The Mountain (کوهستان)


خلاصه داستان:

داستان این فیلم مستند درباره‌ی تجربه‌ی صعود به بلندترین قله‌ها در سراسر جهان می‌باشد و…


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
Indiewire (امتیاز ۸.۳ از ۱۰)

درست مثل تمام فیلم‌های دیگر آقای «آلورسون»، سبک داستان‌گویی هیپنوتیزم‌کننده‌ی «کوهستان» به کمی زمان نیاز دارد تا جای پای خود را سفت بکند و بینندگان را به دیدن کامل خود تشویق بکند که البته همه‌ی آن‌ها نیز به مسیرهای راضی‌کننده‌ای ختم نمی‌شوند. اگرچه همچنان می‌توان این فیلم را جزو بهترین آثار ساخته‌ی وی دانست.

 

گای لاج – Variety (امتیاز ۸ از ۱۰)
آقای «آلورسون» که با ساخت این اثر از اسامی بزرگ‌تری برای نقش‌های مختلف فیلمش استفاده کرده است، خواسته تا سبک اجرایی پیچیده‌تری را امتحان بکند.

 

بردلی گیبسون – Film Threat (امتیاز ۷ از ۱۰)
فیلم بسیار طولانی‌ است. کارگردان فیلم می‌توانست این مدیتیشن ناراحت‌کننده را در مدت زمان کمتری روایت کند و در آن صورت هم به فیلم ضربه‌ای وارد نمیشد.

 

مایکل اوسالیوان – Washington Post (امتیاز ۶.۳ از ۱۰)
فیلم دقیقا همان چیزی است که در تصویر می‌بینید؛ تلاش برای نشان‌دادن و جمع‌بندی معنای مورد نظرش در شکلی دیگر (مثل نقدکردن آن) کاری عبث و بیهوده است.

 

جان بلیزدیل – Cinevue (امتیاز ۶ از ۱۰)
فیلم «کوهستان» را می‌توان نماد سینمای هنری در خسته‌کننده‌ترین حالتش دانست.

 

پیتر بردشا – The Guardian (امتیاز ۶ از ۱۰)
فیلم تکنیک ساخت تحسین‌برانیگزی دارد اما ناکامل به نظر می‌رسد.

 

دبورا یانگ – The Hollywood Reporter (امتیاز ۶ از ۱۰)
احتمالا بینندگان به دو گروه عشاق و متنفران از این فیلم تقسیم خواهند شد که دلیل اصلی آن را می‌توان به پرده‌ی سوم اثر ربط داد که تکلیفش با خودش مشخص نیست.

 

روری اوکانر – The Film Stage (امتیاز ۵ از ۱۰)
فیلم هوشمند، خشک و تهی از تنها چیزی است که دغدغه‌ش را دارد: انسانیت.

 

دموریس متیو – Screen International (امتیاز ۵ از ۱۰)
برخلاف فیلم «سرگرمی» (Entertainment) که انرژی بسیار زیادی در ساخت آن صرف شده بود، این فیلم بسیار آرام و خشک است.


نقد و بررسی فیلم به قلم Peter Bradshaw (پیتر بردشاو)

نشریه The Guardian

نمره 8 از 10

یک لطیفه‌ی موزیکال ناخوشایند در تمام طول «کوهستان» (The Mountain) ساخته‌ی «ریک آلورسون» درباره‌ی آخرین دکتر لوبوتومی و دستیار، راننده و عکاس جدیدش وجود دارد. «اندی» که «تای شریدان» نقش او را به عهده داشته است، از ابتدا تا انتهای اثر تنها یک حالت چهره دارد. او در خانه‌ی یک مربی اسکیت (اودو کایر) اصالتا آلمانی بزرگ شده است، این فرد کاری جز نوشیدن و تماشای تلوزیون در عمرش نداشته است.

موسیقی «کومو» لطیفه‌ی موجود در اثر است. این موسیقی در جاهای مختلف اثر، در این سو و آن سوی دنیای «اندی» بالا و پایین می‌شود تا سفر اودیسه‌وار روان پریشان او را به ما نشان بدهد. «کوهستان» (The Mountain) را می‌توان قابل‌دسترس‌ترین فیلم آقای «آیورسون» دانست و اگر شما با کمدی و سرگرمی آشنا باشید می‌دانید که آن جمله چه معنایی دارد. او کارگردانی ابهام‌جو است که فیلم‌هایی ناراحت‌کننده با تظاهری هنری و شدتی بالا می‌سازد. با توجه به آن معیارها، «کوهستان» را می‌توان عملا یک کمدی جاده‌ای دانست چرا که جایی که فیلم تازه جان می‌گیرد در جاده است.

اندی فروشگاهی به نام «زامبونی» دارد و اسکیت‌ها را در محله‌ای در شمال نیویورک که پدرش کار می‌کند تراش می‌دهد. این شغل با مرگ پدر او به پایان می‌رسد. خاطرات مادر «اندی» همیشه به دنبال او هستند، نامه‌هایی که نوشته شدند ولی فرستاده نشدند و تصوراتی از اینکه او اکنون ممکن است در چه شرایطی باشد. او در یک تیمارستان روانی قرار دارد، محلی که در روزگاران قدیمی‌تر (اوایل دهه‌ی ۱۹۵۰) برچسب دیوانه‌خانه بر آن خورده بود. حتی در آن زمان نیز تعداد آن‌ها بسیار بالا بود.

اندی زمانی متوجه این موضوع می‌شود که قصد دارد باقی‌مانده‌ی وسایل پدرش را بفروشد. رفیق بلندقد و ریش‌سفیدی که وسایل پدر را از او می‌خرد، به وی می‌گوید که:« من پدرت را می‌شناختم، من دکتر فاینس هستم. تو می‌تونی من رو والاس صدا کنی یا والی. این اسمیه که دخترها بهم دادن».

او پیشنهادی برای اندی دارد. دکتر به وی می‌گوید که نیاز به یک دستیار دارد، «کسی که بتواند با وسایل کمی کمکم بکند و عکس بگیرد». او «اندی» را متقاعد می‌کند تا از این دوربین «پولاروید» جدید استفاده بکند. دکتر «فینس» فردی است که در قسمت‌های مختلف آمریکا سفر می‌کند. قصد او این است که در بیمارستان‌های بیمارهای روانی توقف کند و خدمات خودش را به آن‌ها ارائه بدهد. قصد او صرفا کمک‌کردن به دیگران است.

در ساعات پس از کار او می‌نوشد و به دنبال زن‌ها می‌افتد اگرچه «اندی» ساکت داستان ما چندان همراه او نیست. «آلورسون» به عنوان کارگردان این اثر به ما حماسه‌ای از مشاهدات، بیمارستان‌هایی با دیوارهایی سفیدرنگ و کارکنانی که به ندرت صحبت می‌کنند را نشان می‌دهد. سطح سکوت در این اکثر قسمت‌های این فیلم مثل کتابخانه است، چیزی که شاید محصول تلاش‌های دکتر «فاینس» باشد.

«لوبوتومی» راه‌حل ناامیدانه‌ی حرفه‌های این عرصه برای رویارویی با موقعیتی صعب است؛ درمانگاه‌های بسیار شلوغ و در حال افزایش بیماران روانی که در آن‌ها به کسی کمک چندانی نمی‌شد و نیاز به سکوت و آرامش و کنترل بیماران در آن‌ها بسیار غالب‌تر بود. نکته این‌جاست که آقای «فاینس» که در حال حاضر در هیچ درمانگاه مشخصی مشغول به کار نیست و بیشتر حالت کار آزادگونه دارد، راه‌حلی شبهه‌برانگیز را در حال امتحان‌کردن است که برای برخی از همکاران او وحشی‌گرایانه تلقی می‌شود. این جریان خیلی زود در طی پروسه تغییر می‌کند و دلیل آن نیز حرفی است که دکتر در مصاحبه با یک روزنامه بر زبان می‌آورد.

«فاینس» از این موضوع مطلع است و علی‌رغم شک و تردیدهای خودش درباره‌ی کاری که می‌کند به آن اصرار می‌ورزد. «اندی» که عمیقا افسرده سات از بیماران در طی این پروسه عکس‌برداری می‌کند. «به این زن نگاهی بیانداز. او درد دارد. من قصد دارم که به او کمک کنم. حالا یک عکس بگیر».

او با آن‌ها گفت و گو می‌کند و کلی سوال می‌پرسد. او به صورت غریزی قصد دارد که آن‌ها را آرام بکند. اما گاها بیماران سوال‌هایی می‌پرسند که او قادر به پاسخ دادنشان نیست. «آن‌ها چرا جیغ می‌زنند؟ این روش جوابگو است؟ خطرناک نیست؟» او رویاها و چیزهای عجیبی در سر دارد. وجدان او در درون در حال خوردنش است. این سفر جاده‌ای چه بر سر روان او خواهد آورد؟

کارگردان اثر از تکنیک‌هایی مثل اسلوموشن یا حرکات آهسته‌ی دوربین، فریم‌های فریزشده و زوایا‌ی عجیب برای به تصویر کشیدن رویاهای اندی استفاده می‌کند. یک سکانس اثر به ادای احترام به معلم اسکیت‌سواری فقید آن‌ها اختصاص یافته است، سکانس‌های متعددی وجود دارند دکتر «فاینس» در رستوران‌ها و بارها و جاهای دیگر با زنان عیاشی می‌کند.

من هر چیزی که «گولدبلوم» در آن حضور داشته باشد را تماشا می‌کنم و «کوهستان» نیز سودمندی‌های خود را دارد، البته شما نباید فکر کنید که این فیلم قصد آزاردادن شما را ندارد. و آقای «آلورسون» نیز یک مشکل سینمایی جدی با داشتن نقطه‌ی اوج در فیلمش دارد. او نمی‌تواند از تله‌ای که درون آن افتاده است رهایی بجوید. او می‌تواند که نکات مختلف را کنار هم بچیند و یک جمع‌بندی برای اثر بیابد اما در ادامه ۱۵ دقیقه‌ی اضافی‌تر به ما نشان می‌دهد که فیلم در آن‌ها به عقب باز می‌گردد.

اگر این موارد را کنار بذاریم همچنان باید اعتراف کرد که او فیلم خوبی درباره‌ی روان‌های شکننده ساخته است.

مترجم: امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of