Silver Linings Playbook (دفترچه ای با خطوط نقره ای) / یکی از مدعیان اسکار ۲۰۱۳


خلاصه داستان:

پت سولیتانو که قبلاً یک معلم بوده است، بعد از این که از موسسه درمان بیماران روانی مرخص می شود، برای ادامه زندگی نزد والدینش می رود و سعی می کند تا با همسر سابقش آشتی کند. پت با تیفانی آشنا می شود. تیفانی دختری مرموز با مشکلات خاص خودش است و بعد از آشنایی


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نمره 9 از 10

دفترچه ای با خطوط نقره ای یک کمدی رمانتیک بزرگسالانه عجیب و غریب است که استاندارد های ریتم در این ژانر را زیر پا می گذارد. اگر چه که فیلم بامزه ای است، اما طنز موجود در آن دارای حد و مرز است و البته متفاوت با کارهایی که از الکساندر پین می شناسیم، نیست. کارگردان، دیوید اُ. راسل است که آن قدر فیلمساز متغیری است که احتمالاً دیگر نمونه اش پیدا نشود. فیلم های او به ذاته منحصر به فرد و خاص هستند. وقتی بخواهی دفترچه ای با خطوط نقره ای را با دیگر کارهای راسل مقایسه کنی بیشتر ویژگی های فیلم خوش و بش با بدبختی (Flirting with Disaster) به ذهن می آید تا فیلم جنگجو (Fighter) . در آخر٬ این فیلمی جذاب، نشاط آور و زندگی بخش است که به بینندگان یادآوری می کند که می شود در یک کمدی رمانتیک، کارهای جالب انجام داد و در عین حال هم به استانداردهای اصلی این ژانر وفادار باقی ماند.

هر چند که ممکن است بعید به نظر برسد، اما دفترچه ای با خطوط نقره ای، موضوع ابتلا به یک بیماری روانی را به عنوان شاکله اصلی رومانس در فیلم مورد استفاده قرار می دهد. در این فیلم، با اختلال شخصیتی کاراکتر اصلی، با احترام برخورد می شود. نه خیلی به آن بال و پر داده می شود و نه خیلی شوخی های سطحی و نوجوانانه با آن می شود. در حدود دو سوم از زمان فیلم دفترچه ای با خطوط نقره ای در مورد کاراکتری است که هر روز با این اختلال که به یک باره از حالت شادی به افسردگی می رسد، سر و کار دارد. از خوردن داروهایش امتناع می کند چرا که بدون آن ها احساس «روشنگری» بیشتری می کند. گاهی با روانشناس خود صحبت می کند اما گاهی هم به یک باره تصمیم می گیرد درون گرا باشد. تلاش می کند تا خیلی به سر حد بالای شادی یا به حد پایین افسردگی نرسد. وقتی فیلم آغاز می شود، پت سولیتانو (با بازی بردلی کوپر) تازه قرار است از بیمارستانی که برای هشت ماه در آن بستری بوده، مرخص شود. حالا باید راهی پیدا کند تا به شرایط گذشته بازنگردد و این کار اصلاً آسان نیست.

بزرگترین آرزوی او این است که به همسرش نیکی (با بازی بری بی) بازگردد. زنی که با خیانت خود به شوهرش چنان تاثیری در زندگی او گذاشت که کارش را به بیمارستان روانی هم کشاند. نیکی از قرار منع استفاده کرده است که بر طبق آن شوهرش نمی تواند به دنبال او برود یا با او ارتباط برقرار کند. اما پت بلخره راهکاری پیدا می کند. و در اینجاست که تیفانی (جنیفر لارنس) وارد فیلم می شود. او هم مشکلات خاص خودش را دارد. (یک صحنه بامزه اتفاق می افتد که در آن در مورد مزایای مشترک داروهای مختلف با هم بحث می کنند). تیفانی می تواند برای پت یک مجرای ارتباطی به سوی نیکی باشد. تیفانی قبول می کند که نامه ای را به نیکی برساند، اما در ازایش یک تقاضا دارد و آن هم داشتن یک شریک برای شرکت در مسابقه رقص است. در همین حین پت در تلاش است تا با مادر مهربانش(جکی ویور) و پدر بداخلاقش (رابرت دنیرو) ارتباط برقرار کند. پدر طرفدار سرسخت تیم عقاب های فیلادلفیاست و می خواهد با تماشای بازی ها به همراه پسرش دوباره با او پیوند بخورد. کاری که پت کمترین علاقه ای به انجامش ندارد. وقتی پت در حال کار روی تنها هدف خود یعنی نیکی است، از پدر و مادرش و نگرانی آن ها برای فرزندشان و احساساتی که تیفانی نسبت به او پیدا کرده است، غافل می شود.

اگر یک انتقاد بتوان به فیلم دفترچه ای با خطوط نقره ای کرد، این است که موارد مربوط به بیماری روانی در نیم ساعت پایانی فیلم کنار می رود و اجازه می دهد تا فیلم بیشتر به عنوان یک کمدی رمانتیک با قواعد مرسوم این ژانر خود را نشان دهد. این تغییر موضع در فیلم٬ ناهنجار یا ناخوشایند نیست، به خصوص وقتی که مخاطب متوجه ارتباط عاطفی قوی بین جنیفر لارنس و بردلی کوپر می شود که انرژی بینشان به نقطه انفجار می رسد.

در طول چند سال گذشته کوپر کارنامه خود را به خوبی پیشرفت داده است (که بخش اعظم این پیشرفت را هم مدیون «The hangover» است. این فیلم کمدی است٬ اما کاراکتر اصلی شکست خورده است. لارنس برخلاف این که همچنان مثل فیلم «hunger games» موهایش تیره رنگ است، اما لازم بود تا وقت بیشتری بگذارد تا ما شخصیت کتنیس را فراموش کنیم. او و کوپر آن قدر به عنوان یک زوج سینمایی به هم می آیند که دیگر بالاتر از این امکان نداشت. آن هایی که از دیدن ارتباط عجیب بین این دو نفر در این فیلم راضی هستند می توانند سال آینده هم آن ها را به عنوان زن و شوهر در فیلم Serena ببینند. شاید رابرت دنیرو هم بلخره فهمیده است که بازی کردن در فیلم کمدی بدون این که یک احمق از خودش بسازد هم امکان پذیر است و با بازی اش در این فیلم به ما یادآور می شود که چرا قبل از این که بیلی کریستال، بولوینکل و فیلم فوکرز، دنیرو را به عنصری خنده دار تبدیل کنند، او را در میان بزرگترین بازیگران نسل خودش می شناختیم.

من مثل مکنده ای شده ام که به دنبال کمدی رومانتیک خوب می گردد! و این بهترین فیلم در این ژانر است که اخیراً دیده ام. کاراکترها زمینی و احساساتی هستند و عناصر داستان گونه و خیال پردازانه را در خود جای داده اند. فیلم پایانی قابل پیش بینی دارد، اما راهی که قرار است ما را به آن پایان برساند، در بعضی مواقع اصلاً قابل پیشبینی نیست. شیوه روایت داستان از آن چیزی که از این ژانر انتظار داریم، بسیار مستحکم تر است و طنز موجود در آن تجربه گراست و به جک ها و شوخی های بی مایه متوسل نشده است. هر کمدی رومانتیک خوبی باید سه جزء داشته باشد: کاراکترهایی که خوب شخصیت پردازی شده اند، وجود ارتباط احساسی قوی بین بازیگران اصلی و یک داستان جذاب که بتواند ارتباط بین این دو شخصیت را جلو ببرد. دفترچه ای با خطوط نقره ای، تمام این عناصر را داراست و نتیجه ای که به دست آورده به احتمال زیاد نظر منتقدان، مخاطبان عام سینما و شاید آکادمی اسکار را به خود جلب کند.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: شبنم سیدمجیدی

 

کپی برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگیرد قضایی می شود.

 

 

 


52
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
52 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
40 Comment authors
مرضرضا564سردارpouyaaaاسماعیل Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of