نقد و بررسی فیلم The Night of the Hunter (شب شکارچی)

کارگردانان : Charles Laughton, Robert Mitchum

نویسندگان : Davis Grubb, James Agee

بازیگران : Robert Mitchum, Shelley Winters, Lillian Gish

خلاصه داستان : فیلم بر اساس زندگی واقعی مردی به اسم هری پاول می باشد. هری یک مذهبی افراطی و در عین حال یک قاتل زنجیره ایست که با بیوه ساده لوحی ازدواج می کند و…

 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

[nextpage title=”“شب شکارچی” شب وحشت”]

نویسنده: حسن نیازی

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/1-The-Night-of-the- Hunter.jpgبازیگر شاخص سینما «چارلز لاتن» در تنها اثری که کارگردانی کرد، یعنی، «شب شکارچی» دست به کار شگفت انگیزی زد. شب شکارچی فیلم غریبی ست؛ «لاتن» داستان را با تاریکی آغاز می کند، که ستارگان آسمان به آن تاریکی، درخشش و روشنایی می دهند. در دل تاریک آسمان صورت کودکی نمایان می شود، و در مرکز آن، صورت آرام و مهربان «لیلیان گیش» متنی از انجیل را به عنوان درآمدی بر داستان، تمثیلی از خوب و بد و معصومیت و گناهکاری را بیان می کند. پس از آن فیلم با گذر از کنار ساحل رودخانه و اجتماع کودکانی که مشغول بازی هستند، به پیکر بی جان یک زن می رسد. سپس، شخصیت خاطره انگیز فیلم، هری پاول (رابرت میچام) را نشان می دهد که رو به سمت پایین جاده می راند و با خدای خود سخن می گوید! این تصویر مردی را که احتمالا ذهنی آشفته دارد را به ما می نمایاند؛ یا او یک انتقام جوی تمام عیار است و یا تنها یک مجرم ناچیز است که طبق عادت پشت نقاب دین و خدا پنهان شده است. به هر حال ما او را انسان شر و بدی می بینیم. او همراه با «بن هارپر» بی خیال، زندانی ست که دو نفر را کشته و چند هزار دلار پول دزدیده است و آنها را در مکانی که تنها دو فرزندش از آن مطلع هستند مخفی کرده است. بعد از آزادی، «پاول» به شهر سفر می کند و تلاش می کند تا از فرزندان آن مرد، محل پول های دزدی را پیدا کند؛ حتی با مادر بیوه آنها، ویدا «شلی وینترز» ازدواج می کند و او را به قتل می رساند و سپس آن دو بچه را در طول ساحل تا وطن شان تعقیب می کند.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/2-The-Night-of-the- Hunter.jpgشب شکارچی، احتمالا یکی از ترسناک ترین و دلهره آورترین فیلم هایی ست که تا کنون ساخته شده است. «چارلزلاتن» در سبک کار خود که شاید یادآور اورسن ولز و آلفرد هیچکاک است، ید طولایی دارد. ترکیب های دیداری لاتن، پیچیده، زیبا و رویایی هستند. علاوه بر این سبک هنری او، بدون خدشه و ایراد است “فقط اگر «جان هارپر» (بیلی چاپلین) جوان را در گفتگو با خواهر کوچکش «پرل» (سالی جین بروس) ببینیم که ماجرای پادشاه آفریقایی را برایش تعریف می کند، در این حین به ناگاه با دیدن سایه ای مهیب، از گفتن می ماند، به این مطلب پی می بریم.” او اطراف را می گردد و مردی را پیدا می کند که خاموش در کنار روشنایی چراغ نفت سوز کنار خیابان ایستاده است. آن ترکیب کامل و بدون ایراد، فیلمبرداری بی نقص، بازی فوق العاده و دیالوگ های هیجانی، هر صحنه از فیلم را به یک نمونه کلاسیک در هنر فیلم سازی تبدیل می کند. شب شکارچی، یکی از بهترین فیلم هایی است که کاملا نمایشی از خوبی و بدی است. آن کودکان شجاعی را به تصویر می کشد که هدف خشونت هستند، به خاطر پولی که هیچ وقت از آن استفاده نکرده اند. در این فیلم اشارات زیادی به انجیل شده است و ساده ترین آنها نیز در میان خوبی و بدی است؛ در واقع تنها شامل هاری پاول است که از ملک «راشل کوپر» (لیلیان گیش) نگهداری می کند. این فیلم داستان هیولایی است که در تعقیب دو کودک است، که سرانجام توسط یک فرشته زیبا حمایت می شوند، یک پیرزن مهربان که از بچه ها سرپرستی می کند (از دو فرزند هارپر). آنها در یک دوئل شرکت می کنند که تفصیل آن نبرد میان خوبی و بدی می شود. صدای مردانه پاول و صدای مهربان مادربزرگ کوپر آوازهایی از انجیل را زمزمه می کنند: شیوه های سینمایی لاتن در این تنها اثر خود رویایی و شگفت انگیز هستند.

«صحنه به یاد ماندنی»

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/13-The-Night-of-the- Hunter.jpgصحنه معروف کنار رودخانه با جستجوی همراه با عصبانیت، پاول، در تعقیب آن دو کودک آغاز می شود. در میان آسمان پرستاره و آرام، پرل کوچک یک لالایی می خواند. با این همه همگی ما از آنچه که اتفاق افتاده است و آنچه ممکن است اتفاق بیافتد آگاهیم؛ اما، لاتن، جرات این را دارد که صحنه رویایش را به گونه ای دنبال کند که داستان را به سمت یک داستان رویایی پریان ببرد، البته اگر آن را در منظر یک فیلم نبینیم. نتیجه چیزی است که بسیار دور از تصور است و از لحاظ سینمایی زیباست. تمامی صحنه رودخانه پر از شگفتی است.

بعد از تماشای فیلم، چنین به نظر می رسد که «چارلزلاتن» فیلم های دیگری را در دست ساخت دارد. اما افسوس که «شب شکارچی» از لحاظ تجاری موفق نبوده، و لاتن به همین خاطر سوگند خورد که دیگر فیلمی را کارگردانی نخواهد کرد. «جیمز ایجی» به ظاهر فیلمنامه را از رمان دیوید گراب گرفته است؛ اما رابرت میچام در مصاحبه ای می گوید که لاتن علاقه ای به فیلمنامه ایجی نداشته و فقط پول فیلمنامه نویس را پرداخته و تمامی آن را به گونه ای دیگر بازنویسی کرد.

فیلمنامه این فیلم در کتابفروشی های معتبر کشور موجود است. ترجمه: حسین نعیمی. نشر نی.

نویسنده: حسن نیازی

منبع: سرزمین سینما

 

[nextpage title=”داستان و نقدی بر فیلم «شب شکارچی»”]

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/3-The-Night-of-the- Hunter.jpgبن هارپر بعد از سرقت و قبل از دستگیری پول سرقت شده را پیش کودکانش پنهان می کند. هری پاول(رابرت میچم) واعظ مذهبی که به جرم اتومبیل دزدی با هارپر هم سلولی است بعد از آزادی و اعدام هارپر به خانواده او نزدیک می شود و با همسر او ویلا(وینترز) ازدواج می کند تا بتواند محل پول ها را پیدا کند. پاول بعد از کشتن ویلا و با تهدید بچه ها از محل پولها- داخل عروسک دختربچه- آگاه می شود اما بچه ها از دست او می گریزند….

فیلم ظاهری آرام اما هولناک دارد. این تناقص از ابتدا و از تیتراژ خود را نشان می دهد، در بک گراند آسمان پرستاره و آرام با همراهی موسیقی پرهیجان. پیرزنی(گیش) که در حال روایت داستانی از انجیل برای بچه هاست که درونمایه اثر هم از این روایت تاثیر گرفته است، روایت افرادی که ظاهر یک بره اما سیرت یک گرگ را دارند. گفته های پیرزن روی تصویری ادامه می یابد که در آن یک جمع از کودکان با یک جسد مواجه شده اند: یک درخت خوب نمی تواند میوه شیطانی به بار بیاورد و یک درخت فاسد نمی تواند میوه خوبی را به ثمر بنشاند.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/4-The-Night-of-the- Hunter.jpgبعد از اتمام گفته های پیرزن با شخصیت هری پاول(رابرت میچم) آشنا می شویم، واعظی که سوار بر اتومبیل در حال گفتگو با خداست. شخصیتی پیچیده که بر پشت دستانش دو عنوان را خالکوبی کرده: نفرت(HATE) بر دست چپ و عشق(LOVE) بر دست راست. زمانی که در یک بار با انزجار در حال تماشای رقص یک زن رقاصه است دست سمت چپ را می بینیم و بعد از دستگیری در همین صحنه(به جرم دزدیدن اتومبیل) و در پشت میله های زندان و هنگام مونولوگش با خدا، دستی که کلمه عشق را خالکوبی کرده است.

بعد از اعدام هارپر به موازات صحنه هایی که صاحبان مغازه ای که همسر هارپر، ویلا(وینترز) در آن کار می کند او را به ازدواج تشویق می کنند صحنه های قطار با سوتی ناهنجار، هشداری از اتفاقی شوم می دهد که در راه است. همان شب که پسرک(جان) برای خواهرش(پرل) قصه می گوید وقتی به بخش آدم بدۀ قصه می رسد سایه ی ترسناک مردی که از پنجره بر اتاق می افتد(سایه پاول) نشانۀ دیگری از پیش آمدی شوم است.

پاول خود را به خانواده نزدیک می کند. پسرک از ابتدا به پاول بدگمان است و وقتی او به نقل از پدر در مورد محل پول ها می گوید لبخند پسرک او را از دروغگویی پاول مطمئن می کند.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/5-The-Night-of-the- Hunter.jpgدر سکانس با تاثیر دوگانه، دختربچه پول ها را از عروسک بیرون آورده و دارد آدم کاغذی درست می کند، صحنه ای طنزآلود به نظر می رسد اما وقتی جان دارد پول ها را جمع می کند و پاول پشت سر آنها ظاهر می شود تعلیق و ترس است که بر صحنه حاکم می شود.

یکی از بهترین سکانس های فیلم صحنه قتل مادر است، سکانس پیش(مقدمه سازی تصویری برای سکانس منجر به مرگ) و پس از قتل(سر به نیست کردن جنازه) اهمیتی به سزا دارند. خروج مادر از محل کارش در صحنه ای مه آلود که به تدریج محو می شود، رسیدنش به بیرون خانه که صدای پاول را می شنود که با تهدید بچه ها، می خواهد محل اختفای پول ها را بفهمد.

سکانس مرگ در اتاق خواب از لحاظ صحنه آرایی و نورپردازی بی نظیر است. اتاق خواب به شکل صحن کلیسا در آمده(که یادآور کلیساهای سبک گوتیک است)، ویلا به آرامی در تخت دراز کشیده و پاول که می داند ویلا از نیت او با خبر شده قصد کشتن او را دارد. چهره آرام ویلا در هاله از نور(به سان یک فرشته) از آگاهی او از حقیقت و پذیرفتن تقدیرش دارد. زاویه دوربین و نورپردازی چهره پاول(با کنتراستی شدید) ذات شریر و شیطانی او را بیشتر نمایان می کند. سکانسی که دلبستگی کارگردان و فیلمبردار را به سینمای اکسپرسیونیستی نشان می دهد، یک سکانس اکسپرسیونیستی تمام عیار. استفاده ازعدسی واید در این صحنه بر تشدید حس دلهره این سکانس افزوده است.

صحنه قتل مادر (که نمی بینیم) کات می شود به بچه ها که آرام و بی خبر خوابیده اند.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/6-The-Night-of-the- Hunter.jpgسکانس جنازه ویلا در اعماق آب هم درخشان است. جنازه در ماشینی به رودخانه پرت شده، موهای شناور جنازه و ریسمان های شناور، نورپردازی این صحنه، همه کیفیتی شاعرانه به این صحنه داده است. (به گفته فیلمبردار فیلم برای این صحنه از یک آدمک مومی استفاده شده و در یک مخزن آب استودیو فیلمبرداری شده است)

نیمه اول فیلم با ادای دینی به فاصله گذاری مرسوم در سینمای کلاسیک به پایان می رسد.

درنیمه دوم آرامش ظاهری در روابط هری پاول با کودکان دگرگون می شد و کشمکش و به دنبال آن تعقیب و گریز آغاز می شود.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/7-The-Night-of-the- Hunter.jpgتعلیق صحنه ای که کودکان در زیرزمین پنهان شده اند، آمدن خانم آیسی (صاحبکار ویلا)و بیرون آمدن بچه ها، رفتن خانم آیسی و تنها ماندن بچه ها با ناپدری قسی القلب عالی از کار در آمده، صحنه سر میز شام و تقابل پاول با بچه های گرسنه(با آن صحنه که دختربچه برای بدست آوردن غذا گریه می کند) قساوت و بی رحمی او را بیشتر نمایان می کند.

پاول در نهایت با تهدید محل پول ها(در عروسک پرل) را می فهمد اما بچه ها موفق به فرار می شوند. صحنه ای که در رودخانه موفق به فرار به قایق پدرشان می شوند نمای قایق در پیشزمینۀ رودخانه و آسمانی آرام و با آوازی که دختربچه زمرمه می کند می تواند تلقی شروع یک رویا بعد از کابوسی وحشتناک باشد، رویایی کوتاه.

سکانس دیگری که می توان به آن اشاره کرد شبی است که بچه ها در انباری می گذرانند. زمانی که بچه ها به این مکان رسیده اند(در یک نمای طولانی مدت) در یک کادربندی زیبا، خانه و انباری و رودخانه در نمایی قرینه و آرامبخش دیده می شود اما وقتی جان صدای پاول را شنیده و در ادامه او را(در یک نمای ضد نور می بیند) و مجبور به فرار می شوند رودخانه ناآرام است. با یک تمهید تصویری، آرامش ابتدایی و هراس بعدی به ببننده منتقل می شود.

بچه ها توسط خانم کوپر(لیلیان گیش) نجات پیدا می کنند که از چند کودک بی سرپرست هم نگهداری می کند. پاول تا آنجا رد بچه ها را دنبال کرده اما ممانعت خانم کوپر روبرو می شود. پاول شب در قامت شکارچی منتظر فرصتی مناسب برای حمله است. خانم کشیک می دهد و صحنه ای که کودکان را در اتاق خواب می بینیم- از لحاظ صحنه و نورپرداری- شبیه سکانس قتل مادر است. پاول با تیر خانم کوپر زخمی و پس ازدستگیری، محاکمه می شود و قتلهای دیگرش(بیوه زنان دیگری) آشکار می شود.

*

بارزترین ویژگی فیلم که در ذهن می ماند فیلمبرداری بی نظیر آن است. کار درخشان استنلی کورتز(ضیافتی از نور و سایه و قاب بندیهای حساب شده) بر ارزش فیلم افزوده، و تماشاگر را متقاعد می کند که هر نمای فیلم با وسواس و دقت طراحی و اجرا شده است. در صحنه های دلهره آور، تصاویر انتزاعی و اکسپرسونیستی، حس فضا را تشدید می کنند.

علاقه کارگردان و فیلمبردار به سینمای اکسپرسیونیسی و نشانه های و ویژگی های این سبک (در نورپردازی، صحنه آرایی و زوایای دوربین) آشکار است.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/8-The-Night-of-the- Hunter.jpgکورتز در گفتگویی بیان می کند که همراه کارگردان بیشتر آثار گریفیث(کارگردان معروف دوران صامت)را دیده و شاید انتخاب هنرپیشه نامدار دوران صامت-لیلیان گیش- ادای دینی به این دوره بوده است. گیش در این فیلم در نقش پیرزنی مهربان، نمادی از آرامش و اطمینان برای جان و پرل و کودکان دیگر است.

بازی رابرت میچم در نقش مردی به ظاهر مبلغ دین با لباسی سرتاسر تیره و تجسمی از شر و سنگدلی به یاد می ماند.، کاراکتری پیچیده که به آسانی و ظاهری حق به جانب دیگران را فریب میدهد اما پسرک(جان) – کودکی معصوم – از ابتدا پی به شخصیت واقعی پاول می برد. این شرارت در تقابل با معصومیت کودکان -به ویژه دختربچه در صحنه ای که میچم از دادن غذا به کودکان گرسنه تا گفتن محل پول ها امتناع می کند و دخترک معصومانه به سمت ظرف غذا نزدیک می شود اما پاول دست او را پس می زند -سوی دیگری از وجود تاریک پاول را نشان می دهد.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/9-The-Night-of-the- Hunter.jpgصدای هری پاول که عنوان بچه ها را کشیدگی صدایش ادا می کند یا آوازی که با موتیف تکیه کن تکرار می شود به آوایی ترسناک و بخش کلیدی از شخصیت پاول- در زمان عدم حضورش- تبدیل شده است

آشنایی کودکان در اولین صحنه با تصویری ترسناک از هری پاول است و مدام او را در همین هیبت،سایه ای ترسناک یا به صورت ضد نور و در هاله ای از سیاهی، می بینیم. صحنه فرار به سمت قایق، شبی که بچه ها در انباری خوابیده اند و با صدای پاول که از دور به گوش می رسد بیدارمی شوند و…

چارلز لاتن، بازیگر نامدار، در تنها تجربه کارگردانی اش، اثری متفاوت ساخته که شاید شیوه روایی و تمهیدات بصری آن در زمانه خود برای تماشاگران و منتقدین نامتعارف جلوه می کرد، شکست فیلم در گیشه و جلب نظر منتقدان را شاید بشود از این زاویه دید.

فیلمبرداری کورتز برای هر علاقمند فیلمبرداری و شیفته سینما یک کلاس درس در این زمینه است.شب شکارچی نشان می دهد بدون خشونتی آشکار؛ با آرامشی ظاهری و به مدد نورپردازی و استفاده خلاقانه در این زمینه، می توان فیلمی هولناک ساخت.

منبع: کافه کلاسیک

 

[nextpage title=”سونامی‌های سینمایی : شب شکارچی (۱۹۵۵)”]

نویسنده: دیوید تامسون

ترجمه: امیررضا نوری‌زاده

از برخی از فیلم‌ها در تاریخ سینما به‌عنوان فاجعه یاد می‌شود اما برخی از این فاجعه‌ها یا به تعبیر بهتر شکست‌ها، به شکلی ناخواسته تاریخ سینما را برای همیشه تغییر داده‌اند. در این مقاله دیوید تامسون، منتقد و تاریخ نگار سینما نگاهی به برخی از مهم‌ترین فیلم‌های یاد شده دارد که ما توجه شما را به بخش مربوط به فیلم شب شکارچی جلب می کنیم.

شب شکارچی (۱۹۵۵)

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/10-The-Night-of-the- Hunter.jpgفیلمی که به تماشاچی یاد داد همیشه حق با او نیست یادم می‌آید که در یک اکران خصوصی در دهه ۱۹۷۰ این فیلم را برای تعدادی از آمریکایی‌ها نمایش دادم،کودکان با این فیلم مشکلی نداشتند و فقط کمی تحت‌تأثیر خشونت آن قرار گرفته بودند اما تعدادی از بزرگسالان که از قضا از مهم‌ترین افراد در این اکران بودند معتقد بودند که فیلم مسخره و بی‌سرو ته است و خاطرنشان کردند که به همین دلیل بوده که در زمان اکران عمومی هم شکست خورده است. البته حق با آنها بود چراکه این شکست به قدری سخت بود که چارلز لافتون تمامی امیدهایش برای کارگردانی یک فیلم دیگر را از دست داد ولی همین فیلم پس از ۵۰ سال به‌عنوان یک شاهکار در کتابخانه کنگره آمریکا اکران شد و از آن تقدیر به عمل آمد و تاکید شد که باید از آن به بهترین وجه محافظت شود.

در اوایل دهه ۱۹۵۰ پل گریگوری با لافتون در زمینه تئاتر همکاری داشت و هر دوی آنها تمایل داشتند که یک کار سینمایی مشترک داشته باشند. آنها رمانی از دیویس گراب درباره یک کشیش دیوانه را انتخاب کردند که دست به سرقت پول از دو کودک می‌زند و پس از آن مادر این دو کودک را به قتل می‌رساند.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/11-The-Night-of-the- Hunter.jpgاین داستان برای اقتباس سینمایی در دوره خود یک اثر بحث‌برانگیز می‌توانست باشد و پس از اینکه جیمز اگی- فیلمنامه نویس اولیه- در کار خود به کتاب بیش از حد وفادار ماند و نتیجه کار فیلمنامه‌ای طولانی شد، چارلز لافتون تصمیم گرفت که فیلمنامه را بازنویسی کند. او استنلی کورتز را به‌عنوان فیلمبردار انتخاب کرد و از او خواست تا فیلم‌های گریفیث را الگو قرار دهد. هیلیارد براون، مسئول طراحی صحنه شد و والتر شاومن موسیقی فیلم را ساخت اما شاید بدون کمک بازیگران، این فیلم هرگز به نتیجه نمی‌رسید. رابرت میچم که نقش کشیش را ایفا می‌کرد عامل اصلی تامین هزینه‌های فیلم بود اما بی‌تفاوتی‌ای که میچم در طول بازی در این فیلم از خود نشان می‌دهد کاملا برای همه مشخص است. شلی وینترز دیگر هنرپیشه فیلم، از شاگردان خود لافتون بود.

شب شکارچی هیچ شباهتی به یک فیلم آمریکایی –لااقل در دهه ۱۹۵۰ – ندارد اما در آن زمان نیاز بود که فیلم‌هایی متفاوت ساخته شوند و این روند در سینمای جهان آغاز شود. شب شکارچی تنها یک فیلم بزرگ نیست بلکه هر چیزی که در مورد آن در زمان اکران غلط به‌نظر می‌رسید اکنون کاملا صحیح است و این تماشاچی بوده که درزمان اکران فیلم سخت در اشتباه بوده است.

ترجمه: امیررضا نوری‌زاده

منبع: همشهری

 

[nextpage title=”یادداشتی بر فیلم «شب شکارچی»”]

مرد سوار بر اسب، با صدایی گیرا ترانه ای برگرفته از یک سرود لوترین (مسیحی پروتستان) قدیمی را زمزمه می کند و از سمت چپ کادر، به فضای اکسپرسیونیستی و دو بعدی تابلو گونه ای وارد شده و پس از طی کردن مسیر خلوت از جسم، ولی پر از نور و سایه، به سمت انتها، خانه های سیاه روان می شود…

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/12-The-Night-of-the- Hunter.jpgشب شکارچی، فیلمی ست که تاثیر بسیار زیادی روی درک من از تصویرهای متوالی، و یا به قول معروف، سینما، گذاشت. هنر بکار رفته در این فیلم، تنها منحصر به صحنه های زیبای میکس شده با موسیقی های دلپذیر (که شاید نمونه های بسیار موفق معاصرش را بتوان در آثار تارانتینو یافت)، بازی های خیره کننده و یا روایت داستانی جذاب نبود.

نور و سایه، دو عنصر به ظاهر متضاد، در این فیلم چنان هنرمندانه در کنار دیگر عوامل بکار گرفته شده بودند که تاثیر مضامین بر ذهن مخاطب را، چه در زمینه ی انتقال مفهوم تک تک تنما ها، و چه به عنوان آیتمی معنی دار در خط سیر کلی داستان، به حد کم نظیری می رساندند.

نکته ی قابل تامل راجع اینگونه افراط در کانترست ها و فرق آن با سینمای باشکوه وایمار تعداد فریم ها در واحد زمان است که عامل مهمی در تعیین ریتم فیلم است. از این روست که امکانات تکنولوژیک در سال ۱۹۵۵ چارلز لفتون را قادر ساخت تا تریلری با فضایی اکسپرسیونیستی، ولی با ریتمی پایین برای بالا بردن بار دراماتیک و روایی فیلم بسازد.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/13-The-Night-of-the- Hunter.jpgنتیجه، شب شکارچی، اولین و آخرین ساخته ی سینمایی این کارگردان با استعداد، با بازی فراموش نشدنی رابرت میچام در نقش اصلی از آب درآمده است.

“فرزندان من، در مسیر زندگیتان از پیام آوران دروغین بهراسید. چرا که آنان گرگانی در لباس میش هستند”

رورند (مبلغ پروتستان) هری پاول، یک بیمار روانی با انگیزه های میسوژنیستی (ضد زن) ملهم از آموزه های کتاب مقدس، در حین سفر و (بظاهر) تبلیغ آیین پروتستان در ایالت های جنوبی آمریکا در دهه ی پر از فقر و بیکاری سی میلادی، به اغفال زنان روستایی و ساده و مذهبی و قتل آنها با انگیزه ای صرفا مادی ست که درگیر ماجرای دزدی از بانک مردی می شود که با سرقت ده هزار دلار برای تامین همسر و دو فرزندش محکوم به اعدام شده است.

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/14-The-Night-of-the- Hunter.jpgاعدامی که با ابراز شک افسر عاملش از انسانی و اخلاقی بودن یا نبودن شغلش به شکل پرسشیی در می آید، ولی همانجای داستان رها می شود و تا انتهای فیلم بدون اشاره می ماند. (و دقیقا همین مفهوم در فیلم است که من را متقاعد می کند که شب شکارچی را در زمره فیلمهای پروپاگاندا طبقه بندی کنم)

باقی داستان برای رورند پاول محتوم است: خداوند وی را در مسیری قرار داده که وی را در مقابل وسوسه های ناشی از آن عاجز آفریده است: مسیری پر از پول و یک زن بیوه.

ظرافت بکار رفته در پردازش داستان به قدری زیاد و پرمعنی و کانسیستنت (همگرا و در خدمت اهدافی واحد) است که تنها با دیدن این اثر و لذت بردن از آنهاست که به درستی دریافت می شود. موسیقی های محلی با مضامین مذهبی، کلوز-آپ های متعدد از جانوران بومی جنوب که اغلب به نماهایی از دو کودک در حال فرار منتهی می شوند (Lambs of God)، و کلوز-آپ های دیگری از جانوران گوشتخوار که به نماهایی از رورند پاول ختم می شوند(گرگ در لباس میش)، تدوین غیر متعارف ولی شورانگیز در نقاط حساسی داستان مانند برخورد رورند پاول با کودکان حین تعقیب و گریز، یا خانم کوپر که به افزایش دلهره می انجامند و غیره…

استنلی کورتز، مدیر فیلمبرداری این فیلم که سابقه ی همکاری با کارگردانان بزرگ دهه ی باشکوه چهل آمریکا را دارد اذعان کرده است که چارلز لفتون (شب شکارچی) و اورسون ولز تنها کارگردانانی بودند که قادر به درک نور، “این پدیده ی خارق العاده ی غیر قابل توصیف” بودند.

منبع: چه سر سبز دره ی من بود

 

[nextpage title=”سه یادداشت کوتاه بر فیلم «شب شکارچی»”]

ویستا:

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/16-The-Night-of-the- Hunter.jpgجنوب آمریکا، دوره بحران اقتصادی. واعظی روان‌پریش، "هاری پوئل" (میچم)، روی انگلشت‌های دست راست خود کلمه "عشق" را خال‌کوبی کرده و روی انگشت‌های دست چپش، کلمه "نفرت" را او به‌دلیل رانندگی با یک ماشین دزدی به زندان می‌افتد و با سارقجوان، "بن‌هارپر" (گریوز) آشنا می‌شود. "هارپر" در جریان سرقت از یک بانک مردی را کشته و حالا انتظار اعدام را می‌کشد. پوئل" حدس می‌زند که "هارپر" پول سرقتی را در جائی مخفی کرده باشد، اما پیش از اعدام او نمی‌تواند محل پول‌ها را از زیر زبانش بکشد. به‌زودی "پوئل" آزاد می‌شود و خود را به خانواده "هارپر" می‌رساند. او مادر خانواده، "ویلا" (وینترز) را فریب می‌دهد و به همسری خود در می‌آورد. پس از چندی نیز او را به قتل می‌رساند. پسر کوچک خانواده، "جان" (چاپین) می‌داند که پدرش پول‌ها را در عروسک خواهرش، "پرل" (بروس) مخفی کرده است. او حالا دست خواهرش را می‌گیرد و با عروسک فرار می‌کنند…

اثر زیبای ابربازیگر انگلیسی، به‌خاطر شکست تجاری و واکنش منفی منتقدان در زمانه خودش، به تنها تجربه کارگردانی او تبدیل شد. اما امروزه به خاطر سبک بصری درخشانش که آشکار ا حاصل علاقه او به اکسپرسیونیسم آلمان و فیلم‌سازان بزرگ سینما صامت آمریکا، به‌خصوص دیوید وارک گریفیث (حضور گیش در نقش پیرزنی که بچه‌ها در آخر به او پناه می‌برند، اشاره به‌همین علاقه دارد) است، اثری کلاسیک به‌شمار می‌آید؛ هرچند که فیلم‌برداری نامتعارف کورتز در برجسته‌تر کردن این ویژگی‌ نقش مهمی دارد. فیلم‌نامه منتقد نامدار، ایجی، تمثیلی عمیق از نزاع خیر و شر و بی‌گناهی بچه‌ها در دنیائی است که قواعد و قوانین بزرگسالان سازنده آن است. میچم در اوج دوران بازیگری‌اش، با آن لباس‌های سرتاسر سیاه، تجسمی عالی از شر را ارائه می‌دهد. در سال ۱۹۹۱، به کارگردانی دیوید گرین بازسازی می‌شود.

———

بهترین فیلم های اول کارگردانان تاریخ سینما

ژان ویگو و چارلز لاتن؛ این‌ها سینماگرانی هستند با آفرینش تنها و تنها یک فیلم بلند سینمایی، معیارهای تازه‌ای برای سینما سرشتند. فیلم‌هایی که امروز، با گذشت دهه‌ها از مرگ سازندگانشان، بی‌گمان به معبد شاهکارهای تاریخ سینما راه یافته‌اند، «آتالانت» و «شب شکارچی». وقتی ژان ویگو در بیست و نه سالگی به بیماری سل درگذشت، به یاری نبوغ هنری‌اش توانسته بود با ساخت شاهکاری مثل «آتالانت»، تصویری بدیع از رئالیسم شاعرانه را همچون میراثی باقی بگذارد. چارلز لاتن نیز در سال ۱۹۵۵ شاهکار خود، «شب شکارچی» را آفرید. البته چارلز لاتن پیش از این در سال ۱۹۳۳، برای ایفای نقشی فراموش ناشدنی در ساخته درخشان الکساندر کوردا، «زندگی خصوصی هنری هشتم» جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش نخست مرد را دریافت کرده بود و از دیگر سو، اعتبار هنریش به عنوان بازیگر و کارگردان برجسته تئاترهای شکسپیری، زبانزد بود و همه این‌ها موجب شد تا ستارگان مشهور سینمای دهه ۶۰ آمریکا، رابرت میچم و شلی وینترز، با دریافت کمترین دستمزدها، بازی در نقش‌های اصلی فیلمش را بپذیرند. فیلم نگینی دیگر هم با خود داشت. لیلیان گیش،بانوی جاودانه سینمای صامت آمریکا، که در سالخوردگی یک از نقش‌های محوری فیلم را بر عهده گرفت. این فیلم، چکیده‌ای نبوغ‌آمیز از تمام دستاوردهای هنری سینمای کلاسیک آمریکا بود؛ از اورسن ولز تا آلفرد هیچکاک. دستاوردهای فنی ولز در نور‌پردازی، فیلم‌برداری و رویکرد نوین او در به کار‌گیری لنزها، و نیز ترکیب‌های بصری زیبا، پیچیده و تعلیق‌گونه هیچکاک را می‌شود به سادگی در «شب شکارچی» بازشناخت. این فیلم امروز در آمریکا اثری فرهنگی- ملی شناخته شده و در سال ۱۹۹۲ در فهرست "آرشیو ملی فیلم" ایالات متحده قرار گرفته است. فیلم که وقایع آن در ویرجینیای غربی می‌گذرد، با تصویر کردن زندگی واقعی یک قاتل سریالی مشهور در ابتدای دهه ۱۹۳۰ و تلاش‌های جنایت‌آمیز او برای دست‌یابی به ثروتی پنهان شده، آن هم در شرایطی که همیشه جملاتی از انجیل را بر زبان دارد، می‌کوشد فراسوی ادراک متعارف آدمی درباره نیک و بد را بکاود و معیاری تازه برای درک معنای خیر و شر به دست دهد. با همه این اوصاف، این فیلم در زمان خود شکست تجاری تلخی خورد و چارلز لاتن را به این سوگند وا داشت که دیگر هرگز فیلمی نسازد، سوگندی که البته تا پایان عمر به آن وفادار ماند.

منبع: سینمانوشت‌های من

 

———

images/stories/rooz/naghd/250/The-Night-of-the- Hunter/15-The-Night-of-the- Hunter.jpgتجربه لاوتون در زمینه ی کارگردانی از کتاب دیویس گراب دنیایی جادویی به وجود آورد که شخصیت های آن از حمله ی واعظ سیاری که زنان بیوه را به قصد به دست آوردن پولشان به قتل می رساند و یا زن کشاورزی که به طبیعت عشق می ورزد، اسطوره ای شدند. شب شکارچی با تصاویر عالی و خوش ساخت خود امکان درخشش رابرت میچم در یکی از بهترین نقش های سینمایی اش را فراهم کرد. او در نقش واعظ خوش ظاهری است که بر روی یک دستش کلمه ی عشق و بر دست دیگر کلمه ی نفرت را خالکوبی کرده است. شلی وینترز نیز در نقش قربانی ترحم برانگیز او ظاهر می شود.

کودکان وحشت زده آیا می توانند در ادامه با رودخانه ی زندگی هم آغوش شوند ؟!

شب شکارچی، یکی از بهترین فیلم هایی است که کاملا نمایشی از خوبی و بدی است. آن کودکان شجاعی را به تصویر می کشد که هدف خشونت هستند، به خاطر پولی که هیچ وقت از آن استفاده نکرده اند. در این فیلم اشارات زیادی به انجیل شده است و ساده ترین آنها نیز در میان خوبی و بدی است؛ در واقع تنها شامل هاری پاول است که از ملک «راشل کوپر» (لیلیان گیش) نگهداری می کند. این فیلم داستان هیولایی است که در تعقیب دو کودک است، که سرانجام توسط یک فرشته زیبا حمایت می شوند، یک پیرزن مهربان که از بچه ها سرپرستی می کند (از دو فرزند هارپر). آنها در یک دوئل شرکت می کنند که تفصیل آن نبرد میان خوبی و بدی می شود. صدای مردانه پاول و صدای مهربان مادربزرگ کوپر آوازهایی از انجیل را زمزمه می کنند: شیوه های سینمایی لاتن در این تنها اثر خود رویایی و شگفت انگیز هستند.

صحنه معروف کنار رودخانه با جستجوی همراه با عصبانیت، پاول، در تعقیب آن دو کودک آغاز می شود. در میان آسمان پرستاره و آرام، پرل کوچک یک لالایی می خواند. با این همه همگی ما از آنچه که اتفاق افتاده است و آنچه ممکن است اتفاق بیافتد آگاهیم؛ اما، لاتن، جرات این را دارد که صحنه رویایش را به گونه ای دنبال کند که داستان را به سمت یک داستان رویایی پریان ببرد، البته اگر آن را در منظر یک فیلم نبینیم. نتیجه چیزی است که بسیار دور از تصور است و از لحاظ سینمایی زیباست. تمامی صحنه رودخانه پر از شگفتی است.

مجید آنلاین، انیم پارادایز

2
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
2 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
شاندرمن Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
Member
malihe par

باید مادر باشی تا از دیدن این فیلم اینقدر گریه کنی تا نفهمی آخر فیلم چی شد! فقط باید مادر باشی تا با دیدن این فیلم درد بکشی!

شاندرمن
Guest
Member
شاندرمن

روایت داستان به شکیل ترین راه ممکن…شاید از دیدن این فیلم شگفت زده نشید ولی نکات ریز و درشت زیادی داره که بعدها هرکدوم تبدیل به نوعی سبک در آثار بقیۀ کارگردانها شده…یکجورایی فیلم منبع خوبی حتی برای کسایی که تخصصی سینما رو دنبال می کنند…من خودم شخصاً ار فیلم لذت برئم