نقد و بررسی فیلم Once Upon a Time in Anatolia (روزی روزگاری در آناتولی)

کارگردان : Nuri Bilge Ceylan

نویسنده : Nuri Bilge Ceylan, Ebru Ceylan

بازیگران: Muhammet Uzuner, Yilmaz Erdogan , Taner Birsel

خلاصه داستان :

کاروانی از وسایل نقلیه دولتی که افسران پلیس، دادستان کل، یک پزشک قانونی و مردانی با بیل و بیلچه را در خود جای داده است، دو زندانی را به منطقه پهناور ترسناکی واقع در دشت آناتولی همراهی می کند …

پیتر برادشاو – گاردین (امتیاز ۴ از ۴) —————– نقد فیلم

صرف شبی طولانی در یک صحرا برای یافتن یک جسد در فیلم «روزی روزگاری در آناتولی»، این درام جنایی ترکیه ای را به عنوان یک شاهکار مهیج به دنیا معرفی کرد.

فیلم های اندکی هستند که آن قدر ساده باشند که فقط انتظار و صحبت را نشان دهند، اما این یکی از همان هاست. یکی از همان فیلم هایی که در بیشتر دقایق آن به ظاهر هیچ اتفاقی نمی افتد اما در واقع اتفاقات بسیاری در حال رخ دادن است. فیلم جدید «نوری بیلگه جیلان» طولانی و تماشایش مشکل است و احتمالاً مناسب هر کسی نیست، اما من فقط میتوانم بگویم که یک شاهکار است، شاهکاری بی پروا و تسلیم نشدنی که در تسخیر شکوه رمزآلود نگاه بدبین خود قرار گرفته است. هیچ چیز در این فیلم مرا یاد «سرجیو لئونه» نمی اندازد مگر آن انتظار خیلی خیلی طولانی در ابتدای «روزی روزگاری در غرب» در میان آن باد تند صحرایی حسرت بار. در واقع این فیلم، بیشتر یادآور کارهای آنتونیونی یا چخوف و حتی داستان های آخر تولستوی است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/antalia/anatolia-2.jpgماجرا از یک شب بارانی ناآرام آغاز می شود و به یک صبح ترسناک در یک دفتر کار خاتمه می یابد. کاروانی از وسایل نقلیه دولتی که افسران پلیس، دادستان کل، یک پزشک قانونی و مردانی با بیل و بیلچه را در خود جای داده است، دو زندانی را به منطقه پهناور ترسناکی واقع در دشت آناتولی همراهی می کند؛ دشتی که غرب را به شرق یعنی ایران، ارمنستان و ترکیه متصل میکند. زندانیان، مضنون به قتل هستند، اما ظاهراً می خواهند به جرم خود اقرار کنند و طبق قراری که با پلیس گذاشته اند، می خواهند آن ها را به محلی که جنازه قرار دارد، ببرند. «کنان» (با بازی فیرات تانیس) تنها کسی است که برای پلیس اهمیت دارد و روح سرگردان قربانی مرکزیت فیلم را تشکیل می دهد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/antalia/Anatolia1.jpgسفر خارج شهر آن ها در پایان یک روز کاری آغاز می شود و در حالی که همه انتظار دارند جسد را به سرعت کشف کنند، با خشمگین شدن پلیس ها، زندانی ها گیج می شوند و نمی توانند محل دقیق جنازه را در تاریکی به یاد آورند. جستجو در دل شب ادامه پیدا می کند و در فواصل معینی متوقف می شود که یکی از این توقف ها از سوی شهردار محلی به بهانه خوردن غذا اتفاق می افتد.

در این جستجو به جز حرف زدن هیچ کار دیگری برای انجام دادن وجود ندارد، اما این موقعیت خاص باعث می شود که سمت و سوی حرف ها به پوچی نگراید.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/antalia/Once-Upon-A-Time-In-Anatolia-Film-Review-Doctor-Cemal-Muhammet-Uzuner.jpgوقتی آن ها زیبایی نفس گیر دختر شهردار را می بینند، رفتارشان بسیار موقر و با ملاحظه می شود. در صحنه ای «کنان» اشک هایش بی دلیل سرازیر می شود. در وسط آن شب تاریک، مرگ خیلی واقعی تر و نزدیک تر به نظر می رسد( همان طور که همیشه برای هر کدام از ما هم این گونه خواهد بود). و دائم فکر حضور قربانی( جایی در آن تاریکی و باران) به ذهنشان می آید و افکار تاریک را از اعماق ذهنشان بیرون می کشد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/antalia/Anatolia.jpgدلیل جنایت هرگز معلوم نمی شود، اما در مورد رابطه کنان با قربانی جزئیات کوچکی افشا می شود. درام فرعی داستان هم دارای اهمیت بالایی است. طی این داستان فرعی تقابلات میان افسران مضطرب نشان داده می شود، تقابلاتی که این کار جستجوی واقعا نامطبوع باعث ایجادش شده است. بدون این که از بی خوابی یا کار خسته باشند، مجبورند به زندگیشان فکر کنند یا شاید هم در مورد این حقیقت که از زبان تی. اس. الیوت گفته شده، تعمق کنند که اصلاً هیچ چیز برای فکر کردن ندارند. نصرت (با بازی تانر بیرسل) دادستان خوش تیپ و متشخصی است که از شباهتش با کلارک گیبل به خود مفتخر است. او حکایتی را برای دکتر جوان، کمال (با بازی محمد اوزونیر) بازگو می کند تا این مفهوم را تشریح کند که مرگ هر وقت بخواهد می رسد و ما در مقابلش کاری نمی توانیم بکنیم. اما دکتر که یک دانشمند معتقد به فلسفه عقلانی است، سوال هایی را در مورد داستان او مطرح می کند و باعث گشوده شدن یک بینش جدید و وحشتناک در زندگی دادستان می شود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/antalia/preview00.jpgجیلان در این فیم که با اعتماد به نفس و فراست بالایی ساخته شده، سلطه روح بخش و خالصانه خود را نشان داده است. در یک پلان او تابلویی از پنج مرد داخل ماشین به ما نشان می دهد، دو پلیس روی صندلی های جلو و در صندلی عقب، میان دو افسر ، «کنان» لاغر و نحیف در تاریکی نشسته است. چهره های چهار مرد قانون در سایه نور خفیفی روشن شده است، اما کنان در خارج از این زمینه روشن قرار دارد. و جیلان همین جا صحنه را نگه می دارد، دوربین را به آرامی جلو می برد تا جایی که این فکر در ما جوانه می زند که چقدر این سکوت مشوش کننده است. شاید لحظه شکوفایی کامل و تماشایی فیلم در اواخر آن باشد؛ یک لحظه هنرمندانه. دکتر خسته از این شب زجرآور وارد دفتر خود می شود، کامپیوتر را روشن می کند و متوجه عکس های شخصی خود می شود (که به طور قطع هربار باید متوجه آن ها بشود). جیلان به طور رازآلودی کل فیلم را به تعلیق در می آورد تا فقط این عکس ها را به ما نشان دهد. سکون صحنه را پر می کند. عکس ها دکتر را در زمان جوانی و وقتی عاشق بوده نشان می دهد. این صحنه حس اندوه و دل شکستگی زیادی را با خود دارد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/antalia/once-upon-a-time-in-anatolia.jpgوقتی نوبت به افشاگری در مورد قربانی می رسد، یک تصمیم باید گرفته شود که چه مقدار از آن کشفیات فاش شود. ما شاهد از بین رفتن تدریجی پاکی کمال هستیم و با از دست رفتن کامل این پاکی، شخصیت پسرانه او که در طول آن شب بلند پلیس ها را سرگرم کرده بود، به طور کامل از بین می رود. مردانگی او از غفلت طولانی بیدار شده است و در حال گذار از مرحله ای است که همه افراد گروه خیلی قبل تر، از آن عبور کرده اند.

جیلان با دوفیلم بلند دیگر خود با نام های «فاصله» (۲۰۰۲) و «آب و هوا» (۲۰۰۶) خودش را به عنوان یک فیلمساز فوق العاده به اثبات رسانده بود. اما قطعاً «روزی روزگاری در آناتولی» تا امروز بزرگترین فیلم اوست.

مترجم: شبنم سید مجیدی

اختصاصی نقد فارسی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگیرد قضایی می شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

11
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
11 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
7 Comment authors
غزال احسان ehسیامک ر.پAZAD AZAD Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member
میلاد

بجز فیلم برداری خوب
بقیه چیز ها بشدت مزخرف صحنه های بی هدف و بی معنی
اشتباه های نورپردازی در چند صحنه
خسته کننده
اصلا برای تماشا کردن ساخته نشده
فقط برای این ساخته شده که چند نفر خودشاخ پندار بیان تحسینش کنند
بعد تموم شدن فیلم فقط ادم دلش میخواد بشینه و فریاد بزنه که چرا دوساعتو نیم وقتشو تموم کرده

فیلم   دوست
Guest
Member
فیلم دوست

چه فیلم خوبیه آروم و آهسته جلو میره و ضربه ی پایانیش خیلی خوب اثر میکنه فیلم از لحاظ بصری هم واقعا زیباست و آدم رو جادو میکنه اون دختر روستایی هم به نظرم نماد زیبایی واقعیه. یه زیبایی همراه با معصومیت. یه زیبایی با عظمت که باعث می شه همه ی چیزای دیگه کوچیک به نظرمون بیان زیبایی واقعی اون دختر باعث پشیمونی اون مرد می شه و مرد شروع به گریه کردن می کنه (شاید از یه لحاظ هایی شبیه قیامت) اما ربط این سکانس به کلیت فیلم چیه؟ شاید اینه که فیلمساز می خواد بگه زیبایی غیرواقعی… ادامه »

فیلم   دوست
Guest
Member
فیلم دوست

چه فیلم خوبیهآروم و آهسته جلو میره و ضربه ی پایانیش خیلی خوب اثر میکنهفیلم از لحاظ بصری هم واقعا زیباست و آدم رو جادو میکنهاون دختر روستایی هم به نظرم نماد زیبایی واقعیه. یه زیبایی همراه با معصومیت. یه زیبایی با عظمت که باعث می شه همه ی چیزای دیگه کوچیک به نظرمون بیان زیبایی واقعی اون دختر باعث پشیمونی اون مرد می شه و مرد شروع به گریه کردن می کنه (شاید از یه لحاظ هایی شبیه قیامت)اما ربط این سکانس به کلیت فیلم چیه؟ شاید اینه که فیلمساز می خواد بگه زیبایی غیرواقعی و هوسه که این… ادامه »

علی اق
Guest
Member
علی اق

تحلیل فاجعه ای بود و پر از غلط
مثلا علت قتل کاملا مشخص شد: بیان این موضوع که پسر مقتول پس قانل بوده است
قبلا ها تحلیل های بهتری از این سایت خونده بودم….

علی اق
Guest
Member
علی اق

تحلیل فاجعه ای بود و پر از غلط
مثلا علت قتل کاملا مشخص شد: بیان این موضوع که پسر مقتول پس قانل بوده است
قبلا ها تحلیل های بهتری از این سایت خونده بودم….

غزال
Guest
Member
غزال

چقدر این فیلم رو دوست داشتم، کارهای جیلان عالیه

احسان eh
Guest
Member
احسان eh

امکان داره یک نفر از اساتید محترم برای من دلیل طولانی بودن پلان هایی که ماشین ها از دور توسط دوربین تا محل لوکیشن اصلی فیلم دنبال می شوند یا صحنه هایی از این قبیل را توضیح بده؟ متشکرم

سیامک ر.پ
Guest
Member
سیامک ر.پ

در واقع اون دختر جوون نماد معصومیت بود. در ادامه میفهمیم که عکس العمل شخصیت ها با مواجه ی معصومیت چه معنی ای داشته. جا خوردن دادستان و ماجرای زنش یا مضنونی که دیگه بی گناه نیست و قتل رو گردن میگیره و پلیس رو به سمت محل جنازه میبره

AZAD AZAD
Guest
Member
AZAD AZAD

YAŞASİN, YAŞASİN VE YAŞASİN

Mohammad
Member
Member
Mohammad

واقعا شاهکاره…مخصوصا پایان بندی فیلم…

bela tarr
Guest
Member
bela tarr

یک شاهکار از کارگردانی نابغه بنام جیلان… که به نظر بنده عکاس فوق العاده ای نیز هست