The Network (شبکه) / اثری از سیدنی لومت

کارگردان: Sidney Lumet (سیدنی لومت)
نویسنده: Paddy Chayefsky (پدی چایفسکی),
8.1
0
0.00

خلاصه داستان:

مجری معروف یه شبکه تلویزیونی در برنامه ای زنده اعلام می کند که تا هفته آینده در مقابل دوربین های تلویزیونی به سر خود شلیک خواهد کرد...


نقد و بررسی فیلم به قلم

شبکه محصول 1976 فیلمی از سیدنی لومت. کارگردانی که برای اهالی سینما انقدر شناخته شده هست که نیازی نمیبینم در ابتدای این نوشته از کارنامه درخشان این کارگردان صحبت کنم.

داستان فیلم در تشکیلات یک شبکه تلویزیونی روایت میشه و در درجه اول به تاثیرات تلویزیون بر جامعه میپردازد و کمی هم به نقد نظام سرمایه داری آمریکا. لومت معتقد است تلویزیون_یا بطور کلی رسانه ها_ابزاری هستند در دست قدرت ها برای تربیت جامعه آنطوری که خودشان میخواهند. در فیلم دایانا نماد نسلی است که توسط تلویزیون تربیت شده آدمی که اخلاقیات را برای رسیدن به هدفش قربانی میکند کسی که غرایز انسانی و احساساتش کمرنگ شده. در مقابل او مکس وجود دارد،یک مرد میانسال که کودکی اش را با کارتون باگزبانی نگذرانده است او در خانواده تربیت شده ، برای رفاقت و اخلاق ارزش قائل است ولی به محض اینکه جذب دایانا می شود ارزشهایش را زیر پا میگذارد. اما مکس کم کم متوجه میشود زیبایی دایانا یک زیبایی ظاهری است ، او از درون خالیست! و این خواست قدرتهایی است که رسانه ها را در دست دارند…

اما جدا از هشدارها و حرفهای فیلم وقتی به این اثر نگاه میکنید اولین چیزی که به چشم می آید عملکرد خوب بازیگران است. در مورد روایت داستان و فیلمبرداری و … هم نسبتا خوب کار شده ولی نوآوری ای هم دیده نمیشه. در کل باید بگم فیلم خوبیه که ارزش یکبار دیدن رو قطعا داره ولی انتظار یک شاهکار سینمایی دیگر را از سیدنی لومت نداشته باشین.

نقد و بررسی فیلم به قلم

نمره 9 از 10

این است زندگی هاواد بیل ، یک پیامبر دیوانه

سیدنی لومت با آثارش به قدر کافی علاقه ی خودش رو به پرداختن به درونیات انسان نشون داده، و در این زمینه هم خشم انسانی رو دستاویز نفوذ به لایه های شخصیتی انسان می دونه.
در 12 مرد خشمگین در این مسئله رو به کرات می بینیم، در بعد از ظهر سگی و سرپیکو هم به همین شکل؛ در انتخاب گروه بازیگری هم بسیار خوب عمل می کنه
فیلم شبکه این امضای لومت رو با خودش داره و تیم بازیگری اینجا به نحو احسنت عمل می کنن بوِیژه آخرین اجرای پیتر فنچ باشکوه و بسیار ستودنیه (این بازیگر بزرگ نزدیک 2 ماه پس از اکران فیلم در اثر سکته قلبی فوت می کنه.)

فیلم با معرفی دو دوست و همکار شروع می شه که یکی از اون ها به اسم هاوارد بیل در آستانه اخراج از شغل مورد علاقه ش قرار داره. به قدری این موضوع برای هاوارد سخته که در حالت مستی به دوستش مکس می گه که قصد داره خودکشی کنه!
هاوارد، که یک هفته تا اخراج فاصله داره، در برنامه ی خبری خودش اعلام می کنه که هفته بعد در وسط همین برنامه خودکشی می کنه. بیل به قدری در سیستم تلویزیونی گرفتار شده که دنیای خودش رو محصور به ساختمان شبکه می بینه.
بیل خبر خودکشی رو اعلام می کنه، چنین خبری تکان دهنده اعلام می شه اما همکاران بیل متوجه این موضوع نمی شن!

فیلم به ما می گه نگاه کنید: هرج و مرج گرایی در جامعه همیشه توجهات رو به خودش جلب می کنه و این قاعده ای اجتماعیه.
پس از این اتفاق به یکباره بیل در کانون توجهات قرار می گیره، عکس اون تمام صفحه “نیویورک تایمز” رو به خودش اختصاص می ده، بنابراین، با اصرار زنی به نام دیانا که یک مدیر برنامه ی تلویزیونیه، بهش مجوز ادامه کار به همان شیوه گذشته داده می شه. اما آمارها باز هم سیر نزولی پیدا می کنه

دایان، زنی باهوش و هرج و مرج گراست، کسی شبیه بیل که در دنیای شبکه ای نفس می کشه. دایان به اعتراف خودش در روابط انسانی هیچ سررشته ای نداره و تنها تخصصش کارشه. این زن قانون جذب رو به خوبی درک کرده و برای همین پیشنهاداتی به مکس می ده، مبنی بر ادامه کار هاوارد البته بعنوان پیامبر خشمگین؛ همچنین اجرای زنی پیشگو، که مکس، باحالتی متعجب این پیشنهاد رو رد می کنه. در این اثنا دایان با دلفریبی فراوان مکسِ احساساتی رو درگیر رابطه ای می کنه.
بزودی مکس، توسط فرانک هکت، شخصیتی صرفا منفعت گرا، از کار برکنار و فرصت طلایی نصیب دایان می شه. این امر مهر ختامی بر رابطه ی عاطفی مکس و دایان هستش. هاوارد بیل پس از دیدن خوابی (که احتمالا ناشی از افسردگی های شدید اون دورانه) منقلب شده و پس از سخنرانی گیرا و جذاب تمامی نگاه ها رو دوباره به خودش جلب می کنه. (این خواب ممکنه ناشی از افسردگی های این اواخر بیل باشه و این فوران علاقه ی بیل به خبررسانی و پیامبری، بر ناخودآگاهش اثر می گذاره.)

 


سخنرانی بسیار عالی بیل در این شب بارانی یکی از نقاط عطف فیلمه: این قدرت شبکه است! بیل مردم رو به خروش وادار می کنه.
مدتی بیل به همین روال، به کارش ادامه می ده و سخنان قاطع و شیوای اون، به شدت محبوبیتش اضافه می کنه؛ تا اینکه در یکی از اجراهای خودش و همزمان با برگزاری جشنی برای شبکه و مدیرانش، افشاگری هایی کرده و ضرر مالی شدیدی به کل شبکه وارد می کنه.

شاید نقطه اوج فیلم صحنه ی ملاقات جنکینس و بیل باشه:
در اینجا اتفاقاتی می افته که بیننده رو شدیدا غافلگیر می کنه. بیل که همه کس محو سخنرانی ها و نطق میخکوب کننده اش هستن، دربرابر جنکینس تنها یک بیننده است، چرا؟


به این جای فیلم دقت کنید: جنکینس میز درازی برای مباحثه انتخاب کرده، پیش از شروع صحبت پرده ها رو می کشه و چراغ بالای سر بیلی خاموش می شه در حالی که چراغ نزدیک چهره جنکینس روشنه. این صحنه ها بیلی رو همانند خوابش منقلب می کنه و ناخودآگاه جنکینس رو بعنوان خدا (به مفهوم کسی که به پیامبرش پیغام های لازم رو برای ابلاغ ، صادر می کنه) می پذیره. بیلی در اینجا مشخصا پیامبری دیوانه است!
(تصویر زیر: بیل در این حالت همانند مجنونی می گه”من چهره ی خداوند رو دیدم”)

 


درادامه هاوارد بیل به رسالتش عمل می کنه اما افکاری پوچ گرا به مرور در میان صحبت هاش بروز پیدا می کنه و بازهم کاهش آمار شبکه اتفاق می افته؛ اما این بار جنکینس بر ادامه ی کار هاوارد اصرار می کنه. شاید بدلیل خرسندی شدید از خداوند بودن خود!
دراین بین رابطه مکس و دایان دوباره از سر گرفته می شه. و زن مکس که متوجه خیانت شوهرش شده، اون رو از خونه بیرون می اندازه.
جدایی دوباره ی مکس و دایان نقطه ی عطف دیگر فیلمه. مکس نکاتی رو برای دایان روشن می کنه که ناخودآگاه ترس از رفتن مکس بر این زن چیره می شه. دایان از زبان مکس (و در واقع) زنیه که به همه چیز و همه کس به چشم ابزاری برای پیشرفت آمار خودش توجه می کنه و با شوقی توصیف نشدنی به جنگ و ترور و خونریزی نگاه می کنه. دایان به شدت درگیر یک زندگی غیر واقعی و صرفا محدود به صفحه تلویزون شده.

به نظرم لومت ، با “شبکه”، تنها یک هدف داره، صحبت فیلم بیان یک دغدغه است و جلوگیری از وقوع یک اتفاق شوم! جمله ای که مکس به دایان در اواخر فیلم می گه سخن اصلی و مهم ترین پیام فیلمه: “تو تلویزیون مجسم هستی دایانا، بی اهمیت در مقابل رنج، بی احساس در مقابل شادی”

از معدود نقاط ضعف فیلم به نظرم پرداختن بیش از حد به بعضی مباحث حاشیه ای (از جمله قضیه ارتش آزادی خوا) هستش.

نقد و بررسی فیلم به قلم

نمره 7 از 10

چطور شبکه، همه چیز را می کُشد!
بیشتر نکات لازم را دوستان در مورد بحث داستان و مضمون فیلم اشاره کردند. فقط من چند نکته اضافه میکنم:

1- حرف فیلم اساسا بر به تصویر کشیدن تاثیر تلویزیون بر انسان عصر حاضر قرار دارد. یا به کلام دیگر: استثمار انسان توسط رسانه! تاثیری چند جانبه: هم بر روسا و کسانی که در پشت پرده هستند (جِنسن). هم بر گرداندندگان آن (دیانا و بخصوص هوارد بیل) و هم بر مخاطبی که ظاهرا در این فیلم فکری از خود ندارد (صحنه فریاد از پنجره).
2- شخصیت بیل در این فیلم کاملا بی هویت و پا در هواست. نمی توان با آن همزادپنداری کرد. بازی پیتر فینچ هم حتی ضعیف است و اگر بعد از فیلم، زنده مانده بود، بعید بود اسکاری به او تعلق گیرد.

3- در چند جای فیلم کات های بی موقع و بعضا ناشیانه وجود دارد. همینطور چند پلان کوتاه که کاملا زائد است. این موارد بخصوص در حین گفتگوها و رابطه ماکس و دیانا چند بار دیده میشود.
4- مهمترین نقطه ضعف شخصیت بیل، عدم وجود دلیل قانع کننده برای تغییر ناگهانی طرز رفتار او و یا به اصطلاح استحاله ای است که در او رخ میدهد. دست بردن به عوامل متافیزیکی و تفسیر آن در باب این تحول، اصلا قابل پذیرش نیست.

5- تاثیرات محیط رسانه بر دایانا شاید نسبت به سایرین پذیرفتنی تر باشد. چیزی که او را تبدیل به یک مدل مکانیکی از جنس زن کرده است. یک ساحره که در برابر احساسات انسانی خنثی شده و در حین عشقبازی نیز تمرکزش بر محیط کار است.
6- فیلم بر دیالوگ استوار است. فیلم، فیلمِ بازی است. فیلمی که موسیقی متن را از خود دریغ کرده تا مثلا بتواند حرفهای مهمی را که قرار است بزند و در ابتدا وعده اش را به ما میدهد، خوب بگوش بیننده اش برساند. حرفهایی که فیلم نمی تواند تا انتها بار بیان آنها را به دوش بکشد.

7- به نظرم شبکه، فیلمی است که پس از شروع خوب و تحریک آمیزی که در ابتدا از خود نشان میدهد، در ادامه از مسیرش منحرف میشود و ضمن اینکه جدیت خود را در توسعه خط داستانی از دست میدهد، حتی به هجو هم کشیده میشود. هیچ لزومی نداشت که حزب های آزادیخواه و یا شورشی، در جریان فیلم دخالت داده شوند. هر چند اتفاق انتهایی باید به هر حال به گردن کسی انداخته میشد؛ آمریکایی ها در تبرئه کردن خود از اصل یک ماجرا استادند!

در انتها …
شبکه فیلمی است که بیش از حد بزرگ شده (یا بهتر بگوییم: بزرگش کرده اند!) و در بین کارهای لومت، کمترین محبوبیت را در نزد من دارد. حتی «مرا مجرم بدان» خیلی بهتر از شبکه است؛ چه برسد به شاهکاری مثل 12 مرد خشمگین.

فقط یه نکته:
دلیل اسکارِ پیتر فینچ معلوم است. بازی داناوی هم با اغماض شایسته اسکار. اسکار فیلمنامه نویسی هم حالا گوییم قبول. آخر من نفهمیدم اسکاری که برای نقش مکمل زن، برای بازی در نقش همسر ویلیام هولدن دادند برای چه بود ؟!

نقد و بررسی فیلم به قلم

نمره 7 از 10

راستش صحبت درباره این فیلم خیلی سخنه و اصلا کار آسونی نیست!

یه فیلم بسیار پر حرف، تا حدود زیادی کسل کننده، بازی هایی عالی، دیالوگ هایی هوشمندانه و گاها چرند و البته داستانی با اهدافی در زمان خودش جالب (و این روزها تکراری)

باید بگم داستان فیلم من رو اصلا جذب خودش نکرد، هدف هایی که لومت از ارایه این داستان به شکل فیلم داشت هم اصلا منو جذب نکرد.

چیزی که توجه منو جلب کرد، نحوه ارایه و چیدمان داستان در فیلم بود که لومت مانند یک آرشیتکت به زیبا ترین شکل ممکنه اونو به ما ارایه داد.

برای بهتر بیان کردن حرف هام و اینکه شایید (فقط شاید) از اینجا به بعد نوشته هام رو متوجه بشید لازمه که به داستان اشاره داشته باشم (به پایان و خطوط اصلی لو دهنده داستان اشاره نخواهم کرد)

روزی یک مجری تلوبزیونی ناگهان دیوانه شده و در یک برناکه زنده تلویزیونی میگه خسته شده و علاوه بر اون تا سه شنبه هفته دیگه قراره اخراج بشه. وعده دیدار سه شنبه هفته دیگه تو همین برانامه. و قول داد که تو همون برنامه مخش رو با شلیک یک اسلحه بترکونه. تمام مدیران شبکه از این اتفاق عصبانی هستند. اما این عصبانیت تا فردای اون برنامه بیشتر ادامه پیدا نمیکنه، چون میفهمن این دیوونه بازی ها مورد توجه مردم قرار گرفته، لذا (!) تصمیم میگیرن که این مجری بازم هر روز جلو دوربین زنده حاضر شه و هر چی که به دهان مبارکش میاد رو بیان کنه! مردم هم استقبال می کنند (تعجب نکنید. چون اصلا قرار نیست فیلم طنز باشه و یه درام کانلا جدی قراره باشه. البته بهتون حق میدام. این داستان واسه ساخت یه طنز میتونست خیلی بهتر باشه تا یه درام!)…

هدف اصلی این فیلم نشان دادن سه چیز بوده.
۱. یه مجری هر روز بیاد رو یه برنامه زنده تلویزیونی و بدون اینکه از قبل معلوم باشه چی میخواد بگه شروع کنه به گقتن چیزهایی شبیه اینکه: چرا پدر مردم رو هر روز با نشان دادن اخباری که پایانی ندارند مثل فجایع، سیاسی، مالی و حتی خاله زنکی در میارید. بابا ول کنید بزارید مردم زندگیشونو کنن و چیز هایی به مراتب مزخرف تر
۲. دلار مهم ترین چیز جهان هستی هست. دین چیه؟ ایديولوژی چیه؟ بابا همه اینها بازیه. ما هممون مچل شدیم. هنوزم مچلیم و خودمونم نمی فهمیم! همه اینها برای یه مشت دلاره و همه بازی های سیاسی و مذهبی جهان هم برای کسب دلار بیشتره.
۳. قدرت رسانه ای تلویزیون تا چه حد میتونه باشه!

این ۳ مورد تمام چیزهایی بود که فیلم بهش پرداخت و به جرات میگم هیچ نکته دیگه ای نیست که توش جا انداخته باشم. (البته یه داستان عاشقانه مسخره هم هست این وسط که واقعا بود و نبودش فرقی نمی کرد. (البته نبودش بهتر بود!))

اما نظر من در مورد اینکه تا چه حد این فیلم در انتقال اهدافش تو این ۳ مورد موفق بوده

هدف شماره یک: فیلم دررساندن پیام این هدف، که مهم ترین هدف فیلم هم بوده موفق بوده تا جایی که در انتقال پیام این هدف، نمره ۸۰ رو میگیره و از اونجا که این هدف، چرت ترین هدف فیلم هست، نمره بالا تو این هدف، عملا کل ارزش فیلم رو زیر سوال میبره. (اتفاقا این قسمتها همون بخش های طنز و البته به شدت تخیلی این فیلم به شدت جدی هستند!)
هدف شماره دو: ما نفهمیدیم واقعا کسب دلار بشتر مهمه یا نه . مثلا یه جا تو فیلم آقا رییسه به خاطر اینکه بابت بیان حقایقی که مردم نباید میفهمیدن و حالا فهمیدن، کلی ضرر مالی کرده به شدت عصلانیه و بیا و ببین چه قیامتی میکنه. اما تنها ۱۰ دقیقه بعدش(البته ۱۰ دقیقه بعدش تو فیلم) به دنبال اینه که بگه گور بابای پول، مهم اینه که از طرف مردم حرف بزنی. حتی اگر کل شرکت هم ورشکست بشه مهم نیست. این باعث میشه که ما نفهمیم بالاخره دلار مهمه یا نه، تا اینکه به انتهای فیلم میرسیم و میفهمیم رییس رو ولش کن حسن. دلار خیلی مهمه حسن!. در کل فیلم نمره ای که برای رساندن این هدف میگیره نموه ۴۰ هشتش.

هدف شماره سه. قدت رسانه ای تلویزیون در جامعه آمریکا چقدره؟ فیلم میگه خیلی. فیلم میگه مردم (البته ببخشید) یه عده نفهمن که هر چی تو تلویزیون بگن قبول میکنن. مردم حتی حاضرن ۱ دقیقه به خاطر هدفی بجنگن و ۱ دقیقه بعد با قدرت تلویزیون اون هدف رو کلا محکوم کنن (نمیدونم چرا یهو یاد کتاب ۱۹۸۴ نوشته جرج اورول افتادم) خب فیلم در این باره واقعا موفق و عمل میکنه. البته درباره قدرت تلویزیون تو این فیلم زیاده روی شده. مخصوصا واسه زمان حال که اینترنت رسانه اول هست و نه تلویزیون(این یعنی تو این مورد فیلم تاریخ مصرف گذشته هستش). البته این مورد کماکان درباره جوامعی که اینترنت ندارن (یا اینترنت فیلتر شده دارن) صادق هست. مخصا اگر تلویزیونشون نامش رسانه “ملی” باشه!!

در کل. من این فیلم رو خیلی پر حرف و زیادی سنگین می دونم و ترجیح میدادم فیلم به یکی ۲ تا از این اهداف نمی پرداخت تا بتونه هدف های دیگه رو آرام تر و منطقی تر بیان کنه. ضمنا من این فیلم رو با همسرم نگاه کردم و برای اولین بار در تاریخ سینما، همسرم وسط فیلم عصبانی (از دست بیخود بودن فیلم) بلند شد و رفت!

اما با این حال نمره من به فیلم ۷ از ۱۰ هستش

این نوشته هم بلا فاصله بعد از تماشا فیلم و در ساعت ۳ شب بعد از تماشای فیلم به رشته تحریر در آمده!!

نقد و بررسی فیلم به قلم

متاسفانه این فیلم نزدیک یک ساعت از وقتم رو گرفت و برای دومین بار تو عمرم یک فیلم رو از نیمه راه رها کردم.اقای افشارها نکات قشنگی رو اشاره کردن ولی به نظرمن تا اونجایی که فیلم رو دیدم حتی به همین هدف ها هم اشاره نمیکرد.نمیدونم شاید من از این دست موضوعات خوشم نیاد ولی اخه نه جذابیت داره نه تاثیر گذاری.اقا میثم هم که گفتن یه شروع هیجان انگیز وغافل گیر کننده داشت.همون رو هم نداره چون بیل شب قبل از برنامه با مکس درمیون میزاره وحتی همون اعلام خودکشیش هم یه جورایی لو میره.از جواب مکس هم میشد برداشت کرد که با این اتفاق میتونه میزان رتبه برنامه بالا بره.این ها همه نظرات خودمه وبه فیلم امتیازی هم نمیتونم بدم چون نتونستم تحملش کنم!!!!اگه هم تا اخر میدیدم خوشبینانه امتیازم 6از10شاید این امتیاز هم بخاطر 2تا بازی خوب باشه..


ممکن است شما دوست داشته باشید

10
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
10 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
8 Comment authors
SomeOne Elseحبیب صingeniousSaeedRelaxاحمدرضا Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

[&#8230 ;] The Network (شبکه) / اثری از سیدنی لومت &#8211 ; نقد فارسی [&#8230 ;]

SomeOne Else
Member
Member
SomeOne Else

چقدر این نقدها سطحی بودند. نمی‌خوام در مورد خوب یا بد بودن فیلم حرف بزنم.
بعضی از منتقدان محترم حتی فیلم رو نفهمیده بودند. خیلی راحت میشه این رو از نقد هاشون فهمید، حتی برای منی که این فیلمو چند سال پیش دیدم.
چطور میشه محتوا و ساختار فیلمی رو نقد کرد وقتی حتی داستانش رو متوجه نشدیم؟!

حبیب ص
Guest
Member
حبیب ص

با رعایت ادب ر…دید با این نقدتون 😡 شما اگه میخواید حوصلتون سر نره باید برید فیلمایی مثل ترنسفورمرز و مرد عنکبوتی نگاه کنید این فیلم برای سرگرم کردن ساخته نشده این فیلم درسته که فاقد جلوه های ویژه و هیجان و اینجور موارده اما از لحاظ معنا بینظیره. یکی تو نقدا گفت که این فیلم الکی گنده شده.نه عزیز من این شمایی که این فیلم رو نمیفهمی کسایی که اهل فن هستند معنی این فیلم رو میفهمند و مفهمند که چه چیز هایی را لو میده من یه نقدی تو همین نظرات مینویسم که بدونید که این فیلم چقدر… ادامه »

ingenious
Guest
Member
ingenious

یه فیلم چرت که فقط امریکایی ها از دیدنش لذت میبرن واقعا ۱۲ مرد عصبانی با این فیلم که هر دو از یک کارگردان هستن قابل مقایسه نیست

SaeedRelax
Guest
Member
SaeedRelax

حمل بر جسارت نباشه، فبلم Network 1976 است و حرف تعرف the رو هم نداره!The Network محصول سال ۲۰۱۴ است 😛

hamlet hamletian
Member
Member
hamlet hamletian

در سال ۲۰۰۰ مرکز ملی ثبت فیلم ایالات متحده با توجه به اهمیت این فیلم از نظر فرهنگی ، تاریخی و زیبایی شناسی هنری ، در فهرست فیلمهای منتخب خود برای حفظ و نگهداری قرار داد و در سال ۲۰۰۲ به تالار مشاهیر اتحادیه تهیه کنندگان آمریکا بعنوان استانداردی در صنعت فیلمسازی راه یافت. در انتخابات ۲۰۰۶ اتحادیه نویسندگان آمریکا فیلمنامه چایفسکی در مکان ۱۰ فیلمنامه های برتر رای آورد و در ۲۰۰۷ در رده ۶۴ در میان ۱۰۰ فیلم برتر آمریکایی تمام دوران قرار گرفت. قابل توجه دوستانی که نقد های منفی بدون تحقیق ، بررسی و مطالعه رو… ادامه »

hamlet hamletian
Member
Member
hamlet hamletian

همه می دانیم که هوا برای نفس کشیدن ناجور است و غذاها برای خوردن نامناسب ، و به تماشای تلویزیون می نشینیم در حالی که گوینده محلی به ما می گوید امروز شاهد ۱۵ مورد خودکشی و ۶۳ جرم خشونت آمیز بوده ایم ؛ طوری که قرار است هر روز اتفاق بیافتد. همه چیز بد است. بد و بدتر . آنها دیوانه اند. مثل همه چیز در همه جا . به خاطر همین نمی توانیم بیرون برویم . در خانه نشسته ایم و دنیایی که در آن زندگی می کنیم به آهستگی کوچکتر می شود و تنها چیزی که می… ادامه »

حسام الدین گل محمدس
Guest
Member
حسام الدین گل محمدس

«مهمترین نقطه ضعف شخصیت بیل، عدم وجود دلیل قانع کننده برای تغییر ناگهانی طرز رفتار او و یا به اصطلاح استحاله ای است که در او رخ میدهد. دست بردن به عوامل متافیزیکی و تفسیر آن در باب این تحول، اصلا قابل پذیرش نیست.» با سلام… . با نظرتون مخالف هستم که گفتید منطقی پشت رفتار هاوارد بیل نیست. اول فیلم گفته شد همسرش رو از دست داد، فرزندی نداشت، به مشروبات الکلی روی آورده بود و در حال ااخراج از شبکه بود. هریک از این دلایل میتونه یک فرد رو به بن بست بکشه و به حدی که دیگه… ادامه »

احمدرضا
Guest
Member
احمدرضا

فیلم شبکه به کارگردانی سیدنی لومت کارگردانی که متخصص ساختن فیلم در فضاهای بسته می باشد حالا تصمیم گرفته یکی مقولات جامعه یعنی رسانه را به نقد بکشد من که واقعا از فیلم خوشم اومد فیلمنامه فوق العاده بود و در اخر هم تونست هدفش رو برسونه من نقدها رو خوندم با کمال احترامی که برای دوستان قائلم خیلی سطحی بود و تعجبم از اینه که دوستان به اصلاح نقاد همچین دیدی نسبت به فیلم دارای رتبه ۱۸۷ از سایت معتبر IMDB رو دارن لازم به ذکر که بگم این فیلم با توجه به نظر مردم به این رتبه دست… ادامه »

joke9
Guest
Member
joke9

من هر فیلمی که نگاه میکنم میامو نقدشو میخونم ولی هر بار که میام متاسف میشم برای کسایی که به خودشون اجازه نقد میدن از نظر من هیچکدوم از شما این فیلم رو نفهمیده به نظر من این فیلم اینده بشریت رو پیش بینی کرده به صورتی که امروزه شاهدشیم…امیدوارم کسایی که میان اینجا نقد میکنن افرادی با علم باشن نه کسایی که تو اینترنت یه چیزایی یاد گرفتن و( خیلی چیز ها هم نه) و به خودشون اجازه نقد میدن…این دوستان میتونن نقدشون رو در قالب نظر و نه نقد زیر نقد درست هر فیلم ثبت کنن