Extraction (خارج‌سازی)

کارگردان: Sam Hargrave (سم هارگریو)
نویسنده: Joe Russo (جو روسو),
0.0
56
0.67

خلاصه داستان:

تایلر راک (کریس همسورث) یک مزدور بی‌باک در بازار سیاه است و او در مأموریتی برای نجات پسری که بوسیله قاچاقچیان ربوده شده‌است تلاش می‌کند که چیزی برای از دست دادن برایش باقی نمانده‌است. اما در دنیای زیرکانه فروشندگان سلاح و قاچاقچیان مواد مخدر در هند ...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

The Telegraph ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

« خارج‌سازی » درست مثل قهرمانش با آن نام عجیب، کاری احمقانه را به زیبایی انجام می‌دهد.

لی گرین‌بلت – Entertainment Weekly ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

« خارج‌سازی » تمام قول‌هایی که تریلرش داده بود را به خوبی به سرانجام می‌رساند؛ صحنه‌های بین‌المللی، شخصیت‌های منفی شرور؛ یک هرج و مرج کم‌حرف و کم‌صدا.

پیتر بردشا – The Guardian ( امتیاز ۶ از ۱۰ )

« خارج سازی » کمی عجیب و بیش از حد سانتی‌مانتال است و بخش پایان آن هم به حدی که باید قوی نیست، اما در نهایت کاری که باید را انجام می‌دهد.

سندی شافر – Screen Rant ( امتیاز ۵ از ۱۰ )

علی‌رغم صحنه‌های بدلکاری بسیار جذاب و درگیرکننده اما « خارج‌سازی » به خاطر آن عنصر « سفیدپوست نجات‌دهنده » بسیار پایین کشیده می‌شود.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 7.5 از 10

اگر به دنبال یک روایت قوی همراه با صحنه‌های اکشن و بزن بزن درست و حسابی هستید، به دنبال آن در فیلم « خارج‌سازی » ( Extraction ) نگردید. این فیلم هیجانی که مستقیما برای شبکه‌ی « نت‌فلیکس » ساخته شده صحنه‌های اکشن درست و حسابی زیادی دارد اما روایت آن چندان قوی نیست. فیلم یک چارچوب ساده و پایه‌ای خلق می‌کند تا بخش‌های خشن و پر زد و خوردش را بر روی آن سوار بکند. به جز یک صحنه‌ی تاثیرگذار ایجاد رابطه‌ی عمیق عاطفی که کمی هم شگفت‌زده کنند است (که البته این صحنه به عنوان یک حد فاصل بین صحنه‌های اکشن غیرقابل توقف اثر است تا بیننده بتواند نفسی بگیرد)، شخصیت‌پردازی دقیق و عمیق و پیچیدگی داستان زیادی را نمی‌توان از این اثر انتظار داشت و ترکیبات آن تنها شامل شلیک گلوله، مبارزه، تعقیب و گریز و موارد این چنینی دانست که ذات این اثر را شکل می‌دهد.

در این فیلم « کریس همسورث » فرصتی پیدا کرده است تا عضلات مخصوص فیلم‌های اکشن خود را به نمایش بگذارد، البته که فیلم از تمایل تا حدی کمدی او صرف نظر کرده است (چیزی که در آثار اخیر او کاملا قابل دیدن بوده است، من جمله فیلم «انتقام‌جویان: بازی پایانی » که او در نقش « ثور » چاق ظاهر شد). جایی برای خندیدن (حتی لطیفه‌های تک خطی) در این فیلم کاملا جدی نیست. داستان درباره‌ی مزدوری به نام « تایلر ریک » ( با بازی کریس همسورث ) و ماموریت او برای خارج‌سازی یک نوجوان ربوده شده به نام « اوی ماهاجان » ( با بازی رودراکش جایسوال ) از چنگال رئيس یک مافیای محلی در بنگلادش به نام « امیر آسیف » ( با بازی پیرانشو پیانیولی ) است. « تایلر » رقیبی دارد که او هم در تلاش برای آزاد کردن « اوی » است. « ساجو » ( رندیپ هودا ) یک قاتل استخدام شده است که احساس می‌کند باید « تایلر » را حذف بکند. وقتی که « امیر » برای سر « تایلر » جایزه تعیین می‌کند (در حقیقت این اجازه را می‌دهد که هر تفنگی در شهر بر روی سر او نشانه برود )، فیلم برخی از ابداعات « جان ویک » را قرض می‌گیرد، البته که آن حس طنز فیلم را ابدا در خود دخیل نمی‌کند.

تعداد اجساد در این فیلم بسیار زیاد است، واقعا زیاد. آقای « سم هارگریو » که قبلا به عنوان متخصص بدلکاری و صحنه‌های مبارزه فعالیت می‌کرد ( و با « کریس همسورث » هم در چندین مورد از موارد مرتبط با شخصیت « ثور » کار کرده بود )، به عنوان اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی خود کاملا به سراغ اکشن رفته است. این « کاملا به سراغ اکشن » رفتن شامل یک صحنه‌ی سکانس تک شات می‌شود که کاملا تحسین‌برانگیز است، اگرچه که مشخصا به کمک جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری خلق شده است. رویکرد « هارگریو » به خشونت شبیه به چیزی است که کارگردانان سری « جان ویک » در پیش گرفته بودند. « خارج‌سازی » تا آن اندازه به سراغ سبک‌سازی نرفته است و صرفا اکشن خود را در مقابل چشمان شما به خوبی تصویر می‌کند. اگر « جان ویک » با هرج و مرج مثل رقص باله رفتار می‌کرد، « تایلر » شبیه به نوعی « سگ در فروشگاهی چینی » است.

فیلم به لحاظ ساختاری از یکی از غیرمحبوب‌ترین روش‌های من در فیلم‌سازی استفاده می‌کند یعنی شروع فیلم با یک سکانس اکشن که به لحاظ زمانی در انتهای خط داستانی و روایت اثر قرار دارد، که در یک سکانس بسیار حیاتی و اساسی توسط یک فلش‌بک بسیار طولانی ( ۸۰ دقیقه ) قطع می‌شود و به دو روز قبل برمی‌گردد. اگرچه گاها زمان‌هایی وجود دارد که این گونه رویکرد جواب بدهد ( معمولا به خاطر یک پیچش داستانی یا پیش فرض اشتباه )، اما هیچ چیزی در « خارج‌سازی » اتفاق نمی‌افتد که بتواند این رویکرد را توضیح بدهد. صرفا روشی برای شروع فیلم بوده است.

رابطه‌ی بین « تیلور »ی که به لحاظ احساسی خیلی بسته است با همراه ضعیف خود به خوبی مدیریت شده است و رابه‌ی عمیق و معنادار اما بدون ورود به حوزه‌ی احساسات سانتی‌مانتال شکل گرفته است. باید به « همسورث » و « رودهراکاش » تحسین گفت؛ رابطه‌ی بین آن‌ها بسیار خوب و قوی شکل گرفته است. فیلمنامه به خوبی درک می‌کند که رابطه‌ی بین آن‌ها را چگونه شکل بدهد که نه زیاد از حد خارج باشد و نه خیلی عادی. میزان ابهام مناسبی هم در شخصیت « ساجو » وجود دارد که هم به عنوان یک قاتل بی‌رحم تصویر می‌شود و هم یک پدر/همسر دوست‌داشتنی. این‌ها شاید در ظاهر بسیار کم‌اهمیت و خرد به نظر برسند اما همین‌ها اند که سطح « خارج‌سازی » را بالاتر از آثار عادی می‌برند و باعث بهتر شدن آن می‌شوند.

بدون شک می‌توان گفت که « خارج‌سازی » بهترین فیلم اکشن اکران شده در سه ماهه‌ی اول سال ۲۰۲۰ است. بسیاری از رقبای اصلی این فیلم مثل « زمانی برای مردن نیست » ( No Time to Die ) و « بیوه‌ی سیاه » ( Black Widow ) تاخیر خورده اند و رقابت در حال حاضر بسیار ضعیف است. و هر چه هم نباشد، نت‌فلیکس با استخدام « همسورث » و « برادران روسو » ( که وظیفه‌ی نویسندگی و تهیه‌کنندگی را بر عهده دارند ) نشان داده که نه تنها قصد دارد به سراغ نامزدی اسکار برود بلکه برای دست به گریبان شدن با آثار سینمایی مشهور هم برنامه دارد. تا چندین سال پیش غیرممکن بود که چنین فیلمی از اکران در سینماها صرف نظر کند و صرفا به اکران تلوزیونی بسنده کند اما خب آن زمان، آن زمان بود و الان، الان. « خارج‌سازی » نه صرفا به خاطر نحوه‌ی روایت داستانش بلکه به خاطر مدیومی که اکران در آن را انتخاب کرده اثر شاخصی محسوب می‌شود.

مترجم: امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
payman hosseyni Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
payman hosseyni
Member
Member
payman hosseyni

“اکنون که قلم در دست دارم” یکی از کلیشه ای ترین مقدمه ها و آغاز انشا هایی بود که دوران تحصیل ما دانش آموزان سر کلاس می خواندند، بی ربط و با ربط همه انشاهاشون رو با اون شروع می کردند که نشانه ای از ضعف ادبیاتی دانش آموزان در شروع یک موضوع بود، مساله ای که به نظر میاد در فیلم حاضر هم به چشم میاد، مشخص هست که فیلمساز برای شروع روایتش سردرگم هست و حتما به این نتیجه رسیده که برای گیرا شدن فیلم در همین ابتدا چه بهتر که یک صحنه اکشن از آخرین فیلم رو… ادامه »