The Apartment (آپارتمان)


خلاصه داستان:

«آپارتمان» داستان کارمند شرکت بیمه ای معروف است که برای پیشرفت سریع در کارش، آپارتمان خود را به مدیران متاهل شرکت برای خوشگذرانی با معشوقه هایشان امانت می دهد...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

آپارتمان بهترین اثربیلی وایلدروشاخص سینمای (کمدی سیاه) است. سرگذشت مردی که سلاح اوبرای مبارزه با پلشتیهای جهان واقعی- قدرتمدار- سادگی وعشق است. قهرمان وایلدربر خلاف نظر تامسون- اصلا ساده لوح وابله نیست وفیلم نیزهیچگاه تاسرحد ملودرام های مبتذل پایین نمی آید و وایلدر هم مطلقا در صدد استثمار ذائقه تماشاگر نیست. آپارتمان در همه لحظا تش بیننده را به خنده وامی دارد ولی در میانه قهقهه به او می فهماند که نباید می خندیده است ودرعین حال درتلخ ترین لحظات هم- یادآوری می کند که ناامیدی بیهوده است. آپارتمان به شکل حیرت انگیزی موفق می شود تعادل خود را برخط باریک مرز- میان تراژدی وکمدی – یاس وامید وگریه وخنده حفظ کند. دوگانگی کارکرد طنزگزنده ودر عین حال شیرین این شیوه روایت- به وایلدر توانایی مانورمی دهد که با تبدیل موقعیت – نشان دهنده ارزش نیروی ذهن واراده انسان باشد.همچون سرشت دوگانه کارکرد روان – بشر درمقابله با وضعیت جهان عینی. هنگامی که در پایان فیلم آپارتمان از پشت درصدایی شلیک آسا به گوش می رسد: هم می تواند صدای شلیک یک گلوله باشد که زندگی تلخ وبه بن بست رسیده قهرمان فیلم را پایان می دهد و هم می تواند صدای بیرون پریدن شادمانه چوب پنبه یک بطری باشد که جشن آغاز زندگی نوینی را بشارت می دهد.

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

27 ژوئن سالمرگ بازیگر نام آشنای سینمای كلاسیك، جك لمون است. بازیگر به یادماندنی و خلاقی كه شاید بیش از همه او را به خاطر بازی در فیلم های سرزنده و دوست داشتنی بیلی وایلدر می شناسیم. بخصوص برای حضور در شاهكار بی نظیر «آپارتمان» كه حقیقتاً در سینمای طنز كلاسیك نمونه ای یكّه و مثال زدنی است.

شخصیت سی سی باكستر كه نقش آن را جك لمون بازی می كند یكی از اخلاقی ترین شخصیت های سینمای هالیوود از ابتدا تا به امروز است. باكستر مردی است عفیف و خویشتن دار كه این عفت و خویشتن داری را مدیون شخصیت منحصر به فردش است نه مدیون شرایطی كه در آن به سر می برد. اتفاقاً شرایط او به گونه ای است كه كمتر كسی تاب مقاومت در برابر آن را دارد. باكستر ولی تافته ای جدابافته است كه در ظاهر شاید به خاطر عشق اما در واقع به خاطر تلقی اخلاقی خاصی كه دارد همرنگ جماعت دور و برش نمی شود و علیرغم مجرد بودن و آپارتمان خالی داشتن و برخورداری از امكاناتی كافی برای هوسرانی و بی بند و باری، حتی یك بار هم تن به هرزگی نمی دهد و همچون دوشیزگان خوشنام تا لحظه ی ازدواج دامن خود را از آلودگی گناه پاك نگه می دارد.

حتی تصور وجود چنین شخصیتی هم در سینمای بدنام هالیوود غیرممكن به نظر می رسد مگر به عنوان شوخی و به مثابه طنز. هنر بیلی وایلدر در این است كه از این شوخی و طنز بهره می گیرد تا امر به ظاهر ناممكنی را كه ذكرش رفت تحقق ببخشد و از شخصیت ساده و بی آلایش باكستر كاراكتری آرمانی خلق كند كه تماشاگران همزمان با خندیدن و دل سوزاندن به حال او، دوستش داشته باشند و از این بالاتر، در برابر او خود را حقیر ببینند و به حالش غبطه بخورند.

باكستر شخصیتی است كه نظیرش را فقط می توان در فیلم های خود وایلدر پیدا نمود. فیلم هایی همچون «خارش هفت ساله» و «ایرما خوشگله». شخصیتی سالم و صادق و اخلاقی. انسانی بیگانه با جامعه ی محل سكونتش. مردی مهربان و به معنای واقعی كلمه عاشق پیشه كه از فرط خوبی اش تنها مانده است. یا به قول خود باكستر خطاب به خانم كیوبلیك، شخصیتی مثل رابینسون كروزوئه كه در جایی دورافتاده از اجتماع، با تنهایی خودش روز و شب می كند. اما این شخصیت تنها، در فیلم آپارتمان تبدیل شده به شخصیتی محبوب كه مخاطبان فیلم نمی توانند دوستش نداشته باشند.

سی سی باكستر فیلم آپارتمان اگرچه كاراكتری كمیك و به ظاهر غیرجدی است اما با این وجود در ذهن مخاطب فیلم به عنوان الگویی مثال زدنی از یك مرد نمونه برای همیشه باقی می ماند و كسی نمی تواند با كمدی خواندن فیلم و شوخی دانستن این شخصیت، تأثیر سازنده ی آن را در ناخودآگاه مخاطب انكار كند. باكستر نه فقط یك كاراكتر سینمایی كه یك شخصیت واقعی است. حتی واقعی تر از خود ما. و این ویژگی علاوه بر فیلمنامه و كارگردانی اثر، به بازیگر نقش باكستر یعنی جك لمون هم بر می گردد. اصلاً سی سی باكستر یا همان «بادی» فیلم آپارتمان را نمی شود بدون لمون تصور كرد.

میمیك چهره ی جك لمون به گونه ای است كه می تواند هم كمیك باشد، هم سمپاتیك، هم جدی و حتی تراژیك، هم رمانتیك. كمتر چهره ای در سینمای طنز هست كه این ویژگی ها را توأمان داشته باشد. لمون از این ویژگی شخصیتی اش بهترین استفاده را می كند و تصویری از باكستر فیلم آپارتمان عرضه می كند كه فیلمنامه به تنهایی هرگز قادر به ارائه ی آن نیست. وایلدر در كارهای سینمایی اش این تجربه را داشته كه فیلمنامه ای بنویسد و دیگران طوری آن را كارگردانی كنند كه رضایت او را به دنبال نداشته باشد. در آپارتمان اما او اختیار تام داشته تا هر طور كه خودش می خواهد فیلمش را كارگردانی كند اما آیا بدون وجود جك لمون وایلدر می توانست موفقیتی اینچنین حاصل كند؟ با استناد به بازی خیره كننده ی لمون می توانیم بگوییم حقیقتاً چنین موفقیتی بعید به نظر می رسد. مگر اینكه كسی این نقش را بازی می كرد كه درست مثل جك لمون و كپی برابر اصل او بود كه در این صورت هم موفقیت این نقش، باز مدیون شخص لمون می بود نه آن بازیگر جایگزین.

در یادبود بازیگران سینما نیازی نیست به بیوگرافی آن ها بپردازیم و كارنامه ی هنری شان را فهرست كنیم. بازیگران سینما هنرشان در ماندگار كردن شخصیت هایی است كه بازی كرده اند نه در تعدد نقش های پیشنهاد شده به آن ها و یا جوایز دریافتی شان و یا سابقه ی همكاری شان با كارگردانان بزرگ. جك لمون اگر در سینما محبوب است و به یاد ماندنی به خاطر تأثیرگذار بودنش در نقش هایی همچون سی سی باكستر «آپارتمان» و جری «بعضی ها داغشو دوست دارن» و نستور «ایرما خوشگله» است. و باكستر نه فقط در بین كاراكترهای فیلم آپارتمان كه حتی در میان این نقش های دیگر لمون هم تافته ای جدابافته و نمونه ای منحصر به فرد است.

نویسنده: آزاد جعفری

منبع: آوینی فیلم

نقد و بررسی فیلم به قلم

فیلم «آپارتمان» مربوط به سال 1960 است، ‌برنده‌ی پنج جایزه‌ی اسكار (بهترین فیلم، بهترین كارگردانی، بهترین فیلم‌نامه، بهترین تدوین و بهترین كارگردانی هنری) و پنج نامزدی اسكار (بهترین بازیگر نقش اول مرد برای جك لمون، بهترین بازیگر نقش اول زن برای شرلی مك‌لین و…). فعالیت هنری «بیلی وایلدر» (كارگردان) از سال 1929 شروع شد و تا سال 1989 كه رسماً بازنشستگی خود را اعلام كرد، ادامه داشت.

وایلدر كار خود را از نویسندگی برای برنامه‌های تلویزیونی شروع كرد و بعدها فیلم‌هایی را كه خود می‌نوشت، كارگردانی و تهیه می‌كرد (او در گفت‌وگویی بیان كرده كه اگر فیلم‌نامه‌های من خوب كارگردانی می‌شدند، هرگز كارگردان نمی‌شدم!). بیلی وایلدر سرانجام در 27 مارس 2002 در سن 96 سالگی درگذشت.

حاصل شصت سال كار او در حیطه‌ی سینما، شش جایزه‌ی اسكار، یك جایزه‌ی تالبرگ (1987) و چهارده بار نامزدی اسكار است. نگاهی كه او به امریكای زمان خود داشت، بسیار هوشمندانه و نقادانه بود و لحظات تلخ و شیرین در كنار هم، فیلم‌های او را تشكیل می‌دادند. او هیچ‌گاه اجازه نداد تلخی و یا شیرینی بیش از حد، فیلم‌هایش را نابود كند. اعتدالی كه او در تك‌تك صحنه‌های فیلم‌هایش رعایت می‌كرد، از او كارگردانی بزرگ ساخت.

فیلم «آپارتمان» ملودرامی زیبا و دیدنی از وایلدر است: داستان یك كارمند اداره‌ی بیمه، آقای باكستر (جك لمون)، كه تنها زندگی می‌كند و برای ترقی شغلی و كسب رتبه‌های بالاتر در اداره، كلید آپارتمان‌اش را برای چند ساعت به كارمندان عالی‌رتبه امانت می‌دهد. اما آن‌قدر متقاضی زیاد است كه برای جلوگیری از تداخل آن‌ها، او یك تقویم رومیزی را برای این كار در نظر می‌گیرد. اوضاع بر همین منوال می‌گذرد تا این‌كه آقای باكستر به خانم كوبلیك (شرلی مك‌لین)، دختری كه در اداره متصدی آسانسور است، دل می‌بندد.

فیلم، اشاره‌های فوق‌العاده ظریفی به فساد اخلاقی آدم‌ها دارد و این‌كه همه‌ی برخوردهای روزانه در ادارات، ناشی از مسایل دیگری است كه درحقیقت نباید هیچ ارتباطی به هم داشته باشند، ولی دقیقاً در ارتباط مستقیم هستند! مانند انتقام‌های به ظاهر كوچكی كه توسط كارمندان دون‌پایه‌ای مثل منشی گرفته می‌شود كه نتیجه‌اش در نهایت برای رییس هم بد نیست و حتی ترجیح می‌دهد كمی مجرد بماند و از مجرد بودن لذت ببرد. «دروغ‌هایی» كه دائماً در حال رد و بدل شدن است و «راست‌هایی» كه دیگر ارزشی ندارند، نابود شدن‌ها و بی‌تفاوت شدن‌ها، استفاده‌ی دقیق و به‌جا از كمدی در درام‌ترین و غمناك‌ترین صحنه‌ها، همه و همه امضای وایلدر را در بر دارند. از سكانس‌های فوق‌العاده‌ی فیلم، سكانس‌های مربوط به آینه‌ی ترك‌خورده‌ی خانم كوبلیك است؛ در لحظاتی كه آقای باكستر مشغول جلب توجه خانم كوبلیك است و كلاه جدیدش را بر سر گذاشته و امتحان می‌كند و دائماً نظر خانم كوبلیك را می‌پرسد، خانم كوبلیك ـ كه درست چند دقیقه قبل و بعد از كشف حقایقی تلخ كاملاً درهم شكسته است ـ نظرهایی درباره‌ی كلاه می‌دهد كه بدون كوچك‌ترین توجهی است. او هنگام ترك اتاق، آینه‌ی ترك خورده‌اش را از جیب‌اش بیرون می‌آورد تا نگاهی به صورت‌اش بیندازد و باكستر با دیدن آینه، از حقیقت تلخی آگاه می‌شود و درهم می‌شكند.

در این سكانس، با این‌كه بیننده از قبل حقیقت را می‌داند، ولی با او ویران می‌شود و درهم می‌شكند.

صحنه‌های حضور دكتر در آپارتمان و تعجب او از به كار بردن لفظ خانم و آقا توسط باكستر و كوبلیك در مقابل هم؛ استفاده‌ی تلخ و شیرین از تیغ ریش‌تراشی كه از یك طرف از یك عشق پاك خبر می‌دهد و از طرف دیگر از احتیاط هم‌راه با ترس باكستر از آقای رییس و در یك كلام، مقام و موقعیت او در اداره و ترس از دست دادن آن؛ لحظاتی كه باكستر دل شكسته هنگام جمع كردن وسایل آپارتمان‌اش به راكت تنیسی كه از آن به‌عنوان آبكش برای دم كردن اسپاگتی استفاده كرده بود، نگاه می‌كند و یك رشته ماكارونی باقی‌مانده بر روی آن را با لبخند تلخی از راكت جدا می‌كند؛ و… همه و همه شاهكارهای بیلی وایلدر است كه البته با بازی عالی جك لمون هم‌راه است.

سكانس‌های تلاش باكستر برای سرگرم كردن خانم كوبلیك؛ ابراز احساسات تصنعی و شدیدش در مورد كارت‌های خانم كوبلیك و نیمه‌كاره ماندن بازی به این دلیل كه خانم كوبلیك خواب‌اش می‌برد؛ تلاش‌های باكستر برای متقاعد كردن رییس كه حداقل چند كلمه‌ای با خانم كوبلیك صحبت كند؛ اعترافات زن مبنی بر این‌كه همیشه در بدترین زمان و بدترین مكان قرار گرفته و این‌كه چرا هیچ‌وقت در زندگی نتوانسته است عاشق یك آدم خوب و ساده مثل باكستر شود و…

بالاخره در بازگشت به آپارتمان، همه‌چیز به خوبی و خوشی در حال تمام شدن است كه ناگهان خانم كوبلیك (به هم‌راه بینندگان) در راه‌پله با شنیدن صدای باز شدن در بطری به شدت غافل‌گیر می‌شود و برای لحظاتی فكر می‌كند كه باكستر خودش را كشته است و…، اما سرانجام در صحنه‌ی آخر، وقتی باكستر به كوبلیك می‌گوید: «دوستت دارم»، او در جواب می‌گوید: «خفه شو و كارت‌ها را بده!» یك پایان غیركلیشه‌ای و ناب.

منبع: هفته نامه مهر

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

«آپارتمان» داستان کارمند شرکت بیمه ای معروف است که برای پیشرفت سریع در کارش، آپارتمان خود را به مدیران متاهل شرکت برای خوشگذرانی با معشوقه هایشان می دهد. در حالی که خود مجبور است شب های سرد زمستانی را در کافه ها و خیابان ها سپری کند. او بزودی با دادن کلید خانه خود به مدیر عامل ترفیع می گیرد ولی از این قضیه مطلع نیست که معشوقه مدیر عامل همان دختر آرزوهای اوست.

آپارتمان فیلمی است از بیلی وایلدر، کارگردان صاحب سبک اتریش تبار آمریکایی که در سال 1960 به روی پرده رفت. بیلی وایلدر صاحب آثاری بزرگ مانند «بعضیا داغشو دوست دارن»، «بازداشتگاه شماره 17»، «آخر هفته از دست رفته» و شاهکارهایی چون «بلوار سانست» و «غرامت مضاعف» است.

نگاه تاریک فیلم به نظام پیشرفت شرکتی به وضوح قابل مشاهده است. راه پیشرفت،به اصطلاح ما ایرانی ها حال دادن به دانه درشت هاست. این پیامی است که می تواند مضمون تلخی را با فیلم همراه کند ولی وایلدر دقیقا می داند که چگونه باید این کار را به نحو نشاط آوری انجام دهد.

«آپارتمان» فیلمی کمدی است که درونمایه رمانس دارد. مثلث بکستر،فرن و شلدرک از آن دسته مثلث های عجیب سینمایی است. سوءاستفاده احساسی شلدرک از فرن باعث اقدام به خودکشی فرن در آپارتمان بکستر می شود. نجات او توسط بکستر و دکتر همسایه و حوادث دو روز بعد آن، باعث باز شدن دید آن دو نسبت به مسائل اطراف می شود و در می یابند که رویاهایشان چه هزینه ای را برای آن دو در پی داشته. فرن و بکستر هر دو قصد استفاده از شلدرک را داشتند. فرن برای ارضای احساسات خود و بکستر برای رسیدن به یک پست شغلی بالا. در حالی که در این بین در واقع آن ها بودند که مورد استفاده شلدرک قرار می گرفتند. شلدرک تا زمانی که آپارتمان بکستر را نیاز داشت، او را در مقام معاون خود نگه می داشت و فرن را تا زمانی که از او خسته می شد.

«آپارتمان» لحظات کمدی لذت بخشی را -مانند صحنه ای که در حال برنامه ریزی برای بدست آوردن خود بود- دارد. اما این کمدی در نیمه دوم فیلم با تلخی همراه می شود. القای این فکر که تنها چیزی که باعث می شود مردان فیلم نسبت به همسران خود وفادار باشند، نداشتن یک خانه جایگزین برای ارضای هوسهای خود است، جنبه تلخ و تامل برانگیزی را به همراه دارد.

«آپارتمان» یک داستان عشقی زیبا نیست. بلکه داستانی از اخلاقیات فراموش شده است. مسئله ای که حتی شخصیت اصلی فیلم نیز درگیر آن است و شاید به خاطر نقش اول بودن و تصور قهرمان بودن بکستر، مدتی طول بکشد تا مخاطب آن را قبول کند. قبول پیشرفت از راههای غیرمتعارف و کمک به مدیران خود برای خیانت به همسرانشان می تواند از ضعف های اخلاقی بکستر باشد.

وایلدر به نحوی عالی از هنرپیشگان خود بازی می گیرد. مک موری، بازیگر نقش شلدرک است. او عالی شخصیتی جذاب و کاریزماتیک را به نمایش گذاشت تا به بیننده کاملا بقبولاند که چرا این قدر فرن و بکستر جز اطاعت از او چاره دیگری ندارند. نقش آفرینی او از بقیه بازیگران یک سر و گردن بالاتر بود. جک لمون هم در نقش بکستر، شخصیتی ترسو و انسانی معمولی را بازی می کرد که از شرایط خود ناراضی است. و مک لین در نقش فرن، زنی جذاب و آسیب پذیر را به نمایش گذاشت.

منبع: تراوشات یک ذهن خسته

نقد و بررسی فیلم به قلم

«آپارتمان» بارزترین نمونه فیلمسازی آگاهانه از سیستم فرمال روایی کلاسیک آمریکا و پرافتخارترین فیلم کارگردانی است که در تمامی فیلم‌هایش سعی داشت به همگان بفهماند که الگوی سه‌پرده‌ای فیلمنامه، کاملترین ساختار تشکیل‌دهنده متون فیلم‌هاست.

بیلی وایلدر در «آپارتمان» ثابت می‌کند که آنچه باعث ماندگار شدن یک اثر در تاریخ سینما می‌شود، نه تکنیک‌های پیچیده ساختاری و نه ایجاد تفاوت و تنوع به قیمت از دست رفتن اصول اولیه سینماست بلکه آنچه یک اثر را شاخص و مؤثر می‌سازد، ایمانی است که سازنده‌اش آن را همچون یک روح در لحظه ‌لحظه‌های کالبد فرم فیلم جاری می‌سازد.

شروع طوفانی و پرسرعت «آپارتمان» از همان ابتدا به ما می‌فهماند که با فیلمی سرراست و پرداستان روبه‌رو هستیم که طرح نو و جذابش دلیلی بر از دست رفتن پرداخت دقیق و پرجزئیاتش نمی‌شود. ما از همان دقایق ابتدایی از طریق نریشن با شخصیت سی سی باکستر یا به اصطلاح باد (با بازی شگفت‌انگیز جک لمون)، محل کار و زندگی، موقعیت اجتماعی و نیاز اولیه او که ترفیع درجه در شرکت بیمه ماندگار شعبه نیویورک است، آشنا می‌شویم. این در حالی است که کمتر از 5 دقیقه بعد، از موقعیت اولیه نامتعارف شخصیت اصلی فیلمنامه، یعنی اجاره شدن آپارتمانِ باد توسط همکارانش، از طریق یک دیالوگ ساده مطلع می‌شویم: “آپارتمان من، آپارتمان خوبیه، فقط مشکلش اینه که هر وقت بخوام نمی‌تونم برم توش”؛ و البته باز هم خیلی طول نمی‌کشد تا رابطه باد با صاحبخانه‌اش و تمامی اعضای شرکت (که مایل به اجاره آپارتمان او هستند) و همچنین عشق پنهانی او به آسانسورچی زیبای شرکت یعنی خانم کیوبلیک (با بازی شرلی مک لین) آشنا شویم. به همین علت است که سرعت را بعنوان یکی از فاکتورهای شاخص فیلم معرفی می‌کنیم و «آپارتمان» را از این منظر بعنوان یکی از سریع‌ترین کمدی‌های تاریخ سینما به حساب می‌آوریم. حرکت از پرده اول فیلمنامه به پرده دوم آن نیز با سرعت غافلگیرکننده‌ای در جایی که رئیس باد (با بازی فرد مک مورای) به او پیشنهاد ترفیع رتبه در ازای اجاره آپارتمان را می‌دهد، اتفاق می‌افتد و درست دقایقی بعد با گره اصلی داستان یعنی رابطه پنهانی رئیس باد با خانم کیوبلیک مواجه می‌شویم. از اینجا به بعد فیلمنامه‌نویسان اثر (آی.ای.ال. دیاموند و بیلی وایلدر) بطور آگاهانه، باکستر را در تمایز بین خواسته بیرونی (ترفیع رتبه در شرکت) و خواسته درونی‌اش (عشقش به کیوبلیک) قرار می‌دهند؛ و این دقیقاً کنش اصلی فیلمنامه است. پس از این نیز فیلمنامه اجازه لحظه‌ای خسته شدن به تماشاگر را نمی‌دهد و اتفاقات پیاپی و در عین حال منطقی، نه تنها داستان را از خطر یکنواخت شدن نجات می‌دهند بلکه با جلوتر رفتن فیلم تمایز خواسته‌های باد و درگیری ذهنی وی را شدیدتر کرده و او را مجبور به انتخابی صریح بین دختر مورد علاقه‌اش و شغل و ترفیع رتبه‌ای که مدت‌هاست برایش زحمت کشیده، می‌کند؛ و اینجاست که پرداخت وایلدر چه بعنوان نویسنده و چه بعنوان کارگردان فیلم، تا انتهای پرده دوم و پایان دادن به چنین قصه قدرتمند و جذابی در پرده سوم آنقدر با وسواس، دقیق و قدرتمند است که ما براحتی باور می‌کنیم که باد، عشق کیوبلیک را به تمامی اهدافی که در چند ساله اخیر عمرش داشته، ترجیح می‌دهد.

«آپارتمان» بار دیگر صحت نظریه مستحکم وایلدر در یکی از معروف‌ترین سخنانش که می‌گفت: « با تمام شدن فیلمنامه هشتاد درصد فیلم به پایان می‌رسد.» را به اثبات می‌رساند. اهمیت و سختگیری وی بر عنصر مسلط فیلمنامه در تمامی آثارش، مهمترین درسی است که این فیلمساز بزرگ تاریخ سینما به نسل‌های آینده سینماگران می‌دهد و همین عامل سبب می‌شود تا هر منتقدی در بررسی آثار وایلدر ناخواسته به فیلمنامه‌های فیلمهایش که اولین و مهمترین شاخصه سینمای او هستند، بپردازد.

جدا از فیلمنامه آموزشی وایلدر و دیاموند، «آپارتمان» فیلمی فوق‌العاده تکنیکی و یکدست است که کارگردانی خلاقانه وایلدر و فضاسازی گرم و دلنشین او سبب می‌شود هر بیننده‌ای اعم از خاص و عام، با شخصیت، موقعیت و موضوع «آپارتمان» احساس نزدیکی کرده و تجربه تماشای فیلم به یکی از تجربه‌های لذت‌بخش و فراموش‌نشدنی عمرش تبدیل گردد.

 

منبع: فیلمروز


ممکن است شما دوست داشته باشید

17
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
17 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
5 Comment authors
FilmBine Amateurali ruzegarنازنینمينا قربانى قرخلوAbe Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-apartment/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-apartment/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-apartment/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-apartment/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/the-apartment/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-apartment/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/the-apartment/ […]

FilmBine Amateur
Member
Member
FilmBine Amateur

فیلم را بسیار دوست داشتم. کاراکتر سی سی باکستر کسی که بسیار فروتن، فرهیخته و کم‌روست را نیز دوست داشتم. کارمند ساده‌ای که برای پیشرفت در کارش بازیچه‌ی رفتار ناپسند همکاران بالادستی خود می‌شود، به گونه‌ای که در آپارتمان او به خوش‌گذرانی می‌پردازند. همچنین ابزار زندگی در یک آپارتمان، آن هم در ۶۰ سال پیش برایم شگفت‌آور بود. کم و بیش همه‌ی ابزار زندگی امروزی، در آن روزگار نیز فراهم بود.

کیان
Guest
Member
کیان

براوووووووو.
عالی – جذاب – دیوانه کننده
از بهترین کارهای آقای جک لمون بود.

تشکر و قدردانی از کارگردان فیلم
آقای Billy Wilder

تشکر فراوان از سایت نقد و بررسی

کیان
Guest
Member
کیان

براوووووووو.
عالی – جذاب – دیوانه کننده
از بهترین کارهای آقای جک لمون بود.

تشکر و قدردانی از کارگردان فیلم
آقای Billy Wilder

تشکر فراوان از سایت نقد و بررسی

sahak1024
Guest
Member
sahak1024

واقعا فیلم روان و جذابی بود که غیر از این از وایلدر انتظار نمی رفت ، در ضمن به تازگی کافه سوسایتی رو دیدم که نسخه وودی آلنیزه شده ی همین کار بود.

sahak1024
Guest
Member
sahak1024

واقعا فیلم روان و جذابی بود که غیر از این از وایلدر انتظار نمی رفت ، در ضمن به تازگی کافه سوسایتی رو دیدم که نسخه وودی آلنیزه شده ی همین کار بود.

امیر مسعود
Guest
Member
امیر مسعود

یه فیلم با کلاس بالا! عاشق طنز ملیح این فیلمم!

ali ruzegar
Member
Member
ali ruzegar

چقدر واقعا این فیلم خوب و دوست داشتنیه
جدا از بازی ها و کارگردانی فوق العاده فیلمنامه اش خودش یه کلاس فیلمنامه نویسیه
دقت کنید چقدر قشنگ روابط به هم ارتباط پیدا میکنن چقدر شخصیت پردازی ها خوب هست چقد دیالوگ های قشنگی می بینیم بدون حتی یک دیالوگ اضافه

نازنین
Guest
Member
نازنین

برای صفحه‌ی ۸
به نظر می‌رسه نویسنهد‌ی این مطلب فیلم رو ندیده! ترمورد اون سکانس واقعن زیبای آینه‌ی شکسته نوشته «او هنگام ترک اتاق، آینه‌ی ترک خورده‌اش را از جیب‌اش بیرون می‌آورد تا نگاهی به صورت‌اش بیندازد و باکستر با دیدن آینه، از حقیقت تلخی آگاه می‌شود و درهم می‌شکند.»
درحالی‌که فرن درحال خارج شدن نبوده و باکستر کلاه رو روی سرش گذاشته بود و داشت نظر فرن رو می‌پرسید، فرن آینه رو درمیاره و می‌ده به باکستر تا خودش را با کلاه ببینه.

مينا قربانى قرخلو
Guest
Member
مينا قربانى قرخلو

: باید امروز توى جات میموندى و استراحت میکردى
:من باید دیشب توى جام میموندم

این دیالوگ رو از فیلم دوست دارم

Abe
Member
Member
Abe

یکی از بهترین فیلم های وایدلر بزرگ با بازی فراموش نشدنی جک لمون فقید. واقعا بی انصافی کردن که اسکارو به لمون ندادن. اما باز هم از موفقیت این فیلم و این بازیگر چیزی کم نکرد. روحش شاد و یادش گرامی