Predestination (تقدیر)


خلاصه داستان:

این فیلم روایتگر زندگی مردی می باشد که در آخرین ماموریت خود، به پیدا کردن یک جنایتکار که در زمان سفر می کند فرستاده می شود و...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 7.5 از 10

«تقدير/Predestination» مصداقی از فيلم‌های معروف به «زير و رو کن» است. به عنوان يک فيلم علمی تخيلی کم بودجه، «تقدير» خيلی خوب انتظارات مخاطبش در خصوص دامنه توجه و سطح تمرکز را برآورده می‌کند. اين که فيلمنامه منطقی و قابل قبول است يا مثل پنيرهای سوئيسی پر از چاله و چوله است به درک بيننده از سفر در زمان و حلقههای علّيت بستگی دارد. روايت داستان کاملاً به يک پارادوکس پيچيده و لذت فرد از تماشای «تقدير» به حل اين معما قبل از اين که کارگردان عمداً پرده از آنچه در حال رخ دادن است بردارد- اتفاقی که در يک يا دو دقيقه آخر می‌افتد- بستگی دارد.

 

«تقدير» برای جماعت انديشمند در قالب علمی تخيلی تعريف می شود. تقدير را نه می‌توان فيلمی اکشن محور قلمداد کرد و نبايد آن را با يک کار بلاک باستر اشتباهی گرفت. خط داستانی فيلم حول شخصيت‌ها شکل گرفته و به تدريج باز می‌شود. فيلم فاقد سکانس‌های جلوههاي ويژه عظيم است. «تقدير» فيلم ايدهها است؛ فرقی هم نمی‌کند که اين قضيه را قبول داشته باشيد يا نه. «تقدير» برای آن‌هایی که تصميم گرفته‌اند با برادران اسپيريگ (که قبلاً فيلم خون آشامی «روزشکن ها/DayBreakers» را ساخته‌اند) به سواری بروند صحنههای هيجان انگيز متعددی را رقم می‌زند که هر کدام در چارچوب کلی داستان خيلی خوب و منطقی از آب در آمده‌اند.

برادران اسپيريگ از داستان کوتاه رابرت هينلين (۱۹۵۹) به عنوان پايه فيلمنامه «تقدير» استفاده کرده‌اند. فيلم مؤمنانه از جنبههای سفر در زمان استفاده می‌کند، بنابراين نمی‌توان گيرایی اين جنبه ها را به پای فيلم‌سازها نوشت. با افزودن المان کارآگاهی مربوط به تروريستی که در زمان سفر می کند و به «فيزل بُمبر» معروف است به داستان اصلی، آن را طولانی‌تر کرده‌اند. به دليل اين که «تقدير» به شدت به داستان هينلين به نام «همه شما زامبی‌‌ها» وفادار است، چشم انداز ديگری از جهان در نيمه دوم قرن بيستم ترسيم می شود. از نظر هينلينی که داستان را در سال ۱۹۵۹ ‌نوشته دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ميلادی به مراتب پيشرفته تر از آنچه واقعاً بوده‌اند به نظر می‌رسيدند. برادران اسپيريگ تصميم گرفته‌اند که تاريخ‌ها را تغيير ندهند تا ما با نسخه داستانی شده ای از اواخر قرن بيستم مواجه شويم.

صحبت درباره داستان بدون لو دادن نکات مهم آن خيلی سخت است. لذا به اين بسنده می‌کنم که قهرمان بدون نام داستان، با بازی اتان هاوک، مأمور ويژه جایی به نام «هيئت موقتی» است. وظيفه او سفر در زمان با استفاده از ماشين زمانی است که ما را به ياد کيس ويولن می‌اندازد. او برای انجام مأموريت‌هايش به سال‌های مختلفی ۱۹۴۵، ۱۹۶۳-۶۴، ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵ سفر می‌کند تا بتواند ردپای تروريستی خطرناک و فراری را بگيرد. او در اين مسير، که اغلب به شکل يک متصدی بار ظاهر می‌شود، با فردی (با بازی سارا اسنوک) مواجه می‌شود که داستان بسيار جالبی دارد.

عنوان «تقدير» با درونمايه مرکزی فيلم عجين است. مفهوم آزادی اراده برای افرادی که خود را در زمان محدود می‌کنند اغلب محلی از اعراب ندارد. اما برای فردی که خارج از مرزهای زمانی زندگی می‌کند، دغدغه های تغيير آينده قابل اغماض نيستند. اما به واقع زمان مؤلفه ای سيال است يا ايستا؟ آيا اتفاقات، از قبل تعيين شده‌اند و قابل تغيير نيستند؟ آيا تمام لحظات گيتی از قبل مقدر شده‌اند؟ اين‌ها پرسش‌های اساسی هستند که مطرح می‌شوند اما لزوماً فيلمنامه برادران اسپيريگ پاسخی به آن‌ها نمی‌دهد. آن‌ها نمی‌توانند اين موضوع را در حد فهم دستهای از مخاطبان پايين بياورند.

اتان هاوک مثل هميشه نقش محدودش را، که بيشتر به قدرت آن اهميت می‌دهد تا به اجرايش، به خوبی ايفا می‌کند. در فيلم صحنه‌هایی وجود دارند که هاوک به نقش مکمل داستان سارا اسنوک تبديل می‌شود. در واقع، به دليل دامنه مورد نياز شخصيت اسنوک، او بايد برتر و غالب باشد. سابقه کاری اسنوک ترکيبی از فيلم‌های سينمایی و کارهای تلويزيونی است اما هيچ يک از کارهای قبلی او تا اين حد پرزحمت نبوده است. اسنوک مسير زيادی را برای افزودن المان انسانی به آنچه ممکن بود – در غير اين صورت- داستانی سرد و حساب شده باشد طی می‌کند.

متأسفانه بايد بگويم که فيلم برای جلب مخاطب عام بيش از حد پيچيده و هوشمندانه است. اين فيلم می‌تواند مورد علاقه قشر متفکر جامعه قرار بگيرد. اگر «تقدير» مشکلی داشته باشد، آن مشکل مربوط به مدت زمانش است؛ تا نيم ساعت ديگر را می‌شد به اين کار اضافه کرد. تخصيص تنها يک ساعت و نيم به اين فيلم، «تقدير» را به اثری بی بنيه تبديل کرده است. با اين حال، عليرغم اين اشکالات، «تقدير» هرچه نباشد اما جاه‌طلبانه است. از فرصت‌ها به خوبی استفاده می‌کند و در آخر مخاطب حواس جمع را خوشحال می‌کند. فيلم‌های علمی تخيلی اغلب با درونمايه فضا سر و کار دارند. [اما] فيلم‌هایی مانند «تقدير» که به موضوعات ديگر ربط دارند اغلب به حاشيه رانده می‌شوند. از منظر فروش، «تقدير» نيز از معضل فوق رنج خواهد برد. اما برای افرادی که قدر اين نوع داستان گویی را می‌دانند، اطلاع از وجود اين فيلم دليل کافی برای تماشايش است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: محمدرضا سیلاوی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


63
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
63 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
35 Comment authors
Mr AliFilmBine Amateur4815 EminemCinemagap Cinemagap Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/predestination/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Information here to that Topic: naghdefarsi.com/title/predestination/ […]

Mr Ali
Member
Member
Mr Ali

بسیار عالی بود

لذت بردم

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/predestination/ […]

Member
Member
Mohammad Khosravi

اغلب کسانی که خیلی اهل کتاب نیستن از اینجور فیلما به وجد میان . در حالی که بازی های زمان و پارادوکس هاش بسیار جذاب تر و پیچیده تره . اما فراموش نکنیم که ما داریم یه فیلم میبینیم و به همون اندازه متوقع باشیم . و سازندگان هم فراموش نکنن که دارن یه فیلم میسازن . پس جدای از ایجاد فضای فلسفی باید جنبه هنری و داستانی قوی تری به فیلم تزریق کنن

FilmBine Amateur
Member
Member
FilmBine Amateur

فیلم خوب و بسیار شگفت‌آوری بود. این فیلم داستان کسی است که هم مرد است و هم زن. کسی است که زاییده‌ی خودش است، پدر و مادر خودش است، استاد و راهنمای خودش است و کسی است که خودش را می‌کشد. هم دلداده و هم دلبر است، هم بچه و هم دزد بچه است. هم پلیس است و هم آدمکش و… به راستی فیلم شگفت‌انگیزی است. چکیده‌ی فیلم این است که کسی از آینده می‌آید و با خودش در زمان کنونی پیوند زناشویی می‌بندد و خودش زاده می‌شود. بازی دو بازیگر فیلم هم بسیار خوب بود.

VlO
Guest
Member
VlO

۱- از اولین سکانس تا … ، چرا بمبر جان رو نکشت؟ ۲- چرا عجیب ترین داستان زندگی یه شخص برای دیگری ساده بود؟ ۳- چرا یه مامور مخفی بخواد با یه مشتری هم صحبت بشه؟(کلیشه خونسردی و جامعه گریز بودن مامور مخفی ها) ۴-چرا چهره بمبر و معشوقه جین و گذشته جان رو نشون نداد ؟ ۵- وقتی که جین مگیه هم مادر و پدر بچه خودم باشم و لحظه ای که در برخورد اولش با معشوقش چند دیالوگ مشترک دارن؟ ۶- وقتی که بچه از بیمارستان گم میشه و پیدا نمیشه؟ دقیقه چهل بود که این سوال هاباعث… ادامه »

صالح
Guest
Member
صالح

نکته دیگه : اسم فیلم به نظرم باید بهش توجه بشه predestination ترجمه شده تقدیر اما چرا از خود destiny استفاده نشده پس برای فهم بهتر از فیلم بهتره تفاوت این دو واژه رو بدونیم You can be destined to become a doctor because of an inner passion. If your parents and siblings, and aunts and uncles are all doctors; being a doctor may be your destiny because of the hugh influence of your family. Your destiny has been determined at some point in your life, for a variety of reasons. Your destiny can be the result of fate, or… ادامه »

صالح
Guest
Member
صالح

سلام میخوام از تجربه خودم بگم بعد از این فیلم: صبح تا ظهر در بیمارستان(روانی) بودم و بحث از سایکوز و توهم و …. بعد از ناهار به همراه همسرم به رختخواب رفتیم همسرم خوابید و من به خاطر اینکه دیشب فیلم را تا نصفه دیده بودم و هیجان زیادی برای ادامش داشتم، فیلم رو تا ده دقیقه به پایانش دیدم و باز هم خوابم برد از زمان خواب تا بیداری خودم رو در پرش های مختلف میدیدم بیدار میشدم ، چهره معصوم و زیبای همسرم رو میدیدم و حس می کردم که بدون اون زندگیم بی معناست و با… ادامه »

4815 Eminem
Guest
Member
4815 Eminem

فیلم واقعا فوق العادست.تناقض فیلم هم زیباییشو بیشتر میکنه.اگه به جمله داخل فیلم که میگه:ماری که دم خودشو میخوره. دقت کنید میتونید یه دایره تو ذهنتون مجسم کنید که نه اولش مشخصه نه انتهاش و تا ابد میچرخه.اینجوری درکش هم اسون تره.

Cinemagap Cinemagap
Member
Member
Cinemagap Cinemagap

فیلم بسیار خوب و با موضوعی هوشمندانه بود. اما مطمئنا بسیاری از بینندگان به خاطر پیچیدگی زیاد فیلم پس زده می شوند.
اما به طور کلی به خاطر موضوع بکر و همینطور پایان بندی زیبایش شایسته ستایش است.
ما را در پادکست های صوتی سینما گپ دنبال کنید.
http://www.cinemagap.com

mehrdad mehrdad
Member
Member
mehrdad mehrdad

در مورد پیچیدگی این نوع فیلما (سفرهای زمان) و اینکه اولش از کجا شروع میشه یه نظریه هست به اسم Rabbit Hole یا لانه خرگوش که البته یه فیلم به همین اسم هست.
واسه دوستانی که مثل من گیج شدن
البته به نظرم کارگردان هم بدش نمیاد مخاطبش یکم گیج بشه

mehrdad mehrdad
Member
Member
mehrdad mehrdad

فیلم خوبی بود موزیکش رو هم دوست داشتم
ولی به نظرم یک سری داستانا هستن که میشد فیلم بهتری از توشون در بیاد . این یکی از اون موارده. زمان زیادی صرف داستان اولیه فیلم و تبدیل جین به جیم شده که خیلیاش به نظره بیهودست. بازم میگم فیلم میتونست بهتر باشه

علیرضا بیاتی
Guest
Member
علیرضا بیاتی

یلمبرداری، تدوین ، طراحی صحنه ، موسیقی و بازیگری در حد عالی است. داستان فیلم شباهت اندکی به فیلمهای لـوپر، دوازده میمون و اینسپشن و تفاوت بیشتری با همه آنها داره. فیلم هر چی جلوتر میره پیچیده‌تر و عجیـبتر میشه تا اینکه در انتها دود از کله بیننده بلند میکنه. برادران Spierig نویسنده، کارگردان ، دو تن از تهیه کنندگان هستند ، Peter Spierig آهنگساز فیلم هم هست. حدس میزنم این دو برادر خواستند روی برادران نولان رو با ساختن این فیلم کم کنند. پیشنهاد میکنم زیاد برای فهمیدن فیلم تلاش نکنید و فقط از تماشای اون لذت ببرید. مانند… ادامه »

مسعود s
Guest
Member
مسعود s

واقعا لذت برم.

united-arshia
Guest
Member
united-arshia

دونگی: szar:بیست وهفت هشت دقیقه آخر از اول تا آخر داستانو فهمیدم. یعنی از چهل دقیقه آخر یه چیزایی فهمیدم بعد کاملللل… مهمترین جمله فیلم: مثل ماری که تا ابد دومشو میخوره. با این جمله کل داستان لو رفت. فیلم عالی 😉 برادر لو نرفت … 😐 .ولی خدایی فیلم قشنگی بود ولی یه سوال! اینا همه از یه بازه ی زمانی شروع شده بود دیگه درست؟پس اون شخص اولی که جین رو آورد کنار پرورشگاه کی بود ؟؟؟ (از اول از اول)خب بالاخره یکی جین اولیه رو آورده بوده پرورشگاه دیگه ….اون کی بود؟! 😮 هرکی میتونه لطفا جوابمو… ادامه »

حمید 2546
Guest
Member
حمید 2546

فیلم خوش ساخت بود ولی از نظر من هرچند زمینه های لازم برای ارضا کردن ذهن های منطق گرا تر رو داشت ولی گویا خواستن فقط همه چیز رو به طرز مسخره (یا شاید با دید خودشون شگفت آوری ) عجیب و معما گونه کنن. در هر صورت با این که تا آخرای فیلم با اشتیاق داستانه فیلم رو دنبال میکرد وقتی فهمیدم اون بچه پروشگاهی هم خودش بوده خیلی خورد تو ذوقم و خندم گرفت که چرا پایان بهتری براش در نظر نگرفتن. و اینکه چرا طرف آینده خودشو میکشه !؟ خب اگه آیندش کار اشتباهی کرده به خاطر… ادامه »

fateme.m
Guest
Member
fateme.m

دوستان رابطه علتو معلولی این داستان (ک فردی خودش باعث ب وجود اومدن خودشه و خودش خودشو به گذشته میبره و جلوی در یه یتیم خونه میذازه) این فقط ظاهر داستانه مساله اصلی این نیس ک ما باور کنیم یا نکنیم جین پدرو مادر خودشه!! این فیلم فراتر از این رابطه علتو معلولیه عادیه ک برای بیننده عادی قابل درکه چیزی ک بیننده رو گیج میکنه فقط یه فرمه اما نکته اصلی محتواس چیزی ک داد میزنه هدف و منظور باطنی این داستانه اینه که: خودت مسعول اتفاقات زندگی خودتی!! این نکته گل درشتیه اتفاقا اما!! امااز طرفی شخصیت به… ادامه »

صابر
Guest
Member
صابر

به نظر من تو خود فیلمم گفت که این ی بازیه و این که بگیم کی اول شخصیت داستانو گذاشته جلو یتیم خونه اشتباس این فیلم علت معلولش یکیه در نتیجه با علم نمیشه توجیهش کرد مثه این که بگی من میخوام برم سر کار ولی باید لباس زیبا داشته باشم ولی مول ندارم برای پول درآوردن باسد برم سر کار ولی لیاس زیبا باید داشته باشم که این تا ابد ادامه داره

امیدوارم به دردتون خورده باشه

hamideh
Guest
Member
hamideh

نظر من در مورد داستان فیلم به این صورته که… جین در ابتدا از یه پدر و مادری به دنیا میاد و بعد بقیه اتفاقا براش میافته تا زمانی که این قدرت رو بدست میاره که در زمان سفر کنه بنابراین به خاطر همه عقده ها و سختی هایی که داشته و بنا به دیالوگی که میگه به خودم قول دادم که هم پدر بچم باشم هم مادرش به اون نقطه دیدارش با اون فرد برمیگرده و خودش رو با خودش که حالا تغییر جنسیت داده ومرد شده آشنا میکنه و بعد این سیکل ادامه پیدا میکنه… به نظرم از… ادامه »

Amir.ab
Guest
Member
Amir.ab

آقا ببین اون بچه ای که خودش خودش آورده بود اون بچه هه چطوری بعدا میشه خودش؟

marypaeiz
Guest
Member
marypaeiz

به نظر من حرف فیلم این بود
که همه ی نیروها و کلا هستی خوده توعی پس دستوپا نزن واسه رسیدن به جایی برگرد به خودت و لحظه هاییکه داری سپری میکنیرو درس بگذرون و از وجودت لذت ببر

جکسونی
Guest
Member
جکسونی

دونگی: szar:بیست وهفت هشت دقیقه آخر از اول تا آخر داستانو فهمیدم. یعنی از چهل دقیقه آخر یه چیزایی فهمیدم بعد کاملللل… مهمترین جمله فیلم: مثل ماری که تا ابد دومشو میخوره. با این جمله کل داستان لو رفت. فیلم عالی 😉 برادر لو نرفت … 😐 .ولی خدایی فیلم قشنگی بود ولی یه سوال! اینا همه از یه بازه ی زمانی شروع شده بود دیگه درست؟پس اون شخص اولی که جین رو آورد کنار پرورشگاه کی بود ؟؟؟ (از اول از اول)خب بالاخره یکی جین اولیه رو آورده بوده پرورشگاه دیگه ….اون کی بود؟! 😮 هرکی میتونه لطفا جوابمو… ادامه »