The Way Back (راه بازگشت)


خلاصه داستان:

داستان درباره‌ی مردی درگیر مشروبات الکی است که راه نجات خود را در هدایت یک تیم بسکتبال می‌یابد.


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

The A.V Club ( امتیاز ۸.۳ از ۱۰ )

از بین فرامتنی که می‌دانیم چیست و همچنین تعهد بسیار عمیق افلک، این عملکرد مرکزی بسیار قوی اثر است که باعث شکوفایی پتانسیل بالای آن شده است.

The Film Stage ( امتیاز ۸.۳ از ۱۰ )

« راه بازگشت » مفاهیم و مضامین زیادی را به اشتراک می‌گذارد، ولی بزرگ‌ترین دارایی آن صداقتش است.

ویتنی سیبولد – IGN ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

« راه بازگشت » یک فیلم درام ورزشی غم‌انگیز است که علاقه‌ی زیادی به کشف شخصیت قهرمانش دارد تا نشان دادن بازی‌های بزرگ و پراهمیت.

تاد مک‌کارتی – The Hollywood Reporter ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

« افلک » این حس را به ما می‌دهد که کاملا با حس درد و نفرت از خودی که زندگی « جک » را نابود کرده آشنایی دارد.

دیوید الریچ – Entertainment Weekly ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

« افلک » با بازی بسیار قدرتمند و غیرمتظاهرانه‌ی خود این فیلم را در جای خود مستحکم نگه می‌دارد.

تیم گریرسون – Screen Daily ( امتیاز ۷ از ۱۰ )

در بازی‌های ورزشی مواقعی وجود دارد که تیم‌ها یک حرکت یکسان را بارها و بارها تکرار می‌کنند، صرفا به این خاطر که این حرکات جواب می‌دهد. این مسئله در فیلم « راه بازگشت » هم اتفاق می‌افتد. ما این توانایی سطح بالا را ستایش می‌کنیم حال تا هر اندازه هم که آن را از بر باشیم.

اون گلیبرمن – Variety ( امتیاز ۵ از ۱۰ )

بلاشک دوست دارم که « بن افلک » را در فیلمی درباره‌ی یک معتاد ببینم که هیچ چیزی برای توصیف اعتیادش جز روح زخمی، ناامید و ناقص خود ندارد.

بنجامین لی – The Guardian ( امتیاز ۴ از ۱۰ )

فیلم کاملا در مسیری که باید حرکت می‌کند اما احساس و شوقی که باید باعث اثرگذاری آن‌ها بشود را ندارد.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 7.5 از 10

فیلم « راه بازگشت » (The Way Back) یک فیلم ورزشی را با داستانی درباره‌ی یک فرد الکلی که در کشمکش رهایی از اعتیادش قرار دارد ترکیب کرده است.

فیلم « راه بازگشت » (The Way Back) یک فیلم ورزشی را با داستانی درباره‌ی یک فرد الکلی که در کشمکش رهایی از اعتیادش قرار دارد ترکیب کرده است. فیلم تا حدی شبیه به نسخه‌‌ای ترکیب شده از « هوسیرها » ( Hoosiers ) و « منچستر کنار دریا » ( Manchester by the Sea ) است. اگرچه کارگردان این فیلم یعنی آقای « گوین اوکانر » ( Gavin O’Connor ) و نویسنده‌ش، « برد اینگلسبی » ( Brad Ingelsby )، درک و کنترل خوبی بر روی مکانیزم‌های اعتیاد به این ماده و نحوه‌ی بازیابی کردن از آن دارند، روش‌های سنتی فیلم‌های بسکتبالی به روشی غیرموفقیت‌آمیز در آن به کار گرفته شده اند. بین دو جنبه‌ی مختلف این فیلم نبردی بی‌پایان وجود دارد که در بخش پایانیش بسیار واضح‌تر هم می‌شود. علی‌رغم مشکلات روایی، تاثیرگذاری پایانی اثر علی‌الخصوص با بازی بسیار قدرتمند « بن افلک » چیزی است که توانسته نیروی محرک این اثر باشد.

« بن افلک » قبول کرده تا نقش فرد میانسالی را بازی کند که سابقا و در دبیرستان بازیکن بسیار خوبی بود و بعد از آن هم تبدیل به مربی شد، و سپس از مسیر زندگیش خارج شده و حالا هم در حال بازگشت به دوره‌ی بازیابی است. او در زمان مناسبی برای فیلم‌برداری این اثر حاضر شد چرا که تجاربش در زندگی واقعی کمک زیادی به هرچه بهتر ایفا کردن این نقش کردند. گزافه‌گویی نیست اگر که این نقش‌آفرینی را بهترین بازی او در کل دوران کاریش بدانیم که حتی بر روی آثاری مثل « آرگو » ( Argo ) و « حسابدار » ( The Accountant ) سایه می‌اندازد ( او فیلم « حسابدار » را هم با « اوکانر » ساخته بود). دقت تصویری که « افلک » در این فیلم ارائه می‌کند، چهبه لحاظ لحظات ناامیدی و چه لحظات خشم بسیار شدید باعث شده اند تا « جک » شخصیتی کاملا واقعی به نظر برسد.

گزافه‌گویی نیست اگر که این نقش‌آفرینی را بهترین بازی او در کل دوران کاریش بدانیم که حتی بر روی آثاری مثل « آرگو » ( Argo ) و « حسابدار » ( The Accountant ) سایه می‌اندازد.

پویش تبلیغاتی این اثر تاکید زیادی بر روی عنصر بسکتبالی در فیلم داشته است. درست مثل شخصیت « نورمن دیل » ( با بازی جین هکمن ) در فیلم « هوسیرها »، « جک » هم با جمع کردن یک مشت بازنده و تلاش برای رساندن آن‌ها به مرحله‌ی حذفی مسابقات به دنبال یافتن رستگاری است. هر دوی این شخصیت‌ها از سوی گناهان گذشته‌شان در تعقیب اند و با یک عضو بسیار بااستعداد گروه رابطه‌ی محکمی شکل می‌دهند. زندگی شخصی « جک » بسیار به‌هم‌ریخته و داغون است. همسر او یعنی « آنجلا » ( جانینا گاوانکار )، او را ترک کرده و وی اعتیاد سنگینی به الکل پیدا کرده، به حدی که حتی بطری آب‌جو را با خود به حمام هم می‌برد.

فرصت رستگاری جایی از راه می‌رسد که به او فرصتی برای مربی‌گری یک تیم بسکتبال داده می‌شود. او این پیشنهاد را قبول می‌کند و به زودی هم متوجه می‌شود که دیگر فرصت کار تمام‌وقت هر روزه را ندارد که در عین حال هم بخواهد تیم را مربی‌گری کند و تمام شب را هم در بار مورد علاقه‌ش بگذراند. هر چقدر که او زمان بیشتری را وقف مربی‌گری می‌کند، تیم او هم بهتر می‌شود و پس از شروع بسیار ضعیف ۱ برد و ۱۱ باخت، تیم او روی نوار بردهای متوالی می‌افتد و او به عنوان ناجی در نظر گرفته می‌شود. اما اگرچه که او دیگر چیزی نمی‌نوشد اما زندگی شخصیش همچنان بسیار بد باقی مانده است – مسئله‌ای بسیار تلخ به درجه‌ی قطعیت می‌رسد زمانی که خاطرات چگونگی کشیده‌شدن او به سمت الکل دوباره به ذهنش باز می‌گردند.

مسئله‌ای بسیار تلخ به درجه‌ی قطعیت می‌رسد زمانی که خاطرات چگونگی کشیده‌شدن او به سمت الکل دوباره به ذهنش باز می‌گردند.

فیلم « منچستر کنار دریا » را نه فقط به خاطر ارتباط خانوادگی « بن افلک » بلکه به خاطر شباهت‌های داستانی ذکر کردم ( اگر اطلاعات بیشتری بدهم داستان لوث می‌شود )، و هم « کیسی » در فیلم مذکور حالا « بن » در این فیلم زخم‌های احساسی بسیار عمیقی در شخصیت‌هایشان دارند. « منچستر کنار دریا » فیلم بهتری بود و بخشی از آن به این برمی‌گشت که تلاش برای زیاد از حد بودن نکرد. عناصر بسکتبال در فیلم « راه بازگشت » اگرچه که برای فروش تجاری فیلم بسیار مفید خواهد بود اما از درگیری و توجه بیننده به شخصیت جلوگیری می‌کند. اگرچه شباهت‌های بین « راه بازگشت » و « هوسیرها » بسیار محدود اند اما می‌توان استدلال کرد که « هوسیرها » حجم زیادی از این فیلم را اشغال کرده است. این قضیه باعث شده تا بیننده فکر کند تا فیلم بیشتر از اینکه درباره‌ی این مربی باشد، درباره‌ی این تیم بسکتبال است. وقتی که مشخص می‌شود اصلا قضیه اینگونه نیست، این پتانسیل وجود دارد که از پایان‌بندی اثر احساس نارضایتی بکنیم. همیشه این احتمال وجود داشته است که فیلمی رقابتی را تماشا کنیم که در آن هیچ نتیجه‌گیری مشخصی برای برنده وجود ندارد؛ « لبه‌ی برنده » ( The Cutting Edge ) این کار را در سال ۱۹۹۲ انجام داد چرا که بیشتر درباره‌ی رومنس بود تا اسکیت‌سواری و صحنه‌ی پایانی هم بر روی مورد اول تمرکز کرد البته که « راه بازگشت » نمی‌توان بالانس و تعادل بین بخش‌های مختلف خود را درست نگه دارد.

با این وجود، حتی اگر فیلم‌های ورزشی ساخت بدی داشته باشند هم باز داستان آن‌ها عنصر بسیار قوی احساسی‌ای محسوب می‌شود. « اوکانر » هم قصد داشته تا مقداری بینندگان را احساساتی بکند و البته که این کار را با مهارت تمام انجام داده است. فیلم (خوشبختانه) از کلیشه‌های بسیار تکراری هم دوری می‌کند که باعث می‌شوند اثر به بیراهه برود. شاید مدتی طول بکشد تا بیننده متوجه بشود که « راه بازگشت » تنها به اندازه‌ای به بسکتبال ربط دارد که مرتبط با کشمکش‌های ذهنی « جک » و مسیر او برای رستگاری است و به‌گونه‌ای استعاره‌ای از اتفاقات زندگی این انسان است. اگرچه که فیلمنامه در نهایت کیفیت خود را از دست می‌دهد اما عملکرد « افلک » در تمام مدت اثر بسیار قوی است و همین باعث شده تا « راه بازگشت » کاملا ارزش تماشا را داشته باشد.

مترجم: امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of