپایی، خطرناک ترین ویروسی است که در عالم سیاست پیدا می شود. من سیاستمدار نیستم، این را به عنوان آدمی معمولی می گویم.» نسخه اولیه فیلمنامه برادران واچوفسکی، دقیقاً از روی کتابِ ک مثل کین خواهی نوشته بود، واو به واوِ داستان را به فیلمنامه تبدیل کرده بودند. اما زمانی که مک تیگ هدیه دوستانش را با جان و دل پذیرفت، قرار شد تغییراتی در متن بدهند. زمان اصلی داستان، به سالِ ۲۰۲۰ منتقل شد، یعنی به ۱۴ سال بعد. و بازگشت های زمانی (فلش بک ها) هم در دهه ۱۹۹۰ اتفاق می افتند. «این طوری همه چیز واقعی تر به نظر می رسد، حتی ترسناک تر. چون فکر می کنید که فاصله زمانی زیادی تا سال ۲۰۲۰ ندارید. مثل همه آدم هایی که وقتی رُمانِ ۱۹۸۴ (نوشته مشهور جورج اُرول) را می خواندند، رعشه به اندام شان می افتاد و به این فکر می کردند که نکند واقعاً در،۱۹۸۴ چنین مصائبی به جانِ آدم ها بیفتد؟» برادران واچوفسکی بنا به خواسته مک تیگ، تغییرهای دیگری هم در داستان فیلم دادند. «از آنها خواستم که فکری برای پُر و پیمان بودنِ داستان بکنند. ک مثل کین خواهی، روی کاغذ با فیلم تفاوت هایی دارد. آن قدر شخصیت در رُمان هست که فکر می کنید خدایا چه نابغه هایی آن را نوشته اند. اما اگر قرار بود همه آنها را در فیلم هم بیاوریم، مجبور بودیم زمانِ فیلم را سه برابر کنیم. از برادران واچوفسکی خواستم تا جایی که ممکن است، شخصیت هایی را که شباهت هایی به هم دارند، در هم مخلوط کنند. اگر هم نشد حذف شان کنند. بین همه فیلم ها و کتاب ها تفاوت هایی هست. هیچ اقتباسی نمی تواند عینِ کتاب باشد. اگر چنین باشد، فیلم خوبی نیست.»

•آنچه شما خواسته اید

ک مثل کین خواهی، یک فیلمِ معمولی نیست. سر و شکلِ فیلم های معمولی را ندارد. داستانِ جذابی دارد، ولی ممکن است حوصله بعضی را سر ببرد. اما همه اینها دلیلِ خوبی برای دوست نداشتنِ فیلم نیستند، چون ک مثل کین خواهی، یکی از دیدنی ترین (اگر نگوییم بهترین) اقتباس هایی است که از یک رُمانِ گرافیکی شده است. مهم ترین نکته ای که در طولِ تماشای فیلم نباید از آن غافل شد، ترکیبِ درستِ سیاست و تحرک (اکشن) است، چیزی که کمتر درست از آب درمی آید. اما اینجا، با نمونه ای واقعاً کم یاب روبه رو شده ایم. شخصیتِ «و» (یا به فارسی: ک)، آدمی عجیب و غریب است. می خواهد به سُنّتِ گای فاکس، پارلمانِ انگلستان را به هوا بفرستد و برای شروع، ساختمانِ دادگستری را منفجر می کند و با موسیقی های کلاسیک، بالا و پایین می پرد. هدفِ «و»، این است که حکومت خودکامه ای را که در انگلستان به قدرت رسیده، برکنار کند. یکی از شعارهای این هرج و مرج طلب این است: آزادی؛ برای همه.

•ذهنِ در بند

«چسلاو میلوش» شاعرِ مشهوری است. اهل لهستان است و بیست و شش سال پیش، برنده جایزه نوبلِ ادبی شد. میلوش کتابی دارد به نامِ «ذهنِ در بند»، که اساساً درباره توتالیتاریسم (خودکامگی) است. ذهنِ در بند، متأسفانه، تمام و کمال به فارسی ترجمه نشده است، اما چند فصل ابتدایی آن را «دکتر عباس میلانی» به فارسی برگردانده و در «چند گفتار درباره توتالیتاریسم» (نشرِ اختران، ۱۳۸۱) منتشر کرده است. میلوش در تکه ای از این کتاب می نویسد: «آمریکایی هایی که به سرشت قوانین خود واقف اند، دموکراسی را به قایق غریبی تشبیه می کنند که در آن هرکسی، به سویی پارو می زند. نابسامانی و سوءاستفاده متقابل فراوان است. هماهنگ کردن مردم هم کارِ دشواری است. در قیاس با چنین قایقی، کشتی تندرو توتالیتر، که پاروزنان، به سرعت پیش می تازد، شکست ناپذیر جلوه می کند. امّا گاه کشتی توتالیتر، به سنگی می خورد و به گِل می نشیند، و قایق دموکراسی، از کنارِ همان سنگ، آرام پیش می راند.» (چند گفتار…، صفحه ۹۳) جیمز مک تیگ کارگردان فیلمِ ک مثل کین خواهی هم در یکی از مصاحبه هایش گفته است که «مسئله مهم این است که گاهی از دلِ حکومت های دموکرات، آدم هایی بیرون بیایند که به توتالیتاریسم علاقه دارند. در مقابل آنها چگونه باید ایستاد؟ آیا راهِ حلّ درست و اساسی، هرج و مرج طلبی (آنارشیسم) است؟ روزی که کارگردانی این پروژه را قبول کردم، از دو استاد علوم سیاسی هاروارد تقاضای ملاقات کردم. در آن دیدارها خلاصه داستان را برای شان تعریف کردم و از آنها خواستم که به لحاظ سیاسی، ماجرا را برایم روشن کنند. در واقع، اگر کمک آنها نبود، شاید به نتیجه نمی رسیدم.»

•حوصله هیچ کسی را ندارم

نباید گولِ ریش و موی انبوهش را خورد. درست است که قیافه اش به آدم هایی می ماند که همین حالا از دلِ غاری تنگ و تاریک، یا جنگلی دوردست بیرون آمده اند و بویی از انسانیت نبرده اند، اما واقعیت چیز دیگری است. «آلن مور» یک انگلیسی واقعی است. پنجاه و سه سال قبل، در نورث همپتن به دنیا آمده و بیش تر کارهایش در مجله مشهور و مهمی مثل «دی سی» چاپ شده اند. یک داستان نویس درجه یک، با ذهنیتی سرشار از خلاقیت و ایده های نبوغ آمیز. اما رابطه نابغه غارنشین و سینما، همیشه رابطه ای یک طرفه و البته خصمانه بوده است. آلن مور می گوید که علاقه ای به ساخته شدن داستان هایش ندارد و ترجیح می دهد آنها لابه لای صفحات مجله ها باقی بمانند. حکایت دشمنی او با سینمای هالیوود، یکی از مشهورترین داستان های تاریخ سینما است. می گوید وقتی او را به نمایش خصوصی «از جهنم» (که براساس یکی از رُمان های او ساخته شده است) دعوت کردند، با اکراه وارد سینما شد. با نفرت به آدم هایی که روی صندلی ها نشسته بودند نگاه کرد و پیش از آنکه چراغ ها را خاموش کنند، شروع کرد به بازی کردن با ریشِ انبوهش. در جوابِ لبخندهایی که نثارش می شد (خیلی ها در سالن سینما بودند که رمان های گرافیکی او را دوست داشتند) رویش را برمی گرداند و بالاخره، وقتی فیلم روی پرده افتاد، شروع کرد به غُر زدن و موقعی که ده دقیقه از شروع فیلم گذشت، از جا بلند شد، یکی از بدترین فُحش های عالم را، با صدایی که همه آدم های توی سینما بشنوند، نثارِ کارگردان و باقی عوامل فیلم کرد و از سالن بیرون زد. می گویند وقتی فردای آن شب، از کمپانی تولید فیلم تلفنی با او تماس گرفتند، چنان عربده ای کشیده که صدایش را همه کارمندهای کمپانی شنیده اند! خب، چه می شود کرد؟ این روشِ معمولِ آلن مور است. علاقه ای ندارد که کسی درباره سینما، هالیوود و اقتباس از رُمان های گرافیکی با او حرف بزند. «چون همه شان ابله اند. یک مُشت آدمِ بی سواد، یک مُشت تاجرِ بی کلّه، یک مُشت نفهم که فکر می کنند همه چیز را می فهمند. با آنها باید این طوری حرف زد. باید بهشان یادآوری کرد که چیزی حالی شان نیست. اگر به آنها احترام بگذارید، هوا برشان می دارد. آن وقت فکر می کنند کسی هستند. ولی نیستند. وقتی اسم هالیوود را می شنوم، پوست تنم مور مور می شود. موهایم سیخ می شوند. حس می کنم با یک عده زبان نفهم روبه رو شده ام که می خواهند ایده های خودشان را به من تحمیل کنند. خیلی دلم می خواهد رمانی بنویسم که در آن یک آدم عاقل و خوش ذوق، هالیوود را بترکاند و این دروغ بزرگ را بفرستد هوا.» خب، فکر می کنید دلیل این همه بد و بیراه چیست؟ یعنی کمپانی تولیدکننده فیلم، از آلن مور اجازه نگرفته است؟ آنها به مور خبر داده بودند. خودش می گوید «من از این برادران واچوفسکی خوشم نمی آید. وقتی ماتریکس را دیدم، حالم بد شده بود. خیلی بد بود. نمی دانم کدام یکی شان با من تماس گرفت. کلّی از من تعریف کرد که بهش گیر ندهم. گفت این داستانت را می خواهیم فیلم بکنیم. حاضری فیلمنامه را بخوانی؟ بهش گفتم فیلمنامه خواندن کار من نیست، من کارهای مهمتری توی این دنیا دارم. شما هم اگر نمی توانید داستانی برای فیلم تان بنویسید، به کار بقیه کاری نداشته باشید.» آلن مور در یکی از چند مکالمه اش با تولیدکننده های فیلم، گفته بود که اگر دست از سرش برندارند و بخواهند نامش را در عنوان بندی فیلمی که روانه سینماها می کنند بیاورند، به نشانه اعتراض نامش را از همه کارهایی که برای دی سی کرده حذف می کند و دیگر برایش مهم نیست که کسی او را به یاد بیاورد یا نه. مور اضافه کرده بود که هرچند این کار برایش آسان نیست، ولی حس می کند چاره دیگری برایش نمانده است.

•ولی من کاملاً راضی ام

آلن مور تنها نویسنده ک مثل کین خواهی نیست. در حقیقت، او صاحب نیمی از کتاب است. نیمه دیگر کتاب، به «دیوید لوید» تعلق دارد که به خلافِ دوستش، مزاجی آتشین و اخلاقی تُند ندارد. لوید می گوید «من از نتیجه کار راضی ام. فکر می کنم نمی شود بهتر از این یک رُمان گرافیکی را به فیلم درآورد. مهم ترین چیزی که باعث شد فیلم را دوست داشته باشم، این بود که دیدم برادران واچوفسکی و جیمز مک تیگ، شیفته این جور داستان ها هستند. در چنین مواقعی است که نتیجه کار دیدنی از آب درمی آید.» خب، پس یعنی لوید موافقتی با غُرغُرهای همکارش ندارد؟ «نه، واقعاً نه. آلن یکی از نازنین ترین آدم های روی زمین است. من هم خیلی دوستش دارم. ولی فکر نمی کنم حرفش درست باشد. آلن به تصویری که روی پرده سینما می افتد اعتماد ندارد. فکر می کند چیزی که خودش خلق کرده، بهتر از هر فیلمی است. منظورش قطعاً همین است.»

•به معماری لندن چه کار دارید؟

خب، حالا که به آخرِ این یادداشت رسیده ایم، بگذارید به یکی از یادداشت های منتقدها سری بزنیم و ببینیم آنها درباره فیلم چه می گویند. «راجر ایبرت» منتقد سینمایی روزنامه «شیکاگو سان تایمز» در ریویویش راجع به «ک مثل کین خواهی» به این اشاره کرده بود که هرچند فیلم از روی یکی از رُمان های گرافیکی «آلن مور» ساخته شده، (رُمانِ گرافیکی، یک جور کامیک بوک است که مخاطب هایش بزرگ ترها هستند و معمولاً به دردِ بچه ها نمی خورد. تاریخچه خشونت، ساخته دیوید کراننبرگ هم از روی همچو داستانی ساخته شده است.) اما نباید از حضور «برادران واچوفسکی» به عنوان فیلمنامه نویس ها غافل شد. ایبرت نوشته بود که داستان سه گانه ماتریکس (ساخته اندی و لری واچوفسکی) هم راجع به جماعتی از شورشیان بود که علیه یک نظام متّحد می شدند. فیلم، پُر از ایده های درخشانی است که نمی شود بی اعتنا از کنارشان گذشت، مهمتر از همه اینکه کارگردان راهی پیدا کرده تا تماشاگرش، اسیرِ کشفِ پیام ها نشود. ایبرت در عین حال، این سئوال را مطرح می کند که آیا فیلم ک مثل کین خواهی را باید داستانی تمثیلی (و پیش گویانه) دانست که سالِ ۲۰۲۰ میلادی را به نمایش می گذارد یا نه، صرفاً با یک جور تخیلِ نابِ تصویری روبه رو هستیم؟ جوابی که خود او می دهد، طبیعی ترین و منطقی ترین چیزی است که می توان گفت؛ اینکه به خاطر تنوعِ خواسته های آدم ها، و تفاوتِ ذهنیت شان، هر برداشتی درست و منطقی به نظر می رسد. ایبرت در ریویویش توضیح می دهد که یکی از ایده های فیلم ک مثل کین خواهی، همان عقیده ای است که «و» به زبان می آورد و می گوید مردم نباید از طبقه حاکم بترسند، در واقع، این طبقه حاکم است که باید از مردم هراس داشته باشد. در توضیح این گفته ایبرت اضافه می کند که حق، البته، با «و» نیست و صورت آرمانی یک حکومت واقعی آن است که طبقه حاکم و مردم پاسخگوی همدیگر باشند تا همه چیز روال منطقی اش را طی کند. به محض اینکه یکی از دو طرف بترسد، خشونت پدید می آید. یکی از بامزّه ترین چیزهایی که ایبرت در ریویویش به آن اشاره می کند، خشونتی است که در ک مثل کین خواهی، نثار لندن، پایتخت بریتانیا، می شود. ایبرت می گوید که لندن را دوست دارد و از اینکه دیده موجود خبیث انسانی مثل «و» شهر را تهدید می کند، احساس خوبی نداشته و اصلاً نفهمیده که چرا او (شاید هم کارگردان) باید انتقامش را از «معماری» این شهر بگیرد!

نویسنده: محسن آزرم (mohsen.azarm@gmail.com)

منبع: روزنامه شرق، شماره 788 به تاریخ 30/3/85

نقد و بررسی فیلم به قلم

هر روز که می‌گذرد، سینما توجه بیشتری را معطوف مقوله‌ی توتالیتاریسم می‌کند. این توجه، معقول و منطقی است. نباید فراموش کرد که سه نظام بزرگ توتالیتاریستی قرن بیستم، آلمان هیتلری، شوروی استالینی و چین مائویی، باعث مرگ ده‌ها میلیون نفر از مردمان کشورهای خویش و دیگر کشورهای جهان شدند. حتی امروز نیز جهان از خطر اندیشه‌های توتالیتاریستی (یا تمامیت‌خواهانه) در امان نیست. تروریست‌های خطرناکی مثل بن لادن، بر اساس بنیان‌ها و اصولی دست به خشونت و ترور می‌زنند که ریشه و شالوده توتالیتاریسم نیز هست. به این ترتیب رابطه نزدیکی میان تروریسم و توتالیتاریسم برقرار است و ارتباط میان این دو مقوله، مضمون محوری فیلم تازه‌ای است به نام ک مثل کین خواهی.

ک مثل کین خواهی در نوع خود فیلم بحث برانگیزی است. از آن نوع فیلم‌هایی است که ذهن تماشاگر را به چالش می‌کشد. هر کسی می‌تواند برداشت و نظر خاص را در قبال نظرات مطروحه در فیلم داشته باشد، نظراتی مثل این «آزادی مهمتر از امنیت است.» یا «مرگ بهتر از زندگی در اسارت است.» یا «مردم نباید از حکومت بترسند بلکه این حکومت است که باید از مردم بترسد» و … من شخصا نظرات متفاوتی در مورد نقطه نظرهای سیاسی این فیلم دارم، اما درستی یا نادرستی نظرات سیاسی فیلم چندان مهم نیست، مهم چالشی است که در ذهن تماشاگر به وجود می‌آورد. ارزش و اعتبار فیلم عمدتا به واسطه همین قدرت انگیزش‌گری است.

داستان فیلم ک مثل کین‌خواهی در سال 2020 در لندن سپری می‌شود. یک ویروس مرگبار در سراسر جهان شیوع یافته است و اغلب آمریکایی‌ها را کشته است. جنگ‌های داخلی، فقر و شورش سراسر آمریکا را فراگرفته است. اوضاع در انگلیس اندکی آرام‌تر است. یک رهبر فاشیست به اسم آدام ساتلر (جان هرت) یک حکومت توتالیتر در انگلستان برقرار کرده است. او معتقد است که آنچه مردم به آن نیاز دارند، امنیت است نه آزادی. در این میان، مردی به اسم «وی» V (هوگو ویوینگ) قصد دارد این نظام زورگوی مستبد را به زیر بکشد. «وی» همیشه یک نقاب پلاستیکی بر چهره دارد. این نقاب در واقع تصویری است از چهره «گای فاکس»، مردی که در سال 1605 برای منفجر کردن پارلمان بریتانیا اقدام کرد اما نهایتا موفق به انجام این کار نشد. گای فاکس یک کاتولیک متعصب بود که از حکومت پروتستان‌های انگلیسی نفرت داشت. مردم بریتانیا شب پنجم نوامبر هر سال را با برگزاری آتش‌بازی و سوزاندن آدمک گای فاکس، عدم موفقیت این تروریست قرن هفدهمی را جشن می‌گیرند.

«وی» نیز قصد دارد در عرض یک سال، نظام توتالیتر حاکم بر کشورش را نابود کند. او روز پنجم نوامبر را به عنوان روز آغاز و پایان عملیات یک ساله‌اش انتخاب کرده است. در شب پنجم نوامبر 2020، ایوی (ناتالی پروتمن)، که در ایستگاه تلویزیون دولتی کار می‌کند، بعد از پایان کار روزانه‌ی خود قدم به خیابان می‌گذارد تا به خانه برود. اراذل و اوباش وابسته به حکومت، ایوی را در گوشه‌ی خیابان گیر می‌اندازند. آنها قصد دارند به ایوی تجاوز کنند، اما ناگهان «وی» از راه می‌رسد و ایوی را از دست مهاجمان نجات می دهد. «وی» سپس از ایوی می‌خواهد که برنامه‌ای را که وی ترتیب‌اش را داده از نزدیک تماشا کند. این برنامه عبارت است از انفجار ساختمان دادگستری بریتانیا، توأم با آتش‌بازی و پخش موسیقی کلاسیک (چایکوفسکی). «وی» به ایوی یادآور می‌شود که در عرض یک سال آینده حکومت را سرنگون خواهد کرد و انفجار ساختمان دادگستری فط آغاز این سلسله عملیات است. نظام بلافاصله به دروغ اعلام می کند که دلیل انفجار ساختمان دادگستری، چیز دیگری بوده است. اما «وی» به زور وارد ایستگاه تلویزیون می‌شود و به مردم اعلام می کند که انفجار ساختمان دادگستری کار خود اوست. رژیم که از این بابت احساس خطر می‌کند تلاش گسترده‌ای را برای شناسایی هویت واقعی «وی»، آغاز می‌کند. «وی» از ایوی می‌خواهد که به او بپیوندد اما ایوی از واکنش جکومت می‌ترسد و …

اگر بتوان ایرادی از فیلم گرفت، تراکم خطوط داستانی آن است. مثلا همه آنچه که به گای فاکس مربوط می‌شود، اندکی زائد به نظر می‌رسد. قطعا اگر از این خشو و زوائد کاسته می‌شد، نتیجه‌ی بهتری به دست می‌آمد. اما فیلم از حیث سبک و استیل بصری، فوق‌العاده عالی و تماشایی است. جیمز مکتیو، کارگردان ک مثل کین‌خواهی، همچنین هرگز اجازه نمی دهد که گام و ضرباهنگ فیلم‌اش کاستی بگیرد. فیلم در تمام لحظات‌اش جذاب و تماشایی است. در اینجا باید به نقش برادران واچوفسکی (سازندگان سری فیلم‌های ماتریکس) نیز اشاره کنم. این دو به عنوان نویسنده فیلمنامه و تهیه‌کننده در تولید فیلم ک مثل کین‌خواهی مشارکت داشته‌اند. تأثیر این دو در فیلم حاضر، افزایش مایه‌ها، یا بهتر بگویم تعبیر و تفسیرهای فلسفی‌ست که می‌توان از این فیلم استنتاج کرد. ک مثل کین‌خواهی همانند ماتریکس حکایت شورشیانی است که علیه یک سیستم تمامیت‌خواه به پا می‌خیزند. اما تفاوت ک مثل کین‌خواهی با ماتریکس، در اولویت قرار نگرفتن جلوه‌های ویژه است. البته ک مثل کین‌خواهی از جلوه‌های ویژه و اکشن تهی نیست. اتفاقا طراحی صحنه‌های اکشن فیلم، یک امتیاز برای آن به شمار می‌رود. فیلم در همه حال جذاب و تماشایی است. فیلمساز همچنین این فراست را داشته که با اضافه کردن کاراکتر ایوی به داستان، بر مایه‌های انسانی فیلم بیفزاید.

فیلم کم مثل کین‌خواهی، از روی نوولی به قیلم آلن مور (منتشر شده در سال 1983) اقتباس شده است. مور متخصص نگارش نوول‌های گرافیکی (یا نوول‌های مصور) است. فیام موفق «از جهنم» که درباره جک قصاب است نیز از از روی یکی از نوول‌های مور ساخته شده بود. البته آقای مور به هر سه فیلمی که هالیوود از روی فیلمهایش ساخته، معترض است و اسم خود را از تیتراژ این فیلمها حذف کرده است. احتمالا نویسنده‌ی مشکل‌پسندی است، چون حداقل دو فیلم «از جهنم» و «ک مثل کین‌خواهی» در مجموع آثار موفق و ارزشمندی شده‌اند.

اما ایراد بزرگ فیلم (البته به اعتقاد من)، حمایت ضمنی ان از اقدامات خشونت‌آمیز علیه رژیم‌های تمامیت‌خواه است. فصل پایانی فیلم، گویای اوج این خشونت است. امروزه ثابت شده که بهترین شیوه برای ساقط کردن نظام‌های توتالیتر، مبارزه مسالمت‌آمیز است. حکومت‌های توتالیتر و اقتدارگرا مایل‌اند که مخالفان خود را وارد عرصه‌های خشونت‌آمیز کنند چرا که به این ترتیب همواره دست بالاتر را خواهند داشت. اما اگر مخالفان از خشونت دوری کنند و به روش‌های مبارزاتی آرام روی بیاورند، رژیم قادر به مقابله با آنها نخواهد بود. قدرت مردم تنها در عرضه فعالیت‌های مدنی و صلح‌جویانه، قابلیت شکوفایی و با بار نشستن را دارد اما ک مثل کین‌خواهی این گونه نمی‌اندیشد و در عوض، خشونت را تقدیس می‌کند.

گرفته شده از:مجله «دنیای تصویر»

گردآوری: هزارتوی ذهن

نقد و بررسی فیلم به قلم

در آینده انگلستان، دختری جوان به نام ایوی (ناتالی پورتمن) توسط مردی ماسک پوش، به نام V (هوگو ویوینگ) از یک موقعیت مرگ و زندگی نجات پیدا می کند. V که شخصیتی عمیقا پیچیده دارد، در نگاه اول مودب، پر شور، حساس و روشنفکر به نظر می رسد. مردی که خود را وقف آزادی مردم سرزمینش، که توسط عده ای ارعاب و در واقع برده شده اند، کرده است. وی همچنین تند و تیز، انتقامجو، تنها و خشن است. V در پی آزادسازی مردم انگلستان از فساد و ظلم دولت منحرف، ستم رهبران منتخب مردم را محکوم می کند و آن ها را دعوت به شرکت در پارلمان سایه های پنجم نوامبر، روز فاکس، می نماید. روزی که در 1605 فاکس در تونل زیرین ساختمان پارلمان با 36 بشکه باروت دستگیر شد. وی با همکارانش نقشه ای برای انفجار در واکنش به دولت فاسد خود کشیدند. جاییکه که جیمز آی. فاکس و همراهانش دستگیر شده، و محکوم به چهار شقه شدن گشتند و طرح آن ها برای تعویض حکومت مستبد هیچگاه به نتیجه نرسید. اما V با در بر داشتن روح مبارز نقشه فاکس، پیمان می بندد که در سالروز وی در پنجم نوامبر، ساختمان پارلمان را منفجر کند. ایوی همزمان با پرده برداشتن از گذشته ی اسرار آمیز V، به حقایقی نیز در رابطه با خود و دلیل انتخابش برای همراهی V و به ارمغان آوردن آزادی و صلح برای اجتماع وحشت زده و فاسد پی می برد…

پلان آخر:

این تریلر سیاسی روایت قهرمانی است که در زمان خواب مردم، بیدار مانده و یک تنه به ستیز ظلم می شتابد. سعی در بیداری همگان با اسلوب خویش را دارد. دختری خوش قلب را به همکاری می طلبد و به وی رنج را می آموزد و با ایجاد حس همدردی روحش را تسخیر می نماید. فضای فیلم بیش از آنکه بیننده را به آینده ببرد، گذشته را یاد آوری می کند. ک مثل کین خواهی با درون مایه ای انقلابی برای لحظاتی این امید را به وجود می آورد که یک دست نیز برای خود صدایی دارد و به تنهایی می توان تغییری ایجاد کرد.

در این فیلم ناتالی پورتمن با ظاهری متفاوت، عشقی افلاطونی و غیر فیزیکی را در جامعه ای سرد و سیاه به تصویر می کشد و برای جلب توجه بینندگان خواهان اکشن سعی نشده خشونت در تمامی لحظات به تصویر کشیده شود و احساسات وی را مشوش سازد. همچنین فضایی شاد و به دور از غم و تنها روی خوش زندگی نیز به فراموشی سپرده شده است. اجتماع غم زده و خاموش به نظاره یک حرکت متفاوت می نشیند، به این امید که سکونی که در اثر ترس ناخودآگاه در تمامی صحنه ها، تکاپو را از بشریت ربوده از بین برود.

[nextpage title=”نقد و داستان فیلم «ک مثل کین خواهی»”]

داستان فیلم:درسال 2020 یک ویروس مرگبار در سراسر جهان شیوع یافته واغلب آمریکاییها را کشته است. جنگهای داخلی فقر و شورش سراسر آمریکا را فرا گرفته است درانگلستان اوضاع اندکی آرامتر است.یک رهبر فاشیست به اسم آدام ساتر یک حکومت توتالیر در انگلستان برقرار کرده.او معتقد است آنچه مردم به آن نیاز دارند امنیت است نه ازادی.در این میان مردی به اسم (وی)قصد دارد این نظام زورگوی مستبد را به زیر بکشد.

وی همیشه یک نقاب پلاستیکی بر چهره دارد.این نقاب در واقع تصویری است از چهره ( گای فاکس ).مردی که در سال 1605میلادی برای یک اقدام تروریستی در پارلمان بریتانیا اقدام کرد اما ناکام ماند. فاکس یک کاتولیک متعصب بود که از حکومت پروتستانهای انگلیسی تنفر داشت.مردم بریتانیا در شب پنجم نوامبر هر سال با برگزاری آتش بازی عدم موفقیت گای فاکس را جشن میگیرند.”وی” نیز قصد دارد در عرض یکسال نظام توتالیر حاکم بر کشورش را نابود کند.اوروزپنجم نوامبر را به عنوان روز آغاز و پایان عملیات یکساله اش انتخاب کرده است.در شب پنجم نوامبر 2020 ایوی (ناتالی پورتمن)که در ایستگاه تلویزیونی کار میکندبعداز پایان کارروزانه خودقدم به خیابان میگذارد تا به خانه برود امااراذل و اوباش وابسته حکومت ایوی را در گوشه خیابان گیر می اندازند و قصد تجاوز به اورا دارنداما ناگهای “وی”از راه میرسد وبعداز نجات ایوی از اومیخواهد تا برنامه ای را که ترتیب داده با او تماشا کند.این برنامه عبارت است از انفجارساختمان دادگستری بریتانیا توام با آتش بازی و پخش موسیقی از بلندگوهای خیابان

“وی”به مردم یادآورمیشودکه در عرض یکسال آینده نظام را سرنگون خواهد کرد و انفجار ساختمان دادگستری فقط آغاز این سلسله عملیات است.نظام بلافاصله به دروغ اعلام میکند که دلیل انفجار ساختمان دادگستری چیز دیگری بوده اما “وی”به زور وارد ایستگاه تلویزیونی میشود و به مردم میگوید که انفجار ساختمان دادگستری کار خود اوست.رژیم که بشدت احساس خطر میکندتلاش گسترده ای را برای شناسایی هویت “وی “آغاز میکند….

نقد :

فیلم ماجرای شخصی نقاب‌دار را بیان می‌کند که به دنبال انتقام از دولت ِ دیکتاتوری در انگلستان است. تنها چیزی که ما از «وی» می‌دانیم، همین نامش است. حتی این شورشی،‌ بینندگان را در تنهایی خویش محرم نمی‌یابد و چهره‌اش را به ما نشان نمی‌دهد. وی کسی است که زندگی ِ زنی جوان به نام «ای-وی» را نجات می‌دهد، اما هدف او فقط نجات زندگی یک نفر نیست. هدفی والاتر دارد، تصمیم دارد دولت را نابود کند،‌ آن‌هم به شیوه‌ی تروریستی. می‌خواهد دنیایی جدید ایجاد کند.

images/stories/rooz/naghd/250/V-for-Vendetta/27-V-for-Vendetta.jpgاین فیلم با استفاده از شیوه‌ی تروریسم برای آزادی‌خواهی، و یا دیالوگی چون : «اگر تعداد مردم کافی باشد، انفجار یک ساختمان هم می‌تواند دنیا را تغییر دهد.» طعنه‌ای نیش‌دار به ماجراهای یازده سپتامبر برج‌های تجارت جهانی زده و بعضاً با ناراحتی‌هایی روبه‌رو شده است. چنین فیلمی با زیاد کردن درد در ذهن بیننده، سعی در نشان دادن عنوان خود دارد،‌ کین‌خواهی.رابطه‌ی عجیبی بین وی و ای-وی وجود دارد و از این‌رو می‌توان فیلم را بازتابی از «پرتقال کوکی» یا «فارنهایت 451» دانست. با این وجود، فیلم کماکان اصالت خود را حفظ کرده است. فیلمی است چندلایه که شاید در ابتدا فقط هیجان‌انگیز به نظر برسد، اما پیامی دارد از مسئولیت هر فرد در مقابل فشارهای سیاسی و تغییرات انقلابی. تم ِ قدرتمند داستانی بر اساس این تفکر است که «ایده، همیشه زنده است. هرچند ممکن است کسی که ایده را داده،‌ خود از بین برود.»

این فیلم نوشته‌ی برادرانی است که فیلم جنجال‌برانگیز ماتریکس را ساخته‌اند، لری و اندی واچفسکی با الهام از رمان گرافیکی آلن مور، رد پایی نیز از خود به جای گذاشته‌اند. رمان، که رمانی قرن بیستمی‌است چنان تغییر یافته که نمی‌توان گفت فیلم در چه سالی اتفاق می‌افتد.

شاید هوگو ویوینگ در این فیلم، پشت نقابی پنهان شده باشد که مخلوطی است از زورو و ژوکر ِ جک نیکلسن. فیلم آن دیالوگ‌های پر رمز و راز ماتریکس که گاه حتی گیج کننده به نظر می رسید را ندارد. اما جا به جای فیلم بازی‌هایی با کلمات شده،‌ شاید آن‌جا که ای-وی به وی می‌گوید «تو چه کسی هستی؟» پاسخ او در خور توجه باشد: «چه کسی شکلی است به تبع چه!»

این فیلم از آن فیلم‌هایی است که ارزش دیدن را دارد و حتی اگر ما آن را جدی نگیریم، خودش بدجور خودش را جدی گرفته است. مطمئن باشید این فیلم با هیچ کس شوخی‌ ندارد.

منبع: آکادمی فانتزی


61
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
61 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
32 Comment authors
Mr Alihossein hosseinxavi.h999سارینا Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
یک آنارشیست
Guest
Member
یک آنارشیست

تفسیر ها و نقد هارو خوندم و باید بگم که شخصیت وی یک آنارشیست واقعی رادیکال است.و حتی آرم او ک یک وی سرخ و دایره هست از نماد آنارشیسم گرفته شده.چیزی که بهش پرداخته نشد.

شهاب شیندلر
Guest
Member
شهاب شیندلر

یکی از شاهکارهای مطلق سینماس این فیلم.موضوع فوق العاده قوی و ازی بی نظیر ویوینگ.شوالیه تاریکی در سال۲۰۰۸ یه تیکه هایی از این فیلم کمک گرفته

xavi.h999
Guest
Member
xavi.h999

دوستان عزیز من این فیلم رو ۲ ۳ بار دیده بودم
تا اینکه امشب نسخه دوبلشو دیدم
باید بگم دوبله این فیلم رو باید جز شاهکارهای تاریخ دوبله بزاریم
این فیلم با دوبله بهتر چسبید چون تمام صحنه هارو میدیدی و مجبور نبودی یه چشمت به زیرنویس باشه یه چشمت به صفحه

سارینا
Guest
Member
سارینا

چقدر آخه یه فیلم میتونه خوب باشه ؟ چرا این واچوفسکی ها هر چی مینویسن انقدر خوبه و گوشت میشه به تن آدم؟ این ، اطلس ابر ، ماتریکس… فیلمنامه هاشون مثل تیغ تیزه و پر از حرف و در عین حال نرمی و پیوستگی آب روان رو داره ! هوگو ویوینگ ! اصلا نمیتونم چیزی بگم . آخ از حرکاتش و صداش ! بدون میمیک . بدون ارتباط چشمی . فقط با صدا و حرکت چقدر خوب آدم رو با خودش همراه کرد و مسخ کرد . من تو کل فیلم فقط وی رو دیدم . بازی پورتمن تو… ادامه »

Romina
Guest
Member
Romina

فیلم معرکه بود
فقط اون دستگاه با چرلغ قرمز که وی و بازرس ازش استفاده میکردن موقع گفت و گوهاشون،رکوردره؟؟؟؟ 😮 😮

-1998aMd
Guest
Member
-1998aMd

بسیار عالی فقط همین وبس… 😉

Saeed1985
Guest
Member
Saeed1985

ی نفر:تمام نظراتو خوندم ب چیزی ک میخوام بگم کسی اشاره نکرده بود این فیلم فیلم خوبیه اما فراموش نکنید ک از هنجنسگرایان دفاع کرده و اونارو مظلوم نشون داده در ضمن اومدن ملت رو از قرآن ترسوندن اون یارو ک مجری تلویزیون بود نخست وزیرو مسخره کرد اومدن گفتن بخاطر مسخره کردن نخست وزیر اعدام نشد بخاطر داشتن قران اعدام شد هر چند نسخه دوبله این دو موضوع رو پنهان کرده بود و صدای شخصیت v در دوبله واقعا عالی بود عزیزم ساده بود فیلم داره میگه که تحمل متفاوت ها در نوع حکومت که تو فیلم نشون داده… ادامه »

v
Guest
Member
v

زیر این نقاب یک ایده قرارداره…و ایده ها ضد گلوله هستند… عالی بود

Member
Member

دنیل:کی دوبلریه نقش v رو داره؟؟؟؟؟محشره 🙄

آقای نصرالله مدقالچی

Member
Member

فیلمی بسیار عالی،جذاب،مهیج،تأثیرگذار و لذت بخش 🙂

دنیل
Guest
Member
دنیل

کی دوبلریه نقش v رو داره؟؟؟؟؟محشره 🙄

محنا
Guest
Member
محنا

چه فضای آشنایی, چه حرفهای آشنایی, فیلم به جریانات انقلابهای گذشته وحال اشاره داره و احتمالا انقلاب درونی افراد. کنار گذاشتن ترس…

shasgooooool
Guest
Member
shasgooooool

pouriya:از دوستانی که واقعا هیچی از فلسفه نمیفهمند خواهشمندم که فیلم دیدن و بزارن کنار … این فیلم شاهکاره هیچ حرف دیگه ای هم قبول نمیکنم[/qu** ننت سقراط

مهدی32
Guest
Member
مهدی32

این فیلموبیشتر ازسی بار دیدم وهر دفعه دیگه نگاه می کنم چیز جدیدی ازش یادمی گیرم ولی به نظر من یه جور بی اعتمادی نسبت به سیاست رو واسه آدم بوجود میاره

ناصر
Guest
Member
ناصر

من فکر میکنم خیلی ها کاملا متوجه فیلم نشدن حتی منتقد . من این فیلمو بیش از صد بار دیدم. فیلم لینک های زیادی بهتون میده که فضای بهتری از داستان رو لمس کنید اما بدون این لینکها هم میتونید از فیلم لذت ببرید یعنی فیلم حالت عمومی و تخصصی تر داره.لینک هایی که میده مثلا جایی از فیلم از کنت مونت کریستو و یا مکبث صحبت میکنه که ذهنیت عاطفی و منطقی وی رو بهتون معرفی میکنه و در مقابل ایوی رو قابل لمستر. باز میگم این فیلم لایه های زیادی داره حتی آهنگ های متنش شمارو میتونه آگاه… ادامه »

کارن
Guest
Member
کارن

سلام .به نظرم این فیلم یکی از بهترین فیلم های دنیاست به خاطر مضمون این فیلم ولی این فیلم یه فیلمه مخاطب پسند نیست.

یولبارس
Member
Member
یولبارس

pouriya:[b]از دوستانی که واقعا هیچی از فلسفه نمیفهمند خواهشمندم که فیلم دیدن و بزارن کنار[/b] … این فیلم شاهکاره هیچ حرف دیگه ای هم قبول نمیکنم

😐

pouriya rezaali
Member
Member
pouriya rezaali

از دوستانی که واقعا هیچی از فلسفه نمیفهمند خواهشمندم که فیلم دیدن و بزارن کنار … این فیلم شاهکاره هیچ حرف دیگه ای هم قبول نمیکنم

امین کورلئونه
Guest
Member
امین کورلئونه

معمولا عادت ندارم بحث کنم ۱-اگه به خودتون زحمت بدین و یه سرچی بفرمایید در اینترنت میتونید نسخه دوبله بدون سانسور را پیدا بفرمائید. ۲-فیلم هایی که توسط صدا و سیما دوبله میشه چون تیم ترجمه داره خیلی بهتر از زیرنویسهایی هست که توسط ۱ یا ۲ نفر ترجمه میشن و معمولا بهتر از آب در میاد. ۳-دوبله دیدن فیلم=ندیدن اون فیلم؟ پدرخوانده۱{تاکید میکنم قسمت دوم و سوم نه} محمد رسول الله اشکها و لبخندها فیلمهای وسترن کازابلانکا و خیلی از سریالهایی که پخش شده حتی سریالهای فارسی زبان با دوبله کاملتر میشن. در ضمن عضرخواهی میکنم اگر در کامنت… ادامه »

امین کورلئونه
Guest
Member
امین کورلئونه

معمولا عادت ندارم بحث کنم ۱-اگه به خودتون زحمت بدین و یه سرچی بفرمایید در اینترنت میتونید نسخه دوبله بدون سانسور را پیدا بفرمائید. ۲-فیلم هایی که توسط صدا و سیما دوبله میشه چون تیم ترجمه داره خیلی بهتر از زیرنویسهایی هست که توسط ۱ یا ۲ نفر ترجمه میشن و معمولا بهتر از آب در میاد. ۳-دوبله دیدن فیلم=ندیدن اون فیلم؟ پدرخوانده۱{تاکید میکنم قسمت دوم و سوم نه} محمد رسول الله اشکها و لبخندها فیلمهای وسترن کازابلانکا و خیلی از سریالهایی که پخش شده حتی سریالهای فارسی زبان با دوبله کاملتر میشن. در ضمن عضرخواهی میکنم اگر در کامنت… ادامه »

omid sh
Member
Member
omid sh

فیللم خیلی خوبیه.دوستانی که میگن خوب نیست کم لطفی میکنن واقعن . حد اقل ۱۰ تا دیالوگ تو فیلم هست که ادم میتونه تو سن پیری به عنوان نصیحت به جوونترا بگه 😀 . جدا از شوخی واقعن فیلم خوبیه.موقع دیدنش یه لحظه هم ادم بیکار نمیشینه و مدام در حال پردازش اتفاقات فیلم و دیالوگ هاشه

محمد
Member
Member
محمد

به نظرم خیلی متوسطه.اگه کسی فیلمهای انتقادی دوست داره شاهکارهای واقعی سینما مثل فیلمهای سیدنی لومت،اسکورسیزی،استون،فورمن و خیلی فیلمهای بهتری رو میتونه ببینه.منم با شعاری بودن فیلم موافقم.

علی سحاب
Guest
Member

از بهترین فیلم هاییست که تا بحال دیدم. به دوستان توصیه می کنم نسخه دوبلش که سانسور نداره رو حتما تماشا کنن فوق العادست

AliDaGreat
Member
Member
AliDaGreat

به کسایی که از بازی ناتالی پورتمن خوششون میاد پیشنهاد میکنم حتما فیلم black swan رو ببینن

AliDaGreat
Member
Member
AliDaGreat

فیلم خیلی خوبیه با مفهوم عالییی خصوصا برای ما ایرانیا ، فیلنامه خوبی داره و دیالوگای تاثیر گذار …

AliDaGreat
Member
Member
AliDaGreat

امین کورلئونه:این فیلم رو حتما به صورت دوبله ببینین
تا مو به تنتون سیخ بشه

فیلم رو باید اورجینال نگاه کرد !
دوبله دیدن یه فیلم = ندیدن اون فیلم !
سانسورای الکی ، عوض کردن ترجمه واقعی جملات چیزیه که موقع دوبله انجام میدن همین … وقتی یه فیلمیو اصلش رو ندیدین پس = اون فیلم رو کلا ندیدین ، چون بعد از دوبله هیچی از فیلم نمیذارن 😆 هرچی میخوان ترجمه میکنن هرجارو که دوس دارن حذف میکنن اصلا یه وضعی …! 😆 !!!!

NEO
Guest
Member
NEO

کی فکرش رو میکرد که ویکیو همون زائیل محافظ زلیخاه باشه. ۸)

مينا قربانى قرخلو
Guest
Member
مينا قربانى قرخلو

نه تنها براى ما ایرانى ها که براى تمام مردم دنیا حرف براى گفتن داره
: مردم نباید از دولت بترسن ،این دولته که باید از مردم بترسه! همین جمله خودش بار مفهومیه بالایى داره ،از این جور فیلمها که چشم مردم رو باز میکنه باید استقبال بشه.

دوستان گول پوستر بد فیلم رو که شبیه جنگولک بازیاى زورو هست رو نخورید ،کلى حرف داره واسه گفتن این فیلم
ببینید حتما این فیلم رو

مينا قربانى قرخلو
Guest
Member
مينا قربانى قرخلو

ebigoli:از اون دسته از فیلمهای الکی گنده اس.

از شما بعیده ،شما که همیشه از فیلم هاى پر مایه دفاع کردید!

...Milad
Guest
Member
...Milad

این فیلم شاهکاره.فیلمی هست که میتونه آدم رو به فکر فرو ببره

محمد رضا کردستانی
Member
Member
محمد رضا کردستانی

بیشتر دیالوگاشون به یاد ماندنیه و قالب فیلم زیاد به دل نمیشینه!

ایمان
Member
Member
ایمان

فیلمی با ساختار و کارگردانی و فیلمنامه ضعیف که فقط به واسطه حرف هایی که میزنه و محتوایی که داره که اون هم از نظر من خوب در نیومده بزرگ شده

فیلم کاملا شعار زده هست و نتونسته محتواش رو تو قالب ساختار درست و منسجمی بیاره

به شخصه این فیلم رو یه کار متوسط میدونم

nima01
Guest
Member
nima01

راستی یک دیالوگ فراموش نشدنی
وقتی که وی داشت کریدی رو میکشت بهش گفت که "زیر این نقاب یک ارمان هست و ارمان ها ضدگلوله اند"

nima01
Guest
Member
nima01

تعجب می کنم از این استقبال کم؟!
این فیلم واقعا شاهکار بود. همونطور که دوستمون هم گفتن کلی درس برای ما ایرانی
به جای این که همش دنبال فیلم های اکشن و بنگ بنگ و بروس ویلز و اینا باشید ۴ تا فیلم مثل اینو ببینید.

Mohammad Dana
Member
Member
Mohammad Dana

در این که این فیلم خیلی خوبه شکی نیست اما واچوفسکی ها به جای این کارا و هدر دادن وقت تمام انرژی شون رو روی ماتریکس ۲و۳ میزاشتن الان با شاهکار هایی مثل قسمت ۱ طرف بودیم نه با فیلم هایی متوسط با ده ها سوال بی جواب و داستانی که تو یک بازی mmo rpg ادامه پیدا میکنه. 😥

امین کورلئونه
Guest
Member
امین کورلئونه

این فیلم رو حتما به صورت دوبله ببینین
تا مو به تنتون سیخ بشه

Jey Lecter
Member
Member
Jey Lecter

فیلمی دوست داشتنی با دیالوگ های قابل تامل و فراموش نشدنی
V: اگه دنبال مقصر می گردید کافی به آینه نگاه کنید
ـــــــ
V:هنرمندان همیشه دروغ میگن تا واقعیت رو بیان کنن..در حالیکه سیاستمداران دروغ میگن تا حقیقت رو پنهان کنن
و ….

P78
Member
Member
P78

من نمیدونم چرا ولی باهاش اصلا ارتباط بر قرار نکردم! حتی ۲ باز هم دیدمش ولی بازم هیچی!

mamadGeo
Guest
Member
mamadGeo

پر از درس برای ما

Abe
Member
Member
Abe

از اون دسته از فیلمهای الکی گنده اس.