Brooklyn (بروکلین)

کارگردان: John Crowley (جان کرولی)
نویسنده: Nick Hornby (نیک هورنبی),
7.5
87
0.97

خلاصه داستان:

در سالهای دهه ی 50 میلادی، "الیس" جوان باید بین دو مرد از دو کشور مختلف یکی را بعنوان شریک زندگی اش انتخاب کند، یکی ایرلندی و دیگری آمریکایی...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 9 از 10

«بروکلین» اثری خوش ساخت با تاثیری عمیق بر بیننده است. فیلمی که در مقام مقایسه با آثاری مشابه با موضوع مهاجرت از اروپا به آمریکای در حال رشد ابتدای قرن بیستم، باید بیشتر شخصی دانست تا استودیویی. «بروکلین» با به چالش کشاندن حس لذت ناشی از ساخت یک زندگی تازه بعد از مهاجرت، آن را در مقابل حس درد ناشی از ترک تمام چیزهایی که عاشقشان هستیم قرار می دهد. طبیعتا نمایش برخی لحظات ناراحت کننده و تراژیک هم در چنین فیلمی اجتناب ناپذیر بوده است. سیرشا رونان با حضور قدرتمند در نقش ایلیس لسی در فیلم «بروکلین» زنگ خطر را برای دیگر مدعیان اسکار ۲۰۱۶ به صدا در می آورد. نقش آفرینی دقیق و هنرمندانه در کاراکتری چند بعدی، دقیق و از لحاظ عاطفی حساس، قرار دادن نام وی در میان مدعیان برندگان اسکار نقش اصلی سال را اجتناب ناپذیر می کند. نمایش وی از حس دلتنگی برای خانه و خانواده تکان دهنده است و حس سردرگمی ناشی از نخستین عشق در سرزمین جدید نیر برای بیینده قابل لمس. طی فیلم، بیننده شاهد توسعه شخصیت ایلیس و تغییر وی از یک دختر دلتنگ و گمشده در سرزمین جدید، به زنی با اعتماد به نفس بالا و خوش آتیه هستیم. حضور مثبت بازیگرانی صاحب نام در نقش های مکمل نیز کمک بسزایی به سیرشا رونان برای ایفای نقش خود کرده است. در میان میتوان جولی والتز در نقش زن صاحب خانه ای عجیب، جیم براودبنت در نقش پدر روحانی فلود مهربان و دامهال گلیسون در نقش یه عشق بالقوه بیش از سایرین قابل ستایش هستند.

فیلم از ایرلند سال ۱۹۵۲ آغاز می شود که طی آن ایلیس در تدارک سوار شدن به کشتی عازم نیویورک است. بنا به درخواست قبلی رز (خواهر ایلیس) از پدر روحانی فلود، وی در نیویورک شغل و مسکنی مناسب برای ایلیس فراهم کرده است. سرانجام ایلیس آشفته حال و ترسیده، تک و تنها و پس از ترک خواهر و مادرش عازم نیویورک می شود. گذر از اقیانوس اطس و بیماری های ناشی از سفر هرچند سخت، اما در مقابل حس اضطراب سنگین ناشی از جدایی و تنهایی در غربت قابل تحمل است. با تمام اینها در نهایت حس دلتنگی نیز در گذر زمان کمرنگ تر شده و ایلیس کم کم زندگی جدید خود را آغاز می کند. کلید آغاز این زندگی عشق تازه با مردی ایتالیایی با نام تونی (اموری کوهن) است که لبخند را به صورت ایلیس باز می گرداند. رابطه آنها آنقدر بی ریا و صمیمانه است که کم کم باعث می شود ایلیس محل زندگی جدید خود (بروکلین) را «خانه» بنامد. هر چند که سلسله وقایع آتی فیلم باعث پیوند خودن مجدد سرنوشت ایلیس با شهر محل زادگاه وی در ایرلند می شود. کارگردان «جان کرولی» با «بروکلین» بر روی داستانی دست گذاشته که برای تعداد بسیاری در سراسر جهان قابل لمس است. داستانی که زندگی انسان ها چه مهاجر و چه غیر مهاجر، با تمرکز بر روی تغییر از جوانی وابسته به خانواده به فردی مستقل را به تصویر می کشد. داستانی درباره بوجود آمدن شخصیتی مستقل که عموما همراه است با حس غم انگیز سست شدن پیوند های خانوادگی و هیجانی برآمده از ساخت آینده. آز آنجا که مهاجرت حاوی شکاف های احساسی و فیزیکی بین فرهنگ های مختلف نیز می باشد، همراه ساختن بلوغ جوانی طی مهاجرت در «بروکلین» به جذابیت آن افزوده است.

فیلم به سه بخش کلی تقسیم می شود و کارگردان، جان کرولی به شکلی ماهرانه از لحاظ بصری به هر یک هویتی منحصر به فرد می دهد. بخش اول در ایرلند تمی تاریک و البته موقرانه دارد. دومین بخش در بروکلین، نیویورک میگذرد. تم رنگارنگ و گنجاندن نشانه هایی از حس نوستالژی نیویورک قدیم از ویژگی های این بخش است. البته لازم به ذکر است که کارگردان به مانند وودی آلن به دنبال تزریق حس شاعرانه و عاشقانه در شهر (اینجا نیویورک) نیست. سومین بخش مجددا در ایرلند میگذرد. این بخش نمایش دوباره ای است از مکان های آشنای بخش اول، اما اینبار با تمی روشن تر و البته اشباع رنگی بالاتر. فیلمنامه «بروکلین» بدون نقص عمل می کند. البته با در نظر گرفتن سابقه فیلمنامه نویس، نیک هورنبوی، و آثار گذشته اش مانند High Fidelity (نویسنده رمان)، High Fidelity (نویسنده رمان)، An Education (فیلمنامه نویس) انتظاری جز این هم نمی رفت. اقتباس هورنبوی از کتاب تام تویبین از نقطه نظر وفاداری به کتاب فوق العاده است. متمم فیلمنامه عملکرد بی نقص سیرشا رونان در مقام کاراکتر اصلی است این اجازه را به مخاطب می دهد تا دنیا را از زاویه دید شخصیت اصلی فیلم ببیند. ایلیس به هیچ عنوان کاراکتری تک بعدی برای سفر به کلیشه های نخ نما شده هالیوود نیست. بلکه فیلم سفریست عاطفی با کاراکتری که طی آن ما با وی آشنا شده و به او اهمیت می دهیم. «بروکلین» فیلمی به شدت کمیاب و خاص در صنعت فیلمسازی این روزهای سینمای جهان است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: مهدی افشارها

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

نقد و بررسی فیلم به قلم ایمان عباسی

نمره 9 از 10

سینمایی که در “بروکلین” عرضه می‌شود سینمایی است ازهرجهت اصیل و ساده. از قصه و روایت گرفته تا دوربین، همه‌چیز بر قاعده است. خبری از خودنمایی‌ها و ژست‌های بی‌ربط و زننده نیست. همه‌چیز در یک هارمونی ملایم به سر برده و فیلم پا را از حدش فراتر نمی‌گذارد. فیلم به‌خوبی قصه‌اش را روایت کرده، آدم‌هایش را به فازهای مختلف برده و در این کش‌وقوس‌ها جلا می‌دهد. درنتیجه تجربه ایست لذت‌بخش، لذتی که از سادگی اثر چشمه می‌گیرد، سینمایی ساده و بی‌آلایش که این روزها کمتر شاهدش بودیم. “بروکلین” روایتگر زندگی “ایلیش”، دختر جوان ایرلندی که به دلیل رکود زندگی در زادگاهش تصمیم به مهاجرت گرفته و در این مسیر به چالش‌های مختلفی کشیده می‌شود. فیلم به زیبایی این سفر را اصولی و بر قاعده ترسیم کرده و مخاطب را با خود همراه می‌کند، روایتی که ما را از نقطه اولیه (هنگامی‌که “ایلیش” جوان و بی‌تجربه برای اولین بار سوار کشتی شده و از راهنمایی‌های زنی که پیش‌تر در آمریکا بوده و مجدد قصد عزیمت دارد بهره می‌برد) به یک سرانجام می‌رساند (جایی که “ایلیش” این بار در جایگاه همان زن قرار گرفته و در عزیمت مجددش دخترکی بی‌تجربه را راهنمایی می‌کند). این مسیر، پخته شدن کاراکتر در فازهای مختلف را سبب می‌شود. از حس غربت و دل‌تنگی، بیگانگی فرهنگی و تنهایی گرفته تا شکل‌گیری رابطه‌ای عاشقانه که برای او همچون نقطه عطف عمل کرده و بازگشت به خانه و ماندن بر سر دوراهی که فاز نهایی را شکل می‌دهند که ضعیف‌ترین بخش اثر است.

مقدمه اثر مختصر و تا حدودی کوتاه است اما در همین زمان اندک نیز وجهه ساده و پاک کاراکترش را در برخوردها و روابطش با مردم شکل می‌دهد. میمیک بازیگر نیز در انتقال این حس بی‌تأثیر نیست و از طرفی با فضاسازی نیمه سرد و همچنین تصویر کردن برش‌هایی با کارکرد از زندگی روزمره‌اش، رکود زندگی‌اش را تصویر و مهاجرتش را نزد مخاطب معقول می‌سازد. مهم‌ترین نکتهٔ این بخش درآوردن رابطه حسی میان “ایلیش” و خواهرش است، رابطه حسی و کارشده‌ای که در ادامه دل‌تنگی‌های “ایلیش” در غربت را موجه ساخته و همچنین به کمک تیپ خواهر فداکار، روبه‌جلو بودن زندگی‌اش را نسبت به هم‌وطنانش تصویر می‌کند. برعکس ایرلند، فضای بروکلین فضایی شادتر است. از نورپردازی گرفته (هنگامی که “ایلیش” از مأمورین ایستگاه گذشته و درب ورود به ایالات متحده را باز می‌کند, پس‌زمینه کاملاً نورانی است) تا رنگ‌بندی‌ها. فیلم‌ساز نیز به‌درستی با تصویر کردن برش‌هایی از حضور “ایلیش” در محافل مختلف، از کار گرفته تا محل اقامت و گشت‌های تنهایی‌اش، موقعیت یک بیگانه تازه وارد را هر چه رئال‌تر تصویر می‌کند. مسلماً در این شرایط بحث وطن مطرح است. همچنین دل‌تنگی برای خانواده را شاهد هستیم و… اما اصالت و سادگی فیلم اینجا نمایان می‌شود. فیلم‌ساز ثابت می‌کند تأثیرگذاری در پیچیدگی و خاص بودن نیست. گاهی اوقات ساده بودن قوی‌ترین نقطه قوت است. دل‌تنگی‌های “ایلیش” برای خانه و خواهرش همان‌قدر صادقانه تصویر می‌شود که اولین نامه خواهرش با صدای خود او خوانده شده و “ایلیش” را در بازه‌های زمانی مختلف شاهد هستیم که در حال خواندن چندین‌باره نامه است. دغدغه وطن و خانه همان‌قدر ساده و صادقانه تصویر می‌شود که پیرمرد ایرلندی در جشن خیریه با صدایی دل‌نشین آوازی محلی می‌خواند و درحالی‌که جشن به اتمام رسیده اما همچنان صدای پیرمرد بر تصاویر است. فیلم‌ساز نیز در مواقع لازم با گرفتن نمای کلوز از بازیگر و کادر بندی دقیق، حس را به درستی منتقل کرده و به افراط نمی‌افتد.

با ورود “تونی” فیلم گام مهمی را برداشته و به نقطه عطف خود نزدیک می‌شود. درست زمانی که فیلم در مرز درجا زدن قرار می‌گیرد، فیلم‌ساز با شکل دادن رابطه‌ای عاشقانه به همان سادگی و بی‌آلایش بودن کار، جان تازه‌ای به اثر تزریق کرده و فیلم حالت درام رمانس به خود می‌گیرد. بازی کاراکتر “تونی” بسیار به‌جا است و بخش مهمی از پرداخت شخصیت را به دوش می‌کشد. طوری که مخاطب پس از چند دیدار شیفته لبخندهای همیشگی و نگاه امیدوار کننده‌اش می‌شود، رابطه میان “ایلیش” و “تونی” نیز زیبا تصویر می‌شود. پس از دیدار اول و شکل گرفتن نیمه علاقه‌ای میان آن‌ها، فیلم‌ساز بی حاشیه برش‌هایی از برخوردهایشان را با دوربین ملایم و همان دکوپاژهای به‌قاعده و موسیقی متن دل‌نشینش تصویر کرده و رابطه را به‌درستی شکل می‌دهد. همچنین این رابطه “ایلیش” را به نقطه عطف خود رسانده و از دختری ساده و به‌اصطلاح خود فیلم “بیچاره” به دختری پرانرژی و فعال تبدیل می‌کند. دیگر خبری از دل‌تنگی‌هایش نیست و فیلم شادترین لحظاتش را در این بازه می‌گذراند. اما شاید مهم‌ترین چالش فیلم‌ساز فاز بازگشت به ایرلند است. اینکه چطور باوجود دل‌بستگی‌هایی که در بروکلین تعریف شده و مخاطب به آن خو گرفته، خانه و وطن انسان را گرفتار خود می‌کند. استارت این به‌اصطلاح آلوده شدن هم بسیار جالب زده می‌شود. “مادر” که در بخش اول به کل رها شده بود در این فاز حداقل به تیپی تنها و نیازمند کمک ارتفاع پیدا می‌کند، تیپی که سعادت دخترش را در زندگی روزمره‌ای که خواهرش در ایرلند داشت دیده و تبدیل به یکی از دلایل ماندن می‌شود. جمله “حالا چند روز برای رفتن صبر کن و این کار رو انجام بده” در این بخش به یک موتیف تبدیل‌شده که اسارت “ایلیش” را در وطن تصویر می‌کند. اسارتی که البته در ادامه مفهومی دیگر میابد. “ایلیش” که در ابتدا همچون مخاطب علاقه‌مند‌است تا هرچه زودتر نزد “تونی” بازگردد به‌ناچار برای انجام کارهایی سفرش را مدام به تعویق می‌اندازد اما جای تعجب اینجاست که رفته‌رفته او نیز به این شرایط علاقه‌مند شده و عادت می‌کند, در حدی که رابطه عاشقانه‌اش با “تونی” را این بار با جوانی دیگر در ایرلند تکرار کرده, هرچند در ابتدا چندان متمایل نشان نمی‌دهد اما به‌تدریج رضایت را در او می‌بینیم. به دیدار خانواده آن جوان رفته، با هم به ساحل می‌روند و حتی زمانی که جوان ایرلندی در مراسم رقص از او می‌خواهد تا در ایرلند بماند او لبخند می‌زند. چهره ساده و دوست‌داشتنی‌ای که پیش از بازگشت به ایرلند در ذهن مخاطب نقش بسته بود به کل خراب شده و حتی گاها حالتی تدافعی پیدا می‌کند. از طرفی بازگشتش به بروکلین و ترک وطن نیز بی‌پایه و ناگهان است. نمی‌دانیم برای حفظ آبرو و از ترس لو رفتن ازدواجش بازمی گردد یا سخنان صاحب‌کارش در او جرقه‌ای ایجاد می‌کند. به‌هرروی پرداخت ضعیفی است. ناگهان برای “تونی” که هیچ اثری از او در ایرلند پیدا نمی‌شد اشک می‌ریزد و جوان ایرلندی نیز بی‌سرانجام رها می‌شود. اما با فاکتور گرفتن فاز نهایی، “بروکلین” اثری است که برگ برنده‌اش در سادگی و صداقتش است. تجربه ایست دل‌چسب و لذت‌بخش. لذتی که از سادگی‌اش سرچشمه می‌گیرد.

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


53
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
53 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
20 Comment authors
فاطيمارسول jitEruptionsaeedehدایا Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/title/brooklyn/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/brooklyn/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/brooklyn/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/brooklyn/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 62253 additional Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/brooklyn/ […]

Q. Tarantino
Guest
Member
Q. Tarantino

به عنوان یک «مرد» حالم داشت از این خانوم الیس به هم میخورد؛ یک موجود پلید خیانتکار!اما همون صحنه ی به قول دوستان افشاگری واقعا برام جالب بود. وقتی که اون خانوم مسن اون جمله رو گفت و خواست که به نوعی به الیس بگه من میدونم که شما ازدواج کردی و…. من هم گفتم «بیا! حقته! دلم خنک شد….»و جوابی که الیس داد شگفت انگیز بود. جوابی که داد به بیننده بود! واقعا عالی بود.بعد که از ساختمون خارج میشه هم نمای بسته ی چهره اش رو داریم. رو به روی بینندهچهره به چهرهعالی بودکل فیلم یک طرف، این… ادامه »

مشاور
Guest
Member
مشاور

داشتن روابط عاطفی بخصوص برای یک دختر جوان اگر منتهی به ازدواج بشود،آن هم در دهه ۱۹۵۰ میلادی یک خوشبختی بی عیب و نقص است،دقیقا معلوم نیست که چرا آیلیش دچار این تنوع طلبی شده و خود را تا این حد درگیر یک رابطه نمود و سپس بعد از برملاشدن و در خطر بی آبرویی قرارگرفتن و بازی با احساسات مرد دیگر و جدایی و ازخودبیگانگی و فاصله داشتن با مادرش بسرعت بار سفر بست؟؟برگشت به زادگاه و پیشنهاد شغلی و یافتن کار می توانست یک تعارض قابل هضم تری باشد بدون واردکردن رابطه عاطفی مجدد!!!!

مشاور
Guest
Member
مشاور

داشتن روابط عاطفی بخصوص برای یک دختر جوان اگر منتهی به ازدواج بشود،آن هم در دهه ۱۹۵۰ میلادی یک خوشبختی بی عیب و نقص است،دقیقا معلوم نیست که چرا آیلیش دچار این تنوع طلبی شده و خود را تا این حد درگیر یک رابطه نمود و سپس بعد از برملاشدن و در خطر بی آبرویی قرارگرفتن و بازی با احساسات مرد دیگر و جدایی و ازخودبیگانگی و فاصله داشتن با مادرش بسرعت بار سفر بست؟؟برگشت به زادگاه و پیشنهاد شغلی و یافتن کار می توانست یک تعارض قابل هضم تری باشد بدون واردکردن رابطه عاطفی مجدد!!!!

reza86
Guest
Member
reza86

فیلمش خیلی معمولی بود. راستش دلم نمیخواست وقتمو پای همچین فیلم معمولی بذارم

reza86
Guest
Member
reza86

فیلمش خیلی معمولی بود. راستش دلم نمیخواست وقتمو پای همچین فیلم معمولی بذارم

کارن سلیمی
Member
Member
کارن سلیمی

سلام
جدا از فیلم که خوب بود ولی خداییش اگه عشق اینطوری باشه که این دختر نشونش داد هیچی دیگه

soomar110
Guest
Member
soomar110

فیلم واقعا خوب بود ریتم آرام و ساده ای داشت و برای کساییکه درد غربت و مهاجرت کشیدن واقعا حس همزاد پنداری ایجاد می کند و در آخر فکر می کنم آدم خیلی خوبه چند وقتی دور باشه و مستقل بشه و بزرگ ولی آخرش میتونه برگرده و زادگاه و وطنش را آباد کنه چون اونجوری رفتن نوعی فراره(البته قطعا شرایط افرا باهم متفاوته )باید دید وظیفه آدم چیه و کار دزست کدومه

فاطيما
Guest
Member
فاطيما

تیکه ی آخر فیلم،از کیفیت فیلم به عنوان یک فیلم عاشقانه کاست

رسول jit
Guest
Member
رسول jit

فیلم مطمینا ارزش دیدن داره
ولی به نظرم وقتی ایلیش برگشت به ایرلند یه مقدار مشخص نبود که واقعا وفادار هست و قصد برگشت به بروکلین را داره یا نه سعی داره فراموش کنه و به ماندن هم فکر میکنه ……
بعد از برگشت ایلیش به ایرلند یه مقدار باید اندیشه و تفکر ایلیش روشن تر بیان میشد تا بشه تصمیم گیری کرد در مورد شخصیت ایلی …

در کل فیلم خوبی بود

سیدمحمدباقر خانکشی زاده
Member
Member
سیدمحمدباقر خانکشی زاده

سلام ، فیلمه رو دانلود میکن الان ، خوب باشه فک کنم (با این اوصاف) 🙄
ولی ای کاش نقد فارسی تو پایان نقد خودش یه نمره کلی بر حسب نقد بهش بده که اونایی که میخوان سریع بیان و چنتا فیلم برا دانلود بزنن کارشون راحت باشه و ساعتها تو سایتهای دیگه ول نگردن 😕 + اگه خود نقد فارسی لینک دانلود فیلم+ترجمه رو تو آخر نقد قرار بده دیگه نورعلی نور میشه 😆
ممنون از زحمات همگی 🙂

saman56
Guest
Member
saman56

Eruption:یکی از ۴ فیلم برتر ۲۰۱۵
۱٫Mad max
۲٫Room
۳٫Brooklyn
۴٫Hateful Eight

موافقم البته به این ترتیب
کارول
اتاق
هشت نفرت انگیز
بروکلین
مدمکس هم افتضاح

Eruption
Guest
Member
Eruption

یکی از ۴ فیلم برتر ۲۰۱۵
۱٫Mad max
۲٫Room
۳٫Brooklyn
۴٫Hateful Eight

saeedeh
Guest
Member
saeedeh

به نظرم خیلی فیلم خوش ساخت و قشنگیه ، مخصوصا بازی نقش ایلیش خیلی خوب بود.

فقط عشق بین ایلیش و تونی رو خیلی خوب نشون ندادن ، مخصوصا بخش اخر تو ایرلند داشت تونی رو انگار فراموش میکرد .
تو نامه هم انگار میخواست یه چیزایی بهش بگه ولی نتونست .
یه جا هم گفت "کاش قبل از این که میرفتم وضعیت اینجوری بود"

ولی شاید حرف های صاحب کارش یه تلنگری شد براش!

دایا
Guest
Member
دایا

در مورد فاز نهایی فیلم(با توجه به این که فیلم را چند دقیقه ی پیش تموم کردم و اینکه شاید لذت تازه تموم کردنش باعث کوری منطقم شده باشه) و برگشت ایلین به بروکلین همون جمله ایه که به صاحب کار قدیمی خودش میگه. "یادم رفته بود که این شهر چجوریه." رفتن ایلین از ابتدا هم به خاطر نبود جایی برای پیشرفت (و قاعدتا نفرتش از بعضی از آدمها بوده) و اینکه دوباره شهر اون روی خودش رو اون دست آدمها رو نشون میده… اشکی که ریخته میشه نه برای تونی بلکه بخاطر یاد آوری زخم های کهنه است. ممنونم… ادامه »

mhd333333
Guest
Member
mhd333333

سلام
روزتون بخیر
دوستانی که زیاد فیلم تماشا می کنید اگه ممکنه فیلم های مشابه این و room به من معرفی کنید
متشکرم

vahoo
Member
Member
vahoo

ممنون از فیلم، از نقد منتقدا و از نظر الباقی دوستان. از فیلم خوشم اومد و لذت بردم. اما با نقد اینکه آخرش ما چی می بایست فکر کنیم که ایلیش به خاطر حفظ آبرو برگشت، یا واقعا می خواست برگرده، موندم. آیا اگه کسی از ازدواجش خبر نمی داشت، ایرلند می موند، یا باز بر می گشت؟!. به هر حال هر کسی می تونه برداشت خودشو داشته باشه.

صانع
Guest
Member
صانع

سلام ببینید با تمام احترامی که برای منتقدین محترم قائلم اما باید بگویم فرق زیادیست بین تشریح و تفسیر. مخاطب بعد از تماشای فیلم از مرحله تشریح میگذرد و و مبرسد به نقدو تفسیر فیلم. تفسیر و نقد ناقصی که بنده داشته ام: دیدار الیش در کشتی ابتدای فیلم با ان زن جوان نشان میدهد که تجربه واقعا انسان را قدرتمندتر نشان میدهد.که این رویداد در اخر هم نشان داده میشود اینبار جای الیش با زن جوان عوض میشود. یا این که این حس عادت پذیری انسان که بعضی مواقع چهره ای غم انگیز و حزن آلودی به خود میگیرد… ادامه »

AliGunner
Guest
Member
AliGunner

با سلام.
مدیر سایتتون نیم فاصله رو درست نشون نمیده. امیدوارم این مشکل رو برطرف کنید…
با تشکر

AliGunner
Guest
Member
AliGunner

انتظار داشتم فیلم خیلی زیباتر تموم بشه و شاهد یه عشق زیبا باشیم اما… به نظرم اگه اون افشاگری که توسط صاحب¬کار سابق ایلیس صورت گرفت تو فیلم گنجانده نمی¬شد و ایلیس به خاطر تونی قید مادر، زادگاه، مرد پولدار و کار خوب تو ایرلند رو می¬زد فیلم خیلی جالب‌تر می‌شد؛ فک می‌کنم ایلیس به خاطر این افشاگری بود که تصمیم گرفت به بروکلین برگرده وگرنه به احتمال زیاد ایرلند می‌موند و تونی رو فراموش می‌کرد و تونی می‌موند با خاطره‌ای از ایلیس؛ و این افشاگری یه جورایی ایلیس رو مجبور کرد که به بروکلین برگرده و پایان داستان زیاد… ادامه »

hossein7mg
Guest
Member
hossein7mg

فیلمه خوبی بود بهترین نقطه قوتش فیلنامه خلوت و آرومش بود . روند فیلم با اینکه آرام بود ولی جذاب بود. ایلیش انگار تصمیم گرفته بود بمونه چون هم مادرشو داشت هم کار خوب هم دوستاش هم پسری خوب و پولدار… ولی وقتی خبرچینی و به نوعی تهدید صاجبکار سابقشو شنید گفت من فراموش کرده بودم این شهر چجوریه که منظورش اینه همه به هم کار دارند و در کارهای هم دخالت می کنن…(دلیلی قانع کننده ای برای تصمیم سریع برای بازگشتش به امریکا نبود) به هر حال ایلیش پسر فقیر لوله کشش رو ترجیح داد… چیزی که اگه فیلم… ادامه »

alive8041
Member
Member
alive8041

بروکلین جز فیلمای خوب ۲۰۱۵
میتونس جالبتر باش اگ اون اتفاقی ک احتمالش خیلی خیلی کمه(منظورم شناسایی ایلیش تو امریکا توسط فامیل مشتری ی فروشگاه)!!! نیفته و بزار خود بیننده نتیجه گیری کنه یا ی اتفاق باورپذیرتر
احساس میکنم اگ تابلو نمیشد میموند ایرلند و برنمیگشت.راستش اگ منم بودم نمیرفتم.مادر و کار و شهر و دوست و … رها کنی و بری سخته واقعا.ی چیز دیگ هرموقع ایلیش شنیدم یاد لرد بیلیش افتادم 😕

pedram77
Guest
Member
pedram77

فیلم جالب و خوبی بود
خواهشا نقد فیلم trumbo را هم بزارین

reza maleki
Member
Member
reza maleki

چیکار میکنه این سیرشارونان
هر چی نگاه میکنم فیلمو خسته نمیشم
با اینکه بازی بری لارسن در اتاق واقعا خوب بود ولی نمیدونم چرا من بلانشت و رونان رو بیشتر برای بازیاشون تو کارول و بروکلین قبول دارم
عاشق اون تیکه ای هستم که مادر ایلیش بهش زنگ میزنه و میگه:وقتی که رز مرد هیشکی رو ندارم و یک هو بغض ایلیش میترکه
واقعا زیبا بود
من تو چند تا صحنه اشکم در اومد
من همینطور عاشق فیلم کفاره که سیرشا توش بازی کرده هستم.واقعا فوق العادس این بازیگر
شاید در آینده بتونه بهتر از بلانشت و استریپ الان بشه

Mr.Rossi
Guest
Member
Mr.Rossi

در کل فیلم از جنبه موضوع کلی قوی بود ولی در در مورد توصیف داستان عاشقانه بین تونی و ای لیش بخصوص در انتهای فیلم ضعیف بود و این ریتم تند در یک سوم انتهایی فیلم؛ از کیفت فیلم کاست .

محمد72
Guest
Member
محمد72

Sami_R:ممنون از ترجمه نقد فقط اگه میشه نام Saoirse Ronan به فارسی رو اصلاح کنید هر بار تو متن می خوندمش رو اعصاب بود.

درستش میشه "سیرشا رونان" نه سولاریس! سیرشا اسم ایرلندی هست و معنیش یعنی "آزادی". مرسی.

سلام ممنون بابت آگاهی که دادید. فقط اگر امکانش هست فونتیک دقیق اسم این بانو رو بنویسید من ممنونتون میشم.

بهروز.
Guest
Member
بهروز.

۶٫۵ از ۱۰
متوجه شدم برای چی نامزد بهترین فیلم شد!!۱

Roshanak.r
Guest
Member
Roshanak.r

فیلمی بسیار تکراری…ولی من اینقدر سیرشا و دامهال بازیگر نقش مرد مکمل داستان رو دوست داشتم که برام مهم نبود

Sami_R
Guest
Member
Sami_R

Mehdi-Afsharha:

Sami_R:ممنون از ترجمه نقد فقط اگه میشه نام Saoirse Ronan به فارسی رو اصلاح کنید هر بار تو متن می خوندمش رو اعصاب بود.

درستش میشه "سیرشا رونان" نه سولاریس! سیرشا اسم ایرلندی هست و معنیش یعنی "آزادی". مرسی.

خیلی ممنون بابت تذکر . اصلاح شد

ممنون از شما که انقدر انتقادپذیر هستید.
و باز هم ممنون

livhk
Guest
Member
livhk

فیلم قشنگی بود بازی سیرشا رونان خوب بود ولی زیاد چشمگیر هم نبود که نامزد اسکارش کنن.

Admin
Member

Sami_R:ممنون از ترجمه نقد فقط اگه میشه نام Saoirse Ronan به فارسی رو اصلاح کنید هر بار تو متن می خوندمش رو اعصاب بود.

درستش میشه "سیرشا رونان" نه سولاریس! سیرشا اسم ایرلندی هست و معنیش یعنی "آزادی". مرسی.

خیلی ممنون بابت تذکر . اصلاح شد

حسن11
Guest
Member
حسن11

در نهایت متوجه شدم ایلیش فقط یک خیانتکار بالقوه هست در نقطه عطف دوم( از نظر من) که توسط صاحب مغازه افشاگری میشه تازه ما متوجه فقط قول دادن ایلیش به همس ایتالیاییش هستیم یعنی با بازگشت ایلیش به ایرلند همه چیز آمریکای ایلیش هم برای خودش هم برای بیننده فراموش میشه من این ملاقات رو نمیتونم درک کنم که چنین گره گشایی درش بشه اصلا این فیلم عاشقانه نیست بلکه اصلا معلوم نیست برای چی ساخته شده؟ شاید هم یک زندگی وظیفه ای رو بصویر میکشه که اگه اینوطر بوده باز همونو میگم برای چی ساخته شده

Sami_R
Guest
Member
Sami_R

ممنون از ترجمه نقد فقط اگه میشه نام Saoirse Ronan به فارسی رو اصلاح کنید هر بار تو متن می خوندمش رو اعصاب بود.

درستش میشه "سیرشا رونان" نه سولاریس! سیرشا اسم ایرلندی هست و معنیش یعنی "آزادی". مرسی.

دااانیال
Guest
Member
دااانیال

فیلم فوق العاده بود ، تمام ثانیه های فیلم با یه ریتم خاص و ارومی جلو میرفت ، ارومی که نه تنها خستت نمیکرد بلکه ارامشی بهت میداد که دوس نداشتی فیلم تموم شه ، یکی از بهترین فیلم های ۲۰۱۵ بود ، چه از نظر کارگردانی داستانی و بازیگری

علی  aaam
Guest
Member
علی aaam

امروز دیدمش در یک کلمه می تونم فوق العاده بود
داستان قوی ، کارگردانی قوی تر و بازیگری خیلی قوی تر یک شاهکار رو ساخته .
اگه یک درام عاشقانه فلسفی خوب رو میخواین ببینید این فیلمو از دست ندید

ali ruzegar
Member
Member
ali ruzegar

چقد این فیلم خوووبه مخصوصا واسه اونایی که واسه پیشرفت و استقلال مجبور شدن قید خانواده و شهر و… رو بزنن
چقد "واقعی"هست همه چی توش
بازی سولاریس رونان واقعا شایسته اسکاره