The Master (مرشد) / جدیدترین فیلم پل توماس اندرسون و یکی از مدعیان اسکار ۲۰۱۳


خلاصه داستان:

یک سرباز نیروی دریایی آمریکا در زمان جنگ جهانی دوم به دلیل نداشتن ثبات روانی و اخلاقی به خانه باز گردانده می شود. او در خانه نیز با دردسر های زیادی روبرو می شود تا آنکه با فردی جنتلمن آشنا می شود که به نظر می آید ..


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Todd McCarthy (تاد مککارتی)

نمره 10 از 10

فیلم «مرشد/ استاد/ The Master» ساخته ی «پاول توماس اندرسون/Paul Thomas Anderson» به راستی که استادانه ساخته شده و در عین حال مخاطب را شیفته و متحیر می کند. اما تا زمانی که این فیلم دیده می شود و مردم درباره اش صحبت می کنند، در این باره که فیلم توانسته باشد قسمت های بی شمار بی نظیر خود را به شکلی مناسب جمع بندی کند، بحث های زیادی در می گیرد.

«مرشد» که پس از پنج سال اولین ساخته ی کارگردان/نویسنده ی آن پل توماس اندرسون(کارگردان فیلم خون به پا خواهد شد) است، بررسی ملتهبانه ای از شخصیت یک سرباز بازنشسته نیروی دریایی با خلقی پریشان و خشن، تصویری گزینشی از آمریکا در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، ویترینی برای به نمایش گذاشتن دو نقش آفرینی بی نظیر و سرزمینی برای گشت و گذار سینمادوستان است.

اما چیزی که این فیلم نیست، کالبد شکافی و یا افشاگری درباره ی فرقه ی ساینتولوژی* است، حتی با اینکه تقریباً تمام شخصیت ها در یک فرقه ی بحث برانگیز عضو هستند. حتی دوره ی پیش از اکران فیلم هم اتفاقات نامعمولی را شاهد بود، زیرا وقتی کمپانی وینشتاین تاریخ اکران را تا 21 سپتامبر عقب انداخت، پیش از مراسم گشایش جهانی فیلم در جشنواره ی فیلم ونیس، در سراسر کشور اکران های محدود و غافلگیرانه ای برای فیلم ترتیب داده شد. حتی سالن های سینمایی که قرار است این فیلم را نمایش دهند به دلیل فرمت 70 میلی متری فیلم که بیشتر تصاویر به این شکل ضبط شده اند، موضوع بحث محفل های سینمایی هستند.

گمان می رود موقعیت تجاری فیلم همان مسیر معمول سایر آثار این کارگردان را طی کند. با وجود هواداران وفادار و مشتاق کارگردان، و حمایت مستحکم اکثریت (اگر نگوئیم تمام) منتقدین، این فیلم برای مخاطبان جدی سینما به یک فیلم حتماً دیدنی تبدیل می شود و میزان استقبال در میان کلیت مخاطبان به جوایز فیلم بستگی دارد. با اینحال، کسب موفقیت در گیشه و میان عموم، برای این فیلم در مقایسه با فیلم قبلی اندرسون کار سخت تری ست.

در فیلمی که لبریز از ویژگی های خاص است اما در عین حال تحیر و سرگشتگی در تک تک صحنه های آن به چشم می خورد، دو خصوصیت هستند که بیشتر به چشم می آیند: اول، استفاده ی فوق العاده و بی نظیر از تکنیک های سینمایی که به تنهایی کافی است تا کاری کند حتی یک سینماگر خبره در کل طول فیلم از شدت هیجان به در لبه ی صندلی اش بنشیند، و دوم، تصویر شگفت انگیزی که «خواکین فونیکس/Joaquin Phoenix» و «فیلیپ سیمور هافمن/Philip Seymour Hoffman» از دو شخصیت کاملاً متضاد ارائه می دهند. یکی از آنها آدم سرگردان و بی سوادی ست که هیچ چیز از زندگی نمی داند، و دیگری یک به ظاهر روشنفکر متقلب و کلاهبردار است که ادعا می کند پاسخ تمامی سؤالات بشر نزد اوست. آنها کم کم اهمیت بسیار زیادی برای یکدیگر پیدا می کنند و در آخر، تأثیری عجیب، فراموش شدنی، و یکسان و مشترک دارند. سبک قدرت گرایانه، فضای وهم آلود و شخصیت های اصلی نامطبوع فیلم، یادآور اثر قبلی اندرسون «خون به پا خواهد شد/There Will Be Blood» هستند و این خویشاوندی و نزدیکی با موسیقی متن جسورانه و گهگاه ناهماهنگ فیلم که اینجا هم توسط «جانی گرینوود/ Jonny Greenwood» ساخته شده، شدت بیشتری پیدا می کند.

بیست دقیقه ی ابتدایی فیلم صرف مشاهده ی رفتار منحرفانه و غیر قابل پیش بینی یک ملوان به نام فردی کوئل (فونیکس) می شود. رفتارهای ناهنجار و لذت طلبانه ی فردی در ساحل اقیانوس آرام باعث شده او کمی خل وضع و دارای عقده های جنسی به نظر برسد، و همین امر باعث می شود در انتهای جنگ جهانی دوم هنگام انفصال از خدمت تشخیص پزشک مربوطه این باشد که او دچار یک «شرایط عصبی» است. و بعد از آن او به عنوان یک عکاس در یک مجتمع تجاری جذاب و سرگرم کننده مشغول به کار می شود.

فردی آنقدر جذابیت دارد تا بتواند زنهای زیبایی را که به عنوان مدل عکاسی نزد او می آیند اغوا کند، اما در عین حال بیش از حد تندخو و کم طاقت است و به یکی از مشتریان مرد توهین می کند و اخراج می شود. کل این میان پرده که در فروشگاه می گذرد یکی از زیباترین صحنه های کارگردانی شده در سینماست که شاید هرکسی آرزوی دیدنش را داشته باشد.

اما اولین چیزی که باید به آن اشاره کنیم این است که فونیکس به طرزی رعب آور و با شدت تمام به اعماق این شخصیت نامتعادل که نقش آن را بر عهده دارد نفوذ کرده است. علاوه بر استفاده از چشمانش به شکلی که می تواند هم مرموز و هم مبارزه طلبانه باشد، فونیکس دهانش را به یک سمت کج می کند که در ترکیب با زخم روی لب بالایی اش اثری غریب بر روی مخاطب می گذارد و با حالتی حاکی از عدم اطمینان خم می شود تا وجود فیزیکی اش عجیب و مرموز به نظر برسد.

یکی از چیزهایی که موجب شهرت فردی شده ، نوشیدنی کاکتیل درجه یکی ست که معلوم نیست روش درست کردن آن را از کجا آموخته است. اما وقتی سرِ کار بعدی اش بر سر زمین، این نوشیدنی موجب مرگ یکی از کارگران مهاجر هم رسته اش می شود، فردی فوراً به سن فرانسیسکو فرار می کند، جایی که دزدکی وارد یک کشتی مجلل می شود که یک میهمانی در آن جریان دارد و در این سرنوشت نظاره گر اوست. یک بار دیگر،جلوه های بصری اندرسون نفس گیر و فوق العاده هستند، نورپردازی کشتی به شکلی ست که مانند یک پناهگاه غیرقابل مقاومت می ماند و مسیر گذر آن از زیر پل گلدن گیت تصویری فراموش نشدنی و عاشقانه از یک سفر دریایی رؤیایی ست.

همین طور که کشتی از کانال پاناما راهی نیویورک می شود، میزبان سفر، لنکستر داد (هافمن) که فوق العاده شمرده و با صلابت حرف می زند، فوراً متوجه می شود که که فردی شخصی لات و بی سر و پاست اما با اینحال مقدم این مسافر قاچاق را در کشتی گرامی می شمارد. این کار هم به خاطر کاکتیل های بی نظیر اوست (مشخص می شود عنصر مرموز آن رقیق کننده ی رنگ نقاشی بوده است) و علاوه بر آن، بدون شک به دلیل چالش و مبارزه ای که داد پیش روی خود می بیند: شفا دادن این ولگرد. زیرا به راه راست هدایت کردن انسان ها هدف اصلی این تشکیلات شبه مرموز برای رشد شخصیت است که «جنبش» نامیده می شود و داد هم رهبری آن را بر عهده درد. داد می گوید: “تو گمراه شده ای، تو از راه راست منحرف شده ای.”

بعد از این چند جلسه ی پرتنش و سختگیرانه ی ثبت سوابق تشکیل می شود که در آنها داد سوژه ی خود را بازجویی می کند، مکرراً و به سرعت همان سؤال را تکرار می کند تا درباره ی موضوعات فوق العاده مهم، پاسخ های کاملاً صادقانه دریافت کند. گویا این روش در جلسات استماع فرقه ی ساینتولوژی هم به همین شکل است، و از نظر قواعد دراماتیک، این صحنه ها هم به دلیل تأثیر غریزی تغییر و تحولات و هم حالت مکاشفه آمیزشان فوق العاده تأثیر گذار هستند.

این سفر دریایی در اصل جشن عروسی روی قایقی است که برای دختر داد، سوزان (آمبیر چیلدرز/ Ambyr Childers) و داماد جدید خانواده کلارک (رمی مالک/ Rami Malek) برگزار شده، به همین دلیل افراد زیادی از اقوام و خانواده در کشتی حضور دارند و از همه مهم تر همسر داد، مری سو (ایمی آدامز/ Amy Adams) که به همه چیز واقف است، پسر تقریباً شبیه اش وال (جسی پلمونز/ Jesse Plemons) و محرم ترین اعضای جنبش. بعداً، در یک گردهمایی مجلل در منهتن، داد عقاید خود را به تفصیل شرح می دهد و می گوید انسان حیوان نیست، و همه ی ما پیش از این روی زمین زندگی کرده ایم و با تمرین های مناسب، انسان ها می توانند وجود خود را از «تمامی انگیزه های منفی و شرارت بار» تطهیر کنند.

فردی که مانند یک توله سگ مطیع و مبتلا به بیماری هاری ست، با کوشش بسیار سعی می کند دستیابی به وعده ی نهایی را امتحان کند. هنگامی که وال، موقع گفتگو درباره ی آموزه های پدرش، در نهایت حیرت فردی به او اعتماد می کند و می گوید: “او این چیزها را همینطور که پیش می رود از خودش درمی آورد”، فردی کنترل خود را از دست می دهد و با خشمی دیوانه وار به چند مأمور پلیس حمله می کند. این موضوع باعث می شود همسر داد که همیشه حواسش به همه چیز هست هشدار بدهد: “او مایه ی آبرو ریزی ما خواهد شد.”

اما بعد از پی ریختن یک ساعت فیلم با ترکیبی از صحنه های پرانرژی و پویا، مکالمات پرشور، رودررویی های تحریک کننده و تصاویر اندک شبه سورئال (مانند نشان دادن تمامی زن های حاضر در گردهمایی اجتماعی با اندامی کاملاً برهنه) فیلم «مرشد» از نظر ساختار نمایشی به ثبات می رسد. درست است که این ثبات در جایگاهی رفیع صورت می گیرد اما با این وجود باعث می شود راهی که پیش روست بیش از حد مسطح و یکنواخت بشود، درست مانند زمین های وسیع بیابانی که در آنها داد، فردی را برای یک مسابقه ی موتورسیکلت رانی عجیب به مبارزه می طلبد که آن هم مانند خود فیلم بدون نتیجه ای مشخص به پایان می رسد.

هنگامی که این دو مرد به شخصیت حقیقی یکدیگر پی می برند، فیلم ضربان متقاعد کننده ای می گیرد: فردی متوجه می شود که داد کلاهبردار است، و مرد میانسال تر متوجه می شود که این جوان تنها می تواند موجب ضرر و زیان جنبش شود، با توجه به آنچه تا بدین جا کار شده بود، این نقطه بایستی پایان ماجرا می بود. اما فیلم باز هم پیش می رود، در مسیری که نمی شود گفت جذاب نیست اما تأثیر آن کمتر متقاعد کننده است، به سمت صحنه ی پایانی که به نظر شایستگی این را ندارد که نقطه ی آخر آن همه لحظات فوق العاده ی پیش از خود باشد.

درباره ی ساینتولوژی باید گفت که جنبه های مشخصی از جنبش آمادگی دارد تا با «ل. ران. هوبارد/L. Ron Hubbard» و آفریده ی او مقایسه شود: تسلسل مراحل، همیشه در حرکت بودن و زندگی در یک قایق، نوشته های نیرومند و تأثیرگذار رهبر فرقه، دوره ی زمانی مربوط به اواسط قرن بیستم، اشاراتی به سفر در زمان و عناصری از این دست. با این وجود، بیشتر این خصوصیات در مورد دیگر برنامه های دوران مدرن که برای کمک به خود به وجود آمده اند نیز صدق می کنند، و اگر اندرسون واقعاً قصد داشت به واکاوی دوران اولیه ی تشکیل فرقه ی ساینتولوژی بپردازد، می توانست فیلمی بسیار پرمایه تر بسازد، به خصوص با وجود آن همه نیرنگ های جنسی، گرفتاری های قانونی، دروغ های گستاخانه و اغراق هایی که همگی جزئی از گذشته ی این تشکیلات هستند. اگر این فیلم اشاره ای هم به ساینتولوژی داشته، به هیچ وجه آن را تا حدی که درخور آن است، سرزنش نکرده است.

شاید به اصطلاح بازنشستگی چهار ساله ی فونیکس ارزشش را داشت، زیرا او تا به حال در هیچ یک از نقش هایش قدرت، رمزآمیزی و غیرقابل پیش بینی بودن خطرناکی را که اینجا در نقش فردی، مردی که هنوز از نظر عاطفی به کمال نرسیده است، نشان نداده بود. حتی دیدن این مرد باعث اضطراب تماشاگران می شود، به خصوص زنان، که شامه ی قوی شان زودتر از بقیه خطر را احساس می کند. بنابراین واقعاً تأثیرگذار است که او و اندرسون توانسته اند با شخصیتی چنین کهنه و بی کس، کاری به این پیچیدگی انجام دهند.

بر خلاف آن، لنکستر داد (مهم نیست که چقدر عاشق حقه بازی باشد) یک آدم خردمند و قانع کننده است و از صمیم قلب بخشنده است و دوست دارد هر چه دارد (خانه اش، میهمان نوازی اش، باور هایش) با دیگران قسمت کند، حتی اگر یک نفت فروش حقه باز و اهل فلسفه باشد. تمرکز هافمن در ایفای نقش زیرکانه است، و با جذابیت تمام نظریه های بی شمار شخصیت را بشارت می دهد، گاهی اوقات هنگامی که از شدت سرخوشی عرق می ریزد و چهره اش سرخ شده و باقی اوقات به عنوان انسانی که قادر است الهام بخش طرفداران وفادار بی شماری باشد.

اگر آدامز را به عنوان شخصیت زن مهم داستان در نظر بگیریم، می بینیم که در ابتدا به نظر می رسد که محدود شده است و نقش دون پایه ی خود به عنوان همسر مطیع و فرمانبرداری را به انجام می رساند که از سر وظیفه در هیچ کاری دخالت نمی کند. اما او متوجه همه چیز هست و همیشه هم هنگامی که به کمک او نیاز است، وارد عمل می شود (رابطه ی جنسی به شدت غیر منتظره ای که برای کاهش اضطراب و فشار، میان زن و شوهر اتفاق می افتد نیز از این دست اقدامات اوست). آدامز موفق نمی شود نقش خود را به خوبی انجام دهد و تأثیرگذاری لازم را ندارد.

از نظر جلوه های بصری فیلم «مرشد» نیروبخش، جلوه گر و تا حدی بیش از حد حساس کننده است. عناصر تصویری مانند دریا و اقیانوس، رنگ پوست های مختلف، پارچه های به کار رفته در لباس ها و نور اولیه ی غروب، با طراوت تمام به وسیله ی سلولوید 70 میلی متری چندبرابر جلوه پیدا کرده اند و مهارت و استادی اندرسون و فیلمبردار اثر «میهای مالایماره جونیور/ Mihai Malaimareh Jr» (او تصویر برداری سه فیلم از فرانسیس فورد کاپولا را هم بر عهده داشته است) در تک تک این صحنه ها پیداست. از هر لحاظ که نگاه کنیم، این فیلم یک ضیافت بصری ست.

در ضمن این اولین فیلمی است که اندرسون با فیلمبرداری به جز «رابرت السویت/Robert Elswit» کار کرده است، زیرا موقع ساخت این فیلم او درگیر پروژه ی «میراث بورن/The Bourne Legacy» بود.

همانطور که «مرشد»، یک فیلم افسانه ای به سبک معمول نیست که لوکیشن های عظیم و قدمت تاریخی داشته باشد و از فرمت واید اسکرین/صفحه ی نمایش گسترده نیز استفاده نکرده است، کمی تعجب آور است که بعد از فیلم «Far and Away» ساخته ی ران هاوارد محصول 1992، این فیلم، از میان همه ی فیلم های دیگر، اولین فیلم داستانی آمریکایی ست کاملاً به شیوه ی 90 میلی متری تصویر برداری شده است (مشخصاً به سبک پاناویژن سیستم 65) .

به دلیل کنار گذاشته شدن اساسی این فرمت فوق العاده، کمپانی وینشنتاین سختی های زیادی کشیده اند تا بتوانند حتی در شهرهای بزرگ سالن های سینمایی با تجهیزات مناسب پیدا کنند تا فیلم را با خصوصیت دلخواه کارگردان نمایش دهند.

کار در تمام بخش های تولید به یک اندازه سخت و طاقت فرساست، به ویژه طراحی تولید متنوع فیلم که توسط «دیوید کرنک» و «جک فیسک» انجام شده، لباس های باظرافت طراحی شده ی «مارک بریجز» و تدوین جسورانه ی «لزلی جونز» و «پیتر مک نالتی».

«جانی گرینوود» که موسیقی متنی که برای فیلم «خون به پا خواهد شد» ساخت به شدت متهورانه و تأثیر گذار بود، موسیقی رعب آور و وهم انگیز مستقلی برای این فیلم ساخته است که اندرسون اجازه می دهد به شیوه ای غیرمعمول صحنه ها را در بر بگیرد و این نوع سازش با موسیقی در برخی لحظات حمایتگر فضای فیلم است و در سایر نقاط مانند یک آوای چند صدایی نامأنوس عمل می کند. مانند تمام چیز های دیگری که به این فیلم مربوط هستند، این موسیقی هم به شدت ویژه و خاص است و کاملاً خارج از حیطه ی معمول قرار می گیرد.

 

* ساینتولوژی: ساینتولوژی مجموعهای از تعالیم است که ال ران هابارد نویسنده داستانهای علمی تخیلی آن را توسعه بخشید. ساینتولوژی این عقیده را تقویت مینماید که انسانها ارواحی فناناپذیرند که اتصال با اصل خود را گم کردهاند. در این راستا انسان میبایست با هوشیاری کامل تمامی تجربههای تلخ زندگی خود را مرور کرده و به یاد آورد تا از آنها گذر کرده به سرچشمهٔ حیاتی خود نزدیک تر گردد.

مترجم: الهام بای

اختصاصی نقد فارسی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگیرد قضایی می شود.

 


ممکن است شما دوست داشته باشید

51
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
51 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
28 Comment authors
فردی فونیکسحسینعلیمحمدmilimaxمصطفی حسینی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-master/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-master/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 76373 additional Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-master/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-master/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-master/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-master/ […]

فردی فونیکس
Guest
Member
فردی فونیکس

فردی فونیکس:دیشب از تلویزیون فیلمو دیدم و اینطور که معلومه خیلی از قسمتهارو از فیلم برداشتن!!!ولی فیلم جالبی بود و اون سال که خواکین برای اسکار کاندید شد نمیدونم چرا به خودش باور نداشت ، عالی بازی کرده! .فیلم یک ریتم آرام ولی روان داره و نباید انتظار چالش چندانی داشت.توی نقد اشاره شده داد یک کلاهبردار بود به نظرم این چنین نیست داد یک انسانی بود که با شیوه های خودش میخواست فردی رو خوب کنه والبته مثل هر انسان دیگه ضعف داره مثل اونجایی که عصبی میشه و.. این وسط فردی رفته رفته به دفاع های کورکورانه ای… ادامه »

فردی فونیکس
Guest
Member
فردی فونیکس

دیشب از تلویزیون فیلمو دیدم و اینطور که معلومه خیلی از قسمتهارو از فیلم برداشتن!!!ولی فیلم جالبی بود و اون سال که خواکین برای اسکار کاندید شد نمیدونم چرا به خودش باور نداشت ، عالی بازی کرده! .فیلم یک ریتم آرام ولی روان داره و نباید انتظار چالش چندانی داشت.توی نقد اشاره شده داد یک کلاهبردار بود به نظرم این چنین نیست داد یک انسانی بود که با شیوه های خودش میخواست فردی رو خوب کنه والبته مثل هر انسان دیگه ضعف داره مثل اونجایی که عصبی میشه و.. این وسط فردی رفته رفته به دفاع های کورکورانه ای از… ادامه »

Freddie Quell
Guest
Member
Freddie Quell

فیلمی بی نظیر به جرعت میگم یکی از بهترین فیلمهای قرن۲۱ همه چیز در حد کمال است بازیها.فیلمبرداری.نورپردازی.موسیقی.کارگردانی.فیلمنامه……و خواکین فونیکس بزرگ. سیمور هافمن فقید.به شدت تاثیر گذار.البته برای دیدن این فیلم شما باید فردی به شدت امریکایی باشید تا داستان رو درک کنید…مثل اکثر فیلمهای اقای لینچ بزرگ….امریکایی خالص

ح ط
Guest
Member
ح ط

واقعا حیرت می کنم از دوستانی که می گن : فیلم چی می خواد بگه ؟ یا چی شد آخرش ؟ کسی که می پرسه "چی شد" سینما رو مثل یه هرزه می بینه که فقط می خواد کارشو تمام کنه و بره !! اما حقیقت این نیست . حرفی می زنه ارباب به فردی اواخر فیلم که : اگه راهتو پیدا کردی بدون ارباب ، هر اربابی حتما به ما خبر بده " آدم یاد شعر مولانا میوفته : آمده ام که زر برم زر نبرم خبر برم . فردی نماد کامل یک انسان بدون پیامبر ، یک بی… ادامه »

محمد
Member
Member
محمد

استاد رکس رید این فیلم ضعیف میدونه یه نقد هم از استاد رکس رید بذارین.
این فیلم به قول خود کتاب تو داستانش تیغ دو لبه اس اگر کسی هم این فیلم شاهکار میدونه باید فردی خبره باشه نه هر کسی.

حسینعلی
Guest
Member
حسینعلی

من که چیزی نفهمیدم هر کی بگه فهمیده چاخان کرده. 😮

milimax
Guest
Member
milimax

خوشحالم که بقیه هم مثه خودم هیچی از فیلم نفهمیدن 😆

مصطفی حسینی
Guest
Member
مصطفی حسینی

یکی از بی مفهوم ترین فیلمهایی که تا به حال دیدم! این همه پرش تو فیلمنامه واقعا شوکه کننده است، هر سکانس این فیلم با سکانس بعدیش بی ارتباطه! متاسفانه انگار مد شده هر چقدر یه فیلم برای بیننده ها عجیب باشه و کمتر درکش کنن توی تبلیغات و پروپاگاندا اونو شاهکار جلوه میدن! از جمله نقدی که شما انتخاب کردین که واقعا برام جالبه این نقد هر چیزی رو بررسی میکنه غیر از هدف و معنی کلی این فیلم!! دقت کردین اکثر نقدهاتون داستان فیلم رو از اول تا آخر با جزئیات تعریف میکنن! کسی که فیلم رو دیده… ادامه »

فراز
Guest
Member
فراز

من که از فیلم خوشم نیومد: ۱- معلوم نبود این بابا مرشده – روانپزشکه – کلاه برداره – عارفه تو نقد گفته این بابا کلاه برداره ! پس نویسندگیش برای چیه ؟ اصلا معلوم نبود چیکاره حسنه چه و چیزیو کشف کرده گذشته ؟ اینده ؟ ۲- فردی هم که اصلا معلوم نشد چرا مرید این بابا شده ؟ یا اصلا درمان شده یه بار میره گذشته یه بار میره آینده اصلا مشکلش چیه سرخورده جنگه؟ جنون و عقده ای سکس داره ؟ یا عاشق شکست خوردست ؟ دیوانست؟ ولی از حق نگذریم بازیها خوب بود . در کل فیلم… ادامه »

آريا بهمني
Member
Member
آريا بهمني

فیلم خوبی بود!
طراحی لباس و صحنه و نورپردازی فیلم بی نظیر بود!
بازی فینیکس هم که عالی بود!اگه فیلم نامه یکم بهتر بود می تونست اسکار رو از دی لوئیس بگیره!

امیرمحمد
Guest
Member

فیلم زیبایی بوداگه درشاخه ی بهترین فیلم بودخیلی خوب میشد این فیلم وزندگی پای جزوبهترین فیلم های سال بود

jack123
Guest
Member
jack123

محمد حاصلی:بازیه خواکین فونیکس بی نظیره اگر فیلمنامه فیلم قوی نباشد هر چه قدر هم که بازیگر تونا باشد باز هم نمی تواند خود را به طور کامل نشان دهد.((نمونه آن جک نیکسلون در نقش جوکر))فیلنامه اندرسون به اندازه ای قوی است که همه شخصیت در آن مثل مهره های شطرنج وظایف خود را انجام می دهد.مرشد یک فیلم کلاسیک اما به شیوه ای مدرن می باشد تقریبا میشه گفت فیلم مثل یک شعر است که اجزای آن به گونه ای کنار هم قرار گرفته است یک جلوه ی زیباوکاملا نو را از یک داستان کیلیشه ای به نمایش می… ادامه »

rasoul
Guest
Member
rasoul

salam
vaghean bi nazir bud.
oscar bazam siasi bud.
ham film 10mikhad va ham bazie juan.

علی اکبر
Guest
Member
علی اکبر

نظر جیمز برادینلی در مورد The Master:

نمی توان نبوغ هنری این فیلم را تکذیب کرد ولی باید دانست تنها دلیل حضور "ارباب" در بین فیلم های بزرگ داستان قوی و رضایت بخش آن است. این فیلم در بطن خود ارزش های بسیار دارد اما به علت روند کند و آرامش برای اغلب مخاطبان کسالت آور است و آنان را آن چنان که باید جذب نمی کند.

(منبع: سینما سنتر)

کاملاً باش موافقم…

علی اکبر
Guest
Member
علی اکبر

والا من که اولین چیزی که بعد از تموم شدن فیلم به نظرم رسید این بود که بیام ۴تا نقدشو بخونم، ببینم از چیِ "The Master" خوششون اومده بوده؟؟؟ فیلم چی می خواد بگه؟؟؟ چه فازیه دقیقاً؟!

مندال
Guest
Member
مندال

ما که نفهمیدیم این فیلم هدفش چی بود؟ می خواست چیو نشون بده؟ مثلا می خواست بگه این فرقه ها کلاه بردارن؟ تکلیف فردی کوئل چی شد در آخر؟
اصلا قابل مقایسه با "خون به پا خواهد شد" نبود…
تنها نکته برجسته ای که تو این فیلم دیدم بازی فینیکس بود و تا حدی هم سیمور-هافمن! آدامز که واقعا نقش خاصی نداشت که بخواد خوب یا بد بازی کنه! عجیب بود که حتی نامزد شد…

محمد حاصلی
Guest
Member
محمد حاصلی

بازیه خواکین فونیکس بی نظیره.خدایی تو مراسم اسکار وقتی نامزدهای اسکار بهترین بازیگر مرد رو معرفی میکردن وقتی دوربین چهرش نشون دادعجب ژستی گرفته بود

نیما هوشمند
Guest
Member
نیما هوشمند

خواکین فونیکس یکی از زیباترین نقش هایش را اجرا کرده است . که البته به دلیل کارگردانی با ظرافت خاص نقش آفرینی در حد شاهکار برحسته شده. " فردی " مردی که در بر اثر مشکلات روحی (پیشینه ی قبلی و تاثیر جنگ) دچار عقده های شدید روحی و جنسی شده است. این فیلم دارای چندین سکانس صحنه دار می باشد و توصیه می شود به تنهایی به تماشای فیلم بنشینید تایم فیلم طولانی است و برای غرق شدن در فیلم فیلم را یکسره ، و با سایلنت کردن گوشی همراه به تماشا نشست. اکثر فیلم های اسکار را دیده… ادامه »

امیل
Guest
Member
امیل

فیلم مسخره ای بود . خیلی خسته کننده و بی مفهوم .

!
Guest
Member
!

فکر میکنم بتونم این فیلم رو جزو ۵ فیلمه خوبی که امسال دیدم رو بذارم امسالی که با بدترین فیلم نامه ها ،جز تعداده معدودی همراه بودیم و ساله ۲۰۱۳ که بهترین ها همراه هستیم (البته تا وقتی که اکران نشدن نظری نمیشه داد)

داش سیاا
Guest
Member
داش سیاا

سلام. من فیلم رو دیدم و هیچی نفهمیدم! یکی بی زحمت توضیح میده ببینم اصلا این فیلم چی میخواست بگه؟ آخرش چی شد؟ از چی این فیلم این قدر تعریف میکنند؟!!

رضا اسدی
Member
Member

HOST:100% اسکارو همین فیلم میبره!

فقط مهندس مشکل اینه که این فیلم اصلا در لیست ۹ نامزد نیست و فقط ۳ نامزدی داره:
۱-نقش اصلی مرد
۲-نقش مکمل مرد
۳-نقش مکمل زن

واقعا به جای اون آرگو مزخرف باید این فیلم نامزد می شد…هر چند از سال ۲۰۰۹ به بعد که نامزد ها شد ۱۰ تا سر اون قضیه,ولی نمیدونم چرا امسال ۹ تا انتخاب شده نامزد بهترین فیلم!!!یعنی این فیلم بوق بود؟! 😕

MAJiD
Guest
Member
MAJiD

۱۰۰% اسکارو همین فیلم میبره!

بابک
Guest
Member
بابک

من نمی دونم چرا همه الکی دوست دارند پیش بینی کنند شاید می خوان بگن خیلی با تجربه اند یا ته فیلم شناسند واسه خودشون لیست میدن یکی به من بگه کی فکر می کرد سال ۲۰۰۸ میلیونر زاغه نشین اسکار بگیره یا سال ۲۰۰۹ گنج رنج یا ۲۰۱۰ سخنرانی پادشاه و۲۰۱۱ آرتیست.عزیزان خودتون رو خسته نکنید هر چه فیلم بیشتر سر و صدا کنه به نظر من شانس کمتری برای گرفتن اسکار داره وتازه نمایش فیلم های مدعی شروع شده والان اصلا وقت پیش بینی نیست مهمتر از اون گرفتن اسکار معنای بهترین بودن نمیده و یه نکته خیلی… ادامه »

میثم امینی
Member
Member
میثم امینی

ممنون خانم بای که ترجمه کردین.
واقعا خسته نباشید. چون طولانی هم هست.

برديا شهبا
Member
Member
برديا شهبا

سلام به همه بر و بچه های نقد فارسی.
بعد از ده روز دوری از تمدن بشری این اولین باریه که تونستم آنلاین بشم و باید بگم واقعا دلم برای نقد فارسی تنگ شده بود. در مورد فیلم هم باید بگم به موفقیتش امیدوارم هر چند که از فیلم های قبلی اندرسون("ماگنولیا" و "خون به پا خواهد شد") اونقدری که مورد توجه قرار گرفت خوشم نیومد ولی با توجه به موضوعش و بازیگراش به نظرم از این بیشتر خوشم میاد.

Member
Member
مهدی

امیدوارم امی آدامز بتونه اسکار بگیره چون واقعا لیاقتش رو داره.

محمد زندی
Guest
Member
محمد زندی

پل توماس اندرسون یکی از بهترین کارگردان های حال حاضر سینمای دنیاست . خون به پا خواهد شد یک شاهکار به تمام معنا بود . امیدوارم این فیلم هم مثل اثر قبلیش خوب و قوی و زیبا باشه . البته از تریلر فیلم مشخصه که قراره یکی از بهترین فیلم های امسال باشه . . .نماها و بازی ها و فیلمبرداری بسیار زیبای فیلم تو تریلر فیلم کاملا پیداست . . ./

مهرداد
Guest
Member
مهرداد

ممنونم از ترجمه خوبتون

Mojtaba Bahremand
Member
Member
Mojtaba Bahremand

ممنون از نقد
از خون به پا خواهد شد خوشم نیومد ، هم داستان کهنه ای داشت و هم ریتم کندی .
نقد تاد مک کارتی طولانی و مفصله و برعکس نقدهای براردینلی که قبل از دیدن فیلم هم جذابه ، باید فیلم رو دید و بعد این نقد رو خوند .
البته فعلا نمره منتقدین و مخاطبینی که فیلم رو دیدن خیلی عالیه ، تو متااسکور هم امتیازش ۹۰ که فوق العادست .

فرید محمدی
Member
Member

خوشحالم خواکین فونیکس با چنین اثری برگشته.

رضا اسدی
Member
Member

برادینلی نقد این فیلم رو ۱۴ سپتامبر منتشر و جالب اینه که ۳ ستاره داده!

http://www.reelviews.net/php_review_template.php?identifier=2518

oORiddleROo
Member
Member
oORiddleROo

دیروز داشتم نقد ایشون رو توی هالیوود ریپوررتر می خوندم , یکی از معدود نقدای متفاوتشون بود البته تعجب کردم که چرا انقدر دیر ترجمه کردید …
فکر میکنم هنوز براردینلی نقدی براش ننوشته ولی اگه مثل بتمن بتونید یه پرونده جامع از نقدهای مختلف رو قرار بدید به نظرم کار جالبی بشه ولی خب وقت زیادی هم می بره …باز هم ممنون … ترجمه ی شیوا و وفادار به متنی بود …

رضا اسدی
Member
Member

ممنون از ترجمه.
اگر امکانش هست نقد برادینلی رو هم بزارید.
مطمئنم لایق اسکاره اما اسکار باز هم بی توجه به این کارگردان.