Rope (طناب)


خلاصه داستان:

دو جوان به نام‏هاى « برندون » ( دال ) و « فیلیپ » ( گرینجر )، با این طرز فکر که « انسان برتر » نیازى به رعایت اصول اخلاقى در جامعه ندارد، یکى از دوستان‏شان، « دیوید کنتلى » ( هوگان ) را با طنابى خفه مى‏کنند...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

مثل قالب کارهای کارگردان تلفیقی ازهنر و سرگرمی است.این تفاوت که تجربه اولین فیلم رنگی هیچکاک است در فضایی بسته اتفاق می افتد. و همین کار، فضای فیلم را به تله تاتر نزدیک می کند.

در فضایی این چنینی که نمی توان از لوکیشن ها ی متفاوت استفاده نمود(به سبب طرح وموضوع) فضای صحنه و طراحی صحنه ایجاد مزیت می کند.

سکانس های نسبتا طولانی در روایت کار یکی از

عنصرهای مهم فیلم است.

در شروع فیلم یک نوع آشنایی بعد از اتفاق و شبیه به فضای داستان کوتاه است.دقیقا رابطه ی بین داستان کوتاه و این فیلم در همین شروع ها و تعلیق هاست که سعی شده است با ایجاد تعلیق در میانه ی فیلم به وفور حس سرگرمی را ایجاد کند.ابته ناگفته نماند که بیشتر کارهای کارگردان در گرو همین تعلیق هاست. و در این فیلم در این کار چندان موفق نبوده است.

ارجاع های دیالوگ ها از دیگر مسایلی است که یکی از دغدغه های کارگردان به شمار می رود.به طور مثال در اوایل فیلم دیالوگ “مثل امضایی که نقاش پای تابلو می زنه”در همین حین دوربین به طور نا هنجار ی سعی در نشان دادن نقاشی روی دیوار می کند که یک امضا پایین آن است و ذهن مخاطب از اینکه به سمت هنر نقاشی سوق می یابد قابل توجه است ولی هیچ ارجاعی برای این نقاشی در طول فیلم وجود ندارد. و البته تلاش برای بسط دادن نقاشی به فضای کار و این شاید می تواند دلیلی بر طراحی صحنه وفضای محدود کار باشد.البته موضوع فیلم نیازی به لوکیشن های زیاد ندارد.

از نقاط ضعف کار عدم توفیق در تغییر سکانس هاست که تنها با بردن دوربین بر کت پوشیده شده ی بازیگران فضا را عوض می کند و این شیوه چند بار مورد استفاده قرا می گیرد.که خود تنبلی کارگردان را در خلاقیت برای تغییر صحنه ها نشان می دهد.

فیلم سعی زیادی بر ایجاد روانشناختی کار در پرداخت شخصیت ناهجار فیلم دارد که اگر بخواهیم در موفقیت و یا عدم موفقیت این شیوه صحبت کنیم می توانیم از دید کارگردان به این قضیه نگاه کنیم. ضعف در نشان دادن شخصیت مضطرب دارد.نه به این مضمون که زیاده روی در ضعف شخصیت و نه این بلکه دوربین هنگامی که اظطراب “براندون” بیش از بیش زیادتر است مشغول به تصویر برداری از دیگر شخصیت هاست ولی قوتی که در رابطه با مساله ی پیانو برای اندکی سرپوش گذاشتن بر قضیه و ساعتی که روی پیانو قرار می گیرد اندکی از تشویش فرد را به مخاطب منتقل می کند.

نکته ی دیگر تک محور بودن شخصیت های پیر زن فیلم که یکی دغدغه ی کلوچه را دارد و دیگری طالع بینی تلاش برای افراطی نشان دادن این دو تا اندازه ای موفق بوده و از عوامل مناسب و جانبی داستان به شمار می آید البته در برخی مواقع زیاده روی از این صفت ها (طالع بینی و کلوچه)خسته کننده می شود.

به علاوه برداشت شخصی نویسنده از نظریه نیچه نیز در کار مشهود است البته تلفیقی نگاه کردن به نیچه در این کار چندان مناسب نیست.

در مجموع فیلم به خوبی نتوانسته از طراحی صحنه نهایت استفاده را ببرد. همچنین فیلم برداری کار و عدم نمایش اکثر فضاهای خانه این سستی را در کارگردانی کار نشان می دهد.به علاوه دستچپاچه گی نا گهانی شخصیت قاتل خونسرد در مواجه با مدیر مدرسه به دلیل نداشتن پیشینه بسیار نابلدانه و مبتدی وار است.همچنین درگیری ذهنی جنایت و امر توجیه آن از دید شخصیت ها در یک گفت وگو این مساله را روشن می کند که نویسنده سعی بر ایجاد اتفاق می کند و بعد از ایجاد اتفاق تلاش می کند که علت آن را توجیه کند که در این کار چنان که ذکر شد موفق نبوده است.

در کل فیلم با چند صحنه روایت آرامی از نظر عینی را دنبال می کند و نتوانسته آشوب و هیجان را به غیر از یک صحنه به مخاطب القا کند.

منبع: نامشخص

نقد و بررسی فیلم به قلم

فیلیپ و براندون، دوستشان دیوید را با طنابی خفه می‌کنند و او را در صندوق آپارتمانشان می‌گذارند. همزمان مهمانی ترتیب داده‌اند که پدر و مادر مقتول، نامزد وی جانت و معلم سابق‌شان روپرت دعوت شده‌اند. آنها صندوقی را که دیوید در آن قرار دارد، به عنوان میز غذاخوری تزئین کرده و با افتخار از مهمانان بر روی آن پذیرایی می‌کنند. هر آن ممکن است ماجرای قتل افشا شده و دست قاتلین رو شود.

در پایان مهمانی روپرت قبل از رفتن جعبه‌ی سیگارش را جا می‌گذارد و فرصتی می‌یابد تا دوباره به آپارتمان بازگردد. در گفتگو میان آنها بالاخره روپرت به ماجرا پی‌برده و با شلیک گلوله از پنجره به بیرون پلیس را مطلع می‌نماید.

نقد فیلم:

قصه‌گویی کلاسیک در سینما، شکل رایج و مورد تایید مخاطب است. تا مدتهای مدیدی از تاریخ سینما شاهد داستان‌گویی سنتی به عنوان شکل مسلط هستیم. این موضوعی است که در تاریخ سینمای ایران اگرچه به اندازه‌ی کافی از آن الگوبرداری شده اما به دلیل عدم ارتباط مستمر و تنگاتنگ میان سینما و ادبیات و ناتوانی اغلب فیلمنامه‌نویسان و فیلم‌سازان در رعایت قواعد روایت‌های کلاسیک در کنار سایر فنون فیلمسازی، جذابیت‌های دلنشین و مطلوب مخاطب حاصل نمی‌شود.

هیچکاک (1899-1980) کارگردان فقید انگلیسی، همزمان با تبحر در تکنیک‌های سینمایی، با ارائه‌ی روایاتی ساده و پیش‌پاافتاده آثار به غایت ماندگار و درس‌آموزی آفریده است. به همین دلیل مایل بود تا خواسته‌های طیف وسیعی از مخاطبان سینما را در آثارش برآورده سازد.

تمام فیلم در هشت برداشت فیلمبرداری شده است. چون اندازه‌ی فیلمهای داخل دوربین ده دقیقه‌ای بود، کارگردان ترتیبی داد تا در پایان هر ده دقیقه، یک شخصیت از جلوی دوربین رد شود و در مدت کوتاهی که تصویر سیاه می‌شود دوربین دیگری ادامه فیلمبرداری را از تصویر سیاه قبلی با نمای نزدیک، ادامه دهد.

هرچند همگان بر خوب بودن فیلم واقف بودند، اما با تمهید فوق عده‌ای تصور کردند هیچکاک در پی نفی تدوین است. هیچکاک در پی نفی تدوین نبود بلکه مانند همیشه در جستجوی تجربه‌ای مبتکرانه بود.

فضای بسته، لوکیشن یکنواخت، بازیگران محدود و نبود تدوین رایج؛ مسئولیت اصلی فیلم را در جذب تماشاگر، بر چهره‌ها، کنش متقابل شخصیتها و از همه مهمتر گفتگوها می‌گذارد. گفتگوهایی که به هیچ وجه زاید و بی‌ربط و خارج از ارکستر دیالوگ‌های بازیگران نواخته نمی‌شود. گفتگوها به پیش‌برد داستان و افزایش اطلاعات ما از ابتدا تا انتهای فیلم کمک می‌کنند.

تعداد بسیاری از فیلم‌های هیچکاک از جمله طناب، مبتنی بر فن نمایش صحنه است. فیلمی که به لحاظ روایت و ابعاد تکنیکی منحصر به فرد است. او نمایش صحنه‌ای را بر اساس زمان واقعی داستان اجرا می‌کند. در واقع کنش داستان از لحظه‌ی آغاز تا پایان به طور پیوسته در صحنه ادامه می‌یابد.

در طناب به جای قهرمان زن، جوانی منفعل (فلیپ) و همیشه نگران و مضطرب را داریم که در میان دوست شیطان‌صفت و جذاب (براندون) و معلمش (روپرت) سرگردان است. معلمی که حاضر نیست در جنایت آنها تحقق آموزه‌های خود را بازشناسد.

براندون با خودبزرگ‌بینی که گرفتار آن است، به خود حق می دهد انسانهای پست‌تر را زاید دانسته و سربه‌نیست کند. او چنان اعتماد‌به‌نفسی را بروز می‌دهد که حتی برتری و سرپرستی خود را نسبت به دستیارش فلیپ به نمایش می‌گذارد.

براندون عاشق قرار گرفتن در موقعیت‌های سخت و خطرناک است تا از آنها با پیروزی بیرون بیاید و هوش شگفت او کشف شود و مورد تحسین قرار گیرد. مبارزه‌ی میان توانمندی‌های معلمش روپرت و او در اواخر فیلم قابل توجه است. روپرت سعی می‌کند تا خطایی پنهان شده را آشکار سازد، غافل از اینکه خطای صورت گرفته از بدفهمی شاگردانش از فرضیه‌های اوست که پیش از این در خصوص “انسان برتر” ابراز کرده‌ بود.

رفتارهای ناشیانه فلیپ و بریدن دستش با گیلاس مشروب، دلهره‌ی ما را از افشای راز افزایش می‌دهد.

از چالش‌های مهم میان تماشاگر و فیلم، مشارکت دادن تماشاگر در بازی درون فیلم است. تماشاگر که همیشه به طور انتزاعی حساب نیک و بد را از هم جدا می‌کند و خود را مدافع نیکی می‌داند و متنفر از بدی است؛ بی‌آنکه متوجه باشد در احساس درونی خود شریک جرم شخصیت منفی فیلم می‌شود.

وقتی نگران فاش شدن ماجرای قتل انجام شده هستیم می‌بینیم که مرز میان نیک و بد در درون‌مان می‌شکند و همذات‌پنداری با شخصیت‌های قاتل ما را با بدی پنهان درون روبرو می‌سازد. در صحنه‌ای که می ترسیم کدبانو برای گذاشتن کتابها، درِ صندوق را باز کند و با جسد روبرو شود و قاتلین گرفتار شوند، هیچکاک با شیطنت تمام حضور بدی را در درونمان به رخ می‌کشد.

نویسنده: شهرام زعفرانلو

منبع: خبر آنلاین

 

نقد و بررسی فیلم به قلم

تجربه‏ى منحصر به فرد و باور نکردنى هیچکاک براى رها شدن از فن « قطع » و رسیدن به تصویرى متداوم و یک پارچه. طناب نخستین فیلم رنگى هیچکاک نیز هست.

این فیلم بر اساس نمایشنامه‌ای از پاتریک همیلتون که در سال ۱۹۲۹ نوشته شده بود، ساخته شده است.

در فیلم طناب هم هیچکاک توجه خاصی به «زمان»دارد. هر چند این امر بیشتر مولود مسئله «نمای بلند» است تا توجه بخصوص مستقیم به «زمان» – «زمان»ی که هیچکاک در طناب خلق می کند یک تکه زنده و واقعی است از یک بعد از ظهر و شب در یک آپارتمان. شخصیت های خلق شده توسط او در فیلم، در یک مقطع زمانی محدود و زنده به ما عرضه می شوند. در واقع «زمان» به گونه ای آنها را به «تملک» خود درمی آورد. جویس، وولف، و فاکنر نیز تمایل زیادی به به تملک درآوردن شخصیت ها توسط زمان داشتند…

… از آنجا که سینمای هیچکاک تأکید فراوانی بر «چشم انداز ذهن» و نمایش آن دارد در آن این گونه پیچیدگی های نماهای بلند و حرکت دوربین به فراوانی به چشم می خورد. یکی از نمونه های این پیچیدگی های ذهنی فیلم طناب است. ماجرای فیلم در یک آپارتمان می گذرد و فیلم بررسی وضعیت ذهنی زوج جوانی است از لحظه ای که همکلاسی شان را به قتل می رسانند، تا زمانی که طی یک مهمانی از بستگان مقتول و معلم سابقشان در همان اتاقی که جسد مقتول در آن پنهان شده پذیرایی می کنند و پس از مهمانی، معلم سابقشان موفق به افشای جنایت آنها می شود. فیلم در نماهای بسیار بلند حدوداً ده دقیقه فیلمبرداری شده (در پایان هر دقیقه برای محسوس نبودن قطع اجباری جهت تعویض کاست فیلم خام، بازیگری قاب را به تمامی می پوشاند، البته حدود چهار برش محسوس در فیلم وجود دارد). ممکن است در نگاه اول این طور به نظر بیاید که انتخاب نماهای متحرک بسیار طولانی برای فیلم صرفاً یک «آزمایش جالب» است. حتی آندره بازن در جایی اشاره کرده بود که این فیلم می توانست با پیروی از روش های مرسوم تقطیع به همین تأثیرها دست پیدا کند و کارل رایتس نماهای طولانی فیلم را در جاهایی مسبب جلوه های «بد»، «وقفه ای که از نظر دراماتیک بی مورد است» و «تمهید بی مورد» خواند. اما نماهای بلند و متحرک تأثیری را منتقل می کنند که دست یابی به آن اساساً با روش تقطیع میسر نیست. پیچیدگی که در نماهای بلند فیلم وجود دارد و بی ثباتی که با دوربین متحرک به وجود می آید دقیقاً نمایانگر احساس ناامنی و پیچیدگی ذهنی است که زوج جوان را تهدید می کند. دوربین سیال هیچکاک در واقع ذهن آشفته ی زوج جوان را بیان می کند. در تمام طول فیلم آنها درگیر مسئله جنایت هستند، بنابراین به علت پیچیدگی و آشفتگی ذهنی نمی توانند ذهنیت باثبات و متکی به نفسی داشته باشند و این چیزی است که ما بیان درخشان آن را در دوربین بی ثبات و آشفته هیچکاک مشاهده می کنیم. هیچکاک برای نمایش دنیای ذهنی قهرمانان فیلمش همان کاری را می کند که پیشتر جویس، پروست، فاکنر، و وولف با جمله هایشان می کردند. در پایان فیلم هم هنگامی که معلم با تیراندازی به بیرون پلیس را متوجه آپارتمان می کند و ما صدای نزدیک شدن اتومبیل پلیس را می شنویم و در واقع همه چیز برای زوج جوان تمام شده. دوربین هیچکاک از گوشه ی آپارتمان با ثبات و سکون نظاره گر شخصیت هاست. بنابراین شگردهایی که هیچکاک در طناب به وسیله نمای بلند و حرکت دوربین، به کار می بندد به شدت منحصر به نوع هستند و برخلاف گفته بازن، اساساً با روش تقطیع امکان دستیابی به تأثیرهای حاصل از آنها میسر نبود…

منبع: فیلم و سینما


ممکن است شما دوست داشته باشید

18
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
18 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
6 Comment authors
FilmBine Amateurفرازالفردامین کورلئونهجهان Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Information here to that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here to that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on on that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Information here to that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here on that Topic: naghdefarsi.com/title/rope/ […]

FilmBine Amateur
Member
Member
FilmBine Amateur

این فیلم با این‌که زمانی بیشتر از ۸۰ دقیقه نداشت، ولی کمی برای من خسته‌کننده بود. چرایی آن هم این بود که همه‌ی فیلم در یک زمان و یک جا می‌گذشت. به گمانم همه یا بیشتر بازیگران، دست‌اندرکاران و سازندگان این فیلم تا به امروز درگذشته باشند. روانشان شاد.

فراز
Guest
Member
فراز

عزیزم ۵ تا کات داشت این فیلم البته بازم خیلیه

کجا تنها فیلمی که کات نداشته فیلمو خوب ببین

الفرد
Guest
Member
الفرد

ahmad reza ro:من این فیلم رو ندیدم ولی شنیدم این فیلم رو تنها با یک سکانس گرفتن.یعنی فیلم شروع میشه و تنها جایی که کات میدن بعد از تموم شدن فیلمه.

فیلم ۱۰یا ۱۱ تا کات داره

امین کورلئونه
Guest
Member
امین کورلئونه

طناب تنها فیلم تاریخ سینماست که هیچ کاتی در آن نخورده است و بدون کمک از عامل مهمی به نام تدوین شکل گرفته است. تنها فیلم تاریخ سینما که نیازی به تدوین ندارد. تمامی فیلم در یک زمان و مکان معین می گذرد. فیلم بر پایه ی دکوپاژ کاملاً دقیق هیچکاک صورت گرفته است. تمامی حرکات دوربین از قبل حساب شده است و حدود شش ماه تمرین مداوم قبل از ساخت فیلم صورت گرفته است. دکورهای متحرک ساخته شده و همه چیز طبق دستور هیچکاک آماده شده بود. فیلم طناب در واقع یک سکانس- پلان ۸۰ دقیقه ای است که… ادامه »

جهان
Guest
Member
جهان

فیلم قشنگی است . ارزش دیدن برای چند بار را دارد . علاوه بر ارزش های تکنیکی به نظرم اوج غرور را نشان می دهد . قاتل فیلم بدون دلیل و به این خیال که وی از بقیه برتر است به خود اجازه داده دوستش که با نامزد سابقش می باشد را بکشد . و البته نامزد به او اثبات کرده است که دوستش را به قاتل ترجیح داده است . قاتل به خود اجازه هر کاری را می دهد هر قضاوتی و هر عملی . شاید مسئله ای که خیلی ها با آن دست به گریبان باشند که به… ادامه »

ahmad reza ro
Guest
Member
ahmad reza ro

من این فیلم رو ندیدم ولی شنیدم این فیلم رو تنها با یک سکانس گرفتن.یعنی فیلم شروع میشه و تنها جایی که کات میدن بعد از تموم شدن فیلمه.