Terminator: Dark Fate (نابودگر: سرنوشت تاریک)


خلاصه داستان:

سارا کانر، بیش از دو دهه پس از وقایع “نابودگر 2: روز قیامت”، برای حفاظت از یک زن جوان به نام دانی راموس و نزدیکانش که تفاوت ویژه ای با دیگران دارد ، سعی میکند تا با استفاده از او برای همیشه به داستان ترمیناتور پایان دهد ، اما …


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

The Wrap ( امتیاز ۹.۴ از ۱۰ )
اینکه « نابودگر: سرنوشت تاریک » آخرین قسمت در این سری فیلم‌ها است و یا اولین قسمت از سری جدیدی است، در حال حاضر مسئله‌ی بی‌ربطی است. در هر صورت فیلم از پس هدف خود برمی‌آید و داستان دو فیلم اول را به یک جمع‌بندی خوشایند می‌رساند آن‌هم در حالی که خط داستانی کلاسیک آن را مجددا معرفی می‌کند. این فیلم یک بلاک‌باستر نفس‌گیر و بازگشت خوش‌آیندی به فرم خوب سابق خود داشته است.

 

هلن اوهارا – Empire ( امتیاز ۸ از ۱۰ )
فیلم را می‌توان سومین نسخه از سری « نابودگر » در نظر گرفت و این جمله بیشتر از چیزی که به نظر می‌رسد تعریف از این فیلم است. خیلی خوب است که می‌توانیم « همیلتون » مجددا در این نقش ببینیم.

 

جوردن فارلی – Total Film ( امتیاز ۶ از ۱۰ )
نقاط روشن فیلم « نابودگر: سرنوشت تاریک » بیشتر از نقاط تاریک آن است و هیجان غیرقابل انکاری نیز در دیدن دوباره‌ی « همیلتون » و « شوارتزنیگر » در کنار یکدیگر، آن‌ هم مجددا بعد از ۳ دهه وجود دارد. اما این فیلم به عنوان چهارمین تلاش در جهت ساخت ادامه‌ای برای نسخه‌های اصلی جیمز کامرون، تنها نمره‌ی قبولی را می‌گیرد.

 

رابی کالین – The Telegraph ( امتیاز ۶ از ۱۰ )
دیدن اینکه « هملیتون » و « شوارتزنیگر » دوباره به صحنه‌ی اصلی این سری بازگشته اند خیلی لذت‌بخش است، اگرچه که فیلمنامه‌ی اثر بازیگران را در موقعیت‌های عجیب و غریبی قرار می‌دهد من جمله قرار از یک زندان در مرز مکزیک.

 

جسی هاسنجر – The A.V Club ( امتیاز ۵.۸ از ۱۰ )
« نابودگر: سرنوشت تاریک » را می‌توان یک نمونه‌ی کِیس استادی خوب برای ساخت یک دنباله‌ی با کیفیت بر آثاری کلاسیک‌شده دانست، پروسه‌ای که به نظر به صورت مداوم از ناامیدی به سوی اینکه همه چیز هم کاملا از دست نرفته است تغییر می‌کند. به همین خاطر خیلی سخت است که بخواهیم به جیمز کامرون به خاطر عدم علاقه‌ش به ساخت دنباله‌ای بر فیلم‌های خود خرده بگیریم.

 

دارن فرانیچ – Entertainment Weekly ( امتیاز ۵ از ۱۰ )
حداقلش این است که « نابودگر: سرنوشت تاریک » به طرز بامزه‌ و سرگرم‌کننده‌ای بد است، بدون خسته‌کنندگی یکی دو دنباله‌ی قبلی.

 

دیوید الریچ – Indiewire ( امتیاز ۴.۲ از ۱۰ )
« نابودگر: سرنوشت تاریک » شاید درب را به روی فرنچایز « نابودگر » ببند اما هر فریم فلاکت‌بار آن به ما پیشنهاد می‌کند که قرا است تا ابدیت در داخل آن گیر بیفتیم. نکته‌ی خوب این است که می‌توانید هر اتفاقی را که تا قبل از این فیلم از سال ۱۹۹۱ به اینور افتاده بود فراموش کنید.

 

پیتر بردشا – The Guardian ( امتیاز ۴ از ۱۰ )
خیلی خوب است که می‌بینیم « همیلتون » دوباره نقش مهمی در این فیلم گرفته است اگرچه به طرز غمناکی او باید جایگاه باحال‌ترین شخصیت فیلم را به « دیویس » واگذار بکند.

 

فیل دی سملین – Time Out ( امتیاز ۴ از ۱۰ )
حتی با وجود بازگشت ستاره‌های اصلی هم این دنباله چیز خاصی برای ارائه ندارد و کاملا یک‌بار مصرف است.

 

جانی اولیسینسکی – New York Post ( امتیاز ۳.۸ از ۱۰ )
هر چقدر که « نابودگر» های جیمز کامرون به طور سادگی شگفت‌انگیز بود، « نابودگر: سرنوشت تاریک » سعی می‌کند تا خود را وارد پیچیدگی‌های غیرواجب بکند.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه ReelViews

نمره 7.5 از 10

اگرچه فیلم « نابودگر: سرنوشت تاریک » ( Terminator: Dark Fate ) به عنوان ششمین فیلم در تاریخ این فرنچایز بهبود و پیشرفت محسوسی داشته است به نسبت آن دنباله‌هایی که توسط « جیمز کامرون » ساخته نشده اند، همچنان اما به سطح دو نسخه‌ی ابتدایی این سری نمی‌رسد. و اگرچه که احتمالا طرفداران سرسخت این سری و به طور کلی فیلم‌های اکشن احتمالا از انرژی و جذابیت بسیار بالای این اثر ( که البته بیش از حد طولانی است ) لذت خواهند برد اما به خوبی محدودیت‌های پیرامون قالب اصلی این اثر را به تصویر می‌کشد و به خوبی نشان می‌دهد چرا « جیمز کامرون » تا سالیان خیل طولانی رویکرد « دنباله‌ی دیگری نخواهم ساخت » را در پیش گرفته بود.

فیلم « ترمیناتور: سرنوشت تاریک » همان رویکردی را استفاده کرده است که « جی. جی آبرامز » با فیلم « جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد » ( Star Wars: The Force Awakens ) در پیش گرفته بود؛ ساخت چیزی که به همان مقداری که یک دنباله است، یک شروع جدید هم محسوب بشود. جنبه‌های سفر زمانی دنیای چندگانه‌ی « نابودگر » اجازه‌ی همچین مسئله‌ای را می‌دهد. برای کسانی که وسواس خیلی زیادی درباره‌ی دنیای « نابودگر » دارند باید بگوییم که این فیلم نسخه‌های سوم، چهارم و پنجم این سری را به داخل یک دنیای جایگزین و موازی پرتاب می‌کند. « نابودگر: سرنوشت تاریک » درست پس از پایان قسمت دوم آغاز می‌شود و در واقع ادامه‌ای بر آن است. « لیندا همیلتون » دوباره به این فرنچایز بازگشته است، آن هم در نقشی که به بیش از ۳ دقیقه پیش باز می‌گردد. او به همراه دوست و همراه قدیمی خود یعنی « آرنولد شوارتزنیگر » بازگشته است، بازگشتی که به نظر برای بار آخر خواهد بود.

فیلم‌های « جیمز کامرون » همیشه قهرمان‌های زن قوی‌ای داشته اند و این دفعه نیز قضیه متفاوت نیست. « نابودگر: سرنوشت تاریک » به آن منظور همراه با یک روند و ترند اخیر در هالیوود شده است. « همیلتون » کسی است که از بازگشت او به این فرنچایز بیش از هر کس دیگری خوشحال می‌شویم. حضور او ارتباط خوبی بین این نسخه با دو قسمت اول ایجاد می‌کند. در این فیلم شاهد حضور شخصیت جدیدی مثل « گریس » با بازی « مکنزی دیویس » هستیم، دختر بی‌گناهی که باید درست به اندازه‌ای که « سارا کانر » در طول آن سال‌ها رشد کرده بود بزرگ بشود. و صد البته که یک فیلم از سری « نابودگر » بدون حضور « آرنولد شوارتزنیگر » چگونه خواهد بود ( می‌توانید نگاهی به « ترمیناتور: رستگاری » ( Terminator: Salvation ) بیاندازید )؟ آدم گنده‌ی داستان اولین صحنه‌ی خود را در میانه‌ی فیلم بازی می‌کند و پس از آن است که فیلم روی دور می‌افتد.

داستان با صحنه‌ی شوکه‌کننده و شگفت‌انگیز، کمی پس از پایان « نابودگر ۲ » آغاز می‌شود. تکنولوژی دیجیتالی که استفاده شده است تا « همیلتون »، « شوارتزنیگر » و « ادوارد فورلانگ » را به سن شان در سال ۱۹۹۱ بازگرداند جزو بهترین چیزهایی است که تا کنون دیده ایم. برعکس فیلمی مثل « مرد ماه جوزا » ( Gemini Man )، این تکنولوژی تقریبا بی‌نقص است اگرچه که شاید دلیل اصلی آن این باشد که از آن بیش از حد استفاده نمی‌شود. این صحنه اهمیت زیادی دارد اما زیاد از حد طول نمی‌کشد. در زمینه‌ی روایت داستان، این صحنه موقعیت را برای پیشبرد داستان فراهم می‌کند. فیلم نشان می‌دهد که اگر تکنولوژی به خوبی استفاده بشود می‌تواند به وسیله‌ی غیرقابل جایگزین برای فیلم‌سازان تبدیل بشود.

« نابودگر: سرنوشت تاریک » خط زمانی‌ای را ادامه می‌دهد که در آن اتفاقات فیلم « نابودگر ۲ » باعث از بین رفتن تهدید اسکای‌نت شدند. اگرچه با توجه به عدم وجود این آینده‌ی پادآرمان‌شهری، یک نیروی تاریک به همان اندازه قدرتمند که یک ماشین زنده‌ی ظالم متفاوت ( با نام لژیون ) ظهور می‌کند، نیرویی که دانش سفر زمانی و استفاده از « نابودگرها » را دارد. محافظی به سال ۲۰۱۹ فرستاده می‌شود تا از زنی که امید آینده‌ی بشریت در او رشد خواهد کرد را نجات بدهد. این محافظ یک « نابودگر » نیست؛ او یک انسان تقویت شده به نام « گریس » است و ماموریت او نیز نجات زنی به نام « دنی راموس » ( ستاره‌ی تلوزیون کلمبیا به نام ناتالیا ریس ) است. نابودگری که برای کشتن او فرستاده شده است، مرگبارترین نمونه تا به امروز یعنی Rev-9 است ( با بازی گابریل لونا )؛ او به حدی قدرتمند است که باعث می‌شود قاتل « رابرت پتریک » در فیلم « نابودگر ۲ » اسباب‌بازی به نظر برسد. « سارا کانر » که به واسطه‌ی یک پیام مرموزانه از این واقعه با خبر شده است، درست در لحظه‌ی مناسب از راه می‌رسد ( و تا نوک انگشتان پا هم مجهز است ) تا بتواند جلوی Rev-9 را بگیرد. اما اقدامات او این « نابودگر » را متوقف نمی‌کنند، تنها آن‌ را به عقب می‌اندازند.

فیلم « نابودگر: سرنوشت تاریک » بسیاری از نکات مثبت خود را از دو فیلم ابتدایی قرض می‌گیرد و کارگردان آن یعنی « تیم میلر » ( سازنده‌ی « ددپول » ( Deadpool) نیز سبک کارگردان آقای « کامرون » را شبیه‌سازی کرده است. این مسئله باعث شده است تا با فیلمی دو ساعته طرف باشیم که هر لحظه‌ی آن یک صحنه‌ی تعقیب و گریز محسوب می‌شود و هر کدام نیز تلاش دارند تا از قبلی بهتر باشند. یکی از پیچیده‌ترین و سخت‌ترین سکانس‌های اثر ( بر روی یک هواپیمای در حال سقوط ) با حجم بیش از حدی از جلوه‌های ویژه‌ی بصری اشباع شده است و تدوین سریع، فیزیک دروغین و جایگاه اشتباه دوربین را با یکدیگر قاطی می‌کند. این سکانس بیشتر شبیه به قسمتی از سری « سریع و خشن » ( Fast and Furious ) است تا « نابودگر ». داستان همچنین کمی زیاد از حد کش می‌یابد تا اینکه « شوارتزنیگر » وارد فیلم بشود. ما می‌دانیم که او در نهایت قرار است وارد فیلم بشود بنابراین نیمه‌ی ابتدایی اثر طولانی به نظر می‌رسد.

شاید گفتن این جمله خیلی عجیب باشد اما این بهترین عملکردی است که « شوارتزنیگر » در این نقش از خود نشان داده است. او که همیشه بیشتر یک نماد بوده است تا بازیگر، برای اولین بار در این اثر احساسات خود را به یکی از نقش‌های نابودگری خود تزریق کرده است و تاثیرگذاری زیاد آن باعث شگفتی خواهد شد. البته نمی‌گویم که او برای نقشش در این فیلم باید جایزه‌ی اسکار دریافت بکند اما عمق شخصیت او در این فیلم بیشتر از چیزی است که انتظارش را داشتم. همچنین دیدن حضور مجدد او در کنار « همیلتون » بسیار لذت‌بخش است. دینامیک رابطه‌ی بین آن‌ها بسیار عمیق و لایه لایه شده است، علی‌الخصوص با در نظر گرفتن تغییرات شخصیتی « همیلتون » به خاطر « نابودگر»هایی که او شکارشان می‌کند. درست مثل « جیمی لی کورتیس » در فیلم « هالووین » ( Holloween ) او نیز مجددا به زندگی بازگشته است تا نشان خود را بگذارد.

« نابودگر: سرنوشت تاریک » مثل بازتابی از فیلم « نابودگر ۲ » به نظر می‌رسد و بسیاری از کارهای مشابی و روایت‌هایی که باعث شده اند فیلم قبلی کیفیت بالایی داشته باشد را تکرار می‌کند ( اگرچه خیلی سخت است که هیجان لحظه‌ای وارد شده، هنگامی که ناگهان موسیقی تم اصلی ترمیناتور مجددا پخش می‌شود را نادیده گرفت ). داستان پیچش‌های جذابی را معرفی می‌کند و پایان‌بندی جالبی هم دارد، البته اگر بخواهیم آن را در بافت یک سه‌گانه در نظر بگیریم باعث می‌شود که این فیلم بیشتر شبیه به یک بخش الصاق شده به نظر بیاید تا قسمتی از یک داستان بزرگ‌تر. واقعا دیگر هیچ راه دیگری برای گسترش این فرنچایز باقی نمانده است. با این ششمین قسمت، دیگر کار آن تمام است. در یک بخشی از فیلم، « آرنولد » اشاره می‌کند که دیگر باز نخواهد گشت. برای شکوه خود این سری هم که شده باشد بیاید امیدوار باشیم که این قضیه درست باشد.

مترجم :امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of