نقد و بررسی فیلم The Kid (پسر بچه)

کارگردانان : Charles Chaplin

نویسندگان : Charles Chaplin

بازیگران : Charles Chaplin, Edna Purviance, Jackie Coogan

خلاصه داستان : « چارلى » ( چاپلین )، شیشه‏بر دوره‏گرد، با پسربچه‏ اى ( کوگان ) که مادرش ( پورواینس ) او را رها کرده زندگى می‏کند. پسر بچه، شیشه‏ ى پنجره‏ هاى خانه‏ ها و مغازه‏ هاى مردم را با پرتاب سنگ می‏شکند و براى ناپدرى خود کار جور می‏کند.

 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

[nextpage title=”نقد و داستان فیلم «بچه» شاهکاری از چاپلین: ما یک خانواده هستیم”] نویسنده: امید سلیمی

 

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/7-The-Kid.jpgچارلی چاپلین، واقعا وقتی این اسم را میشنوید چه حسی به شما دست میدهد؟ مطمئنا حس خوبیست حالا ممکن است این حس برای هرکس متفاوت باشد اما قطعا حس خوبی است غم، شادی، تراژدی، معضلات اجتماعی و….. من وقتی اسم چاپلین به گوشم میخورد نا خود اگاه یاد تمام اینها با هم می افتم. چاپلین در عمده اثارش همه چیز را به جا و درست بیان میکند و همین او را تا به امروز ماندگار کرده است. طنزهای او ترکیبی از خوشحالی و غم را برای بیننده به ارمغان می اورند و این یعنی چاپلین در مقام یک هنر مند به خوبی وظیفه و رسالت هنر را درک کرده و در مدیومی مهم توانسته به بهترین شکل انرا به سر منزل مقصود برساند. چاپلین در روشناییهای شهر که به نظرم بهترین کارش است جامعه فاسد و عیاش و تن پرور خود را زیر سوال میبرد، جامعه ای که افراد شاید تنها با خودکشی از ان راحت شوند. جامعه ای که جایی برای چاپلین و امثالش ندارد و در سکانسی درخشان او را از مجسمه عدالت و ازادی پایین می اورند. چاپلین در عصر جدید معضل بیکاری و بی خانمانی را به رخ میکشد و انسانهای دور وبرش را به مانند گوسفندانی میپندارد که به صورت گله ای راهی به دست اوردن روزی خود هستند، حال انکه روزی انها توسط ماشین و مدرنیته به یغما رفته است. اوضاع برای کارکتر ولگرد و درمانده و سختی کشیده چاپلین در فیلم درخشان کودک هم انچنان خوب نیست. او اگر چه شغلی دارد و سرپناهی برای زندگی اما بازهم با محیط اطراف در گیر است. فیلم بزرگ چاپلین جایی شروع میشود که زنی فرزند نا خواسته خود را رها میکند تا به دنبال بخت خودش برود (که این خود یکی از معضلات مهم بشری از دیر باز تا به امروز است!). هرچند از کارش پشیمان میشود اما دیر شده است. اینجا فیلم ما را به سراغ کارکتر محبوب و دوست داشتنی ولگرد(چاپلین) هدایت میکند. چاپلین مثل همیشه با ان لباسهای نا مرتب با ان عصای مثلا با کلاسش وبا ان جاسیگاری خود(که تمام اینها طعنه و کنایه ای به مرفهین بی درد جامعه است!) وارد میشود او در اشغالها جستجو میکند که بچه را می یابد. هر چند سعی میکند در ابتدا از شر او خلاص شود اما میداند در جامعه مخوف اگر این کودک رها شود عاقبت خوبی نخواهد داشت (به مانند امروز!). خانه حقیرانه چاپلین که یک زیر شیروانی بیش نیست محلی برای رشد کودک است.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/1-The-Kid.jpgچاپلین بازهم اثری دیدنی و جذاب خلق میکند. در این فیلم بازهم چاپلین سنت همیشه خودش را حفظ کرده و در عین اینکه قصه میگوید و فیلمی سرگرم کننده تحویل بیننده میدهد او را به فکر هم فرو میبرد. مشکل کودکان نا خواسته.فقر. ناکارامدی پلیس و پایین بودن سطح فرهنگ مردم از جمله فاکتورهای مهمی برای این فیلم هستند که چاپلین به تمام انها میپردازد. چاپلین شیشه انداز است و در سطح شهر به دنبال شیشه و پنجره های اسیب دیده میرود و انها را درست میکند. اما ترفند جالبی هم دارد: پسر بچه که در موقعیت کنونی ۴ یا ۵ ساله است ابتدا در محلهای خلوت پنجره مردم را با سنگ میشکند و فرار میکند و سپس سروکله چاپلین پیدا میشود و کارشان رونق میگیرد.

چاپلین در این فیلم توانسته شیمی جالبی بین دو کارکتر اصلی فیلم برقرار کند. پسر بچه به مانند زنهای خانه دار صبحها قبل از چاپلین بیدار شده و صبحانه اماده میکند هنگام نهار و شام هم همینطور است. چاپلین نیز به مانند افراد سرخوش دیرتر بیدار میشود ودر جایش روزنامه میخواند! او از تربیت و بهداشت کودک غافل نیست در صحنه ای جالب به او اشاره میکند قبل از خوردن غذا باید حتما دعا بخوانند! یا مثلا بعد از غذا سر و صورت پسر را تمیز میکند و بعد او را راهی بازی کردن میکند. این دو به خوبی مکمل هم هستند، چه در زندگی و چه در کار. در واقع بدون هم زندگی برای انها سخت و دشوار است. نکته جالبی که در این فیلم چاپلین نیز وجود دارد این است که اگرچه کارکترهای اصلی فیلم وضع چندان جالبی ندارند و با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند اما بازهم نا امید نیستند و با دیدن نوع زندگی انها حس نشاط به ادم دست میدهد. چاپلین از مسائل ریز فیلمنامه هم به خوبی بهره میبرد مثل قضیه نوع کار کردن انها، پلیسی سمج در منطقه انها حضور دارد که به نوع فعالیت انها مشکوک است وانها را تعقیب میکند. اتفاقا در یکی از روزها پسر بچه شیشه خانه همان پلیس را میشکند و پلیس درست موقعی سر میرسد که چاپلین با همسر او در حال گپ و گفت است! در این فیلم هم سکانسهایی فراموش نشدنی وجود دارند از جمله سکانس دعوای چاپلین و یکی از قلدرهای محل. بازهم چاپلین بر بی فرهنگی قشر عظیمی از هم وطنان خود تاکید دارد. وقتی پسر غریبه ای عروسکی جدید دست پسر اصلی فیلم میبیند با او درگیر میشود تا عروسک را به دست اورد، درگیری جالبی شکل میگیرد. چاپلین نخست پسر را شیر میکند تا در مسابقه مشت زنی پیروز شود اما به محض اینکه برادر بزرگ او را میبیند از ترس خودش کاری میکند تا پسر غریبه پیروز شود! اما برادر او کله شق است و خواستار دعوا با چاپلین میشود. در اینجا چاپلین به طرز جالبی او را ناکار میکند و با اجر چند بار به سر او ضربه میزند که سرعت عمل او در این سکانس بی نظیر است.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/2-The-Kid.jpgجامعه فیلم چاپلین همچنان پر از مشکل است. در ابتدای فیلم دو سارق را میبینیم که مسلح هستند و مشغول سرقت و یا همان مرد گردن کلفت محله که برای همه شاخ و شانه میکشد. اما انگار کسی با انها کاری ندارد. بازهم دیواری کوتاهتر از چاپلین پیدا نمیشود و مامورین یتیم خانه برای بردن پسر از پیش چاپلین پیدایشان میشود. این سکانس را واقعا دوست دارم. جاییکه پسر التماس میکند تا او را نبرند و چاپلین هم قهرمانانه برای حفظ خانواده اش تلاش میکند. نگاههای چاپلین که رو به دوربین است واقعا عالی هستند. چاپلین به مانند دونده ای با سابقه از راه پشت بام و…خودش را به ماشین میرساند و پسر را نجات میدهد و شب راهی مسافر خانه ای میشوند. اینجا بازهم چاپلین بر فقر و دزدی تاکید میکند. هنگامیکه میخواهند در مسافرخانه بخوابند دزدی مشغول گشتن جیبهای چاپلین میشود و در حالیکه خود چاپلین نتوانسته بود سکه ای پیدا کند یک سکه توسط دزد پیدا میشود و چاپلین خوشحال سکه را میگیرد و انرا به صاحب اتاق میدهد!

مادر اصلی پسر بچه که سرنوشت او را به زندگی جدیدی سوق داده برای پیدا شدن فرزندش اگهی در روزنامه میدهد و همین اگهی موجب میشود صاحب مسافر خانه انها را شناسایی کند و بچه را تحویل بدهد.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/3-The-Kid.jpgچاپلین سرگردان وناراحت از نا پدید شدن کودک نیمه شب به خیابان میرود وخسته و دست خالی جلوی خانه خود میرسد و به خواب میرود: مدینه فاضله ای که چاپلین و تمام تنگدستان جامعه به دنبال ان هستند در خواب او هویدا میشود. در این دنیای خیالی انسانها به مانند فرشتگان بال دارند. همه با هم مهربان هستند. اینجا دیگر فقیر و غنی معنی ندارند. همه شاد و خوشحال هستند. بچه ها اواز میخوانند و بستنی میخورند. مردها و زنان اواز میخوانند و به رقص و شادی مشغولند.

سگها و حیوانات نیز میتوانند پرواز کنند!هرچند چاپلین در اینجا نیز با زیرکی دست از شوخی های خود بر نمیدارد و زنی را واسطه گمراهی خودش قرار میدهد. در نمایی با مزه زنی تنها به اندازه یک سر سوزن از پای خود را به چاپلین نشان میدهد و خندان با بالهایش پرواز میکند و میرود و چاپلین نیز به سرعت وسوسه شده و دنبالش میرود!

به همین دلیل درگیری بین چاپلین ومردی دیگر شکل میگیرد و انها بالهای هم را میکنند و انرا پر پر میکنند.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/4-The-Kid.jpgاین رویا شاید خواسته تمام انسانهایی باشد که نظیر چاپلین زندگی میکنند. انسانهایی که در شرایط عادی و واقعی زندگی نمیتوانند اینچنین شاد باشند، نمیتوانند ازادانه به خوشحالی بپردازند. نمیتوانند چون سرمایه داران و رانت خواران جامعه را گرفته اند. فیلم در سالهایی ساخته شده که موج عظیمی از سرمایه داران اروپایی از ایتالیا و فرانسه تا همین یهودیان اسراییل به امریکا مهاجرت کردند و بااوردن سرمایه های هنگفت باعث ایجاد موج جدیدی از تفاوت طبقاتی در جوامع بشری شدند و همین اختلاف طبقاتی و بیکاری و…خود عامل مهمی برای تشدید تنش و درگیری بین اقشار متوسط و ضعیف جامعه بود که مثل همیشه کارکترهای اثار چاپلین نیز با انها درگیر بودند. انها شاید دستشان به جایی نمیرسید اما تعداد زیادی ازانان شرافت خود را نمیفروختند و به مانند همین ولگرد فیلم مسئولیت زندگی دیگری را نیز به دوش میکشیدند. در انتها پسر نزد مادر خود بر میگردد پسر ادرس خانه خود را به مادرش داده و انها نیز به دنبال چاپلین میروند و او هم از انان استقبال میکند. در انتها بگذارید از موسیقی فراموش نشدنی فیلم هم بگویی موسیقی که به گیرایی اثر کمک شایانی کرد و در چند سکانس مهم از جمله همان سکانس جدایی چاپلین از پسر توسط مامورین کارکرد مهمی دارد. بدون شک موسیقی فیلمهای صامت جز اصلی ترین عناصر فیلم به شمار میروند موسیقی این فیلم یکی از بهترین موسیقی های مجموعه کارهای چاپلین عزیز است.

نویسنده: امید سلیمی

منبع: انجمن نقد فارسی

——————————

[nextpage title=”چند پارگراف در معرفی «پسر بچه»”]

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/5-The-Kid.jpg

 

وصال روحانی، بانی فیلم: «یكی از شاهكارهای چارلی چاپلین كه مثل عصر جدید، جویندگان طلا و روشنایی‌های شهر هرگز فراموش نمی‌شود. شوخ طبعی چاپلین در نگرش‌های كمیك او موسوم به ووده ویل ریشه دارد و به این سبب كار او با كمدی اندیشمندانه باستر كیتون به كلی متفاوت است و حتی با هارولد لوید هم فرق دارد. همین روش كه با سبك كمدی اسلپ استیك‌ فتی ارباكل نیز فرق می‌كرد، چاپلین را به بهترین ستاره برای رونق عصر صامت و حتی معرفی كننده كمدی صامت تبدیل می‌كرد. شاید «جویندگان طلا» عمیق تر و «عصر جدید» خنده دارتر از «پسر بچه» باشند اما این فیلم، چاپلین به معنای مطلق كلمه و نماد صد در صد خود اوست. همان ولگرد كوچولوی پاك اندیش. با لباس مندرس، سیبیل نازك و كوتاه متمایز كننده او از رقبای كمدی‌اش، عصایی كه در بسیاری از فیلم‌ها نزد وی دیده می‌شود و البته آن چشم‌های جستجوگری كه می‌كوشد هم خود و هم پسربچه‌ای را كه در مسیر او قرار گرفته‌ از گزند حوادث دور نگه دارد.»

——

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/6-The-Kid.jpgگفتگوی هارمونیک: «چاپلین تا ژوئن ۱۹۱۷ چنان اعتباری کسب کرد که قراردادی یک میلیون دلاری از طرف کمپانی فرست نشنال به او پیشنهاد شد، تا هشت فیلم با طول دلخواه برای این کمپانی بسازد. به وسیله این قرارداد او توانست، استودیویی برای خود بسازد و از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۵۲ تمام فیلم هایش را در آنجا ساخت. اغلب فیلم های اولیه ی چاپلین در کمپانی فرست نشنال با دقتی بی مانند و به صورت دو یا سه حلقه یی ساخته شده بودند، از آن جمله می توان به زندگی سگی ( ۱۹۱۸) و دوش فنگ ( ۱۹۱۸) اشاره کرد. چاپلین در این فیلم ها انتقاد های اجتماعی را مطرح می کرد. موفق ترین اقدام چاپلین در فرست نشنال، کارگردانی نخستین فیلم بلند داستانی اش به نام پسر بچه(۱۹۲۱) بود. این فیلم ماجرای بیکاره ای است که کودکی را بر در خانه اش می گذارند و او نیز کودک را بزرگ می کند و به او دل می بندد و…. چاپلین در این فیلم شفقت را با طنز ی ظریف در می آمیزد و نارسایی اجتماع را برای دفاع از کودکان نشان می دهد. این فیلم شهرت جهانی پیدا کرد و بازیگر خردسال آن نیز، که پنج سال داشت به یک ستاره بدل شد.»

——

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/8-The-Kid.jpgفیلم فنز: ««پسر بچه» اولین فیلم بلندی بود که چاپلین ان را کارگردانی کرد. در فیلم های او همه چیز در جهت مخالفت با اوست.تحقیرهایی که نسبت به او روا می شود.همه و همه نشانه هایی از ظلم و ستم اجتماعی است.ولگردی که نه به حکم جامعه و نه حتی از سر تصادف،بلکه به میل خود و با اگاهی،لباس قربانیان را به تن می کند تا دلبستگی خود را به طبقه فرودست جامعه نشان دهد. ساختار داستانی اثار چاپلین اساسآ با نوعی تراژدی امیخته با کمدی و زهرخند همراه است.

در این فیلم، چارلی نقش ولگردی را بازی می کند که کودک گمشده ایی را پیدا کرده و تصمیم میگیرد که او و همچنین کودکان بی سرپرست دیگری را بزرگ کند و نکته جالب تر این است که این فیلم چند هفته بعد از مردن اولین فرزندش ساخته می شد، به همین خاطر این واقعه به طور نا خود آگاه بر روی تلخی فضای فیلم تاثیر گذاشته بود. »

——

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/14-The-Kid.jpgآفتاب: چارلی ۶ سال در قالب فیلمهای کوتاه دو حلقه ای آزموده شده بود و حالا خود را آماده می دید تا در زمینه فیلمهای بلند با سینمای «جدی» صامت به مقابله برآید.بنابراین معقول به نظر می آید که مایه های اجتماعی، اخلاقی و حتی احساساتی فیلم، پررنگ عرضه می شوند. بجز این،جنبه شخصی فیلم نیز قابل توجه است. نوع رابطه چارلی و پسر بچه به خصوص شکل صحنه آرا یی اتاقی که در آن زندگی می کنند، بی تاثیر از خاطرات تلخی که چاپلین از دوران کودکی خود در لندن دارد، نیست. پسربچه، «نمونه مینیاتوری» خود ولگرد است و همه جا ادای مرد کوچک را (در مثلا زرنگی ها، حساب گری ها،… و حتی دورویی ها در شیوه ابراز احساسات ) در می آورد. با این همه پسر بچه در زمانه ای که تماشاگران، آثار کمدی را در مقایسه با آثار جدی چندان به حساب نمی آورند، به موفقیت بزرگی در سراسر دنیا، دست پیدا می کند و هنوز هم از آثار محبوب چاپلین به شمار می آید. به یاد ماندنی ترین صحنه فیلم، صحنه رویای چارلی است و امتیاز بارز آن،بازی خیره کننده «کوگان» کودک ۶ ساله فیلم است که در بعضی از صحنه ها گوی سبقت را از استاد می رباید.همچنین صحنه ای که می خواهند چارلی و کودک را از یکدیگر جدا کنند بسیار خوب و عمیق و سرشار از احساسات انسانی تصویر شده است.

——————————

 

[nextpage title=”بررسی فیلم «پسربچه» اثر چارلی چاپلین”]

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/11-The-Kid.jpg

 

پسربچه (۱۹۲۰) نخستین فیلمی است که چارلی مستقلا در مقام فیلمنامه نویس و کارگردان و با سرمایه شخصی خود ساخته است. این فیلم که شکل اپیزودیک دارد، از نظر درام و مضامین انسانی، نسبت به آثار قبلی چارلی از حالت جدی و عمیق تری برخوردار است و در حقیقت نخستین فیلمی است که کمدی را با درام درآمیخته است. پسربچه چه از نظر ارزش های کمیک و چه از نظر مضامین عاطفی و انسانی، به یک فیلم مبنا در سلسله آثار چاپلین تبدیل شد. این فیلم بی شک یک اثر اتوبیوگرافیک است که زندگی طبقه فقیر و پایین محلات لندن را نشان می دهد. در این فیلم چاپلین با آن تیپ مشهور در ظاهری کاملا دلقکی نمایان می شودکه از حالت های سنت بازیگری چاپلین در سیرک مایه می گیرد و بعدها به منزله یکی از عناصر مشخصه شخصیت چارلی به ثبت می رسد. در پسربچه سیمای چارلی همان مرد آواره و خانه به دوش در کنار المثنی کوچکی از خود، جکی کوگان شش ساله تصویر می شود که او را در نوزادی از سر راه بر می دارد و بزرگ می کند. زندگی پست و سخت این دو در متن چشم اندازهایی از محلات کثیف و فقیر نشین لندن می گذرد و این فضایی است که چاپلین از بدو تولد (۱۸۸۹) زندگی سخت خود را از انجا آغاز کرد. و با آوارگی و ولگردی در کوچه، خیابان و یتیم خانه، کودکی خود را پشت یر گذاشت.

به همین سبب، شخصیت مرد ضعیف و گرسنه خانه به دوش که معروف ترین شخصیت سینمایی تاریخ هنر فیلم است، بیان دقیقی از شخصیت خود چارلز اسپنسر چاپلین است و میان آنچه از شخصیت سینمایی ولگرد و انسان دوست او روی پرده سینما به نمایش در آمده و شخصیت واقعی خود او تفاوتی وجود ندارد.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/13-The-Kid.jpgفیلم پسر بچه چارلی چاپلین، جکی کوگان شش ساله را برای نخستین بار در فیلمی به نام بچه اسکینر (۱۹۱۷) که به شکل یک سری واریته تحت همین عنوان به وسیله کمپانی اسانی در لس آنجلس تهیه می شد، کشف کرد. جکی کوگان به لطف این اثر چاپلین، در مقام یک ستاره خردسال، محبوبیت فراوان به دست آورد.

محرومیت و دربه دری هایی که چاپلین در زمان کودکی متحمل شد، باعث شد که او از همان ابتدا نسبت به طبقه پایین اجتماع، همدردی و تاثر نشان دهد که این امر به بسیاری از فیلم هایش به خصوص آثار صامت او در سالهای ۱۹۲۰ نگرشی دیکنزی بخشید

چشمگیرترین تمی که در بیشتر آثار صامت و بعضی از آثار ناطق چاپلین مطرح است موضوع مرد انسان دوست کوچکی است که در عین ضعف و بی پناهی، با عناصر ضد انسانی بزرگ به مبارزه بر می خیزد. مرد بی چیز و گرسنه ای که غذای اندک خود را با دیگران تقسیم می کند. مهمترین مسئله ای که در پسربچه و اغلب آثار چاپلین از نظر مضامین انسانی اهمیت دارد، از خود گذشتگی مرد آواره ای است که هیچ چشمداشت و توقع پاداش در ازای فداکاری ندارد و این خصلت انسانی مترادف است با شخصیت چارلی؛ زیرات او همیشه در پایان ماجرا، با تمام فداکاری ها و از خود گذشتگی ها، دست خالی می ماند. مثلا سکانس اختتامیه روشنایی شهر را به خاطر می آوریم که از نظر مضمون و پیام عاطفی مصداق این مفهوم است. همچنین در پایان پسربچه چاپلین با تمام زحماتی که برای نگهداری و شخصیت سازی کودک متحمل شده است، زمانی که او به آغوش مادر ثروتمند خود بازمی گردد، پدرخوانده فقیر (چارلی) بدون چشمداشت، پشت به دوربین در انتهای یک خیابان و چشم اندازی از افق به تدریج ناپدید می شود. محو تدریجی او، تصویر دل انگیز و موثری است که با بیان عاطفی تکان دهنده ای در پایان بسیاری از فیلم های چاپلین می نشیند و قلب تماشاگر حساس را می لرزاند. خیل عظیم مردم گرسنه جهان در پایان دهه دوم و سراسر دهه سوم قرن بیستم از ان روی شخصیت چارلی را پذیرفته اند که شرایط خود را در زندگی او روی پرده می دیدند.

چارلی چاپلینخنده های سمپاتیکی که حرکات و اعمال چارلی در تماشاگران تنگدست برمی انگیخت، در حقیقت خنده هایی بود که یکایک تماشاگران به وسیله آن با یکدیگر و با خود چارلی اظهار همدردی می کردند. خنده هایی که در پشت آن تاثری عمیق نهفته بود، و این همه مقبولیت و محبوبیت عام تنها بر جهان فکری انسان دوستانه چاپلین استوار بود که به خوبی توانست شرایط مردم و فشار مداومی را که بر طبقه کم درآمد وارد می آمد، در فیلم های خود تصویر کند. پسربچه علاوه بر مضمون اجتماعی، به خوبی آغاز کار چاپلین را در هنر میم و بازی درخشان کمیک در اوایل دهه ۱۹۲۰ نشان می دهد.

منبع: گروه آپارات فیلم

——————————

نگاهی به داستان کامل فیلم «پسربچه»

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/3-The-Kid.jpgدر صحنه اول فیلم ما مادری را همراه با پسری در آغوش می بینیم که که از بیمارستان خیریه بیرون می آید و در همان ابتدا از روی ناچاری و تنگ دستی و به خاطر خوش بختیه بچه اش او را داخل یک ماشین که در زمان خودش آخرین مدل محسوب می شد می گذارد و می رود.

اما از شانس بد,ماشین توسط دو نفر دزدیده شد و آنها در وسط راه متوجه گریه بچه شدند و او را در کنار خیابان رها کردند و رفتند.سپس چاپلین را در حال قدم زدن می بینیم که ناگهان متوجه حضور بچه در کنار خیابان می شود.او را بغل می کند و سعی می کند او را به یک زن بدهد اما زن بچه را قبول نمی کند.به ناچار بچه را به خانه اش می برد و از او نگهداری می کند. در یک لحظه متوجه کاغذی در جیب بچه می شود.سپس ما مادر آن بچه را می بینیم که از کارش پشیمان شده و به سراغ ماشین می رود اما وقتی متوجه ماجرا می شود غش می کند.

بعد فیلم ما را به پنج سال بعد می برد زمانی که پسربچه ۵ ساله شده است.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/12-The-Kid.jpgشغل چاپلین شیشه سازی است یعنی در خیابان راه می افتد و شیشه های شکسته مردم را درست می کند.اما کار آنها به این صورت است که پسر بچه با سنگ شیشه های مردم را می شکند بعد چاپلین از سمت دیگر وارد ماجرا می شود و شیشه ها را تعمیر می کند و خرج زندگیشان را تامین می کنند.

توجه : متن پایین رو برای دوستانی که فیلم رو ندیدند توصیه نمی کنم.

در صحنه بعدی فیلم نشان داده می شود که مادر آن پسر بچه به یک سوپر استارسینما و یک فرد ثروتمند تبدیل شده است و آن زن به محله فقیر نشین رفته و به بچه های فقیر اسباب بازی می دهد و این اتفاق دقیقا جلوی خانه چاپلین و بچه اش می افتد. در این بین پسر بچه به جلوی درب می رود و روی پله می نشیند و آن زن یک عروسک و یک توپ به او می دهد.

بعد از خوردن صبحانه پسر بچه جلوی درب می نشیند و مشغول بازی با عروسک و توپش می شود که در یک لحظه یک پسر می آید و عروسک های پسر بچه را می دزدد و فرار می کند اما پسر بچه او را می گیرد و با هم دعوا می کنند و پسر بچه برنده می شود بعد چاپلین با برادر آن پسر دعوا می کند. اما چاپلین با حرکات جالب و جاخالی های زیبا از ضربات او جان سالم به در می برد و موفق می شود او را بزند.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/7-The-Kid.jpgپسر بچه مریض می شود و دکتر به خانه چاپلین می آید تا پسر بچه را مداوا کند و اولین سوالی که از چاپلین می پرسد این است که آیا شما پدر این بچه هستید؟ و چاپلین آن کاغذ (کاغذی که در بچگی در جیب پسر بود) را به دکتر نشان می دهد. دکتر بعد از فهمیدن ماجرا به چاپلین می گوید که آن بچه به مواظبت و پرستاری و یک مادر احتیاج دارد و آن کاغذ را هم با خود می برد بعد از چند دقیقه صحنه بسیار بسیار زیبا و به یاد ماندنی و غم انگیزی اتفاق می افتد و آن جدایی چاپلین از پسر بچه توسط مامورین اما با تلاش بسیار زیاد و با تعقیب ماشین ماموران , چاپلین پسر بچه را پس می گیرد و چاپلین و پسر بچه همدیگر را در آغوش می گیرن و چاپلین با چشم هایی پر از اشک برای اولین بار در فیلم لبخند می زند.

در این لحظه آن زن به خانه چاپلین می رود و در آنجا دکتر را می بیند و از دکتر سوال می کند و دکتر در جواب آن کاغذ را به او نشان می دهد و آن زن همه چیز را متوجه می شود و پیش پلیس می روند و برای پیدا کردن آن بچه جایزه در نظر می گیرند.

در این هنگام چاپلین و پسر بچه به یک مسافر خانه می روند و وقتی آن دو کنار هم خوابیدند صاحب مسافر خانه در روزنامه متوجه جایزه شد و شبانه بچه را به اداره پلیس برد و چاپلین بعد از ۵ دقیقه دوری بچه از خواب بیدار می شود و وقتی بچه را در کنار خود نمی بیند بسیار ناراحت می شود و تا صبح در خیابان ها دنبال بچه می گردد اما موفق به پیدا کردن بچه نمی شود و جلوی درخانه خودش می نشیند و از خستگی خوابش می برد.در این هنگام آن زن وارد اداره پلیس می شود و از دیدن بچه خوشحال می شود اما بچه هیچ عکس العملی نشان نمی دهد و حتی یک لبخند هم نمی زند.

چاپلین آنقدر آن بچه را دوست دارد که در خواب آن بچه را می بیند و او را بغل می کند ولی بوسیله پلیس از خواب بیدار می شود و پلیس او را به خانه آن زن می برد و وقتی درب باز می شود ابتدا آن زن درب را باز می کند اما پسر بچه به سرعت به سمت چاپلین می رود و او را غرق بوسه می کند و هر سه داخل خانه می روند.

منبع: آسان فیلم

 

——————————

[nextpage title=”چند یادداشت کوتاه در نقد فیلم «پسر بچه»”]

آپارات فیلم:

 

چاپلین در سال ۱۹۲۱ نخستین فیلم بلند داستانی خودش را به نام «پسر بچه» برای کمپانی فرست نشنال ساخت. این زندگینامه ی کمدی دارم، ماجرای بیکاره یی بود که به پسربچه ی فقیری از محله های فقیر نشین دل می بندد. پخش این فیلم غوغایی به راه انداخت و بیش از دو و نیم ملیون دلار نصیب تهیه کنند گان خود کرد.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/14-The-Kid.jpgپسربچه نخستین فیلم بلند چاپلین است، دراین فیلم دیگر جهان پیش و پا افتاده یك مامور پلیس یا رباخوار كه به صورت كاریكاتور ارایه شده به چشم نمی‌خورد، بلكه یك اثر جدی‌تر از دنیا چاپلین و آمیخته از درام واقعی چاپلین است. پسر بچه با فیلم زندگی سگی ارتباطی مستقیم دارد بااین تفاوت كه در این فیلم چاپلین به جای سگ از یك پسر بچه واقعی بازی می‌گیرد.

چارلی از زندگی شخصی خودش در فیلم هایش الهام می گرفت. در پسربچه نیز به همین شکل. او به سراغ خاطرات کودکی اش رفت و از دوران سخت همراه با فقر و بدبختی و تجربه هایش استفاده کرد.

چارلی بچه ها را دوست می داشت اما از ارتباط با انها می ترسید. سادگی و یکدل بودن بچه ها چارلی را به یاد کودکی خودش می انداخت و تازه متوجه کمبودها و نواقص خود می شد و همین موضوع باعث می شد چارلی در صحبت کردن با بچه ها دچار مشکل شود. با این وجود رابطه چارلی با جکی کوگان، پسربچه فیلم از بهترین و شبیه ترین دوران زندگی چارلی بود. او این پسربچه را مانند ادنا پرویانس به یک هنرمند تبدیل کرد. عشق و علاقه چارلی و جکی کوگان دوطرفه بود. چارلی به پسربچه عشق می ورزید و جکی عاشق چارلی بود که او را وارد دنیای فیلم کرد.

باید گفت پسربچه یکی از بهترین فیلم هایی است که چارلی ساخته است. فیلم موفقیت امیز بود. چارلی مانند همیشه درست در زمانی که کار روبه اتمام بود نگرانی هایش شروع شد. او از واکنش منتقدین و مخاطبین نسبت به فبلم می ترسید و نگران بود. اما با تمام این نگرانی ها وقتی سم گلدوین دوست چارلی ترتیبی داد تا در یک مهمانی فیلم نمایش داده شود عکس العمل حضار جالب بود. تمام زنها و مردها گریه می کردند. هرکس به نوعی او را تشویق می کرد. چارلی در موفق ترین فیلم های قبلی اش هم چنین واکنشی از مخاطبان ندیده بود. چارلی نیز چشمانش غرق در اشک بود. پسربچه یک درخشش باور نکردنی داشت و چاپلین نگران از دست دادن ان درخشش بود.

—–

وبلاگ گروه فرهنگی هنری فام:

كلاه، عصا، كفش های گشاد، سبیل نازك و كوچك و… این ها همه مشخصات ظاهری معروف ترین و محبوب ترین كاراكتر سینمایی تمام تاریخ سینماست.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/6-The-Kid.jpgچارلی كار نمایش را از نمایشخانه های لندن با اجرای نمایش های كمیك كوتاه آغاز كرد و سپس به گروه نمایشی فرد كارنو پیوست. چاپلین سپس به آمریكا رفت و در تعدادی فیلم كوتاه كمدی نیز ظاهر شد تا اینكه بالاخره موفق شد تعدادی فیلم كمدی در كمپانی كیستون ( به ریاست مك سنت ) بسازد. قابل ذكر است، نوع منحصر بفردی از كمدی كه چاپلین با آن معروف شده، در حقیقت نشات گرفته از آثار مك سنت می باشد و مك سنت را می توان به نوعی پدر معنوی چاپلین و این نوع كمدی دانست. چاپلین آرام آرام توانست فیلم های بلند تری بسازد و با خلق كاراكتر معروف (( ولگرد )) به محبوبیت بسیاری دست یافت.

چارلی چاپلین در سال ۱۹۲۱ موفق به ساخت یكی از معروف ترین آثارش شد. (( پسربچه )) كه یكی از شاهكارهای فراموش نشدنی اوست، در واقع حاصل تمام تجربیات تلخ او در دوران كودكی و در نوانخانه های لندن است. فیلمی گزنده و بسیار پراحساس كه خود چاپلین نقش معروف ولگرد را در آن ایفا كرد و هری گوگان كوچك نیز نقش پسربچه را به زیبایی تمام به اجرا درآورد. رابطه شكل گرفته بین دو كاراكتر (( ولگرد )) و (( پسربچه )) در حقیقت فراتر از رابطه پدر و فرزندی می رود و این دو با هم به نوعی تكامل می رسند. گفتنی است كه گوگان آن چنان با نقش درگیر شده بود كه گاهی چاپلین را یاد دوران كودكی خودش می انداخت و حتی گاهی اشك را به چشمان استاد می آورد.

—–

ماندگار، نسترن میرجلالی:

images/stories/rooz/naghd/250/The-Kid/1-The-Kid.jpgاولین كمدی بلند چاپلین و شاهكار او «كودك» بود؛ فیلمی به یاد ماندنی كه در آن ولگردی، بچه گمشده‌ای را پیدا می‌كند و می‌خواهد او را بزرگ كند. واضح است که فیلم كودك از داغدیدگی خود چاپلین هم سرچشمه می‌گرفت چون اولین پسر او چند روز بعد از تولد و چند هفته قبل از شروع ساخت این فیلم مرده بود و شاید این موضوع روی تلخی فضای فیلم نادانسته تأثیر گذاشت ولی كمبود عواطف و نگرانی‌های اجتماعی را استادانه به تصویر می‌كشد. در این اپیزود، چاپلین ولگردی است كه از بچة بی‌خانمانی، با بازی حیرت‌آنگیز بازیگر چهارساله «جكی كوگان» (Jakie Coogan) مراقبت می‌كند. در یكی از بهترین صحنه‌های ساختة چاپلین و شاید حتی تمام دوران فیلم صامت، چارلی در تعقیب ماشینی كه بچه را به پرورشگاه می‌برد، با تمام قدرت روی سقف خانه می‌دود و نمی‌خواهد از او جدا شود. پشت طنز سیاه این صحنه، احساسی لطیف پنهان است. در آن سال ها، كودكان مهاجر و آواره حاصل از جنگ جهانی اول در خاطره همه مردم بودند. همین طور كسانی كه برای عزیزان از دست داده خود در جنگ داغدار بودند و یا به هر شكلی جنگ سرنوشتشان را وارد مسیر تازه‌ای كرده بود از فیلم «كودك» بسیار استقبال كردند.

زندگی افرادی مثل چاپلین، امروزه به وسیله دانشمندان علوم اجتماعی مطالعه می‌شود. آن ها دریافته‌اند كودكانی كه در معرض بی‌خانمانی و به تبع آن، تنش‌های اجتماعی قرار می‌گیرند همگی به سرنوشت واحدی دچار نمی‌شوند. در حالی كه بعضی از آنها در آینده قشر آسیب‌پذیر جامعه را تشكیل می‌دهند، برخی دیگر از این بچه‌ها مثل چاپلین زیرك و مبتكر می‌شوند.

ممکن است شما دوست داشته باشید

8
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
8 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
6 Comment authors
پسر بچه ۱۹۲۱ – SaHo Bznمعرفی و بررسی فیلم پسر بچه از چاپلین (۱۹۲۱) – SaHo Bznمحمدرضا قیصریhossseinامین کورلئونه Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback

[…] :  نقد فارسی به نقل از ماندگار و وبلاگ گروه فرهنگی هنری […]

trackback

[…] :  نقد فارسی به نقل از ماندگار و وبلاگ گروه فرهنگی هنری […]

محمدرضا قیصری
Guest
محمدرضا قیصری

بهترین اثر چارلی چاپلین فقید. روحش شاد///

hosssein
Guest
hosssein

فوق العاده وتکرارنشدنی

امین کورلئونه
Guest
امین کورلئونه

دو نقش آفرینی رو هیچ وقت فراموش نمیکنم:
۱-آل پاچینو در فیلم بوی خش زن.
۲-این پسر بچه کوچولو که حسابی اشکمو در آوورد.

یغما
Guest
یغما

نابغه بی تکرار

ayub.s
Guest
ayub.s

یکی از بهترین فیلم هایی بود که من دیده ام. چارلی تو این فیلم ترکونده بود.

Abe
Member
Abe

یکی از بهترین های چاپلین که در سینما به جا گذاشته