Braveheart (شجاع دل)

کارگردان : Mel Gibson

نویسنده : Randall Wallace

بازیگران: Mel Gibson, Sophie Marceau ,Patrick McGoohan

جوایز :

برنده اسکار:

بهترین فیلم، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردان برای مل گیبسون، بهترین تدوین صدا، بهترین آماده سازی

نامزد اسکار:

بهترین تدوین، بهترین طراحی لباس، بهترین فیلمنامه، بهترین صدابرداری، بهترین موسیقی فیلم

خلاصه داستان : در قرن سیزدهم ویلیام والاس مردی ساده و بی پول به انتقام قتل همسرش، اسکاتلند را علیه انگلستان و پادشاه مستبد آن متحد می کند..

[nextpage title=” نگاهی به فیلم دلاور (cinemaerooz)”]

 

۲- نگاهی به فیلم دلاور (cinemaerooz)

نویسنده: احمد دستاران

 

قیام علیه ظلم و ظالم همیشه قابل ستایش بوده است. این تم در قالب هر فیلمى عرضه شود، توجه مخاطب را به خود معطوف مى کند. حال اگر این موضوع، از موضوعیتى تاریخى و محقق برخوردار بوده و در فیلمى عظیم و خوش ساخت ارائه شود، جذابیت چندانى مى یابد. فیلم دلاور ساخته مل گیبسون دقیقاً واجد چنین خصوصیاتى است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/14-Braveheart.jpgیکى از امتیازات بارز فیلم دلاور، شخصیت پردازى آن است، مل گیبسون به رغم شخصیت هاى متعددى که در فیلم خود دارد، موفق شده که هر یک از آنها را به خوبى پردازش نماید. از ویلیام والاس که خود ایفاگر نقش او بوده، مى گذریم چرا که نیازى به تعریف و تمجید ندارد. پاتریک مک گوهان در جان بخشیدن به نقش ادوارد اول، این چهره ستمگر و سفاک، سنگ تمام گذارده است. در بسیارى از آثار تاریخى و به خصوص فیلم هاى دهه هاى ۵۰ و ۶۰ سینماى ایتالیا، شخصیت ها یک بعدى نمایانده شده اند. یا خوب و سفید و یا بد و سیاه هستند و شخصیت بینابین و خاکسترى وجود ندارد. در فیلم دلاور به فراخور بسیارى از عوامل تاثیرگذار محیطى و طبقاتى، شخصیت ها داراى خصایل و گرایش هاى خاص خود هستند. یکى از آدم هاى فیلم که شخصیت او نسبت به دیگران از پیچیدگى بیشترى برخوردار است، بروس فرزند پادشاه به انزوا کشیده شده اسکاتلند است. بروس هر وقت به ملاقات پدر مى رود، پدر به او توصیه مى کند که با اشراف و نجیب زادگان متحد شود. بروس هم سرسپرده ادوارد است و هم به نوعى دوستدار و معتقد به والاس است. در جایى از فیلم، بروس که در کسوت شوالیه ها و در التزام ادوارد است، مورد تعقیب والاس قرار مى گیرد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/13-Braveheart.jpgبه دستور ادوارد، بروس به شیوه شوالیه ها به والاس حمله ور مى شود. بروس ابتدا موفق مى شود، والاس را از اسب سرنگون کند. هنگامى که براى کشتن والاس از اسب پیاده مى شود، والاس در یک حرکت ناگهانى بر او چیره مى شود و موقعى که مى خواهد او را بکشد، متوجه مى شود که این شوالیه در رکاب ادوارد، کسى نیست مگر بروس که یکى از متحدین خودش است! والاس نگاهى تلخ و تقبیح کننده به بروس مى افکند همین نگاه تغییر و تحول را در بروس موجب مى شود. اولین تاثیر این تحول را در همان سکانس نبرد مشاهده مى کنیم. والاس که در اثر ضربه چوب بلند بروس بر روى زمین افتاده است، در شرف اسارت به دست سربازان ادوارد است. بروس با مشاهده این وضع، والاس را از روى زمین برمى دارد و او را به دست یکى از یاران والاس که مورد تعقیب سربازان ادوارد است، مى سپارد و بدین ترتیب از اسارت محتوم او جلوگیرى مى کند. یکى دیگر از وجوه قابل اعتناى فیلم، صحنه هاى عظیم جنگى آن است. گیبسون بدون تمسک به ترفندهاى متداول مانند جلوه هاى رایانه اى، موفق به خلق لحظاتى تماشایى و خیره کننده از رویارویى و نبرد گروهى و تن به تن ارتش شاه ادوارد و سپاه به جان آمده و تشنه آزادى ویلیام والاس شده است. گیبسون در خلق صحنه هاى جنگى موفق به نوآورى هایى نیز شده است. از جمله این نوآورى ها مى توان به استفاده از چوب هاى بلند به عنوان نیزه آن هم به آن شکل خاص اشاره کرد که در یکى از نبردها عامل اصلى پیروزى سپاه والاس بر ارتش شاه ادوارد مى شود. در جایى گفته شده که این فیلم وامدار و مقروض مدیون بعضى از کارهاى درایر و برگمان است. به گمان نگارنده این سخن قابل پذیرش نیست. البته درایر و برگمان در تاریخ سینما حد و حرمت خود را دارند اما پذیرش این ادعا به مثابه این است که این دو سینماگر معتبر، معمار تمام مولفه هاى مادى و معنوى قرون وسطى بوده اند و چنانچه فیلمسازى فیلمى بسازد که زمان وقوعش قرون وسطى باشد، الزاماً از روى فیلم هاى آنها به طور اجتناب ناپذیرى، چه آگاه و چه ناخودآگاه متاثر و حتى متاسى شده است! در ابتداى فیلم از قول بروس که راوى فیلم است مى شنویم: ممکن است من را دروغ پرداز بنامند، اما تاریخ به وسیله کسانى نوشته مى شود که قهرمانان را به دار مى آویزند. بعد از اینکه جلاد سر از تن والاس جدا مى کند، دستمالى که یادگار مورون همسر باوفایش است مانند خرقه اى مقدس با حرکت و ریتم اسلوموشن از دست او جدا مى شود و آرام به پایین سرازیر مى شود. در همین اثنا و قبل از اینکه جلاد سر از تن والاس قطع کند، او مورون را میان مردمى که به تماشا آمده اند، مى بیند و این اشاره و نمودى است از انسان هایى که در راه احقاق حق جان خود را فدا کرده اند، نامیرا بوده و براى همیشه زنده اند. مرگ براى این گونه انسان ها دردى دربر ندارد، بلکه نوعى رهایى از این خاکدان پرکید است. وقتى آن شاهزاده خانم مهربان فرانسوى در زندان دارویى به والاس مى دهد تا هنگام مرگ درد کمترى احساس کند، او دارو را به حرمت آن شاهزاده در دهان مى گذارد، اما پس از رفتن شاهزاده آن را از دهان خود خارج مى کند و این بدین معنى است که براى انجام هر کارى باید تمام مسائل و مصائبش را پذیرفت. در خاتمه نیز مى بینیم که یاران مصمم و مردد والاس که حالا دیگر متحول شده اند، با اتحاد و یکپارچگى راه او را تا استقلال و آزادى اسکاتلند در پیش مى گیرند و نام سر ویلیام والاس را در تاریخ اسکاتلند جاودانه مى سازند.

 

دیالوگ به یاد ماندنی

«رییس دادگاه: می تونه همه چیزو تموم کنه…همین الان!‏ سعادت .آرامش.فقط بگو..فریاد بزن”بخشش!”‏

جمعیت:بخشش! بخشش! بخشش!

رییس دادگاه: زندانی می خواد حرف بزنه!‏

هامیش و استفان: ویلیام بگو …بگو بخشش!

ویلیام والاس: آزادی !»

 

نویسنده: احمد دستاران

منبع: cinemaerooz

 

*****************************

 

 

[nextpage title=” نقد فیلم «شجاع دل» (سینماسنتر)”]

 

۳- نقد فیلم «شجاع دل» (سینماسنتر)

 

«شجاع دل» مل گیبسون حماسه جنگ خونین ویلیام والیس William Wallace جنگجوی افسانه ای است که ملت خود را در جنگ با انگلیسی ها حدود سال ۱۳۰۰ رهبری کرده است. فیلم به نوعی جاه طلبانه است و احساسات ساده ای مثل عشق، وطن پرستی و خیانت را بزرگ کرده و از سبک شرح سفرهای تاریخی پرهیاهو اجتناب می کند. فضاهای آن سبز، مرطوب، حالی، گل آلود و ناهموار است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/12-Braveheart.jpgدرباره والیس چیز زیادی نمی دانیم، او را با عنوان شجاع دل می شناسیم و فقط می دانیم که طبق یک شعر حماسی قدیمی، او فبائل اسکاتلند را با هم متحد کرده و جنگ های مشهوری در برابر انگلیسی ها قبل از اینکه به عنوان خائن دستگیر، شکنجه و اعدام شود، داشته است.

فریاد در حال مرگ والیس، وقتی بدنش روی چرخ دنده کشیده می شود، اینست : «آزادی!» که دقیقاً برمبنای واقعیت نیست (مفهوم آزادی فردی مفهومی بالاتر از آن است که در سال ۱۳۰۰ برای آن جشنی برپا شود)، اما این موضوع گیبسون را از فریاد زدن درباره آن باز نمی دارد. این فریاد با مجموع حرکات افتخارآمیز شجاع دل که حماسه ای اکشن با روح شمشیربازی های کلاسیک هالیوود است متناسب می شود. آنچه که افراد از فیلم به خاطر می سپارند صحنه های وافر جنگ، خون و خشونت است. از نقطه نظر تکنیکی «شجاع دل» کار بسیار جالبی از حضور انسان و اسب در صحنه نبرد ارائه کرده است. گیبسون قشونی را که به نظر می رسد هزاران مرد سوار بر اسب باشند و نیز پیاده نظام را به صف می کند. صحنه های جنگ او شلوغ نمی شود: استراتژی را متوجه می شویم و از تاکتیک ها اگرچه در مورد بعضی مشکوک هستیم، لذت می بریم. (آیا در قرن چهاردهم واقعاً صحنه جنگ به آتش کشیده می شد؟)

گیبسون در اینجا تاریخ را به تصویر نمی کشد بلکه اسطوره مورد فیلم اوست. ویلیام والیس ممکن است یک شخصیت وافعی بوده باشد اما «شجاع دل» بیشتر وامدار شاهزاده وایلانت Valiant، راب روی Rob Roy و مد مکس Mad Max است. به محض اینکه دریابیم فیلم یک بازسازی تاریخی نیست (که خیلی زود این اتفاق می افتد)، دیالوگی که درون مایه جدید دارد را می پذیریم.

در این فیلم شخصیت مقابل (آنتاگونیست) والیس شاه ادوارد اول (لانگ شنکس Logshanks) است که این نقش را پاتریک مک گوهام Patrick MacGooham با زیرکی ایفا می کند. او مرتب تفسیر وقایع را بر مبنای سیاست تجربی خود ارائه می کند و این موضوع سرگرم کننده است چراکه معمولاً اشتباه حدس می زند. پسر ادوارد، شاهزاده ویلز Wales (پیتر هانلی Peter Hanly) یک ابله از خود راضی است و با زنی فرانسوی فقط بنا به دلایل سیاسی ازدواج کرده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/16-Braveheart.jpgپرنسس، با نقش آفرینی هنرپیشه فرانسوی سوفی مارسو Sophie Marceau، خیلی همسر خود را مورد تحسین قرار نمی دهد، مردی که بیشتر اوقات را با دوست خود می گذراند (تا زمانی که شاه در حالی که طاقت خود را از دست داده ، این دوست را از پنجره قصر به بیرون پرت می کند).

ادوارد، پرنسس را برای پیشنهاد شرایط نزد شجاع دل می فرستد، اما خیلی زود پرنسس همه رازهای کشور را بیرون می ریزد. پرنسس دومین عشق زندگی والیس است، اولی، مورون Murron (کاترین مک کورماک Catherine McCormack) عشق زمان کودکی او بود که با او مخفیانه ازدواج کرده بود.

این شخصیت ها متعلق به مجموعه سرسختی هستند (جائی که والیس به دوست زمان کودکی خود هامیش Hamish می رسد، آنها برای تفریح به طرف هم سنگ پرت می کنند و وقتی اسکاتلندی ها زخم را می سوزانند تمام آن چیزی که می گوید اینست که: پسر این صبح بیدارت می کنه!) این موضوع گاهی اوقات یک ژست خودپرستانه به نظر می رسد. حقیقت اینست که نمی دانم آیا کسی بهتر از گیبسون می توانست آنرا کارگردانی کند یا نه. گیبسون سپاهیان، افراد مهاجم و جلوه های ویژه خود را مرتب می کند و دنیای تخیلی ای را می آفریند که سرگرم کننده و دلهره آور است.

و به عنوان شجاع دل، گیبسون نقش خود را با زرق و برق ایفا کرده و با طنز کنایه آمیزی به پایان می رساند. او استراتژیست صحنه های نبرد است، استراتژی ها و اسلحه های جدید ابداع می کند و از هر جهت بر انگلیسی ها پیشی می گیرد، افراد خود را در جنگ هدایت می کند، در حالی که صورت خود را مثل تماشاچیان فوتبال رنگ کرده است. اما هنرپیشه های زیادی نمی توانند آنچه را که گیبسون انجام داده، ارائه دهند.

 

منبع: سینما سنتر

 

*****************************

 

 

[nextpage title=” شجاع دل: حماسه یک استقلال طلب ضد انگلیسی (جام جم آنلاین)”]

 

۴- شجاع دل: حماسه یک استقلال طلب ضد انگلیسی (جام جم آنلاین)

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/11-Braveheart.jpgقصه فیلم در کشور اسکاتلند در اواخر سپری شدن قرن سیزدهم میلادی روی می دهد ارثیه شوم تاج و تخت پادشاهی اینک کشور اسکاتلند را با مشکل بزرگ و مرگ آفرینی روبه رو کرده است شاه انگلستان ادوارد چشم طمع به تاج حکمرانی و تخت سلطنتی و اراضی اسکاتلند دوخته است.خانواده “ویلیام والاس ” کوچولو، در حین مقاومت در برابر یورش ناجوانمردانه عموی خود از زادگاهش دور می شود و اینک پس از گذشت سالها به عنوان مردی با تجربه و شایسته بازمی گردد او با “مارون ” دوست دوران کودکی اش ازدواج می کند دیری از این وصلت نمی گذرد که همسر “والاس ” به وسیله سربازان انگلیسی به طرز وحشیانه ای کشته می شود”والاس ” به خونخواهی همسر مظلومش قیام می کند او قاتلان مارون را گیر می اندازد و آنها را به روش قانون خود می کشد والاس که از شدت ظلم و سلطه جویی انگلیسی ها به تنگ آمده است ، به نهضت مقاومت که با دشمنان وطن خود به مبارزه ایستاده اند ملحق می شود و به عنوان یک مبارز با همقطارانش به جنگ با غارتگران شیطان صفت می شتابد والاس ، رفته رفته صاحب چنان قدرتی می گردد که به شهرهای شمالی انگلستان حمله ور می شود ادوارد که موقعیتش را در خطر نابودی می یابد، تصمیم می گیرد به وسیله فرستادن ایزابل که یک شاهزاده نجیب فرانسوی است او را تحت کنترل خویش درآورد شاهزاده که به حقیقت ماجرا پی می برد، بشدت تحت تاثیر کارهای بحق “والاس ” قرار می گیرد؛ به طوری که راز نقشه “ادوارد” را صادقانه برای او فاش می سازد “والاس ” به مخمصه می افتد و گرفتار می شود؛ اما با کمکهای “بروس ” که یک بریتانیایی ناراضی از جور و ستم “ادوارد” است موفق به گریز از بند می شود اینک نبردی سهمگین درمی گیرد “والاس ” توسط گروهی از یاران خیانتکارش به دام اسارت می افتد او به وحشیانه ترین گونه ممکن مجازات می گردد و به دست جوخه اعدام سپرده می شود اکنون پس از گذشت سالها از این واقعه هولناک ، “بروس ” با یاد، نام پاک و تاثیرگذار “والاس ” به نبرد علیه نیروهای انگلیسی به پا می خیزد و استقلال اسکاتلند را برای این کشور به ارمغان می آورد

فیلم سینمایی شجاع دل که به “دلاور” نیز معروف است ، با دویست و پنجاهمین سال استقلال اسکاتلند در سال ۱۷۴۵ میلادی مقارن است.در هنگام ساخت این فیلم تاریخی حماسی ، تلاش بی حدی شد که از تمامی رویدادها و وقایع تاریخی آن زمان استفاده شایسته ای صورت گیرد. “شجاع دل ” از نظر بیان قصه گویی و سینمایی ، شباهت های فراوانی به ماجراهای فیلم سینمایی “رابین هود” (با بازی ارول فلین) دارداز سویی دیگر نیز می توان نشانه هایی از زندگی خصوصی “هنری هشتم ” (اثر الکساندر کوردا) را در آن جست . البته می توان به انواعی دیگر تاثیر و نشانه های آشنای فیلمهایی چون “روز خشم ” (اثر درایر)، “مهر هفتم ” و “چشمه باکره ” (اینگمار برگمان ) و حتی “وایکینگ ها” ساخته ریچارد فیلیشر را نیز در آن بخوبی حس کرد نشانه های فیلمهای مذکور و مشهور شاهد و بازگوکننده آن است که با وجود استفاده از وقایع تاریخی و حقیقی ، “شجاع دل ” چنان دچار آشفتگی و پراکندگی در ارائه و نیز لکنت در روایت داستانی خود شده است که این نقایص به کیفیت اثر لطمه های جبران ناپذیری وارد کرده است ؛ اما با این وصف نمی توان منکر مهارت “گیبسون ” در ارائه دومین کار سینمایی اش در مقام کارگردان (منهای حضور در مقام بازیگر نقش نخست ) در به وجود آوردن فیلمی تماشایی ، جذاب و روان ، بویژه از کار درآوردن فصلهای جنگی و حادثه ای فیلم شد.

 

منبع: جام جم آنلاین

 

*****************************

 

 

[nextpage title=” دو یادداشت کوتاه بر فیلم شجاع دل (زیرنویس، هم میهن)”]

 

۵- دو یادداشت کوتاه بر فیلم شجاع دل (زیرنویس، هم میهن)

 

«این اثر همانطور که قهرمانش در انتهای فیلم فریاد میزند حدیث آزادی و آزادی خواهی است. یکی از مقوله هایی که بشر از ابتدای تاریخ با آن درگیر بوده است اما همچنان به عنوان یک علامت سوال بزرگ در ذهنش باقی مانده است. مخصوصا در جهان سوم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/10-Braveheart.jpgشخصیت پردازی در این اثر منحصر به فرد است. “ویلیام” در کودکی یتیم میشود. او به پیش دایی خود میرود و بعد از فرا گیری علوم و زبانهای مختلف و فنون رزمی به وطنش بر میگردد. یعنی همان روستای کوچک که در آنجا شیفته و عاشق دختری است به نام “مارن”. نکته جالب اینجاست که “مارن” “ویلیام” را نمیشناسد اما “ویلیام” سالها به عشق او زندگی کرده است.

“ویلیام” با وجود جنگاوری اما به شدت تمایل دارد که در صلح و آرامش زندگی کند خانواده ای تشکیل دهد. اما تقدیر این اجازه را به او نیمدهد نکته اینجاست که اصلا اگر چنین شخصیتی در صلح زندگی میکرد حیف میشد. بعضی افراد برای کارهای خاص ساخته شده اند.

از دیگر شخصیت های فیلم میتوان به “رابرت” اشاره کرد. او یک انسان شریف است شجاعت دارد و تمایل زیادی برای جنگیدن با انگلیسی ها، اما متاسفانه گرفتار پدری است که تمایل دارد پسرش را شاه اسکاتلند کند و برای او خود این سرزمین و مردمانش اهمیتی ندارد بلکه آنچه مهم است شاه شدن فرزندش میباشد. در گفتار بین پدر و پسر جدال بین سرزمین دوستی و مقام دوستی را به خوبی میبینیم.

شخصیت “لانگ شانکس” نیز در نوع خود بسیار جالب است او فردی بسیار سفاک و بیرحم و سیاس است و از هیچ مکر و حیله ای برای حفظ قدرت دریغ نمیکند در حالیکه پسری به شدت بی عرضه و ترسو دارد. و این تضاد خود در فیلم خیلی جالب مطرح گردیده است.

فیلم از نقاط اوج بسیار خوبی برخوردار است زمان ۱۷۷ دقیقه ای به کارگردان این فرصت را داده است تا آنچه را که میخواسته بیان کند و در پایان فیلم احساس نمیکنیم که حرفی زده نشده است. البته هنر اینجاست که در پایان ۱۷۷ دقیقه خستگی هم به بیننده دست نمیدهد.

عنصر بازیگری در این فیلم به خوبی نمایان است. “مل گیبسن” خود واقعا در حد یک سوپر استار ظاهر میشود. و نکته قابل توجه اینکه با وجود تجربه اندک او در کارگردانی در سال ۱۹۹۵ اما به بهترین نحو از پس کارگردانی این کار بر آمده است. جوایزی که این فیلم گرفته خود گواه این واقعیت است.»

نویسنده: امیر داغکار

منبع: زیرنویس. کام

—-

 

 

[nextpage title=” شیردل، فیلمی در ستایش آزادی (هم میهن)”]

 

۶- شیردل، فیلمی در ستایش آزادی (هم میهن)

«پایانی بهتر از این نباید نصیب والاس می شد. بیرق قهرمان ها در طول تاریخ همیشه باید آغشته به خون باشد. خون نماد پیروزی است گاهی. من از انتها شروع کردم چون این انتها حرف ها داشت برای گفتن و البته نفهمیدن! با فضای ساختار گونه پایان موافقم اما با جهان بینی اش نه!

گیبسون فرد شریفی است. در نگاه تاریخی خود به سراغ انسان های با شرافتی هم رفته. والاس سلحشور کاریزمای جذابی دارد. در فیلم نامه چیز زیادی در مودر اخلاق و رفتارش نمی بینیم، تنها روند داستان است که به ما کمک می کند در شناخت شخصیت او. مرگِ پدر نهایتا در هر داستانی از این دست، یعنی میراث بردن پسر از هرآنچه که هست. پدر ویلیام در یک توطئه کثیف با تعدادی از هم رزمانش توسط روح خبیثی به اسم شاه ادوارد کشته می شود و ویلیام آغشته به نفرت و ترس و البته غوطه در دنیای کودکی وارث داشته های پدر می شود. گیبسون فضای فکری جبر گونه ایی دارد، در دیگر آثارش نیز هویدا است. این همه خشونت شاید با چهارچوب تفکر امروز نخواند اما فیلم اصلا با آدم امروز کاری ندارد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/1-Braveheart.jpgداستان رویه ایی سیاه و سفید است. آدم های خاکستری در آن کم اند. دقت که می کنم بخش عمده ایی از شخصیت خود والاس هم سیاه و سفید است..

فیلم برداری کارهای تاریخی صبر و بردباری و سلیقه بسیار می خواهد. جان تول کلاس درسی دایر کرده در این فیلم. در کارنامه وی فیلم های قابل توجهی به چشم می خورد(آخرین سامورایی، آسمان وانیلی، داستان های پاییز)، اما شجاع دل چیز دیگری است. قاب بندی ها باید طوری باشند که تماشاچی فضای فیلم را کاملا دریابد. مرور زمان مهم است. اللخصوص در شکل گیری یک حماسه، فیلم بردار باید پیشروی فضا و موقعیت داستان را مد نظر قرار دهد. اگر دقت کنیم می بینم در جنگ های والاس به دلیل چهره و منش آزادی خواهانه ایی که فیلم از وی به ما ارائه می کند، قاب ها و زاویه دوربین طوری تعبیه شده اند که تابش آفتاب را بیشتر در چهره او و همرزمانش مشاهده می کنیم. زبان تصویر رکن اول سینما است و تول در بیان آن هیچ لکنتی نداشته است.»

دیالوگ برتر:

«ویلیام والاس: من ویلیام والاس هستم. و مردمانی از کشورم را می‌بینم که در مقابل استبداد صف‌آرایی کرده‌اند. شما آمده‌اید تا آزاد باشید… گرچه الان هم آزاد هستید اما با این آزادی چه خواهید کرد؟ حاضرید بجنگید؟

سرباز: جنگ؟ در برابر اینها؟ نه! ما فرار می‌کنیم و زنده می‌مانیم.

والاس: بله. اگر بجنگید ممکن است کشته شوید. اگر فرار کنید زنده می‌مانید… برای مدتی کوتاهی و چند سال بعد از امروز، در رخت‌خوابتان می‌میرید. حاضرید تمام روزهایی که می‌گذرانید، از امروز تا هروقت که بمیرید را بدهید تا یکبار، فقط یکبار، بتوانید به اینجا برگردید و به دشمنانتان بگویید که ممکن است بتوانند جانمان را بگیرند اما هیچ‌وقت نمی‌توانند… آزادیمان را بگیرند.»

 

منبع: هم میهن

 

*****************************

 

 

[nextpage title=” نگاهی به دوبله فیلم شجاع‌دل: فریاد آزادی یک سلحشور (جام جم آنلاین)”]

۷- نگاهی به دوبله فیلم شجاع‌دل: فریاد آزادی یک سلحشور (جام جم آنلاین)

 

نویسنده: نیروان غنی پور

 

دوبله فیلم شجاع‌دل (اثر مل‌گیبس، محصول ۱۹۹۵ آمریکا)‌ به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری است.

بارها به این نکته اشاره شده که طبق قانونی نانوشته، دوبله فیلم‌های تاریخی به طور معمول مناسب از آب درمی‌آید که در این مهم عواملی چون نحوه ادا کردن کلمات به شکل ادبی و رسمی، جنس‌ بازی به اصطلاح تاریخ‌گونه هنرپیشه و نحوه خاص چهره‌پردازی و طراحی لباس آنان، دخیل هستند و به قول خود گویندگان فیلم، همین شاخصه‌ها موجب گرم شدنشان جهت نقش‌گویی در آثار تاریخی می‌شود. دوبله «شجاع‌دل» نیز از قاعده مستثنا نیست و محمود قنبری نگاهی حرفه‌ای بدان داشته است.

از نگاه فعالان عرصه دوبله، قنبری از آن دست مدیران دوبلاژ کارکشته‌ای است که وسواس زیادی در انتخاب گویندگان فیلمشان دارند؛ البته قنبری در این باره همواره از گروه ثابتی از دوبلورها بهره برده که از این حیث با نظرات موافقان و مخالفان روبه‌رو شده است. منوچهر والی‌زاده، زهره شکوفنده، پرویز ربیعی، ناصر احمدی، مینو غزنوی، افشین زینوری و کیکاووس یاکیده از اعضای تقریبا ثابت گروه دوبله فیلم‌های محمود قنبری هستند که حضور این دوبلورهای نام‌آشنا و باتجربه در کنار هم، بدون شک موجب بالا رفتن کیفیت نقش‌گویی‌های دوبله یک فیلم می‌شود، اما اصرار بر استفاده مستمر از صدای دوبلورهای نامبرده، نوعی تکرار ملال‌آور را از دوبله‌های به سرپرستی قنبری برای مخاطب یادآور می‌شود (طوری که اگر دوبله فیلمی در دست محمود قنبری باشد از قبل می‌دانیم که کدام دوبلورها به جای شخصیت‌های اثر نقش‌گویی می‌کنند)‌ ولی هرگاه این مدیر دوبلاژ از هنر و صدای آشنای دوبلورهای دیگری در کارش بهره برده، نتیجه کار درخشان شده است. نمونه بارز این مورد بهره‌گیری از صداهای ماندگار منوچهر اسماعیلی و بهرام زند در دوبله شجاع‌دل است که به‌واقع دوبله این فیلم را به یادماندنی و در کارنامه قنبری متمایز می‌کند. این فیلم در اوایل دهه ۱۳۸۰ شمسی، در امور دوبلاژ تلویزیون جهت نمایش در برنامه سینمایک دوبله شد و از آن دست دوبله‌های فاخر تلویزیون است که همپای شاخص بودن اثر، حتی نقش‌های مکمل را معتبرترین دوبلورها گفته‌اند. بنابراین دوبله شجاع‌دل، صرفه‌جویی‌های مالی مرسوم را ندارد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/8-Braveheart.jpgآغاز دوبله این فیلم اختصاص دارد به صدای محمود قنبری که عنوان اسکاتلند سال ۱۲۸۰ را می‌گوید و در ادامه صدای منوچهر والی‌زاده را به عنوان راوی که از زبان شخصیت رابرت دبروس (با بازی اگوس مک فادین)‌ است، می‌شنویم: «حماسه ویلیام والاس را برایتان می‌گویم، تاریخ‌نویسان انگلستان مرا دروغ‌پرداز خواهند نامید، اما تاریخ توسط کسانی که قهرمانان را به دار می‌آویزند، نگاشته می‌شود…». همین چند جمله کوتاه ابتدای فیلم کافی است که متوجه شویم، قدرت قلم توانای مترجمی زبردست در روح این کلمات پنهان است و حسین شایگان با تبحر منحصر به فردش در این عرصه، تمام دقت خود را صرف برگردان زبان اصلی فیلم به فارسی کرده است. صدای با حجم و اثرگذار بهرام زند به جای شخصیت ویلیام والاس (با نقش‌آفرینی مل گیبسون)‌ از نقاط قوت دوبله شجاع دل است که انتخاب هوشمندانه محمود قنبری را جهت صدای این نقش می‌رساند. صدای زند و شیوه نقش‌گویی‌اش این ویژگی را دارد که روی چهره بازیگران شاخص قرار گیرد و به‌اصطلاح با حالات آنان در تناسب باشد برای این موضوع چهره بازیگرانی چون رابرت دنیرو، بروس ویلیس، دانیل دی لوئیز، اد هریس، خاویر باردم و همین مل گیبسون با صدای بهرام زند بیشتر در یادها مانده تا با صدای سایر دوبلورها. نقش اول‌گویی زند در دوبله شجاع‌دل به خوبی توانسته تمام خصوصیات سلحشورانه ویلیام والاس را به تماشاگر القا کند، مانند سکانس زورآزمایی والاس با همیش کمپبل (دوست دوران بچگی‌اش)‌ که زند لحن رجزگویانه به خود می‌گیرد و با حالتی از طعنه می‌گوید: «سنگ تو انداختی! و یا به هنگام ترغیب کردن سپاهیان به جنگ، اوج و فرودهای بسیاری را در صدایش می‌آورد که کاملا با جوش و خروش‌های پرسوناژ والاس همگام است و بهرام زند در طول فیلم با شناخت درستی که از جنس بازی گیبسون دارد، نقش‌گویی با حرارت خود را ادامه می‌دهد تا این که در صحنه اعدام والاس فریاد «آزادی» را به گونه‌ای سر می‌دهد که تاثیرش را بر بیننده گذاشته و این تبدیل به شاخص‌ترین دستاورد عملکرد یک دوبلور می‌کند. اما دیگر انتخاب برتر محمود قنبری به صدای منوچهر اسماعیلی اختصاص دارد که این نابغه هنر دوبلاژ به جای شخصیت پادشاه ادوارد پادراز (با بازی پاتریک مک گوهان)‌ نقش‌گویی می‌کند.

مک گوهان که ایفاگر نقش پادشاهی سنگ دل و سلطه‌جو است، صدایی خشک و گرفته را برای ادای دیالوگ‌هایش در نظر گرفته و اسماعیلی نیز همین نکات را در لحن صدای خود لحاظ کرده و گویای لحن شاهانه با درون‌مایه‌های قدرت شده است: در کارنامه درخشان منوچهر اسماعیلی، نقش‌گویی به جای شخصیت‌های منفی نیز دیده می‌شود که نمونه شاهکارش صدای نقش ویکتور کاماروفسکی (با بازی راد استایگر)‌ در دوبله دکتر ژیواگو (به مدیریت احمد رسول‌زاده)‌ است. اما به واقع اجرای صدایی نقش ادوارد پادراز به قدری استادانه است که حسی از تحکم شخصیت با مایه‌هایی از وحشت را به مخاطب القا می‌کند و این شیوه ماهرانه نقش‌گویی منوچهر اسماعیلی همچون ستونی محکم دوبله شجاع دل را نگاه داشته است، کافی است که به نحوه اجرایش در چند صحنه دقت کنیم مثل سکانس رودررویی پادشاه ادوارد با پسرش که رسم مملکتداری را به او می‌آموزد، سپس از فرط عصبانیت ولیعهد خود را نقش بر زمین کرده و بعد دستور می‌دهد که بایست، در اینجا اسماعیلی جمله «بایست» را بی‌نهایت با اقتدار می‌گوید که این خود دلیل روشنی است بر توانایی‌های این دوبلور با تجربه در کنار اسماعیلی. افشین زینوری نیز با تسلط توانسته گویای تزلزل شخصیتی یک ولیعهد باشد. قنبری برای دو شخصیت زن اصلی فیلم، از صدای بهترین‌های دوبله عصر حاضر یعنی زهره شکوفنده و مینو غزنوی بهره برده که انتخاب‌های به جایی هستند. زهره شکوفنده به جای پرسوناژ مارون (کاترین مک کورمک)‌ همسر ویلیام والاس و مینو غزنوی به جای پرنسس ایزابل (سوفی مارسیو)‌ گویندگی کرده‌اند. شخصیت مارون با این که در دقایق اندکی از فیلم دیده می‌شود، اما تاثیر بسزایی بر روند داستان و خود والاس به عنوان همسرش دارد و هم اوست که با کشته شدنش به دست عمال اشراف اسکاتلند، موجب شکل‌گیری قیام ویلیام والاس می‌شود. این تاثیرگذاری باید در صدای مارون نیز وجود داشته باشد که زهره شکوفنده آن را به صورتی دلنشین درآورده است.

 

نویسنده: نیروان غنی پور

منبع: جام جم آنلاین

 

*****************************

 

 

[nextpage title=” زندگی و قیام ویلیام والاس (ویکی پدیا)”]

۸- زندگی و قیام ویلیام والاس (ویکی پدیا)

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/4-Braveheart.jpgویلیام والاس در سال ۱۲۷۶ در روستای ایرشایر در اسکاتلند به دنیا آمد در آن روزها شاه الکساندر سوم بیش از ۲۰ سال بود که بر این سرزمین فرمانروایی می‌کرد. سبک و سیاق او در فرمانروایی به گونه‌ای بود که ثبات اقتصادی و صلح را برقرار و سلطه طلبی همیشگی انگلیسی‌ها را به راحتی دفع کرده بود. در سال ۱۲۸۶ الکساندر در حین سوارکاری از اسبش به زمین افتاد و جان سپرد و بزرگان اسکاتلند، نوه ۴ساله او به نام «مارگارت» -که امروز از او با عنوان «بانوی نروژ» یاد می‌شود- را به عنوان ملکه اسکاتلند اعلام کردند و مقرر شد تا رسیدن او به سن قانونی مشاورین پدربزرگ فقیدش اداره مملکت را به عهده گیرند. مارگارت در سال ۱۲۹۰ در حالی که ۸ ساله بود طی سفری از نروژ به سوی اسکاتلند بیمار شد و جان داد. لردهای اسکاتلند برای جلوگیری از ایجاد بی نظمی و اغتشاش تصمیم به ایجاد حکومتی مستقل برای اسکاتلند گرفتند و بدین منظور از شاه ادوارد اول به واسطه حکومت موفقش دعوت کردند تا برای نیل به این هدف راهنمایی شان کند اما وقتی برای استقبال او رفتند با ارتش عظیمی از انگلستان مواجه شدند و بدین ترتیب سلطه انگلیسی‌ها بر سرزمین اسکاتلند آغاز شد. ویلیام والاس در چنین شرایطی دوران کودکی خود را گذراند و با کینه انگلیسی‌ها بزرگ شد. مطابق افسانه‌های محلی ایر شایر والاس اولین بار بر سر ماهیگیری با سربازان انگلیسی درگیر شد که در نتیجه آن دو تن از نظامیان انگلیسی را به قتل رساند و مقامات انگلیسی بلافاصله دستور دستگیری او را صادر کردند. بسیاری این واقعه را ناشی از کینه عمیق والاس از انگلیسی‌هایی می‌دانستند که در سال ۱۲۹۱ پدر و برادر بزرگ‌تر او را کشته بودند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/9/88-Braveheart/88-Braveheart/9-Braveheart.jpgکشته شدن نامزد والاس به دست انگلیسی‌ها خشم والاس را برمی انگیزد. در ۱۱ سپتامبر ۱۲۹۷ والاس که به ارتش شورشی‌های «آندره دو مورای» پیوسته بود در نبرد «استرلینگ بریج» به پیروزی وسیعی دست یافت و سربازان «دوماری» که از داشتن فرمانده‌ای چون «والاس» سرمست بودند به راحتی بر ۳۰۰ سواره نظام و ۱۰ هزار پیاده نظام انگلیسی چیره شدند. یک سال بعد در ۲۵ ژوئن ،۱۲۹۸ نبردی دیگر به نام «فالکیرک» رخ داد و «والاس» با تکیه بر هوش سرشار خود از دام ارتش انگلستان به سلامت گریخت. در این زمان اختلاف وسیعی بین سران نیروهای انقلابی درگرفته بود و سپتامبر همان سال «والاس» تصمیم به استعفا و سپردن سکان به «رابرت بروس» گرفت. او پس از استعفا به فعالیت‌های صلح طلبانه پرداخت و مدتی را نیز برای انجام یک ماموریت دیپلماتیک در فرانسه گذراند گواینکه بسیاری اعتقاد دارند دلیل اقامت او در فرانسه چیزی جز این بوده‌است. در ۵ اوت ۱۳۰۵ «سر ویلیام والاس» که دستگیری‌اش دیگر ناممکن می‌نمود به دست شوالیه‌ای به نام «ژان دو منته» دستگیر و به اردوگاه سربازان انگلیسی در منطقه‌ای نزدیک شهر گلاسکو منتقل شد. او که دولتمردان «پادشاه یاغی‌ها» می‌خواندنش طی محاکمه‌ای مجرم شناخته شد و به مرگ با چوبه دار محکوم شد که با مخالفت «والاس» مواجه شد و ترجیح داد با گیوتین اعدام شود. پس از آنکه سر او را از بدنش جدا کردند پیکر او را قطعه قطعه کردند و هر قطعه را به گوشه‌ای از خاک اسکاتلند بردند تا مایه عبرت سایر انقلابیون شود.

شمشیر والاس یکی از مشهور ترین شمشیر ها در جهان است. این شمشیر در موزه ی یادبودهای ملی اسکاتلند نگهداری می شود. تیغه ی این شمشیر ۱۳۲ سانی متر است و وزن آن ۲٫۷ کیلوگرم. گفته می شود که والاس ازاین شمشیر در جنگ استرلینگ و جنگ فالکرک استفاده کرده. سطح فلزی آن با طلا پوشیده شده و دسته ی شمشیر نیز با چرم تیره پوشانده شده است که البته دسته ی اصلی نیست. گفته می شود که این شمشیر پس از مرگ والاس تغییر داده شده و سر جان منتت، حاکم قلعه ی دومبارتون آن را دریافت کرده. در سال ۱۵۰۵ میلادی پادشاه اسکاتلند، جیمز چهارم ۲۶ شیلینگ پرداخت کرد تا این شمشیر را در یک غلاف ابریشمی قرار دهند. گفته می شود که تغییرات زیادی بر روی آن انجام گرفته چون غلاف اصلی، کمربند و دسته ی شمشیر از پوست خشک شده ی یک فرمانده ی انگلیسی درست شده بودند.

 

منبع: ویکی پدیا

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

41
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
39 Comment threads
2 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
31 Comment authors
محمد جوادفرزاد*مجید محمودیمحمد Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member

متاسفانه من خیلی از دوستانم رو می‌بینم که بعد از دیدن یک فیلم تاریخی، فکر می‌کنن مستند تاریخی دیدن و الان به تاریخ اون واقعه مسلط هستند. این دوستان نمی‌دونن که یک اثر هنری هیچ رسالت تاریخی‌ای نداره و فقط «هنر» هست! اگر می‌خواین تاریخ بدونین تو کتاب‌های تاریخ و «مستند» ها دنبالش بگردین نه فیلم! چون فیلم‌های تاریخی فقط «الهام گرفته» از تاریخ هستن نه بر اساس اون. مثلاً داستان این فیلم تقریباً تخیلی هست و صحت تاریخی نداره! (این به این معنی نیست که فیلم، فیلم بدیه! این فیلم شاهکاره. مشکل از کسی هست که تو فیلم دنبال… ادامه »

محمد جواد
Member
Member
محمد جواد

مثلا میخوای بگی انگلیسی ها مهربون بودن!!؟هیچوقت نمیشه یک فیلم رو عین تاریخ واقعیش ساخت چون جذابیتی نداره اصل داستان نبرد یک شیر دل(مثل دونالد شیر دل یا دونالد ترامپ)برای آزادی

Member
Member

به وضوح من نمی‌خواستم چنین حرفی رو بزنم! و برام بسیار جای تعجبه که شما چطور این پیام رو از تو حرف‌های من در آوردین!!! کاملاً مشخصه که قصدم این نبود! این جا مکانی برای «نقد فیلم» هست و اگر هم کسی نظری راجع به چیزی غیر از فیلم داره جای بحثش نیست. فکر کنم روشنه که پیامم به افرادی هست که بعد از دیدن یک فیلم تاریخی فکر می‌کنن دارن تاریخ یاد می‌گیرن و می‌خواستم بگم که این طور نیست. اگر می‌خواین تاریخ یاد بگیرین توی فیلم به دنبالش نگردین. این نظر رو بعد از این گذاشتم که چند… ادامه »

فرزاد*
Guest
Member
فرزاد*

فیلم سکانس خیلی عالی زیاد داشت اما اونجایی که از داروغه انتقام نامزدش رو گرفت و قصاص کرد فوق العاده بود فوق العاده… با اون نگاه سرشار از اطمینان !
هرکی ندیده حتما ببینه شاهکاره.

فرزاد*
Guest
Member
فرزاد*

شاهکارِ مل گیبسون

مجید محمودی
Guest
Member
مجید محمودی

مدت زیادی از اخرین باری که فیلمی ببینم و نمره پنج از پنج توی لیستم بگیره میگذشت تا اینکه شجاع دل رو دیدم.تروی ، شجاع دل و گلادیاتور به ترتیب و با فاصله بسیار کمی از هم سه شاهکار این ژانر هستند.من مدتیه دارم بهترین اثار ژانر بیوگرافی رو میبینم.تا اینجا social network و wolf of wallstreet فوق العاده بودن.[b]کسی پیشنهادی داره دیگه چی ببینم توو این ژانر بیوگرافی و الهام بخش و حتی انگیزشی؟[/b]

پیام_
Guest
Member
پیام_

توی این همه نقد در هیچکدوم به موسیقی متن بینظیر فیلم اثر جیمز هورنر اشاره نشده بوذ

نازنین nazanin
Guest
Member
نازنین nazanin

جز ۱۰ فیلم اولیه که من عاشقشونم، ۹ بار دیدم، بازم ببینم خسته نمیشم، اون صحنه ای که خیانت دید توی جنگ فالکرک و موقع مرگش صحنه هایین که هر موقع دیدم گریه کردم

امیر ک1
Guest
Member
امیر ک1

این فیلم چطور میتونه از رستگاری در شاوشنک بهتر باشه؟فیلم رستگاری سراسر امید به زندگی بدون خشونت و صحنه های برهنگی حال بهم زن بود،شجاع دل فیلم خوبیه ولی در اولین جنگ علیه انگلیس کاری که ارتش اسکاتلند انجام داد واقعا دور از شعور شان انسانه خودتون میدونید راجع به چی صحبت میکنم

محمد
Member
Member
محمد

سرگرم کننده و خوب.آزادیش قابل باوره و دوست داشتنی.

جرارد باتلر
Guest
Member
جرارد باتلر

واقعا از اینکه اینهمه اسکاتلندی مقیم ایران داریم بخودم افتخار می کنم 😡 ! تازه بازیگر فیلم ۳۰۰ جرارد باتلر اسکاتلندی هست 😡

MICHAEL CORLEONE
Guest
Member
MICHAEL CORLEONE

خوب ساخته شده ، موسیقی متنش هم که عالیه ، کلا فیلمایی که مفهوم آزادی و امید رو میرسونن خوب مخاطب رو جذب خودشون میکنن مث این فیلم و شاوشنک و …

ارزش دیدن رو داره درکل ، از ۱۰ بهش ۸ میدم

*مهدی*
Guest
Member
*مهدی*

***آزادی***

p0uya
Guest
Member
p0uya

یک فیلم عالی چیزی کم نداشت که بخوام ایراد بگیرم از همه نظر عالی بود وبه نظرم ۵ تا اسکار کمش بود

کارن
Guest
Member
کارن

سلام خداییش جزو ۱۰ فیلمه برتری هستش که دیدم

محسن سامورایی
Guest
Member
محسن سامورایی

آقا جان هرکی دوس دارین اگه دسترسی به انجمن گویندگان و نمیدونم هرجا واسه دوبله دارین بگین خواهشن به آقای چنگیز جلیلوند دوبله ندین بابا این بنده خدا هر فیلمی رو دانلود کرده خراب کرده حداقل بجای رابرت دنیرو دوبله نکنه کدوم مدیر دوبلاژ بی عقیلی صدای بهرام زند و میزاره کنار صدای زشت جلیلوندو انتخاب میکنه چند سال نبود راحت بودیم(واسه نمونه برین فیلم رونین رو که اقای جلیلوند زحمت کشیدن از دوباره دوبله کردن و خرابش کردن رو ببینید

hamid95
Guest
Member
hamid95

نمیدونم تا بحال این فیلمو چند بار دیدم ولی هر بار ک دیدم از وقتی ک اولین بار دیدم ۶ سالم بود تا خود امشب ک ۲۰ سالمه پاش اشک ریختم.

Maziar
Guest
Member
Maziar

آقا چرا همه گیر دادین به رستگاری در شاوشنک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 😐 😮

farshid molaei
Guest
Member
farshid molaei

قشنگ ترین صحنه اونجایی بود که نامزدش تو کودکی ویلیام سر خاکه پدرش گل میده بهش…با اون موسیقی دیوانه کنندش

guuner
Guest
Member
guuner

همه ی فیلم یک طرف فریاد آخرش ی طرف

alireza tt
Member
Member
alireza tt

بیاین انقلاب کنیم و رستگاری در شاوشنگ رو از رتبه یک برش داریم.این فیلم و خیلی از فیلمای دیگه لیاقتشون بیشتره.موسیقی عالی.کارگردانی عالی…..شاهکار

افشین نیکوسخن
Member
Member
افشین نیکوسخن

[b]یک ابرشاهکار بود.واقعا فوق العاده بود[/b]

Amir Mahmoodi
Member
Member
Amir Mahmoodi

یکی از بهترینهای تاریخ بدون هیچ شکی واقعا این فیلم از رستگاری بهتره.

Vahid32
Guest
Member
Vahid32

اگه این فیلم تو لیست IMDB پایین تر قرار گرفته به خاطر خود این انگلیسی هاست!
اگر نه این فیلم چیزی از "رستگاری در شائوشنگ" کم نداره

saber
Guest
Member
saber

شاهکار

ماهور
Guest
Member
ماهور

اینو خوب اومدی داداش

Abe
Member
Member
Abe

خیلی با این فیلم خاطره داشتم. یکی از بهترین فیلمهای تاریخی و اسطوره ای به شمار میره. بد نبود

saeed ako
Member
Member
saeed ako

واقعا عجب فیلمی… 😳 😳 😳 😥 😥

امیدوارم هرچی استعمار گرومستکبره جاش تو قعر جهنم باشه…

دست مل گیبسون وراندال والاس درد نکنه که این جنایت وحشیانه انگلیسیای… رو به تصویر کشیدند
😡 😥 😥 😥

سهیل
Guest
Member
سهیل

میتونم بگم بهترین فیلم تاریخ سینماست…واقعا حقشه تو imdb اول باشه…موسیقی متن فوق العاده… شخصبت پردازی فوق العاده… فیلمنامه فوق العاده… مشابه این صحنه ها تو فیلم اپوکالیپتو که مل گیبسون ساخته و نویسنده فیلم فرهاد صیفی نیا هست نیز داریم اما نه به این قشنگی

حسين فلاحتکار
Member
Member
حسين فلاحتکار

Shahin.Sh_Delta:وای خدا من عاشششق این فیلمم بی حد زیبا ساخته شده .مل گیبسون هم که اوج ترکوندنش بوده اون موقع
صحنه آخر که دارن ظالمانه شکنجش میدن و تو ملاء عام اعدامش میکنن بهش میکنن تقاضای بخشش کن تا آزاد بشی اونم با آخرین نفس هاش و صدای بلند آزادی رو فریاد میزنه که آدم واقعا اشکش در میاد
آزااااااااااادی……..

به هر حال هر چی باشه نشون داده که نوی ساختن صحنه های شکنجه از کارگردانی فیلم قوی تره و یا حتی از خود فیلم. ما این رو به وضوح توی مصائب مصیح دیدیم.

armin
Guest
Member
armin

هرکسی این فیلم رو ندیده باشه فیلم بازنیست ۸)

pedram
Guest
Member
pedram

من دوبله ی این فیلم رو دیدم حرف نداشت 🙄

kamy benjamin
Guest
Member
kamy benjamin

فیلم عالیه

Amir wushu
Guest
Member
Amir wushu

در یک کلام فوق العاده بود ولی اگه بخوای به فیلما این دوسته یعنی تروی و گلادیاتو و این فیلم رای بدم واقعا میمونم کدوم رو انتخاب کنم !

kjh
Guest
Member
kjh

این فیلم بسیار زیبا است و فقط درباره ی آزادی است کهامروز این آزادی مرده است

Nameless
Guest
Member
Nameless

فکر نکنم کسی باشه که فیلمو دیده باشه و با شنیدن فریاد Freedom مل گیبسون بغض نکرده باشه! یکی از تاثیرگزارترین سکانس هاییه که دیدم!

Sherlock
Guest
Member
Sherlock

اگر به من بگن تو زندگیت بهترین فیلمی که دیدی چی بوده بدون لحظه ای درنگ با تمام وجود فریاد میزنم BraveHeart. ای کاش از هنرمند گرامی آقای مل گیبسون خواسته میشد تا فیلمی در مورد حماسه بی مثال عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام یه فیلم بسازه اونوقت هر کسی بعد از دیدن یک همچین فیلمی تا آخر عمرش حسینی و نهایتا خدایی میشد.

رضا اسدی
Member
Member

سامان:به خدا قسم ما دیگه از صدای منوچهر والی زاده خسته شدیم . هر فیلمی که دوبله میشه صدای ایشون توش هست . البته ایشون شخصیت برجسته ای هستند و در کار دوبله هم بسیار پر قدرت ظاهر میشن ولی در همینجا از مدیر دوبلاژهای گرانقدر و خود این عزیز خواهش می کنم اینقدر با تکرار یک صدا مغز ما رو به بازی نگیرن . آخه اینهمه دوبلور خوب ما داریم چرا در همه دوبله ها آقای والی زاده باید صحبت کنه که اینقدر صدای خوبشون خسته کننده بشه و شوق تماشای فیلم رو از بیننده بگیره . ببخشیدا.شما هم… ادامه »

سامان
Guest
Member
سامان

به خدا قسم ما دیگه از صدای منوچهر والی زاده خسته شدیم . هر فیلمی که دوبله میشه صدای ایشون توش هست . البته ایشون شخصیت برجسته ای هستند و در کار دوبله هم بسیار پر قدرت ظاهر میشن ولی در همینجا از مدیر دوبلاژهای گرانقدر و خود این عزیز خواهش می کنم اینقدر با تکرار یک صدا مغز ما رو به بازی نگیرن . آخه اینهمه دوبلور خوب ما داریم چرا در همه دوبله ها آقای والی زاده باید صحبت کنه که اینقدر صدای خوبشون خسته کننده بشه و شوق تماشای فیلم رو از بیننده بگیره .

H.R
Guest
Member
H.R

این فیلم فوق العاده ست. کلا فیلم هایی که آقای مل گیبسون توش بازی میکنه هم تو گیشه موفقه و هم نظر منتقدبن رو جلب میکنه.

Shahin.Sh_Delta
Guest
Member
Shahin.Sh_Delta

وای خدا من عاشششق این فیلمم بی حد زیبا ساخته شده .مل گیبسون هم که اوج ترکوندنش بوده اون موقع
صحنه آخر که دارن ظالمانه شکنجش میدن و تو ملاء عام اعدامش میکنن بهش میکنن تقاضای بخشش کن تا آزاد بشی اونم با آخرین نفس هاش و صدای بلند آزادی رو فریاد میزنه که آدم واقعا اشکش در میاد
آزااااااااااادی……..