Vice (معاون)

۲۰۱۸ | درام, بیوگرافی, کمدی | ۱۳۲ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :Adam McKay

نویسنده :Adam McKay

بازیگران :Christian BaleAmy AdamsSteve Carell

خلاصه داستان :داستان دیک چنی، سیاست‌مدار آمریکایی که به‌عنوان معاون رئیس جمهور در دوره‌ جرج دابلیو بوش به قدرتی کم‌نظیر دست پیدا کرد و به کمک آن، دنیا را به چیزی تبدیل کرد که همین امروز هم اثرات آن مشهود است.

 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

تاد مک کارتی – هالیوود ریپورتر (نمره ۱۰ از ۱۰)

با زیرکی، غافلگیری و بی‌باکی مهارناپذیر یک شوخی گرم و دلپذیر به وجود آمده که نه شور می‌شود و نه بی‌نمک.

 

برایان ترویت – یو اس ای تودی (نمره ۸.۸ از ۱۰)

به طور عالی ساخته شده… این یک ملغمه کوچک عجیب است که کاملا جواب می‌دهد: یک هجونامه شرورانه شیکسپیری در مورد طرز فکرهای قدرت‌ طلب، فساد مخفیانه، جاه طلبی آمریکایی و وضعیت فعلی اختلاف عقاید در کشورمان، ولی در همین حال یک فیلم بیوگرافی نیمه داستانی طوفانی در مورد یک رهبر سیاسی که ما او را هیچوقت خیلی خوب نشناخته بودیم.

 

پیتر بردشاو – گاردین (نمره ۸ از ۱۰)

بیل به‌ شکلی حیرت آور آن شکوه خوشایند معاون رئیس جمهور سابق را به تصویر کشیده است.

 

اندرو لوری – امپایر (نمره ۸ از ۱۰)

یک نقش‌ آفرینی، آن قدری ماهرانه که نه آن‌ قدری همه‌چیز را سخت می‌گیرد که به دل مخاطب ننشیند و نه این که جزئیات را فدای جذب مخاطب عام می‌کند، این یک فیلم هوشمندانه از طرف کارگردانی است که با هر فیلم بهتر و بهتر می‌شود، و یک نقش‌ آفرینی از سوی بیل که نزدیک به بهترین کار کارنامه اوست، که خودش حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

 

ویلیام بیابیانی – آی جی ان (نمره ۷.۹ از ۱۰)

«معاون» یک گزارش سیاسی بامزه و شرارت آمیز است، که جزئیات را به شکلی هیجان‌ انگیز و واضح در مورد مردی که فیلمساز اثر یعنی «آدام مک‌ کی» او را به عنوان یکی از موذی‌ترین و  خطرناک‌ترین شخصیت‌های سیاسی پنجاه سال اخیر می‌داند، به نمایش می‌گذارد. ولی اون موذی‌گری «معاون» را یک‌جانبه می‌کند، حتی از جهت منفی.

 

اریک کان – ایندی وایر (نمره ۶.۷ از ۱۰)

با در بر داشتن یک تغییر جهت درخشان از «کریسشن بیل»، فیلم یک نگاه کلی هوشمندانه و پرجزئیات از ترفند زیرکانه چنی برای گول زدن بزرگ‌ترین مقام کشور ارائه می‌دهد، ولی قاطعیت خود را با زمختی و اغلب شوخی‌های مسخره که در ذات منفی چنی غلو و بزرگ‌نمایی می‌کند از دست می‌دهد. شوخی‌های بی‌مزه درست وقتی که آدم‌های بد قصد دارند تا در یک جای مشخص قایم شوند، سر بیرون می‌آورند.

 

اوون گلیبرمن – ورایتی (نمره ۶ از ۱۰)

فیلم، اگرچه تظاهر می‌کند به نشان دادن این که قدرت چگونه عمل می‌کند، نهایتا از این موضوع دور می‌ماند، و انگشتان‌اش را در چشم قدرت فرو می‌کند.

 

چاک بوون – اسلنت مگزین (نمره ۵ از ۱۰)

«معاون» به همان اندازه‌ای پر سر و صدا است که آن دورنمای رسانه‌ای که کارگردان و نویسنده‌اش «آدام مک کی» آن را خوار و خفیف می‌داند، سر و صدا می‌کند.

 

مایکل اسنایدل – فیلم استیج (نمره ۲.۵ از ۱۰)

تاریخ ثابت کرده که طرز فکر این مدرمان یکی از دلایل مشکلات مدرن است، ولی «معاون» آن قدری سرگرم تلو تلو خوردن در گذشته است که هیچ ایده‌ای ندارد که چه چیز جدیدی باید بگوید.

 

د راپ (نمره: ۲ از ۱۰)

کجای این خنده‌دار است، به جز این که طرز بازی «بیل» به‌گونه ای است که انگار او در یک فیلم درام جدی حضور دارد که او را مجبور به این کرده که وزن اضافه کند تا از پس نقش‌آفرینی نصفه و نیمه‌اش بربیاید؟ این نه خنده‌دار است نه متفکرانه.

صرفا به این خاطر که زندگی یک نفر وقتی که از طریق لنزهای دوربین یک شبکه‌ی خبری شبانگاهی به آن نگاه می‌شود جذاب است، به این معنی نیست که آن ارزش یک فیلم بلند سینمایی را هم دارد. یا، وقتی بحث در مورد معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا یعنی «دیک چنی» (Dick Cheney) است، شاید بی‌میلی سازندگان برای کنار زدن آن هیاهوی ایجاد شده توسط رسانه‌ها و پیدا کردن انسانیت زیر این کاریکاتور ریشه همه مشکلات است. هر چه که هست، «معاون» (Vice) مثل یک مستند رنگ‌پریده است که هیچوقت به آن چیزی که مدنظرش دارد نمی‌رسد. این فیلم اتفاقات و اطلاعاتی را دوباره تکرار می‌کند که مدت‌هاست در اذهان عمومی ثبت شده و، علی‌رغم لیست غنی بازیگرانی که در اختیار کارگردان فیلم «آدام مک‌کی» (Adam McKay) قرار گرفته، هیچ‌ کدام از شخصیت‌ّها پر و بال کافی را نمی‌گیرند. آن‌ها درون حباب‌هایی گیر کرده‌اند جایی که ما انتظار داریم آن‌ها باشند. هیچ چیز غافلگیرکننده یا خصوصا جذابی در مورد «معاون» وجود ندارد. فیلم به شدت شبیه به «رقیب پیشتاز» (The Front Runner) است از این نظر که هر کسی با یک مقدار دانش سیاسی فرصت را مهیا می‌بیند.

از ابتدا، «مک‌کی» به‌نظر از ماموریت خود نامطمئن بوده است: این یک نگاه عمیق به این است که چطور چنی (با بازی «کریسشن بیل») حقایق در مورد یازده سپتامبر را تحریف کرد تا یک داستان منطقی بسازد که منجر به حمله به عراق شود؟ این که یک بیوگرافی جامع‌تر از زندگی این مرد ساخته شود، که شامل دهه‌ها خدمت کشوری او با یک مضایقه‌ موفقیت‌آمیز در آن بخش شخصی می‌شود؟ یا این که این است هجوی باشد بر سیاست‌های دهه اول هزاره‌ سوم و مسخره کردن «جرج دابلیو. بوش» (با بازی «سم راکول»)؟ اگر از بین این سه تا هدف آخری بود، ما قبلا با «دابلیو» (W) از «اولیور استون» همه‌اش را تجربه کرده‌ایم، اگرچه «معاون» حداقل در زمینه معرفی مظنونین همیشگی، کمی عادلانه‌تر برخورد می‌کند.

یک سوم اول «معاون» دوره اول کاری «چنی» را پوشش می‌دهد، که شامل ملاقات بود با «دانلد رامسفلد» (با بازی «استیو کرل») و دوران کاری او نزد رئیس جمهور فورد (با بازی «بیل کمپ») می‌شود. در مواقعی، همسر او «لین» (با بازی «ایمی آدامز») که شبیه به «بانو مکبث» است بیشتر از خود «چنی» پرجوش و خروش نشان می‌دهد، کسی که به خوشی از صحنه سیاست دور می‌شود وقتی که «بیل کلینتون» جایگاه او را در واشنگتن تسخیر می‌کند. بعد از یک پایان دروغین هوشمندانه (که با صفحه تیتراژ همراه می‌شود)، «معاون» به سراغ سال‌های بوش می‌رود، و با تلاش‌های جرج دابلیو بوش برای جلب نظر چنی باسابقه به کار با او ما را آشنا می‌کند (و دقیقا از همان پیشنهاد وجود احتمال تبدیل شدن به معاون رئیس جمهوری سخن گفته می‌شود) و اینکه چطور چنی توانست وقایع پس از یازده سپتامبر را به گونه‌ای تحریف کند که منجر به تسخیر عراق شود.

اگرچه فیلم سهم خودش از لحظات «مک‌کی» گونه را هنوز هم دارد‌ (همان تیتراژی که وسط فیلم پخش می‌شود به همراه آن اتفاقات عجیب و غریب «فانتزی» در دیالوگ‌ها که در آن توانایی چنی برای قانع کردن هر کسی به انجام هر کاری جلوی رئیس جمهور فورد کاملا به نمایش در می‌آید)، این فیلم از دیگر هجونامه‌های سیاسی و درام قبلی کارگردان سرراست‌تر است، که «رکود بزرگ» (The Big Short) هم شامل آن‌ها می‌شود. «معاون» به اندازه آن متفکرانه، برنده یا اصیل نیست. به عنوان فیلمی برای افشا سازی دلایل «واقعی» حمله به عراق، «معاون» به شدت روی منابع عمومی تکیه کرده و، در نتیجه، جمع بندی‌های فیلم شفاف نیست. فیلم همچنین به شدت آن شکافی که بین بوش و چنی در دوره دوم ریاست جمهوری او به وجود می‌آید را نادیده می‌گیرد، شکافی که باعث شد تا چنی کاهش شدیدی در قدرتش احساس کند.

سه نفر از چهار نقش اصلی فیلم یک بازآفرینی دوباره باورپذیری از شخصیت‌های واقعی‌شان هستند: «ایمی آدامز» در نقش «لین چنی»، «سم راکول» (Sam Rockwell) در نقش «جرج دابلیو. بوش»، و (البته) «کریسشن بیل» در نقش شخصیت اصلی. به طرزی عجیب، «استیو کرل» (Steve Carell) در نقش‌ «دانلد رامزفیلد» برای بسیاری از ما یادآور آن شخصیت از دوران ریاست جمهوری بوش نیست، غیر ممکن هم است که بگوییم این در اصل به‌خاطر نگاه هنری بازیگر و کارگردان اثر بوده یا این که کلا یک شکست محسوب می‌شود. (کرل قبلا شایستگی زیادی برای بازی در نقش شخصیت‌های واقعی نشان داده است – به یاد بیاورید کارهایش در «فاکس‌کچر» (Foxcatcher) و «نبرد جنسیت‌ها» (Battle of the Sexes) را به عنوان چند نمونه.) بیل، که به خاطر علاقه به تغییر خصوصیات فیزیکی‌اش برای «تبدیل شدن» به شخصیت معروف است، نسخه‌ای از چنی را ساخته که بیشتر از آن که به‌نظر بیاید یک بازیگر در حال ایفای نقش است، انگار چه از لحاظ صدا و چه از نظر شکل و قیافه با معاون سابق رئیس جمهور آمریکا طرف هستیم. به مانند تمامی نقش‌آفرینی‌های از این دست، این سوال به ذهن می‌آید که این بیشتر یک «تفلید» است یا یک «بازآفرینی»، ولی هیچ شکی وجود ندارد که بهترین بخش از «معاون» بیل است.

«معاون» و « رقیب پیشتاز» به‌مانند یک دوقلو هستند – خلق دوباره‌ی یک نمایش سیاسی معاصر که نیازی به نبش قبر هم ندارد. مستندهای تحقیق شده همین حالا هم به خوبی تقریبا تمام زوایای دوران بوش / چنی را بررسی کرده‌اند و «معاون» چیزی را ارائه نمی‌دهد که جدید یا جذاب باشد. به‌نظر می‌رسد که فیلم برای یک اقلیت لیبرال نگران ساخته شده که به‌شدت درگیر جستجو کردن گناهان جمهوری‌خواهان در گذشته است ولی ممکن است بقیه به این فکر بیفتند که آیا عامه مردم برای دیدن چنین فیلمی راهی سینما خواهند شد یا خیر. با «رکود بزرگ»، مک کی از کمدی، زبردستی، و داستان‌گویی هوشمندانه استفاده کرده بود تا به سایه‌های بحران اقتصادی ۲۰۰۷ – ۲۰۰۸ نوری بتاباند. با «معاون»، نور او زیاد درخشنده نیست و تاریکی‌ها هم آن‌قدر تیره نیستند. در فصل جوایز ۲۰۱۸، «معاون» یک جورایی شکست خواهد خورد.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of