The Favourite (مورد علاقه)

۲۰۱۸ | بیوگرافی, کمدی, درام | ۱۱۹ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :Yorgos Lanthimos

نویسنده :Deborah DavisTony McNamara

بازیگران :Olivia ColmanEmma StoneRachel Weisz

خلاصه داستان :در قرن هجدهم و دوران فرمانروایی ملکه آن، دوست صمیمی او یعنی بانو سارا بر همه امورات قصر و کشور تسلط دارد، تا وقتی که یک دختر زیباروی به نام ابیگیل پایش به قصر باز می‌شود…

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

جان بلسدیل – سین‌ویو (نمره ۱۰ از ۱۰)

«مورد علاقه» حرف‌های تند و ذکاوت برای مصرف دارد، یک سرگرمی دوره‌ای خوش رنگ و لعاب که از دوره‌ای که در آن رقم می‌خورد بهره‌جویی کرده است، به جای آن که سعی کند تا یک لیوان الکل را با خشونت و به شکلی مستقیم روی صورت شما بریزد.

 

دیوید رونی – هالیوود ریپورتر (نمره ۱۰ از ۱۰)

«مورد علاقه»، کمدی تراژیک به شدت سرگرم‌کننده‌ «یورگوس لانتیموس»، یک ارتباط قوی میان سه زن در دربار سلطنتی اوایل ثرن هجده انگستان برقرار می‌کند، سه نفری که بازیگر هر کدام از دیگری بهتر بازی می‌کند.

 

لی مارشال – اسکرین اینترنشنال (نمره ۱۰ از ۱۰)

«مورد علاقه» یکی از آن آثار نادر است که انرژی حاصل از سه استعداد در بهترین حالت خود و انرژی حاصل از شخصیت‌های آن‌ها در کنار یکدیگر یک طوفان را خلق می‌کند.

 

لئوناردو گوی – فیلم استیج (نمره ۹.۱ از ۱۰)

سراسر قابل برای گرفتن نقل قول و به شکلی استثنائی زمان‌بندی شده – همگی به شکلی بیشتر با در نظر گرفتن این که این پروژه نه سال پیش آغاز شده بود – «مورد علاقه» به شکلی کمدی، کلوز آپی از سه شخصیت اصلی زن‌اش است به طوری که با بازیگران مرد خود کاری می‌کند که صرفا به چشم چیزی اضافی به نظر برسند.

 

مایکل نوردین – ایندی وایر (نمره ۹.۱ از ۱۰)

لانتیموس از ما می‌خواهد تا دلایل مختلفی که ما چرا به قدرت چنگ می‌زنیم – طمع، خودخواهی، حتی ترس – را بررسی کنیم و تاثیرات فرساینده‌آن را بهتر بفهمیم.

 

اوون گلیبرمن – ورایتی (نمره ۹ از ۱۰)

«مورد علاقه»‌ (The Favourite) برشی الماس گونه است،  یک فیلم خوش ساخت، در عین حال سرگرم کننده در ژانری که پر شده از درام‌های به ظاهر انسان گریز.

 

استفانی زاکارک – تایم‌‌ (نمره ۹ از ۱۰)

«مورد علاقه» یک شادمانی خبیثانه است، یک فیلم کوچک استثنائی به مانند یک کیک کوچک که روی آن یک لایه خامه برای تزئین و طعم بهتر وجود دارد.

 

آلونسو دورالد – راپ (نمره ۸.۸ از ۱۰)

دیدن این سه زن به شدت باهوش، که نقش‌آفرینی آن‌ها برعهده سه بازیگر زن به شدت قدرتمند بوده، تماما دلربا است، همان گونه که کم کم پرده‌ها کنار می‌رود و خود واقعی‌ آن‌ها بیشتر نمایان می‌شود.

 

پیتر بردشاو – گاردین (نمره ۸ از ۱۰)

«مورد علاقه» شاید گرایش لانتیموس به سمت سبک هنری را تصحیح کرده باشد. این یک فیلم زمخت و اغلب مسرت‌بخش است، که با تصاویر کابوس‌گونه و دوربین زاویه باز فیلمبردارش یعنی «رابی رایان» پیچیده‌تر شده است.

 

رابی کالین – تلگراف (نمره ۸ از ۱۰)

این یک فیلم تند و تیز و به شکل پیچیده‌ای بامزه است، که با دیالوگ‌هایی ماندگار، آن مانورهای دوربین خاص لانتیموس، دوربین زاویه باز همراه شده که به نظر می‌پرسد: «حالا چه؟»

از آن سادیسم خانگی پست مدرن در «دندان نیش» (Dogtooth) تا آن صحنه خیالات «اسرارآمیز» در «کشتن گوزن مقدس» (The Killing of a Sacred Deer)، نمی‌توانم اصلا بگویم که سینمای «یورگوس لانتیموس» (Yorgos Lanthimos) همان طبع هنری را دارد که مورد علاقه من است. ولی حتی از جایگاه شک و تردیدی که من بر آن ایستاده‌ام، سخت است انکار کرد که لانتیموس یک وسیله ایده‌آل برای نگاه ممتد و بدون رحم و مسخره کردن تاریک آن مشکلات معمول پیدا کرده است. «مورد علاقه»‌ (The Favourite) برشی الماس گونه است،  یک فیلم خوش ساخت، در عین حال سرگرم کننده در ژانری که پر شده از درام‌های به ظاهر انسان گریز. فیلم در دربار ملکه آن در اوایل قرن هجدهم رقم می‌خورد، جایی که موسیقی‌های کلاسیک که مدام پخش می‌شود در تضاد با آن مکالمات سرشار از دورویی و چاپلوسی کوته‌فکران دربار است، و این فیلم را تبدیل به نقطه تلاقی‌ «بری لیندن»‌ (Barry Lyndon) و «همه‌چیز درباره ایو»‌‌ (All About Eve) و «روابط خطرناک»‌ (Dangerous Liaisons) در کنار رگه‌هایی از «پیتر گرین اوی» (Peter Greenaway) است. لانتیموس، که تمام تلاش خود را هم کرده، هیچ گاه «استنلی کوبریک» نخواهد شد، ولی نیازی هم به این ندارد. او بلد است که چطور کاری کند تا یک داستان عجیب پخته شود و ارتباط برقرار کند.

در «مورد علاقه»، «لانتیموس» دوربین چرخان خود را به سالن‌ها و تالارهای قصری گسترده و پرزرق و برق می‌فرستند که به اندازه کافی شبیه به قصر بلنهایم به نظر می‌رسد. دیوارها از چوب ساخته شده، سقف‌های تراشیده شده به بلندای‌ آسمان هستند‌، و استفاده بی حد و حصر فیلمساز از لنزهای زاویه باز فقط باعث شده تا اتاق‌هایی که همین‌طوری خودشان به بزرگی یک سالن بسکتبال هستند، بزرگ‌تر هم به نظر برسند. در داخل تالارها، بساط عیش و نوش پابرجاست: پیرمردانی که قد خمیده‌اند و کلاه‌گیس بر سر دارند و در حین ورود از درب سالن‌ها مشغول به اختلاط هستند، و زنان مجلسی و افراد خائن دربار که جملاتی از این نظیر دارند،‌ «دوست داری قبل از رفتن نگاهی به خدمتکار جدید من بیندازی؟»

بله، این یکی از «آن» فیلم‌هاست: کنایه‌ها در آن حکم خنجر را دارند، همه به دنبال سر به نیست کردن بقیه هستند، و ادب و احترام هم صرفا یک پوشش نازک از تمدن است که مردم را مجبور می‌کند تا به مانند انسان‌های ریاکار و «مودب» عمل کنند. اگرچه در این دنیا یک جا برای چنین تئاتر شاهکار نابودی در باب کلاسیک گرایی وجود دارد؛ هرچند وقت یک بار این می‌تواند یک معجون مسموم باشد. «مورد علاقه»، که با یک شیوایی سرد توسط «دبورا دیویس»‌‌ (Deborah Davis) و «تونی مک نامارا» (Tony McNamara) نوشته شده است و لانتیموس ‌آن را با زیرکی فراوان که به خوبی پز این را می‌دهد که او چقدر کاربلد است کارگردانی کرده، آن قدری خوب است که آن را یک الماس خسته بدانیم. جامعه ما، در هر حال، تاریک‌تر از زمانی است که در‌ آن «بری لیندن» و «روابط خطرناک» اکران شد. «مورد علاقه» در آن غیر انسانی بودن اشرافی‌اش لذت می‌برد، ولی این فقط زمانی منطبق به نظر می‌رسد که زمان جلو می رود. این فیلم قرار بوده یک چیز مخصوص و یک بازیگر اصلی در فصل جوایز باشد.

ذاتا، فیلم در مورد یک دوئل با چنگ و دندان و از پشت خنجر زدن میان دو دختر عمو است، که نقش آن‌ها و تفاوت‌های میان آن‌ها به خوبی توسط «ریشل ویژ»‌ (Rachel Weisz) و «اما استون»‌ (Emma Stone) ایفا شده است. ویژ، که دوباره پس از «خرچنگ»‌ (The Lobster) با لانتیموس همکاری کرده است، نقش «بانو سارا» را دارد، دوشیزه مارلبرو، کسی که همواره به عنوان یکی از خدمتگزاران مورد اعتماد «ملکه آن» (با بازی «اولیویا کولمن» (Olivia Colman) شناخته شده است، حکمرانی که، اگر بخواهیم با نرمی او را توصیف کنیم، وضعیت خوبی ندارد. او از یک سری کسالت‌های جسمانی رنج می‌برد، و این روح او را هم تحت تاثیر قرار داده، ولی مشکلات جسمانی تنها مسائلی نیستند که باعث افسردگی او شده است.  او زنی با احساسات گیج‌کننده است، ولی این تمام قضیه نیست. (او خودش را وقف خرگوش‌های خانگی کوچکش کرده است.) پس بانو سارا است که از گوشه حکم‌رانی می‌کند، به کلمه می‌گوید که چه کار کند، حتی وقتی که کار به آن جنگ جنجالی با فرانسه می‌کشد که انگلیس در آن گرفتار می‌شود.

در همین حین «ابیگیل»‌ (با بازی استون) وارد ماجرا می‌شود، دخترعموی سارا، کسی که خودش زمانی یک بانوی صاحب‌نام بوده ولی پدرش بر سر یک قمار زندگی و نام‌اش را می‌بازد. او حتی روی دخترش هم شرط‌‌بندی کرد، به همین خاطر وقتی که او به قصر می‌رسد هیچ چیزی ندارد (و حتی در گل و لای هم غوطه‌ور بوده است). ولی بانو سارا به او به عنوان یک خدمتکار آشپزخانه کار می‌دهد، و آنجاست که ابیگیل، که هنوز چیزی از شکوه و جذابیت‌اش کم نشده است، شروع به ریختن طرح و نقشه برای ترفیع می‌کند. استون کاری کرده که او در ظاهر شیرین و زیبا به نظر برسد، ولی در باطن قلبی پر از نقشه داشته باشد. ولی نکته اصلی نقش‌آفرینی او این است که حتی وقتی که ما می‌بینیم که او چقدر دغل‌باز است، ولی باز هم لزوما پس زده نمی‌شویم. «مورد علاقه» یک جوک مریض اخلاقی است که در آن پیام چنین است: هر زنی دلایل خودش را دارد.

«ابیگیل» و «سارا» مثل‌ آن شخصیت‌های رمان‌های «جین آستین» است که در آن جاه‌طلبی‌ها به بلندای غرایضی کشنده می‌رسد. فیلم به عنوان یک جدال تنگاتنگ سیاسی – اروتیک میان مثلث ابیگیل، سارا و ملکه عمل می‌کند، که در این بین چند مرد هم نقش آدم‌های بد قصه را دارند. «نیکولاس هولت» (Nicholas Hoult) که به بلندای قدش آدم مکار و حیله‌گری است، نقش‌اش شخصیتی به نام «هارلی» است، یک آدم از خود راضی که نقش مالکان زمین را ارائه می‌دهد (او می‌جنگد تا مالیاتی که به خاطر جنگ پرداخت می‌شود را کاهش دهد، و بنابراین او دشمن بانو سارا است)، و‌ «جو آلوین» (Joe Alwyn) هم نقش «ماشام» را دارد، مرد جذاب دربار که ابیگیل عاشق او شده؛ ولی درست لحظه‌ای که با او ازدواج می‌کند، ما می‌بینیم، در یک شب باشکوه عروسی، دقیقا او چه معنایی برای ابیگیل دارد.

«مورد علاقه» به عنوان یک معجون از زندگی اشرافی جلو می‌آید، ولی در واقع ریشه در شخصیت‌ها و اتفاقاتی دارد که واقعا رخ می‌دهند. این قضیه بیش از هرچیز در شخصیت ملکه آن واضح است، با بازی «اولیویا کولمن»‌ (از «تاج» (The Crown) و «خرچنگ») به عنوان یک فرمانروای حقیقتا ضعیف در عملکردش. او مخلوقی از گوشت و پوستی لرزان است، و البته تغییر حالت‌ّهای کله‌شق گونه و ناگهانی: یک جا عصبانی، یک جا شهوانی، یک جا با جوش و خروش، یک جا هم افسرده. با این حال کولمن، که مثل «ملیسا مک کارتی» یک بازیگر مطرح‌ آثار کمدی تراژیک است، یک جورایی‌ تمامی آن احوالات را در قالب یک چهره‌ی اشرافی نشان می دهد.  او با روح‌ترین شخصیت در فیلمی است که خیلی در مورد روح حرف می‌زند، در دنیایی که به بی‌رحمی این است، چیزی‌ست که شما نمی‌توانید آن را داشته باشید.

مترجم :دانیال دهقانی


ممکن است شما دوست داشته باشید

3
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
3 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
3 Comment authors
احمدرضاامیر صوفی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
احمدرضا
Member
Member
احمدرضا

ظاهرا لانتیموس به روند نزولی ای که از فیلم دندان نیش به بعد شروع کرده بود، که به آشغالی به نام “کشتن گوزن مقدس” منتهی شد، پایان داده و با تغییری صدوهشتاد درجه ای همه رو غافلگیر کرده.
خیلی منتظرم ببینمش.

امیر صوفی
Member
Member
امیر صوفی

ممنون از دانیال عزیز بابت ترجمه نقد. و اینکه با توجه به ساختار فیلمهای لانتیموس به احتمال بالا باز هم با اثری طرف هستیم که خود را از فیلمهای امروزی جدا کرده و سینما را تحویل مخاطب میدهد.

Member
Member

چه خوب بود