Steve Jobs (استیو جابز)

کارگردان: Danny Boyle ( دنی بویل)
نویسنده: Walter Isaacson (والتر آیزِکسون),
7.2
82
0.86

خلاصه داستان:

استيو جابز با نمايش [روند] معرفی سه محصول نمادين و پايانی که در سال ۱۹۹۸ با رونمایی از iMac رخ می‌دهد، ما را به پشت صحنه انقلاب ديجيتالی می‌برد تا [از اين رهگذر] پرتره مردی که در کانون آن قرار دارد را ترسيم کند.


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 8.8 از 10

هنگام تماشای «استيو جابز»(Steve Jobs) اولين چيزی که محرز می‌شود اين است که اين فيلم اثری بيوگرافيک نيست. اوه، فيلم از زندگی جابز به عنوان زيربنای داستان خود استفاده می‌کند و بعد با گلچين کردن برخی حقايق و خاطرات اسکلت خود را می‌سازد. اما آرون سورکين، فيلمنامه نويس، و دنی بويل، کارگردان، علاقه ای به ارائه فرم جديدی از اين داستان حقيقی عجيبتر از خيال ندارند. آن‌ها افکار جاه‌طلبانهتری دارند. و آن چيزی نيست جز نمايش استيلای نبوغ و اين که چگونه يک «ذهن فوق‌العاده» هميشه به معنای يک «انسان فوق‌العاده» نيست.

 

«استيو جابز» به صورت يک نمايش سه پردهای، مانند يک نمايش صحنهای، تنظيم شده است به طوری که چند لوکيشن بيشتر ندارد و شديداً بر بازی‌ها، ضرباهنگ و ديالوگ‌ها استوار است. بويل با قرار دادن کاراکترها تحت فشار زمانی که هرگز متوقف نمی‌شود، نوعی حس دائمی فوريت را خلق می‌کند. با دوربينی که دائماً در حال حرکت است و نماهای بلند و سريع را به نماهای کوتاه و استاتيک ترجيح می‌دهد، شاهد خلق حس حرکت و انرژی هستيم که محدوديت‌های موقعيتی را پشت سر می‌گذارد. گرچه فيلم تفاوت زيادی با «مرد پرندهای»(Birdman) که سال گذشته اکران شد ندارد، اما رويکرد اين فيلم بر خلاف «مرد پرندهای» خيالی يا دست نيافتنی نيست.

در مرکز اين آشوب استيو جابز (مايکل فاسبيندر)، يکی از خالقان کمپانی اپل، قرار دارد که پيراهن يقه اسکی مشکی رنگ، جين آبی و کفش اسنيکر نيوبالانس به يونيفرمش تبديل شده‌اند. جابز بی ترديد نابغه است و البته در وی نخوتی وجود دارد که با اين نبوغ رقابت می‌کند. او به شکست ناپذير بودن خود ايمان دارد و آن را به عنوان اصلی خدشه ناپذير پذيرفته است. اندکی با افزايش سن آرام‌تر می‌شود اما نه آن قدر که حاضر باشد ميدان را به ديگران واگذارد.

پرده اول ما را به سال ۱۹۸۴ می‌برد، سالی که جابز در مقابل مخاطبان مشتاق از مکينتاش رونمایی می‌کند. وقتی که پرده آماده بالا رفتن می‌شود، جابز مراقب زيردستانش در پشت صحنه است، با تشر به اندی هرزفلد (مايکل استالبرگ) می‌گويد که دموی کامپيوتری را به حرف بيندازد، با غرولندها و درخواست‌هايش دستيارش، جوانا هافمن (کيت وينسلت)، را از کوره به در می‌کند و معشوق سابقش، کريسان برنان (کاترين واترسون) را سرزنش می‌کند. کريسان دختر جابز، ليزا، را همراه با خود آورده است. او می‌خواهد که جابز بداند که فرزندش اکنون با کمکهای دولت بزرگ میشود چون مبلغی که جابز بابت نگهداری از ليزا پرداخت می‌کند کافی نيست. جابز زير بار مسئوليت‌های پدری‌اش نمی‌رود، اما با اين حال رابطه شکنندهای را با ليزا برقرار می‌کند. همراه با تغيير و تحولات ۱۴ سال آينده رابطه جابز با دخترش هسته عاطفی فيلم را تشکيل می‌دهد.

پرده دوم قبل از رونمایی از محصول دوم رخ می‌دهد: NeXT Cube در سال ۱۹۸۸. مدت کوتاهی بعد از تاسيس شرکت خودش، جابز برای انتقام گرفتن از کسانی که از او سبقت گرفته بودند نقشه می‌کشد، به خصوص برای مديرعامل اپل جان اسکولی (جف دانيلز). تا سال ۱۹۹۸، دوره زمانی پرده سوم، جابز به اپل بر می‌گردد و حضور فيزيکی بيشتری در خانه دارد. او آرام شده است البته تا حدی که بتوان به افرادی با شخصيت او گفت «آرام». رويداد سوم رونمایی از iMac است. برای اپل اين يک نقطه عطف، آغاز اوج گرفتن است. قبل از اين نمايش با چند نفر درگير می‌شود. يکی از آن‌ها دوست قديمی‌اش استيو وزنياک (ست روگن) است، که از جابز می‌خواهد تا زحمات تيم Apple 2 را قدر بداند- چيزی که جابز رد می‌کند. ديگری ليزا است، که در ۱۹ سالگی، برخی تصوراتش درباره پدرش را کنار نهاده است.

مايکل فاسبيندر، که بايد به خاطر نقشش در فيلم «شرم»(Shame) نامزد دريافت اسکار بهترين نقش اول مرد می‌شد، شباهت فيزيکی زيادی به جابز ندارد. در واقع، اشتون کاچر، که اين نقش را در فيلم کم فروغ «جابز»(Jobs) ايفا نمود شباهت بيشتری به جابز داشت. اما فاسبيندر حضوری کِشنده و متقاعد کننده دارد. هرگز برای يک لحظه هم شک نمی‌کنيم که او جابز نيست. نيروی شخصيتش، که با نماگزينی بويل چند برابر شده است، بيننده را برای دو ساعت ميخکوب می‌کند. بازيگران مکمل، که شامل بزرگانی چون کيت وينسلت (تقريباً غيرقابل شناسایی است)، ست روگن (شايد در بهترين بازی دراماتيکش تاکنون) و جف دانيلز (در نقشی که فرق زيادی با نقشش در «مريخی»(The Martian) ندارد)، تعادل را برقرار کردهاند اما هيچ‌يک نمی‌توانند حتی در يک صحنه برتر از فاسبيندر ظاهر شوند.

شايد «استيو جابز» از نظر پروفايل روانشناختانه قوی نباشد، اما تصميم فيلمسازها به تمرکز بر شخصيت جابز به جای رويدادهای زندگی‌اش باعث شده که اين فيلم جذاب‌تر از «جابز» يا فيلم مستند «استيو جابز: مردی در ماشين»(Steve Jobs: The Man in the Machine) در بيايد. ديالوگ‌ها توأم با بذله گویی، خشم و عشق هستند. «استيو جابز» با همسو کردن فيلمنامه سورکين با سبک بويل و استعداد فاسبيندر، توانسته به هر سه مهم دست يابد. گرچه فيلمنامه بر اساس کتاب والتر ايزاکسون است، اما کمی تاريخ را به نفع جذابيت سينمایی تغيير می‌دهد. نمايش فيلم از شخصيت استيو جابز احتمالاً اين سئوال را برای بيننده بی پاسخ باقی می‌گذارد که تا کجا می‌توان نخوت، گوشت تلخی و بی تربيتی را به نبوغ بخشيد. «استيو جابز» خدشه زيادی بر افسانه اين مرد وارد نمی‌کند بلکه آن را به شکلی فانی‌تر تبديل می‌کند.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: محمدرضا سیلاوی

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 


ممکن است شما دوست داشته باشید

19
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
19 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
5 Comment authors
Rainbow Pearlsمحمدحسینali.mصادق.دمهران ---- Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 32485 more Info on that Topic: naghdefarsi.com/title/steve-jobs/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/title/steve-jobs/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/title/steve-jobs/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 4258 more Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/steve-jobs/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you can find 64035 more Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/steve-jobs/ […]

.
Member
Member
.

راستای تا یادم نرفته بگم که شخصیت اصلیش چقدر خوب این تنقاضات عشقی رو به تصویر میکشه 😉

راستی*

تناقضات*

.
Member
Member
.

راستای تا یادم نرفته بگم که شخصیت اصلیش چقدر خوب این تنقاضات عشقی رو به تصویر میکشه 😉

راستی*

تناقضات*

.
Member
Member
.

دوستان اونایی که میگن آخراش کارگردان خیلی فانتزیش کرده، در واقع از اسلوموشن استفاده کرده که تاثیرگذاریش بیشتر شه و به هر حال این هم بداعتی بوده

.
Member
Member
.

دوستان اونایی که میگن آخراش کارگردان خیلی فانتزیش کرده، در واقع از اسلوموشن استفاده کرده که تاثیرگذاریش بیشتر شه و به هر حال این هم بداعتی بوده

ali.m
Member
Member
ali.m

سلام دوستان،در تاریخسینما آثار دیالوگ محور که بیش از ۹۰درصد زمان فیلم را شامل شوند،کم نیستند اما فقط تعداد محدودی از آنها فوق العاده اند و میتوان به آثاری چون پرواز بر آشیانه فاخته/اسپاتلایت/رکود بزرگ/کارآگاه/شبکه ی اجتماعی و همین استیو جابز اشاره کرد.۵ سال پیش دیوید فینچر درباره مارک زاکربرگ و اختراع فیسبوک اثر پردیالوگ،کوبنده و دیدنی به کمک فیلمنامه عالی آرون سورکین ساخت و سال گذشته هم دنی بویل بزرگ که هیچ نیازی به معرفی ندارد باز هم با کمک یک فیلمنامه بسیار پردیالوگ،تک ضرب و نفسگیر دیگر از آرون سورکین و دقیقآ به همان سبک جواب داده ی… ادامه »

صادق.د
Guest
Member
صادق.د

اولا با تشکر از آقای سیلاوی بابت ترجمه. نقد بسیار زیبایی بود. بنظر من فیلم جذاب و گیرایی بود و دیالوگ‌ها و بازی‌ها واقعا آدم رو میخکوب میکرد، من فقط میخواستم تیکه‌هایی از فیلم رو ببینم که تا آخرش میخکوب شدم. بعد از فیلم، چون اطلاعات زیادی از اپل و جابز نداشتم، خیلی حقایق برای من سردرگم کننده بود و باید یه پیش در آمدی از اپل و جابز قبلا داشته باشید. دوستی توی یه کامنتی گفت که توی گیشه‌ها موفق نبوده. کنجکاو شدم و رفتم دو سه تا مقاله درموردش خوندم. اینطور که معلومه وقایع گفته شده توی این… ادامه »

مهران ----
Member
Member
مهران ----

بازیِ مایکل فسبندر خیلی عالیه. فیلم هم زیباس. اینکه جنبه ی دیگه ای از شخصیت استیو جابز رو میبینم خیلی هیجان انگیز و جالبه. منم معتقدم قبل از دیدن فیلم باید کمی درمورد استیو جابز و همکارا و کلا حال و روز کمپانی تو اون روزا مطالعه کرد تا فیلم رو بهتر متوجه شد. و اینکه فیلمی پر دیالوگه که البته برای افرادی مثل من که به زبان انگلیسی مسلط نیستن و باید با زیرنویس ببینن یخورده سنگینه که اونهم شاید با دیدن دوباره ی فیلم حل بشه

amin007
Guest
Member
amin007

راسیتش وقتی از همون اول با بمباران اطلاعاتی و دیالوگ های کشدار مواجه شدم, تصمیم گرفتم ادامشو نبینم اما انصافا بازی فاسبندر ادمو جذب میکنه
به نظرم اگه قبلش یه مطالعه کوچیک از زندگی استیو جابز داشته باشین بهتر فیلمو درک میکنین
مثل من نشه که بعد از دیدنش میخوام برم در موردش مطالعه کنم!

جلال
Guest
Member
جلال

خداییش خیلی با این فیلم حال کردم.بینظیر بود.چه فیلمنامه ی پرمحتوا و حجیمی داشت.ارون سورکین خیلی فیلمنامه ی محشری نوشت.مایکل فاسبندر هم که توی نقشش کاملا غرق شده بود و کولاک کرد.واقعا نمیفهمم چرا این فیلم توی گیشه شکست خورده.فیلم با اینکه کیفیت عالی داشت ولی به نظر من اگه دیوید فینچر کارگردانیش هنوز بهتر میبود.

ميراث
Guest
Member
ميراث

Nim@: مهناز:مایکل فاسبندر واقعا جزو بازیگرانی است که بسیار گزیده کار و در عین حال درخشان ظاهر شده است . بازی بسیار خوبی هم در فیلم جین ایر داشت. بله، اگه یادتون باشه کریستین بیل و لئو دیکاپرو که بهشون پیشنهاد بازی در این فیلم رو داده بودن قبول نکردن، ازینجا میشه فهمید چه نقش سخت و ریسکی رو بازی کرده که حتی دیکاپریو حاضر به ایفای نقش در این فیلم نبوده. ازین به بعد اسم فاسبندر رو زیاد میشنویم ولی من شنیده بودم لورن پال همسر استیو جابز خودش با کریسچن بیل و دیکاپریو تماس گرفته و ازشون خواسته… ادامه »

Nim@
Guest
Member
Nim@

مهناز:مایکل فاسبندر واقعا جزو بازیگرانی است که بسیار گزیده کار و در عین حال درخشان ظاهر شده است . بازی بسیار خوبی هم در فیلم جین ایر داشت.

بله، اگه یادتون باشه کریستین بیل و لئو دیکاپرو که بهشون پیشنهاد بازی در این فیلم رو داده بودن قبول نکردن، ازینجا میشه فهمید چه نقش سخت و ریسکی رو بازی کرده که حتی دیکاپریو حاضر به ایفای نقش در این فیلم نبوده.

ازین به بعد اسم فاسبندر رو زیاد میشنویم

مهناز
Guest
Member
مهناز

مایکل فاسبندر واقعا جزو بازیگرانی است که بسیار گزیده کار و در عین حال درخشان ظاهر شده است . بازی بسیار خوبی هم در فیلم جین ایر داشت.

info4u.ir
Guest
Member

خیلی نقد خوبی بود

Francis Underwood
Member
Member
Francis Underwood

با تشکر از اقای سیلاوی بابت ترجمه.بالاخره یه فیلم درست و حسابی راجع به استیو جابز ساخته شد.البته از دنی بویل هم انتظاری بیش از این نمیرفت.