کارگردان : Frank Darabont

نویسندگان : Frank Darabont, Stephen King

بازیگران : Tim Robbins, Morgan Freeman, Bob Gunton

جوایز:

نامزد اسکار: بهترین بازیگر مرد نقش مکنل (مورگان فریمن)، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهتریم موسیقی، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه، بهترین صدابرداری

خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۶ اندی دوفرسن بانکدار نیو انگلندی که مردی معقول و متعادل است به اتهام قتل همسرو دوستش محکوم به حبس ابد درزندان شائوشنک می شود. پس از چندی در فعالیتهای غیر غانونی مالی با رئییس زندان همکاری کرده ودرعین حال برای خودش هم حسابی با یک شریک ..

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

[nextpage title=” نقد فیلم «رستگاری در شائوشنگ» و نگاهی به سینمای فرانک دارابونت”]

۲- نقد فیلم «رستگاری در شائوشنگ» و نگاهی به سینمای فرانک دارابونت

 

 

مجتبی پور محسن

فرانک دارابونت بیست و هشتم ژانویه سال ۱۹۵۹ به دنیا آمد و پیش از آنکه به طور حرفه ای وارد حرفه فیلمسازی شود کارش را به عنوان طراح صحنه در هالیوود آغاز کرد. او در عالم سینما کارهای مختلفی را تجربه کرد و شاید این تجربیات در موفقیت او در هیئت یک کارگردان نقش داشته است. دارابونت اگرچه در سال ۱۹۸۹ فیلمی ویدیویی برای شبکه کابلی ساخت اما نخستین فیلم حرفه ای او را باید «رستگاری در شائوشنگ» قلمداد کرد.
فیلم «رستگاری در شائوشنگ» که محصول سال ۱۹۹۴ است به زندگی یک زندانی به نام اندی دو فرنس می پردازد. اندی در سال ۱۹۴۷ به اتهام قتل همسرش راهی زندان اوهایو می شود. او که بی گناه است اما نتوانسته بی گناهی اش را ثابت کند.ورود آدم متشخصی مثل اندی در بین زندانیانی که اکثر شان به سال های طولانی حبس محکوم شده اند چالش برانگیز است. رفتار پرخاشگر زندانیان زندان اوهایو واکنشی طبیعی به شرایطی است که در آن گرفتار شده اند. اما خشم اندی درونی است. او در طول فیلم کمتر درباره خودش حرف می زند. از چیزی که در سرش می گذرد نمی گوید. درباره آنچه بر سرش آمده با هیچ کس صحبت نمی کند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/1-The-Shawshank-Redemption.jpgدیگر شخصیت کلیدی فیلم «رد» است. یک زندانی سیاهپوست که می تواند هر چیزی را برای زندانیان فراهم کند. از ابتدای فیلم عمقی که به نگاه و رفتار رد داده می شود از یک سو او را مردی باتجربه و صبور نشان می دهد که می تواند با اندی درون گرا کنار بیاید. حضور اندی در زندان به مرور زمان باعث تغییرات اساسی می شود. گسترش کتابخانه زندان و در ادامه همکاری با رئیس فاسد زندان، به اندی شأنی فراتر از دیگران می دهد.«رستگاری در شائوشنگ» فیلم امید است. امیدی که در بستری از ناامیدی و نا باوری شکل می گیرد. تمام شخصیت های اطراف اندی در غباری از ناامیدی گرفتارند.

زندانیان شائوشنگ چنان به چهار دیواری زندان خو گرفته اند که خود را در زندان درونشان حبس کرده اند. آنها حتی پس از آزادی از زندان هم نمی توانند به جهان امید بازگردند. زندگی در شائوشنگ نتیجه ای جز ناامیدی در بر ندارد.دارابونت در این فیلم به نقد قواعد اجتماعی دست می زند. زندان که در تعریفش قرار است مجرمین را متنبه کند و آنها را به انسان هایی بازیافته تبدیل سازد هرگونه کورسوی امید را از بین می برد. گویی زندان از نگاه فیلمساز طناب داری است که زندانیان وقتی دچارش می شوند مدت زمان بیشتری را جان می دهند. زندان، در این فیلم صرفاً یک مکان با مختصات خاص خودش نیست، زندان شائوشنگ وضعیتی است که انسان ها دچارش می شوند. وضعیتی که پیدا کردن راهی برای رهایی از آن بسیار دشوار است. اندی و دیگر زندانیان زندان شائوشنگ علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حتی فردی، تحت سیطره غول زندان به این باور می رسند که زندگی مداوم در زندان باعث شده که نتوانند به بطن جامعه برگردند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/10-The-Shawshank-Redemption.jpgجهان دارابونت در فیلم «رستگاری در شائوشنگ» اگرچه با امید به سرانجام می رسد اما پرسش های بسیاری را مطرح می کند. دارابونت، شخصیت هایی را در این فیلم خلق می کند که کارکرد ماهیتی زندان را زیر سئوال می برند. مجرمین برای تنبیه، بازسازی و آماده شدن برای بازگشت به جامعه، به زندان فرستاده می شوند. اما از نگاه فیلم «رستگاری در شائوشنگ» اندی و دیگر زندانیان به زندان می روند که بر نگردند. آنان چنان زندانی مفهوم زندان – وضعیتی جدا از اجتماع – می شوند که حتی پس از آزادی نیز نمی توانند آزاد باشند. بسیاری از زندانیان که شامل عفو شده و آزاد می شوند در اولین فرصت خودکشی می کنند. اندی، زندانی باوقار، متشخص و درون گرایی که فضای زندان را دگرگون می کند و به اتاق رئیس راه می یابد در چنین شرایطی داستان دیگری را در سرش دنبال می کند. شاید هیچ کس نداند که دارابونت، رستگاری اندی را به چکش کوچکی سپرده است که اندی با آن هم مهره های شطرنج می سازد تا زندانبانان را بازی دهد و هم در طول بیست سال با حوصله ای مثال زدنی راه رهایی خود را هموار سازد.فیلمساز اگرچه داستان ساده ای را در فیلم دنبال می کند اما هنر او وقتی نمایان می شود که به شخصیت ها و اتفاقات لایه های متعدد می بخشد. رستگاری در شائوشنگ فقط در عمل فیزیکی فرار اندی از زندان خلاصه نمی شود. اندی با تغییر و تحولاتی که در فضای زندان و ارتباط زندانبانان و زندانیان ایجاد می کند به تحقق آرمان زندان اصلاح گر کمک می کند.

ضمن اینکه نکته اساسی پایان فیلم این است که فرار اندی از زندان، زندانیان دیگر را هم از زندان درونشان رها می کند. با فرار اندی در حافظه زندان شائوشنگ در کنار زندانیانی که پس از آزادی خودکشی کرده اند، یک زندانی هم وجود دارد که با فرار از زندان رستگار شده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/9-The-Shawshank-Redemption.jpgتامی به عنوان شخصیتی که برای رهایی اندی وارد فیلم می شود تحت تاثیر او قرار می گیرد و حتی می خواهد به نفع او در دادگاه شهادت دهد با شلیک زندانبانان از فیلم خارج می شود. اندی قرار است خود رستگاری بخش باشد نه اینکه کسی او را رها کند. خیلی سخت است که شخصیتی آرام چون اندی چنان در طول فیلم پرداخت شود که عمل باورناپذیر او یعنی احداث تونلی بسیار بلند و عبور از مسیر طولانی فاضلاب، برای تماشاگر قابل قبول باشد. دارابونت در فیلم شائوشنگ این کار را انجام داده است. او فیلمنامه این فیلم را براساس داستانی از استیون کینگ، نویسنده داستان های وحشت انگیز نوشته است. همکاری او با کینگ در فیلم بعدی دارابونت هم ادامه پیدا کرد.پنج سال پس از آنکه اولین فیلم کارگردان تازه کار با استقبال مواجه شد و جایزه های متعددی دریافت کرد، دارابونت دومین فیلمش را با نام «مسیر سبز» ساخت. فیلمی بسیار خوش ساخت که نشان داد تجربه اول فیلمساز اتفاقی نبوده است.

مجتبی پور محسن

روزنامه شرق

 

[nextpage title=” درباره رستگاری در شاوشنگ + دیالوگ های بیادماندنی و نکات حاشیه ای”]

۳- درباره رستگاری در شاوشنگ + دیالوگ های بیادماندنی و نکات حاشیه ای

 

 

درباره فیلم :

سال ها باید می گذشت و روزگار باید سپری می شد تا “فرانک دارابونت” دست به کار شود و داستان کوتاه “استفن کینگ” را به یکی از شاهکارهای تاریخ سینما تبدیل کند، که به جرات می توان آن را از امید بخش ترین فیلم های این دوران محسوب کرد.درون مایه اصلی فیلم های دارابونت را امید تشکیل می دهد و این را می توان در دیگر فیلم هایش همچون “مه” و “مسیر سبز” مشاهده کرد. “رستگاری در شاوشنگ” فیلمی ست که هنوز انتخاب اول خریداران دیویدی در سراسر دنیا به حساب می آید، اما به خاطر اسم تا حدودی شاعرانه اش، در گیشه با شکست مواجه شد.
نمایی از داستان

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/11-The-Shawshank-Redemption.jpgاندرو دوفرین، نایب رئیس بانک معتبر پورتلند به جرم قتل همسر خود و معشوقه اش به گذراندن پشت سر هم دو زندگی که از قربانیانش گرفته بود در زندان شاوشنگ محکوم می شود. او مدام بر بی گناهی خود تاکید می کند، اما تنها خود اوست که این مسئله را باور دارد. با اتفاقاتی که در زندان برای او رخ می دهد در می یابد که دنیا دیگر برای او دنیای قصه های جن و پری نیست. آیا ترس یر او غلبه کرده و او را تا ابد زندانی نگه می دارد یا اینکه با داشتن امید می تواند در جستجوی رهایی خود باشد؟

بررسی فیلم:

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/6-The-Shawshank-Redemption.jpgاین فیلم به نوعی اول اثر کارگردان گزیده کار سینمای جهان، “فرانک دارابونت” به حساب می آید. چون تا قبل از این فیلم تنها یک فیلم کوتاه را کارگردانی کرده و یک اپیزود تلویزیونی را ساخته بود. فیلم براساس داستان کوتاهی از “استفن کینگ” به نام “ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنگ” ساخته شده است. این فیلمِ برگرفته شده از داستان های “استفن کینگ”، با بقیه داستان هایی که از روی آن ها در چند سال گذشته فیلم هایی اقتباس شده تفاوت دارد. یعنی علاوه براین که از ترساندن های بی مایه و دیالوگ های تکراری در آن خودداری شده، بلکه احساس رهایی روح بشریت را به همگان عرضه می کند. داستان فیلم در طول ۳ دهه رخ می دهد و باعث می شود که بیننده با این روند همراه شده و حوادث و اتفاقات یک زندگی در زندان را پیگیری کند. تمام این جریانات به وقوع پیوسته در زندان به یک نکته اشاره می کند و آن هم اینست که زندان راهگشای هیچ مشکلی نیست. زندگی زندانی به جهنم تبدیل می شود و هر هویتی که در زندگی قبلی خود داشته اکنون به یک شماره تبدیل می شود، گویی که او هرگز وجود نداشته است. البته این ها ساده سازی هایی در مسیر داستان است و باید گفت که داستان، بیننده را درون یک دنیای مشخص می کشاند و قصه های نا ممکن را برای او تعریف نمی کند. اما به نوعی می توان گفت که مشخصه اصلی “رستگاری در شاوشنگ” به اجرای فوق العاده بازیگران اصلی فیلم بر می گردد. برگ برنده “فرانک دارابونت” در این فیلم این بود که او به این نتیجه رسید که بجای بازی گرفتن از ستاره ها و نام های مشهور هالیوودی، از بازیگران با استعداد استفاده کند. تصمیمی که باعث شد اثر او از محدوده یک فیلم صرفاً هالیوودی خارج شود. “تیم رابینز” نقش یک انسان باهوش و نجیب و آراسته را به بهترین شکل ممکن به نمایش گذاشته است. درحالیکه بی گناه و کاملاً قابل اعتماد جلوه می کند، همین کلیدی ست برای پایدار ماندن و طاقت آوردن او در زندان و اینکه هیچ کس نمی تواند حس خوشبینی اش را از او بگیرد. با لبخندی خشک روی لب و دیالوگ های غیر منتظره ای که همه را به پذیرفتن حرفش وادار می کند. در طرف دیگر بازی فوق العاده “مورگان فریمن” را می بینیم که به جرات می توان آن را در خشان تر از بازی تمام هنرپیشگان این فیلم دانست. نقشی که برای اون نامزدی آکادمی اوارد را به همراه آورد. از این فیلم بود که او سلسله فیلم هایی را که در آن ها نقش راوی داستان را به عهده داشت شروع شد، با فیلم “هفت” ادامه پیدا کرد و به “عزیز میلیون دلاری” ختم شد. او در این فیلم به نقش آدمی هدر رفته، پشیمان، تلخ و نا امید که هیچ کس او را باور ندارد عمق فراوانی بخشیده و با روایت داستان با آن صدای فاصله دار و سرشار از بغض نکاتی زیبایی از داستان را گوشزد می کند و در واقع بوسیله اوست که ما با دنیای دورنی “اندی” آشنا می شویم. “رستگاری در شاوشنگ” با اینکه فیلم محشری بود، بسیاری از مردم به دیدن آن نرفتند. این قضیه را نمی توان به نداشتن ستاره در فیلم ربط داد، بلکه باید آن را در عنوان فیلم جستجو کرد که هیچ اطلاعی از ژانر یا جریان فیلم به بیننده نمی دهد. شاید فرانک دارابونت به این موضوع واقف بود، اما عقیده اش برای خودش مهمتر بود و برایش اهمیتی نداشت که کسی به دیدن فیلم نرود.فیلم در ۷ رشته نامزد اسکار شد که در بدست آوردن حتی یکی از ان ها ناکام ماند. در سال ۹۴ فیلم های بزرگی همچون “فارست گامپ” و “قصه عامه پسند” در رقابت برای کسب آکادمی اوارد قرار داشتند. به این صورت یکی دیگر از شاهکارهای سینما با بی عدالتی از مراسم اسکار دست خالی بازگشت.

دیالوگ های بیاد ماندنی
?Andy Dufresne: You know what the Mexicans say about the Pacific
اندی: می دونی مکزیکی ها درباره اقیانوس چی میگن؟
Red: No
رد: نه
Andy Dufresne: They say it has no memory. That’s where I want to live the rest of my life. A warm place with no memory.
اندی: میگن که خاطره ای نداره. این جاییه که من می خوام بقیه عمرم رو توش زندگی کنم
یه جای گرم، بی هیچ خاطره ای.
رد پس آزاد شدن از زندان از مدیر فروشگاهی که در آن کار می کند برای دستشویی رفتن اجازه می گیرد!
Red: Forty years I’ve been asking
permission to piss
رد به عنوان راوی قصه: چهل سال برای دستشویی رفتن اجازه گرفتم
I can ‘t squeeze a drop without say-so
بدون گفتن اون حتی یه قطره هم نمی تونم بچلونم
There ’s a harsh truth to face
این یه حقیقت ناگوار برای روبرو شدنه!
————–
Let me tell you something my friend. Hope is a dangerous thing. Hope can drive a man insane

رد (نقش مورگان فریمن- بعد از گوش دادن به حرف های “اندی” در زندان): بذار یه چیزی رو برات روشن کنم، رفیق. امید چیز خطرناکیه

می تونه یه مرد رو دیوونه کنه.
Remember Red … Hope is a good thing … maybe the best of thing … and no good thing ever die

اندی دوفرِین (نقش تیم رابینز- صدای “اندی” در نامه ای که به “رد” نوشته و “رد” که آزاد شده در حال خواندن نامه است): یادت باشه “رد”

امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترین چیزها، و چیزهای خوب هیچ وقت نمی میرن!

نکات حاشیه ای:

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/8-The-Shawshank-Redemption.jpg– فیلم در نظرسنجی ازکاربران سایت imdb.com با داشتن امتیاز ۹٫۲ از ۱۰، به همراه فیلم پدرخوانده در صدر بهترین فیلم های تاریخ سینما قرار دارد.

– فیلم با داشتن ۳۲۵ هزار رای در سایت imdb.com بیشترین رای های کاربران را به خود اختصاص داده است.

– نقش تامی ویلیامز در اصل برای برد پیت در نظر گرفته شده بود.

– انجمن شقاوت آمریکا به صحنه دادن یک کرم توسط بروکس هاتلن به یک کلاغ اعتراض کرد و آن را ظلم در حق کرم دانست و از مسولان فیلم خواست تا یک کرم که با حوادث طبیعی مرده باشد را برای آن صحنه استفاده کنند.

– عکسی که به عنوان دوران جوانی مورگان فریمن در فیلم در پرونده زندان اوضمیمه شده بود در واقع عکس پسر کوچکتر او، آلفونسو فریمن می باشد. او همچنین در صحنه آوردن زندانیان جدید، نقش یکی از زندانی ها را بازی می کند.

– استفن کینگ حقوق اقتباس از روی داستانش را با قیمتی بسیار پایین به فرانک دارابونت فروخت که این به دوستی ان ها به زمانی که دارابونت داستان استفن کینگ با نام “A Woman in the Room” را بصورت یک فیلم کوتاه درآورد، برمی گردد. آن ها در واقع همدیگر را ملاقات نکرده بودند تا هنگامیکه دارابونت ساختن فیلم رستگاری در شاوشنگ را آغاز کرد.

– در مجله امپایر به عنوان بهترین فیلم تمام دوران انتخاب شده است.

– در پایان بندی فیلم به این جمله بر می خوریم “به یاد آلن گرین”. او کارگزار و دوست صمیمی فرانک دارابونت بود. او درست در روزهای پایانی فیلم به علت بیماری ایدز درگذشت.

– در صحنه ایتدایی فیلم که اندی ششلول را در دست دارد، در نمایش کلوزآپ آن دست های فرانک دارابونت را مشاهده می کنیم. همینطور در کلوزآپ هایی که اندی روی دیوار سلول اسم خود را می نویسد. این صحنه ها در تدوین نهایی فیلم گنجاده شده بود. چون دارابونت اعتقاد داشت که فقط خودش می تواند آنچه که از یک کلوزآپ می خواهد را به نمایش دراورد.

– کاراکتر اندی دوفرین در اصل برای تام هنکس در نظر گرفته شده بود که او به خاطر فیلمبرداری فارست گامپ نتوانست در آن شرکت کند.

– کوین کاستنر بازی در کاراکتر اندی دوفرین را رد کرد. نقشی که بعدها به خاطرش تاسف بسیاری خورد.

– راب راینر برای گرفتن امتیاز فیلمنامه، به دارابونت ۲٫۵ میلیون دلار پیشنهاد داد. دارابونت مدتی روی این پیشنهاد فکر کرد، اما در آخر به این نتیجه رسید که این بهترین فرصتی ست که می تواند یک کار بزرگ انجام دهد. راینر قصد داشت از هریسون فورد و تام کروز به ترتیب در نقش های رِد و اندی استفاده کند.
منبع: سایت زیرنویس.کام

—-

 

 

[nextpage title=” درباره ی فرانک دارابونت + تحلیل فیلم رهایی از شائوشنگ:”]

 

۴- درباره ی فرانک دارابونت + تحلیل فیلم رهایی از شائوشنگ:

 

 

فرانک دارابانت (Frank Darabont) در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۵۹ در مونته‌بلیاردِ فرانسه (Montebeliard) متولد شد. قبل از آن‌که نخستین فیلمش را در سال ۱۹۹۴ با نامِ رهایی از شائوشنگ کارگردانی کند، از ۱۹۸۳ در مقامِ فیلم‌نامه‌نویس فعالیتش را آغاز کرد. زنی در اتاق نخستین فیلم‌نامه‌ای بود که با اقتباس از یک اثر ادبی نوشت. در ۱۹۸۸ فیلم‌نامه توده چسبنده را برای چاک راسل تنظیم کرد، که براساس فیلم‌نامه قدیمی فیلمی به‌همین نام به کارگردانی ایروین اس. یی‌ورث (محصول ۱۹۵۸) نوشته شده بود. او همچنین در سال ۱۹۸۹ فیلم‌نامه مگس ۲ را با همکاری مایک گاریزو و جیم وکن‌ویت برای کریس والاس نوشت. فیلم‌نامه مگس ۲ نیز پس از موفقیت قسمت اول همین فیلم به کارگردانی دیوید کراننبرگ (محصول ۱۹۸۶) نوشته شد، که خود این فیلم نیز دوباره‌سازی فیلم دیگری به‌همین نام (محصول ۱۹۵۸) به کارگردانی کورت نویمان بود.
راوی زندان، زندانی و زندان‌بان

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/12-The-Shawshank-Redemption.jpgفرانک دارابانت در این فیلم‌ها و تا اوایل دهه ۱۹۹۰ علاقه خود را به موضوع‌هایی با مایه‌های علمی ـ خیالی نشان داد، و اگرچه فیلم‌نامه‌نویسِ موفقی بود، تا سال ۱۹۹۴، قبل از ساختنِ رهایی از شائوشنگ، اعتبار زیادی کسب نکرد. دارابانت رهایی از شائوشنگ و فیلمِ بعدی‌اش (مسیر سبز) را براساس داستان‌هایی از استیون کینگ ساخت. استیون‌ کینگ‌ نویسنده‌ای‌ است‌ که‌ با نوشتن‌ِ قصه‌‌های‌ سرگرم‌کننده خود را به‌عنوان ‌نویسنده‌ای‌ شناسانده‌ است‌ که‌ رمان‌های‌ ارزانِ با جلد کاغذی‌ و پٌرفروش‌ می‌نویسد و در پی‌ جلب کردنِ نظرِ عامه‌ مخاطبان‌ است‌. پیش از فرانک دارابانت، استنلی‌ کوبریک‌ نیز برای ساختنِ فیلمِ درخشش به سراغ داستانی از کینگ رفته بود.

فرانک دارابانت با نخستین تجربه کارگردانی‌اش مخاطبانِ فیلمِ خود را به مدت ۱۹ سال به پشت میله‌های یکی از مخوف‌ترین زندان‌های امریکا می‌برد، و آن‌ها را با تجربه‌های سخت و دشوارِ زندگی رعب‌آورِ زندانیانِ شائوشنگ آشنا می‌سازد. او با توصیف ماجراهایی که راوی آن‌ها اِلیس بوید ردینگ (با نقش‌آفرینی مورگان فریمن) است تماشاگرانِ فیلم را نیز محکوم می‌کند تا بیننده هراس‌زده بی‌حرمتی‌های دردناک و کشنده‌ای باشند، که روح و توانِ زندانیان را زایل می‌سازد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/13-The-Shawshank-Redemption.jpgهراس و عادت دادنِ زندانی به روالِ یک‌نواخت و رعب‌آورِ زندان و گرفتنِ امید از او هدفِ زندان‌بان‌هایی است که مقاصدشان را با زور تحمیل می‌کنند، و از پیش می‌برند؛ اما خصلت و خوی مبارزه با یأس و ناامیدی، گواهی است قاطع بر پیروزمندی روح بشری، که اندی دوفرسن ـ یک محکومِ به دو بار حبس ابد ـ (با بازی تیم رابینز) با خود به زندانِ مخوفِ شائوشنگ می‌آورد و مدتی بعد با سماجت و تیزهوشی خود ابتدا «رد» و سپس سایر زندانی‌ها را نیز با خود همراه می‌سازد. آن‌طور که «رد» در روایت‌های خود می‌گوید اندی آدمِ متفاوتی است که با خصوصیاتِ بدیع خود بر هم‌بندهایش تأثیر می‌گذارد، و آن‌ها را به موجوداتِ دیگری بدل می‌سازد. او آدمی با ایمان و معتقد به مبانی مذهبی است، و براساس آیه‌ای که بر تابلوی اتاقِ رییس زندان نقش بسته، معتقد است که هیئت منصفه در دادگاه رأی و داوری درست و منصفانه‌ای در مورد رندانی‌هایی همچون او نداشته‌اند، و بالاخره روز داوری واقعی فراخواهد رسید، و عدالت برقرار خواهد شد. بدینسان اگر رییس زندان و زندان‌بان‌ها از انجیل مستمسکی می‌سازند تا با آن زندانی‌ها را خاموش و مطیع خود سازند، اندی با آیه‌های از کتاب مقدس برای رهایی و رستگاری خود و هم‌بندهایش تلاش می‌ورزد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/14-The-Shawshank-Redemption.jpgفرانک دارابانت که در رهایی از شائوشنگ به موضوع رستگاری و تسخیرناپذیر بودنِ روح بشری پرداخته بود، در فیلمِ بعدی‌اش، مسیر سبز (محصول ۱۹۹۹)، نیز ـ با روایت دیگری درباره زندان و زندانی و زندان‌بان، و این بار نیز براساس داستان دیگری از استیون کینگ ـ ارتباط رستگاری و معجزه را در زندگی افراد بشر مورد توجه قرار داد. اگر مبدأ ماجراهای فیلمِ رهایی از شائوشنگ سال ۱۹۱۷ بود، دارابانت در مسیر سبز داستانش را از سال ۱۹۳۵ و در یکی از زندان‌های ایالتی جنوب امریکا روایت می‌کند. رهایی از شائوشنگ در زندانِ محکومانِ به حبس ابد می‌گذشت، و مسیر سبز در بخشِ زندانیانِ محکوم به مرگ می‌گذرد؛ جایی که همه زندانی‌ها آرزو می‌کنند آن صبحی فرانرسد که از خواب برخیزند و مسیر سبزرنگی را بپیمایند که به اتاق صندلی الکتریکی ختم می‌شود. همچنین اگر در رهایی از شائوشنگ راوی داستان اِلیس بوید ردینگ بود، ماجراهای مسیر سبز را پل اجکام (زندان‌بانی مهربان و با بازی تام هنکس) روایت می‌کند. دبز گریز، که نقشِ سال‌های پیری هنکس را ایفا می‌کند، داستانِ یک زندانی به‌نامِ جان کافی را، در رجعت به گذشته‌ای طولانی نقل می‌کند، که به‌رغم گناهی که مرتکب نشده، محکوم به اعدام می‌شود.

دارابانت با ترکیبی از یک زندان‌بانِ سادیستی و یک زندانی نژادپرست و دیوانه، جان کافی را در محیطی بهیمی قرار می‌دهد، که سادگی و رئوفت و اعدام غم‌انگیزش همان‌گونه که اشک به چشمانِ پل اجکام می‌آورد، مخاطبانِ فیلم را نیز دچار احساسات و رقت قلب می‌کند. قد و قواره و هیبت جان کافی به‌گونه‌ای است که ابتدا همگان را به وحشت می‌اندازد؛ اما به‌تدریج به‌رغم ظاهرش، رفتار و خلق‌وخوی کودکانه او، دوستی و همذات‌پنداری اغلب زندان‌بان‌ها را برمی‌انگیزد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/15-The-Shawshank-Redemption.jpgاستیون کینگ رمانِ پُرفروشِ دالان سبز را به‌صورت دنباله‌دار، در شش جلد، از آوریل تا سپتامبر ۱۹۶۶، منتشر ساخت. انتشار باوقفه این رمان هیجانی در میان مخاطبانِ انبوه رمان به‌وجود آورد. حسّ تعلیقی که کینگ به‌صورت انتشارِ جلد به جلدِ رمانش در خوانندگان ایجاد کرد، در فیلمِ دارابانت در زمانی حدود سه ساعت به تماشاگران منتقل شد.

فرانک دارابانت و استیون کینگ از دهه ۱۹۸۰، که دارابانت فیلم‌های دانشجویی می‌ساخت، با هم آشنا و صمیمی بودند. در این دوره دارابانت از کینگ اجازه گرفت تا برای نخستین فیلم‌نامه حرفه‌ای‌اش از یکی از داستان‌های او به نامِ زنی در اتاق اقتباس کند. از نظر کینگ حاصل کارِ دارابانت در زنی در اتاق بسیار قابل قبول بود، برای همین در موقع اقتباس از داستان‌های «ریتاهیورث و رستگاری در شائوشنگ» و «دالان سبز» تردیدی به‌خود راه نداد که حقوق هر دو کتاب را به دارابانت منتقل سازد.

سیاست و اجتماعیت و انتقاد

فرانک دارابانت سومین فیلمش را با نامِ مجستیک (Majestic) در سال ۲۰۰۱ با حضورِ جیم کری و براساس فیلم‌نامه‌ای از مایکل اسلول ساخت. مجستیک نیز (با زمان ۱۵۲ دقیقه) مانند دو فیلمِ قبلی دارابانت، در زمانی طولانی روایت می‌شود، و به‌خلاف رهایی از شائوشنگ و مسیر سبز فیلمی است که به داستانی خارج از زندان می‌پردازد؛ اما مجستیک هم، مانند دو فیلمِ قبلی دارابانت، درباره موقعیت انسانِ در تنگنا قرار گرفته‌ای است، که راه‌هایی را جست‌وجو می‌کند تا او را نجات داده و به رستگاری برساند.

دارابانت در مجستیک داستانی غیرواقعی را در پسزمینه‌ای از واقعیت‌های اجتماعی دهه ۱۹۵۰ امریکا و هالیوود روایت می‌کند، و به واگویی زندگی فیلم‌نامه‌نویسی به‌نامِ پیتر ایلتن می‌پردازد که همزمان با آغاز جنگ سرد و فعالیت‌های سناتور جوزف مک‌کارتی به اتهام فعالیت‌های کمونیستی تحت تعقیب قرار می‌گیرد، و به‌عنوان قهرمان جنگ سر از شهری ساحلی درمی‌آورد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/16-The-Shawshank-Redemption.jpgدارابانت می‌کوشد به تجسمِ دوره‌ای بپردازد که پیامدهای جنگ سرد موجب شده بود وحشت از «سرخ‌ها» و خطرِ نفوذ کمونیست‌ها در درون نهادهای حکومتی، سیاستمداران امریکایی را به هراسی جدی بیندازد. از این‌ لحاظ در سال ۱۹۴۷ برای ردیابی «خرابکارها» کمیته فعالیت‌های ضدامریکایی تأسیس شد، و زیر نظرِ سناتور مک‌کارتی بگیروببندهای سختی برای یافتنِ کسانی که ظنِ ارتباط آن‌ها با کمونیست‌ها می‌رفت آغاز گردید. عده‌ای لو رفتند و دستگیر شدند و نام و نشان افراد دیگری را هم در اختیار اعضای کمیته قرار دادند، و عده‌ای هم گریختند و با نام‌های مستعار به فعالیت خود ادامه دادند. جست‌وجو برای یافتنِ این افراد در تمام خاک ایالات متحده و از جمله در هالیوود آغاز شد. فهرست سیاهی از دست‌اندرکارانِ صنعت سینمای امریکا نیز تهیه شد، و هالیوود سرسپردگی خود را به کمیته فعالیت‌های ضدامریکایی در حرف و عمل اثبات کرد، و دستگیری‌های وسیعی آغاز شد. بسیاری از فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگان و کارگردان‌ها با اعضای کمیته فعالیت‌های ضدامریکایی به همکاری پرداختند، و فقط ده نفر، که بعدها به «ده هالیوودی» معروف شدند، از همکاری با گروه سناتور مک‌کارتی خودداری کردند، و شجاعانه حبس و زندان را پذیرفتند. دارابانت ماجراهای فیلمِ مجستیک را بر چنین بستر و پیشزمینه تاریخی روایت می‌کند.

بستر اجتماعی‌ای که دارابانت داستانِ فیلمِ خود را در آن واگو می‌کند، در سال ۱۹۷۶ نیز موضوع فیلمی از مارتین ریت با نامِ بدل بود، که در آن نیز فیلم‌نامه‌نویس‌هایی، که نام‌شان در فهرست سیاه کمیته مک‌کارتی قرار گرفته، تحت تعقیب و فشار قرار می‌گیرند، و آدمی معمولی را اجیر می‌کنند تا در ازای دریافت مبلغی وجه از فروشِ فیلم‌نامه، امضای خود را زیر فیلم‌نامه‌ها بگذارد. چه فیلمِ بدل و چه فیلمِ مجستیک برداشتی آزاد از ماجراهای جنجالی دوره سناتور مک‌کارتی هستند، و در نگاه اول در زمره آثار سیاسی و اجتماعی قرار می‌گیرند. اگر مارتین ریت در بدل وودی آلن را برای ایفای نقشِ هوارد پرینس (یعنی همان بدلِ فیلم‌نامه‌نویس‌های ممنوع‌الکار) انتخاب کرده بود، فرانک دارابانت نیز در مجستیک با انتخاب جیم کری در نقشِ پیتر ایلتون، فیلمی جدی عرضه کرد، که کم‌تر نشانی از فیلم‌های کمدی جیم کری در آن نیست. اگر قرار باشد برای این نقشِ کری مشابه‌سازی کرد می‌توان جدیت نقشِ او را در مجستیک با نقشی که خود او در فیلمِ نمایش ترومن و مردی در ماه ایفا کرده است، یکی دانست.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/2-The-Shawshank-Redemption.jpgمجستیک هم (همچون بدل) فیلمی سیاسی و با مایه و مضمونِ انتقادی است، و هم (همچون سینما پارادیزوی جوزپه تورناتوره) فیلمی در ستایش از سینما است. مجستیک در عین حال فیلمی است که به واسطه تعلق خاطر و ارادتِ دارابانت به فرانک کاپرا، بیش از هر فیلم و فیلم‌نامه دیگری از دارابانت،کاپرایی محسوب و ارزیابی می‌شود، و بدیهی است که خود دارابانت بیش از هر کس دیگری از این قیاس راضی و خشنود است.

چند ویژگی مهم فیلم‌های دارابانت را به هم مرتبط می‌سازد: اول مضمونِ اجتماعی فیلم‌های او است، که یا داستان یا فیلم‌نامه آن نوشته نویسنده دیگری است. فیلم‌هایی که دارابانت کارگردانی کرده از فیلم‌نامه‌هایی که او نوشته پرورده‌تر و مضمونِ اجتماعی‌تری دارند؛ دوم این‌که همه این فیلم‌ها برای مخاطب عام ساخته شده‌اند، اما در عین حال مضمونی جدی و ساختاری دقیق و محکم دارند؛ و نکته سوم این است که همه فیلم‌های دارابانت، به‌رغم زمانِ طولانی آن‌ها، ریتم و ضربآهنگی دقیق و قابل اعتنا دارند، و حتی حوصله تماشاگرانی را که با شتابِ برنامه تلویزیونی  M.T.Vعادت کرده‌اند سر نمی‌برد.


تحلیل فیلم رهایی از شائوشنگ:
در داستانِ استیفن کینگ و فیلم‌نامه‌ای که فرانک دارابانت براساس آن پرداخته است، رهایی از شائوشنگ فیلمی مردانه محسوب می‌شود که زنان در آن نقشی ندارند. رهایی از شائوشنگ داستان دو گروه از مردان است: یک دسته آن‌هایی هستند که تسلیمِ بلاشرط شرایط و موقعیت تحمیلی شده‌اند، و پاره‌ای از آن‌ها مانند گروهی از زندانی‌ها که به رهبری بوگز موجب آزار و اذیت اندی می‌شوند، خود جزیی از سازوکارِ مخوف و مخربِ زندانِ شائوشنگِ درآمده‌اند؛ و دسته دوم ـ که البته اندک‌شمارتراند ـ کسانی هستند که از فروغلتیدن به ورطه تسلیم و انفعال سرباز می‌زنند و معتقداند که بایستی کاری کرد تا عدالتِ واقعی برقرار شود. اندی نماینده اصلی این دسته از زندانی‌ها است که وقتی دادگاه او را محکوم می‌کند و رییس زندان نیز تنها شانس او را برای آزادی نادیده می‌گیرد و دستور به قتل تنها شاهدی می‌دهد که می‌تواند امکانِ آزادی او را فراهم سازد، به این نتیجه می‌رسد که بایستی خودش عدالت واقعی را برقرار سازد. او از زندان می‌گریزد و «رد» را نیز ـ که زندانی اصلاح‌شده‌ای است ـ با خود همراه می‌سازد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/3-The-Shawshank-Redemption.jpgاز این لحاظ رهایی از شائوشنگ داستانِ امید و بزرگی روح بشری در فضایی بهیمی است؛ حکایتِ ماجراها و حوادثی غم‌انگیز و در عین حال دلچسب است؛ روایت زندگی دهشت‌بارِ آدم‌هایی است که ابتدا هیچ علاقه‌ای به محیط وحشت‌زایی که در آن قرار می‌گیرند ندارند، و با زجر و شکنجه و مصیبت آن را تحمل می‌گنند تا به‌تدریج به‌آن خو بگیرند؛ اما وقتی هم به آن خو گرفتند، چنان دلبسته‌اش می‌شوند که حاضر به ترک کردنِ آن‌جا نمی‌شوند، و اگر هم با عفو و بخشودگی از آن‌جا رهایی یابند یا مثل بروکس هاتلن از فرط استیصال و عدم‌تطبیق و هماهنگی با فضای ظاهراً آزادِ خارج از زندان خودکشی می‌کنند، یا همچون ردینگ در پی راه‌حلی می‌گردند تا دوباره‌ به زندان باز گردانده شوند؛ یعنی به همان جایی که بیش‌ترین سال‌های عمر خود را در آن‌جا سپری کرده‌‌اند، به آداب و آیین آن آشنا هستند، و با تمام فلاکت‌ها و مشقت‌هایی که در آن‌جا متحمل شده‌ و می‌شوند، حسی درونی به آن‌ها ندا می‌دهد که در آن فضای بهیمی ارزش و احترام بیش‌تری، دست‌کم نزد همبندهای‌شان، دارند، و در آن‌جا احساس امنیت بیش‌تری می‌کنند. اگر زندانی‌های قدیمی همچون بروکس یا ردینگ سپری کردنِ بقیه عمرِ خود را در داخل زندان به خارج از آن ترجیح می‌دهند قطعاً به این دلیل نیست که در زندان آزادتراند یا موقعیت بهتری برای آن‌ها فراهم است، یا در خارج از زندان اوضاع وحشت‌زا و رعب‌آورتری وجود دارد، ‌بلکه باید برای این تصمیم آن‌ها به‌دنبال پاسخ این پرسش بود که امثال رییس زندان و زندان‌بان‌ها با زندانی‌ها چه رفتاری داشته‌اند که آن‌ها را به بود و نبود و آزادی و حبس خود بی‌اعتنا ساخته است. در فیلم چند بار شاهد هستیم که ردینگ در مقابل اعضای کمیته عفو قرار می‌گیرد، و هر بار در پاسخ به این پرسشِ کلیشه‌ای و مکرر که از وی پرسیده می‌شود: آیا در صورت آزادی می‌تواند زندگی را دوباره‌ آغاز کند، با قاطعیت پاسخ مثبت می‌دهد، اما در آخرین مرتبه پاسخ‌اش طوری است که او را آدمی بی‌اعتنا به آزادی و مرگ خود نشان می‌دهد. نتیجه‌ای که از رویارویی‌های مکرر ردینگ با اعضای کمیته عفو حاصل می‌شود این است که آن‌ها رأی به آزادی زندانی‌‌هایی نخواهند داد که هنوز امید به زندگی دوباره در آن‌ها زنده و بیدار است، بلکه بخشودگی را مستحق زندانی‌‌هایی می‌دانند که همچون بروکس و خود ردینگ محیط زندان را به بیرون از آن‌جا ترجیح می‌دهند؛ یعنی زندانی‌هایی که خواهان آزادی نیستند و با شرایط حبس و خفقان بهتر و بیش‌تر خو کرده‌اند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/4-The-Shawshank-Redemption.jpgدر صحنه‌ای که اندی با پاهایی که در غل و زنجیر است وارد زندان می‌شود با نگاهی بلند به آسمانِ آبی و دیوارهای مرتفعی که ارتباط او را با فضای بیرون قطع می‌کند، این حس را در ما نیز که تماشاگرانِ فیلم هستیم برمی‌انگیزد که قدم به فضایی مخوف و بی‌بازگشت گذاشته‌ایم، که به‌تعبیر ردینگ در همان شب اول بسیاری را از فرط خشونت و ناامیدی دیوانه می‌سازد. با تلکلیفی که از همان ابتدا رییس زندان برای زندانی‌ها تعیین می‌کند، و با تنبیه کردنِ یکی از زندانی‌ها در بدو ورود و سپس کشتن یکی از دیگر در همان شب اول، و خشونتی که زندان‌بان‌ها بر زندانی‌ها اِعمال می‌کنند، دارابانت به توصیف فضایی می‌پردازد که طبعاً امیدی برای هیچ‌کس باقی نمی‌گذارد. با وجود این دارابانت گفته که مایل بوده ایت فیلمی امیدوارکننده بسازد؛ چرا که روح بشر بسیار بلندتر از آن خشونت‌هایی است که بر وی اِعمال می‌شود.  اندی تنها نماینده زندانی‌های امیدوار فیلم است، که در لحظه‌ای غافل‌گیرکننده، که گمان می‌کنیم مثل همه زندانی‌های ناامید، امید خود را به زندگی از دست داده، از زندان می‌گریزد. شخصیتِ پُررنگ و حضورِ تأثیرگذارِ وی چنان است که اگر مجموعه آدم‌های داخل زندان در یک‌سو قرار بگیرند، و او در سوی دیگر، می‌تواند چنان سهم و نقشی به‌عهده بگیرد که نه فقط همبند‌هایش را از خود راضی نگه‌ دارد (مثل نوشابه‌های خنکی که برای دوستانش در پشت‌بامِ زندان تدارک می‌بیند)، بلکه زندان‌بان‌ها و رییس زندان را نیز وابسته به شغل و ذکاوت کند. خود دارابانت در پاسخ به این پرسش که چرا داستانی با چنین ابعاد و جنبه‌های متعارضی را انتخاب کرده، گفته است:

رهایی از شائوشنگ ادعانامه‌ای بر ضد دستگاه قضایی امریکا و سازوکارِ حاکم بر اداره زندان‌های این کشور نیز هست. برای همین استیون کینگ و فرانک دارابانت داستان و فیلم‌نامه خود را طوری پرداخته‌اند که به‌جز دو سه زندانی که خشونت را از حد می‌گذرانند، و به‌هیچ وجه رفتاری قابل دفاع ندارند، همه آن افرادی که نقشِ بیش‌تری در ماجراهای فیلم ایفا می‌کنند، آدم‌های معقولی به‌نظر می‌رسند که مخاطبانِ فیلم ـ در مقایسه با رییس زندان و زندان‌بان‌ها ـ حمایت و جانبداری از آن‌ها را ترجیح می‌دهند، و آرزو می‌کنند که مثلاً بروکس توانایی این‌را داشته باشد که در خارج از زندان دوام بیاورد و خود را حلق‌آویز نکند، یا ردینگ عفو و بخشوده شود، و اندی نیز موفق شود بگریزد. درواقع کینگ و دارابانت با برجسته کردنِ جنبه‌ها و خصلت‌های خیرِ اکثر قریب به اتفاقِ زندانی‌ها، ماجراهای فیلم را به‌گونه‌ای از پیش می‌برند تا ویژگی‌ها و رفتارِ شرارت‌آمیزِ رییس زندان و زندان‌بان‌ها به‌طرز بارز و برجسته ای در ذهن‌ها ثبت و ماندگار شود. پرداختن به همین جنبه‌های خیر و شرِ وجودِ آدم‌ها است که رهایی از شائوشنگ را به فیلمی اخلاقی بدل ساخته است، که به‌رغم خشونتی که در آن‌، به‌طور آشکار و نهان، نشان داده می‌شود، نگاهی امیداوارانه و مثبت به ذات زندگی و برقراری عدالت در محیطی فاسد و نابه‌هنجار دارد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/1-The-Shawshank-Redemption/7-The-Shawshank-Redemption.jpgرهایی از شائوشنگ فیلمی است که در همکاری نزدیکِ فرانک دارابانت با نویسنده داستانِ «ریتا هیورث و رستگاری در شائوشنگ» ساخته شده و ابعاد و ویژگی‌های واقع‌گرایانه فیلم تأکیدی است بر جنبه‌های اجتماعی و روان‌شناختی آن، که به ساختارِ کلی فیلم ابعادی ژرف بخشیده است. گذر از زمانِ حال به گذشته و بالعکس، به‌شیوه کلاسیک، در پیش بردنِ ماجراهای فیلم نقشی اساسی دارد، و همین شیوه موجب شده است که پاره‌ای از ماجراهای فرعی در کنار ماجراهای اصلی به شکلی متین مطرح شوند، و به‌تعبیر خود دارابانت به فیلم‌نامه او شاخ و برگ‌های فراوانی بدهند. به‌عبارت دیگر، هر بازگشت به گذشته و آمدن به زمان حال تأکیدی است بر فقدان آزادی و در تنگنا نشان دادنِ آدم‌هایی که اگر کورسو و امید خود را از دست بدهند نابود می‌شوند، و اگر هم به امید زنده باشند، بایستی همچون اندی ۲۰ سال و مانند ردینگ ۴۰ سال انتظار بکشند تا طعمِ آزادی و رهایی را بچشند. استیون کینگ و فرانک دارابانت با توصیف و پروراندنِ دقیقِ چنین موقعیت و آدم‌هایی کوشیده‌اند تا امیدها، دلهره‌ها، عقاید و ایمان افراد بشر را به‌نحو مؤثری به‌نمایش بگذارند.

دارابانت تأکید دارد که آدم‌هایی که تحقیر نمی‌کنند و اجازه نمی‌دهند که تحقیر شوند پیروزاند. اندی به‌رغم این‌که ضربات مهلکی را از دارودسته بوگز متحمل می‌شود، و حتی کارش به آن‌جا می‌کشد که کفشِ رییس زندان را هم واکس می‌زند، رفتار و سکناتش به‌گونه‌ای است که هیچ‌گاه تحقیر را در چهره او نمی‌بینیم. او اگر به درونی‌ترین اتاق‌های رییس زندان راه می‌یابد و از پنهانی‌ترین رازهای او سر درمی‌آورد، برای این است که مهلک‌ترین ضربه را به رییس زندان و معاونش بزند، و در پایان فیلم ـ چنان‌که می‌بینیم ـ اندی نیست که به زانو درمی‌آید، اگر چه گاهی تا مرز استیصال و بیچارگی پیش می‌رود؛ اما موقیعت خود را تحمل می‌کند تا زندان‌بان‌هایش را به پذیرفتنِ تحقیری بزرگ وادارد و طعمِ تلخِ شکست را به آن‌ها بچشاند.

رهایی از شائوشنگ، البته فیلمی است با اتفاق‌های بعید و گره‌گشایی‌های توأم با خوش‌بینی، و ملاقاتِ پایانی ردینگ با اندی در گوشه‌ای از ساحلِ اقیانوس آرام و فرسنگ‌ها دورتر از دیوارهای بلند و مخوفِ زندانِ شائوشنگ اوجِ خوش‌بینی فرانک دارابانت و استیون کینگ است، و البته نامزدی این فیلم برای دریافت جایزه اسکار را هم بایستی طعنه‌ای حاشیه‌ای بر چنین نگرشی محسوب کرد. با وجود این نباید این نکته را هم فراموش کرد که نمی‌توان تماشاگرِ خو گرفته به پایان خوشِ را بیش از دو ساعت در درونِ سلول‌های مخوف زندان و پشت دیوارهای بلند، در فضایی رعب‌آور، نگه داشت، و در پایان آزادی و آسمان و دریای آبی را به‌عنوان نشانه‌های آشکار آزادی به او نشان نداد.

منبع: سینما یک

196
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
196 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
117 Comment authors
behnam_norozzadeh1علی تکbehnam 68سیاوش فیلم باز Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
اریو شهسواری
Guest
Member
اریو شهسواری

تقی خاوری:بهترین فیلم تاریخ سینما فیلم بورات هست.بهترین فیلمی که در عمرم دیدم..صدبرابر بهتر از شاوشنک..مسیرسبز..راننده تاکسی…بتمن..پدرخوانده.بهترین فیلم تاریخ سینماست که رتبه باید ۱۰ میشد.شاوشنک و پدرخوانده در برابر بورات هیچی نیستن

بابا بورات نگو تورو خدا چرا اخه؟

اریو شهسواری
Guest
Member
اریو شهسواری

فیلم جالبی بود انصافا اما اغراق هم نباید کرد جزء شاهکارای سینما نیست

سعيد اقبالي
Guest
Member
سعيد اقبالي

فیلم خیلی خوبیه. می شه گفت یکی از بهترین فیلم هاست اما تو بین فیلم هایی با این موضوع پاپیون از همه بهتره و رو من بیشتر تأثیر گذاشته

ali
Member
Member
ali

به نظر من بهترین فیلم تاریخ سینما پالپ پیکشنه .این فیلم و فیلمهای دیگه باید بزنن گاراژ.

پیمان احدی
Member
Member
پیمان احدی

اونچه این فیلم رو توی خاطرمون موندگار میکنه اینه که:داستان فیلم خواسته روان ماست.نه تنها "فرار" همچنین "19 سال امید"..واقعا قابل تحسین…در ضمن من یکی خودم همیشه فیلمایی که راوی داشته رو دوست داشتم

Nia Javad Hemmat
Guest
Member
Nia Javad Hemmat

من فیلمو نگاه کردم خیلی داستان زیبایی داشت
مخصوصا بازی خیره کننده ی مورگان فریمن و تیم رابینس از لحاظ فیلمنامه خیلی خیلی قوی هست

sud
Guest
Member
sud

msz:نه اینکه فیلم بدی باشه ولی بین این همه شاهکار سینمایی رتبه ی یک خیلی براش زیاده!

دقیقا

tmnt
Guest
Member
tmnt

به نظرمن نمیشه هیچ وقت برترین فیلم تاریخ سینما رو تعیین کرد چون همیشه مقایسه وجود داره وهیچوقت یک فیلم کامل نیست

msz
Guest
Member
msz

نه اینکه فیلم بدی باشه ولی بین این همه شاهکار سینمایی رتبه ی یک خیلی براش زیاده!

Arman Amini
Member
Member
Arman Amini

P78: Rman: P78: Rman: P78:من فیلمو ندیدم..(باورتون میشه؟؟) ولی نمیدونم که بخوام ببینمش. چون دوستم اول، وسط و اخرش (همش ) رو بهم گفته و میترسم وقتی ببینم برام فقط یک فیلم خوب باشه. نمی دونم چیکار کنم. ببینمش؟؟ تو رو خدا کمکم کنین 😥 اگه اینترنتت محدوده و دوستت این فیلمو واست توضیح داده از نظر من دانلودش نکن . منظورم این نیست که فیلم بدیه ولی در اون حد خفن نیست . از نظر من اگه فیلم Inception رو ندیدی حتما اون فیلمو دانلودکن کلا با همه ی فیلما فرق داره اینترنتم محدوده ولی شبانه که دارم. در… ادامه »

P78
Member
Member
P78

Rman: P78: Rman: P78:من فیلمو ندیدم..(باورتون میشه؟؟) ولی نمیدونم که بخوام ببینمش. چون دوستم اول، وسط و اخرش (همش ) رو بهم گفته و میترسم وقتی ببینم برام فقط یک فیلم خوب باشه. نمی دونم چیکار کنم. ببینمش؟؟ تو رو خدا کمکم کنین 😥 اگه اینترنتت محدوده و دوستت این فیلمو واست توضیح داده از نظر من دانلودش نکن . منظورم این نیست که فیلم بدیه ولی در اون حد خفن نیست . از نظر من اگه فیلم Inception رو ندیدی حتما اون فیلمو دانلودکن کلا با همه ی فیلما فرق داره اینترنتم محدوده ولی شبانه که دارم. در ضمن… ادامه »

Arman Amini
Member
Member
Arman Amini

Rman: P78: Rman: P78:من فیلمو ندیدم..(باورتون میشه؟؟) ولی نمیدونم که بخوام ببینمش. چون دوستم اول، وسط و اخرش (همش ) رو بهم گفته و میترسم وقتی ببینم برام فقط یک فیلم خوب باشه. نمی دونم چیکار کنم. ببینمش؟؟ تو رو خدا کمکم کنین 😥 اگه اینترنتت محدوده و دوستت این فیلمو واست توضیح داده از نظر من دانلودش نکن . منظورم این نیست که فیلم بدیه ولی در اون حد خفن نیست . از نظر من اگه فیلم Inception رو ندیدی حتما اون فیلمو دانلودکن کلا با همه ی فیلما فرق داره اینترنتم محدوده ولی شبانه که دارم. در ضمن… ادامه »

Arman Amini
Member
Member
Arman Amini

P78: Rman: P78:من فیلمو ندیدم..(باورتون میشه؟؟) ولی نمیدونم که بخوام ببینمش. چون دوستم اول، وسط و اخرش (همش ) رو بهم گفته و میترسم وقتی ببینم برام فقط یک فیلم خوب باشه. نمی دونم چیکار کنم. ببینمش؟؟ تو رو خدا کمکم کنین 😥 اگه اینترنتت محدوده و دوستت این فیلمو واست توضیح داده از نظر من دانلودش نکن . منظورم این نیست که فیلم بدیه ولی در اون حد خفن نیست . از نظر من اگه فیلم Inception رو ندیدی حتما اون فیلمو دانلودکن کلا با همه ی فیلما فرق داره اینترنتم محدوده ولی شبانه که دارم. در ضمن تو… ادامه »

P78
Member
Member
P78

Rman: P78:من فیلمو ندیدم..(باورتون میشه؟؟) ولی نمیدونم که بخوام ببینمش. چون دوستم اول، وسط و اخرش (همش ) رو بهم گفته و میترسم وقتی ببینم برام فقط یک فیلم خوب باشه. نمی دونم چیکار کنم. ببینمش؟؟ تو رو خدا کمکم کنین 😥 اگه اینترنتت محدوده و دوستت این فیلمو واست توضیح داده از نظر من دانلودش نکن . منظورم این نیست که فیلم بدیه ولی در اون حد خفن نیست . از نظر من اگه فیلم Inception رو ندیدی حتما اون فیلمو دانلودکن کلا با همه ی فیلما فرق داره اینترنتم محدوده ولی شبانه که دارم. در ضمن تو هاردم… ادامه »

Arman Amini
Member
Member
Arman Amini

P78:من فیلمو ندیدم..(باورتون میشه؟؟) ولی نمیدونم که بخوام ببینمش.
چون دوستم اول، وسط و اخرش (همش ) رو بهم گفته و میترسم وقتی ببینم برام فقط یک فیلم خوب باشه.
نمی دونم چیکار کنم. ببینمش؟؟ تو رو خدا کمکم کنین 😥

اگه اینترنتت محدوده و دوستت این فیلمو واست توضیح داده از نظر من دانلودش نکن . منظورم این نیست که فیلم بدیه ولی در اون حد خفن نیست . از نظر من اگه فیلم Inception رو ندیدی حتما اون فیلمو دانلودکن کلا با همه ی فیلما فرق داره

P78
Member
Member
P78

من فیلمو ندیدم..(باورتون میشه؟؟) ولی نمیدونم که بخوام ببینمش.
چون دوستم اول، وسط و اخرش (همش ) رو بهم گفته و میترسم وقتی ببینم برام فقط یک فیلم خوب باشه.
نمی دونم چیکار کنم. ببینمش؟؟ تو رو خدا کمکم کنین 😥

Arman Amini
Member
Member
Arman Amini

واقعا فیلم قشنگـــی بود ولی بدون شک میتونم بگم که نه در حد بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان !
یه فیلم ساده ی زیبا بود ولی نه در این حد ! ۹٫۳ !

سیاوش تهرانی
Guest
Member
سیاوش تهرانی

دیشب فیلمو دیدیم در یک کلمه شاهکار تنها جمله ای هست که میتونم راجع این فیلم بگم.بدون شک بین بیش از ۶۰۰ فیلمی که از هالیوود دیدم این بهترینشون بوده است

علی حسینی
Member
Member
علی حسینی

سلام قبل از هرچیز آفرین به اون دوستانی که بدون در نظر گرفتن تمجیدات و انتقادات نظرشونو در مورد یه موضوعی می گن حالا فیلم یا هر چیز دیگه.این نشونه استقلال نظر این عزیزانه ولی توصیه من اینه که قبل از اظهار نظر درمورد معقوله فیلم بهتره فیلم مورد نظر رو دوبار دید. به دلایل متعدد که یکیش می تونه این باشه که ممکنه دفعه اول با پیش زمینه فکری یا حتی قضاوت از پیش فیلمو ببینن یا حتی تحت تآثیر جوی که برای فیلم به هر دلیلی بوجود اومده قرار بگیرن ولی فیلم رستگاری شاوشانک یه چیز دیگس فیلمیه… ادامه »

جک نیکلسون
Guest
Member
جک نیکلسون

این فیلم در حد المبیک بود هر کس این فیلمو دیده لذت برده اما من بیشتر از شوالیه تاریکی خوشم اومد
😐 🙄 🙂 😆 😀

PEYMAN273
Guest
Member
PEYMAN273

حالا خودمونیما اگه این فیلم توی IMDB اول نمیشد این قدر به به و چه چه میکردین؟
به نظر من توی ۱۰۰ تای اول هم جاش نبود

filmbaz
Guest
Member
filmbaz

واقعا نمیدونم درباره ی این فیلم چی بگم. هرچی بگم کمه.
واقعا حقش هست که این فیلم جز فیلم های برتر سینما باشه.

IRISH
Guest
Member
IRISH

فیلم فوقوالعادست..بی شک فیلمنامه بهتر ازکارگردانیه..ولی شخصیتها چه در این فیلم چه در green mile یا خوبه خوبن یا بده بد..فکر میکنم چون دارابونت با دیدگاه فوق مذهبی فیلمنامه می نویسه دچار همچین اوضاعی شده..با این وجود واقعا فیلمو دوست داشتم.مرسی بابت نقد

یولبارس
Member
Member
یولبارس

حامد بیات:توجه کردین بیشتر فیلم هایی که در رتبه های برتر آثار سینمایی جهان قرار دارند یه جوری به مسئله یهودیت ربط دارند… حالا یا به طور کاملا شفاف و صریح و یا به صورت مخفی و در لایه های پنهان فیلم، به آداب و رسوم و سنت و تفکر دنیای یهودیت می پردازد. البته که این امر اتفاقی نیست… مثل همین فیلم ، که در بسیاری از صحنه های آن افکار یهودیت و خواسته هایشان از دنیا ، به صورت هنرمندانه ای در میان متن داستان اصلی گنجانده شده است. ولی اگر بخواهیم صرفاً با عینک هنر به این… ادامه »

حامد بیات
Guest
Member
حامد بیات

توجه کردین بیشتر فیلم هایی که در رتبه های برتر آثار سینمایی جهان قرار دارند یه جوری به مسئله یهودیت ربط دارند… حالا یا به طور کاملا شفاف و صریح و یا به صورت مخفی و در لایه های پنهان فیلم، به آداب و رسوم و سنت و تفکر دنیای یهودیت می پردازد. البته که این امر اتفاقی نیست… مثل همین فیلم ، که در بسیاری از صحنه های آن افکار یهودیت و خواسته هایشان از دنیا ، به صورت هنرمندانه ای در میان متن داستان اصلی گنجانده شده است. ولی اگر بخواهیم صرفاً با عینک هنر به این اثر… ادامه »

Sina R
Guest
Member
Sina R

دوستان فیلم بسیار زیبایی بود و در این موضوع شکی نیست و نظر منفی نمیشه در مورد این فیلم داد فیلم بر پایه امید بسته شده و دلیل این میزان ارتباط بیننده با فیلم دقیقا همین نکتس دو نکته اصلا رتبه بندی imdb نمیشه ملاک قرار داد چون بیننده ها میان اون نمره هارو میدن آیا واقعا فیلمی مثل پاپیون باید نمره ۸ از این سایت بگیره؟ ( و مثال های بسیار زیاد دیگه ) نکته دوم هم اینکه به نظر من فیلمهایی مثل ۱۲ مرد خشمگین ، دیوانه از قفس پرید ، پدرخوانده ۱ ، فارست گامب و یکی… ادامه »

امین عاشوری
Member
Member
امین عاشوری

طوری زندگی کنیم که انگار همین امروز میمیریم و طوری ارزو کنیم که انگار همیشه زنده میمانیم.
(james dean)

Abe
Member
Member
Abe

فیلم واقعا بزرگیه. یکی از فیلمهایی است که هر کس ببینه خوشش میاد. شاهکاره

سلام
Guest
Member
سلام

دوستان به نظرم شما فقط به امید که در واقع پوسته فیلم هست توجه میکنید و به پشت داستان مانند فضای قبل،توی و بعد از زندان که به نظرم نمایانگر تفکرهای مختلف در گذشته و در واقع یک سیری در تاریخ فلسفه است توجه نکردید
مثلا مخفی کردن چکش به عنوان نماد صنعت در کتاب مقدس که نماد دین مسیحیت است در واقع تقابل علم و دین است که علم غلبه میکنه و مثالهای بسیار زیاد از قبیل این.

Vahid
Member
Member
Vahid

برای من درون مایه فیلم از همه چیز مهم تره… و این فیلم یه درون مایه فوق العاده داشت که خیلی رو زندگی من تاثیر گذاشت… امید

علی امیری
Member
Member
علی امیری

فیلم عالیههههههههههههههههههههه

saeed ako
Member
Member
saeed ako

فیلمی ….. 😳 😳 😳

من همیشه ازین سوژه فرار از زندان لذت می برم
حالا اگر یکی مثل دارابونت بسازه که دیگه اوممممم!!!/// 😳 😳

حتی از سری فرار از زندان هم خوشم اومد. هرچنداز سرتاپاش یه نقطه هم منطق نداشت! 😆

shahrooz
Guest
Member
shahrooz

سلام و واقعن خسته نباشید بهتره نقد کامل صد فیلم برتر رو بصورت pdf در بیارین اون هم یکجا تا راحت بتونیم دانلودش کنیم و سر فرصت بخونیم اما اینطوری هی باید تک تک صفحات save بشه که هم وقت گیره هم خسته کننده. ممنون اگه رسیدگی بشه

سعید.
Guest
Member
سعید.

meisam317:سلام 😀 . چیزی فراتر از فیلم برای من ۸) هستش . هر وقت نا امیدی ، ناراحتی ها و همه چیزهای بد اطرافتونو گرفتند و بهتون فشار آوردن برا رها شدن اینو ببینید . ( به همراه سریال فرار ز زندان + اسکافیلدو اندی دفرین الگوهای من هستند 🙄 )

به نظرم الگوهای بهتری هم داریم.
دو تا کارکتر خیالی 😮

حسين فلاحتکار
Member
Member
حسين فلاحتکار

نقل قول از بهزاد رحیمیان: رهایی از شائوشنگ بر مبنای یک رشته فریب تماشاگر شکل میگیرد .ابتدا به نظر میرسد این فیلم [b]دارابونت[/b] ، نخستین کارش در مقام کارگردانی ، درباره دشواری گذران زندان برای یک تحصیل کرده ی پول دار است ، و بعد شکل تقابل و مبارزه میان دو زندانی سیاه پوست و سفید پوست را به خود میگیرد. سپس این دو دوست میشوند و در انتها با همان قصه قدیمیه فرار عجیب و محیرالعقول از زندان روبه رو می شویم ، با حواشی متعدد. پ.ن : واقعا نمونه هایی حتی قبل از این فیلم ، به این… ادامه »

امیراردوان میرانی
Member
Member

شاهکار سینمای جهان هست این فیلم و بهترین فیلمی که تو عمرم دیدم . فوق العادست .

میثم ش
Member
Member
میثم ش

سلام 😀 . چیزی فراتر از فیلم برای من ۸) هستش . هر وقت نا امیدی ، ناراحتی ها و همه چیزهای بد اطرافتونو گرفتند و بهتون فشار آوردن برا رها شدن اینو ببینید . ( به همراه سریال فرار ز زندان + اسکافیلدو اندی دفرین الگوهای من هستند 🙄 )

همایون
Guest
Member
همایون

میتونم به جرعت بگم که رستگاری در شائوشنگ واقعا امید بخشه . به وضوح و به شیوه ای معرکه نشون میده که باید امید داشت و البته برای اون زحمات فراوان و بی دریغی کشید چون امید چیزی نیست که به سادگی به دست بیاد ادی بعد از ۱۹ سال تلاش و داشتن امید تونست رستگار بشه ، این میتونه نقطعه ی عطفی برای افراد نامید و خسته از زندگی باشه تا شاید بیدار شوند و با حمت در راستای دوباره ساختن زندگی شنون باشند. دیالگ به یاد ماندنی و پر معنایی رو هم فراموش کردید "یا خودت رو بازندگی… ادامه »

9
Guest
Member
9

دیالوگ های بیاد ماندنی اندی: می دونی مکزیکی ها درباره اقیانوس چی میگن؟ رد: نه اندی: میگن که خاطره ای نداره. این جاییه که من می خوام بقیه عمرم رو توش زندگی کنم یه جای گرم، بی هیچ خاطره ای —————————————————————————— رد به عنوان راوی قصه: چهل سال برای دستشویی رفتن اجازه گرفتم بدون گفتن اون حتی یه قطره هم نمی تونم بچلونم این یه حقیقت ناگوار برای روبرو شدنه! ——————————————————————————— رد (نقش مورگان فریمن- بعد از گوش دادن به حرف های "اندی" در زندان): بذار یه چیزی رو برات روشن کنم، رفیق. امید چیز خطرناکیه می تونه یه مرد… ادامه »

عادل سبحانی
Member
Member

بابا مرسی از سایت بابت این عیدی شیرین و بزرگ

1 2 3 5