You Should Have Left (به نفعت بود که می‌رفتی)

کارگردان: David Koepp (دیوید کوپ)
نویسنده: David Koepp (دیوید کوپ),
5.3
46
0.40

خلاصه داستان:

یک فیلمنامه‌نویس برای نوشتن فیلمنامه ادامه یک فیلم موفق به همراه خانواده‌اش به یک خانه دور افتاده می‌رود. اما این خانه دارای گذشته تاریک است و قوانین فیزیک گاهی در آنجا صادق نیست.


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

San Francisco Chronicle  ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

فیلم در لحن میانه‌رو است. « به نفعت بود که می‌رفتی » برای آن دسته از مخاطبان متفکر است.

اون گلیبرمن – Variety ( امتیاز ۷ از ۱۰ )

فیلم باعث بر هم خوردن خواب‌های شبانه‌ی شما نخواهد شد اما چنگالش به شما گیر خواهد کرد.

مایکل اوردونا – Los Angeles Times  ( امتیاز ۵ از ۱۰ )

متاسفانه عناصر هیجانی اثر در سایه‌ی بازتاب آثار دیگر رنگ می‌بازند.

برایان تالریکو – RogerEbert.com ( امتیاز ۳.۸ از ۱۰ )

همه چیز در این فیلم به نظر بدون عرضه و جرئت خاصی ساخته شده است، فیلم اتمسفر و ترس واقعی را در خود ندارد.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 5 از 10

« دیوید کیاپ » به عنوان کسی که ذاتا نویسنده است (حداقل قبل از اینکه شروع به کارگردانی بکند)، او باید بداند که یک پایان خوب به اندازه‌ی یک شروع خوب اهمیت دارد، اگر که این اهمیت بیشتر نباشد. « به نفعت بود که می‌رفتی » ( You Should Have Left ) فیلمی در سبک یک خانه‌ی روح‌زده است که در عین حال ادای احترامی هم به « درخشش » ( The Shining ) استنلی کوبریک محسوب می‌شود. که البته فیلم مورد دوم را دارد اما اصلا نزدیک به مورد اول هم نمی‌شود. لحظات پایانی فیلم نه تنها ضد اوج‌گیری اثر اند بلکه در ذات خود هم بسیار ناراضی‌کننده اند. فیلم عملکرد رضایت‌بخشی در زمینه‌ی موارد کلاسیک فیلم‌های ترسناک دارد؛ مثل چیزهایی که در شب‌هنگام به ناگه ترسناک می‌شوند و یا سایه‌هایی که به شکلی که باید حرکت نمی‌کنند، تصاویر در آینه‌ها و موارد این مدلی. اما روایت پایه‌ای اثر وقتی که « آماندا سیفرید » وارد می‌شود، از هم می‌پاشد.

« کوین بیکون » در نقش « تئو »، مرد ثروتمندی است که رازی در گذشته دارد. او با « سوزانا » ( سیفرید ) که بازیگری بسیار جوان‌تر است، عروسی کرده. شاید به خاطر تفاوت سنی آن‌ها و شاید هم به خاطر حضور « سوزانا » در فیلم‌هایی با شرایط خاص ( پس از برقراری رابطه‌ی جن*ی با « تئو »، از وی تشکر می‌کند که مجبور نیست ادا در بیاورد)، « تئو » با این هیولای چشم‌سبز مشکل دارد. او تمامی رمزهای عبور همسرش را می‌داند و گوشی، تبلت و لپ‌تاپ همسرش را ( به صورت مخفیانه ) چک می‌کند و به دنبال نشانه‌هایی از خیانت می‌گردد. سومین بازیگر در این درام، « اِلا » ( ایوری اسک)، دختر این زوج است.

وقتی که آخرین پروژه‌ی « سوزانا » برای ادامه‌ی تولید به آن سوی اقیانوس منتقل می‌شود، « تئو » پیشنهاد می‌کند تا آن‌ها از این زمان جدایی برای گذارندن زمان برای خانواده استفاده کنند. به همین خاطر، « تئو » پیشنهاد می‌کند که آن‌ها یک خانه‌ی بیش از اندازه‌ی نیاز بزرگ را در منطقه‌ی روستایی ولز اجاره کنند. اما یک سری ناهنجاری‌های موقتی و فضایی درباره‌ی این مکان وجود دارند. در اولین شبی که آن‌جا می‌مانند، تئو به داخل راهروهای هزارتو مانندی می‌رود و چراغ‌ها را هم خاموش می‌کند و پنج ساعتی طول می‌کشد تا بتواند دوباره به تخت خواب برگردد.

خیلی زود و پس از آن، تئو گوشی دوم و مخفی سوزانا را کشف می‌کند و مدرکی دال بر اینکه حسادت او اشتباه نبوده پیدا می‌کند. شوهر و زن با یکدیگر دعوا می‌کنند و سوزانا ماشین را برمی‌دارد تا شب را در جایی دیگر سپری کند و دختر و همسر را در خانه‌ی روح‌زده تنها می‌گذارد. همه چیز خیلی سریع بسیار بد و عجیب می‌شود و وقتی که این دو نفر تلاش می‌کنند تا خانه را ترک کنند، متوجه می‌شوند که انگار به آن‌ها اجازه‌ی ترک کردن نمی‌دهد. تمامی راه‌هایی که به نظر به روستای اطراف راه داشتن ( که مایل‌ها دورتر است) باز آن‌ها را به در خانه‌ی اجاره‌ای و موجود اسرازآمیزی که در داخل در حال قدم زدن است برمی‌گردانند.

« به نفعت بود که می‌رفتی » یک فیلم خاص استودیو Blumhouse است و طبق معمول آثار این سبکی، تمرکز بر روی Jump-scare ها و شوکه‌کردن بینندگان است تا بخواهد بر روی منطق و یکپارچگی روایت باشد. اگر کسی بخواد با این استودیو بحث کند که داستان هیچ منطقی ندارد، احتمالا جواب آن‌ها این باشد که بحث اینجا اصلا چیز دیگری است. « به نفعت بود که می‌رفتی » احساس کلی بودن دارد و چیز خاصی هم ندارد که بخواهد برچسب قیمت ۲۰ دلاریش را توجیه کند.

مترجم: امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of