The Avengers (انتقام جویان)


خلاصه داستان:

در نتیجه فعالیت های شرورانه برادر ناتنی ثور، دریچه ای از کهکشانی دیگر به سوی زمین باز می شود و در نتیجه هجوم بیگانگان، هستی زمین به خطر می افتد. اینجاست که «مرد آهنی/Iron Man»، ، «هالک شگفت انگیز/The Incredible Hulk»، «ثور/Thor» و «کاپیتان آمریکا/Captain


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 8.5 از 10

«انتقام جویان/The Avengers» آنقدر محشر است که عملا دهان ها را می بندد! نمایش پر جنب و جوش و بی پروایی ست که به اندازه ی فیلم های «تغییرشکل دهندگان/Transformers» صحنه های انفجار و اکشن دارد، اما به هیچ وجه مثل آنها یکنواخت و بی روح و آدم آهنی وار نیست. دست اندرکاران کمپانی مارول/ Marvelسالها برای ساخت این فیلم مقدمه چینی کرده اند و با ساخت پنج فیلم که در حکم مقدمه ای برای محصول نهایی (این فیلم) به شمار می روند،‌ زحمات زیادی متحمل شدند تا مخاطبان را با شخصیت های اصلی «انتقام جویان» آشنا سازند. این فیلم ها عبارتند از : «مرد آهنی/Iron Man»، «مرد آهنی 2/ Iron Man 2»، «هالک شگفت انگیز/The Incredible Hulk»، «ثور/Thor» و «کاپیتان آمریکا/Captain America».

«انتقام جویان» می تواند نقص های احتمالی را که هر یک از این پنج مورد به عنوان یک فیلم مستقل به آن دچار بوده اند، جبران کند و لزوم ساخته شدن آنها را نیز توجیه کند. این فیلم به طور بالقوه توانایی آن را دارد که هم ژانر فیلم های ابر قهرمانی را دگرگون کند، و هم باعث نابودی آن گردد. مثلا «انتقام جویان» معیار سنجش کیفیت این گونه فیلم ها را تغییر داده و در رده ای فراتر از فیلم های ابرقهرمانی پیشین قرار می گیرد. اما مشکل کار اینجاست که تماشاگران بعد از تماشای یک فیلم برجسته و حماسی با این سطح، دیگر نتوانند هر کدام از قهرمانان خود را به شکلی جدا و در فیلمی دیگر تحمل کنند! مثلا وقتی شخصیت هایی مانند مرد آهنی، هالک، ثور، ‌کاپیتان آمریکا، بیوه سیاه، هاوکی همگی در یک داستان حماسی این چنینی دور هم جمع شده اند، چطور می شود بعداً دوباره آنها را به شکل ابرقهرمان هایی مستقل و با گنجاندن یک یا دو شخصیت منفی، نشان داد و توجه مخاطب را جلب کرد؟

به نظر من امکان ندارد کسی به کمیک استریپ علاقه مند باشد و وقتی بعد از تماشای این فیلم از سالن سینما بیرون می آید از شدت شوق و لذت در آسمان ها سیر نکند! تهیه کنندگان با انتخاب «جاس ودون/Joss Whedon» برای کارگردانی فیلم بهترین تصمیم ممکن را گرفته اند. “ودون” با شخصیت ها و داستان آشنایی دارد و تجربیات وی باعث شده تا او آشنایی کامل با سلیقه طرفداران این گونه فیلم ها داشته باشد. بدون اغراق نیست اگر بگوییم تماشاگران «انتقام جویان» به مشاهده فیلم، به نهایت رضایتی که ممکن است بعد از مشاهده یک فیلم ابر قهرمانی حاصل شود، می رسند. دیدن آن برای برخی تماشاگران معمولی تر هم که شاید فرق یک فیلم متشکل از چند ابر قهرمان را با فیلم های سریالی ساخته شده متشکل از چند جاسوس و .. را ندارند هم در بدترین حالت ممکنه می توانند مانند یک ضربه triple در بیسبال باشد. (ضربه ای که در بیسبال که به زننده ضربه این فرصت را می دهد تا با رسیدن به سه ایستگاه از پیش تعیین شده، امتیاز کامل را از آن تیم خود بکند).

شاید اشاره کردن به ایرادات فیلم کمی حالت عیبجویی و باریک بینی “بیش از حد” پیدا کند، ولی به هر حال فیلم کاملاً هم بی نقص (هر چند مشکلاتی جزئی) نیست. یک ساعت اول فیلم گهگاهی کند و خسته کننده پیش می رود،‌ دلیل اش هم این است که پیش زمینه و مقدمات و اطلاعات زیادی هستند که بایستی به مخاطب منتقل شوند. در نبرد پایانی لحظاتی پیش می آید که بیش از حد به جلوه های ویژه توجه شده و مخاطب را یاد کارهای عجیب و غریب مایکل بی در «تغییرشکل دهندگان» می اندازد. البته اینها لحظات انگشت شماری هستند که در یک نبرد فوق العاده سخت و طاقت فرسای 50 دقیقه ای قابل چشمپوشی هستند. تک تک قهرمان ها فرصت پیدا می کنند تا بر روی صحنه خودنمایی کرده و بدرخشند. هر چند اگر درخشش برخی از این قهرمانان بیشتر از سایرین باشد.

در نتیجه ی فعالیت های اهریمنی لوکی (تام هیدلستون/ Tom Hiddleston) برادر ناتنی ثور(کریس همزورث/ Tom Hiddleston)، موقعیت مخاطره آمیزی به وجود می آید که این شش ابرقهرمان را گرد هم می آورد. لوکی وارد مقر فرماندهی سازمان امنیتی شیلد/ SHIELD شده و با قدرت خاص خود کنترل ذهن هاوکی (جرمی رنر/ Jeremy Renner) و پرفسور سلوینگ (استلن سکارسگارد/ Stellan Skarsgard) را به دست گرفته و از همه مهمتر دستگاه فوق العاده قدرتمندی به نام تسرکت را که شکل یک مکعب آبی درخشان است، به سرقت برده است. رئیس سازمان، نیکی فری (ساموئل ال. جکسون/ Samuel L. Jackson) سعی می کند در مقابل لوکی، فرمانروای نورس ایستادگی کند اما موفق نمی شود. خطر وقوع یک فاجعه ی عظیم کل جهان را تهدید می کند، به همین دلیل فری مجبور می شود مرد آهنی (رابرت داونی جونیور/ Robert Downey Jr.) و کاپیتان آمریکا (کریس ایوانز/ Chris Evans) را از نو به خدمت بگیرد و بیوه ی سیاه (اسکارلت جوهانسون/ Scarlett Johansson) را به دنبال بروس بنر(مارک رافائلو/ Mark Ruffalo) می فرستد تا او هم در این عملیات مشارکت کند.

ثور وقتی سر و کله اش پیدا می شود که می فهمد برادرش فکر شومی در سر دارد. بعد از نبردی سنگین لوکی دستگیر می شود، اما انگار بدش نمی آید در سفینه ی سازمان شیلد حبس باشد. او وقت گذرانی می کند و همین فرصت کافی را به همدستانش می دهد تا مقدمات حمله موجودات بیگانه (فضایی) را به زمین فراهم کنند. بیچاره منطقه منهتن شهر نیویورک که قرار است در این بین توسط این موجودات بیگانه با خاک یکسان شود!

از همان ابتدای فیلم تا به انتهای آن، جذابیت اصلی «انتقام جویان» به دلیل گردهم آوردن قهرمان های مختلف به دور هم بوده است. کمیک استریپ «انتقام جویان» اولین بار در دهه ی 60 منتشر شد و به نوعی جوابیه ی کمپانی مارول بود در واکنش به کمیک استریپ «اتحادیه ی عدالت/ Justice League » که توسط کمپانی دی سی منتشر شده بود ( سوپرمن، بتمن، فلش، زن شگفت انگیز و چند نفر دیگر از ابرقهرمان های کمیک استریپ های پیشین را کمپانی دی سی گرد هم آورده بود). خوشبختانه «انتقام جویان» را می توان به نوعی بر آورده شدن آرزوی کسانی نامید که همواره رویای داشتن چند ابر قهرمان افسانه ای را در یک فیلم و در کنار هم داشتند. کارگردان موفق به خلق فیلمی متشکل از چند شخصیت اصلی شده است و در این باره، «انتقام جویان» را باید یکی از بهترین های دوران معاصر سینمای جهان دانست.

نکته جالب و تماشایی فیلم آن است که ابرقهرمانان محبوب «انتقام جویان» قبل از آنکه برای مقابله با شخصیت های منفی با هم متحد شوند، بین هر کدام از آنها با ابر قهرمان دیگری، نبردی تن به تن در می گیرد. مثلا ما در فیلم شاهد مبارزه مرد آهنی با ثور، و واسطه گری «کاپیتان آمریکا» در این میان هستیم. یا مثلا ثور و هالک هم در نبردی حسابی حال یکدیگر را جا می آورند و همچنین مواردی دیگر. این وضع تا سخنرانی انگیزه بخش نیک فری ادامه پیدا می کند و تنها بعد از آن است که ابر قهرمان های ما عزم خود را برای مقابله با پلیدی جزم می کنند. یکی از جالب ترین بخش های فیلم تماشای این است که چگونه ابرقهرمانان استثنایی ما هر کدام به عنوان یک فرد، تا چه حد برای تشکیل یک تیم متشکل از ابرقهرمانانی با توانایی های بالا و گاها یکسان تلاش می کنند. همانطور که شاهد خواهید بود، برخی از آنان کمترین علاقه ای برای کار تیمی از خود نشان نمی دهند و برخی نیز با این قضیه به راحتی کنار می آیند. این وضعیت درست مانند این است که بهترین و ممتاز ترین دانشجوی یک دانشکاه، ناگهان خود را در میان یک کلاس پر از دانشجوی ممتاز در دانشگاه “هاروارد” پیدا کند!

متاسفانه «انتقام جویان» را باید یک فیلم تمام اکشن نامید. هسته اصلی داستانی فیلم هم کمی ابتدایی به نظر می رسد. با این حال تحسین برانگیز ترین مشخصه فیلم «انتقام جویان» را باید فیلمنامه فوق العاده آن دانست که به هر کدام از قهرمانان فیلم، فرصت کافی برای خودنمایی می دهد و همزمان از گرفتار شدن در دام استفاده بیش از حد نیاز از جلوه های ویژه در امان می ماند. نبرد 50 دقیقه ای استثنایی و بسیار پرهیجان پایانی فیلم، درگیر شدن بیش از نیمی از شهر نیویورک در جنگ ، اهمیت داشتن سرنوشت هر کدام از ابر قهرمان های فیلم برای ما و .. همه و همه باعث می شوند «انتقام جویان» از هر جهت فیلمی به مراتب بهتر از Transformers (تغییر شکل دهندگان) باشد. توجه به جزئیات فیلم و ماهیت هر یک از قهرمانان باعث آن شده فیلم باور پذیر نیز از آب در بیاید. مثلا وقتی مرد آهنی و هالک مشغول مبارزه با هیولاهای زشت و پلید داستان در آسمان هستند، کاپیتان آمریکا بر روی زمین مشغول نجات جان عده ای است که در اتوبوس گیر افتاده اند.

کارگردان به درستی از تبدیل شدن فیلم به یک درام جدی خودداری کرده است. هر چند، همزمان تلاش خود را به کار بسته تا فیلم تبدیل به یک کمدی خنده دار نیز نشود. مثلا هر چند که سرنوشت زمین و خصوصا شهر نیویورک وحشتناک است، اما همزمان با این پایان، از طریق تزریق چند صحنه که صدای خنده تماشاگران را بالا می برد سعی شده جو فیلم به درستی در حدی متعادل باقی بماند. فیلمساز نهایت سعی خود را به کار بسته تا مطمئن شود تماشاگران به “اتفاقات بر روی صحنه”، و نه “بوجود آورگان اتفاقات بر روی صحنه” می خندد.

نقش آفرینی ابر قهرمانان «انتقام جویان» عمدتا توسط بازیگران اصلی فیلم های اورجینال انجام شده است و آنها با بستن قرار داد بازی در این فیلم، خواستار زنده کردن مجدد کاراکتر سوپر قهرمانی خود بر روی پرده سینما بوده اند. بدون تردید مهم ترین و ارزشمند ترین این بازیگران رابرت داونی جونیور می باشد که اتفاقا کاراکتر “مرد آهنی” وی نیز بیشترین زمان فیلم را در مقایسه با سایرین به خود اختصاص داده است. اگرچه نمی توان «انتقام جویان» را «مرد آهنی 3» نامید اما لحظاتی در فیلم هستند که نشان می دهند دادن عنوان «مرد آهنی 3» به فیلم چندان هم نمی تواند غیر منطقی باشد. البته مطمئننا هیچ کس از اینکه داونی جونیور زمان زیادی را به خود اختصاص داده پشیمان نخواهد شد. این بازیگر در این فیلم فوق العاده ظاهر شده و لحظاتی ناب به همراه دیگر بازیگران و بخصوص Gwyneth Paltrow پدید می آورد. اسکارلت یوهانسن هم نقش خود را از کاراکتر نقش دوم خود در فیلم «مرد آهنی 3» وام گرفته است. کریس همسورت، تیم هیدستون و استات اسکارسگارد هم از فیلم «ثور» به «انتقام جویان» آمده اند. هر چند که دیگر شاهد ناتالی پورتمنِ فیلم «ثور» نیستیم اما دلیل عدم حضور وی در فیلم هم توضیح داده می شود. کریس اوانس بار دیگر در نقش کاپیتان آمریکا ظاهر شده است. ساموئل ال جکسون هم سرانجام از نقش های دست چندم خلاص شده و در « انتقام جویان» دارای نقشی کلیدی است. تازه واردین هم جرمی رنر به نقش Hawkeye و مارک رافائلو به نقش هالک هستند.

فیلم در اصل برای نسخه دو بعدی ساخته شده و نسخه سه بعدی نیز در مرحله پایانی ساخت از روی نسخه دو بعدی تبدیل شده است. این نکته به ما یاداوری می کند که برای دیدن حداکثر جزئیات، شفافیت و وضوح فیلم، بهتر است آن را به صورت دو بعدی ببینیم اما با این حال «انتقام جویان» را می توان از جمله استثنائاتی دانست که پرداخت پول بیشتر برای تماشای نسخه سه بعدی (بخصوص در سینماهای IMAX ) ارزش اش را خواهد داشت. تبدیل نسخه دو بعدی به سه بعدی در این فیلم، به بهترین و باکیفیت ترین نحو ممکنه انجام گرفته و به راحتی در این باره از تمامی رقبای سه بعدی خود یک سر و گردن بالاتر است. هر چند که از لحاظ کیفیت، نسخه سه بعدی فیلم به پای آواتار نمی رسد اما تنها با تفاوتی اندک در پشت فیلم جیمز کامرون قرار می گیرد. خوشبختانه در نسخه سه بعدی، سطح نور و شفافیت تصویر در حد خوب قرار دارد، متوجه تصاویر تار و مبهم نمی شویم و همچنین طی زمان 2 ساعت و 30 دقیقه ای فیلم، دچار سرگیجه و خستگی چشم نیز نمی شویم.

برای آنهایی که عاشق Easter Eggs های پایان فیلم هستند هم «انتقام جویان» چند صحنه ناب مهیا کرده است. (Easter Eggs در اینجا به صحنه هایی گفته می شود که پس از پایان فیلم و در میان نام عوامل تولید کننده فیلم نشان داده می شوند) یک سوم ابتدایی این بخش دارای صحنه هایی جذاب و لذت بخش برای علاقمندان به داستان ها و فیلم های کمیک است که البته برای آنهایی که از «انتقام جویان» لذت نبردند مطلقا بی معنی به نظر خواهد رسید. بعد از پایان اسامی عوامل فیلم، شاهد صحنه ای فوق العاده خواهیم بود که هر چند به محتوای داستانی فیلم چیز جدیدی اضافه نمی کند اما قطعا لبخند را به لبان شما خواهد نشاند. اما در کل به آنان که ترجیح می دهند به محض پایان فیلم از خیر تماشای آن بگذرند، باید بگویم این صحنه ها ارتباط چندانی با محتوای فیلم ندارند و در صورت عدم تماشا هم چیزی از دست نمی دهند.

با فراتر رفتن از سطح پیش بینی ها، فیلم «انتقام جویان» چنان انفجار و شوکی در آغاز فصل تابستان 2012 به سینماهای جهان و همچنین ژانر ابر قهرمانی وارد کرد که احتمالا صدای آن تا سالها بعد نیز به گوش خواهد رسید. بعضی فیلم های ابر قهرمانی مانند سری بتمن «کریستوفر نولان» جنس متفاوتی نسبت به سایر فیلم های سوپر قهرمانی دارند و احتمالا از تاثیرات این فیلم نیز در امان خواهند بود. اما عموم کمیک بوک های دیگر و فیلم های احتمالی، از این پس «انتقام جویان» را الگویی برای خود قرار داده و عملا دنباله روی جریان متفاوتی خواهند شده که این فیلم به سینمای سوپر قهرمانی تزریق کرد. «ودوم» (کارگردان فیلم) با ایجاد سبکی جدید، بزرگتر، بلند تر و خیره کننده تر در ژانر ابر قهرمانی، به هر آنچه را که تماشاگران ممکن است که بخواهند و یا فراتر از آن، چیزهایی را که تماشاگران نمی دانستند که می خواهند را برای آنان محیا کرده است. او کاری کرده که فیلم های ابر قهرمانی آتی، یا نا خود آگاه با این فیلم مقایسه شوند و یا شما را به طور کل ناامید کنند. «انتقام جویان» احتمالا به دلیل سبک خود نامزد اسکار بهترین فیلم 2013 نمی شود اما قطعا یکی از مهم ترین فیلم های نمایش داده شده در سال 2012 خواهد بود.

مترجمان:الهام بای،مهدی افشارها

اختصاصی نقد فارسی

نقد و بررسی فیلم به قلم پوریا صادقی

پس از صحبت های بسیار ، تعریف و تمجید های فراوان ، و فروش فوق العاده فیلم ، علاقه زیادی به دیدن فیلم پیدا کردم ، فیلم های ابرقهرمانی همیشه طرفداران خاص خود را داشتند و انتقام جویان یکی از سالارهای این سری از فیلم هاست .

ساختار فیلم و روایت آن یک دست و روان روایت می شود ، داستان آنطور که مخاطب را خسته نکند پیش خواهد رفت . جلوه های ویژه و صحنه های اکشن فیلم بسیار درخشانند و واقعا طرفداران این سری فیلم ها با رضایت کامل از سینما خارج خواهند کرد ولی آنچه معلوم است یک نکته بیش نیست ، انتقام جویان در کنار فیلم های هم رده خود سالار است ، فیلم های سوپرقهرمانی و این دلیلی بر شاهکار بودن آن نیست . فیلم همان روایت قهرمان وارانه تمامی فیلم های سوپر قهرمانی را پیش می گیرد ولی با دقت تر و سخت گیرانه تر ، نه بازی شگفت انگیزی در آن وجود دارد و نه صحنه های به یاد ماندنی . فیلمی سراپا اکشن و هرج و مرج با جلوه های ویژه قوی و فراوان و عوامل موفق ولی هیچ چیز با ارزشی را از خود نشان نمی دهند .

تنها دلیلی که میتوان برای محبوبیت فیلم آورد همین مقایسه است با آثار همسان خود . شرکت مارول آثار فوق العاده ضعیفی همانند کاپیتان آمریکایی ، مرد آهنی 2 ، هالک 2 و تور را ساخت و فیلمی خوب را بعد از این چند مجموعه ضعیف ارائه داد ، و تمامی طرفداران خود را حیرت زده کرد . فیلم انتقام جویان نه یک شاهکار بلکه یک فیلم خوش ساخت است که از نظر من هنوز هم تخیل آن گاهی بیش از حد زیاد می شود ، ولی خب این از ویژگی آثار سوپر قهرمانی است .

تنها کارگردانی که تا به این زمان موفق شده است فیلم سوپرقهرمانی ساخته و راه آن را از تمامی این آثار جدا سازد و این مدل فیلم را به شاهکاری فراموش نشدنی تبدیل کند کریستوفر نولان بده و به نظر من خواهد بود . مارول سرمایه بسیاری را برای فیلم انتقام جویان در نظر گرفت و برای آن تلاش کرد ولی تمام تلاش او آیا جز مسئله فروش فیلم بود ، حال آنکه با اینکار ضرر بیشتری به خود رساند . مارول برای قدرت گرفتن انتقام جویان توقع مخاطبانش را از این سری فیلم به خوبی پایین آورد و بعد انتقام جویان را تقدیم کرد ، حال چه موضع گیری خواهد داشت ، آیا موفقیت انتقام جویان تکرار شدنی است ؟

در آخر باید گفت فیلم انتقام جویان فیلمی خوش ساخت از رده فیلم های سوپر قهرمانی است که نه چیز بیشتر بلکه همان عوامل قبل را با قدرت بیشتری به نمایش می گذارد ، و فقط در رده فیلم های سوپرقهرمانی ضعیف شاهکاری برای خود حساب می شود . این روزها که بحث فیلم شوالیه تاریکی برمیخزد اوج گرفته ، بعضی آن را با انتقام جویان مقایسه می کنند ، معادل این دو فیلم کاملا جداست . نولان اثر خود را از یک اثر سوپر قهرمانی به یک اثر فلسفی و عمقی تبدیل کرد و دیدن فیلم های نولان جای تفکر و بحث زیاد دارد اما فیلم مثل انتقام جویان با تمام قدرت خویش ، با تمام هزینه ها و با تمام سر و صداهایش ، یک فیلم تفریحی بیش نیست .

همانطور که اشاره کردم ، اگر میخواهید روزی برای سرگرمی پای فیلم نشسته و لذت کامل از آن ببرید ( البته اگر اهل تخیل بازی های هالیوودی باشید ) انتقام جویان بهترین گزینه خواهد بود ، ولی خب اگر مثل من باشید بار دومی برای دیدن فیلم وجود نخواهد داشت مگرنه اینکه یک روزی در فراغت کمبود فیلم داشته باشید .

اختصاصی نقد فارسی

نقد و بررسی فیلم به قلم

نمره 8 از 10

یکی از سلاح های “مارول” در راه پیشرفت و برتری در زمینه کامیک-بوک[کتاب‌های مصور] این بوده که مارول همیشه راغب به خلق شخصیت‌های جدید با سرعتی سرگیجه آور است.مارول، جهان های بسیار زیادی خلق کرده، از همین رو حتی بعضی از ابرقهرمان ها در جهان های دیگر کامیک ها وجود ندارند. شاید برای ممانعت از شلوغی و ترافیک!اما درهر حال در فیلم انتقام جویان، پیوستار زمانی و مکانی کاراکترها یکسان است.هر چند که در سالهای اخیر در فیلم‌های ابرقهرمانی جداگانه به طور مجزا به آنها پرداخته شده است.شاید کسی پیش خودش فکر کند که ایده انتقام جویان بیهوده و برای سرکار گذاشتن مردم عادی باشد!

مارول، هواداران اش را مدت زیادی در انتظار نگه داشت تا سرانجام همه ی انتقام جویان را در فیلمی گرد هم آورد.مرد آهنی، کاپیتان آمریکا، تور، هالک، بیوه سیاه و هاوکی [ لقبی برای بومیان ایالت ایوا]. مثل بازی‌هایی که همه ستارگان دور هم جمع شده باشند و یا مانند نمونه غذاهای سرآشپز در یک رستوران مجلل.چیزی که همیشه مبهوتم می‌کند این است که قدرت‌های ویژه ی این ابرقهرمانان به اندازه زیادی با هم متفاوت است.مرد آهنی با بازی رابرت داونی جونیور، یک آدم معمولی است تا زمانی که ابر-لباس مخصوص اش را بپوشد.تور با بازی کریس همزورت کارش در چرخاندن و ضربه زدن با پتک قدرتمندش است.هاوکی با بازی جرمی رنر، کمانی دارد با تیرهای به شدت قدرتمند که میتواند سفینه های بیگانگان فضایی را هم زمین گیر کند.هالک با نقش آفرینی مارک رافالو هم مردی است آرام و مؤدب. اما زمانی که خشمگین شود به موجودی غول پیکر و سبز رنگ با عضلات حجیم تبدیل می‌شود که میتواند تقریباً هر چیزی را پاره پوره کند!کاپیتان آمریکا با بازی کریس ایوانز، سپری قدرتمند و چند کاره دارد.همچنین ناتاشا هم هست، با بازی اسکارلت جوهانسون که همان بیوه سیاه است.

بعد از دیدن فیلم با منتقدینی از هند و برزیل درباره کاراکتر ناتاشا بحث کردم. ما نتوانستیم به توضیحی قانع کننده از قدرت خارق‌العاده او برسیم!به نظر میرسد که ناتاشا صرفاً یک هنرمند در زمینه مبارزه است که نشانه گیری اش با اسلحه عالیست.ما تصمیم گرفتیم که به لحاظ اصولی ناتاشا و هاوکی ابرقهرمان نیستند و فقط با این گروه از ابرقهرمانان همراهند.

وقتی این 6 ابر قهرمان را با هم دیدم، نتوانستم از این فکر دست بردارم که شباهت زیادی بین وست مینستر داگ شو و این فیلم هست. یعنی همه از گونه های متفاوت هستند و در عین حال همگی قهرمانند [ اشاره به شوی معروفی از سگ‌ها با انواع و اقسام سگ از پودل و لابرادور و باکسر و… ]!علت اینکه همه آن‌ها دور هم جمع شده‌اند این است که سیاره زمین از سوی اسمرکینگ [به معنای پوزخندزننده] لوکی با بازی تام هیدلستون، تهدیده شده است که برادر ناتنی تور است که بر تسراکت حکمرانی میکند،.لوکی با در دست داشتن مکعبی از انرژی بیکران قصد دارد که دروازه ای در کیهان را بگشاید و از طریق آن با لشگری از هیولاهای ماشینی و بدترکیبش به زمین حمله کند.

در فیلم به این سؤالات که لوکی کجا اقامت داشته و اینکه این هیولاها و ماشینهای اژدها آسا چگونه تولید شده‌اند، و بسیاری پرسشهای دیگر به هیچ عنوان پاسخی داده نمی‌شود.هم لوکی و هم تور، از آنجا که از فیلم سال گذشته تور میدانیم به طریقه مبهم و عجیبی مرتبط به خدایان در اسطوره شناسی نورسی هستند و بیایید خودمان را زیاد درگیر مسائل عقلانی مربوطه نکنیم.[ توضیح مترجم : البته تور از خدایان در میتولوژی ملل اسکاندیناوی ست، ولی ابرت با مزاح کل قضیه فیلم Thor را به سخره گرفته ]

نیک فیوری با بازی ساموئل ال. جکسن، پیامی برای انتقام جویان میفرستد و از آن‌ها می‌خواهد که جمع شوند و با این تهدید رو در رو شوند.فیوری، والام را اداره می‌کند که سر واژه‌ای برای واحد اجرایی و لجستیکی استراتژیکی ملی است!.مرکز فرماندهی او فضاپیمایی غول پیکر است که در ضمن هاوركرافت هم هست و می‌تواند نامرئی شود.او با دور هم جمع کردن انتقام جویان، بازار چشم و همچشمی را هم داغ میکند( مثلاً پتکِ من میتونه سِپر تو را داغان کنه ) [ اشاره به کل کل بین تور و کاپیتان آمریکا]این اوضاع هست تا آنکه ابرقهرمان ها به اهمیت و مزایای کار گروهی پی میبرند. که البته این مهم در خلال نطق هایی پیش پاافتاده و دم دستی مطرح می‌شود.

پس فیلم در‌واقع فیلمی آموزشی هم هست و به انتقام جویان اهمیت مفهوم همکاریرا آموزش میدهد که در کارنامه اول دبستان من هم به آن پرداخت شده! [ ابرت با لحنی تمسخرآمیز این کلمات را نگاشته ]این‌جور فیلم‌ها کم و بیش مشابهند. ولی فیلم انتقام جویان، چیزی بسیار بسیار بیشتر از فیلم‌های مشابه به ما عرضه میکند.باید تهدیدی وجود داشته باشد.عامل شر باید دراماتیزه شود. قهرمانان باید به خط شوند.نقایص بعضی از شخصیت‌ها کند و کاو شود. و در نهایت در آخرین لحظات و به مدد جلوه‌های ویژه و جنگ و مبارزه و انفجار و صداهای کر کننده و تصادم و… فیلم به جایی برسد.بخش زیادی از این نبرد در میانه ی منهتن روی میدهد.

دیوید ادلستین (منتقد) در مجله نیویورک پیش‌بینی کرده که نِردهای کامیک–کان بعد از دیدن فیلم ارگـاسـم های چند گانه را تجربه خواهند کرد!. که در‌واقع ظن مرا در مورد جماعت نِرد تأیید میکند.اگر حق با ادلستین باشد، باید در انتظار فیلم‌هایی بود که بتواند دوباره لذت سـکـس را به نِردها بیاموزد و یادآور شود.جاس ودن به خوبی انتقام جویان را به سرانجام رسانده. فیلم به طرفدارانش آن چیزی را ارائه میدهد که نیازمندش هستند. اما آنچه که طرفداران به راستی نیاز دارند، مقوله ای جدا و قابل بحث است. [منظور رابطه ی جنسی است]

 

مترجم:RezaAK

منبع:TvWorld

نقد و بررسی فیلم به قلم

«انتقامجویان» از زبان بازیگران،تهیه کننده و کارگردان:بخش هایی از کائنات بزرگ

رابرت داونی جونیور (بازیگر نقش مرد آهنی): سال 2007 که برای بازی در فیلم «مرد آهنی» انتخاب شدم، کوین فیج (تهیه کننده «مرد آهنی»، «ثور»، «هالک»، «مرد عنکبوتی»، «انتقامجویان» و آثار کامیک بوکی دیگر برگرفته از شخصیت های انتشارات مارول) گفت: «می دانی، در نهایت همه این کارها ما باید کل این مجموعه ها را یک کاسه کنیم و کاری کنیم که در تاریخ سرگرمی بی سابقه است و فیلم «انتقامجویان» را بسازیم.» یادم می آید که با این حرفش نگران و عصبی شدم و هیجان زده شدم و مشکوک شدم. تا آن موقع مدت ها بود که با سم (ساموئل ال. جکسن) در ارتباط بودم و بعد، وقتی کریس (همزوورث) و کریس (اوانز) با موفقیت و کاریزما مجموعه فیلم های خودشان را به راه انداختند و مارک (رافالو) هم به ما پیوست، به خودم گفتم: «عجب، این واقعاً اتفاق دارد می افتد.» از اینجا شروع کردم که یک کارگر باشم در میان کارگرهای دیگر و این واقعاً خوب است که آدم مجبور نباشد بار فیلم را بر دوش بگیرد. فکر می کنم در این فیلم و در این کار همه واقعاً، واقعاً، واقعاً، واقعاً برابر هستند. این خیلی خوب است.

کوین فیج (تهیه کننده): تولید فیلم «مرد آهنی 1» داشت به آخر می رسید و سم (جکسن) آنقدر مهربان بود که حاضر شود سه ساعت از وقتش را در یک روز شنبه صرف آن کند که آن چشم بند را به چشمش ببندد و وارد خانه تونی استارک (شخصیت مرد آهنی) بشود و به او و همه دنیا بگوید که «تو بخشی از یک کائنات بزرگی ولی هنوز این را نمی دانی.» وقتی آن فیلم با موفقیت رو به رو شد، متوجه شدیم که حالا دیگر فرصت این کار را داریم. تنها مشکلی که داشتیم این بود که سعی کنیم همه فیلم ها سیر خودشان را طی بکنند، حتی اگر ما به سمت ساختن «انتقامجویان» نرویم. اگر قرار بود همه این فیلم ها مثل قطعات یک پازل به هم مرتبط باشند، اینقدر جالب نمی شد. لازم بود که همه فیلم ها از اول تا به آخر از بقیه مستقل باشند. بزرگترین چالش ما همین بود.

مارک رافالو (بازیگر نقش هالک): وقتی با جاس ویدون (کارگردان) ملاقات کردم، گفت که واقعاً از برنامه تلویزیونی «هالک شگفت انگیز» خوشش می آمد و از کاری که بیل بیکزبی در آن نقش انجام می داد. بنابراین رفتم و با پسر 10 ساله ام نوارهای آن را کرایه کردم. بعد از دیدن اپیزود سوم، پسرم رو به من کرد و گفت: «بابا، اصلاً او را درست درک نکرده اند!» من در اصل شخصیتم را به کلی بر اساس پسر 10 ساله ام ساختم که همه نیروهای طبیعت از بدنش فوران می کند و در همان حال همه دور و بری هایش به او می گویند که باید خودش را کنترل کند.

کریس همرورث (بازیگر نقش ثور): من عاشق دل و جرأت شخصیت ثور هستم. او خصوصیاتی مشابه کودکان دارد، از این لحاظ که اگر به چیزی باور داشته باشد و کاری را بخواهد انجام بدهد، آن کار را می کند و همان را می گوید. بچه ها محیط خودشان را دارند. آنها واقعاً به هیچ نظر و دیدگاهی اهمیت نمی دهند. ثور نیز همینطور است. خیلی غرق در لاف زدن دلاوری و قدرت و از این قبیل چیزها است اما در نهایت، کاملاً می داند که کیست و چکار می خواهد انجام بدهد. بازی کردن با این مسائل واقعاً لذتبخش بود.

ساموئل ال. جکسن (بازیگر نقش نیک فیوری): من از این مسأله خوشم می آمد که نیک فوری باور دارد این افراد منحصر به فرد لیاقت آن را دارند که از طرف همه دنیا مورد عشق و تحسین قرار بگیرند، دنیایی که خیلی چیزها را به آنها مدیون است چون در آنجا چیزهایی اتفاق می افتد که بسیار عظیم تر از حد ما انسان هاست.

جاس ویدون (کارگردان): فرق یک اقتباس خوب از کتاب مصور با یک اقتباس بد، از نظر من در این مسأله نهفته است که باید جوهره کتاب را گرفت و به جنبه شگفت انگیزش وفادار ماند و در عین حال به یاد داشت که این یک فیلم است نه کتاب مصور. فکر می کنم «مرد عنکبوتی»، مخصوصاً اولین فیلم آن واقعاً نشان دهنده این فرمول بود که «داستانی را که در کتاب مصور آمده است، بگو. همان تماشاگر را متقاعد می کند. چون برای آن است که شاخص شده است.» اما سازندگان آن فیلم در عین دنبال کردن خط سیر کتاب، به سراغ چیزهای خاصی رفتند که فقط یک فیلم از عهده اش بر می آمد. حالا به فیلم هایی مثل «انجمن آقایان خارق العاده» نگاه کنید که از کتاب مصور نعل به نعل تقلید کرده بود یا «نگهبانان» که فریم به فریم کتاب را گرفته بود؛ هیچکدام موفقیتی به همراه نداشتند. باید روح کتاب را گرفت و بعد، از آن فاصله گرفت و چیزی سینمایی و تازه خلق کرد.

اسکارلت جوهانسن (بازیگر نقش بیوه سیاه): فکر می کنم بیشتر وقت من و جرمی رنر و تام هیدلستن صرف تمرین در سالن بدنسازی بدلکارها شد چون سکانس های مبارزه کوریوگرافی شده ای داشتیم که خیلی پر جنب و جوش بودند. البته ما یک گروه بدلکاری معرکه هم داشتیم که بیشترشان از فیلم «مرد آهنی 2» آمده بودند و ما با آن بدلکارها مثل یک خانواده شده بودیم.

تام هیدلستن (بازیگر نقش لوکی): گاهی اوقات دو ساعت طول می کشید تا من بتوانم لباس لوکی را تنم کنم. وقتی می خواستم با آن لباس بجنگم، خیلی بامزه بود. کت آن به سینه ام فشار می آورد و واقعاً می شد آن همه زرق و برق و تجملش را تجربه کرد. دلم می خواهد از طریق رسانه ها مراتب ارادت خودم را به آلکساندرا بیرن (طراح لباس) ابلاغ کنم. وقتی شما بمجبورید این حجم از لباس را بپوشید، این خطر وجود دارد که مضحک به نظر برسید. با این لباس های هیولاگونه فقط آرزو می کنید مثل احمق ها یا ادا اطواری ها به نظر نرسید، اینکه عظیم و قهرمان جلوه کنید، پیشکش. خانم بیرن کار شگفت انگیزی انجام داد و باعث شد این لباس ها کاربردی باشند. می شد داخل آنها جنگید و پرید و چرخید. مخصوصاً لباس من که از چرم و فلز و طلا ساخته شده بود. اما گاهی اوقات آرزو می کردم که می توانستم یک دست کت و شلوار دلچه و گابانا بپوشم.

مترجم:پوریا لطیفی خواه

 

برگرفته از (collider.com)

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

تحلیل و بررسی فیلم انتقام جویان

کامیک بوک به داستان هایی گفته می شود که اغلب به صورت طنز و یا داستان های تخیلی بیان می گردند. آن ها اغلب به صورت چند رشته از تصاویر به هم پیوسته که کامل کننده یکدیگرند، نشان داده می شوند. شخصیت های کامیکی اغلب وجود خارجی ندارند و از تخیلات نویسنده سرچشمه می گیرند. نویسنده با آوردن کلمات خود در یک بالن کوچک ابری، بالای سر شخصیت ها، منظور خود را در کامیک بیان می کند و شخصیت ها و نوشته ها را با یکدیگر ارتباط می دهد. از آن جایی که ایالات متحده آمریکا در داستان های واقعی هیچ قهرمانی نداشت، (چرا که این کشور کمتر از 600 سال سن دارد و اکنون ابر قدرت جهان شده است!) نویسندگان بر آن شدند که در کامیک بوک ها، ابرقهرمانانی برای آمریکا بسازند تا آن ها نیز قهرمانانی برای خود داشته باشند. اولین کامیک بوکی که در روزنامه ها و مجلات به چاپ رسید، مربوط به سال 1933 در ایالات متحده بود که به شدت مورد استقبال مردم قرار گرفت و بعدها با تجدید نظرهای مختلف به چاپ رسید به طوری که تا به امروز انواع کامیک بوک ها را در روزنامه فروشی ها یا فروشگاه های کامیکی می بینیم.

در این بین شرکت مارول (Marvel Studio)، مهمترین شرکتی که به پخش و توسعه کامیک بوک ها کمک می کند، در برگیرنده بهترین کامیک بوک ها و شاید بهتر است بگوییم پر طرفدارترین آن هاست. در بین کامیک بوک های این شرکت، می توان به مرد عنکبوتی، هالک، مرد آهنی، ثور، قهرمانان، کاپیتان آمریکا، چهار شگفت انگیز، مردان ایکس و… اشاره کرد که یکی از یکی پرطرفدارتر است. البته بین این ابر قهرمانان شرکت مارول، یک نویسنده نقش ویژه ای نسبت به سایرین دارد، او را که در سالیان اخیر عهده دار خلق این شخصیت ها بوده است با نام استن لی (Stan lee) می شناسیم. در کنار استن لی به دیگر نویسندگان نیز می توان اشاره کرد از جمله جک کربی و استیو دیتکو در حال تهیه کامیک هایی جذاب برای شرکت مارول می باشند.

در بالا اشاره کوتاهی به داستان های مصور، چگونگی شکل گیری آن ها و مهمترین شرکت تولید کننده این داستان ها کردیم. اما این خلاصه و اشاره کوتاه، بنایی بود برای توضیحات درباره فیلم Avengers (قهرمانان) که در سال 2012 بعد از تعداد زیادی فیلم های پیش ساخت و مقدمه چینی بسیار، سرانجام اکران شد. فیلمی که توانست بعد از اکران به سومین فیلم پرفروش تاریخ سینما بدل شود و بعد از دو فیلم جیمز کامرون، آواتار و تایتانیک در رده سوم جای گیرد.

این فیلم بر گرفته از کامیک بوکی به همین نام است که از ابر قهرمانان دیگر داستان های مصور تشکیل شده است. همه آن ها در این داستان در کنار یکدیگر جمع شده اند تا به نجات سرزمین شان، کره زمین، که مورد حمله بیگانگان قرار گرفته است، بپردازند. اولین بار این کامیک بوک در سپتامبر سال 1963 توسط استن لی و جک کربی ساخته شد. آن ها ابرقهرمانانی چون مرد عنکبوتی، هالک، مرد آهنی، ثور، قهرمانان، کاپیتان آمریکا، چهار شگفت انگیز و… را در کنار یکدیگر جمع کردند تا به نجات سیاره زمین بپردازند. ایده در کنار هم قراردادن این شخصیت ها موجب شد تا این کامیک، به یکی از بهترین کامیک بوک های تاریخ بدل شده و استن لی و جک کربی از بهترین نویسنده های کتاب های مصور شوند!

بعد از گذشت سال ها، کتاب های مصور جای خود را در دنیای سینما پیدا کردند و در اواخر قرن بیستم پایشان یکی پس از دیگری به دنیای پر زرق و برق سینما باز شد. بعد از ورود سوپرمن، بتمن و دیگر شخصیت های کامیکی، مارول نیز شخصیت های خود را وارد دنیای سینما کرد و پس از ساخت فیلم ها و انیمیشن های مرد عنکبوتی، هالک و مرد آهنی این بار نویسندگان و فیلمنامه نویسان به فکر تهیه و تولید فیلمAvengers که در برگیرنده طیف زیادی از این کاراکترهای کامیکی بود، افتادند. آن ها در ابتدا با مخالفت شرکت مارول مواجه شدند؛ اما نویسندگان و تهیه کنندگان دنیای سینما براین امر پافشاری کردند تا بالاخره Avengers در سال 2012 اکران شد و با حضور کاراکترهایی چون تونی استارک (مرد آهنی)، ثور، بروس بنر (هالک)، استیو راجرز (کاپیتان آمریکا)، ناتاشا رومینوف و کلینت بارتون (هاوکی) این کار انجام شد. البته لازم به ذکر است که مخالفت شرکت مارول درباره این موضوع که ساخت این فیلم اشتباه است به دلیل آن بود که آن ها معتقد بودند هنوز این کاراکترها برای بینندگان سینمایی معرفی نشده اند و تنها در داخل آمریکا دارای اعتبارند. به همین علت شرکت مارول شروع به ساخت فیلم در رابطه با اکثر کاراکترهای این فیلم کرد. تا به امروز فیلمCapitan America در سال تبgf2011 پخش شده و قسمت دوم آن در سال 2014 پخش خواهد شد، iron man 1, 2 در سال های 2008 و 2010 اکران شده و قسمت سوم نیز در حال ساخت است، هالک و هالک شگفت انگیز در سال های 2003 و 2008 و ثور در سال 2011 به نمایش در آمدند تا یک مقدمه چینی برای فیلم قهرمانان، “Avengers”، باشد.

 

این فیلم بعد از دردسرهای بسیار، توسط کارگردانی که پیش از این فیلم سینمایی خاصی نساخته بود و مهم ترین فیلمش “ثور” بود، ساخته شد. فیلم توسط جاس ویدن کارگردانی شد و حتی فیلم نامه آن نیز برگرفته از کامیکی برعهده وی بود. این انتخاب با مخالفت های زیادی همراه شد اما مارول انتخاب خودش را کرده بود و فیلم توسط جاس ویدن ساخته شد و او توانست تمام این ابرقهرمانان را به زیبایی در کنار یکدیگر قرار دهد.

کاپیتان آمریکا، استیو راجرز، با نقش آفرینی کریس ایونز: یکی از مشهورترین شخصیت های کامیکی و قدیمی ترین آنهاست که در سال 1941 توسط جک کربی و جو سیمون خلق شد. این شخصیت یک آمریکایی به تمام معنا و وطن پرست است که با آزمایشاتی که روی وی انجام شده قدرت ماورایی گرفته، به انواع فنون رزمی مسلط بوده و لباسی فولادی با شکل و شمایل پرچم آمریکا دارد. او با زرهی در دست به جنگ با دشمنان آمریکا می پردازد. کاپیتان آمریکا در بین شخصیت های این فیلم یکی از پر طرفدارترین آن ها است! نقش کاپیتان آمریکا را در این فیلم کریس ایونز ایفا می کند که پیش از این نیز در فیلم کاپیتان آمریکا نیز عهده دار این نقش بوده است.

ثور با نقش آفرینی کریس همثورث: یکی از خدایان داستان. البته شاید بهتر است بگوییم فردی که زمینی نیست و توسط پدر خود برای ادب کردنش از بیرون کره زمین به سوی آن طرد می شود. این مسئله برای ثور با اتفاقات جالبی همراه است و باعث می شود در زمین دوستانی یافته و اسم و رسمی برای خود رقم بزند. اولین بار کاراکتر ثور در سال 1962 توسط استن لی و جک کربی خلق شد و بعد از مدتی تبدیل به یکی از پر طرفدارترین کامیک های دوران خود شد، به طوری که همچنان کامیک های ثور در آمریکا به فروش می رسد. قدرت ثور در کمربند و چکشی است که در دست دارد. او با این چکش می تواند هر جنبنده ای را از پای درآورده و حتی در وضعیت هوا نیز تغییر ایجاد کند. نقش ثور را در این فیلم کریس همثورث ایفا می کند که پیش از این نیز در فیلم ثور عهده دار این نقش بوده است.

مردآهنی، تونی استارک، با نقش آفرینی رابرت دونی جونیور: شاید گزاف نگفته باشیم که یکی از پر طرفدارترین شخصیت های کامیکی در بین ما ایرانی ها همین کاراکتر است که با نقش آفرینی رابرت دونی جونیور بسیار جذاب و دیدنی شده است! اولین بار این کامیک بوک در سال 1963 توسط استن لی و جک کربی خلق شد. تونی استارک مخترعی پولدار، باهوش، شوخ و در عین حال خوش گذران است که با اختراع زره و لباسی جالب تبدیل به یکی از قدرتمندترین شخصیت های کامیکی می شود. او که خودش قدرت ماورایی ندارد با تغییر و تکامل در لباس خود به مرد آهنی تبدیل شده و با فناوری هایی که در آن تعبیه کرده است کمتر کسی می تواند در برابرش مقاومت کند. قدرت تونی استارک، مرد آهنی، در لباس و فکر او است. نقش تونی استارک را در این فیلم رابرت دونی جونیور ایفا می کند که پیش از این نیز در فیلم های مرد آهنی 1 و 2 عهده دار این نقش بوده است.

هالک، بروس بنر، با نقش آفرینی مارک رافالو: پسر بد ابر قهرمانان و قدرتمندترین آن ها در واقع هالک است که توسط بروس بنر در آزمایشگاهش خلق شد و بروس بنر را به موجودی سبز رنگ و هیولا شکل تبدیل کرد. اولین بار این کامیک بوک در سال 1962 توسط استن لی و جک کربی خلق شد و در کامیک بوک هالک شگفت انگیز ظاهر گشت. زمانی که در آزمایشگاهش در حال کار بر روی اشعه گاما بود پرتوهایی بر روی خودش اثر کرده و او را تبدیل به هالک می کند. بروس بنر لاغر اندام در هنگام عصبانیت به هالک، موجودی سبز رنگ و غول پیکر، تبدیل می شود که قادر به مبارزه با هر جنبده ای است. به طوری که گلوله توپ و تانک نیز بر او اثری ندارد. شخصیت هالک شاید به اندازه دیگر شخصیت های داستان دوست داشتنی نباشد اما هیبت و قدرتش او را به مهمترین و قدرتمندترین آن ها بدل کرده است. نقش هالک، بروس بنر، را در این فیلم مارک رافالو ایفا می کند که پیش از این در هیچ یک از فیلم های هالک به ایفای نقش نپرداخته بود. در دو فیلمی که از روی کامیک هالک ساخته شده است، به ترتیب اریک بانا و ادوارد نورتون ایفاگر نقش بروس بنر بوده اند.

بلک ویدو، بیوه سیاه پوش، ناتاشا رومانوا (ناتالیا رومینوف) با نقش آفرینی اسکارلت جوهانسون: دختر زیبا روی گروه ابرقهرمانان، که به اندازه کاراکترهای دیگر قدرت خارق العاده ندارد اما مانند آن ها در سال 1964 توسط استن لی خلق شده است. ناتاشا قدرت خاصی نداشته اما در فنون رزمی مهارت بسیار دارد و عضو سابق ارتش شوروی بوده است! این کاراکتر پیش از این فیلم تنها در مرد آهنی 2 در کنار تونی استارک دقایقی به ایفای نقش پرداخته است. نقش ناتاشا رومانوا را در این فیلم اسکارلت جوهانسون ایفا می کند.

هاوکی، کلینت بارتون، با نقش آفرینی جرمی رنر: هاوکی کاراکتر چندان شناخته شده ای بین سینما دوستان نیست و این اولین حضور این کاراکتر در سینماست. هاوکی در سال 1964 توسط استن لی خلق شد و قدرتش در مبارزات، فنون رزمی و تیروکمانی است که در دست دارد. نشانه گیری های دقیق و مثال زدنی هاوکی او را دربین ابرقهرمانان دیگر جای داده است. نقش هاوکی، کلینت بارتون، را در این فیلم جرمی رنر ایفا می کند.

 

البته در این بین دو کاراکتر اصلی دیگری نیز وجود دارند که نقش عمده ای در فیلم دارند اما ابر قهرمان نیستند.

نیک فوری با نقش آفرینی ساموئل ال جکسون: که کلنل سازمان عملیات مخفی آمریکا است و در فیلم و کامیک بوک به نام S.H.I.E.L.D که به ریاست نیک فوری حضور دارد و اوست که ابر قهرمانان را در کنار یکدیگر جمع می کند.

لوکی با نقش آفرینی تام هیدلستون: یکی دیگر از خدایان، برادر ثور، یکی از ابر قهرمانان، است. لوکی به زمین می آید تا آن را تصاحب کرده و زمینیان را وادار کند، او را بپرستند. مهمترین قدرت او نیزه ای است که در دست دارد.

داستان ابر قهرمانان دقیقا به همان صورت شروع می شود که انتظار می رود. ما با فیلمی کاملا اکشن رو به رو هستیم، پس فیلم باید به صورت اکشن شروع شود و این اکشن بودن نیز می تواند بینندگان را به ادامه ماجرا امیدوار ساخته و تا انتها، آن ها را با خود همراه سازد! فیلم با حمله برادر ثور، لوکی، به زمین آغاز می شود. او در تلاش است شیئی که در خدمت S.H.I.E.L.D است را بدزد. این شیء، که از آن به عنوان “تسراک” نام برده می شود، شیئی قدرتمند است که اگر منبع آن آزاد گردد، می تواند تمام زمین را از بین برده و آن را با خاکستر یکسان کند. کلنل و گروهش در حال آزمایشات مکرری بر روی آن بوده اند تا بتوانند منبع و جریان قدرت این شیء را بیابند؛ اما شکست می خورند. حال لوکی و گروهش در تلاشند تا به آشیانه سازمان برای دزدیدن این شیء حمله کنند. تسراک در جهان ثور و لوکی ساخته شده است. لوکی به وسیله آن به زمین حمله کرده و در اولین اقدامش، یکی از ابر قهرمانان، هاوکی، را با نیزه وادار می کند در خدمت او باشد. او با این کار می خواهد آن شیء را بدزد. این عمل این ابتدای اکشن فیلم انجام می گیرد و لوکی، تسراک را از آن خود کرده و به همراه هاوکی از آن جا فرار می کنند. این شروعی بر داستان ابرقهرمانان است که با دزدیده شدن تسراک آغاز می شود. حال نوبت ورود ابر قهرمانان است تا خودی نشان داده و زمین را، که در حال نابودی است، از شر لوکی و آزاد شدن انرژی تسراک نجات دهند.

نیک فوری بعد از این که می بیند تسراک را از دست داده با رؤسای خود صحبت کرده و از آنان کمک می خواهد. او سرانجام به این نتیجه می رسد که اکنون، وقت آن است تا از قهرمانان که سال ها برایشان برنامه ریزی کرده، استفاده کند. همان طور که اگر فیلم های مرد آهنی، هالک و… را دیده باشید می دانید، در آخر فیلم ها ساموئل الجکسون، کاراکتر نیک فوری، با شخصیت های اصلی داستان صحبت می کرد و از آن ها کمک می خواست. این مقدمه چینی برای این اثر بود تا بتواند آن ها را در کنار یکدیگر جمع کرده و زمین و نسل بشر را از نابودی نجات دهد. حال زمان آن فرا رسیده است! نیک فوری ناتاشا را برای راضی کردن دکتر بروس بنر، هالک، می فرستد که سالیان سال است خود را از دید دیگران دور نگه داشته تا مشکل خشم و عصبانیت برایش پیش نیاید. خود به سمت کاپیتان آمریکا می رود تا اورا به مبارزه با لوکی فرا بخواند و با تونی استارک، مرد آهنی، تماس گرفته و او را نیز با خود همراه می سازد.

نکته جالب داستان نیز این جا شکل می گیرد. همه شخصیت های کامیکی باید با یکدیگر کنار آمده و مکمل همدیگر باشند تا بتوانند در برابر نقشه لوکی ایستادگی کنند و تسراک را از او بگیرند. کارگردان و نویسندگان این فیلم به خوبی توانسته اند این هماهنگی را بین اعضا به وجود آورند، به طوری که در کنار یکدیگر بودن این کاراکترها بعضا طنز گونه شده و گاهی به بحث و جدل نیز کشیده می شود. شما کاراکتر مرد آهنی را در سری فیلم های مرد آهنی تصور کنید که فردی طنزپرداز است و حال باید با افرادی در سبک و سیاق خود همراه شود، جالب است…

نیمه اول داستان فیلم به معرفی شخصیت ها، بگو مگو های آنان با یکدیگر و حرکت رو به جلوی لوکی با تسراک برای به ثمر رساندن نقشه اش، می پردازد. همه کاراکترهای ابر قهرمانان همراه هم در ناو جنگی فضایی قرار گرفته اند تا نقشه خود را برای از بین بردن لوکی طراحی کنند. در این بین لوکی نیز وارد داستان می شود و در مکانی شروع به قدرت نمایی می کند. قهرمانان با فهمیدن مکان لوکی به او حمله ور می شوند و مبارزه ای بین لوکی، مرد آهنی و کاپیتان آمریکا شکل می گیرد و سرانجام ابر قهرمانان لوکی را دستگیر می کنند. آن ها، لوکی را برای شکنجه و بازجویی به کشتی خود می برند. در این بین ثور، برادر لوکی، نه قصد آزاد سازی وی، بلکه برای مجازاتش وارد می شود. ثور می خواهد لوکی را مجبور به ترک زمین کند که این کار به مبارزه ای بین شان می انجامد که البته سرانجامی ندارد. (این صحنه های فیلم به نظرم کاملا بی جا هستند و برای وقت پرکنی اضافه شده بودند و چیزی جز معرفی ثور ندارند).

بعد از گذشت حدود یک ساعت از فیلم به نیمه اصلی آن می رسیم. نیمه ای که اکشن کامل فیلم در آن قرار دارد و نیمه اول فیلم برای اجرای اهداف اصلی در این نیمه برنامه ریزی شده بود. حال نوبت مبارزه نهایی است. لوکی با قدرت برادرش را به حرف زدن واداشته و از زندانی که برایش در نظر گرفته بودند، فرار می کند. اما این تنها مشکل کشتی نیست. در سمت دیگر، دکتر بنر، پس مدت ها خشمگین و به هالک تبدیل شده است. او نمی تواند خود را کنترل کند و به مبارزه با دیگر قهرمانان می پردازد. در سوی دیگر، برده لوکی، هاکی، کشتی فضایی را ناقص می کند و کشتی در آستانه سقوط قرار می گیرد. اکنون قهرمانان باید هم با لوکی مبارزه کنند، هم با هالک و هم باید کشتی را از خطر سقوط نجات دهند. این اعمال با فرار لوکی، سقوط هالک از کشتی، نجات کشتی فضایی توسط مرد آهنی و کاپیتان آمریکا و البته نجات هاکی از دست لوکی تمام می شود.

 

نوبت به نبرد اصلی فیلم بین لوکی و یارانش که توسط تسراک و حفره ای که ایجاد کرده اند با ابر قهرمانان و البته نابودی بشر می رسد. لوکی توانسته است قدرت تسراک را آزاد کند و با آن حفره ای ایجاد کرده تا یاران و هم سنگرانش از آسمان به زمین حمله ور شوند. در اینجا شاهد یک نبرد فضایی-زمینی هستیم. (نبرد ترانسفورمرزها در قسمت دوم و سوم را در نظر بگیرید و آن را با نبرد این فیلم مقایسه کنید. تفاوت بین آن ها کاملا مشخص است. کارگردان این فیلم، کارگردانی نه چندان آشناست و سازنده ترانسفورمز، مایکل بای است). به راستی که نبرد بین زمینیان و فضایی ها به خوبی ساخته شده و اکشنی که در این صحنه ها می بینیم به جذابیت فیلم کمک شایانی کرده است.

نبرد بین قهرمانان و لوکی و یارانش ادامه می یابد تا سرانجام یا زمین نابود شود و یا ابرقهرمانان باز هم پیروز شوند که این فیلم نیز از آن دسته فیلم هایی ست که دوباره ابر قهرمانان با همراهی هم بر لوکی و یارانش غلبه می کنند. البته این پیروزی لحظه ای احساسی در پایان فیلم نیز در بر دارد. وقتی که همه از پیروزی ابرقهرمانان ناامید شده اند؛ تونی استارک، مرد آهنی، به نبرد یک موشک می رود که توسط یک هواپیما به شهر شلیک شده و این بدان معناست که دیگر امیدی به شهر نبوده و شهر در حال نابودی است. تونی استارک با از خود گذشتگی به سمت موشک می رود و آن را تا فضا و شکاف بالا می برد و خود نیز از جو زمین خارج می شود. او در سمت دیگر باید دریچه را ببندند و با بسته شدن دریچه، تونی استارک از بین خواهد رفت. البته این اتفاق نمی افتد و سرانجام پایان خوشی برای ابر قهرمانان شکل می گیرد و لوکی نیز توسط برادرش، ثور، به سرزمین خود برگردانده می شود تا در آن جا، او را مورد محاکمه قرار دهند…

داستان ابر قهرمانان، همان طور که گفته شد، داستان جدیدی نیست و ما داستان های بسیاری در این سبک در سینمای جهان دیده ایم. برای مثال سوپرمن و بتمن که به نبرد پلیدی می روند و مرد عنکبوتی و… اما ایده در کنار یکدیگر قرار دادن این شخصیت ها کار جدیدی بود که در فیلم ابر قهرمانان محقق شد تا فیلمی تهیه و تولید شود که بتواند کمپانی مارول را خوشحال سازد! فیلم ابر قهرمانان در زمان فروش خود در گیشه، توانست بیش از 1.5 میلیارد دلار فروش کند و رکورد شوالیه تاریکی، پر فروش ترین فیلم تاریخ سینما در ژانر کامیک بوک، را بشکند و همچنین به عنوان سومین فیلم پر فروش تاریخ سینما مطرح شود.

اما مهمترین نگرانی همه دوست داران فیلم های ابر قهرمانی این بود که چگونه این همه ابر قهرمان را باید در فیلمی نزدیک بر دو ساعت جای داد؟ آیا می توان کاری کرد که در حق کسی اجحاف نشود؟ سؤالی که جاس ویدن به زیبایی آن را پاسخ داده و به گونه ای ابر قهرمانان را در کنار یکدیگر قرار داد که به هر قهرمان، قسمتی از فیلم اختصاص یابد و هر یک از آنان را بارها و بارها در این فیلم ببینیم و منتظر هنرنمایی شان باشیم. البته شوخی ها و جر و بحث هایی نیز بین آن ها وجود داشت که مهمترینش مشاجره های کاپیتان آمریکا و مرد آهنی است که بارها روبه روی همدیگر قرار گرفتند. نکته بارز این فیلم حضور پر رنگ مرد آهنی نسبت به سایرین است. فیلمی که در اصل نبرد دو برادر را نشان می دهد و به جای آنکه بیشتر به مبارزه بین لوکی و ثور بپردازد، بیشتر نبرد بین لوکی و مرد آهنی است! مرد آهنی، تونی استارک، بارها در فیلم دیده می شود و با حرکات و شوخی هایی که انجام می دهد، بار اصلی فیلم را بر دوش می کشد.

گزاف نیست اگر بگوییم این فیلم بیشتر فیلم مرد آهنی بود تا ابر قهرمانان؛ چرا که پیروز و همه کاره جنگ نیز تونی اسکات است. شاید اگر او در فیلم نبود، ابر قهرمانان پیروز نمی شدند و شکست می خوردند. اگر مرد آهنی نبود، احتمال حضور یکی از کاراکتر های چهار شگفت انگیز، از جمله مرد آتشی، بیشتر می شد؛ زیرا او نیز قابلیت پرواز را داشت. در کل باید گفت فیلم ابر قهرمانان یک فیلم اکشن درست و حسابی است و به عنوان فیلمی اکشن ارزش 2 ساعت تماشا را دارد.

البته بار فنی و مفهومی خاصی به دنبال نداشته و تنها تجربه ای جالب از دیدن یک فیلم ابر قهرمانی را به بیننده می دهد. درنهایت باید بگویم که قسمت دوم این فیلم ابر قهرمانی نیز در راه است و دوباره این کاراکترها و شاید کاراکترهای جدیدی را در کنار یکدیگر خواهیم دید…

منبع:انجمن سینما سنتر


ممکن است شما دوست داشته باشید

58
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
58 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
41 Comment authors
_Alpha_momenzadehAli_TouSahand Nikoomanesh Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-avengers/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-avengers/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-avengers/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-avengers/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 73704 additional Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-avengers/ […]

AVENGERS
Guest
Member
AVENGERS

بهترین فیلم تاریخ سینماست حالا هر که حرف می زنه از روی نفهمی و بی هنریش هست این فیلم این قدر زیباست که روزی سه بار هم ببینی باز کمه یه شاهکاره این فیلم و فیلم های که ساخته میشه

AVENGERS
Guest
Member
AVENGERS

بهترین فیلم تاریخ سینماست حالا هر که حرف می زنه از روی نفهمی و بی هنریش هست این فیلم این قدر زیباست که روزی سه بار هم ببینی باز کمه یه شاهکاره این فیلم و فیلم های که ساخته میشه

m.f
Guest
Member
m.f

واقعا برای این افرادی که با یک نگاه سطحی میگن این فیلم خیلی بد بودمتاسفم.این افراد خودشون رو تو هر جایگاهی میبینن تا نظرات خودشون رو بیان کنن زمانیکه هیچی از سخت قیلم و…..نمیدونن اگر امتیازی گرفته بنا به نظر افرادی بوده که در این کار تبهر داشتندو قطعا اگه طبق نظرات چنین افرادی بودهیچ جایی کاری درست پیش نمیرفت

_Alpha_
Guest
Member
_Alpha_

خشایار:با سلام … باید بگویم این فیلم به سادگی یک "فیلم" نیست … در این فیلم، هرکس که حداقل اطلاعاتی در مورد: ذوالقرنین، عصای حضرت موسی (که طبق روایات در زمان ظهور حضرت مهدی همراه ایشان خواهد بود)، نماد گرایی ماسونها، دجال و … داشته باشد به راحتی میتواند دست کم به طور سطحی به پیام این فیلم پی ببرد… به صورتی که در این فیلم حتی مجسمه ای بسیار شبیه به یکی از آثار تخت جمشید دیده میشود که شخصیت منفی فیلم بر روی آن خون فردی دیگر را میریزد و احتمالاً سازندگان این فیلم بدین شیوه (غیر مستقیم)… ادامه »

momenzadeh
Guest
Member
momenzadeh

با سلام خدمت کسانی که می خواهند فیلم avengers رو نگاه کنند باید قبل از تماشای این فیلم از سال ۲۰۰۸ Iron man – Iron man2 و بعدش Captain Amrica و بعد Thor 1 , 2تا بفهمین که این افراد از کجا اومدن و گیج نشین 🙄

Ali_Tou
Guest
Member
Ali_Tou

نویسنده:هه خنده داره!!!!! ۸) هیچکدوم از حرفای دوستامون که در بالاتر گفته شده نقد که نیست هیچی نظر هم نیست (غیر از ۲ نظر )بلکه نظر مغرضانه است 😳 هر فیلمی با استفاده از المان های ژانر مورد نظر خودش نقد میشه نه همینطوری شلم شوربایی و از سر ندانستن . فیلم ابر قهرمانی و تخیلی رو که با ابزار مثلا فیلمهای رمانتیک یا غیره نمیسنجن . اما شخصیت پردازی یکی از اصول اولیه هر فیلمنامه ای به حساب میاد که از این نظر سه گانه بتمن کریستوفر نولان یکی از بهترینها به حساب میاد ( بعد دوستمون میگه فیلم… ادامه »

جسین
Guest
Member
جسین

سلام به همه بعضی از دوستان گفتن این فیلم مزخرف شاید با دیدن این فیلم تنها بگی مزخرف اما پیشنهاد میکنم قبل دیدن این فیلم برین زمینی چینی های این فیلم رو ببینید.از سال ۲۰۰۸ داره در پشت پرده فیلم های شرکت مارل از سازمان شیلد صحبت میشه.
یعنی از زمان فیلم مرد اهنی
به بعد اون هم در سری فیلم های دیگه این ابرقهرمان ها داره زمینی چینی انجام مشه که اخریش فیلم کاپیتان امریکایی بود.
وقتی بشینی همه اینارو نگاه کنی و بعد بیایی اونجر رو نگاه کنی تازه میبینی چه کارگردانی بزرگ و گسترده ای پش این فیلم ها خوابیده.

Member
Member

فیلمش عالیه.

ghazal 68:ایرانی جماعت همینه نشسته دو ساعت با فیلم حال کرده بعد میاد میگه چرته مزخرفه !!! همچیم تریپ پرفسور برداشتن هر ندونه فک میکنه یه عمر منقد بودن . 😡 😡

با این قسمت از حرفتون کاملاً موافقم. 🙂

ghazal 68
Guest
Member
ghazal 68

هی شما که میگی فیلم مزخرفه تو حقته بشینی فیلم ایرانی نگا کنی بفهمی فیلم مزخرف چیه مخصوصا از نوع اکشنش چه کارت به ای فیلما چندتا جوجه از تخم در امده امدن رو کار کارگردانی که یه عمر کارش اینه نظر میدن !!! تو رو خدا برو جمش کن ایرانی جماعت همیه نشسه دو ساعت با فیلم حال کرده بعد میاد میگه چرته مزخرفه !!! همچیم تریپ پرفسور برداشتن هر ندونه فک میکنه یه عمر منقد بودن . 😡 تازه نظرم میدن باید بین چندتا فیلم برتر باشه تو برو کارتونتو نگا کن جوجه 😡

Sahand Nikoomanesh
Guest
Member
Sahand Nikoomanesh

لطفا داستان اونجرز ۲ را در سایت قرار دهید با تشکر 🙂

نویسنده
Guest
Member
نویسنده

هه خنده داره!!!!! ۸) هیچکدوم از حرفای دوستامون که در بالاتر گفته شده نقد که نیست هیچی نظر هم نیست (غیر از ۲ نظر )بلکه نظر مغرضانه است 😳 هر فیلمی با استفاده از المان های ژانر مورد نظر خودش نقد میشه نه همینطوری شلم شوربایی و از سر ندانستن . فیلم ابر قهرمانی و تخیلی رو که با ابزار مثلا فیلمهای رمانتیک یا غیره نمیسنجن . اما شخصیت پردازی یکی از اصول اولیه هر فیلمنامه ای به حساب میاد که از این نظر سه گانه بتمن کریستوفر نولان یکی از بهترینها به حساب میاد ( بعد دوستمون میگه فیلم… ادامه »

خشایار
Guest
Member
خشایار

با سلام … باید بگویم این فیلم به سادگی یک "فیلم" نیست … در این فیلم، هرکس که حداقل اطلاعاتی در مورد: ذوالقرنین، عصای حضرت موسی (که طبق روایات در زمان ظهور حضرت مهدی همراه ایشان خواهد بود)، نماد گرایی ماسونها، دجال و … داشته باشد به راحتی میتواند دست کم به طور سطحی به پیام این فیلم پی ببرد… به صورتی که در این فیلم حتی مجسمه ای بسیار شبیه به یکی از آثار تخت جمشید دیده میشود که شخصیت منفی فیلم بر روی آن خون فردی دیگر را میریزد و احتمالاً سازندگان این فیلم بدین شیوه (غیر مستقیم)… ادامه »

محمد007
Guest
Member
محمد007

این فیلما رو دوست دارم.چون زمانیکه دارم چیپس یا غذا میخورم سرگرمم میکنن.همین. 😆