A Serious Man (یک مرد جدی)

۲۰۰۹ | درام, کمدی | ۱۰۶ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :Ethan CoenJoel Coen

نویسنده :Joel CoenEthan Coen

بازیگران :Michael StuhlbargRichard KindSari Lennick

خلاصه داستان :فیلم یک مرد جدی درباره یک خانواده یهودی ده شصت آمریکا است. لری پدر خانواده ای متوسط و پروفسوری در شاخه فیزیک است. خانواده لری یک خانواده معمولی نیست لری کوهی از مشکلات دارد از آن جمله پسرش معتاد است همسرش میخواهد جدا شود و با یک مرد دیگر ازدواج کند دخترش مدام از او پول می دزدد تا دماغش را عمل کند و برادرش آرتور هم پلیس و هم مافیا به دنبال آن هستند لری کم کم به این فکر می افتد که خدا چرا این بلاها را به او نازل میکند…

 
 
 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

برادران کوئن همچنان در راستای همان ساختار پیچیده، چیره دستانه و زیرکانه شان حرکت کرده و به رشد خود ادامه می دهند. «فارگو» هنوز هم بهترین فیلمشان است، و در عین حال وقتی که شما «فارگو» یا همین «یک مرد جدی» را با «جایی برای پیرمردها نیست» مقایسه می کنید، به وضوح فیلم هایی کوچک و جمع و جور به نظر می رسند. جوئل و اِتان کوئن همیشه خلاق و جالب توجه هستند، و برخی از مردم دوست دارند آنها را کارگردان هایی که همیشه و از همان ابتدا بزرگ بوده اند خطاب کنند. اما در حقیقت آنها در مقابل چشمانمان بزرگ شدند، رؤیاها و تصوراتشان را بسط و گسترش دادند و با استفاده از فیلم هایشان با مسائل بزرگِ زندگی، مرگ و روح به تقابل و رویارویی برخواستند.

«یک مرد جدی» ساخته ی کوئن ها، ترکیبی از تنگنای روحی معنویِ «جایی برای پیرمردها نیست» با کمدی سیاه «پس از خواندن بسوزان» است. در واقع این یک ترکیب غیرمعمول و در عین حال تأثیرگذار و چشمگیر است. فیلم داستان یک پروفسور نگون بختِ فیزیک است که در بخش یهودی نشین مینه سوتا در سال ۱۹۷۶ زندگی می کند. فیلم واقعاً سرگرم کننده – قطعاً سرگرم کننده – است. اما مبنا و اساس شوخی و طنز فیلم دیدگاه بسیار ناخوشایند، نومیدانه، و کاملاً ناامید کننده «جایی برای پیرمردها نیست» است که تقریباً در مقایسه با آن فیلمی شاد و سرزنده به نظر می رسد.

به هر حال «جایی برای پیرمردها نیست» بر اساس رمانی از کورمک مک کارتی ساخته شده که به طور قطع حماسه ای باشکوه است. «یک مرد جدی» نیز بر اساس فیلمنامه اورژینال برادران کوئن ساخته شده که به زندگی بی هدف و بیهوده در دنیای امروز می پردازد، مردمی که روزهایشان را با دلواپسی، نگرانی و دوندگی های فرسوده کننده سپری می کنند اما در پایانِ کار خود را به زانو درمی آورند. داستان فیلم در چهار دهه پیش می گذرد که به شکل متقاعدکننده ای به تصویر کشیده شده و به شیوه آشنا و همیشگی کوئن ها همه پوچی های زندگی معاصر انسان شهرنشین را به نمایش گذاشته است.

در دنیای «یک مرد جدی» نه یک هدف نهایی وجود دارد و نه چیزی که مایه آرامش و تسکین قلب آدمها شود. لَری (مایکل استولبارگ) صاحب یک خانواده است، اما پسر نوجوان خودخواه و از خودراضی اش دستش کج است و پول و وسایل این و آن را کِش می رود، و همسرش هم به نظر می رسد که از او متنفر و بیزار است. او که قرار است در دانشگاه محل خدمتش به ارتقاء شغلی نایل شود همیشه از اینکه شاید این اتفاق نیافتد مضطرب و نگران است. او در یکی از روزها همسایه اش را در حال گرفتن حمام آفتاب می بیند که همین امر باعث کشیده شدن پای او به یک رابطه عاطفی ناخواسته می شود، اما این امر باعث تسکین و آرامش او در قبال نگرانی هایی که دارد نمی شود.

«یک مرد جدی» مذهبی ترین فیلم کوئن هاست. فیلم در منطقه یهودی نشینی که خودِ کوئن ها در آن بزرگ شده اند فیلمبرداری شده است. فیلم با یک مقدمه آغاز می شود. تمام دیالوگ های این بخش به زبان یدیش (زبان یهودی) میان یک زن و شوهری روستایی و یک روح سرگردان یا پیرمرد مهربان خوش برخوردی که مدت ها پیش به قتل رسیده صورت می گیرد. در این صحنه ها ما شاهد یک خانواده نفرین شده و شرکت و همدستی آنها در یک قتل هستیم. در ادامه ی فیلم زندگی نفرین شده یک مرد را شاهد هستیم.

لَری یک مرد جدی ست، زیرا تلاش می کند کارش را درست انجام دهد، اما کارهایی را که انجام می دهد اشتباه به نظر می رسند. در همان زمان او یک کاراکتر کمیک و بامزه است چون هیچوقت برایش پیش نیامده که هدفی عالی را در پیش گیرد یا از آن هم بدتر، چیزی که بیش از همه به او فشار می آورد همان چیزی ست که می تواند به طور مؤثری در پایان به ضررش تمام شود.

کوئن ها طبق معمول با هنرِ کارگردانی تفریح می کنند و از آن لذت می برند. در صحنه هایی از فیلم نسخه هایی از نقاشی های زشت و نامتعارف مدرن و بزرگِ ادموند کین (هنرمند انگلیسی) بر روی دیوارهای خانه لَری به چشم می خورد. نورپردازی این صحنه ها چیزی نزدیک به تاریکی ست و در جایی که نقاشی ها زشت تر می شوند نورِ صحنه کمی بیشتر از صحنه های قبلی به نظر می رسد. و این یکی از همان شوخی های آشنا و همیشگی کوئن هاست. «یک مرد جدی» در میان بهترین فیلم های برادران کوئن جایگاهی ندارد، کمتر از بقیه فیلم های آنها سرگرم کننده و جذاب است، اما به هر حال فیلم سرگرم کننده ای ست. فیلم دردآور، تحریک کننده، سرگرم کننده و از نظر ساختار یکنواخت و گنگ است. و تنها ترکیبی ست از یک سِری بدشانسی ها و بداقبالی ها. استولبارگ به طور مبهم و گنگی سیمایی از رنج های بشری و تصویری مضحک از اشتباهاتِ انسانی را توامان به نمایش می گذارد، اما فیلم در عین اینکه فیلمی کاملاً سرگرم کننده است دردهای شبیه دردهای خودمان را به نمایش می گذارد. مشکل است فیلمی که در هنگام نمایش آن احساس اضطراب، نگرانی و ترحم به شما دست می دهد را دوست نداشته باشید، اما غیرممکن است که فیلمی چنین تأثیرگذار و نیرومند حس احترامِ شما را برنیانگیزد.

«یک مرد جدی»، با انسجام دیدگاه و نقطه نظر سازندگانش و سبک خاص و هنرمندانه خود به آرامی به درون شما نفوذ می کند. خلاص شدن از دست این فیلم به آسانی میسر نیست، حتی اگر چند روز از تماشای آن بگذرد باز هم فکر شما را به خود مشغول خواهد کرد. حتی اگر شما خودتان هم بخواهید از دست آن خلاص شوید، باز هم نمی شود.

منبع :روزنامه تهران امروز

[فرشتگان گفتند با هم که نیک بنده ای است ایوب مر خدای را. هم بعضی گفتند از آن نعمت های بسیار است که حق تعالی او را کرامت داده است. حق تعالی بدیشان ندا کرد که من نعمت ها از وی جدا کنم و بلا را بدلِ نعمت بر وی گمارم تا شاید ببینید که ایوب مرا به حالِ بلا و محنت همان بندگی کند که به حالِ نعمت. آن گاه بلا بر او گماشت و به فرشتگان بنمود بندگی و نیکوکاریِ او.
قصص الانبیاء، تألیف: ابوالسحق ابراهیم بن منصور ابن خلف النیسابوری]
بازیگران: مایکل اشتولبرگ (لری گوبنیک)، ریچارد کایند (آرتور)، فرد ملامد (سای)، ساری لنیک (جودیت)، آدام آزکین (وکیل طلاق). ۱۰۴ دقیقه. درجه نمایشی:تاد مک کارتی، منتقد مجله ورایتی، در نقدی بر فیلم تازه برادران کوئن، یک مرد جدی، نوشته است: «این دقیقاً همان فیلمی است که شما باید بعد از گرفتن جایزه اسکار بسازید.» اگر جایی برای پیرمردها نیست، فیلم اسکاری کوئن ها، فیلمی بود برای آن هایی که فیلم های کوئن را دوست نداشتند، پس یک مرد جدی هم می تواند تلاش دیگری باشد از سوی کوئن ها برای جلب گروه های وسیع تری از تماشاگران سینما.
یک مرد جدی به رغم وفاداری اش به روح پوچ گرا و پست مدرن آثار قبلی کوئن ها، دربردارنده یک کاراکتر رئالیستیک در محیطی رئالیستیک است. این فیلم که باید آن را شخصی ترین فیلم کوئن ها نامید، در واقع به نوعی یک اثر خودزندگینامه ای است که به شکلی نادر و منحصر به فرد مابین حدیث و مطایبه حرکت می کند. فیلم یک مرد جدی تصویر بسیار صمیمانه و سمپاتیکی است از یک مرد خانواده ای دچار بحران.
اما کاراکتر اصلی فیلم و زندگی پردردسر او در یک جامعه یهودی در غرب میانه آمریکا در سال ۱۹۶۱ – جامعه ای که کوئن ها در آن متولد و بزرگ شدند – تا حد زیادی برگرفته از کتاب ایوب نیز هست تا آن جا که بسیاری فیلم یک مرد جدی را روایتِ کوئن ها از کتاب ایوب عنوان کرده اند. همه ما کم و بیش با این قصه ی مذهبی که در کتاب مقدس ذکر شده آشنا هستیم. خوشبختانه آقای قاسم هاشمی نژاد سال گذشته متن پاکیزه و منقحی از قصه ایوب پیامبر را با مقدمه و تفاسیر عالمانه چاپ و منتشر کردند که هم اکنون در بازار کتاب در دسترس است. و به نظر من هر کس که می خواهد با فیلم تازه کوئن ها ارتباط بهتری برقرار کند بهتر است که ابتدا کتاب ایوب هاشمی نژاد (نشر هرمس) را بخواند. در این کتاب آمده است که حضرت ایوب نیک ترین و شایسته ترین مرد خدا بود. این مرد از مال دنیا همه چیز داشت و همواره دعاگوی باری تعالی بود. روزی میان خداوند و شیطان بحثی درباره ایوب درمی گیرد. خداوند به شیطان می گوید می بینی این ایوب ما چه بنده شایسته و سپاسگزاری است. شیطان به خداوند می گوید که ایوب به خاطر این که شما به او مال و اولاد و ثروت داده اید سپاسگزار شماست و اگر روزی این ها را از او بگیرید سر به طغیان خواهد گذاشت و از پرستش شما روی برخواهد گرداند. خداوند برای اثبات نادرستی ادعای شیطان و آزمون حضرت ایوب تصمیم می گیرد به تدریج همه مال و اولاد و ثروتِ ایوب را از وی بگیرد. به این ترتیب مصیبت ها یکی پس از دیگری بر سر ایوب نازل می شود اما او صبورانه همه این ها را تاب می آورد و به قول آقای هاشمی نژاد – نقل به مضمون – در برابر این مصیبت دست به «مقاومتِ بدنی» می زند و هرگز امیدش را به رحمت خداوند از دست نمی دهد.
لری گوپنیک (مایکل اشتولبرگ) استاد فیزیک دانشگاه است و هر روز بر روی تخته سیاه انبوهی از مسائل و معادلات پیچیده ریاضی و فیزیک را حل می کند اما قادر به حل هیچکدام از مسائل پیچیده زندگی خصوصی خودش نیست.
مسائل لری طیف گسترده ای را شامل می شود: همسرش در زندگی زناشویی به وی وفادار نیست و تقاضای طلاق کرده تا با بهترین دوست لری ازدواج کند؛ پسرلری در سر کلاس تعلیمات دینی به موسیقی راک اندرول گوش می دهد؛ دختر لری یواشکی از کیف او پول می دزدد؛ برادرزن لری یک آدم بیکاره ی به تمام معناست که در خانه لری لنگر انداخته؛ شاگرد لری در دانشگاه که نمره رد گرفته به وی پیشنهاد رشوه می کند و همزمان لری تهدید به باج خواهی می شود؛ هیئت علمی دانشگاه اخیراً نامه های بدون امضایی دریافت کرده که در آن تهمت های ناروایی به لری زده شده است و …
لری نمی داند چه اشتباهی کرده که این بلاها دارد بر سرش نازل می شود. او  صمیمانه خواهان این است که کار درست انجام بدهد و دل اش می خواهد که دیگران وی را جدی بگیرند. او می خواهد بداند که کجای کار اشتباه کرده. لری به سراغ عالمان دینی می رود و از آن ها درخواست راهنمایی می کند اما ظاهراً همه درهای رحمت به سوی او بسته است.
بازی فوق العاده خوب مایکل اشتولبرگ، یک عامل اصلی برای موفقیت فیلم به شمار می رود. اشتولبرگ با شیوه بازی خود اجازه نداده که لری به یک آدم بازنده و یا نق نقو یا افسرده مبدل شود. لریِ اشتولبرگ در همه حال امیدوار است – و همچون حضرت ایوب – صبور و شکیبا. برادران کوئن در فیلم یک مرد جدی تقریباً هر وجهی از زندگی حقارت بار حومه شهری را به تمسخر کشیده اند تا پوچی موجود در زندگی مادیِ انسان شهرنشین امروز را بیشتر برجسته کنند. پوچ گرایی پرشور کوئن شاید در هیچ فیلم دیگری این چنین نمود پیدا نکرده است.
* این فیلم در اکتبر ۲۰۰۹ اکران عمومی شده است.

منبع: نشریه دنیای تصویر شماره ۱۹۰


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of