The Girl with the Dragon Tattoo (دختری با خالکوبی اژدها)


خلاصه داستان:

روزنامه نگاری به نام«میکائیل بلومویست» در جست و جویش به دنبال زنی که چهل سال قبل گم شده است، توسط دختری جوان و عجیب به نام «لیزبث» یاری میشود...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 10 از 10

نقد و بررسی فیلم

فضای تیره و تاری که هنگام تماشای فیلم دختری با خالکوبی اژدها The Girl with the Dragon مانند موجودی زنده از میان پرده ی سینما می خزد و به ذهن تماشاگر نفوذ می کند، خود شاهدی بر آن است که دیوید فینچرDavid Fincher، این فیلم را تنها برای کسب درآمدی هنگفت نساخته است.

نسخه ی اول فیلم دختری با خالکوبی اژدها که در سال 2009 ساخته شد، فیلمی قدرتمند و گیرا بود و ساخت نسخه ای جدید که قادر به رقابت با آن باشد مشکل می نمود، این موضوع باعث شد تا تماشاگران از نسخه ی جدید توقعات سنگینی داشته باشند. قابل تصور نبود کسی بتواند نسخه ی جدیدی از این فیلم بسازد که انتظارات تماشاگران را برآورده کند، اما فینچر مشخصاً در انجام این کار موفق شده و امضای او که همانا ایجاد صحنه ها ، وقایع و نتایجی است که هیچ کس دیگر جز فینچر توان ایجاد آنها را ندارد،  در بیشتر صحنه های فیلم مشهود است.

فینچر، با کمک فیلمنامه منسجمی که Steven Zaillian از کتاب پرفروش Stieg Larsson اقتباس کرده است، ابتدا لایه های رویی داستان را می شکافد، جزئیات و شیوه ی پرداخت را کنار می گذارد و سپس به شیوه ی خود همه ی آنها را از نو می آفریند و به بدنه ی داستان اضافه می کند. نتیجه ی کار فیلمی است که به وضوح از کتاب The Girl with the Dragon Tattoo اقتباس شده، اما به هیچ وجه کپی برداری از نسخه سوئدی پیشین و یا خود کتاب نیست.

اقتباس سینمایی دقیقاً باید همین طور باشد: فیلمی که داستانش بر اساس منبع اصلی شکل گرفته اما آنچه بر پرده ی سینما ظاهر می شود حال و هوای به خصوص خود را دارد.

هنگامی که در اوایل سال 2010 اعلام شد کمپانی فیلمسازی Columbia Pictures قصد دارد بر اساس کتاب دختری با خالکوبی اژدها فیلمی تولید کند، در ذهن بسیاری از افراد، پرسشی ایجاد شد، “چرا؟”

پیشتر در سال 2009 فیلم سوئدی ارزشمندی بر اساس این کتاب تولید شده بود. کارگردانی فیلم بر عهده یNiels Arden Oplev بود و موفقیت آن به اندازه ای بود که بازیگر نقش اصلی آن Noomi Rapace، بعد از این فیلم به شهرت جهانی دست پیدا کرد. بنابراین به نظر می آمد “بازسازی” فیلمThe Girl with the Dragon Tattoo  به زبان انگلیسی و با حضور گروهی از بازیگران درجه یک، هدفی جز کسب درآمدی هنگفت را دنبال نکند. با اینحال، انگیزه ی ساخت این فیلم هر چه بوده باشد، این روایت تصویری از داستان Stieg Larsson می تواند با سربلندی در کنار نسخه ی سوئدی قرار بگیرد. داستان اصلی یکی است، اما تفاوت های دو فیلم – برخی در نکات ریز و برخی هم در عناصر اصلی – به اندازه ای است که میتوان از هرکدام به نوعی لذت برد. گرچه نسخه ی ساخت Oplev کماکان از امتیاز اول بودن برخوردار است، اما نکات قوّت نسخه ی فینچر به ما یادآوری می کند که اولین الزاماً بهترین نیست.

دو نکته ی اساسی وجود دارند که فیلم The Girl with the Dragon Tattoo ساخته ی دیوید فینچر را از فیلم Oplev متمایز می کنند (خواهش می کنم اشتباه برداشت نکنید و این جمله را به حساب عیبجویی از نسخه ی سوئدی – که از نظر من جزو فیلم های برتر سال 2010 بود – نگذارید). مورد اول جنبه ی زیبایی شناسانه و هنری فیلم است. بودجه ی ساخت نسخه ی سال 2011 چندین برابر بیشتر بوده و از طرف دیگر شخصی که پشت دوربین قرار گرفته کارگردانی صاحب سبک است و ترکیب این دو مؤلفه منجر به ایجاد فضای سرد و تیره ی سراسر تصاویر فیلم شده است. فضای بیرونی زمستانی، نماهای داخلی سرد و تیره، روش تصویربرداری تک تک صحنه ها و سایر عناصر تصویری برای افزایش این خصیصه به خدمت گرفته شده اند. اما شیوه ی پردازش Oplev صریح و سر راست بود و به اندازه ی فیلم فینچر جسورانه نبود. مورد دوم روش به تصویر کشیدن شخصیت هاست. فینچر شخصیت ها را تا حدی تلطیف می کند و ما را با انسان هایی مواجه می کند که نسبت به نسخه ی قبل دارای پیچیدگی های حسی بیشتری هستند. اما تأکید Oplev بر روی مشخصات منحصر به فرد شخصیت هاست. بعضی از شخصیت های نسخه ی سال 2009 ویژگی های کاریکاتور مانندی دارند ( به عنوان مثال Bjurman فاسد و سادیست) اما فینچر در پی به وجود آوردن ابهام و شخصیت هایی چند وجهی ست.

اگر فیلم The Girl with the Dragon Tattoo نشان دهنده ی دیدگاه فینچر نسبت به ذات بشر باشد (با در نظر گرفتن تلخی و تیره گی فیلم های دیگرش، این موضوع دور از ذهن نیست)، میتوان او را در زمره ی کارگردان هایی چون David Lynch دانست که معتقدند خود جامعه زادگاه و پرورشگاه فساد و انحرافات پنهانی است. این عناصر پلید در بطن فیلم The Girl with the Dragon Tattoo هم دیده می شوند، و فینچر با اینکه گهگاهی شوخی و کنایه هایی هم به کار می بندد، به تماشای روند فاسد شدن آنها می نشیند.

یاد یکی از دیالوگ های فیلم منم، کلودیوس I, Claudius افتادم: “بگذارید هر آنچه زهر و کثافت در دل این لجن هاست، بیرون بیاید”

در مقایسه با فیلمنامه ی نسخه ی سوئدی که توسط Nikolaj Arcel و Rasmus Heisterberg نوشته شده بود، فیلمنامه یZaillian  از این حسن برخوردار است که به نحوی داستان پیچیده ی کتاب Larssson را فشرده و خلاصه می کند که تماشاگرانی که از قبل با داستان آشنایی ندارند، بهتر بتوانند آن را درک کنند. البته باید جانب انصاف را رعایت کنیم و به این نکته توجه داشته باشیم که فیلمنامه ی 180 دقیقه ای نویسندگان سوئدی که در اصل برای یک سریال کوتاه قسمت تلویزیونی نوشته شده بود، در روند بازنویسی برای فیلم سینمایی، 28 دقیقه کوتاه تر شد. یکی از دلایلی که هر از گاهی ضرباهنگ فیلم نا میزان به نظر می رسد و سیر داستانی دچار خلاء یا از هم گسیختگی می شود، همین مسئله است.

اما Zaillian عملاً ساختار کتاب Larsson را دگرگون کرده است و با اعمال حذف، اضافه و تغییر در هر جای داستان که به نظر لازم می رسیده، داستان را طوری پرورانده است که مناسب پرده ی سینما باشد. نتیجه ی نهایی داستان جنایی معمایی، منسجم و پردازش شده ای است که نه بیش از حد شتاب زده پیش می رود و نه کند و کسل کننده. اینجا مجبوریم مدتی منتظر باشیم تا دو شخصیت اصلی داستان با یکدیگر آشنا شوند. ملاقات آنها پس از گذشت یک ساعت اول فیلم، اتفاق می افتد. تا آن لحظه، ماجراهای مربوط به هرکدام جداگانه روایت می شود تا جایگاه آنها در خط داستانی کلی روشن تر شود و ذهنیت قوی تری از خصوصیات فردی آنها ( فارغ از آنچه در کنار هم نشان می دهند) در ذهن مخاطب شکل بگیرد. بعد از ملاقات دو شخصیت اصلی، حضور مشترک آنها در صحنه های فیلم به اندازه ای است که هیجان و تنش های خاص فیلم در تمامی سیر داستان حفظ می شود.

خود Larsson صریحاً تصدیق کرده است که برای پایه گذاری فیلمنامه ی  The Girl with the Dragon Tattooاز سبک داستان های کارآگاهی انگلیسی استفاده کرده است و این نکته در ساختار فیلم مشهود است. روزنامه نگاری به نام میکائیل بلومکویست (Daniel Craig) که در پی توطئه ای موقعیت شغلی خود را از دست داده است، برای دیدار با میلیونر بازنشسته ای به نام هنریک ونگر (Christopher Plummer) به میان گروهی از ساکنین جزیره ای در شمال سوئد برده می شود. هنریک از میکائیل می خواهد درباره ی پرونده ی قتلی که مربوط به 40 سال پیش است، تحقیق کند، پرونده ی فراموش شده ای که چهل سال است ذهن او را به خود مشغول کرده است. نوه ی 16 ساله ی هنریک به نام هریت، از سال 1966 ناپدیده می شود و همگان اعتقاد دارند او به قتل رسیده است. جنازه ی او تا به حال پیدا نشده اما هیچ مدرکی دال بر این که به میل خودش از خانه فرار کرده باشد وجود نداشت. تا به امروز قاتل او شناسایی و مجازات نشده است، اما هنریک باور دارد که قاتل یکی از اعضای خانواده ی خودش است، خانواده ای متشکل از تعدادی آدم های عجیب و غریب،‌ آدم های یاغی و شورشی، و اعضای سابق حزب نازی آلمان. میکائیل پرونده را قبول می کند و هکری منزوی و گریزان از اجتماع به نام لیزبت سلندر (Rooney Mara) را به عنوان دستیار استخدام می کند. لیزبت در استفاده از ابزار ها و انجام تحقیقات خبره است، و هر چه سرنخ ها و کشفیات میکائیل وی را بیشتر در دام عنکبوتی زهرآلود غرق می کنند، ارزش لیزبت و مهارت هایش بیشتر مشخص می شود.

شخصیت اصلی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo میکائیل است. بیشترین زمان حضور بر پرده ی سینما از آن اوست و تمامی ویژگی های قهرمان های سینمایی را دارد. معروف ترین بازیگر کل گروه،Daniel Craig که به خاطر بازی در نقش جیمز باند شهرت زیادی دارد نقش او را ایفا می کند. اما به هیچ وجه نمی شود گفت طی 158 دقیقه زمان نمایش فیلم، شخصیتی جذاب تر از او بر روی صحنه ظاهر نمی شود. این ویژگی مختص لیزبت سلندر است؛ دختری افسرده، با احساساتی سرکوب شده و ظاهری گاتیک که  در استفاده از تکنولوژی مهارت ویژه ای دارد و گذشته ی دردآور خود را پشت اندامی خالکوبی شده و مزیّن به انواع اقسام حلقه ها و گوشواره ها piercings پنهان می کند. لیزبت از آن شخصیت هایی است که توجه تماشاگران را جلب می کند. شخصیتی که Rooney Mara ترسیم می کند، دختر بچه ای است که در جسم زنی گیر افتاده و تماشای لحظات خشم و دیوانگی این زن بسیار دردناک است. شخصیت حسی او هم به شدت نفوذ ناپذیر است و هم بسیار ضعیف و شکننده. بر خلاف تصویری که Rooney Mara از لیزبت ترسیم می کند، نقش آفرینی به یادماندنی Noomi Rapace در نسخه ی سوئدی، تقریباً ساده و قراردادی به نظر می رسد. مقایسه ی این دو کاری بیهوده است، بازی هر دوی آنها عالی و در عین حال متفاوت بود. اما لیزبتی که Rooney Mara نقش آن را بازی می کند، احساساتی تر و گاهی اوقات بی رحم تر است.

در فیلم فینچر، نقش میکائیل هم پر رنگ تر است و دیگر یک کارآگاه معمولی نیست که تنها وظیفه اش ایجاد زمینه ای برای به چشم آمدن هوش و استعداد بی نظیر لیزبت باشد. میتوان گفت لیزبت در نقش شرلوک هلمز است و او در نقش واتسون.

با همیاری فیلمنامه،Daniel Craig موفق می شود بر جزئیات و خصوصیات شخصیت میکائیل بیفزاید. قطعاً او به هیچ وجه مانند لیزبت فریبنده و محسور کننده نیست، اما دیگر در سایه ی شخصیت او ناپدید نمی شود. رابطه ی نسبتاً عاشقانه ای که بین آن دو شکل می گیرد نسبت به رابطه ی قراردادی در نسخه ی سوئدی، پیچیده تر است و به نوعی پنهان از چشم مخاطب شکل می گیرد و کنجکاوی او را بر می انگیزد. در این فیلم، علاقه و احساسی که دو شخصیت نسبت به یکدیگر دارند، با هم متفاوت است. از دید میکائیل موضوع مهمی در میان نیست اما لیزبت، احتمالاً برای اولین بار در زندگی اش، ترکیب رابطه ی حسی و فیزیکی را تجربه کرده است.

در میان بازیگران نقش های مکمل اسامی افراد مشهوری دیده می شود، مانند Christopher Plummer ( در نقش هنریک) Robin Wright (در نقش اریکا برگر، همکار میکائیل در مجله ی میلنیوم) Stellan Skarsgard (در نقش مارتین، خواهر زاده ی هنریک) و افراد دیگری که شهرتشان کمتر است، مانند Steven Berkoff  (در نقش فرود، وکیل هنریک) و Yorick van Wageningen (در نقش شخصیت نفرت انگیز Bjurman).

به جز Daniel Craig هیچ یک از بازیگران جزو ستارگان دنیای سینما به شمار نمی آیند، اما انتخاب بازیگران به خوبی صورت گرفته است. همگی نقش خود را به نحو احسنت ایفا می کنند و Rooney Mara بدون شک برای این جهش جسورانه در دنیای بازیگری و نقش آفرینی فوق العاده ی خود نامزد جایزه ی اسکار خواهد شد.

کمی حیرت آور است که فینچر موفق شد کاری کند که فیلم نهایتاً جزو فیلم های درجه ی R دسته بندی شود. خشونت جنسی و روابط فیزیکی در این فیلم به وضوح تصویر شده اند. کارگردان به قول خود وفادار مانده و محافظه کاری را کنار گذاشته است، به طوری که این صحنه ها در نسخه ی آمریکائی هم، درست همانند نسخه ی سوئدی، نمایش داده شده اند. در یکی از اولین تریلر های The Girl with the Dragon، از این فیلم به عنوان “فیلم ناراحت کننده ی فصل” نام برده شده بود و این حرف تا حدی حقیقت دارد. قطعاً تماشای این فیلم برای مخاطبان خوشحال کننده نخواهد بود، اما نمی توان قدرت اغواگری و تهییج کنندگی فیلم را انکار کرد. این فیلم در کنار تصویر سیاه و وهمناکی که از دنیای بشریت رسم می کند، فیلمی تماشایی در ژانر رمز آلود/هیجانی است که ویژگی های تعریف شده اش – سرنخ ها، نکات انحرافی، مظنونین انگشت شمار – به بار سرگرم کنندگی آن می افزاید. «دختری با خالکوبی اژدها» یکی از معدود فیلم های ناراحت کننده ای است که میتوان از آن عمیقاً لذت برد و باید حقیقتا به این نکته اذعان کرد که حس تعلیق و تنش مداوم در جانمایه ی فیلم تنیده شده است.

کسانی که با کتاب Larsson آشنایی داشته باشند خبر دارند که او پیش از مرگش دو کتاب دیگر درباره ی میکائیل و لیزبت نوشت؛ دختری که با آتش بازی کرد  The Girl who Played with Fireو دختری که لانه ی زنبور را از بین برد The Girl who Kicked the Hornet’s Nest. در سوئد از روی هر دوی این کتاب های فیلمی ساخته شده است. فینچر هم دوست دارد سراغ این دو کتاب برود، گرچه در تصمیم گیری برای انجام این کار، مقدار فروش جهانی فیلم حاضر نقش به سزایی خواهد داشت. من شخصاً واقعاً دوست دارم ببینم این گروه خلاق چه فیلمی از روی آن کتاب ها – که نسبت به کتاب اول ضعیف تر هستند  خواهند ساخت.

با اینحال، هر اتفاقی هم که در آینده بیفتد، فیلم The Girl with the Dragon Tattoo خود به تنهایی می تواند ادای دینی باشد از سوی دیوید فینچر، نسبت به قدرت های نهفته در زن ها، داستان های کارآگاهی، و تناقضات عجیب و غریب احساسات انسان ها.

مترجم : الهام بای

تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی

هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع: سایت نقد فارسی مخالف قانون بوده و مدیریت سایت هیچ گونه رضایتی در این مورد ندارد و شرعا حرام میباشد.


ممکن است شما دوست داشته باشید

64
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
64 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
37 Comment authors
d.d.cmohammaddفریكيانfaraz Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
no one
Guest
Member
no one

به نظر من پایان سوئدی خیلی ایدهال بود ولی پایان وینچر واقع گرایانه و مهنادار بود وایم بود که در آخر فیلم آدم را مجبور میکرد درباره فیلم نظر بده یا فکر کنه

مهرزاد
Guest
Member
مهرزاد

انصافا فیلم خوبی بود(البته اگر پایانشو حساب نکنیم)بازی ها عالی بود،موسیقی که حرف نداشت.چند تا سکاننس داره که عالیه از این سکانس ها باید بگم اون سکانسی که با دستگاه تتو روی بدن مرد نوشته بود من یک خوکم عالی بود تو اون سکانس ترکیب موسیقی و فیلمبرداری به نظر من واقعا بی نظیر بود.

سروش
Guest
Member
سروش

aida:فیلم خیلی ضعیف و کشداری بود که هیچ گونه هیجان یا جذابیتی نداشت. اگه اینقدر خوشتون اومده معلومه فیلم خوب ندیدید که همچین فیلم ضعیفی رو شاهکار میدونید.بازی میا فارو هم افتضاح بود البته فارو هنرپیشه درجه ۴ هم حساب نمیشه ولی فیلم شناسای متبحر!!! ایرانی از بازی اون انگشت به دهان موندن. من نمیدونم میا فارو کیه اما این دختره رونی مارا هست اسمش که توی social network فینچر هم بازی خوبی کرد که باعث شد فینچر بیخیالش نشه و توی این فیلم هم ازش استفاده کنه و الان اتفاقا یه بازیگر درجه یکه در جواب اینکه فیلم بد… ادامه »

سروش
Guest
Member
سروش

فینچر کارگردان خیلی خوبیه به خصوص توی کارگردانی فیلمهایی با تصویرسازی سیاه و تیره و توی این فیلم به راحتی و با کارگردانی فوق العاده اش تونسته نشون بده که انسان حتی از حیوون هم پست تر میشه. صحنه های جنسی فیلم خیلی بی پرده و رک هست اما من هم موافقم که وجودشون تا حدی لازمه چون اگه نباشه حرف فیلم ناقص میمونه،میگم بی پرده چون میتونست خیلی لطیفتر و ظریفتر نشون بده کاری که فینچر توی فایت کلاب کرد ولی خب شاید اینجا و توی حس و حال این فیلم جواب نمی داد… در کل فیلم راضی کننده… ادامه »

KHA
Guest
Member
KHA

در ضمن صحنه های س کسی که در خدمت فیلم باشه لازمه

KHA
Guest
Member
KHA

فیلم خوش ساختی بود

ژرفا
Guest
Member
ژرفا

فیلم بعضی جا ها ناقص بود یا علامت سوال واسه آدم میذاشت. مثلا لیزبت چه جوری هکر ماهری شده بود؟ اون که تو مرکز روانی بوده، چه جوری تو ۲۲ سالگی چنین هکر ماهری بود؟
یا مثلا چرا پدرش رو سوزونده بود؟
به نظرم اگه تو فیلم به سوال های بیشتری جواب داده میشد بهتر بود.
کلا فینچر هم با تیپ روشن فکری این فیلم رو ساخته و میخواد به بیننده تلنگر بزنه، واسه همین فیلم خیلی جالب در نیومده

aida
Guest
Member
aida

شرمنده میا فارو نه رونی مارا

سعید کریمی
Guest
Member
سعید کریمی

فیلمو الان دیدم بالاخره بعد از شاهکار tree of life یه فیلم درست حسابی امسال دیدم

cna.73
Guest
Member
cna.73

از نظرات ممنونم .

Abolfazl esI
Guest
Member
Abolfazl esI

داداش برا اینکه به سوالت پاسخ بدم بیایم سابقه فینچر رو بررسی کنیم … من به عنوان یکی از طرفداران فینچر که تمام فیلم هاش رو دیدم و تقریبا شناختی ازش دارم باید بگم که این کارگردان در هیچکدوم از فیلم هاش از صحنه های جنسی استفاده نکرده … تنها فیلمی که یه صحنه جنسی داشت فایت کلاب بود که به نظر من واقعا اون صحنه لازم بود … یعنی نمیشد فیلم یه چیزی کم داشت .. صحنه مربوط به فایت کلاب چیز خاصی رو نشون نمیداد و دقیقا همون حالت رویاگونه و خاص رو داشت تا منظور و هدف… ادامه »

cna.73
Guest
Member
cna.73

Abolfazl esI: cna.73: Abolfazl esI:در پاسخ به پست های دوست خوبمون سانی که ظاهرا با یک چشم به سینما نگاه می کنند! فینچر از معدود کارگردانایی هستش که به جرات میگم فیلم بد نداره … و فیلم خوب هم نداره! همشون شاهکار هستند. شما دلیل و منطق برا بد بودن یه فیلمش بیار … و اینکه فینچر به هیچ وجه یه کارگردان تجاری نیست. هالیوود فیلم های معناگرا و مفهومیش رو میده به نظیر این کارگردان و یا دارن آرنوفسکی … فیلم های تجاری رو اشخاصی مثل مایکل بی میسازن! اگه سابقه فینچر رو هم نگاه کنی پرفروش ترین فیلمش… ادامه »

cna.73
Guest
Member
cna.73

مینا:همیشه دلم میخواست ایرانیا یه سایت مثل IMDbداشتند که میتونستند به فیلمها امتیاز بدند و اون هم از دید خوشون نه از این دید که اون فیلم فلان جایزه و بهمان جایزه رو برده .چون ارزشهای ما مسلمونا فرق داره با بقیه .خیلی وقتا خیلی از فیلمهایی رو که همه ازش تعریف میکنن میبینم و بعد پیش خودم میگم مگه این فیلم چی داشت واقعا؟تازگیا معیار فیلم دیدن فقط شده اینکه اون فیلم باور پذیر باشه.مگه نشون دادن هر مزخرفی که باور پذیر باشه خوبه؟؟مسئله اینه که فیلمهای خارجی کثیف ترین مسائلو به بهترین شکل ممکن توی فیلماشون نشون میدن… ادامه »

cna.73
Guest
Member
cna.73

sunny:اولا که فینچر همچین کارگردان فوق العاده ای هم نیست دوما این فیلم جزئ فیلمهایی هستش که از خشونت وسکس به میزان بسیار زیادی توش استفاده شده که هیچ جای دنیاجذابیت نداره الا ایران!!! ظاهرا تماشاگرای ایرانی حسرت همچین صحنه هایی رو بدل دارن. چیزی که تو فیلمای چند سال اخیر هالیوود خیلی بارزه همین استفاده از سکس و خشونت بیش از حد برای ژیش بردن فیلم ها یی هستش که بار مفهومی خیلی ضعیفی دارن که به معنی اینه که سینمای هالیوود کفگیرش به ته دیگ خورده و متاسفانه جنبه های تجاری که باب طبع احمقها و نوجوونهاست به… ادامه »

ارتحال
Guest
Member
ارتحال

سلام ان دیدی که برای دیدن دنیا از زاویه نگاه آدمهای موافق یا مخالف ما وجود دارد نباید حتما با معیارهای ما بخونه ما در زندگی واقعی هم مسائلی را تجربه میکنیم که ممکنه باورش برای ما سخت باشه ولی برای دیگران رخ میده متاسفانه کلماتی هستند که تابه تصویر کشیده نشوند نفس کار را نشان نمیدهند مثلا خشونت علیه کودکان تا نبینی چه بلاهایی سر بچه ها امده هیچوقت برات چالشی ایجاد نمی شه درمورد موضوع فیلمی مثل این هم باید ببینی زنها چه جوری ممکنه گیر بیفتان و این یعنی همون آموزش اثر گذاری که منتظرش هستی فقط… ادامه »

مینا موحد
Member
Member
مینا موحد

همیشه دلم میخواست ایرانیا یه سایت مثل IMDbداشتند که میتونستند به فیلمها امتیاز بدند و اون هم از دید خوشون نه از این دید که اون فیلم فلان جایزه و بهمان جایزه رو برده .چون ارزشهای ما مسلمونا فرق داره با بقیه .خیلی وقتا خیلی از فیلمهایی رو که همه ازش تعریف میکنن میبینم و بعد پیش خودم میگم مگه این فیلم چی داشت واقعا؟تازگیا معیار فیلم دیدن فقط شده اینکه اون فیلم باور پذیر باشه.مگه نشون دادن هر مزخرفی که باور پذیر باشه خوبه؟؟مسئله اینه که فیلمهای خارجی کثیف ترین مسائلو به بهترین شکل ممکن توی فیلماشون نشون میدن… ادامه »

Abolfazl esI
Guest
Member
Abolfazl esI

cna.73: Abolfazl esI:در پاسخ به پست های دوست خوبمون سانی که ظاهرا با یک چشم به سینما نگاه می کنند! فینچر از معدود کارگردانایی هستش که به جرات میگم فیلم بد نداره … و فیلم خوب هم نداره! همشون شاهکار هستند. شما دلیل و منطق برا بد بودن یه فیلمش بیار … و اینکه فینچر به هیچ وجه یه کارگردان تجاری نیست. هالیوود فیلم های معناگرا و مفهومیش رو میده به نظیر این کارگردان و یا دارن آرنوفسکی … فیلم های تجاری رو اشخاصی مثل مایکل بی میسازن! اگه سابقه فینچر رو هم نگاه کنی پرفروش ترین فیلمش شاهکار Se7en… ادامه »

narges
Member
Member
narges

به اعتقاد من نسبت به کارهای قبلیش چندان قوی نبود کمی تا قسمتی کلیشه ای.ضمنا دوستانی که از صحنه های جنسی فیلم ناراحتن بگم که داستان فیلم اقتضا می کرد به قول یکی از دوستان برای پیش بردن قصه بود.

cna.73
Guest
Member
cna.73

Abolfazl esI:در پاسخ به پست های دوست خوبمون سانی که ظاهرا با یک چشم به سینما نگاه می کنند! فینچر از معدود کارگردانایی هستش که به جرات میگم فیلم بد نداره … و فیلم خوب هم نداره! همشون شاهکار هستند. شما دلیل و منطق برا بد بودن یه فیلمش بیار … و اینکه فینچر به هیچ وجه یه کارگردان تجاری نیست. هالیوود فیلم های معناگرا و مفهومیش رو میده به نظیر این کارگردان و یا دارن آرنوفسکی … فیلم های تجاری رو اشخاصی مثل مایکل بی میسازن! اگه سابقه فینچر رو هم نگاه کنی پرفروش ترین فیلمش شاهکار Se7en هستش.… ادامه »

pedram
Guest
Member
pedram

فیلم فینچر واقعا بهتر از نسخه سوئدی ه . من نسخه سوئدی سه گنشو دیدم که قسمت یک ( همین خالکوبی اژدها) صرفا قابل تحمل بود . از لحاظ ساختاری بشدت دچار نقص بود و فقط بهمین نکته اشاره میکنم که ریتم نسخه سوئندی بشدت افت و خیز وحشتناک بدی داره ولی اقتباس بشدت وابسته به کتابه و کاملا یه تریلر کلاسیک و خوبه . قبول دارم که فیلم شاهکار فینچر نیست . یه نکته راجه به صحنه توی فیلم : واقعا عذر میخوام ولی فیلمایی که صحنه های اروتیک دارنن مث چشمان باز بسته کوبریک یا کارای لینچ و… ادامه »

احسان ریاحین
Member
Member
احسان ریاحین

متاسفانه امثال این ذوست خوبمون فقط اون طرف قضیه رو می بینند.اگر این فیلم خوبه(که واقعا خوبه)به خاطر همین واقع گرایی و قابل درک بودنشه کما اینکه اگر این صحنه ها در این فیلم نبود,این فیلم به این صورت خوب و عالی از کار در نمی آمد.صحنه های تجاوز هم واقعا تا چند شب از ذهن من دور نمی شد واقعا که حیوان هم همچنین بلایی بر سر حیوان دیگر نمیاره..امتیاز من هم به این فیلم مثل دوست عزیزمون ۱۰ از ۱۰٫

Abolfazl esI
Guest
Member
Abolfazl esI

در پاسخ به پست های دوست خوبمون سانی که ظاهرا با یک چشم به سینما نگاه می کنند! فینچر از معدود کارگردانایی هستش که به جرات میگم فیلم بد نداره … و فیلم خوب هم نداره! همشون شاهکار هستند. شما دلیل و منطق برا بد بودن یه فیلمش بیار … و اینکه فینچر به هیچ وجه یه کارگردان تجاری نیست. هالیوود فیلم های معناگرا و مفهومیش رو میده به نظیر این کارگردان و یا دارن آرنوفسکی … فیلم های تجاری رو اشخاصی مثل مایکل بی میسازن! اگه سابقه فینچر رو هم نگاه کنی پرفروش ترین فیلمش شاهکار Se7en هستش. این… ادامه »

ماهان
Guest
Member
ماهان

در جواب دوست عزیز sunny
صرفا وجود صحنه هایی از مسایل جنسی و پرداختن به اون از ارزش فیلم کم یا زیاد نمیکنه.
اینجا مخاطب باید تصمیم گیری کنه که وجود این صحنه ها برا استفاده مالی هست یا پیش برد داستان و روایت فیلم

amir
Member
Member
amir

sunny:

امیر:آقا من این فیلمو دیدم.از نظر فنی حرف نداشت.انصافا اثری استثنایی از فینچره.از نظر فیلم نامه و خود فیلم هم یه فیلم به سبک فینچری بود.خلاصه خیلی عالی بود.

من در مورد محتواش حرف میزنم ولی اینجور که معلومه شما از حیرت تکنیک فنی فیلم بدجوری چونتون اویزون مونده که جاهای دیگه از یادتون رفته یا شاید از صحنه های دقیق ولحظه به لحظه تجاوز و شکنجه فیلم خیلی خوشتون اومده
ر

وقتی میگم از فیلم نامه خوشم اومده این قدر باید بدونی که از محتواش خوشم اومده.

sunny
Guest
Member
sunny

امیر:آقا من این فیلمو دیدم.از نظر فنی حرف نداشت.انصافا اثری استثنایی از فینچره.از نظر فیلم نامه و خود فیلم هم یه فیلم به سبک فینچری بود.خلاصه خیلی عالی بود.

من در مورد محتواش حرف میزنم ولی اینجور که معلومه شما از حیرت تکنیک فنی فیلم بدجوری چونتون اویزون مونده که جاهای دیگه از یادتون رفته یا شاید از صحنه های دقیق ولحظه به لحظه تجاوز و شکنجه فیلم خیلی خوشتون اومده
ر

amir
Member
Member
amir

آقا من این فیلمو دیدم.از نظر فنی حرف نداشت.انصافا اثری استثنایی از فینچره.از نظر فیلم نامه و خود فیلم هم یه فیلم به سبک فینچری بود.خلاصه خیلی عالی بود.

sunny
Guest
Member
sunny

رضا:sunny چرا مغلطه می کنی ؟ یعنی شما می خوای بگی که دیوید فینچر کارگردان مذخرفیه و این جور چیزا ؟ این فلمو شما فقط مسایل جنسیشو دیدی ؟ اگه این طوریه شما حتما باید فیلم ماه تلخ پولانسکی رو هم بکوبی دیگه . این جور نگاه کردن به فیلم خوب نیستا . شما می خوای بگی چون محبوبیت نداره و توی گیشه شکست خورده حتما فیلم بدیه ولی عوضش شوالیه ی تاریکی یا همین فیلم های اکشن بی سروته که گیشه ها رو می تر***ن فوق العاده اند دیگه . این نگاه عامه و نادرست به فیلم ها هستش… ادامه »

رضا
Guest
Member
رضا

sunny چرا مغلطه می کنی ؟ یعنی شما می خوای بگی که دیوید فینچر کارگردان مذخرفیه و این جور چیزا ؟ این فلمو شما فقط مسایل جنسیشو دیدی ؟ اگه این طوریه شما حتما باید فیلم ماه تلخ پولانسکی رو هم بکوبی دیگه . این جور نگاه کردن به فیلم خوب نیستا . شما می خوای بگی چون محبوبیت نداره و توی گیشه شکست خورده حتما فیلم بدیه ولی عوضش شوالیه ی تاریکی یا همین فیلم های اکشن بی سروته که گیشه ها رو می ترکونن فوق العاده اند دیگه . این نگاه عامه و نادرست به فیلم ها هستش… ادامه »

احسان ریاحین
Member
Member
احسان ریاحین

بازیهای خوب+فیلمنامه خوب+کارگردانی خوب

sunny
Guest
Member
sunny

بعضی ها هستن که ******
فینچر شاید چند تا فیلم خوب ساخته باشه ولی چند تا هم فیلم چرت داره و بیشتر یه کارگردان تجاریه نه یه کارگردان صاحب اندیشه
این فیلمش هم که دیگه نهایت بی فکریش رو میرسونه که بجای تحت تاثیر قرار دادن بیننده به وسیله جریان داستان از صحنه های س***و خشونت نا لازم و بیش از اندازه استفاده کرده

sunny
Guest
Member
sunny

ظاهرا واسه هیچکی هم جذابیت نداشته باشه واسه تو و تماشاچیهای آگاه و فیلم شناس ایرانی لنگه تو خیلی جذاب بوده
می خوای از محبوبیت این فیلم مطلع بشی یه سر به سایتای خارجی بزن ببین مردم نظرشون چیه البته اگه سواد انگلیسیت به اندازه فینچر شناسیت خوب باشه
حالا خیلی سایکوات و مریض هست که مثل تو عاشق همچین فیلمایی هستن ولی مذاق هیچ ادم نرمال و سالمی اینجور فیلما رو شاهکار نمیدونه

amir
Member
Member
amir

sunny:اولا که فینچر همچین کارگردان فوق العاده ای هم نیست دوما این فیلم جزئ فیلمهایی هستش که از خشونت وسکس به میزان بسیار زیادی توش استفاده شده که هیچ جای دنیاجذابیت نداره الا ایران!!! ظاهرا تماشاگرای ایرانی حسرت همچین صحنه هایی رو بدل دارن. چیزی که تو فیلمای چند سال اخیر هالیوود خیلی بارزه همین استفاده از سکس و خشونت بیش از حد برای ژیش بردن فیلم ها یی هستش که بار مفهومی خیلی ضعیفی دارن که به معنی اینه که سینمای هالیوود کفگیرش به ته دیگ خورده و متاسفانه جنبه های تجاری که باب طبع احمقها و نوجوونهاست به… ادامه »

sunny
Guest
Member
sunny

اولا که فینچر همچین کارگردان فوق العاده ای هم نیست دوما این فیلم جزئ فیلمهایی هستش که از خشونت وسکس به میزان بسیار زیادی توش استفاده شده که هیچ جای دنیاجذابیت نداره الا ایران!!! ظاهرا تماشاگرای ایرانی حسرت همچین صحنه هایی رو بدل دارن. چیزی که تو فیلمای چند سال اخیر هالیوود خیلی بارزه همین استفاده از سکس و خشونت بیش از حد برای ژیش بردن فیلم ها یی هستش که بار مفهومی خیلی ضعیفی دارن که به معنی اینه که سینمای هالیوود کفگیرش به ته دیگ خورده و متاسفانه جنبه های تجاری که باب طبع احمقها و نوجوونهاست به… ادامه »

omid kiani
Member
Member
omid kiani

فینچر و فیلم بد !
بازیه رونی مارا خیلی قوی بود … عالی

behrad zarei
Member
Member
behrad zarei

سلام
خیلی فیلم قشنگی بودمخصوصا داستانش خیلی قشنگ بوداگه من نمره می دادم نمره ۵از۴روبهش میدادم. 😆

ماهان
Guest
Member
ماهان

من با نظر ایبرت موافقم.نسخه سوئدی یک سرو گردن بالاتر از این فیلمه.

امین5
Guest
Member

سلام

بسی لذت بردم از مطلب.
جالب شد برام فیلم. منتظر می مونو بیاد ببینم.

حسن ع
Guest
Member
حسن ع

سلام. مرسی بابت سایت خوبتون
کارتون عالیه

شبنم
Guest
Member
شبنم

ولی جالبه که این طور که از عکسای فیلم فینچر برمیاد این فیلم خیلی شبیه نسخه سوئدیشه.حتی رنگ هاوفضاهای فیلم و قیافه بازیگرا عین همه!

ارشیا
Guest
Member
ارشیا

با تشکر از شما بابت این مطلب فوق العاده. من ندیدم فینچر فیلم بد بسازه و تا حالا هم ندیدم براردینلی از فیلمی اینجوری تعریف کنه