نقد و بررسی فیلم ۱۲ Angry Men (دوازده مرد خشمگین)

درام
1957
96 دقیقه
R
هزینه تولید: 0.35 میلیون دلار

خلاصه داستان :۱۲ نفر از اعضای هیئت منصفه قصد دارند در مورد اعدام شدن جوانی تصمیم بگیرند. تمام اعضا به جزو یک شخص رای بر محکومیت جوان میدهند. به مرور زمان با مخالفت همان یک نفر و دلایلی روشنی که می اورد کم کم …

نامزد اسکار: بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه

۷- دموکراتیزه کردن قضاوت یا بازسازی نگره ی اخلاقی؟!

 

 

جوان هجده ساله ای به اعدام محکوم شده است. همه ی قرائن و شواهد بر گناهکاری اش دلالت کرده اند، وکیلش از دفاع جانانه ی او سر باز زده است و اینک فاصله ای به اندازه ی یک رأی با صندلی الکتریکی دارد. رأیی که به نظر می رسد اعضای کم حوصله ی هیأت منصفه در آن هم نظر باشند. و مگر جز این می تواند باشد که زمین و زمان بر گناهکاری پسرک حکم دهد و چنین هیأتی در داوری اش خرق عادت کند؛ هیأتی که هنجارهای عمومی و نظام قضایی را نیز حامی خود می بیند و اینک باید نقش بوروکراتیک خود را در طرفه العینی ایفا کند.

اعضا در اتاقی گردهم می آیند، دوازده مرد، بی آنکه نام یکدیگر را بدانند، به ترتیب شماره های شان به شور می نشینند. هوای گرم چنان کلافه شان کرده است که برای پایان این تکلیف هنجاری لحظه شماری می کنند. اما همه چیز با «شک منطقی» داور شماره هشت تغییر می کند. او مانعی می شود در برابر اراده ای که به نظر از کوچکترین پیرایه ی ناحقیقی نیز تهی است. اما داور شماره هشت به چیزی فراتر می اندیشد، اینکه: « حقیقت، آنگاه که تکلیف هنجاری، بدل به امری اخلاقی شود، تا چه پایه می تواند بی هیچ تغییری پایدار ماند؟» این پرسشی است که چالش بنیادین دوازده مرد خشمگین ساخته ی سیدنی لومت را برپا می دارد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/6-12-Angry-Men/1-12-Angry-Men.jpgمفهوم، که در آغاز از آن رو حقیقی شمرده می شود که ریشه جمعی دارد، در طی تحول و تکامل خویش به سمتی می گراید که فقط در صورت حقیقت داشتن به امری جمعی تبدیل می شود.

این گفته ی امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی است که حقیقت نماییِ یک مفهوم را تنها به واسطه ی اجماع پیرامون آن ناممکن می داند. اما مفاهیم در دنیای مدرن نه به واسطه ی حقیقی بودن، بل از منظر ایجاب جمعی شان داوری می شوند. حقیقت در نمود عینی و فراگیرش آنچنان مهیب به نظر می رسد که نظام های سیاسی و حقوقی و ساختارهای قدرت، اغلب از آن فاصله می گیرند و اجماع گنگ و دموکراتیزه را جایگزین آن می سازند. دموکراتیزه کردن اخلاق به واسطه دموکراتیزه کردن حقیقت در نظام های قضایی مدرن امری ریشه دار است و شاید این یکی از دلایل بهره گیری از هیئات منصفه در محاکمات قضایی (و به ویژه جنایی) باشد: بهره گیری از جمعی برای اخلاقی جلوه دادن احکامی که در یک ساختار بوروکراتیک صادر می شوند. این احکام به ظاهر خدشه ناپذیرند و بر مبنای مدعیات شهود پایه گذاری می شوند. نظام قضایی بی آنکه بخواهد اراده ی خود را مستقیما به ثمر نشاند، به میانجی دموکراتیزه شده روی می آورد و بی توجه به شأن اجتماعی شان، آنها را در جایگاه داوری می نهد. به تعبیری دیگر، این نظام قضایی کاری به آن ندارد که شهود یا اعضای هیأت داوری، تا چه میزان مستعد کنکاش پیرامون حقیقت یا امر اخلاقی اند، یا آن که خود چه سرنوشتی را پشت سر نهاده اند؛ آنچه

برای شان اهمیت دارد، رجوع به مردمانی است که باید حقیقی بودن مفهوم یا تصمیمی را به واسطه ی نقش جمعی شان تأیید کنند.
اما اینجاست که شاید ماکس شلر از ما بپرسد: «مگر نه آنکه بنیاد قضاوت باید بر اخلاق استوار باشد و اخلاق ایجاب می کند که حقیقت در عینی ترین نمودش بازیافته شود، پس آویزان شدن به چنین داوری های دموکراتیزه شده و نارسایی چگونه می تواند شایسته باشد؟ مگر بنیاد اخلاق و حقیقت می تواند بر چیزی استوار گردد که خودش به غایت از اخلاق تهی است؟» داور شماره هشت در میان مردان هیأت داوری، درگیر چنین پرسشی است. او نمی خواهد صرفاً به نقش زینتی خود در بازتأیید دموکراتیک این حکم قضایی بسنده کند. او که خود مهندس معمار است، در معماری این بنای منطقی شک می ورزد و بدین سان در برابر یازده مرد دیگر می ایستد که هر یک به دلایلی، نه تنها نمی خواهند در معماری این بنای عظیم خدشه ای وارد آورند، بل گاهی نیز به سماجت از آن مراقبت می کنند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/6-12-Angry-Men/4-12-Angry-Men.jpgاما آن گونه که گفتیم، دلایل این یازده مرد متفاوت است. داور شماره سه و ده، بیشترین مقابله را با شک منطقی داور شماره هشت دارند و این موضوع نیازمند بررسی است، این که چگونه می شود تعدادی از داوران از نقش هنجاری به ظاهر کسالت بارشان فراتر می روند و مدافع پرشور رأی دادگاه و اعدام پسرک می شوند؟ داور شماره ده از جمله مردمانی است که به نوعی طبیعت گرایی باور دارند، چه آنکه در جایی از مجادلات خود، سرشت پسرک را که از محله ای فرودست می آید، آمیخته به پلیدی معرفی می کند. شلر در بخشی از نقدهای خود، این را قسمی از روند رو به تزاید محافظه کاری در ساختارهای قدرت بوروکراتیک معرفی می کند که با یکی دانستن منشا اخلاق و سرشت مقدر شده ی آدمی، حقیقت او را در سرشت اش می پیچد و فرودستی اش را نشانه ای برای محکوم ساختن اش! اما داور شماره سه از سنخ دیگری است. در ابتدای جلسه ی داوری، به اشارات مبهم او درباره ی یگانه فرزندش گوش فرامی دهیم، اشاراتی که حاکی از نابه سامانی رابطه ی او با پسر جوان اش است. این ابهام تنها در انتهای مجادلات پردامنه ی داوران آشکار می شود و احساس کین توزی داور شماره سه به غایت برهنه می شود. کین توزی چیزی نیست جز: « بغضی انباشته شده از ناتوانی کنشگر اجتماعی در تغییر دادن وضعیتی در گذشته ی خود». ازاین روی، کینه ورزی داور شماره سه آشکار می شود؛ بغضی آشکار که ناتوانی از حفظ رابطه ی پدر – پسری را به جانب پسرک در آستانه اعدام نشانه می رود.

دیگر اعضای هیأت داوران، بیشتر شبیه آن چیزی اند که آدام اسمیت «حضار بی طرف» می نامد، آنها که مترصد داوری کرخت پیرامون حقیقت اند. اما شاید بهتر باشد از بی طرفی سخن نگوییم، چرا که «بی طرفی»، انگاره ای است موهوم از «کرختی بی پایان» آنان. آنها صرفا در تکلیف هنجاری شان به عنوان «شهروند خوب» که باید نقشی از پیش مشخص را در ساختار بوروکراتیک قدرت بازی کنند اصرار می ورزند و این اصرار تا بدان جایی است که داور شماره هفت، بی صبرانه منتظر پایان جلسه است تا با محکوم کردن صوری پسرک به اعدام، بازی بیسبال تیم محبوبش را از دست ندهد! بدین ترتیب رابطه ای معنادار میان شهود و داوران برقرار می شود؛ آنان که شهادت می دهند و آنان که به ارزیابی شهود می نشینند، جملگی در رخوت خودنمایانه ی تکالیف شان غرقه اند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/6-12-Angry-Men/5-12-Angry-Men.jpgداور شماره هشت در چنین شرایط دشواری مخالفت خود را ابراز می دارد. او مدعی بیگناهی متهم نمی شود، بل از عبارتی استفاده می کند که برای بحث ما معنادار است: «شک منطقی». روشن است که قضاوت او درباره ی بی گناهی آن جوان مبنایی پیشتر متقاعد کننده و عقلانی ندارد. رویکرد عقلانی به اخلاق در جایی که ساختار قدرت بوروکراتیکِ به غایت عقلانی شده حاکم شده است، تنها به مشت در هوا پراکندن می ماند، از این روی روش او در طرح نوعی شک منطقی، مشابه آن چیزی است که «رویکرد شهودی به اخلاق» می نامند. این رویکرد شهودی یگانه راهی است که بتوان نوعی عقلانیت مجزا از عقلانیت رخوت آمیز بوروکراتیک بنا کرد و داور شماره هشت در این کار اندک تردیدی به خود راه نمی دهد. او می داند که تردید بر مبنای رویکردی شهودی و به پیامد آن مجادلات پردامنه با دیگر داوران، تنها روشی است که به واسطه ی آن می تواند داوران بی حوصله و گاه کینه توز را به نگرشی اخلاقی به موضوع قضایی وادار سازد.

با این حال بازسازی نگرشی اخلاقی در دنیای مدرن امری دشوار است. شاید در عصر مردمانی که داوری کاریزماتیک بزرگان روزگار خود را قدر می نهادند و مترصد اهرم های دموکراتیک نمی ماندند، بازسازی و گاه بازآفرینی نگره های اخلاقی آسان تر می نمود؛ اما در دنیای مدرن با ساختارهای قدرتی که به واسطه ی نوعی دموکراتیزه شدن خود را بیش از پیش مستقر می سازند، در دنیایی که کاریزما در هزارتوی توده وارش محو می شود، بازسازی اخلاقی کاری بسیار دشوار است. داور شماره هشت نمی تواند به آسانی شک منطقی خود را به ثمر رساند، چرا که مزیتی نسبت به دیگر داوران ندارد و ژرفای فکری اش نیز به او نمودی کاریزماتیک نمی تواند ببخشد. تنها اهرمی که او در دست دارد، ایستادن بر سر مجادله ای فکری و نمایاندن کژتابی های رخوت آمیز و گاه پرکین تکالیف آنان در درون نظام اجتماعی است. او این کار را با دشواری بسیار و از طریق بازآفرینی انتقادی صحنه های مرتبط با جنایت انجام می دهد و بدین سان پیشگویی دورکیم به واقع می پیوندد و حقیقت از این روی تنقیح می شود که حقیقت است، نه به بخاطر آنکه الزاماً مبنایی جمعی دارد. به تعبیری، این حقیقت است که امر جمعی را فارغ از ساختارهای قدرت موجود، بازسازی می کند.

————————–

منبع: وبلاگ مصائب آنا

 

 

99
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
99 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
64 Comment authors
7saeedsurenaمسلمFarzad Ajam Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
ارداویراف
Guest
Member
ارداویراف

به نظر من ایمان اغراق نکرده فیلمی که جهان بینی تو رو تحت تاثیر قرار بده ارزشش از یک فیلم قصه پرداز بسیار عالی به نظر من هم به مراتب بیشتره

abolfazl azad:

ایمان:اگر قرار باشه لیستی از بهترین فیلم هایی که دیدم تهیه کنم، ۱۲ مرد خشمگین تو رتبه ی ۱ قرار می گیره.پالپ فیکشن و پدرخوانده۱ هم تو رتبه های بعدی!

درسته یکی از بهترسن فیلم هایی که دیدم ولی اغراق نکن نمی تونه بهترین باشه
یکی ار بهترین هاست و جایگاه هشتم منصفانه است
با godfather خیلی فاصله داره

Abolfazl Azad
Member
Member
Abolfazl Azad

ایمان:اگر قرار باشه لیستی از بهترین فیلم هایی که دیدم تهیه کنم، ۱۲ مرد خشمگین تو رتبه ی ۱ قرار می گیره.پالپ فیکشن و پدرخوانده۱ هم تو رتبه های بعدی!

درسته یکی از بهترسن فیلم هایی که دیدم ولی اغراق نکن نمی تونه بهترین باشه
یکی ار بهترین هاست و جایگاه هشتم منصفانه است
با godfather خیلی فاصله داره

سیدمحمد
Guest
Member
سیدمحمد

لطفاً یکی لینک سالم دانلود فیلم رو برام ایمیل کنه. ممنون
m.heydri21@yahoo.com

محمد فیروزی
Guest
Member
محمد فیروزی

اقتباس روسی از این فیلم با عنوان ۱۲ هم بسیار خوب بود، جزو معدود فیلمهایی بود که هم نسخه اصلیش عالی بود هم نسخه دوم که من دیدم صحنه ی تیاتر در اوردن راه رفتن فیلم روسیش دیوانه کننده است

علی خدری
Guest
Member
علی خدری

جک نیکلسون:تو این فیلم فقط دوتاشون یه خورده خشن بودن بقیهشون آدم های آرومی بودن
باید اسم فیلمو میزاشتن دو مرد خشن و ده مرد آرام

۲ تاشون بیشتر از بقیه خشن بودن ، بقیشون هم اعصاب نداشتن 😆

علی خدری
Guest
Member
علی خدری

خیلی فیلم خفنیه ! آدم محو فیلم میشه واقعا … بعضی فیلما هست که آدم موقع دیدنشون اصلا متوجه گذشت زمان نمیشه این از هموناست !

این فیلم رو هم ببینید محو فیلم میشید 😆

The curious case of benjamin botton

لیلا
Guest
Member
لیلا

پیشنهاد می کنم فیلم green mile
و ,شکلات رو هم ببینید

لیلا
Guest
Member
لیلا

تماشای این فیلم برای قضات از اوجب واجباته
همینطور وکلای عزیز لازمه که این فیلم رو ببینند

لیلا
Guest
Member
لیلا

تماشای این فیلم برای قضات از اوجب واجباته
و همینطور وکلای عزیز لازمه این فیلم رو ببینند

ali agha
Guest
Member
ali agha

واقعا حیفه ادم در طول زندگیش این شاهکارو نبینه . پیام اصلی فیلم شما هم ممکنه اشتباه کنید / زود قضاوت نکنید

mahnaz Ap
Guest
Member
mahnaz Ap

فیلم فوق العاده بود فقط نمی دونم چرا اینقدر دیر دیدمش 🙁

someone
Guest
Member
someone

متعالی:تو یه روز ۷ بار دیدمش.بهترین فیلم تاریخ روزگار

۷ بار ؟ 😮

اکبر نیازی
Guest
Member
اکبر نیازی

فیلم بی نظیری میباشد ببینده خیال میکند که بالاخره اانفر بر او غالب خواهند شد ولی …….. توصیه میکنم فیلم زندگی دیگران رو هم ببینید

s.s
Guest
Member
s.s

فیلم فوق العاده ای بود … اصلا فیلمهای قرن بیست و یکم رو نمیشه با شاهکارهای ۴۰ ۵۰ سال پیش مقایسه کرد… ای کاش پیشرفت تکنولوژی انقدر موجب افت فیلمها نمی شد (البته کلی میگم و البته استثناهایی هم وجود داره)

متعالی
Guest
Member
متعالی

تو یه روز ۷ بار دیدمش.بهترین فیلم تاریخ روزگار

نوید رشیدی
Guest
Member
نوید رشیدی

تنها فیلمی در تاریخ سینما که فقط با دیالوگ ۲ ساعت همه رو میخکوب میکن
هر دفعه خواستم ۵ دقیقه اولش رو ببینم ، به خودم که کام میبینم وسطای فیلمه ،

peyman a
Member
Member
peyman a

یونس:یک فیلم شاهکار با فیلمنامه ای شاهکارتر. این فیلم رو چندین بار با آدمای مختلف دیدم و هر بار در کنار هم لذت بردیم و شادی اونا از دیدن چنین شاهکاری وصف ناپذیره یادمه تو دانشگاه بودم ، که دوستم اومد گفت بیا همین حالا این فیلم رو ببین! گفتم همین الآن ؟؟ بابا حال ندارم و … بعد که فهمیدم سیاه و سفید هست گفتم دیگه عمرأ نمیبینمش ، اینقد اصرار کرد که من همون موقع کلش رو دیدم ، وقتی که فیلم رو دیدم تبدیل شد به بهترین فیلمی که در عمرم دیدم! بعد رفتم خونه یه بار… ادامه »

تاکید
Guest
Member
تاکید

عالی بود

وحید قدیانی
Member
Member
وحید قدیانی

فیلم بسیار پر مفهومی بود این فیلم در کمتر از ۲۱ روز در اتاقی در نیویورک ساخته شد ، داستان تصمیم گیری هیات منصفه برای رای دادن به گناهکاری یا بیگناهی جوانی ۱۸ ساله در ان زمان در امریکا اعدام مرسوم بود پس تصمیمگیری هیات منصفه حایز اهمیت بود ، جالبیه این فیلم این بود که در تمام مدت بیننده خود را یکی از اعضای هیات منصفه فرض میکرد و این امر کاملا محسوس بود ، ترسیم فضای ان زمان و القای احساس فیلم بدلیل کارگردانی قوی و هنر بازیگری بود، در فیلم خبری از جلوه های ویژه نیست ،… ادامه »

یولبارس
Member
Member
یولبارس

یکی از بهترین فیلم هایی بود که تاحالا دیدم. یادمه تو یه روز سه بار نگاهش کرده بودم

peyman*
Guest
Member
peyman*

سلام ، فیلم دوازده مرد خشمگین بهترین فیلمیه که تو عمرم دیدم ، من این فیلم دو بار در یک روز تماشا کردم! به نظر من این فیلم باید در IMDB جزو ۳ فیلم اول میشد ، حتی اگه اول میشد هیچ تعجبی نمیکردم

نیما
Guest
Member
نیما

the shinning بهترین فیلم تاریخ سینماست

شیرین مرادی
Guest
Member
شیرین مرادی

فیلم خوبیه ولی بیشتر جاها متوجه نمیشم به دلیل لهجه غلیض از کجا میتونم متن فارسیشو ببینم ؟؟

ali goli
Member
Member
ali goli

تنها فیلمی که لایق رتبه یک در کل تاریخ سینماست همینه
بدون شک
واقعا

V23
Guest
Member
V23

شاهکار سینمای کلاسیک. اوج هنر فیلمنامه نویسی و بازیگری.
پیشنهاد می کنم بعد از پایان فیلم، نمایشنامه فیلم رو نیز دانلود کنید و بخونید. مطمئنم بیشتر از فیلم لذت خواهید برد. ۸)

Nia Javad Hemmat
Guest
Member
Nia Javad Hemmat

دومين فيلم برتر من بعد از رواني بود.فيلمنامه ش خيلي قوي بود

محمد غلامپور
Guest
Member
محمد غلامپور

فیلم خیلی خوبی بود . گذشته ی از همه ی دیالوگ های عالی و فیلم نامه ی قوی و جذابی داشت در عین این که لوکیشن ثابت بود . و نکته ی حائز اهمیت دیگه ای هم داشت و اون اینه که این فیلم رو میشه زنگ خطر جامعه ی آمریکا حساب . از بیشتر اقشار جامعه حظور داشتند و مخصوصا هنری فوندا(اقلیت دانا و بیدار ) که دقیقا نقش زنگ خطر جامعه رو بازی میکرد و قصد داشت همه رو (یعنی همون اکثریت نادان و در خواب رو )آگاه کنه .

جک نیکلسون
Guest
Member
جک نیکلسون

تو این فیلم فقط دوتاشون یه خورده خشن بودن بقیهشون آدم های آرومی بودن
باید اسم فیلمو میزاشتن دو مرد خشن و ده مرد آرام

سعیده جهانگیری
Guest
Member
سعیده جهانگیری

فیلم راجع به مسیولیت ما درباره نظرمون صحبت میکنه و من این دیالوگ از فیلم رو یادداشت کردم "مهمترین چیز در دموکراسی مسیولیته" و این فوقالعادست.

nader sh
Member
Member
nader sh

😛 بهترین فیلمی که تا به حال دیدم . تو یه هفته ۳ بار دیدمش 😆

نیما هوشمند
Guest
Member
نیما هوشمند

شاهکار سینمای کلاسیک

بازیگری فوق العاده… فیلمنامه شاهکار… دیالوگ های عالی…. میزانسن های هوشمندانه

این فیلم حرف نداره… شاهکار به تمام معناست

اگر فیلم کلاسیک نگاه می کنید حتماً این فیلم را به تماشا بنشینید.

امیرهوشنگ انصاری
Member
Member
امیرهوشنگ انصاری

ebigoli:فیلم خیلی ساده و کم خرجی بود و تونست با همین سادگی تمام قله های موفقیت رو طی کنه

اره.در عین سادگی یک شاهکار بود.

Abe
Member
Member
Abe

فیلم خیلی ساده و کم خرجی بود و تونست با همین سادگی تمام قله های موفقیت رو طی کنه

امین کورلئونه
Guest
Member
امین کورلئونه

یکی از نکات بارز این فیلم اینه که اصلا صحنه نداره وخیلی راحت میشه این فیلم رو برای تمام افراد خانواده به نمایش گذاشت.
(فیلم A Few Good Men هم همینطوره)
و به کسانی که زبان انگلیسی میخوانند توصیه میکنم این فیلم رو ببینند زیرا حس میکنم این بازیگران اساتید فن بیان هستند.
برای من این فیلم رتبه ۳ را دارد.
۱-لئون ۲-پدرخوانده ۳-۱۲مرد خشمگین

ایمان
Guest
Member
ایمان

راستش بهتره نظرم رو تکمیل کنم…نمی تونم وقتی از بهترین فیلم های سینما صحبت میشه، از سگدونی تارانتینو، هفت، محله چینی ها،نابخشوده، لئون، روانی، سرگیجه، بیگانگان در قطار، پیانیست، کازابلانکا، زیبای آمریکایی نام نبرم 🙂

ایمان
Guest
Member
ایمان

اگر قرار باشه لیستی از بهترین فیلم هایی که دیدم تهیه کنم، ۱۲ مرد خشمگین تو رتبه ی ۱ قرار می گیره.پالپ فیکشن و پدرخوانده۱ هم تو رتبه های بعدی!

saeed ako
Member
Member
saeed ako

یک کلاس کارگردانی و بازیگری به تمام معنا

میلاد کاظمی
Guest
Member
میلاد کاظمی

این فیلم به طرز معجزه آسایی زیباست و در مورد مسئول بودن در قبال انتخابی که انجام میدیم صحبت میکنه…فیلم خوب زیاد دیدم و به نظرم اگر کسی واقعا قصدش از فیلم دیدن فقط سپری شدن زمان نباشه این فیلم رو حتما ببینه

میلاد 65
Guest
Member
میلاد 65

من فیلمهای خوبی رو تا حالا دیدم ولی نمیدونم چرا این فیلمو اینقدر دیر دیدم. 😮
واقعا فوق العاده بود
من قبلا از هنری فوتدا فقط فیلم (به من میگن هیچ کس) رو که با ترنس هیل بود دیده بودم.
به نظرم این فیلم تو حالو هوای دهه ۱۹۵۰-۱۹۶۰ ساخته شده(زمانی ک عقاید ژان پل سارتر غالب بوده) مخصوصا که نفر دهم در موردمسولیت (responsiblity )صحبت میکنه و اینکه هر کس در قبال انتخابش مسوله و اینکه کسی در قبال تاثیر شخصیتش تو انتخاباش چقدر میتونه اشتباه کنه و یا بی تفاوت باشه

فیلم بین
Guest
Member
فیلم بین

اوج قدرت هنر فوندا در بازیگریه