Some Like It Hot (بعضی ها داغشو دوست دارند)


خلاصه داستان:

جری(جک لمون) و جو(تونی کرتیس) دو نوازنده بخت برگشته هستند که از بد اتفاق شاهد یک قتل می شوند،آنها برای فرار از دسن قاتلین در شکل و شمایل دو نوازنده زن به عضویت یک گروه موسیقی زنانه در می آیند و آنجا با دختر زیبایی به نام شوگر(مریلین مونرو) آشنا می شوند..


نقد و بررسی فیلم به قلم RogerEbert (راجر ایبِت)

نمره 10 از 10

بعضی ها داغشو دوست دارند؛ برشی شکسپیری بین کمدی سطح بالا و کمدی سطح پایین (راجر ایبرت، فرید عباسی)

خلاصه داستان: در روز کشتار سن والنتین، دو نوازنده به نام های جو (تونی کورتیس) و جری (جک لمون) که در جستجوی کار هستند شاهد قتل عام افراد زیادی توسط گروه گانگسترها می شوند. آنها از ترس کشته شدن توسط گانگسترها خودشان را به شکل و قیافه زنان درمی آورند و با گروهی از دختران نوازنده با قطار از شیکاگو راهی میامی می شوند. اما در این سفر طولانی برای گریز از کشته شدن توسط دارو دسته جرج رافت جو به شوگر (مریلین مونرو) یکی از دختران نوازنده دل می بازد. و از سوی دیگر یک میلیونر خوشگذران به تصور اینکه جری یک زن است، عاشق اش می شود! جو و جری در موقعیت های پیچیده ای گرفتار می شوند که به خاطر این موقعیت ناچار می شوند مدام تغییر قیافه بدهند…

هم عجب کار طبیعت و هنری است این مرلین مونرو! او هنوز که هنوز است به شمایل بعضی از بازیگران کلاسیک سینما تبدیل نشده است و هر وقت که او را می بینیم به نظر می رسد که هر بار خودش را از نو می سازد. او این موهبت را دارد که دیالوگ هایش را به نوعی الهام آمیز بیان می کند، همانطور که در سکانسهای او در بعضی ها داغشو دوست دارند می بینیم. بنگرید به جایی که او و تونی کرتیس دیالوگ های یک خطی را یک به یک همانند یک سیب زمینی داغ به یکدیگر پاس می دهند. مونرو خودش را درون لباسی رانده است که شور و شوق جوانان را بر می انگیزد و مردان را به آرزویی دست نیافتنی فرو می برد در حالی که او به رابطه عاطفی بی توجه است. لمون در حالی که به شیوه ای پرستش گرایانه او را می نگرد به کورتیس می گوید«ببین چطور حرکت می کنه، مثل ژله فنری میمونه، باید یه جورایی ساخته دستگاهی چیزی باشه، بهت گفته باشم این دختره یه چیز دیگه س.»

کمدی سال ۱۹۵۹ وایلدر یکی از ارزشمندترین گنج های تاریخ سینماست. فیلمی الهام انگیز، هنری و ستودنی. فیلمی که درباره هیچ چیز نیست مگر رابطه ی عاطفی. در حالی که هنوز آن طور وانمود می کند که درباره جنایت و حرص و طمع است. مکتب سرخوشانه وایلدر، زیر پوستی است. پس می توان گفت همه بر اساس نظریه اصلی داروین رفتار می کنند. ما طرفی از احساس آنها نسبت به یکدیگر را می بینیم، طرف کور آن را. کورتیس فکر می کند که تنها خواهان رابطه است، مونرو در این فکر است که فقط و فقط پول میخواهد و اما زمانی درمی یابند که محظوظ یکدیگر شده اند، متحیر می شوند.

ساختار فیلم، کمدی اسکروبال (کمدی دیوانه وار/کمدی خل بازی) است. کورتیس و لمون در نقش دو نوازنده شیکاگوئی ظاهر می شوند که بعد از آنکه شاهد قتل عامی در روز ولنتاین می شوند، از ترس کشته شدن، خودشان را به شکل دو زن در می آورند. آن دو به دسته ارکستری ملحق می شوند که در راه فلوریدا برای انجام مراسم و تمامی اعضای آن دختر هستند. مونرو خواننده است و همیشه رویای این را در سر دارد که با یک میلیونر ازدواج کند اما همیشه نالان است که «چرا همش بد شانسی میارم.» کورتیس مجذوب جذبه مونرو شده است و خودش را در شمایل یک میلیونر جا می زند تا بتواند مونرو را به دست آورد. اما مونرو مجذوب پول است و به کورتیس درسهایی عاشقانه می دهد. روابط آنها با یک کمدی سطح پایین آمیخته می شود در حالی که لمون با یک میلیونر واقعی (با بازی جوئی براون) نامزد می کند. کورتیس به لمون خرده میگیرد و می گوید «تو که دختر نیستی، یه مردی، چطور یه مرد با یه مرد دیگه ازدواج می کنه؟» لمون پاسخ می دهد «به خاطر امنیت.» فیلم مقایسه شده است با فیلم های کلاسیک براردان مارکس بخصوص تعقیب و گریز خنده دار آنها در یک هتل.

تک گویی مونرو را ملاحظه کنید «میخوام تو دوستم داشته باشی.» موقعیت تا جایی که امکان داشته است بنیادی (Basic) است. دختر خوشگلی در مقابل ارکستر ایستاده است و در حال خواندن ترانه ای است. مونرو و وایلدر آن را به یکی از هپنوتیزم کننده ترین و پرسرو صدا ترین صحنه های عاشقانه سینما تبدیل کرده می کنند. مونرو لباسی اغواکننده پوشیده است. وایلدر او را در مرکز توجه و زیر نور افکن قرار می دهد. وایلدر نور را طوری روی او متمرکز کرده است که از کمر به بالای او را آنطوری که فیلم های دیگر به سادگی نشان می دهند، نشان نمی دهد. او طوری زیر نور بدنش را حرکت می کند و آواز می خواند که همه را مجذوب خودش می کند. برای درک کردن این صحنه باید این را درک کنید که چرا هیچ بازیگر دیگری اعم از زن یا مرد آن جذابیت را با دوربین ندارد در حالی که مونرو آن را دارد.

رسیدن به این جذابیت آنقدر ها هم ساده نیست. بزرگان سینما بعضی ها داغشو دوست دارند را احاطه کرده اند. کورتیس یک بار جایی گفت که بوسیدن مونرو مثل بوسیدن هیتلر می ماند. مونرو در بیان کردن حتی یک خط هم بسیار مشکل داشت. مثلا در جایی که در کشوها را باز می کند، می گوید «بوربن (نوعی نوشیدنی) کجاست؟» در حالی که وایلدر در چند جای کمد این خط را نوشته بود. بی قاعدگی و اختلالات روانی مونرو در سر فیلمبرداری باعث دشواری کار می شد. اما استودیوها بسیار در پی قرار دادن او در فیلم هایشان نسبت به دیگر بازیگران زن بودند، به این خاطر که آنها نتیجه کار با مونرو را بعداً در روی پرده می دیدند و آن چیزی جادویی بود. به آخرین برداشت«بوربون کجاست؟» بنگرید. مونرو کاملا بی اختیار به نظر می رسد و همچنین به برداشت مشهور روی کرجی نگاه کنید، جایی که کورتیس ادعا می کند که هیچ زنی نمی تواند او را تحریک کند و مرلین توانسته این کار را به بهترین شکل انجام دهد. مونرو، کورتیس را می بوسد، اما نه بخاطر هوس و شهوت بلکه از روی ترحم و دلسوزی و بسیار شیرین این کار را انجام می دهد همانند اینکه هدیه ای را به کسی می دهید یا جراحت کسی را پانسمان می کنید. شما به یاد می آورید که کورتیس درباره او چه گفت. اما وقتی که شما آن صحنه را نگاه می کنید تمام چیزی که فکرتان را مشغول می کند، این است که هیتلر باید یک ماچ کننده فوق العاده ای بوده باشد!

فیلم در واقع درباره کاراکترهای لمون و کورتیس است و همچنین بازیگران نقش دومِ عالی دارد. (جو ئی براون، جورج رافت، پت او برایان). اما مونرو در هر فیلمی که باشد، بیننده را می رباید. هنگامی که او در سکانس ها حضور دارد تقریبا تماشا کردن غیر ممکن می شود و انگار فقط او در صحنه وجود دارد. بازی کورتیس در سکانس های همراه با مونرو تحسین برانگیز است و همانطور که می دانید مونرو می بایست در هر سکانس چندین برداشت متوالی داشته باشد. بازی کورتیس هنوز هم تازه و زنده است و بازی خوب او با دیالوگ های ماندگارش در فیلم، همانند صحنه ای که او برای اولین بار مونرو را در سالن ملاقات می کند و خودش را به عنوان یک ثروتمند جا می زند و به تقلید از لهجه کری گرانت جملاتی را بر زبان می آورد. نگاه کنید به صحنه اغوا کننده او با مونرو در کرجی و شیوه ای که او با مونرو ساده دل، بی ریا بازی می کند. همچنین نگاه کنید به ابتکار وایلدر در مخفی کردن نماد رابطه عاشقانه ی آشکار در نمایی ساده و بی تکلف. هنگامی که مونرو برای اولین بار کورتیس را می بوسد، در حالی که هردو به طور افقی روی کاناپه قرار دارند، توجه کنید به اینکه چطور کورتیس کفش چرمی اش را، پشت سر مونرو بلند می کند. آیا وایلدر قصدی از این کار داشته است؟ بدون شک. توجه کنید که اندکی بعد میلیونرِ سرد (از نظر تمایلات) اعتراف می کند که بهبود یافته است. او می گوید«حس جالبی در نوک انگشتان پاهام دارم، انگار دارند روی یک شعله ملایم کباب می شوند» مونرو در جواب می گوید«پس بیا یک کنده دیگر رو آتش بذاریم.» فیلمنامه نوشته شده توسط وایلدر و دایموند به طریقی شکسپیری است. از آن رو که برشی بین کمدی سطح بالا و سطح پایین ایجاد می کند. برشی بین قهرمان ها و دلقک ها. کاراکتر کورتیس قادر به تمام کردن سفر پرخطرش است به این خاطر که با مونرو از لحاظ جنسیت مخالف است. اما لمون در نیمه راه گیر می کند. پس کورتیس در حالی که در بالای پله ها با مونرو عشق بازی میکند، لمون در یک موقعیت کمدی اسکروبال با جو ئی براون قرار دارد. رمانس آنها از بیخ مشکل دارد (چون هر دو یک جنسیت دارند). کاراکتر براون قبلا ازدواج کرده است و از زنش هم جدا شده است، اما لمون نقشه کشیده است که برای خرجی و نفقه با او ازدواج کند.

اما هر دوی آنها از معاشقه با دیگری بسیار لذت می برند. هنگامی که کورتیس و مونرو در کرجی براون هستند، لمون و براون در حال رقصیدن، آن هم در صحنه ای فوق العاده زیبا و بی عیب و نقص هستند. آنها در حال رقص یک شاخه گل رز را که در دهانشان قرار دارد را به یکدیگر پاس می دهند و هر بار یکی از آنها گل را در دهان قرار می دهد. لمون صحنه ای بسیار خنده دارد دارد. صبح روز بعد از رقص، روی تخت اش دراز کشیده است و هنوز نئشه است و در حالی که با یک ساز در دستش می نوازد، نامزدی خود را با براون اعلام می کند.

کورتیس: «ماه عسلو چیکار می کنی؟» براون: «براون می خواد به اطراف دریای مدیترانه بریم، اما من دوست دارم به سمت آبشار نیاگارا سفر کنیم!»

هر دو نفر، کورتیس و لمون، در حال تمرین کردن یک نیرنگ بی رحمانه هستند. کورتیس مونرو را دارد و فکر می کند که مونرو با یک میلیونر طرف است. براون هم فکر می کند که لمون یک زن است. اما فیلم قبل از اینکه کسی آسیبی بیبند، به طور سخاوتمندانه ای، تعادل را برقرار میکند. هردو، مونرو و براون حقیقت را در می یابند اما اهمیت نمی دهند و بعد از اینکه لمون فاش می کند که یک مرد است، براون یک دیالوگ جاودانه و ماندگار در تاریخ سینما می گوید. اگر فیلم را دیده باشید می دانید که این دیالوگ چیست و اگر ندیده اید، باید حتما برای اولین بار از زبان خود براون آن را بشنوید.

مترجم: فرید عباسی

منبع: وبلاگ فرید عباسی

 

نقد و بررسی فیلم به قلم هادی فخرائیان

بعضی ها داغشو دوست دارن: جواهر سینمای کمدی(هادی فخرائیان)

فاصله بسیار کمی بین یک فیلم کمدی خوب و یک کمدی بد(یا به تعبیر این روزها مبتذل)وجود دارد؛مخصوصاً وقتی پای شوخیهای جنسی(یا به قولی کمر به پایین)در میان باشد زدن انگ کمدی جلف یا مبتذل آسان است. عنوانی که این روزها به بسیاری از فیلمهای ایرانی داده می شود و البته بسیاری از آنها شایسته این عنوان هم هستند.با این توصیفات فیلم بعضیها داغشو دوست دارن نمونه خوبی از فیلمهایی است که با وجود اینکه قصد خنداندن مخاطب را دارند هیچگاه شعور و فهم او را دست کم نمیگیرند و به ادراک او توهین نمی کنند(احتیاجی نیست که بگویم بسیاری از فیلمهای..)

از طرفی فیلم نمونه عالی یک اثر سهل و ممتنع است،داستانی ساده و حتی عامه پسند اما دارای طنز سنجیده و ریتم مناسب که با یک هپی اند دوست داشتنی خاطره ای خوش در ذهن تماشاگر به جا می گذارد.

پایان فیلم نکته جالبی دربر دارد،جری که از دست خواستگار احمق و پولدارش که قصد ازدواج با او را دارد کلافه شده کلاه گیسش را بر می دارد و میگوید “من یک مرد هستم “مرد ثروتمند هم می گوید ” خوب، هیچکس کامل نیست!” مشابه این جمله را در این عکس می توانید مشاهده کنید،شاید روی سخن بیلی وایلدر با کسانی باشد که او را کارگردان زیاد بزرگی نمی دانستند و بیشتر فیلمنامه های او را(که آثاری بی عیب و تقص بودند)مهم و تاثیرگذار جلوه می دادند : من یک نویسنده ام،اما خوب هیچکس کامل نیست.

سکانسی ماندگار از فیلم:

جری (جک لمون)که هنوز به خاطر شبی که با آزگود میلیونر گذرانده ، شاد و شنگول است ،وارد اتاق هتل می شود . ولی وقتی یک انگشتر الماس بزرگ را به جو (تونی کرتیس) نشان می دهد و اعلام می کند که به زودی ازدواج خواهد کرد ،جو به شدت نگران می شود :” قرار گذاشته ایم ژوئن ازدواج کنیم ” جو سعی می کند او را مجاب کند که به دلایل واضح او نمی تواند با آزگود ازدواج کند.ولی جری حالتی تدافعی دارد و اصرار می ورزد که آزگود زیاد هم برایش پیر نیست و تازه ، او عادت دارد مدام با دخترهای جوان ازدواج کند .جو مجبور می شود یادآوری کند که او یک دختر نیست ،یک مرد است و خب تازه برای چی یک مرد برود با یک مرد دیگر ازدواج کند ؟جری نگاه عاقلانه و سفیه ای به جو می اندازد چون پاسخ به نظرش خیلی بدیهی می رسد : آتیه!

منبع: فیلمهایی که می بینیم..

نقد و بررسی فیلم به قلم آرمان افشار

كمدی موقعیت در بعضی ها داغشو دوست دارن اثر بیلی وایلدر (آوینی فیلم)

واقعیت در لباس كمدی موقعیت

28 مارس، سالمرگ كارگردان و تهیه كننده آمریكایی، بیلی وایلدر است. به این بهانه قصد داریم موضوع كمدی موقعیت را در سه نمونه از بهترین فیلم های بیلی وایلدر یعنی «آپارتمان»، «بعضی ها داغشو دوست دارن» و «سانست بولوار» مورد بررسی قرار دهیم. دلیل این انتخاب هم اشاره خود وایلدر به این سه فیلم به عنوان بهترین فیلم هایش در مصاحبه مفصلی است كه در كتاب «گفتگو با بیلی وایلدر» با كامرون كرو انجام داده است. در آنجا به وضوح می بینیم كه وایلدر تعداد محدودی از فیلم های خود را دوست دارد و درباره برخی حتی خوش ندارد زیاد صحبت كند:

كامرون كرو: از میان فیلم هایی كه ساخته اید كدام به نظر خودتان كامل ترین است؟ كدام به شخصی كه شما هستید نزدیك تر است؟

بیلی وایلدر: فیلمی كه كمترین اشكال را دارد، منظورم اشكالات واضح است، «آپارتمان» است. ولی نسخه نهایی فیلم «بعضی ها داغشو دوست دارن» را خیلی دوست دارم. فیلم موفقی بود. شاید هم این و «سانست بولوار». (گفتگو با بیلی وایلدر، كمرون كرو، ترجمه گلی امامی، صفحه 69)

بعضی ها داغشو دوست دارن

این فیلم، محبوبترین فیلم بیلی وایلدر از نگاه خود اوست و البته چنانكه پیشتر ذكر شد نه كاملترین آن. «بعضی ها داغشو دوست دارن (1959)» را دیگر نمی توان فیلمی با مضامین اجتماعی و… دانست كه همراه با چاشنی طنز وایلدری است. این فیلم اگرچه آن مضامین را هم در خود دارد اما پیش از هرچیز كمدی است و یك كمدی موفق. همین ویژگی موجب شده فیلم از كمدی موقعیت صرف بودن فاصله بگیرد و از دیگر گونه ها همچون فانتزی و شوخی های كلامی هم بهره فراوان ببرد؛ گرچه فانتزی و كمدی كلامی وایلدر را نمی توان با نمونه های مشهور دیگر مقایسه كرد. وایلدر حتی وقتی هم كه از این انواع دیگر كمدی استفاده می كند باز به رنگ موقعیت كمیك آذینشان می بندد. برای بخش های فانتزی اثر می توان قسر در رفتن های ساده شخصیت ها از دست گنگسترها (دار و دسته ی اسپاتس) را مثال آورد و نیز در نیمه دوم فیلم سرعت لباس عوض كردنشان كه با زمان واقعی نمی تواند تطبیق داشته باشد. همینطور دیگر موقعیت های كمیك فیلم كه كمتر در واقعیت می توانند اتفاق بیفتند مثل خود ایده ی اصلی كه دو مرد بتوانند واقعاً این همه مدت خودشان را زن جا بزنند و همه چیز به سودشان پیش برود و، لو نروند. نیازی به گفتن نیست كه این ویژگی را نمی توان نقص اثر به شمار آورد چراكه فیلم كمدی اقتضائات خودش را دارد و نمی توان آن را با فیلمی كه ضمن دیگر جوانب، كمیك هم هست مقایسه كرد. پس تعجبی ندارد اگر «بعضی ها داغشو دوست دارن» بهترین كمدی تاریخ سینما به انتخاب مؤسسه فیلم امریكا لقب گرفته است.

كمدی موقعیت غالباً مبتنی بر عنصر «تضاد» است. جدا از اصل ایده جا به جایی جنسیتی در فیلم، سكانس ها و صحنه های بسیاری بر این مدعا صحه می گذارند. موقعیت ابتدایی فیلم كه اسم رمز ورود به مجلس بزم شبانه «مجلس ختم مادربزرگ» لقب گرفته و به درگیری با پلیس می انجامد یكی از این نمونه هاست و دیگری مشابه این صحنه در پایان فیلم كه در یك مراسم جشن رسمی، كیك تولد عظیم الجثه ای مخفیگاه قاتل اسپاتس و دار و دسته اش می شود.

پایان بندی این فیلم مبتنی بر یك دیالوگ قهقهه برانگیز است كه ارزش كمیك خود را نه از شوخی كلامی، كه از موقعیت موجود گرفته است. جری به سیم آخر می زند و می گوید: «تو انگار حالیت نیس! من مَردم!» و آزگود با این دیالوگ انتهایی فیلم جوابش را می دهد كه: «هیچكس كامل نیست!» ما تنها زمانی می توانیم به این دیالوگ جدی آن همه بخندیم كه در جریان موقعیت بامزه پیش آمده باشیم و در واقع چه بسا جادوی این دیالوگ های پایانی بیلی وایلدر در همین جدی بودنشان باشد؛ اینكه به خودی خود حامل شوخی و طنز مستقلی نیستند.

منبع: آوینی فیلم

نقد و بررسی فیلم به قلم

هیچکس کامل نیست: یك پایان واقعی بر مسلسل شوخی های و مزه پراكنی ها (رضی بهرامی)

جری ( جک لمون ) و جو ( تونی کرتیس ) دو نوازنده فقیر که ناخواسته شاهد قتلی بوده اند مجبور می شوند برای فرار از دست گنگسترها با سر و شکل زنانه وارد گروهی موسیقی تماما دخترانه ، شوند . از قضا جو عاشق یکی از دختران گروه شده و پیرمردی پولدار نیز عاشق جری می شود.

دیالوگ پایانی فیلم بعضی ها داغشو دوست دارند یکی از بهترین و به یاد ماندنی ترین دیالوگ های تاریخ سینماست. در این فیلم جک لمون که نوازنده ویولون نسل است، برای حضور در کنسرتی، مجبور پوشیدن لباس زنانه می شود. در این میان، پیرمردی به اسم اوسگود عاشق جک لمونی که زن شده می شود و لمون بیچاره را عاصی کرده است. در نهایت لمون لباس زنانه اش را از تن بیرون می کند:

جری: تو انگار حالیت نیس![كلاه گیسش را بر می دارد؛ با صدای مردانه] من مردم!

ازگود: [بی توجه] خب-هیچ كس كامل نیس!

به این ترتیب یکی از بامزه ترین دیالوگ های پایانی تاریخ سینما توسط بیلی وایلدر بزرگ شکل می گیرد. فیلمنامه هایی که استاد همراه با همکارش ، ای ال دایموند نوشته سرشار از چنین دیالوگ های نابی هستند که فقط ذهن خلاق این زوج توانایی نوشتن شان را دارند. نکته جالب تر اینجاست که همین دیالوگ پایانی روی سنگ قبر استاد نیز حک شده : “هیچکس کامل نیست” و چه آسان خیلی ها فقط با یک دیالوگ جاودانه می شوند.

گفتگویی جالب بین جری و جو در جامه ی زنانه:

«جری (جک لمون): عجب پیر سگ منحرفی!

جو (تونی کرتیس) : چی شده؟

جری: تو آسانسور نیشگونم گرفت!

جو: خب حالا دستگیرت شد نصف دیگه ی مردم چه جوری زندگی می كنن؟

جری: نگاه كن! خوشگلم نیستم!

جو: اهمیت نمیدن، فقط كافیه دامن پات باشه٬ مث تكون دادن پارچه ی قرمز جلوی گاوه.

جری: آره؟ من از پارچه قرمز بودن خسته شدم٬ میخوام دوباره گاو باشم!»

«تونی کرتیس: مهم نیست چقدر منتظر باشی. مهم اینه منتظر کی باشی.»

منبع: رضی بهرامی

 


19
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
19 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
14 Comment authors
loordفیلم خورهahmadreza1361مجهولیغما Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
loord
Guest
Member
loord

فوق العاده اس این فیلم.بیلی وایلدر فوق العادس.عاشق اون صحنم که شوگر میگه کاش مادرم می تونست منو ببینه بعد جری یه نگاه به آزگود میکنه میگه ای کاش مادر من هیچوقت نفهمه :)))))

فیلم خوره
Guest
Member
فیلم خوره

آدم ناراحت میشه وقتی میبینه یه همچین شخصیت هایی تویِ چه سالی چه فیلمی بازیکردن وچه فیلمایی ساختن و دیگه قرار نیست یه همچین شاهکارایی به وجود بیاد … 😥

ahmadreza1361
Guest
Member
ahmadreza1361

فیلم سادگی جذاب و خیلی گیرنده ای داره تو درامش طنز دخیله و موجب میشه خیلی درام نشه و تو طنزشم درام دخیله که طنز خیلی طنز نمیشه یه همگام سازی خیره کنندس که واقعا هنره بی بدیله بیلی وایدلرو نشون میده مثلا سکانس بوسه های مرلین مونرو و کورتیس برای اولین بار توی کشتی اصلا نمیشه گفت صحنه دراماتیکیه یا رقص لمون و پیرمرد پولدار که نامزدش هم میشه نمیشه گفت صحنه ی تماما طنزیه فیلم بسیار درخشانی بود

مجهول
Guest
Member
مجهول

فیلم واقعا زیبا
همه اجزای فیلم درست
نمره منتقدین هم تصدیق میشه
و واقعا طنز

یغما
Guest
Member
یغما

AHAM:

saeed-a:خدا بیامرزه همشونو…

بخصوص جک لمون همیشه دوست داشتنی رو… 😳 😳

+مارلین مورنو

و تونی کورتیس.
عاشق این فیلمم

sahra
Guest
Member
sahra

این فیلم حرف نداره

فوق العادست

بازی جک لمون و مرلین مونرو فوق العاده بود فیلمبرداری عالی

دیالوگاش که دیگه خیلی خوبه

مرلین مونرو که الهه زیباییه از اون خوشگل تر کسی رو ندیدم
ایده هم که فوق العاده بود

بهترین فیلم کمدی تمام عمرم
نمره من به این فیلم ۹٫۸ تمام

GHASEM
Member
Member
GHASEM

[quote]از نظرمن بازیگریه که تو فیلماش میخواد خودشو ارضا کنه و ادم عقده ای است!!
Ye kam be in site omidvar shodam. Afarin

صمد
Guest
Member
صمد

منم از ساشا خوشم میاد
یعنی عاشقشم
ولی به قول دوستمون
این مث مقایسه بنز با پراید ِ!
خودایش حقشه بهترین طنز تاریخ شه
من عاشق سکانس آخر فیلمم
nobody&#39 ;s perfect

reza94
Member
Member
reza94

چطور همچین فیلمیو با کارای بارون کوهن مقایسه میکنید؟دلقک بازی با کمدی فرق زیادی داره!به قرآن شوخیهای جنسیو از این فیلما بگیرید هیچی برا عرضه ندارن.نمونش دیکتاتور!!!

reza94
Member
Member
reza94

وایلدر البته!نوشتم وایدلر!

reza94
Member
Member
reza94

بیلی وایدلر!!!فیلماش نشاط آور و بینظیره.فیلماش بی شیله پیله است.فیلماش زندگی داره.هیچی ندارم در وصفش بگم با طراوت و دیوانه کننده.ساده و پیچیده.آپارتمانش که بینظیر بود.

rashid mousavi
Member
Member
rashid mousavi

احمد:از نظر منتقدین بهترین کمدی تاریخ است.
یاد جک لمون دوست داشتنی بخیر.یکی از رکورد دار های اسکار است با ۸ نامزدی که دوتاش به بردن جایزه رسید.
ای کاش بیلی وایلدر افسانه ای و جک لمون خارق العاده بیشتر با هم فیلم می ساختند.
به همه پیشنهاد میکنم سه گانه بیلی وایلدر و جک لمون(از دید گاه خودم)ببینید که از نون شب واجب تره.
بعضی ها داغش رو دوست دارن۱۹۵۹-اپارتمان۱۹۶۰-ارینا دوست داشتنی۱۹۶۳

احسنت به این حسن سلیقه

محمد رضا
Guest
Member
محمد رضا

از نظر منتقدین بهترین کمدی تاریخ است.
یاد جک لمون دوست داشتنی بخیر.یکی از رکورد دار های اسکار است با ۸ نامزدی که دوتاش به بردن جایزه رسید.
ای کاش بیلی وایلدر افسانه ای و جک لمون خارق العاده بیشتر با هم فیلم می ساختند.
به همه پیشنهاد میکنم سه گانه بیلی وایلدر و جک لمون(از دید گاه خودم)ببینید که از نون شب واجب تره.
بعضی ها داغش رو دوست دارن۱۹۵۹-اپارتمان۱۹۶۰-ارینا دوست داشتنی۱۹۶۳

AHAM
Guest
Member
AHAM

هر عاشقی میتونه با به کار بردن جمله ی"هیچ کس کامل نیست"
از بزرگ ترین مشکلات معشوقه اش چشم پوشی کنه.

AHAM
Guest
Member
AHAM

saeed-a:خدا بیامرزه همشونو…

بخصوص جک لمون همیشه دوست داشتنی رو… 😳 😳

+مارلین مورنو

Abe
Member
Member
Abe

واقعا این فیلم بهترین فیلم کمدی تاریخ سینماست. واقعا تمام فیلم های بیلی وایدلر شاهکاره.دیالوگ ها. صحنه. فیلمبرداری. همه چیز. بازیگران هم خوب بودند مخصوصا لمون فوق العده بود. فیلمنامه هیچ چیز کم و کسر نداشت و کامل بود و جالب تر اینکه وایدلر چندتا ژانر رو با هم تلفیق کرده بود لطف خاصی به فیلم بخشیده بود.

Shiva Molaei
Member
Member
Shiva Molaei

فوق العاده بود این فیلم
یک کمدی بسیار شیرین و دلچسب، با دیالوگ های بینظیر و فراموش نشدنی

حامد خلیلی
Member
Member
حامد خلیلی

بیلی وایلدر واقعاً یکی از بزرگترین کارگردان های تاریخ سینماست، فیلماش بدون نقصن. به همه پیشنهاد می کنم آثارشو ببینن، مخصوصاً sunset bulvard ، apartment، lost weekend

saeed ako
Member
Member
saeed ako

خدا بیامرزه همشونو…

بخصوص جک لمون همیشه دوست داشتنی رو… 😳 😳