Puzzle (پازل)

نقد و بررسی فیلم

۲۰۱۸ | کمدی.فانتزی. علمی تخیلی  | ۱۱ دقیقه | درجه نمایشی R

کارگردان : Marc Turtletaub

نویسنده :  Polly Mann

بازیگران : Kelly MacdonaldIrrfan KhanDavid Denman 

خلاصه داستان : زنی خانه دار در سال ۲۰۱۷ به گونه ای زندگی می کند که گویی در سال ۱۹۶۰ گیر افتاده است. اما با شروع ساخت یک پازل هزار تکه از نقشه جهان زندگی او دچار تغییری بزرگ می شود.

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

[site_reviews_summary title=”میانگین امتیاز اعضای نقد فارسی” assigned_to=”post_id” hide=”bars,rating,summary”]

[site_reviews_summary title=”میانگین نظرات” labels=”عالی,خوب,متوسط,بد,افتضاح!” assigned_to=”post_id”]


[site_reviews title=”نقد اعضای نقد فارسی” pagination=”ajax” assigned_to=”post_id” id=”jj8k84kj”]


[site_reviews_form assign_to=”post_id” id=”jj8k0t92″ hide=”email,terms”]

 

جردن ریمی – The Playlist  (امتیاز ۹٫۱ از ۱۰)

کارگردان این اثر برای پیداکردن راهی در راستای به سرانجام‌رساندن داستان «اگنس» زمان سختی را سپری می‌کند اما در نهایت او این پازل را در نقطه‌ای و با سادگی بی‌نظیری تمام می‌کند که این فیلم نزدیک-به-کامل شما را حیرت زده می‌کند.

کیت ارلبند – Indiewire (امتیاز ۸٫۳ از ۱۰)

«پازل» برای اینکه انسانی و خوش‌قلب بماند مسیر بسیار سختی را طی می‌کند، همچون شخصیت اصلی‌ش «اگنس» که به سوی مسیرهایی عمیق‌تر و دراماتیک‌تر می‌رود. «پازل» داستانی درباره‌ی بحران میانسالی است و مک دونالد در این نقش درخشان بازی می‌کند.

وندی آید – Screen International  (امتیاز ۸ از ۱۰)

فیلم مهر تاییدی بر استعداد «مک دونالد»(و سپس، جذابیت عرفان خان) است.

جردن راپ – The Film Stage (امتیاز ۷٫۵ از ۱۰)

درامی خوش‌ساخت درباره‌ی کشمکش‌های یک زن برای آزاد شدن از تحت کنترل بودن دیگری؛ «پازل» کاری را انجام می‌دهد که قرار بوده انجام بدهد.

راجر مور – Movie Nation (امتیاز ۷٫۵ از ۱۰)

علی‌رغم مسیر آشنایی که فیلم طی می‌کند اما حضور بازیگرانی که بسیار درخشان ظاهر شدند باعث شده تا اثر خوبی را شاهد باشیم.

لزلی فلپرین – The Hollywood Reporter  (امتیاز ۷ از ۱۰)

اولین تجربه‌ی کارگردانی برای تهیه‌کننده‌ی باتجربه یعنی «مارک ترتلتب»(«خانم سانشاین کوچک»، «دوست‌داشتن»(Loving)، تجربه‌ی خوبی بوده که جواب هم داده است.

پیتر دبروژ – Variety (امتیاز ۶ از ۱۰)

ما باید ممنون این فیلم باشیم که ساخته شد و اگر تنها یک دلیل هم برای آن بخواهید، اینکه باعث شد تا «کلی مک دونالد» نقش اولی که مدت‌ها منتظرش بود را بازی کند کافی است.

جاش وایز – Slant Magazine (امتیاز ۵ از ۱۰)

فیلم توسط «کلی مک دونالد» که استاد دست‌کم‌گرفته‌شدن است قابل تحمل شده است اما حتی او هم نمی‌تواند فیلم را کاملاً نجات دهد.

جسی هسنگر – The A.V Club (امتیاز ۵ از ۱۰)

سخت است که «پازل» را به خاطر رفتن در مسیری با لحن جدی مقصر بدانیم اما تا جایی که اثر بر روی آن اصرار نورزد و تکرارش نکند.

آلن شرستول – Village Voice (امتیاز ۵ از ۱۰)

همراه شدن با شخصیت اصلی و داستان سخت است، حال «مک دونالد» هر چقدر که می‌خواهد خوب باشد.

اگرچه شاید از قصد نبوده باشد اما «پازل»(Puzzle) دقیقاً همان چیزی است که با دیدن اسمش از آن انتظار داریم. علی‌رغم بازیِ بسیار خوبِ «کلی مک‌دونالد» که در حد و اندازه‌های اسکار است، اما فیلم به خاطر سرعت و ریتم نادرستش و حالت بی‌حاصلی که دارد، حس زنده بودن را از لحظاتی که قرار بوده احساسی باشد گرفته است و آن‌ها را تهی کرده است. انتهای فیلم هم ابهام‌آمیز است که البته نه به معنای خوب آن. فیلم به‌گونه‌ای پایان می‌یابد که گویا سازندگان اثر نتوانسته‌اند تصمیم بگیرند که کدام مسیر بیشترین حالت منطقی‌بود را برای شخصیت اصلی در بر دارد و به همین دلیل به چیزی روی آوردند که به هیچ وجه بیننده را راضی نمی‌کند. پازل بازسازی‌ای از فیلم «پازل»(Rompecabezas) ساخته‌ی «ناتالیا اسمیرنوف» است که در آرژانتین ساخته شده بود و به دلیل اینکه من آن فیلم را ندیده‌ام، درست نمی‌توانم درباره‌ی برخی بخش‌های این اثر نظر بدهم؛ علی‌الخصوص درباره‌ی این نکته که آیا ضعف‌های این اثر با فیلم اصلی نیز مرتبط هستند یا تنها در نسخه‌ی انگلیسی زبان آن وجود دارند.

فکر می‌کنم که هر فعالیت بشری‌ای تواناییِ رقابتی شدن را دارد، حتی حل کردن معماها و پازل‌ها. اینکه بتوان از دل این مسئله یک اثر سینمایی تولید کرد یا نه اما مسئله‌ی دیگری است. در این مورد، این مسئله کمی مورد شک و تردید بوده است و به نظرم همین نکته باعث شده که کارگردان یعنی آقای «مارک تورتلتاب» تمامی صحنه‌هایی که شامل حل کردن پازل‌ها می‌شدند را به نوعی در پس‌زمینه قراره داده است. «ترتلتاب» کارگردان کهنه‌کاری که در پشت صحنه‌ی ساخت فیلم‌هایی همچون «خانم سانشاین کوچک»(Little Miss Sunshine) و یا «رفتار بد خدایان»(Gods Behaving Badly) بوده است، از پازل‌ها بیشتر به عنوان یک کاتالیزور استفاده می‌کند تا بخشی از پیچش‌های داستانی اثر. او هیچ‌وقت تلاش نمی‌کند تا پازل‌ها را بیشتر از چیزی که هستند نشان بدهد.

«اگنس»(مک دونالد) یک زن و مادر میان‌سال است که درگیر یک پیچش زمانی شده است. اگرچه که تقویم می‌گوید در سال ۲۰۱۷ هستیم و او نیز یک آیفون بسیار به‌روز و زیبا دارد تا هر کاری که دلش می‌خواهد با آن بکند اما رفتار او به‌گونه‌ای است که انگار در دهه ۱۹۶۰ هستیم. او یک زن خانه‌دار است که وجودش برای خدمت به شوهر و فرزندانش است. برای او هیچ‌ چیزی مهم‌تر از این نیست که شام را ساعت ۶ آماده بر روی میز گذاشته باشد. به هنگام خرید او حتما تمام حواسش را جمع می‌کند تا اسنک‌ها و خوراکی‌هایی را که شوهرش یعنی «لویی»(دیوید دنهام) و فرزندان بزرگش یعنی «گیب»(آستین آبرامز) و «زیگی»(بابا ویلر) خواسته اند تهیه کند. او هیچ‌گونه‌ زندگی‌ای خارج از چیزی که مرتبط با خانواده‌ش می‌شود ندارد. در اوایل فیلم ما می‌بینیم که او مشغول میزبانی یک مهمانی است؛ ظرف‌ها را می‌شورد و شمع‌ها را بر روی کیک می‌گذارد و بعد از گذشت مدتی ما تازه متوجه‌ می‌شویم که تمام این کارها را او برای جشن تولدش خودش انجام می‌داده است!

همه چیز زمانی که «اگنس» یکی از کادوهایش را باز می‌کند و یک پازل هزارتکه را پیدا می‌کند، دستخوش تغییر می‌شوند. این پازل هزارتکه نقشه‌ی جهان است. سفر او را به سر شوق می‌آورد( او رویای رفتن به مونترآل را می‌بیند) اگرچه او به ندرت نیوجرسی را ترک می‌کند. او این پازل را دو بار در یک بعدازظهر سر هم می‌کند و به کلی زمان را فراموش می‌کند. او که خواستار چیزی بیشتر است، سوار قطاری به سوی شهر نیویورک می‌شود و یک مغازه‌ی پازل‌فروشی پیدا می‌کند(با چشم‌پوشی از این حقیقت که او می‌توانست چیزی که می‌خواست را بدون دردسر پیدا کند چرا که در نیوجرسی هم پازل می‌فروشند!) . شرایط طوری پیش می‌روند که او با «رابرت»(عرفان خان) آشنا می‌شود که او نیز یک پازل-حل‌کن همه‌فن‌حریف است. رابطه‌ی این دو ابتدا با مقاومت از سوی «اگنس» روبه‌رو می‌شود اما در نهایت آن‌ها شریک می‌شوند. جرقه‌های علاقه بین آن‌ها پیدا می‌شود و در طی این پروسه، «اگنس» خودش را کشف می‌کند و رفتارهایش شبیه به خوی شورشگری نوجوانان می‌شود.

«مک دونالد» که معمولاً گیر نقش‌های فرعی و کم‌اهمیت می‌افتد، فرصتی کمیاب پیدا می‌کند تا نقش اصلی را در «پازل» ایفا کند و با خلوص استعدادش او کاری می‌کند که فیلم قابل‌تماشا شود. تصویری که او از «اگنس» نمایش می‌دهد بسیار عمیق و چندلایه است. کاری که او با شخصیت کرده و چیزی که نمایش می‌دهد بسیار بیشتر از پتانسیل آن بر روی کاغذ بوده است. «رابرت»ـی که عرفان خان به نمایش می‌گذارد، علی‌الخصوص در رابطه‌ش با «اگنس» به خوبی پرداخته نشده است؛ بسیاری از بخش‌های این رابطه به نظر مصنوعی هستند و عجله نیز در بخش‌های مختلف آن مشهود است. سه بازیگری که خانواده‌ی «اگنس» را تشکیل می‌دهد یعنی «دیوید دنهام»، «آستین آبرامز» و «بابا ویلر» تماما بازی‌های قدرتمندی از خود نشان می‌دهند. «دنهام» به خاطر بازی خوب در نقش پدر خانواده‌ی شایسته‌ی تقدیر است اگرچه توسط ارزش‌های دمده‌ش کمی عقب نگه‌داشته می‌شود. برای «اگنس» اما این مسئله انتخاب بین یک نیویورکی مرموز زیباچهره و شوهری اهل نیوجرسی نیست که نامرتب و بدخواه است. «رابرت» تا یک عاشق رویایی بودن چندین قدم کم دارد و «لویی» هم سخت کار می‌کند. یکی از درس‌هایی که «اگنس» یاد می‌گیرد این سات که رابطه‌ی عاشقانه همه چیز نیست و ۲۵ سال از زندگی مشترک حتی اگر ناقص هم باشد، چیزی نیست که بشود به راحتی دورش انداخت.

بهترین چیز درباره‌ی «پازل» شاید این نکته است که این اثر صرفا فیلمی درباره‌ی بزرگسالان و مشکلات آن‌ها نیست. تمام کسانی که در طول ساخت این اثر دخیل بوده اند برایشان اهمیتی نداشت که افراد زیر ۳۰ سال به این فیلم علاقه‌ای نشان خواهند داد یا نه(تعداد آن‌ها بی شک کم خواهد بود) و هیچ‌گونه تلاش اضافه‌ای برای جذب کردن این افراد به فیلم انجام نشده است. اگرچه فیلم‌نامه خوب نوشته شده است اما تغییرات کوچکی می‌توانست بر روی اثر انجام شود تا نقش شخصیت مونث اصلی را پررنگ‌تر کند.

مترجم: امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of