The Searchers (جویندگان)

The Searchers (جویندگان)



کارگردان: John Ford (جان فورد)
نویسنده: Frank S. Nugent (فرانک ناگت),
8.0
0
1.00

خلاصه داستان:

در سال ۱۸۶۸،ایتن ادواردز پس از چند سال به خانه برادرش آرون که با همسرش مارتا و فرزندانشان زندگی می‌کند،بازمی‌گردد. به‌زودی سرخپوست‌ها به خانه آن‌ها حمله می‌کنند و پس از کشتن افراد خانواده،دختر کوچک آن‌ها،دبی،را با خود می‌برند.ایتن جست‌و‌جویی طولانی‌ را بر


نقدها:

-نقد فیلم «جویندگان»:ضدقهرمان تنها

 

فیلم جویندگان كه در میان آثار پرشمار جان فورد، شاهكاری بزرگ به شمار می‌آید، در مارس و آوریل (فروردین) 1956 میلادی برای نخستین بار در آمریكا روی پرده رفت. آن سال اگرچه این ساخته جان فورد در هیچ یك از رشته‌های اسكار نامزد نشد، اما در سال 2008 میلادی، لقب بهترین فیلم وسترن آمریكایی را از آن خود كرد و در فهرست 100 فیلم بزرگ سینمای آمریكا، رتبه دوازدهم را به دست آورد.

 

داستان فیلم از سال 1868 شروع می‌شود، وقتی ایتن ادواردز (با بازی جان وین) از جنگ داخلی آمریكا به ایالت تگزاس باز می‌گردد. او كه خانواده‌ای ندارد، در خانه برادرش ساكن می‌شود. او هنوز در حال انس گرفتن با شرایط جدید زندگی‌اش است كه اتفاقی تلخ و سخت همه چیز را بر هم می‌زند. در حمله ناگهانی افراد قبیله كومانچی، برادر او به همراه همسر و پسرش كشته می‌شوند و مهاجمان دختر كوچك خانواده را می‌ربایند. با بازگشت ایتن و روبه‌رو شدنش با این اتفاق، داستان وارد ماجراها و سفرهای دور و دراز او می‌شود.

 

ایتن به دنبال برادرزاده‌اش است و همین جستجو او را كه تاكنون یك قهرمان بوده، به ضدقهرمان بدل می‌كند. شخصیت اصلی فیلم،‌ درگیر احساساتی دوگانه می‌شود و مخصوصا آنجا كه می‌فهمد برادرزاده‌اش كه هنگام ربوده شدن، دختر بچه‌ای كوچك بوده، حالا زنی بالغ شده و یكی از زنان قبیله كومانچی است و آنان را به عنوان خانواده‌اش می‌شناسد، تصمیم به كشتن او می‌گیرد. ایتن در وضعیتی متناقض قرار می‌گیرد، اگرچه به دنبال یافتن تنها باقیمانده خانواده‌اش است، اما می‌خواهد با كشتن او نجاتش دهد و اینجاست كه تضادهای روح او آشكار می‌شود. او در این جستجوها با سرخپوستی همراه می‌شود كه انگار همزاد خود اوست، یك آواره! و در نهایت معلوم می‌شود همین سرخپوست خانواده ایتن را كشته است، چون سفیدپوست‌ها بچه‌های او را كشته‌اند. رویارویی آن دو به قتل سرخپوست می‌انجامد، اما این تنها یكی از خشونت‌ها و قتل‌هایی است كه از شخصیت اصلی این فیلم شاهد هستیم.

 

جویندگان، بر خلاف دیگر فیلم‌های جان فورد، قهرمان ندارد. جان وین در این فیلم، یك ضدقهرمان تنهاست كه در جامعه راهی ندارد و اعمالی بسیار خشن از او سر می‌زند. از این رو جویندگان را یكی از متفاوت‌ترین فیلم‌های جان فورد باید به شمار آورد.

 

جان فورد سیزدهمین و آخرین فرزند خانواده‌ای ایرلندی و مهاجر به آمریكا بود. در سال ۱۹۱۷ اولین فیلمش را ساخت و تا سال ۱۹۶۶ كه به فیلمسازی ادامه داد، بیش از ۹۰ فیلم را در كارنامه‌اش ثبت كرد. او برای 4 فیلم سینمایی غیر وسترن «خبرچین»، «خوشه‌های خشم»، «دره من چه سبز بود» و « مرد آرام» اسكار گرفت و 2 فیلم مستندش با عنوان «نبرد میدوی» و «هفتم دسامبر» نیز برایش اسكار را به ارمغان آورد. با وجود این كه فیلم وسترن را به نام او می‌شناسند، هرگز برای این آثار جایزه‌ای دریافت نكرد.جویندگان برمبنای فیلمنامه فرانك نئوجنت و با اقتباس از رمانی از آلن لومی ساخته شد و مثل دیگر فیلم‌های وسترن فورد، قهرمان سرگشته او كسی نیست جز جان وین كه در این فیلم در میانسالی به نمادی از سرگشتگی بدل می‌شود.

 

منبع:جام‌جم

تحلیلی بر جویندگان اثر جان فورد:جستجویی قهرمانانه و شوالیه وار

 

داستان فیلم سرتاسر غرب را در برمی گیرد- از شمال تا کانادا و از جنوب تا مکزیک- اما انگار بازیگران هیچ گاه از دره مانیومنت (لوکیشن محبوب فورد) خارج نمی شوند. دره مانیومنت، نزد فورد چیزی بیش از یک مکان فیزیکی است؛ حالتی است ذهنی. زیبایی اش یادآور نظریه های شاعران انحطاط گرا در باب زیبایی شناسی بیهودگی است، زیرا هم بن بست است و هم ارزش غایی. دورنمای غریب و غول آسای آن یادآورچیزی نیست مگر یک چشم انداز غیر زمینی. این است که استنلی کوبریک از آن در فصل دروازه فضا، در ادیسه فضایی ۲۰۰۱ بهره می برد. جویندگان، کیفیت آشکار و در عین حال نامحسوسی دارد که شاهکار هر هنرمندی را تبیین می کند. حس اینکه وی از محدوده های مرسوم فراتر رفته، عمیق ترین اعتقاداتش را در بوته آزمون نهاده و تا آن جا خطر کرده که حتی از حد انتظارمان نیز پیش تر رود. قهرمانش، ایتن ادوار، آمیزه بی ثباتی است از تمامی پارادوکس هایی که فورد از دلیجان به بعد در قهرمان های وسترن خویش یافته است. آواره ای که درحسرت خانه می سوزد. هم یاغی، هم قهرمان جنگی یکه سواری دلاور، اما قاتلی حرفه ای. ایتن در پی کشتار خانواده برادرش و به اسارت گرفته شدن فرزندشان به دست کومانچی ها، ادیسه پنج ساله ای را در طول مرز آغاز می کند. مسیر او در دل دشت های خطرناک و سحر آمیز می گذرد. حتی بیش از وسترن های اولیه فورد «سرزمین» در اینجا حضوری زنده و مسلط دارد.

 

دراین فیلم، بسیاری از حوادث اصلی در دل صخره ها، شکاف ها و پرتگاه ها رخ می دهد، بسیار بیش از آنچه معمول فورد است، نمای (روبه پایین) وجود دارد. تک افتادگی حماسی ای که این چشم اندازهای عظیم هوایی القا می کند، به جستجوی ایتن تقریبا رنگ و بویی فوق طبیعی می دهد، به گونه ای که وی از بیش تر شخصیت های ملال آور دیگر آثار وسترن متمایز می شود. شیاطینی که او را پیش می رانند- و تقریبا بر خلاف میلش- گویی از سرزمین (ریشخند و شیطنت) ریشه می گیرند. قتل عام خانواده، واقعه ای سخت هولناک و غیرمنتظره، وحشیانه و بی دلیل، فقط سرآغاز زنجیره طولانی وقایعی باورنکردنی است که ایتن را آشفته می سازد و در نهایت، او را به جنون می کشاند. در محدوده تقارن کلاسیک داستان – فیلم با بازشدن در به روی ایتن، که سواره از برهوت به این سو می آید، آغاز می شود و با بازگشت وی به بیابان و بسته شدن در، پایان می یابد- فورد خط سیری ذهنی را در پیش می گیرد.

 

فیلم در واقع انحراف از مسیر نیست، بلکه تبلور هراس ها، دغدغه ها و تضادهایی است که از زمان بازگشت فورد از جنگ جهانی دوم تا کنون، در لایه زیرین آثارش در جوشش بوده است. ژان لوک گدار در تحلیل درخشانش به این موضوع اشاره می کند: «این است راز و جذبه سینمای آمریکا… در حلقه پایانی جویندگان، چگونه می توانیم از جان وین متنفر نباشم وقتی از «گلدواتر» حمایت می کند و در عین حال با جان و دل دوستش نداشته باشم، آن گاه که ناتالی وود را ناگهان در آغوش می فشارد؟»

 

ایتن هم قهرمان است و هم ضد قهرمان، مردی که به رغم بریدن از جامعه اش، با نام آن دست به عمل می زند. نقاط قوت و ضعفش، همچون بیم و امید سرزمین پیرامون، خلاصی ناپذیرند. جویندگان در لایه سطحی، به شدت رمانتیک است- جست و جویی قهرمانانه و شوالیه وار- که اما نیت و انگیزه های این قهرمان، آلوده است. با ادامه جست و جو، فورد رفته رفته اصول اخلاقی اش را زیر پا می نهد. (پنه لوپه) ای در کار نیست تا نقطه پایانی بر جست وجوی قهرمان باشد، زیرا زن محبوبش، همسر برادرش بود که از همان آغاز کشته شده، حادثه ای که سفرهای طولانی اش را پوچ و نامعقول نشان می دهد. ایتن در جستجوی برادرزاده اش برمی آید، اما پس از روبرو شدن با جسد لوسی و درک اینکه دبی ناگزیر زنی سرخپوست خواهد شد به بن بست می رسد و جز به انتقام نمی اندیشد. در نهایت وقتی با دبی روبه رو می شود، سعی می کند او را بکشد. این جست و جو احتمالا ناکام می ماند اگر ماس هارپر پیر (یک دلقک شکسپیری با بازی هنک واردن) تصادفا دبی را نمی یافت؛ آن هم پس از اینکه ایتن سالها ردپایش را گم کرده بود. ایتن دوباره گمش می کند و ماس او را باز می یابد. همین وضعیت و در کنارش طنز نظم ناپذیر و آنارشیستی فیلم است که منتقدان معاصر درکش نکرده اند. از قضا طبع شوخ فورد یکی ازکارآمدترین استعدادهای نهفته اوست. در بهترین آثارش، خط پی رنگ آزادانه بین تراژدی و کمدی در نوسان است، با عناصری طنزآمیز که متضمن تفسیری یکدست از معنای درام است. کمدی که ممکن است اصطلاحی کلی، غیر متعارف و عجولانه به نظر آید، برای شعر بصری فورد واژه ای سردستی است.

 

همه قهرمانان فورد، خواه قانون شکن باشند، خواه نماینده قانون، برای ساحت خانواده، ابهتی ذاتی قائلند (این امر در نزد فورد، بی نیاز از دلیل است. وقتی منتقدی فرانسوی از او پرسید که چرا در آثارش «مضمون خانواده» این قدر مهم است، پاسخ داد: «ببینم، تو مادری داری، مگه نه؟». از این مردان، برخی انتقام جوی کشتار اعضای خانواده خویش اند. گروه دیگر خود را فدای یتیمان می کنند. سواره نظام هم کارش ایمن سازی اراضی برای اسکان مهاجران است. در عوض هر کدام به نوعی آواره اند: وظیفه آنها در مقام دفاع از جامعه نوپا، وادارشان می کند که در بیابان و در کنار دشمنان همین جامعه زندگی کنند، یعنی سرخپوستان. اما از خیل وسترن های فورد، فقط ایتن خشونتش را بر «ضد» خانواده اش اعمال می کند- بر ضد دبی، که می توانست اصلا دختر خودش باشد- و این چیزی است که از او چنین شخصیت بی قرار و پیچیده ای ساخته است.

 

با ادامه جست و جو، تشخیص تفاوت میان قهرمان بودن ایتن و ضد قهرمان بودن اسکار، همتای سرخپوست او، لحظه به لحظه دشوارتر می شود. ایتن از سرخپوست ها متنفر است (آیا به آزادی شان حسادت می ورزد؟) به یقین اسکار و ایتن تنها شخصیت هایی هستند که همدیگر را کاملا درک می کنند، زیرا انگیزه هایشان بسیار مشابه است. سرانجام در می یابیم که کشتار خانواده، که در ابتدا کاملا بی دلیل به نظر می رسد، در انتقام مرگ فرزندان اسکار صورت پذیرفته است. او به ایتن می گوید: «دو پسرم را سفیدها کشتند. به خاطر هرکدام، پوست سر خیلی ها را می کنم. » این انتقام بدوی تا بی نهایت ادامه می یابد. آخر هم ایتن پوست سر اسکار را می کند. در ابتدای جستجو، صحنه بسیار عجیبی وجود دارد که در آن ایتن به چشمان یک سرخپوست مرده شلیک می کند- تا بنا بر یک از باورهای- کومانچی ها- آن مرد هرگز به دیارمردگان وارد نشود و مجبور باشد «تا ابد در میان بادها سرگردان بماند. » این کار ایتن به نظر نوعی انتقام جویی کورکورانه است- یا دهن کجی به یک فرهنگ بیگانه- کنشی که در حقیقت رنگ وبویی از خویشاوندی و قرابت دارد. ایتن، خود، محکوم است که تا ابد در میان بادها سرگردان بماند. او که نومیدانه دریافته جایی در جامعه متمدن ندارد، در قالبی بدوی فرو می رود. عاملی که ایتن را ترغیب می کند تا از بیابان دل بکند، یک وسوسه خانوادگی است- عشقش به مارتا- که در عین حال وسوسه ای است آشوبگرانه، چون حضورش تهدیدی برای دوام خانواده است.

 

منبع:سرزمین سینما

ممکن است شما دوست داشته باشید

4
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
4 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 Comment authors
SINA PARSAAbemilad_851991حرف Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
SINA PARSA
Member
Member
SINA PARSA

شاهکار بلامنازع . واقعا فیلم پیچیده و عمیقیه . یکی از اهداف فورد نمایش تمام عیار احساسات دوگانه ی انسانه . این فیلم جای بحث بسیاری داره چون مفاهیم عمیق و مهمی در بطن داستانش نهفته اس . بازی جان وین بزرگ به عقیده ی من نه تنها بهترین بازی عمرش بود بلکه به نظرم یکی از بهترین بازی های تاریخ بود . نقد جوزف مک براید به نظرم بهترین و دقیق ترین نقد بود .

Abe
Member
Member
Abe

واقعا میشه گفت فیلم خاصی بوده نسبت به اون زمان. فیلم خوبی بود. چیزی که نظر منو خیلی جلب میکرد جلوه های کمدی بود که واقعا جالب بود. همینطور اینکه تو فیلم از اغراق استفاده نشده بود. اما مشکلم با فیلم این بود که خیلی جامعه ی سرخپوست آمریکا رو بد نشون میداد. میشه گفت میخواست تحقیرشون کنه(البته تو چند تا فیلم دیگه از جان فورد هم این مسئله نشون داده میشه. هر چند در یکی از فیلمهاش سعی کرد این کارو جبران کنه). حتی جان وین هم یکی از دشمن های سرخپوست ها بوده. اگر از این نکنه ی… ادامه »

milad_851991
Guest
Member
milad_851991

هر وقت آمریکایی ها خواستن فرهنگشون رو ارتقا بدن و یا رویه زندگیشونو عوض کنن بوسله سینماشون چقدر خوب تونستن انجامش بدن.فیلم فوقالعاده ای بود.

حرف
Guest
Member
حرف

استاد جانفورد