Shaft (شفت)


خلاصه داستان:

جان شفت جونیور که یک متخصص فضای سایبری است، خانواده‌اش را داوطلب می‌کند تا به سراغ پیدا کردن حقیقت پشت مرگ دوستش بروند...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
اوون گلیبرمن – ورایتی (نمره ۷ از ۱۰)
فیلم مصرفی است، ولی در انتها شما دوست دارید تا باز هم این تیم را ببینید.

 

کندیس فردریک – د راپ (نمره ۶ از ۱۰)

اگرچه در تماشای دوباره شفت‌ها کنار یکدیگر و چسبیدن به آن منش قدیمی و مردسالارانه خود نوستالژی‌های دلنشینی به همراه دارد، حضور جونیور یک نکوهش مورد نیاز برای آن‌ها به شمار می‌رود – و یک المان کمدی هوشمندانه – که نهایتا آن‌ها نکوهش نمی‌کند و به جای آن کاری می‌کند که آن‌ها نگاهی جدی به این بکنند که از دیدگاه قانون، چه اشتباهاتی در کارشان وجود دارد.

 

تاد مک کارتی – هالیوود ریپورتر (نمره ۶ از ۱۰)
شنیدن کوچه بازاری حرف زدن ساموئل ال جکسن به مانند این است که «لارنس اولیویر» از حفظ «شکسپیر» بخواند – به بیان دیگر، این یکی از لذت‌بخش‌ترین چیزهای زبان انگلیسی است. فیلم را طوری تدوین کنید که فقط دیالوگ‌های او باقی بماند و شما یک مجموعه فوق‌العاده‌ خواهید داشت.

 

راجر مور – مووی نیشن (نمره ۵ از ۱۰)
من از مسیری که آن‌ها می‌خواسته‌اند این فیلم در آن قدم گذارد قدردانی می‌کند، ولی جوک‌ها کار بیشتری نیاز داشته، خنده‌ها بیشتر باید سمت بی‌طاقتی‌ها و نقاط کور و بی احترامی شخصیت جکسن به حقوق بشر باشد.

 

ایگناتی ویشنوتسکی – ای. وی. کلاب (نمره ۵ از ۱۰)
در میان تمامی اشکالات اصلی در زمینه فیلمسازی که فیلم مرتکب شده (که تا حدی می‌رود که شامل استفاده دوباره از یک سکانس معروف از یکی از فیلم‌های «مارتین اسکورسیزی» می‌شود)، بزرگ‌ترین آن‌ها این است: باعث می‌شود «شفت» بی‌مزه به ظر برسد.

 

سورن اندرسن – سیاتل تایمز (نمره ۵ از ۱۰)
چیزی که ما اینجا داریم یک اثر جنایی هیجانی سرشار از کمدی و بر طبق استاندارد است که تفاوتی با آثار قبلی «تیم استوری» ندارد (مثل «سواری با هم» و «مثل یک مرد فکر کن» (Think Like a Man)). داستان فاقد چیز ویژه آن، محصول‌ نویسندگان «کنیا بریس» و «الکس بارنو»، شامل شخصیت‌های منفی ضعیف و اشارات معمولی به پدیده‌های روز می‌شود – و هیچ وقت دنبال هیچ یک از آن پدیده‌ها نمی‌رود.

 

لیندزی بار – اسوسیتد پرس (نمره ۵ از ۱۰)
این که چطور جوک‌هایی این قدر زننده در سال ۲۰۱۹ می‌توانند به پرده سینماها راه پیدا کنند فرای درک و کمی شرم آور است، با در نظر گرفتن این که این فیلم چیزهای زیاد دیگری در خود دارد که می‌تواند به سراغ آن‌ها برود مثل یک حضور دیرهنگام از شفت اورجینال، «ریچرد راندتری»، که به هر حال، عالی به نظر می‌رسد.

 

کانسیکوئنس آو سوند (نمره ۴.۲ از ۱۰)
در حالی که می‌تواند گاها سرگرم کننده باشد، «شفت» اکثر اوقات یک سری چیز پیچیده، سراسر احمقانه را از اول تا آخر می‌خواند. مثل این است که سازندگان ترسیده‌اند تا کاراکتر را در عصر انفصال طعنه آمیز جدی بگیرند. این یک فرصت هدر رفته است، خصوصا این فرصت برای اظهار نظر در مورد این که یک «مرد پیچیده» بودن نسبت به سال ۱۹۷۱ تغییر کرده است، و این که چطور دنیا هیچ وقت سیاه و سفید نبوده است.

 

کنت توران – لس آنجلس تایمز (نمره ۴ از ۱۰)
داستان آن قدر کم رمق است و آتش بازی‌ها سطحی که حتی ظاهر سه «شفت» در میدان عمل هم نمی‌تواند این اثر را از غرق شدن زیر بار خودش نجات دهد. بله، موسیقی‌ «آیزاک هیز» بزرگ هم در فیلم وجود دارد، ولی روزهای قدیمی گذشته‌اند و دیگر برنمی‌گردند.

 

ویلیام بیبیانی – آی جی ان (نمره ۳.۵ از ۱۰)
«تیم استوری» یک فرنچایز کلاسیک را دست می‌گیرد و‌ آن را از اکشن، سکانس‌های جنسی و ترندهای روز که آن را مناسب تماشا کرده بود خالی کرده است. جکسن، راندتری و آشر توان یک ستاره را برای به نمایش گذاشتن دارند ولی از آن‌ها خواسته شده تا نقش آفرینی شرم‌آور و روتین‌های کمدی جاهلانه از خود داشته باشند، و اکشن فیلم هم آن قدر فراموش شدنی است که حتی خود فیلم هم نمی‌تواند روی آن بعد خود حساب کند تا اشتباهاتش جبران شود.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه IndeWire

نمره 7.5 از 10

«شفت» (Shaft) محصول ۲۰۱۹ سومین فیلمی است که این نام را یدک می‌کشد، به دنبال یک فیلم محصول سال ۱۹۷۱ و یک ریبوت / دنباله در سال ۲۰۰۰. این پنجمین فیلم از یک سری با این مشخصات است (در مجموع سه فیلم در دهه هفتاد وجود داشت و یک مجموعه تلوزیونی کوتاه مدت)، ولی‌«شفت»ها معمولا به شکلی تقریبا کامل از هم جدا هستند. تنها مزیت آشنایی با نسخه‌های قبلی شناختن یک سری از جوک‌های داخل مجموعه است.

در سال ۲۰۰۰، «جان سینگلتون» (John Singleton) تصمیم گرفت تا یکی از اساطیر سینمای تجاری سیاهان یعنی «شفت» را زنده کند، نامی که پس از آن تجربه ناموفق تلوزیونی در سال ۱۹۷۳ به گور سپرده شده بود. با دانتسن این نکته که «ریچرد راندتری» (Richard Roundtree بازیگر «جان شفت» (John Shaft) در فیلم اصلی) آن قدرت لازم برای تسخیر باکس‌ آفیس را نداشت، او «ساموئل ال جکسن» (Samuel L. Jackson) را استخدام کرد تا نقش اصلی را ایفا کند و در همین حین به «شفت» اورجینال هم ادای دین داشته و «راندتری» را برای نقش‌ «عمو جان» (Uncle John) استخدام کرده است. «شفت» از «سینگلتون» در باکس‌‌ آفیس نسبتا موفق بود، اگرچه نه آن قدر موفق که موتور ساخت دنباله‌ها را روشن کند.لحن فیلم اغلب سرراست بود (با یک سری عناصر کمدی ملایم) تا آن تغییر زمان از دهه هفتاد به سال ۲۰۰۰ را به خوبی توجیه کند. آن یک فیلم سراسر کمدی یا نقیضه نبود.

بعضی محصولات مرده نمی‌مانند. نسخه ۲۰۱۹ «شفت» از لحاظ فنی یک دنباله بر نسخه سال ۲۰۰۰ است.‌ «جکسون» به عنوان نقش اصلی بازگشته، اگرچه او به شکل قابل توجهی نسبت به یکی دو دهه پیش کمتر اخم می‌کند. او با نقیضه‌ها در سال ۲۰۰۶ وقتی که «مارها در هواپیما» (Snakes on a Plane) ساخته شد، آشنا شد و حالا هیچ مشکلی با استفاده از مهارت‌های به دست آمده از آن زمان برای این فیلم ندارد. این همان مدل پر از بددهنی، به شدت باحال و بزن بهادر جکسن است. او یک بار دیگر با «راندتری» همراه شده (که اکنون ۷۶ ساله است و موهایش سفید شده) که در نقش پدر «شفت» حضور دارد (اختلاف ظاهری با یک جوک «توضیح» داده می‌شود). «جسی تی. آشر» (Jessie T. Usher) نقش نسل سوم «شفت» را ایفا می‌کند، پسری که کاراکتر «جکسن» وقتی آن پسر یک کودک بوده مسیرش را از او جدا می‌کند. «جان شفت جونیور» (John Shaft Jr.) یک آنالیزور اف بی آی بی‌عرضه است که از اسلحه‌ها خوشش نمی‌آید و می‌ترسد که از دختر مورد علاقه‌اش («الکساندرا شیپ» (Alexandra Shipp)) برای رفتن سر قرار دعوت کند. «رجینا هال» (Regina Hall) مادر «جونیور» است، یک زن سرسخت و بددهن که به بلندی شوهر سابقش می‌تواند از الفاظ رکیک استفاده کند. شخصیت منفی فیلم که درست از آب درنیامده و کم اهمیت است، «گوردیتو» است که انتقام ذهن او را تسخیر کرده، و نقش او را بازیگر همیشگی سابق «جیم جارموش» (Jim Jarmusch) یعنی «آیزاک دی بنکول» (Isaach De Bankole) بازی کرده است.

اگر شما «شفت» را با این فرض تماشا کنید که به دنبال یک اکشن / کمدی هستید، احتمالا از آن لذت خواهید برد. این فیلم هیچ وقت حتی نزدیک به جدی گرفتن خودش هم نمی‌شود و همیشه به دنبال شوخی، جوک یا کنایه بعدی است. منبع الهام فیلم احتمالا نسخه سینمایی «خیابان جامپ شماره ۲۱» (21 Jump Street) اثر «فیل لورد» و «کریس میلر» است. آن فیلم هم همین روحیات رکیک و عدم داشتن نگرانی برای دربرگرفتن یک خط داستانی منسجم و درگیرکننده را در خود داشت. بخش‌های اکشن / هیجانی فیلم دور ریختنی است و بهتر است تا حد امکان نادیده گرفته شوند چرا که به هر حال با عقل جور در نمی‌آیند. این فیلم جشنی برای «جکسن»، سینمای تجاری سیاهان، و این که چطور چیزهای «بامزه» در دهه هفتاد، امروزه که چهار دهه از آن زمان گذشته به نظر می‌رسند است.

کارگردان «تیم استوری» (Tim Story) است. اگرچه «شفت» نمی‌تواند کارنامه کم‌رمق او را (که شامل «چهار شگفت‌انگیز: قیام موج‌سوار نقره‌ای» (Fantastic Four: Rise of the Silver Surfer) و دو نسخه از « سواری با هم» (Ride Along) می‌شود) به جایگاه بهتری برساند، ولی حداقل نشان می‌دهد که، اگر به او مواد لازم داده شود، او می‌تواند یک فیلم سرگرم کننده بسازد. سخت است که این «شفت» را با نسخه‌های قبلی مقایسه کنیم چرا که این فیلم‌ها اهداف متفاوتی دارند. «سینگلتون» احتمالا شخصیت «جان شفت» را بهتر فهمیده بود ولی «استوری» متوجه شده که چه تغییراتی را باید اعمال کرد تا تماشاگران مدرن هم بتوانند با فیلم ارتباط برقرار کنند.

وقتی «ساموئل ال جکسن» این سبک و سیاق را انتخاب می‌کند، هیچ کس نمی‌تواند در سکانس‌ها از او بهتر باشد. کل شیوه او این است که بزرگ‌ترین، بزن بهادرترین آدم عوضی… (مراقب حرف‌هایت باش!) روی کره زمین باشد. با این حال، «رجینا هال» هم به همان اندازه خوب است – کاری که او با در اختیار داشتن زمانی بسیار کمتر انجام می‌ٔهد. (حرف زدن او جلوی آینه شبیه به «راننده تاکسی» (Taxi Driver) یک هایلایت مناسب از کار خوب اوست.) «ریچرد راندتری» یک اتصال زیبا به «شفت» اورجینال ایجاد می‌کند – شما باید از تهیه‌کننده‌ها ممنون باشید که از او دعوت کرده‌اند و از او هم تشکر کنید که این دعوت را قبول کرده است. «جسی تی. آشر»، کسی که رزومه سنگینی در تلوزیون دارد، مقداری خام است ولی شاید وقتی سکانس‌ها را با «جکسن» و «هال» شریک شوید این اتفاق رخ دهد.

به صورت جهانی، جایی که برند «شفت» چندان شناخته شده نیست، این فیلم مستقیما به نت فلیکس خواهد رفت طی حرکتی که احتمالا با توجه به نزدیک شدن تدریجی حالت استریم به عرضه سینمایی، تبدیل به یک کار معمول خواهد شد. برای تماشاگران آمریکایی که نسبت به چیزی که «شفت» عرضه می‌کند حس آشنایی دارند، این تجربه ارزش پول بلیت ورودی سینما را دارد. چیزی که فیلم از لحاظ هیجانی بودن موفق به انجامش نمی‌شود را، خنده‌ها و شوخی‌های رکیکش جبران می‌کند.

مترجم :دانیال دهقانی


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of