Roman Holiday (تعطیلات رُمی)

کارگردان : William Wyler

نویسنده : Dalton Trumbo, Ian McLellan Hunter, John Dighton

 

 

 

 

بازیگران: Gregory Peck, Audrey Hepburn, Eddie Albert

جوایز :

برنده جایزه اسکار: بهترین بازیگر نقش اول زن برای آدری هیپبورن ، برنده اسکار بهترین طراحی لباس در حالت سیاه و سفید، بهترین فیلمنامه

نامزد جایزه اسکار: بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای ادی آلبرت، بهترین کارگردانی هنری در حالت سیاه و سفید ، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین، بهترین فیلم

خلاصه داستان :

پرنسس آنا (آدری هپبورن)، پرنسس کشوری ناشناخته در یک تور اروپاگردی بسر می‌برد. به سبب کار سنگین دولتی، به نزد پزشک خود می‌رود و وی داروی آرام‌بخش برایش نسخه می‌کند. آنا شبانه از سفارتخانه کشورش فرار می‌کند ولی با تاثیر دارو، روی یک نیمکت عمومی به خواب می‌رود.یک خبرنگار آمریکایی به نام جو بردلی (گریگوری پک) او را بیدار می‌کند تا برای رفتن به خانه به او پولی بدهد، ولی چون آنا جواب درستی نمی‌دهد، او را به خانه خود می‌برد. فردای آنروز جو در دیدار با مدیر خود، با دیدن عکس پرنسس متوجه هویت او می‌شود ولی به مدیر خود چیزی نمی‌گوید.

 

 

 

 

 

[nextpage title=”نقد و بررسی فیلم «تعطیلات رُمی»”]

 

فیلمی که مانند اشک ها و لبخندها تنها ساخته شده تا با هربار دیدنش فقط لذت ببریم و به خود بگوییم که گاهی وقتها زندگی چقدر می تواند جالب و شادی آفرین باشد و چقدر ارزشش را دارد که فقط برای دیدن این فیلمها زنده بمانیم و کمی اینطوری زندگی کنیم. زندگی در دنیایی دیگر ، در دنیای سینما … .

باز هم یک معجزه تکرار نشدنی در هنر هفتم این بار از سوی ویلیام وایلر.یک قصه پریان کامل با فرشته بی مانندش بانو آدری هپبرن فقید.

تصاویر خبری آغازین فیلم ، مجلس رقص و آن نماهایی که حول و حوش تلاش شاهزاده برای پوشیدن لنگه کفش از پا درآمده اش دور می زند و همه آن فهرست کارهای روزمره اش که با چهره معصوم و کم طاقتش وقتی در رختخواب دراز کشیده ترکیب می شود ، توجیه کاملی برای فرار از قصری که حالا به زندان شاهزاده آنیا تبدیل شده فراهم می کند.

آنیا از قصر می گریزد تا ما را همراه خود در لذت آزادی و فراغت بال غرق کند و به یادمان بیاورد که چقدر باید خشنود باشیم از اینکه فیلم در رمِ واقعی (و البته سیاه و سفید)فیلمبرداری شد نه در استودیو (و رنگی). و آدری هپبرن همان چهره کودکانه ای است که به تنهایی قدرت غرق کردن هر بیننده ای را در رؤیایی برخاسته از بستر واقعی یک فیلم دارد. … اصلاٌ او خود رؤیاست.

سکانس هایی که در آنها شاهزاده از شدت خواب توان ایستادن ندارد و جو برادلیِ از همه جا بی خبر به دادش می رسد و پس از سروکله زدن با راننده تاکسی ،‌ آنیا را به خانه اش می برد و با سختی فراوان موفق به خواباندنش روی کاناپه می شود ، خود دلیل کافی برای تبدیل شدن تعطیلات رمی به فیلمی محبوب است.صبح روز بعد جو برادلی در دفتر کارش از ماجرا آگاه می شود و از اینجا درام داستان روی غلتک می افتد.

نماهای مربوط به تعقیب آنیا از سوی برادلی در بازار و بین مردم عادی آنقدر جای کار دارد که مدل موی پسرانه معروف آدری هپبرن در جریانش و درآن فصل فراموش نشدنی آرایشگاه شکل بگیرد.ما و آرایشگر هیچکدام نمی توانیم حدس بزنیم که آنیا چقدر می خواهد موهایش را کوتاه کند و در جواب آرایشگر ایتالیایی فقط می گوید بیشتر.آنقدر بیشتر که ناخوسته تیپ ظاهری آدری هپبرن در طول دوران بازیگریش در این سکانس ساخته می شود.

هرچند جو برادلی و آنیا می توانند فیلم را در اوج نگه دارند اما وایلر آنقدر زرنگ است که محکم کاری کند.واز اینجا یک شخصیت دیگر را وارد داستان می کند.دوست جو ، عکاسی حرفه ای،زبر و زرنگ و تا اندازه ای گیج.ادی آلبرت با آن ظاهر و ریش منحصر به فردش آنچنان در طول فیلم بار تعلیق وکمدی صحنه ها را در کنار دوشخصیت دیگر،تکامل می بخشد که اگر نه به اندازه آنها اما به میزان فراوانی علاقه وتوجه بیننده را به خود جلب میکند تا حدی که احساس می کنیم بدون حضورش فیلم چیزی کم دارد.

حالا از یک طرف جو با همراهی دوست عکاسش و پرنسس شروع به گشت و گذار در شهر می کند تا داستان خبری اش را کامل کند و از طرف دیگر ما (تماشاگران)که از ابتدا با آنیا همراه بوده ایم عقده های ناشی از خفقان و محدودیت در قصر را با سرخوشی برآمده از فضای دلپذیر رُم عوض می کنیم و چشم می گردانیم تا از هرچه که نشانی از آزادی ای هرچند کوتاه مدت دارد لذت ببریم و اصلاً فکر بعدش را هم نکنیم.

این گردش در شهر رُم گذشته از اینکه بهانه ای برای تفریح شخصیت ها است زمینه ساز به تصویر کشیدن مکان ها،آیین ها،‌جاذبه ها و نیز نشان دادن رفتارها،اخلاقیات،دلخوشی ها و سرگرمی های مخصوص رُمی ها نیز هست.یک فیلم مستند در بطن یک فیلم سینمایی داستان گو قرار میگیرد و هر دو تأثیراتشان را هم با استفاده از یکدیگر به بهترین وجهی می گذارند.

هر فصل فیلم به خودی خود بهترین است.تمام فیلم در اوج شیرینی و سرزندگی حقیقی می گذرد.هر صحنه ای مزیت و ویژگی مخصوص به خود نسبت به نما یا فصل دیگر دارد.

موتور سواری ناشیانه و دیوانه وار شاهزاده در خیابانهای شهر،مجسمه ای که مردم شهر عقیده دارند دست دروغگو را گاز می گیرد و جو برادلی آن بازی بامزه را سر آنیا درمی آورد و یا رقص کنار رودخانه و آن تعقیب و گریزها و درگیری های مضحک و خنده دار(مثل صنه ای که آنیا با گیتار بر سر یکی از مأموران می کوبد و دوست عکاس جو ناراحت از اینکه نتوانسته از این نمای فوق العاده عکس بگیرد و از پرنسس که گویا خود از آن ضربه لذت برده می خواهدتا بار دیگر آن را تکرار کند تا بتواند عکسش را بگیرد که می گیرد).

اما با این وصف به هیچ وجه نمی توان اجرای هنرمندانه و دلچسب بازیگران فیلم را که همگی یکی از به یادماندنی ترین نقش های عمرشان را ایفا می کردند نادیده انگاشت:آخرین بانوی معصوم سینما آدری هپبرن فقید که من کشته مرده دیدن بازیش در این فیلم با زبان اصلی هستم.انگار شبیه کودکی که تازه انگلیسی آموخته و با احتیاط آن را بیان می کند حرف می زند.شوق کوکانه اش با آن چشمان مانند آهو بیگناه و مظلوم، نگاه های شیطنت آمیز و مجذوب کننده اش و خنده های بی پروا و از ته دلش و…. و آن بستی خوردن جادو کننده اش.همه اینها فقط گوشه ای از لذات بی پایانی است که خانم آدری هپبرن در هر اجرایش و بیشتر از همه در این فیلم نثار تماشاگران و عاشقانش می کند.

یگانه مرد کامل تاریخ هنر هفتم ،گریگوری پک فقید با آن قد رشیدش،یک لنگه ابروی همیشه بالا انداخته اش ،حرکات ظریف و صمیمی و اطمینان بخشش،لبخند نامحسوس جادویی اش-که ناخواسته بر لب خودم هم می نشیند- ،نگاه نافذ،باوقار و مفتون کننده اش و بازی های همیشه بی نقصش و برای من بیشتر از همه باز هم در این فیلم که با آن تلاش فراوان برای حفظ غرور و مردانگیش در برابر شیطنت های هپبرن،کمدی فیلم را به اوج میرساند،بهترین زوج برای آدری عزیز است و چقدر کامل کاملش می کند.

نه،ادی آلبرت را ازیاد نمی برم.او بود که وجه کمدی بازیش،حرکات بعضی وقتها کمیک پک را برجسته کرد و نشان داد که پک چقدر عالی می تواند از پس چنین کمدی هایی برآید.حرف زدنها ، حرکات توأم با تردید آلبرت که گویی نمی داند انجامشان رضایت پک را به همراه خواهد داشت یا نه ، واقعاً به بیننده لذت خندیدن را می چشاند.

و در آخر می ماند فصل پایانی و تراژیک فیلم.هرکسی سر جای خودش است.شاهزاده خانم،خبرنگاروعکاس.اما این تنها خبرنگار است که کمی با گذشته فرق می کند.دیگر صدای قدمهایش آوای ضربان قلبش را خاموش خواهد کرد.زیرا آنچه را که نزدیک بود به دستش بیاورد از دست داده است.چون این بار افسانه پریان مثل همیشه نیست.

منبع: همچنان که زمان می گذرد

 

 

[nextpage title=”داستان انتخاب ادری هپبورن برای “]

 

“ویلیام وایلر- William Wyler” بدین خاطر” ادری هپبورن – Audrey Hepburn” را برای فیلم تعطیلات ادری هپبورن با جایزه اسکار و سیل نامه های تبریک دوستدارانشرمی انتخاب کرد که قراردادش با “گریگوری پک – Gregory Peck” خاسته های کمپانی پارامونت را برای وجود یک بازیگر معروف با ارزش “آفیشی” در فیلم تامین می‌کرد. ابتدا گریگوری پک این پیشنهاد را رد کرد. زیرا در فیلم‌نامه دختر آشکارا نقش درخشان اثر را به‌عهده داشت. “وایلر” به “پک” گفت: “مرا متعجب می‌کنی. چرا که اگر داستان فیلم را نمی‌پسندیدی حرفی نبود، اما به خاطر آن‌که نقش دیگری کمی بهتر از نقش توست، نمی‌توانی پیش‌نهاد بازی در فیلمی را رد کنی. فکر نمی‌کردم از آن نوع هنرپیشه‌ها باشی که نقش ها را باهم مقایسه می‌کنند”.

این حرف کار خودش را کرد و “پک” قرارداد را امضا کرد.

“وایلر” چنین به خاطر می‌آورد:

“مطابق جدول‌های خاص هالیوود، اکنون که من یک بازیگر مشهور مرد در اختیار داشتم، مجبور نبودم یک ستاره مشهور زن هم در فیلم داشته باشم. برای بازی شخصیت شاهزاده خانم، دختری می‌خاستم که لهجه آمریکایی نداشته باشد. کسی را می‌خاستم که واقعن بشود باور کرد به صورت یک شاهزاده خانم تربیت شده است. بعلاوه بازی، سیما و شخصیت این مورد مهم‌ترین خصیصه‌ای بود که بدنبالش بودیم”.

“وایلر” در سفر خود به لندن به اطراف شهر نگاهی انداخت و با دخترهای مختلف مصاحبه کرد. یکی از این دخترها “آدری” باریک و ترکه ای بود. رقصنده‌ای زاده شهر “براسل” و از یک مادر هلندی و یک پدر انگلیسی-ایرلندی. قبلن در چند فیلم نقش های کوچکی به عهده داشت و اکنون نظر وایلر را به خود جلب کرده بود. موقعی که وایلر به سوی رم عزیمت می‌کرد، دستور تهیه یک فیلم آزمایشی را از آدری داد. ولی به کارگردان انگلیسی این فیلم گفت که به دخترک حقه بزند و دوربین را بعداز آنکه او صحنه کوچکش را بازی کرد، همچنان د رحال فیلم‌برداری باقی گذارد. تا وایلر وجود طبیعی این دختر را موقعی که در حال بازی نیست مشاهده کند.

“وایلر چنین به خاطر می‌آورد:گریگوری پک و ادری هپبورن در تعطیلات رمی

“این همان فیلمی بود که در رم دریافتش کردیم. این دختر بسیار جذاب بود. فیلم آزمایشی بدین ترتیب بود. او ابتدا صحنه‌ای از فیلم‌نامه را بازی کرد، سپس شنید که کسی فراید میزد: “کات” در حالیکه فیلم برداری همچنان ادامه داشت. دختر روی تخت خاب پرید و نشست. سپس پرسید: “چطور بود؟ اصلن خوب بود؟” و بعد نگاه کرد و دید که همه ساکت هستند و نورها هم هنوز روشن است. در آن لحظه دریافت که دوربین هنوز مشغول فبلم برداری است. ما عکس العملی را که می‌خاستیم بدست آورد بودیم. بازی، سیما و شخصیت او واقعن افسون کننده بود. با خودمان گفتیم “این همان دختری است که دنبالش میگردیم.” این فیلم آزمایشی بعدها مشهور شد و حتا یک بار هم در تلویزیون این طریقه آزمایش نمایش داده شد”.

فیلم تعطیلات رمی در هفته آخر آگوست ۱۹۵۳ در نیویورک به نمایش درامد و هنرپیشه نقش اول زن فیلم یک شبه شهرت جهانی پیدا کرد. پارامونت ستایش ها و فیلم‌نامه های فراوانی نثار “وایلر” کرد. ادری هپبورن هم برای این اولین فیلمش در همین سال اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را ازآن خود کرد.

(نقل از بولتن روزانه سومین جشنواره جهانی فیلم تهران-۱۱ آذر ۱۳۵۳)

منبع: فیلم هایی که می بینیم

 

 

[nextpage title=”نکاتی که درباره « تعطیلات در رم » نمی دانید”]

 

گفته شده که هنگام نوشتن داستان، نویسنده کری گرانت را در ذهن داشته است.

گرانت به دلیل اینکه احساس می کرد برای همبازی شدن با هیپبورن در یک فیلم عاشقانه ، زیادی پیر است، از بازی در این فیلم انصراف داد.

یکی از دلایلی که باعث شد تا ویلیام وایلر ، تمام مدت فیلم را در ایتالیا فیلمبرداری کند، به دلیل نامه های تهدید آمیزی بود که از جانب کمیته حقیقت یاب به وایلر به دلیل لیبرال بودن ارسال می شد!

پس از اتمام فیلمبرداری ، گریگوری پک به سراغ تهیه کنندگان رفت و به آنها اعلام کرد که هیپبورن حتما برای بازی در این فیلم برنده اسکار خواهد شد. تهیه کنندگان هم نام او را برجسته تر در پوسترهای فیلم قرار دادند و در نهایت هیپبورن برنده اسکار هم شد.

ویلیام وایلر ابتدا در نظر داشت تا از جین سیمونز در نقش ” آن ” استفاده کند. حتی گفته می شود که قرار بود این پروژه به دلیل انصراف سیمونز از بازی در فیلم ، کنسل شود!

پیش از آنکه ویلیام وایلر به عنوان کارگردان این فیلم انتخاب شود، قرار بود تا پروژه را فرانک کاپرا کارگردانی کند و از کری گرانت و الیزابت تیلور در نقش های اصلی استفاده کند.

« تعطیلات در رم » از طرف انجمن فیلم آمریکا به عنوان چهارمین فیلم ( از ده ) فیلم رمانتیک برتر تاریخ سینما شناخته شده است.۷

کمپانی پارامونت تاکید داشت تا فیلم در هالیوود فیلمبرداری شود اما پس از اصرار وایلر به فیلمبرداری در ایتالیا، کمپانی قید کرد که در اینصورت بودجه فیلم محدود خواهد بود و خبری هم از رنگی بودن فیلم نیست!

فرانز پلانر که فیلمبرداری فیلم را برعهده داشت، در طول ساخت فیلم دچار بیماری شد و هنری آلکان جایگزینش شد.

بودجه فیلم تنها ۱٫۵ میلیون دلار بود !

اولین فیلم آمریکایی بود که بطور کامل در ایتالیا ساخته شد.

گریگوری پک زمانی که در صحنه فیلمبرداری « تعطیلات در رم » حاضر شد، به دلیل جدایی اش از همسرش به شدت افسرده بود. اما در جریان فیلمبرداری با زنی فرانسوی به نام ورونیکه آشنا شد و با وی ازدواج کرد. این دو تا آخر عمرشان در کنار یکدیگر زندگی کردند.

دیالوگ های فراموش نشدنی :

شاهزاده : اینجا آسانسور هست؟

جوئی برادلی : اینجا اتاق منه!

گردآوری: امیر گلسفیدی

منبع: مووی مگ

 

 

[nextpage title=”یادداشتی بر تعطیلات رمی: کلاسیکِ پست مدرن!”]

همیشه که زندگی به میل آدم نیس… گریگوری پک/ تعطیلات رمی

 

همیشه همه چیز جوری که انتظار داریم پیش نمی رود. می شود داستانی عاشقانه باشد بدون وصال و حتی یه جمله ی «دوستت دارم». می شود داستان شاه پریان باشد اما نه انیمیشن و فانتزی که زنده و واقعی. می شود دختر، شاهزاده باشد و پسر، فقیر اما داستان سطحی و مبتذل نباشد. می شود همه چی کلیشه ای باشد اما در عین حال، تازه و جذاب. می شود هرچی نشدنی است شدنی بشود.

تعطیلات رمی از آن کلاسیک های شاهکاری ست که اگر نگوییم بی همتاست به جرأت می توانیم بگوییم کم نظیر است. اینکه در دوره ای که هنوز سینما تازه پا به عرصه ی مدرنیسم گذاشته، اثری پست مدرن ساخته بشود واقعاً جای تحسین دارد. ویلیام وایلر داستان پریانی خلق کرده بدون انکار سابقه ی ذهنی مخاطبش از نمونه های نظیر و مشابه. تعطیلات رمی مثل آناستازیا و امثال آن، فیلم صرفاً خوبی که از یه داستان کلیشه ای معروف ساخته شده باشد نیست. شاهکاری ست که اشاره ی آشکار دارد به این داستان های مشهور. پرنسس آنی –که اول از همه همین اسم می تواند اشاره به آناستازیا باشد- وقتی حرف از مجلس رقص شبانه می شود می گوید: «پس منم می شم شاه پریون و با لنگه کفش فرار می کنم» و ابتدای فیلم هم می بینیم که لنگه کفشش که کاملا تداعی کننده ی لنگه کفش سیندرلاست چه نقش مهمی در شخصیت پردازی آنای قبل از آن ۲۴ ساعت گردش در رم ایفا می کند.. این فیلم کلاسیک با اسطوره های کلاسیک دارد کاری را می کنه که در زمانه ی ما تازه و اولین بار با پالپ فیکشن و تارانتینو مد شده! ارجاع به فیلم ها و داستان های مشهور. تماشای تعطیلات رمی برای مخاطب چند نوع لذت را توأمان دارد. لذت فیلم سیاه و سفید دیدن و بر انگیخته شدن حس نوستالوژیکی که تماشاگر به این قبیل آثار دارد، لذت تماشای داستان پریانی جذاب و شیرین که خاطره ی دیده و شنیده های کودکی و داستان های عاشقانه ی گذشته را زنده می کند، لذت تماشای داستان پریانی که به روز است و تازگی اش کاملاً ملموس است. هم پایان خوش آن قبیل آثار روا ندارد و با ذائقه ی جدید دیداری مخاطب بیشتر سازگار است ضمن اینکه ابهام مدرنیسم را هم ندارد و به تماشاگر عام خودش بی اعتنا نیست. هم حرف هایی برای گفتن دارد که اون را از یک داستان عاشقانه ی کلیشه ای که شاید اگر هم خوب باشد اقضای زمانه نیست جدا می کند. تعطیلات رمی فیلم مهجور مانده ای نیست و شهرت زیادی برای خودش و کارگردانش ویلیام وایلر به ارمغان آورده اما من فکر می کنم ارزشش خیلی بیشتر از اینهاست.

این جنبه از فیلم که من درباره اش حرف زدم خاص ترین وجه قوت فیلم بود. اگر بخواهم درباره ی فیلمنامه ی خوبش و جزئیات سنجیده و محشری که دارد، بازی های عالیش بخصوص کار سختی که هپبورن با میمیک چهره اش انجام می دهد، تقطیع نماهای دکوپاژی حساب شده ی کارگردانیش بخصوص در صحنه ی فاینال و خیلی چیزهای دیگر حرف بزنم نوشته ام میشود نقد و اصلا دوست ندارم این اتفاق بیفتد چون نه اینجا روزنامه و نشریه ی سینمایی است نه تعطیلات رمی فیلم تازه و نقد نشده . تنها اتفاقی که مایلم رخ بدهد این است که اوج هیجانم را از تماشای چندمین باره ی این فیلم منتقل کنم. فیلمی که به نظرم فقط باید خوب و بارها و «عاشقانه» دیده شود. همین.

منبع: سینما آزاد

 

 

[nextpage title=”دو پارگراف درباره ی تعطیلات رمی”]

 

در مصاحبه انتهای فیلم تعطیلات رمی، به پرنسس آن می گویند در جواب سوالی با این مضمون که در کدام شهر بیشتر به او خوش گذشته، پاسخ بدهد که هر شهری در جای خودش خوب بوده است. اما پرنسس داستان ما نمی تواند احساسات خودش را مخفی کند و بدون توجه به سیاسی کاری های معمول، اعلام می کند که هیچ جا برای او شهر رم نمی شود! این، نقطه مرکزی داستان است. انگار تمام فیلم ساخته شده تا تماشاگر بهاین نقطه برسد. به نقطه ای که بفهمد کل داستان فیلم، نه صرفاً ماجرای برخورد یک پرنسس فراری و یک روزنامه نگار سمج، که داستان فرار از هرگونه قید و بند است. ماجرای کسی که به جای پذیرش فشاری که از سوی محیط اطراف اش برای همرنگ محیط شدن به او وارد می شود، سعی می کند برای چند ساعت یا چند روز هم که شده، محیط اطراف را همرنگ خودش کند. حالا فرض کنید چنین مضمونی دست کارگردان انسان گرایی چون وایلر بیفتد. چگونه می شود نتیجه کار، حال تماشاگر را خوب نکند؟!

منبع: خسرو فیلم

—-

“شاهزاده خانم آن” (هپبرن) که برای تعطیلات به رم سفر کرده است از زندگی مبادی آداب و خشک درباری خسته شده است. او شبی به تنهائی در شهر به گردش می‌رود و با خبرنگاری آمریکائی به‌نام “جو” (پک)، آشنا می‌شود. وقتی “جو” به هویت واقعی “آن” پی می‌برد، سعی می‌کند تا از فرصت پیش‌آمده برای تهیه خبرها و گزارش‌های داغ استفاده کند؛ تا این‌که آرام‌آرام به شاهزاده خانم دل می‌بازد. حالا، “آن” نیز به “جو” محبت پیدا می‌کند، با این همه مجبور می‌شود به قصر و زندگی اولش باز گردد…

٭ این افسانه پریان مدرن با پایان نامتعارف و تلخش، تصویری زنده و پرکنایه از ناممکنی رابطه فقیر و غنی ارائه می‌دهد. اما شکوه فیلم فراتر از این کنایه نخ‌نما و حالا از مد افتاده، به‌دلیل پرورش رابطه‌های شیرین است. پک با آن نگاه‌های عاطفی و هپبرن در نخستین نقش سینمائی خود می‌درخشد.

منبع: ویستا

 

 

[nextpage title=”دو یادداشت وبلاگی درباره ی فیلم «تعطیلات رمی»”]

تعطیلات رمی (Roman Holiday) فیلمی ساخته ویلیام وایلر محصل سال است ۱۹۵۳.

 

اگر از دوستداران ستارگان معروف و قصه‌های هزار و یک شب باشید شاید از دیدن آن خوشتان بیاید وگرنه با سلیقه‌های امروز دیدن آن شاید برای بسیاری از جوانان ما چندان جالب نباشد. فیلم داستان شاهزاده‌ای است که از مراسم دربار خسته شده است شبی که بسیار خواب آلود است از کاخ بیرون می‌زند و در خیابان با خبرنگار جوانی آشنا می‌شود…

نویسنده فیلمنامه در آن سالها به دلیل تعلقات کمونیستی و موضوع سناتور مک‌کارتی، کارممنوع بوده است و نام او در عنوان‌بندی فیلم نیامده است. جالب این که همزمان با پخش فیلم داستانی مشابه آن برای یکی از شاهزادگان انگلستان پیش می‌آید. گریگوری پک هم می‌گوید در صحنه دهان دروغگو که او دستش را داخل دهان آن مجسمه می‌کند، بدون این که به آدری هپبورن بگوید آن حرکت پنهان کردن دست در آستین را انجام می‌دهد و آن صحنه با یک برداشت گرفته می‌شود. ابتدا قرار بوده نقشه هپبورن را الیزابت تایلور بازی کند که او مشغول کار دیگری بوده و نقش به هپبورن جوان و تازه کار می‌رسد. نقش اول مرد را هم ابتدا به کری گرانت پیشنهاد می‌کنند که او نمی‌پذیرد و سپس به پک می‌رسد. خود پک هم می‌گوید آن زمانها هر نقشی که گرانت رد می‌کرد به من می‌رسید.

همه مطالب از دی‌وی ‌دی فیلم است.

منبع: فارسی نگار

——-

نام فیلم:تعطیلات در رم(رومی)

اولین نکته اینکه به نظرم ترجمه ی صحیح تر عنوان فیلم “تعطیلات در رم” است.چون از تعطیلات رمی٬ مفهوم تعطیلات از نوع رمی آن استنباط می شود که طبق داستان چیزی که بیشتر به فیلم نزدیک است مورد اول است.

تعطیلات در رم یک سینمای قصه گوی واقعی ست.یک کمدی-درام-رومانس اصیل و ماندگار با بازی های به یاد ماندنی.

من قصه گفتن فیلم را دوست دارم.با وجود اینکه صمیمیت یک روزه ی پرنسس و جو تا حدود زیادی اغراق شده و ایده آلیستی تصویر شده٬ ولی عشق ِ جو با وجود اینکه می داند بیش از یک روز دوام نخواهد داشت٬با بازی خوب پک کاملا باور پذیر و دوست داشتنی از آب در آمده است.

آدری هیپبورن با صورت و اندام دخترانه و زیبااش شاید بهترین گزینه برای نقش پرنسس بود که اتفاقا جایزه ی اسکار را هم به خاطر همین فیلم برد.

تعطیلات در رم در اولین دیدار هیچ چیز خاص و خارق العاده ای ندارا.فقط از یک چیز خیلی بزرگ سود می برد و آن صداقت و صمیمیتی ست که در طول فیلم مسحورتان می کند.

هیچ کس از دیدن فیلم پشیمان نمیشود. و بعد از دیدن فیلم متوجه می شود که مطمئناً گوشه ای از قلبش به تسخیر عشق دوست داشتنی فیلم در آومده است.

تعطیلات در رم برایتان ۲ ساعت لذت بخش فراهم می کند و تا مدت ها شما را به تحسین سادگی اش وا میدارد.

فیلمنوشت:به نگاهم خوش آمدی

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

2
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
2 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
فاروقمانی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
فاروق
Guest
Member
فاروق

تنک یو
عاشق این کلمه از زبان ادری عزیز هستم. چقد این فیلم به قلبم نشست. یک کمدی درام زیبا که هیچ وقت از ذهنم نمیره.
ادری عزیز منو یاد کسی میندازه که درست مث گریگوری شاهزاده خانمو ا دس دادم
ادری عزیز روحت قرین رحمت

مانی
Guest
Member
مانی

سلام فیلم ساده و روانو خوبیه. با بازی ادری هیپبورن دوست داشتنی و گری گوری پک جذاب.بهتون پیشنهاد میکنم ببینیدش.