Sea of Shadows (دریای سایه‌ها)

کارگردان: Richard Ladkani (ریچارد لدکانی) Sean Bogle (شون داگل)
نویسنده:
8.2
80
0.95

خلاصه داستان:

واکیتا، کوچکترین نهنگ جهان، نزدیک به انقراض است؛ زیرا زیستگاه آن توسط کارتل های مکزیکی و مافیای چینی نابود شده است


خلاصه نظر منتقدان:
The Hollywood Reporter (امتیاز ۹ از ۱۰)

فیلم «دریای سایه‌ها» اثر «لادکانی» بسیار تکان‌دهنده است؛ فیلمی که به تناسب الهام‌بخش و به همان میزان دردناک است.

 

ایمی گلین – Paste Magazine (امتیاز ۸.۲ از ۱۰)
فیلم آقای «لادکانی» بسیار تیز و خوش‌بیان است و تدوین اثر نیز به بالاتر رفتن کیفیت آن کمک کرده است. بنابراین حتی با وجود سطح جرم و جنایت بالا، خرابی و تنش اجتماعی-اقتصادی دنبال کردن اثر آسان است.

گای لاج – Variety (امتیاز ۸ از ۱۰)
فیلم با زبانی بسیار سرراست و مستقیم روایت شده است. اثر گونه‌ای از اخلاقیات را با استفاده از افراد حاضر در بطن موضوع خلق می‌کند؛ روزنامه‌نگاران، دانشمندان، فعالان، افسران نظامی و ماهی‌گیران.

 

بن کنینگزبرگ – The New York Times (امتیاز ۸ از ۱۰)
پیچش‌های داستانی چنان دقیق و به جا هستند که یک فیلمنامه‌نویس احتمالا آن‌ها را رد می‌کرد (اثر مستند است).

 

کنث توران – Los Angeles Times (امتیاز ۸ از ۱۰)
در حالی که موفقیت به هیچ‌وجه تضمین شده نیست، «دریای سایه‌ها» به خوبی نشان می‌دهد که این مبارزه چرا و چگونه ادامه خواهد یافت.

 

کریس بارسانتی – Slant Magazine (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)
فیلم «دریای سایه‌ها»ی «ریچارد لادکانی» که با درام و حس خشم برحق همراه است، از انقراض احتمالی یک گونه از وال‌ها استفاده کرده است تا مشکلی بسیار بزرگ‌تر و جهانی‌تر را به تصویر بکشد.

 

هانتر لانیر – Film Threat (امتیاز ۶ از ۱۰)
بخش بازجویی‌محور اثر جذاب‌تر قسمت آن است.


نقد و بررسی فیلم به قلم Matt Fagerholm (مت فاگرهولم)

نشریه RogerEbert.com

نمره 7.5 از 10

با وجود این حجم از مسائلی که در لحظه می‌توانند حواس ما را به خود پرت کنند، یک مستند افشاگرانه چگونه می‌تواند تا این اندازه توجه ما را به یک موضوع خاص جلب بکند؟ بهترین راه‌حلی که فیلم‌سازان برای این مسئله در نظر داشته اند این بوده است که ساختار روایت‌های فیلم‌هایشان را شبیه به آثار هیجانی عامه‌پسند شکل بدهند، اینکه اهمیت موضوع اثر خود را از طریق کات‌های سریع و موسیقی متن حجیم نشان بدهند.

اگرچه برخی مصداق‌های این رویکرد آثار سینمایی بزرگی را شکل داده اند، مثل «مردی روی یک سیم» (Man on Wire) اثر «جیمز مارش» اما بسیاری از کارگردانان در نهایت به محتوای اثر خود با خودداری از نشان دادن برخی جنبه‌های مهم آن ضربه می‌زنند. میزان خلاق و نوگرایانه بودن سبک یک مستند تا همان حدی بالا خواهد رفت که اثر خطر از دست دادن اعتماد بینندگان را به جان بخرد.

فیلم «دریای‌ سایه‌ها» ساخته‌ی «ریچارد لادکانی» به نظر می‌رسد که با بینندگان ارتباط برقرار می‌کند و نشانه‌ی آن را می‌توان جایزه‌ی «منتخب بینندگان»ی دانست که امسال در جشنواره‌ی «ساندنس» دریافت کرد اما همچنان باید بگویم که افتتاحیه‌ی فیلم در چشم‌های من چیز چندان جالبی نداشت. سکانس قبل تیتراژ اثر که شامل رویارویی ماهی‌گیر غیرقانونی و دریادار قهرمان‌‌وار داستان می شوند چنان حس عدم‌راحتی‌ای ایجاد می‌کند که به سادگی میشد در اثر نباشد. این نکته که فیلم دیگر هیچ‌وقت این خرده‌پیرنگ را ادامه نمی‌دهد هم باعث می‌شود که حضور آن حتی بی‌موردتر بشود. پس از آن نیز با یک سری مثلا برگ‌ برنده‌ی اثر روبه‌رو هستیم که به سبک یک ارائه‌ی با پاورپوینت به ما نشان داده می‌شوند که می‌شود آن‌ها را مرگ زبان سینمایی دانست. چیزی که این تصاویر نشان می‌دهند به خودی خود و در ذات‌شان بسیار هشداردهنده و تلخ هستند و حیف و دو صد حیف که نحوه‌ی ارائه‌شدن آن‌ها کمی پیچیده‌تر نیست تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.

در طول نیمه‌ی ابتدایی اثر یا کمی بیشتر از آن، فیلم آقای «لادکانی» به شکل پادزهر ترکیب شده با حقه‌های ژانری عمل می‌کند. نام‌های مکان‌های مختلف فیلم بر روی صفحه نشان داده می‌شوند آن هم در حالی که موسیقی «اچ. اسکات سالیناس» (سازنده‌ی موسیقی فیلم «یک جنگ خصوصی» (A Private War) به طور مداوم روند اثر را مختل می‌کند و تنشی که در خود اثر وجود دارد را بیش از حد لازم بالا می‌برد. چیزی که در ابتدا من را بسیار تحت تاثیر قرار داد تصویر ساده‌ی «وال واکوئیتا» بود، کوچک‌ترین نوع گونه‌ی وال‌ها که نوعی خنده به صورت ذاتی بر روی صورتش وجود دارد. در سال‌های اخیر جمعین این‌گونه وال‌ها به زیر ۳۰ عدد رسیده است. دلیل آن ماهی‌گیرهای سودمحوری هستند که تعداد بی‌شماری از این موجودات زنده در دریای «کورتز» را کشته اند، محیطی که توسط «ژاک کوستو» به «آکواریوم کره‌ی زمین» تشبیه شده بود.

در طول اثر این نکته مداوم به ما یادآوری می‌شود که سرنوشت شوم این موجود می‌تواند این نکته را به ما یادآوری کند که زنده ماندن خود ما در این محیط نیز کاملا وابسته به طمع ناپایانی است که داریم. فیلم‌سازان و ترکیب مفاهیمی که آن‌ها در کنار یکدیگر استفاده کرده اند به نظر چندان به این مسئله اهمیت نمی‌دهند که روش ارائه‌ی مفاهیم بیش از حد رو و در صورت مخاطب است.

برای مثال خلاصه‌ی اسم فیلم به انگلیسی همان پیام کمک (SOS = Sea of Shadows) می‌شود و با رنگ قرمز بر روی تصویر به نمایش درمی‌آید. البته با در نظر گرفتن احتمال بالای انقراض اینگونه‌ی جانوری، نبود طنز در مستند آقای «لادکانی» چیز قابل درکی است. هدف اصلی او این است که بر روی سطح فساد عظیمی که باعث در خطر قرارگرفتن زندگی وال‌ها شده است نور روشنگری بتابد.

چیزی که باعث می‌شود استعاره‌ی زندگی در خطر وال‌ها با زندگی در خطر خود انسان‌ها مشخصا به چشم بیاید تقابل نیروهایی که در مقابل یکدیگر قرار گرفته است. از قضا اینگونه از کار در می‌آید که بازار مولتی‌میلیون دلاری‌ای که در حال نابودی آخرین بازمانده‌های این گونه از وال‌ها است، توسط یک افسانه قدرت می‌گیرد و نه به خاطر چیزی که توسط افراد نابینای منتظر آخرالزمان به عنوان حقیقت تبلیغ می‌شود.

مک‌گافین بیان‌نکردنی‌ای که به عنوان جایزه‌ی ماهی‌گیر نشان داده می‌شود، در سفره‌ی غذای چینی‌ها یک غذای اشرافی است و طبق یکی سری از باورهای قدیمی، دارای قدرت‌های دارویی‌ معجزه‌گری است که آن را ارزشمندتر از طلا می‌کند. نکته‌ی جالبی است که تلاش برای یافتن‌ داروهای شفابخش به صورت مستقیم صدمات غیرقابل جبرانی به محیط زیست ما وارد کرده است.

این محصول به گونه‌ای از سوی کارتل‌های مکزیکی به چینی‌ها ارائه شده است که نام آن را به «کوکائین دریا» تغییر داده اند. چیزی که در بین این بحران‌های زیست محیطی همیشه مشترک بوده است آن دسته از طبقه‌ی کارگر است که از آن‌ها سواستفاده می‌شود تا به صورت فعالانه بر خلاف منفعت خود کار بکنند و در واقع به عنوان سپر بلایی برای مجرمان واقعی و فرار آن‌ها از قانون باشند. نه تنها این ماهی‌گیران از محافظت از محل زندگی خود ناامید شده اند، آن‌ها با زور مجبور به اطاعت از اعضای کارتل خلاف‌کاری به نام «اسکار پارا» شده اند که مشکلی با سواستفاده از قربانیان خود ندارد.

این ماهی‌گیرها با رعایت نکردن دستور دولت مبنی بر عدم استفاده‌ از تورهای ماهی‌گیری‌ای که با نام مستعار «دیوار مرگ» شناخته می‌شوند، خیلی زود متوجه می‌شوند که دیگر چیزی برای صیادی وجود دارد. «خاویر و آلان والورده» که سنت خانوادگی و نسل به نسل منتقل‌شده‌ی ماهی‌گیری را انجام می‌دهند، از راه قانونی اقدام به برداشتن این تورهای ماهی‌گیری می‌کنند. اما حتی این مردان شجاع نیز مجبور به مهاجرت به سمت جنوب شده اند تا از مقابله‌ی احتمالی با کارتل‌ها جلوگیری بشود. هیچ شکی وجود ندارد که خون سربازی که توسط «پارا» جلوی دوربین کشته می‌شود بر روی دستان تمام افراد دولتی‌ای است که با کارتل‌ها همکاری می‌کنند. «دریای‌ سایه‌ها» یکی از آن افشاگری‌های نفس‌گیری است که به اندازه‌ی موضوع مورد بحث خود دیوانه‌وار است.

فیلم در بسیاری از لحظات خود بین خط داستانی‌های مختلفش جا به جا می‌شود، از روزنامه‌نگاران سمج گرفته تا پیگیری کارتل‌های مواد و حتی بازنشسته‌های نیروی دریایی که قصد نجات این وال‌ها را قبل از نابودی کامل‌شان دارند. به شخصه دوست داشتم که آقای «لادکانی» تنها یکی از این روایت‌ها را انتخاب می‌کرد و بر روی آن متمرکز می‌شد. البته هر چقدر که داستان به جلوتر می‌رود من توانستم که جنبه‌های مختلف اثر را بیشتر تحسین بکنم، مخصوصا این نکته که نگاه بسیار جهان‌شمولی به کلیت قضیه داشت. تراژدی آن‌جایی به اوج خود می‌رسد که نبردی بین نیروهای پلیس دریایی و ماهی‌گیران برای نجات همراهان آن‌ها شکل می‌گیرد. «دریای سایه‌ها» دنباله‌‌ی ارزشمندی برای آثار آقای «لادکانی» است.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of