The Godfather: Part III (پدرخوانده: قسمت سوم)


خلاصه داستان:

در ۱۹۷۹ مایکل کورلئونه که در آستانه ۶۰ سالگی‌ست با احساس گناه ناشی از شیوه‌های بی رحمانه‌اش برای رسیدن به قدرت و به خصوص دادن دستور قتل فردو، برادرش، رو به روست. مایکل بخش بزرگی از ثروت عظیمش را وقف خیریه می‌کند. مایکل و کی از همدیگر طلاق گرفته‌اند: فرزند


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

اوون گلیبرمن – Entertainment Daily (10 از 10)

در  اوج پایدار درخشان، کوپولا بینشی از تباهی و فساد را آشکار می سازد که تمام جهان را دربرگرفته با این وجود او همچنین از جادوی ناب تئاتری لذت می برد طوری که فقط یک استاد می تواند.                                                                                                

varieties (9 از 10)

فصل سوم در کثرت روایت با فصل های قبلی خوداز لحاظ گستره حماسه، تحلیل سیاسی و اجتماعی، زیبایی جسمانی و احساس عمیق بازیگران و محیط فیلم مطابقت دارد.

راجر ایبرت – Chicago Sun-Times (8.8 از 10)

عجیب است که چگونه فیلم های قبلی شکاف های باقیمانده از این فیلم را پر می کند و به این سوال پاسخ می دهد. به گمان من درک این فیلم بدون آگاهی از دو فصل قبلی امکان پذیر نیست و با علم به آنها فصل سوم بهتر از ان چیزی که باید تاثیر گذار بود.

جاناتان رزنباوم – Chicago Reader (8 از 10)

اوج برانگیزاننده و هیجان آور در حماسه اسکاندیناوی کورلئونه به مانند فردی مستقل و خودمختار بروز کرد که گاهی اوقات کوپولا را در بهترین حالت خود نشان می دهد.                                 

مایک کلارک – USA Today (7 از 10)

دریغ از اینکه، چیزی که درباره سوفیا کوپولا( در نقش دختر مایکل) شنیده ای، صحت دارد، او کلمه ها را می بلعد و « دختر دره »صحبت می کند. چه تفاوتی وینونا رایدر ایجاد می کرد.                   

دیو کهر – Chicago Tribune (5 از 10)

 اثری از فضای آشنایی شرم آوری بر کل پروژه باقی است گویی داستانی است که توسط یکی از بستگان پیر گفته شده که از تعداد دفعات و کیفیت آن کاملا مطلع نیست، او قبلا در شرایط ظاهری مشابهی بوده است.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 8.8 از 10

هجده سال پس از اولین اکران  فیلم پدرخوانده پرانتظارترین قسمت، قسمت سوم و آخر به سینماها آمد. عدم توانایی این فیلم در برآوردن انتظارات، قابل پیش‌بینی و تا حدودی ناامیدکننده بود، با توجه به 16 سال زیرساخت، قسمت سوم پدرخوانده یک فیلم خوب است؛ با لحظه‌هایی از قدرتی نادر، اما یک فیلم با شکوه نیست- به این دلیل بسیاری از طرفداران مجموعه ابراز نارضایتی کردند. نامزدهای اسکار این فیلم احتمالا بیشتر براساس نام و شهرت پدرخوانده بودند تا به ارزش های خاص این پروژه. فصل سوم اولین فصل پدرخوانده بود که برنده اسکار بهترین فیلم نشد وعلی رغم یک اجرای شایسته زحمات آل پاچینو نادیده گرفته شد. شاید عدم جدیت جوایز منعکس کننده نظر عمومی بود.                          

داستان در سال 1979 در نیویورک شروع شد، تقریبا دوازده سال بعد از اینکه مایکل کورلئونه (پاچینو)  دستور داد که برادر بزرگش کشته شود. فرزندانش مری (سوفیا کوپولا) و آنتونی (فرانسیس دی آمبروشا) حالا بزرگ شده اند. مری علاقمند به پدرش است در حالی که آنتونی بسیار محتاط است.  او عاشق مایکل است اما نمی خواهد هیچ ارتباطی با « تجارت » داشته باشد هرچند تمام سرمایه های غیر قانونی پاک شده باشند. کورلئونه خانواده قانونمندی دارد. همانند دو فیلم دیگر این فیلم با جمع خانواده شروع می شود. این موقعیت ارائه ای به مایکل به دستور قدیس سباستین است بالاترین افتخاری که کلیسای کاتولیک می تواند به یک غیر روحانی عطا کند. دریافت این موقعیت برای کورلئونه نهایت احترام را نشان می دهد هرچند که مایکل به راحتی از متحدان سابق دنیای زیرزمین خود خلاص نمی شود. صاحبان سرمایه وقتی او یک بازی 600  میلیون دلاری را برای یک شرکت تجارتی بین المللی انجام می دهد، سهم خودشان را می خواهند و دنبال فرصتی هستند تا پولشویی کنند. بیشتر از دوستان قدیمی، امتناع مایکل در جلسه روئسا او را بیشتر از دوستان قدیمی می آزارد که مجازات سنگینی را به همراه دارد. بعد از آن دون کورلئونه– وین سنت مانچینی ( اندی گارسیا) و پسر سونی کورلئونه منتظر فرصتی هستند. او بیرحم و سنگدل است و خشونتی را که مایکل مدت هاست از دست داده است را می طلبد و از آنجایی که سود سهام شرکت افزایش می یابد، بزرگ خانواده به این نتیجه می رسد که به قدرت و جوانی نیازمندند. اما این واگذاری قدرت بهای غم انگیزی را با خود به همراه دارد.                              

یکی از بدیهی ترین مسائل مربوط به فصل سوم فیلم پدرخوانده این است که قلمرو جدید کمی را در بر می گیرد. طرح داستان اکثرا برگرفته از اصل فیلم است. این بار مایکل نقش ویتو را اجرا می کند و وینسنت در کنار مایکل می ایستد. این روش همانند سازی پرواضح ممکن بود موثرتر واقع شود اگر شخصیت وینسنت بیشتر ارتقا میافت. با این حال مشکلی نیست زیرا مایکل هنوز نقطه مرکزی است. مثل همیشه پاچینو از تماشای آن لذت می برد. برای بار سوم او احساسی از سوگواری و خستگی را به مایکل کورلئونه منتقل می کند.او مردی است که تاوان تمام اشتباهاتش را داده است . خاطرات اور ا تعقیب می کنند همانند ارواحی که هرگز نمی توانند دفن شوند. تحمل بار عاطفی در خمیدگی شانه هایش و زبری صدایش مشهود است.مثل همیشه خانواده برای مایکل بسیار مهم و حیاتی است. دلیل او برای زندگی فرزندانش هستند. به قول او «فرزندانم گنجینه های ارزشمند روی زمینم هستند و برایم معنایی فراتر از قدرت و ثروت دارند.» او به ماری میگوید که در جهنم می سوزد تا او سالم بماند. این یک بیانیه نبوی است.                                                  

رابرت داوال ناپدید شد. غیر ممکن است که خلاء ایجاد شده در غیاب او را احساس نکنیم. جورج همیلتون و بی جی بریسون بعدی مهم از طرح داستان است نه یک شخصیت واقعی. حداقل، تصمیمی برای بازگرداندن تام هاگن در بریسون گرفته نشده است. به همیلتون کاری بیشتر از ایستادن در پس زمینه داده می شود تا انجام دهد و چند خطی صحبت کند. یکی دیگر از تصمیمات نه چندان خوب انتخاب بازیگر ، انتخاب سوفیا کوپولا ( دختر فرانسیس) به عنوان ماری بود. (عملکرد کارگردان، وینونا رایدر، بخاطر خستگی و ضعفی که ظاهر شده بود، محدود شد.)  کوپولا به اندازه کافی از نگاه کردن به آن لذت می برد اما وسعت دید او محدود است و فقدان این قابلیت صحنه ها و چشم اندازهای هیجان انگیز و عاطفی متعددی را تقلیل می یابد. این اولین فیلم پدرخوانده است که نقشی اصلی را با عملکردی ضعیف تعریف می کند.                                  

با این حال چیزی که کم اهمیت نیست استعداد مدیریتی فرانسیس فورد کوپولا است. نیم ساعت پایانی با درهم آمیختن خطوط متنوع و در عین حال مرتبط متن، با مهارت استادانه ای طراحی می شود. لحظاتی در فصل سوم پدر خوانده وجود دارد که با تابش دو فیلم قبلی می درخشد. پدر خوانده فصل سوم به رغم اشتباهاتش به اندازه کافی منسجم است تا شایسته مکانی در کنار پیشینیان خود باشد، این کنجکاوی غیر قابل درک و تصوری نیست. فیلم نه تنها داستان مایکل کورلئونه را به نتیجه می رساند بلکه به فرم و سبک فصل اول و دوم وفادار می ماند. فیلم های پدرخوانده به انضمام  این فصل به مانند حماسه ای بزرگ است که بیانگر یکی از قوی ترین داستان های غنی از نظر عاطفی است که تاکنون به فیلم متهد شده است.                               

مترجم: پدرام موسی‌پور


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of