نقد و بررسی فیلم inception (تلقین)

آنجا، همینجاست: نگاهی انسان شناختی به فیلمنامه تلقین نوشته کریستوفر نولان

آنجا، همینجاست: نگاهی انسان شناختی به فیلمنامه تلقین نوشته کریستوفر نولان

نویسنده: رامتین شهبازی

images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/13-Inception/6-Inception.jpgکریستوفر نولان در فیلمنامه تلقین غیر مستقیم به موضوعی می پردازد که این روزها بر خوان گسترده علوم مختلف نشسته است. نولان در این اثر، به مسئله روایت و روایتگری می پردازد. او روایت را با فلسفه ذهن در می آمیزد تا بتواند برچگونگی تاثیر این شاخه نظری هنرهای هفتگانه در جامعه بپردازد. امروز کریستوفر نولان در فیلمنامه تلقین غیر مستقیم به موضوعی می پردازد که این روزها بر خوان گسترده علوم مختلف نشسته است. نولان در این اثر، به مسئله روایت و روایتگری می پردازد. او روایت را با فلسفه ذهن در می آمیزد تا بتواند برچگونگی تاثیر این شاخه نظری هنرهای هفتگانه در جامعه بپردازد. امروزهروایت، روایتگری و روایت شناسی نه تنها در ادبیات،سینما،هنرهای تجسمی،معماری و… که در جامعه شناسی، روانکاوی،سیاست،الهیات و… دارای کابربردهای بسیار است. بسیاری از روانکاوان از بیمار خود می خواهند که داستان زندگی شان را برای آنها روایت کنند. بعد که خوب به ذهنیت این بیمار دست یافتند، همان اطلاعات را در گفتاری دیگر منظم می کنند و بعد به بیمار بازمی¬گردانند و در اینصورت است که بیمار ناگهان ناراحتی روانی خود را فراموش می کند. در ابعاد کلان تر می¬توان با شناخت افکار عمومی بستری را پدید آورد که در قالب یک روایت درست، ملتی دست به عملی ملی بزنند. راوی و دریافت کننده روایت در برخورد با ایده دو مرحله کاملا معکوس را پشت سر می گذارند. راوی می-بایست ایده را در ذهن خود بسط دهد،آن را تبدیل به طرح کند و بعد از گسترش آن را به جایی برساند که به در یافت کننده روایت برسد. بعد از اینکه دریافت کننده روایت آن را دریافت کرد، به شکل ناخودآگاه همان حرکت راوی را به شکل معکوس طی می کند تا به ایده اولیه دست یابد. در این فرآیند نیز پروسه شناخت از جهان کامل می شود. اما گونه ددیگری را نیز می توان در این میان در نظر گرفت و ان شکل روایتی است که روایت پذیر با راوی/راویان در طول روایت داخل بازی باشد. اتفاقی که این روزها از آن در ساختار روایت بازی های کامپیوتری استفاده می کنند. اگر در روایت راوی و روایت پذیر را دو سوی یک خط در نظر بگیریم، روایت و جهان آن مجرای ایجاد ارتباط محسوب می شود. در این میان راوی گوینده است و روایت پذیر شنونده و دریافت کننده. حالا فرض کینم که روایت پذیر خود قدم در مجرای روایت بگذارد. فیلمنامه و فیلم کریستوفرنولان نیز بر همین اساس نگاشته شده است. ما با گروهی رو به رو هستیم که ایده هایی را در ذهن افراد مختلف تغییر می دهند. این ایده رشد می کند و بعد می تواند مسیر زندگی آن شخص را تغییر دهد. در واقع شخصی که ایده را دریافت می کند، در ذهن خود روایتی تازه از زندگی را تدارک می بیند که این روایت زندگی او را متحول می نماید. حال می توان این نگاه را باز کرد و از منظری وسیع تر، آن را نگریست. نکته دیگری که در فیلم نولان به آن اشاره می شود این است که می توان روایت را از بند زبان خارج کرد. ما در روایت ها معمولا در بند زبان هستیم. اما نولان بعد از اینکه چند بار از طریق زبان پلات دنیای مطروحه کاپ و دوستانش را مطرح می کند، آن را به عمل می سپارد و به ذات کنشی نزدیک می شود که ارسطو آن را مدنظر داشته است. اینجاست که آدم ها می توانند در یک دنیای ذهنی به راحتی حرکت کنند و خارج از قالب های مرسوم هر شکلی را که می خواهند به خود بگیرند. روایت شناسان در مطالعات نظری خود به نظریه ای معتقدند که فراروایت نام دارد. مارتین مکوئیلان در کتاب گزیده مقالات روایت که فتاح محمدی آن را ترجمه کرده است درباره فراروایت می نویسد. نام دیگر فراروایت روایت به خود اندیش است. روایتی که موضوع ان تولید روایت است. روایت خودبازتابگر که، از طریق ارجاع به وضعیت تولید خود، توجه را به موقعیت خود به عنوان روایت جلب می کند. این نظریه می تواند کلید مناسبی برای تحلیل فیلمنامه تلقین محسوب شود. نولان پلات فیلمنامه خود را بر اساس فراروایت شکل می دهد . در این فیلمنامه ما با گروهی رو به رو هستیم که پلات ذهنی آدم های مورد نظر خود را طراحی می کنند. این پلات انها را به جایی می رساند که به ناخودآگاه ذهنی آنها رسوخ کرده و ایده ای تازه را در آن مکان بنیان نهند. ایده می تواند یک جمله کوتاه باشد، اما آنچه برای نولان مهم است و بیشتر زمان فیلمنامه و فیلم را صرف پرداخت ان می کند، راه و روشی است که این گروه پشت سر می¬گذارند تا بتوانند به مرحله کاشت ایده برسند. یعنس روایت چگونگی شکل گیری روایت. در این مرحله است که پای فلسفه ذهن نیز به فیلم گشوده می شود و نولان دو عرصه مختلف را همزمان در فیلمش پیگیری می کند. اما برای جلوگیری از خلط مبحث این دو مقوله را جداگانه به بحث می نشینیم. روایت و روایتگری برای خود اسباب و عللی دارد که یکی از آنها نظم در پلات و چینش رویداد های داستان است. مسئله توجه به نظم در روایت و پلاتی که در روایت به کار می رود از دوران ارسطو و نگارش فن شعر مورد توجه بوده است. ارسطو در فن شعر می نویسد که تراژدی بازنمودی از کنشی درخور توجه و جدی است. بازنمایی کنش همان طرح تراژدی است؛چون منظور من از طرح همان آرایش منتظم حوادث است. او در جایی دیگر می نویسد که مهمترین عنصر در میان طرح،نظم حوادث است. این نظم به دنیای داستان معنا می دهد و هرگاه که این نظم برهم بخورد در اصطلاح امروزی درام از ریتم لازم خارج می شود و اثر تاثیرگذاری خود را از دست می دهد. رد این نگاه ارسطو را می توان تا جهان امروز پی گرفت و به نظریه آلن روب گری یه درباب روایت رسید که عقیده دارد روایت، به صورتی که منتقدان آکادمیک ما- و بسیاری از خوانندگان به تبعیت از آنها – می فهمند ، مظهر نوعی نظم است. این نظم،که عملا می توان آن را یک نظم طبیعی ارزیابی کرد، با کل نظام عقلگرایانه ای پیوند دارد …. فیلمنامه تلقین توجه بسیاری به نظم و چینش اطلاعات دارد. در فصل های آغازین فیلم ،کاپ را می بینیم که برای دزدیدن ایده ای به درون ذهن مردی نفوذ می کند که بعدتر وی را برای انجام کاری بزرگتر استخدام می کند. این روایت تا جایی که مال،همسر کاپ، وارد ماجرا نشده به درستی پیش می رود. مال در واقع نظم روایتی را که کاپ در دستیابی به ذهن مرد چیده تغییر می دهد و اینجاست که همه روایت برهم می ریزد. نویسنده از این مقدمه سود می جوید تا داستان بعدی خود را تدارک ببیند. کاپ از این رو که می داند نمی-تواند نظم را در چینش روایت رعایت کند، آریادنی را استخدام می کند تا نقشه خواب فیشر را طراحی نماید. نقشه آریادنی در واقع همان طرح و ساختمان اولیه پلات روایتی به شمار می آید که قرار است طی آن ایده انحلال امپراطوری پدر فیشر را در ذهن فیشر قرار دهند. اگر نقشه آریادنی را ساختمان این روایت در نظر بگیریم، همکاران کاپ و نحوه اعمال آنها ساختار این روایت محسوب می شوند. اگر نظم روایت برهم بخورد دریافت معنا به تعویق می افتد. یعنی دریافت کننده روایت نمی تواند اجزای آن را در ذهن مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. نمود این نکته در فیلمنامه تلقین همان به تعویق افتادن قرار داده ایده در کنه ناخودآگاه فیشر است. از اینجاست که اهمیت کار هریک به درستی مشخص می شود. یکی از همکاران کاپ می بایست از گذشته فیشر مطلع شود و در واقع علایق، دلمشغولی ها و موارد مورد تنفر وی را بازشناسی کند. این مسئله به انها کمک می کند تا بتوانند نقشه ای را تدارک ببیند که بیشترین تاثیر را بر ناخودآگاه فیشر داشته باشد و در ادامه فیلم می بینیم که چون این مرد کار خود را به درستی انجام نداده، در دنیای خواب فیشر با نیروهای مدافع ناخودآگاه فیشر رو به رو می شوند و به این ترتیب نولان بر اهمیت شناسایی ذهن پذیرنده روایت تاکیدی دو چندان می کند. نظم نخستین روایت که انجام ماموریت را به تاخیر می اندازد توسط مدافعان ناخودآگاه فیشر برهم می ریزد. پس گروه چاره ای ندارند که برای دستیابی به نظمی دیگر به عمق بیشتری از ناخودآگاه فیشر نفوذ کنند. در مراحل بعدی نیز مال و فرزندان کاپ وارد میدان می شوند و تمرکز کاپ را برهم می زنند که این مقوله دوباره به مخدوش شدن نظم می انجامد. اگر کمی در فیلم به عقب بازگردیم و زمانی را در ذهن مرور کنیم که کاپ و دوستانش به فکر چینش نقشه عملیات خود بوده اند با تمرکزی از سوی نولان در این بخش از داستان رو به رو می شویم که مثال زدنی است. نولان چنیدنی بار به شکل مستقیم و غیر مستقیم نحوه انجام عملیات را مرور می کند. شخصیت ها هریک در چندین موقعیت بیان می کنند که قرار است چه کاری انجام دهد. حتی از منظر زمان روایت نولان آنقدر زمان صرف این قسمت می کند که تماشاگر باور می کند، احتمالا نقشه انها بی هیچ مانعی پیش خواهد رفت. درصورتیکه چنین نیست. این نکته به نوعی دیگر در فصلی دیگر نیز مورد اشاره قرار می گیرد. در ابتدای آشنایی کاپ با آریادنی ، آنها به دنیای خواب می روند. آریادنی متوجه می شود که مردم نگاهی مشکوک به انها دارند. آریادنی از کاپ دلیل را می پرسند و کاپ در پاسخ اشاره می کنند مردم متوجه شده اند که نظم اطراف آنها به نوعی به هم ریخته است و همین انها را ناراحت می کند و در مقام مدافعه بر می¬آورد. بنابراین نولان زمان بسیاری را صرف اهمیت نظم در پلات روایت می کند. در پایان این روایت زمانی گروه کاپ به نتیجه می رسند که می توانند فیشر را از لایه های مختلف پلات روایت ذهنی اش عبور دهند و وی را به سرمنزل برسانند. او در موقعیت های مختلف عاطفی متحول می¬شود و ایده ای را که کاپ وظیفه کاشت ان را در ذهنش داشت می پذیرد. اما نکته مهمی که در این نظم دهی قابل تامل به نظر می رسد، مسئله فلسفه ذهن است. برای توضیح این مسئله قصد دارم از کتاب جهان هولوگرافیک نوشته مایکل تالبوت با ترجمه داریوش مهرجویی کمک بگیرم. نویسنده این کتاب به توانایی های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم انسان می پردازد. قسمت های مختلف این کتاب می تواند ما را در درک بهتر فیلم یاری رساند. اما تبیین نظریه نظریه پردازان این کتاب درباره جهان هولوگرافیک، در حد و حوصله این مقاله نیست. بنابراین به بخش هایی می پردازیم که در تحلیل این بخش از تحلیل فیلم به ان نیاز داریم. داریوش مهرجویی در مقدمه ای که بر ترجمه این کتاب نگاشته در تعریف جهان هولوگرافیک می نویسد:” جهان هولوگرافیک آن جهانی است که هر قطعه کوچک و هر ذره آن قطعه،تمام ویژگی ها و اطلاعات کل را در بر دارد،یعنی تمام محتوای کل در هر جزء نیز مستتر است. و. این به واقع خصلت مغز ماست که ساختاری هولوگرافیک دارد، و خاطره و درد و تجربه و برخی چیزهای دیگر را نه تنها در مغز که در هر ذره کوچک آن نیز نگهداری می کند. و نیز همین خصلت کلی این جهان ماست که جهانی هولوگرافیک است.” این نظریه را می توان در مورد جهان ذهنی کاپ و همکارانش به تاویل نشست. آنها جهانی را شکل می¬دهند که به ظاهر مجازی است، اما همین جهان مجازی در ذهن همه آنها به شکل کامل وجود دارد. همه آنها ابعاد و جزئیات آن را می شناسند و می دانند که در چه زمانی می بایست چه فعلی را انجام دهند. آنها اگرچه هر یک جزئی از این دنیای مجازی هستند، اما به مثابه کل نیز عمل می کنند. بر همین مبناست که وقتی یک نفر نظم و ترتیب وقایع را بر هم می زند همگی به دردسر می افتند. در این فیلم همه شخصیت ها چونان یک هولوگرام عمل می کنند که قرار است یک روایت را در ذهن فیشر شکل دهند. تالبوت از قول نظریه پردازازنی همچون دیوید بوهم و کارل پیربرام و دیگران می نویسد،جهان اطراف ما متاثر از توده هایی است که ذهن ما آنها را تبدیل به اجسام فیزیکی قابل درک می کند. این جهان از دو نظم مستتر و نامستتر تشکیل شده است. در توضیح این قضیه دوباره به مقدمه مهرجویی رجوع می کنیم:” بوهم معتقد است که علاوه بر واقعیت آروینی موجود که همان نظم پیدا و نامستور است، نظم دیگری هم هست که ناپیدا و در خود پوشیده است. و این همان جهان امواج و فرکانس های تداخل یافته بی شکل است که ما از عهده دیدن شکل واقعی آنها،جز از طریق ابزار و ادوات خاص(مغزما) بر نمی آییم….” در  فیلم تلیقن، ذهن کاپ و دوستانش این توانایی را دارد که از نظم نامستتری که همه ما قادر به درک ان هستیم و امواج و توده ها را در قالب اجسام فیزیکی می بینیم، فراتر برود و بخش هایی دیگر از نظم های مستتر را به نظم نامستتر تبدیل کند. این اتفاق هم در یک دنیای بیناذهنی رخ می دهد. این نگاه فلسفی به ذهن را دوباره به دنیای روایت ها مربوط می کنیم. فردریک جیمسون معتقد است که روایت کارکرد و نمونه اصلی ذهن انسان است. از سوی دیگر مکوئیلان اضافه می کند:” واژه روایت برهر واحد معنایی دلالت خواهد کرد که از طریق زمینه حک شده در متن مناسبات بیناذهنی و زنجیره دلالتگر قابل شناختن است” درواقع جهان مورد نظر کریستوفر نولان در این فیلم متافیزیکی است که در اطراف ما وجود دارد و به راحتی قابل تبدیل به فیزیک است. تالبوت در کتاب خود این پدیده را نه تنها در حوزه مرئیات که به حوزه صوت نیز تعمیم می دهد. یعنی همانطور که صوت هایی نامستتر وجود دارند که ما آنها را می شنویم، صوتهایی مستتر نیز هستند که گوش ما از شنیدن آنها عاجز است. دوباره به فیلم رجوع کنیم، آنچه عامل بیدار شدن شخصیت های فیلم می شود صدایی است که آنها قادر هستند از طریق ذهن تربیت شده شان بشنوند. این صدا آنها را از سطحی در موقعیت ناخودآگاه به سطحی دیگر در خودآگاهشان منتقل می کند. ازمنظر فلسفه ذهن و آمیخته شدن آن با روایت دوباره به منزل نظم می رسیم. اینکه ما تنها از طریق نظم می توانیم جهان را شناسایی کنیم و این نکته هم مورد اشاره نولان بوده است. مکوئیلان درباره روایت از منظر والتر بنیامین و تجربه راوی می نویسد که بنیامین کنش داستان گو را برگرفتن چیزی از تجربه می داند که از آن نقل می کند. این تجربه یا متعلق به خود اوست یا تجربه گزارش شده توسط دیگران. او(راوی) به نوبه خود آن را بدل به تجربه کسانی می کند که به قصه او گوش می دهند. این اتفاق نیز در اثر نولان قابل پیگیری است. کاپ و دوستانش آنچه را می خواهند به فیشر القا می کنند و او را تحت تاثیر روایت خود قرار می دهند و در نهایت به نتیجه ای پیروزمندانه می رسند. البته کریستوفر نولان از این سطح در اثر خود فراتر می رود. ارتباط کاپ و همسرش نیز به نوبه خود یکی از نقاط جالب داستان است. است که همسر او تصمیم گرفته بوده با القای ذهنی کاپ در دنیای خیال باقی بماند و از دنیای واقعی گریزان باشد. این نکته به صورت گذرا در یکی دیگر از صحنه های فیلم نیز مورد اشاره واقع می¬شود. جایی که کاپ برای آزمودن اثر داروی بیهوشی مرد عرب می رود و در آنجا پیرمردی می کوید، آدم هایی اینجا می آیند که از دنیای واقعی به رویاهایشان پناه می برند. همسر کاپ نیز در انتها از او می خواهد که با او بماند و به دنیای واقعی بازنگردد تا زندگی ذهنی اما شیرین تری داشته باشند. اینجاست که نولان چالش دنیای واقعی و رویایی را نیز مطرح می کند. هریک از این زمینه ها می تواند موضوع مقاله ای تحقیقی باشند که خود فرصتی مفصل را می طلبد. اما همینکه نولان به سوی فراروایتی می رود که درباره نظم در روایت و تاثیر روایت ها بر ذهن انسان هاست بسیار قابل تامل است. او که در این فیلم ستاینده نظم در ارائه اطلاعات است صاحب فیلمی است به نام ممنتو که از نظمی دگرگونه بهره می برد و چالش جدیدی را در نظم های نوین روایتی مطرح می کند. این موضوع که آیا روایت هایی با داستان های غیر خطی از چه نوع نظم دراماتیکی بهره مند هستند را نیز به فرصتی دیگر وا می گذاریم.

نویسنده: رامتین شهبازی

منبع: «انسان شناسی و فرهنگ»

 

201
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
201 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
122 Comment authors
محمد احمدوندادیسیوسlege...ndaryLege...ndary Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
l l
Member
Member
l l

مرسی که جواب دادید ولی هنوز اوکی نشده… اول فیلم طبق محاسباتشون، یه هفته توی مرحله اول میموندن، و بعد می فهمیم که اگه زودتر از این یه هفته توی مرحله اول بمیرن وارد برزخ می شن. پس وقتی آخر فیلم وارد مرحله اول میشن، نمیتونن خودشونو تا یه هفته بکشن. حالا شاید بگید کشتن نه، فقط خودشونو پرت کنن. در این صورت پس چرا اول فیلم که تازه وارد خواب شدن و تو مرحله اول هستن و ایمز میخواد سایتو رو بکشه تا خلاصش کنه، کاب میگه نباید بکشیش. خب می تونستن اون موقع پرتش کنن از یه جای… ادامه »

sadegh sazegar
Member
Member
sadegh sazegar

با سلام خدمت دوستان
در جواب کسانی که مینوشتند کل فیلم یه خواب بوده باید بگم اشتباه محض میکنند
و تمام دلایلی که میخواستم بگم رو این اقای محترم که خیلی هم سرش میشه ذکر کرده
با نامnetacc2013
در جواب سوالات اقایmambadumal هم:
چرا باید یه راست میرفتن توی هواپیما با هر ضربه میرفتن سطح بالاتر بعد اسانسورهم اومدن لایه اول خواب ولازم نبود نشون بده که چطور بیدار میشن چون با توجه به بودن در لایه اول و کم شدن تاثیر داروی خواب اور باشلیک اون ها هم بهشون خب بیدار میشن دیگه نمیفتن تو برزخ که
اوکی اقایmambadumal ؟؟؟

l l
Member
Member
l l

چه خوب! بالاخره یه جایی رو پیدا کردم که توش سوالمو بپرسم! من الان خیلی یه چیزی برام سوال شده در مورد این فیلم. اون آخرای فیلم که داشتن یکی یکی از قسمتهای پایینی ذهن فیشر میومدن بیرون؛ از اون جا که پرِ برف بود بیدار شدن و وارد اون آسانسوره شدن، بعد از اون جا هم بیدار شدن و وارد اون ماشین ون شدن، چرا بعدش نشون نداد که از اون جا هم بیدار شدن؟ با توجه به منطق من اونا نباید میومدن بالای آب و نفس بکشن، یعنی مگه نباید این جوری میشد که همون لحظه یکدفعه وارد… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

peyman*:صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا برای اینکه کاب در آخر فیلم خواب نبوده سه دلیل محکم برای شما نیاوردم.باشد که متقاعد شوید….حالا جدای از شووخی کاش میگفتی کجاهای فیلم بیدار بوده که جواب بتونم بدم.

peyman*
Guest
Member
peyman*

صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Sick: Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه! دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

[b][b][b][b][b]دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و توی خونه اون حلقه دستش نبود. نولان دهنت سرویس با این… ادامه »

ww ii
Guest
Member
ww ii

موسیقی متن فیلم فوق العاده شنیدنی و حماسی است.به نظر من آقای "Hans Zimmer" آهنگساز برجسته آلمانی این فیلم با قطعه بنام "time" ، باید اسکار را نصیب خودش میکرد.خود فیلم هم که شاهکاری از آفای " Christopher Nolan" بود.

محسن علیزاده
Guest
Member
محسن علیزاده

دوستان این هم نقد کامل فیلم از نظر سایت معتبر imdb . این هم بگم کل فیلم فقط خواب کاب بوده . مردی به نام «کاب» که متخصص الهام‌بخشی در خواب است، گروهی را سرپرستی می‌کند که می‌توانند به خواب دیگران بروند و ذهنیت دیگران را تعییر و فکری جدید به آنها الهام دهند.آخرین ماموریتی که کاب در صورت موفقیت در آن می‌تواند نزد خانواده‌اش بازگردد، تامین درخواست مرد ثروتمندی به نام سایتو است. سایتو رقیبی پیر به نام فیشر دارد. فیشر در آستانة مرگ و پسر جوانش رابرت، وارث ثروت و قدرت اوست. سایتو از کاب می‌خواهد تا به… ادامه »

حسین
Member
Member

با تمام احترامی که برای طرفداران این فیلم قائل هستم ولی من اصلا از این فیلم خوشم نیومد…من از اول با ایده فیلم مشکل داشتم و معتقدد نیستم که واقهعا این ایده ناب هست…ولی واقعا از ته دل میگم فیلم از نظر فنی خداست…کسایی که پشت صحنه های این فیلم رو دیدن میدونن من چی میگم….بهرحال من به این فیلم از ۱۰ نمره ۳ دادم. 🙂

احمدرضا
Member
Member
احمدرضا

فقط اینو میتونم بگم:
کریستوفر نولان امپراطور سرزمین ایده های نابه.
ایده هایی که این تو هر فیلمش معرفی میکنه و پرورش میده هر کدوم قسمتی از شهر آرمانی هر انسانی رو تکمیل میکنه.

نولان
Guest
Member
نولان

سکانس آخر فیم
توتم به جرخشش ادامه میده یا نمیده؟
نکته :این سوالی بود که نولان ازت میپرسه

tarkan
Guest
Member
tarkan

همه ماها شخصیت های موازی زیادی داریم که هرکدام از اونهارو باور کنیم با همون به زندگب ادامه میدیم. کاب از بین تمام خواب ها اونی رو که خودش باور داشت واقعی دونست و بدون اینکه منتظر بمونه که واقعی بودنش ثابت بشه به این زندگی(خواب) تن داد.

shakiba
Guest
Member
shakiba

این فیلم بهترین فیلمی بود که تا حالا دیده بودم ادم وقتی این فیلم رو میبینه توش غرق میشه ریتم فیلم هم عالی بود.من بعد چند بار بار دیدن مفهومشو فهمیدم.

hektor
Guest
Member
hektor

امیر:به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟ . . . دوست عزیزی اینو گفتی بتره بدونی اینچنین فیلمها از نظریات بزرگ خودشون که سروصدای زیادی کرده تولید میشن.طبق نظریه برتراندسل که این شبهرو میندازه که شاید در همین دنیایی که ما در اون قرار داریم هیچ چیز واقعی نباشه و… ادامه »

Pouyan
Guest
Member
Pouyan

کریستوفر نولان ! از همینجا می گم ! تو روحت ! عالی بود ! فوق العاده بود ! تو این هفته نزدیک ۲۰ تا از بهترین فیلمای سینما رو دیدم ولی … تلقین … فوق فوق یه فیلم بود !

امیر
Guest
Member
امیر

به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟

مهران ----
Member
Member
مهران ----

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه!

Rman
Guest
Member
Rman

ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

مهدی م
Guest
Member
مهدی م

بهترین فیلمی تا به حال دیدم این بود
کارگردانیش حرف نداشت
هرکس میگه فیلمه خوبی نیست هیچه از فیلم وسینما نمیدونه

amir
Member
Member
amir

نولان بیننده رو جادو میکنه! 😐

naser
Guest
Member
naser

من عاشق کارای نولانم
واقعا کارش حرف نداره

Hamid Salahshoor
Member
Member
Hamid Salahshoor

(طولانیه!! ولی بخونید) نگاه کنید بعضی از این کاربران محترم راجع به این فیلم چی میگن!! دوستان برید خدا رو شکر کنید تو دورانی که فیلمهای سطحی و بی معنی سینما رو تسخیر کردند شاهد این فیلم معنادار و البته جسورانه هستید!! چرا جسورانه؟؟!! بدجه ی ۱۵۰ میلیون دلاری برای همچین فیلم پیچیده ای درباره موضوع مجهولی مثل خواب جسارت نمیخواد؟!! نولان تعهد کتبی داد برای فروش این فیلم!! و نکته ی بعدی که مهم تر هم هست بعضی موضوعات دیگه ی این فیلم رو نولان چنان با هوش مندی انجام داده مثل مبارزه با ارتش درون ذهن فرد مورد… ادامه »

مهران ----
Member
Member
مهران ----

خانم مجیدی بنظرم تو ترجمه نقد راجر ایبرت بهتر و مناسبتر بود بجای کلمه "رویا" از "خواب" استفاده میکردین!

امیرحسام
Guest
Member
امیرحسام

این فیلم نو ترین ایده ی کل تاریخ سینما رو داره،واقعا پیچیده و زیبا بود و باز اشتباه اکادمی اسکار که به جای شاهکاری مثل تلقین به فیلم به مراتب کم ارزش تری مثل سخنرانی پادشاه اسکار داد واقعا واژه ای برای تعریف ازاین فیلم وجود نداره.عرفان هم وقتی همچین فیلمی رو با ۱۲۷ ساعت (که توی سبک دیگه ای) مقایسه میکنه واقعا چی چی باید بهش گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

hadi dehnavi
Member
Member
hadi dehnavi

فیلم old boy هم درباره گذاشتن فکر تو ذهن یه چیزایی گفت.البته با هیبنوتیزم…
اما نولان یه جور خاص تفاوت رو ایجاد کرد

siyavosh
Guest
Member
siyavosh

واقعافیلم خوبی بود به نظرم.اصلا شبیه فیلم ۱۲۷ نیس.به نظرم این فیلم چیزی فراتر از یه خواب بینییه ساده س

n n.
Member
Member
n n.

فلانی عزیز بات موافقم نقدها خیلی خوب نیس.اما اگه به طور کامل متوجه فیلم شده باشی لطفا متوجه باش که این فیلمی نیس که بشه با نظر گذاشتن نقدش کرد خیلی بیش از اینا جا حرف داره.هرکی فقط یه گوشه ی خیلی کوچیک از احساسشو نسبت به این فیلم به معنای واقعی وازه خارقالعاده میگه.بعضیهام مثه عرفان که کلا… من نمیفهمم که چه طور این فیلمو نصفه ول کردی؟؟؟؟؟ دیگه نمیدونم بت چی بگم

احمد ضا 13
Guest
Member
احمد ضا 13

با سلام و عرض خسته نباشید.
میخواستم خواهش کنم نسخه ای قابل دانلود از نقد این فیلما رو توی سایت قرار بدید.

سعید
Guest
Member
سعید

به نظر من یکی از بهترین کارای نولان بود . اگه برگردیم و کارای قبلی نولان رو هم ببینیم متوجه یه سبک خاص میشیم که فقط در انحصار کریستوفر نولانه . روند تو در توی داستان که ناشی از فیلم نامه نگاری عالیه و کارگردانی فوق الغاده ، همینطور دید تیره نسبت به دنیای اطراف از ویژگی های بارز سبکشه .

negin
Guest
Member
negin

به معنای حقیقی وازه بی نظیر بود.چنان ظرافتی در کارگردانی و فیلمنامه نویسی وجود داشت که از وصف عاجزم.نقد خود فیلم خیلی طولانی میشه اگه بخوام بگم.وبا نوشتن نمیشه باید رودررو باشیم.با خلاصه کردنش فقط ارزششو کم میکنم. ام ایده ی کلیش توضیح ایده ی پست مدرن بود. دلم نمیاد بازم نگم :بی همتا بود

برديا
Guest
Member
برديا

هرچه درباره اش بگويم كم گفته ام.بهترين فيلم اسكار كه فكر آدم را كاملا درگير مي كرد و واقعا به نظرم حق فيلم و كارگردانش خورده شد.گرچه ماريون كوتيار نقش كوتاهي داشت اما در آن هم مثل بازي در نقش اديت پياف خوب جلوه كرد.

mohsen
Guest
Member
mohsen

واقعا یه فیلم زیبا بود
وثابت کرد که نولان کارگردان بزرگیه.

omid
Member
Member
omid

عرفان خان جاده و ۱۲۷ ساعت و اینسپشن تو یه ژانر نیستن داداش گلم برو سوادتو ببر بالا بعد نظر بده

sara
Member
Member
sara

خیلی فیلم فوق العاده ای بود هم موضوع جدید داشت و هم کاملا حساب شده و هیجانی بود

MORO
Guest
Member
MORO

پارسال تو اسکار حق آواتارو خوردن امسال به نظر من حق inception رو به هر حال فکر میکنم اسکار داره سیاسی میشه

محمد
Member
Member
محمد

يادآوري-بي خوابي-پرستيژ-شروع بتمن-شواليه تاريكي و اين هم فيلم تلقين.به اين ميگن كارنامه درخشان .آقاي نولان خيلي تكي.امسال حقتو نگرفتي .به اميد سال بعد.

علی
Guest
Member

سلام
تقد که نمیشه گفت بلکه بیشتر توصیف بود
نولان بهترین کارگردان در گیج کردن و هنر نمایش است
فیلمش عالی است
با ریتمی مناسب
امیدوارم ذهن نولان باز هم بتونه از این فیلم ها بسازه

فراز
Guest
Member
فراز

فلانی تو رو خدا بیا و نقد کن
اصلا راجر ایبرت کیه بابا تو اونو میزاری تو جیبت

خواهش میکنم بیا و ما رو از علم لایتناهیت بهره مند کن

1 2 3 6