نامزدهای نخل طلای ۲۰۱۵: The Lobster (خرچنگ)


خلاصه داستان:

در پادآرمان‌شهری در آینده و یا شاید یک دنیای موازی عجیب، بزرگ‌سالانی هستند که مجردند و یا در پیدا کردن زوج ناتوانند. آن‌ها باید به یک هتل بروند و ظرف ۴۵ روز شریک زندگی مناسبی پیدا کنند؛ در غیر این صورت، به حیوانی دل‌خواهِ خودشان تبدیل می‌شوند و آن‌ها را


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Peter Bradshaw (پیتر بردشاو)

نمره 6 از 10

یورگوس لانتی‌موس با یک ماجراجویی ترسناک دیگر پا به جشنواره‌ی کن گذاشته است. اولین فیلم انگلیسی‌زبان این کارگردان یک کمدی سیاه ابزورد است که در ابتدا یک ماجراجویی عجیب و بامزه به‌نظر می‌رسد، اما رفته‌رفته این روند تغییر می‌کند و فیلم از ایده‌ی کمیک اصلی‌اش که تبدیل شدن انسان به حیوان است فاصله می‌گیرد. «خرچنگ» (The Lobster) فیلمی است طنزمحور درباره‌ی دغدغه‌های دنیای پیرامون ما و روابط عاشقانه. این عقیده وجود دارد که سعادت بشری در گرو هم‌سر گرفتن است و این یک اصل متمدنانه است که ما را از جانوران متمایز می‌کند.

در پادآرمان‌شهری در آینده و یا شاید یک دنیای موازی عجیب، بزرگ‌سالانی هستند که مجردند و یا در پیدا کردن زوج ناتوانند. آن‌ها باید به یک هتل بروند و ظرف ۴۵ روز شریک زندگی مناسبی پیدا کنند (این رابطه باید به تأیید افرادی خاص برسد.)؛ در غیر این صورت، به حیوانی دل‌خواهِ خودشان تبدیل می‌شوند و آن‌ها را در جنگل رها می‌کنند. البته آن‌ها می‌توانند، با تحویل دادن مجردهایی که فرار کرده و یا پنهان شده‌اند، برای پیدا کردن زوج زمان اضافی بخرند.

یک معمار تنها و غمگین (کالین فارل) به این هتل عجیب و بزرگ که نقش مدیر سخت‌گیر آن را اولیویا کلمن بازی می‌کند فرستاده می‌شود و به‌سختی دو دوست (بن ویشا و جان سی ریلی) پیدا می‌کند. او به آن‌ها می‌گوید که، اگر در یافتن هم‌سر موفق نباشد، دوست دارد به خرچنگ تبدیل شود، زیرا خرچنگ‌ها عمری طولانی دارند، و خودش هم دریا را دوست دارد. به او گوش‌زد می‌کنند که، اگر به خرچنگ تبدیل شود، ممکن است سرنوشت وحشتناکی در یک رستوران نصیبش شود!

آن‌ها همگی باید از قوانین هتل پی‌روی کنند: رقص و تعامل اجتماعی و همچنین قانون سخت ممنوعیت استمنا. اما فارل به فرار و زندگی در جنگل با مجردهای فراری فکر می‌کند که بهتر از شرایط سخت و احمقانه هتل است. او عاشق زنی زیبا و تنها (ریچل وایس) می‌شود و در این بین با قوانین سفت و سخت که کارمندی بی‌رحم (لئا سیدو) عهده‌دار اجرای آن‌هاست برخورد می‌کند.

فیلم خرچنگ زیبا، غریب و به‌سبک آشنای لانتی‌موس ساخته شده است: فضای هتل به‌خوبی ترسیم شده و فیلم، با قرار دادن دنیای عجیب و ناشناخته در کنار مبلمان و معماری و آسایش هتل، تضاد جالب و طنزآمیزی ایجاد کرده است. این بخش از فیلم مانند تعطیلات آخر هفته یا یک بازی دسته‌جمعی جهنمی است! این فیلم مرا کمی یاد «نبرد رویال» (Battle Royale) ساخته‌ی کینجی فوکوساکو انداخت که به تنازعی برای بقا می‌مانست یا حتی فیلم «فرار لوگان» (Logan’s Run) ساخته‌ی مایکل اندرسون که انسان‌هایش در سی‌سالگی می‌مردند.

وقتی فضا و لوکیشن فیلم از هتل به جنگل بدل می‌شود، انرژی و اتمسفر خاص فیلم کم‌رنگ می‌شود. گره‌های فیلم که به‌خوبی ایجاد شده بودند، فضای غریب فیلم، و شوخی‌های بامزه تأثیر خودشان را از دست می‌دهند. در این بخش سبک عجیب و آشنای لانتی‌موس مصنوعی جلوه می‌کند. مخاطب منتظر یک نقطه‌ی اوج در فیلم است، صحنه‌ای که نشان دهد تبدیل رخ می‌دهد یا نه، صحنه‌ای که ایده‌ی جذاب و تکان‌دهنده‌ی «خرچنگ» و سرگذشت مبهمش را در ذهن نگه دارد. در این مورد فیلم ناامیدکننده است. با وجود این، هست چند قسمت شگفت‌انگیز، عجیب و خنده‌دار که تنها لانتی‌موس از عهده‌ی اجرای آن‌ها برمی‌آید.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: Rover

ویراستار: علی باقریان

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نقد و بررسی فیلم به قلم ایمان عباسی

تجربه فوق العاده ای بعد از “دندان نیش” … هرچند به آن حد از کمال نمی‌رسد و ضعف‌هایی دارد، اما همچنان “خرچنگ” از نظرم یک تجربه ناب و خاص سینمایی است. باز هم لحنی به شدت استعاری و در نگاه اول جذاب برای مخاطب را شاهد هستیم، شکل دادن دنیایی خیالی و غیرمعمول به همراه انسان‌هایی با روابط نامتعادل، انسان‌هایی که در برقراری روابط اجتماعی دچار مشکل هستند و همگی با یک باور دروغ زندگی می‌کنند … همچون اثر دیگر فیلمساز “دندان نیش” که خارج از خانه مملو از آدم خوار است و فرزندان تا زمانی که دندان نیششان نیفتد حق بیرون رفتن از خانه ندارند! یا “ترومن شو” و جهانی خیالی‌اش که کاراکتر محوری در آن محبوس است و قصد فرار دارد. “خرچنگ” نیز اینچنین است و دنیایی به شدت استعاره ای را می‌سازد. هتلی وجود دارد که مردان و زنان مجرد را چه به خواست خودشان و چه به زور شکار به خود جذب می‌کند و آن‌ها را با روشی دیکتاتور گونه محکوم می‌کند تا یک زوج برای خود انتخاب و آماده رفتن به شهر و پیوستن به مدنیت شوند، در غیر این صورت تبدیل به یک حیوان می‌شوند! و در مقابل جنبش مجردها که همچون هتل قوانین سفت و سخت خود را این بار در جهتی عکس اعمال می‌کند، آزاد اما به صورتی که هیچگونه کمک و یاری، عشق و رابطه میان آن‌ها معنا ندارد. به عنوان مثال، برای روشن کردن این تفاوت، در هتل آدم‌ها به س/ک/س تشویق می‌شوند و خود ارضایی ممنوع است اما در جنگل کاملاً عکس آن عمل می‌شود. نماها و کادر بندی‌ها همچنان همان ایستایی را دارا می‌باشند، کادر بندی‌هایی که گاه چهره آدم‌ها را مشخص نمی‌کند که نشان از بی هویتی آن‌ها داشته و همچنین ایستایی و سکون دوربین که به خوبی فضای سرد و خشک اثر را منتقل می‌کند، هرچند به نسبت “دندان نیش” اینجا شیطنت‌های بیشتری را شاهد هستیم که از نظرم به کار ضربه زده است. اسلوموشن‌های بی‌هدف که جایگاهی در کلیت کار ندارند، نوعی “زوم این” آهسته که اکثر اوقات در پلان‌ها وجود دارد، استفادهٔ گاه بیش از حد از موسیقی و همچنین نحوه روایت و وجود نریشن در اثر، کار را از آن حالت خشکی که به عنوان مثال در “دندان نیش” دیدیم خارج کرده و رنگ و بویی دیگر می‌دهد، هرچند جهان همان جهان است

چیزی که باید در فرم دنبالش بود این است که هدف اثر را پیدا کنیم. اینکه از این پیرنگ به دنبال چیست. بی شک “عشق” موضوع محوری اثر است، اما فیلمساز از این استعاره‌ها به دنبال چه است؟ در هر دو فاز، ما حاکمیتی دیکتاتوری را بر این مردم شاهد هستیم که هویت انسانی آن‌ها را گرفته و با شکل دادن باورهایی دروغین، آن‌ها را صرفاً به ماشینی تبدیل کرده که به دنبال اهداف تعیین شده برایشان هستند، اما هدف چیست؟ در “دندان نیش” اگر ما نقدی بر مدرنیته داشتیم که چطور انسان‌ها را منزوی ساخته – برداشت‌های سیاسی بماند -، اینجا به چه می‌توان رسید؟ “شهر” که در اثر نشانی از مدنیت و تمدن است – نوعی مدینه فاضله – انسان‌های مجرد را قبول نکرده و در صورت شناسایی با آن‌ها برخورد می‌کند. مردم ابتدا باید در هتل زوج خود را پیدا کنند تا به آغوش جامعه بپیونند، مسلماً این دیدگاه محکوم است اما در مقابلش دیکتاتوری دیگری را داریم که از پایه با رابطه مخالف است! تکلیف چه می‌شود؟ اما چرا ایده زوج شدن باید در قالب سرمایه داری و هتل نمایان شود و مجرد بودن در قالب گروهک چریکی که همچون انسان‌های اولیه زندگی می‌کنند؟ پاسخ اینجاست که انگشت انتقاد فیلمساز اول به طرف مدرنیته و سیستم حکومتی شهر نشینی و متمدن است که در رابطه ای تنگاتنگ با هتل قرار دارد، یعنی مدنیت جهان اثر، صرفاً انسان‌هایی (بخوانید ربات‌هایی) را قبول دارد که مطابق یک نظام از پیش تعیین شده، ازدواج کرده باشند. خانواده ای معمولی داشته باشند و معمولی زندگی کنند. کاملاً تحت کنترل. جنگلی‌ها اما جنبشی هستند که از دل این محدودیت‌ها تشکیل شده‌اند و به دنبال آزادی از این اسارت هستند اما خودشان در بند زندان دیگری هستند. در نهایت هرچند پایان باز فیلم را چندان دوست نداشتم و برایم آنچنان تأثیر گذار نبود، فیلمنامه اش در انتها و پس از کور شدن دچار حفره شد و مقداری نیز از ریتم افتاد، اما به دلیل ایده درخشان و شکل دادن جهانی ناب، تماشای “خرچنگ” را توصیه می‌کنم

اختصاصی نقد فارسی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.


ممکن است شما دوست داشته باشید

7
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
7 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
6 Comment authors
alirezaalizadeh3oorooshامید بصیریمهرداد امینی نسبحسن تیموری Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
amin fasihfar
Member
Member
amin fasihfar

کارگردان به مانند فیلم قبلی اش در مقام یک منتقد ظاهر شده است. آنچه از این فیلم برمی آید اینست که او خواسته مفهوم تاهل و تجرد را به بوته نقد بکشاند. در این راستا از المانهایی نظیر هتل خارج از شهر، شکار کردن، اتاق تبدیل، قایق، جنگل، قبر و.. استفاده نموده است. ایده تبدیل افراد مجرد ناتوان در یافتن همسر متناسب به حیوان موردعلاقه، ایده بسیار خوبی است. هرچه باشد به فرد شانس حیات مجددی داده می شود اگر چه در کالبد حیوانی؛ اما به هر حال فاصله زیادی تا کشتن افراد ناتوان دارد. اما مشخصا نویسنده از برتری… ادامه »

ALI RH
Member
Member
ALI RH

این که خلاصه فیلمه نه نثد. دیگه نقدهاتون چنگی به دل نمیشینه

3ooroosh
Guest
Member
3ooroosh

انتظار نقد قوی تری رو داشتم
ولی بازهم سپاس

ahmad.sa
Guest
Member
ahmad.sa

فیلم از همون آغاز شما رو آماده میکنه که دارید فیلم متفاوتی رو میبینید(تیراندازی به خر) پس صبور باشید. تکلیف فیلم از ابتدا مشخص بود میدونست که چی میخواد بگه و بنابراین داستانش رو در خدمت مفهوم اصلی اثر تعریف میکنه، حتی داستانک هاش رو(دو مردی که دیوید در هتل با آنها مثلا دوست میشود). به نظرم میشه این فیلم رو در لیست خوب های تاریخ سینما قرار داد.

حسن تیموری
Member
Member

این فیلم امروز ۲۴ آبان ۹۴ منتشر شده و با کیفیت خوب در تورنت ایران قابل دانلوده. جهت اطلاع تورنت یک سیستم رایگان است ولی به دلایلی دسترسی به فیلمها محدود است. لطفا بعد از ثبت نام درخواست دسترسی ارسال کنید و اعلام کنیداز کاربران نقد فارسی هستید تا دسترسی سریع تر ارائه بشه. لینک دانلود:
http://torrent.ir/torrent-categories/latest-torrents?view=torrent&id=732253

امید بصیری
Guest
Member
امید بصیری

کالین فرل یه ذره شبیه ارسطو شده!

مهرداد امینی نسب
Member
Member
مهرداد امینی نسب

فیلم دندان نیش از همین کارگردان یونانی رو تماشا کردم و به نظرم خلاقیت خوبی داره ولی باید بیشتر روی فیلنامه هاش کار کنه به طوری که هر ایده ای داره سریع نیاد فیلم برداری کنه ازش-البته شاید با تیم بازیگری قوی که اینبار در اختیار داره فیلم بهتری از آب در بیاد