True Grit (شهامت واقعی)


خلاصه داستان:

مردی به همراه دختری همراه شده تا قاتل پدر دخترک را به سزای اعمالش برساند


نقد و بررسی فیلم به قلم Roger Ebert (راجر ایبِت)

نشریه شیکاگو سان‌تایمز

نمره 88 از 10

نقد و بررسی کامل فیلم

در فیلم “شهامت حقیقی” اثر برادران کوئن، “جف بریجز” نقشی مانند “جان وین” را بازی نمی کند بلکه او نقش همان جف بریجز را بازی می کند.  بهتر بگویم، بیشتر دیالوگ های اورجینال کاراکتر رمان طولانی و بلند “چارلز پورتس” عینا در این فیلم بکار برده می شود. بریجز به جز چند مورد جزئی مقام و منزلت شخصیت فیلم قبلی، دوک، را ندارد. ولی من اعتقاد دارم چیزی که او در این فیلم دارد، چیزی کم از دوک ندارد. موقع تماشای کاراکتر اصل در فیلم قبلی(شهامت حقیقی سال 1969)  شما می دانستید که کسی که مشغول تماشای آن هستید همان جان وین خودتان است اما در این فیلم وقتی شما “روستر کاگبرن” را می بینید اصلا فکر نمی کنید که او همان “جف بریجز” است.

جان وین همیشه می خواست را بر روی سنگ قبرش بنویسند : زشت، قوی و با وقار. وقتی که من جان ویت را در دهه 60 و 70 ملاقات کردم علی رقم اینکه هنرمندی خوش سیما و جذاب بود ولی غرور اش هیچ گاه بالاتر از حدی منتقی و معمول نبود. شاید روستر تنها هفتیر کشی معمولی با چشمانی در هم تنیده باشد، ولی جان وین این نقش را با گذاشتن کلاه گیسی بر سر و بستن سینه بندی برای هر چه با وقار تر و زیبا تر نشان دادن این شخصیت بازی کرد. بر عکس جان وین، در این فیلم جف بریجز کاراکتر روستر را مانند یک بی خانمان آویزون نشان داده است. واقعا برای من جای تعجب دارد که چطور متی روس، دختر جوان فیلم (با بازی هیلی استینفلد) می تواند بوی بدن همچین انسانی را تحمل کند!

بدون شک شخصیت بریجز در این فیلم به یک مرد قانون در دوران غرب وحشی بسیار نزدیک تر است تا شخصیت جان وین در آن فیلم. چطور مردی که تمام اوقاتش را یا در سالن ها و قمارخانه ها و یا در پشت اسب ها می گذراند می تواند شخصیت و ظاهری مطبوع و زیبا داشته باشد؟!  آیا واقعا تمام کابوی ها در آن دوران هر جا که میرفتند لباس هایشان را مانند جان وین عوض می کردند؟! اگر چه روستر مرد قانون بود و برای خود دفتر و اتاقی داشت ولی در بیشتر طول فیلم او در تلاش و جستجو برای پیدا کردن قاتلین پدر “متی روس” می باشد.

همان طور که در رمان گفته شده، متی دختری پر دل و جرات و با نگاهی نافذ می باشد. او مارشال روستر کاگبرن را استخدام می کند تا “تام چنی”(با بازی جاش برولین) خبیث را تعقیب و بکشد. همان طور که جف بریجز جا پای جان وین می گذارد، باید بگویم “هیلی استینفلد” هم جا پای دختر فیلم قبلی یعنی “کیم داربی” می گذارد. باید بگویم “هیلی استینفلد” در این فیلم بسیار بهتر از “کیم داربی” در نقش کاراکتر مونث فیلم جا می افتد و بازی می کند. استینفلد اکنون 13 سال دارد که نزدیک به سن دختر اصلی فیلم در رمان است ولی کیم داربی در آن زمان که فیلم را بازی کرد 20 سال سن داشت. داستان فیلم “شهامت حقیقی” درباره اراده آهنین دختری است که در سرزمین خون در برابر خون آن روز های امریکا بزرگ شده و ارزش های خود را از پیرمردی که هر لحظه می تواند برود و با گلوله ای خود را به کشتن بدهد وام گرفته است.

اکنون چیزی که مرا متحیر می سازد این است که به شیوه ای در حال توصیف داستان و فیلم هستم انگار که این فیلم تنها یه فیلم نسبتا خوب و ساده است و نه فیلمی  از برادران کوئن. آنهم اولین تجربه برادران کوئن در ژانر وسترن. باید بگویم “شهامت حقیقی” جزو کارهای خوب برادران کوئن جای می گیرد. زبدگی و مهارت این دو فیلمساز حیرت انگیز است. انتخاب بازیگران همیشه توسط آنها به خوبی و به شکلی دقیق انجام گرفته است. فیلم برداری راجر دیکنس ما را یاد شکوه و درخششی می اندازد که در گذشته وجود داشت، و الان هم می تواند باشد و آن چیزی نیست جز “وسترن”.

ولی این فیلم احساس و بوی فیلم های گذشته کوئن ها را کمتر دارد. این فیلم مانند فیلم های قبلی کوئن ها، نا آشنا، کنایه آمیز، غریب و فلسفی نیست. این دو فیلمساز بزرگ که پایه گذار تعدادی از بهترین فیلم های اورجینال زمان ما بوده اند، به نقطه ای رسیده اند که تصمیم می گیرند فیلمی یادآور روزگاه خوب گذشته و با بازی هایی رک و بی پرده ولی اینبار برای لذت خود بسازند. بنابراین اجازه بدهید این فیلم را برای چیزی که هست تحسین کنم: وسترنی باشکوه. کوئن ها قبلا مهارت خود را در نگارش فیلمنامه هایی با موضوعان مختلفف حتی موضوعاتی نا آشناتر به رخ کشیده بودند. آنها اینبار هم همین کار را با فیلمی وسترن تکرار می کنند.

اولین بار که من جف را دیدم در سالن سینمایی بود در سال 1971 که به همراه تعدادی از دوستانش برای تماشای فیلم رودخانه قرمز (با بازی جان وین) رفته بود. جف بریجز جوان آن روزها با صورتی صاف و بدون مو اکنون به جایی رسیده که جای در جای پای “جان وین” می گذارد و نقش روستر را به شکلی بازی می کند که اگرچه مثل “وین” تر و تمیز نیست، ولی آنقدر دلپدیر است که “جان وین”  به گرد پای او هم نمی رسد.

با تمام نکاتی که گفته شد، باید بگویم ستاره اصلی فیلم خانم “هایلی استینفلد” است که به نظر مناسب هم می آید. این داستان اوست. او این داستان را روایت میکند و به جلو پیش می برد. این اولین نقش و بازی قابل ملاحظه این خانم جوان می باشد که باید بگویم واقعا به هدف هم زده است. او از اینکه “متی” را شخصیتی درخور ستایش نشان دهد با هوشیاری پرهیز می کند. متی در جامعه ای درخور ستایش زندگی نمی کند. وقتی که نسخه قدیمی و اورجینال “شهامت حقیقی” را دیدم باید بگویم “کیم داربی” که در آن فیلم نقش متی را بازی می کرد مرا شیفته خود کرد. یعنی با خود فکر میکردم چه میشد اگر “کیم”، بازیگر فیلم، دوست دختر من بود؟! ولی من فکر نمی کنم کسی “هایلی استینفلد” و شخصیت اش را در این فیلم ببیند شیفته او شود. حداقا کسی با دیدن این فیلم عاشق اش نمی شود. شاید در فیلمی دیگر! شیوه ای که او این نقش را به همراهی کوئن ها بازی کرده بیشتر مانند کسی است که شما میخواهید داشته باشید تا از شما محافظت کند و هوایتان را داشته باشد نه کسی دیگر.

“مت دیمون” ، “جاش برولین” و “بری پپر”  هر کدام  به خوی در نقش های فرعی این فیلم ظاهر می شوند. “دیمون” در نقش لابوفف، تفنگداری تگزاسی ظاهر شده که در مقطعی از فیلم دوستان ما را برای تعقیب تام چنی همراهی می کند. بازیگر این نقش در فیلم اورجینال گلن کمپل بود که برای نقش اش مناسب هم بود. لابوفی که دیمون آن را بازی کردی کمی تلخ تر به نظر می رسد. او تابع هیچ کسی نیست. او و کاگبورن روابطی طولانی از گذشته با هم داشته اند که ما کشف نمیکنیم چه روابطی ولی به طور خلاصه، لابوف مردی وظیفه شناس و وفادار است.

“برولین” در نقش تام چنی ظاهر می شود. تام یک بدذات و خبیث به تمام معناست. او مانند ماری سمی است که اگر فرصت پیدا کند به مت نوجوان هم شلیک می کند. در فیلم های وسترن این امکان وجود دارد تا پرداخت کمتری بر روی جزئیات شخصیت های منفی در مقایسه با فیلم های مدرن انجام شود. “بری پپر” در نقش لاکی ند پپر بازی می کند. رهبر گروه گنگستری ای که سرنوشت “چنی” به آن گره می خورد.

در فیلم سال 1969 به کارگردانی سرباز کهنه کار هالیوود، “هنری هاتوی”، مناظری عظیم و باشکوه از طبیعت امریکا مشاهده می کنیم. جمنزار ها و چندین صحنه دیگر از کوه های سن خوان ایالت کلورادو به نمایش در آمده بود. در فیلم اخیر، تمامی صحنه های فیلم کوئن ها در ایالت تگزاس فیلمبرداری شده است. اگر چه در این فیلم هم چند منظره زیبا وجود دارد ولی غالب صحنه های آن از مناظر سخت و خشن طبیعت است.
من فکر می کنم جف بریجز و استینفلد برای نامزد شدن به عنوان بهترین بازیگر های سال اسکار از شانس بالایی برخوردار هستند. استینفلد تقریبا در تمام صحنه های فیلم خوب ظاهر می شود. اما صحنه ای را که بینندگان فیلم بیشتر دوست دارند قسمتی است که استینفلد برای پولی که اعتقاد دارد برای اوست مشغول چانه زنی با خریدار اسب است. در اینجا نکته کلیدی دیالوگ های نوشته شده توسط کوئن ها می باشد که هیچ وقت بیش از اندازه کش پیدا نمی کنند و همیشه جوری هستند که احساس یک مکالمه طبیعی را به بیننده منتقل می کند.

از اینکه کوئن ها این فیلم را ساخته اند تعجب می کنم. شهامت حقیقی به جز عنصر کیفیت ساخت بالا، هیچ شباهتی به فیلم های دیگر برادران کوئن ندارد. در اینجا به جای آنکه بگویم “امیدوارم برادران کوئن برگردند سراغ سبک مخصوص خودشان” مایلم که حدس بزنم کدام ژانر دیگری از سینماست که اینبار کوئن ها قصد ساخت آن را دارند. نظرتان در باره موزیکال چیست؟!

مترجم : مهدی افشارها

کاری از گروه نقد فارسی

هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع : سایت نقد فارسی مخالف قانون بوده و مدیریت سایت هیچ گونه رضایتی در این مورد ندارد و شرعا حرام میباشد.

 


13
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
13 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
12 Comment authors
Abe.rezaمهدی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member
hootan yavari

به نظر من جان وین با نقش های ابرقهرمانی که در فیلم های قبلی خود ایفا نموده بود برای تماشاگران در این نقش قابل پذیرش تر بود .جف کوری هم آنقدر هیبت آدمی با آن مشخصات را نداشت و این از هیجان فیل را کاهش میداد.در کل جایزه اسکار علاوه بر نقش اول بازیگر مرد باید به خود فیلم نیز تعلق می‌گرفت زیرا داستان فیلم در ژانر فیلم های وسترن واقعاً جدید بود .

Member
Member

فیلم خیلی جداب و تماشایی که دیدنشو به دیگران توصیه میکنم. 😉

Abe
Member
Member
Abe

به نظر من فیلم ضعیفی از برادران کوئن بود.
برادران کوئن تو این فیلم کمتر از عناصر فیلمسازی شون استفاده کردند. فیلم در ژانر وسترن خوب بود ولی من خودم از این ژانر خوشم نمیاد. بازی بازیگران هم متوسط بود. هرچند من یکی از طرفدارای دو آتیشه شون هستم اما از این فیلم راضی نبودم.

.reza
Guest
Member
.reza

az baradaran coen bishtar naghd bezarid lotfan

mamnon baraye in naghd

مهدی
Guest
Member
مهدی

اقای ایبرت خیلی کج سلیقه هست.این از دوتا فیلم قبلی برادران کوئن خیلی بهتر بود.

sia nem
Member
Member
sia nem

ده نه دیگه تارانتینو سبکش ماله خودشه هیچ کس حتی اگر بکشه خودش رو نمی تونه تقلید کنه
خوب برادران کوئن توی این داستان ها نبودن ولی کارگردان های خوبین فعلا تو سبک های دیگه

reza
Guest
Member
reza

این فیلم بهم نچسبید چون قرار بود یه فیلم کوئنی ببینم به همین خاطر توی کل فیلم دنبال یه اتفاق کوئنی بودم که روند فیلم رو عوض کنه ولی این دو برادر در واقع نسخه۱۹۶۹ را نقد کردند

sia nem
Member
Member
sia nem

فیلم خوبی بود شخصیت دختره جالب بود اما یه خورده اقرار شده بود البته اما بازی ها خوب بود …..بله دیگه از این کارگردان ها بیشتر انتظار میره اما این کار برای اونها کاملا جدیدی بود

milad ria
Member
Member
milad ria

نام برادران کوئن در عنوان هر فیلمی کافیه تا منتقدان و تماشاچیان چشم بسته به دیدن کار اونها برند.برادران کوئن و برادران مارکس به نظر من برادران ماندگار تاریخ سینما هستند.این فیلم هم ادای دین اونها به سینمای وسترنه که هنوز پس از سالها هنوز گرد کهنگی نگرفته و طرفداران بسیاری داره.

javad
Guest
Member
javad

😮 منتظر نقدهای بعدی شما هستیم

فرید
Guest
Member
فرید

هم خود سایت و هم مطالب در مورد این فیلم عالیه در مورد برادران کوِِئن بیشتر بنویسید ممنون

مهران
Guest
Member
مهران

سعی کنید که تمام فیلم های روی صحنه را نفد کنید تا امثال من که برای دانلود فیلم به این نقد ها توجه زیادی دارند هم بی نصیب نمونند . کارتون خیلی خوبه .

شیما
Guest
Member
شیما

واقعا عالی بود. اصلا انتظار همچین نقد کاملی رو اینقدر سریع از این فیلم نداشتم. اومیدوارم بتونید کارتون را ادامه بدید