Roma (روما)

۲۰۱۸ | درام | ۱۳۵ دقیقه | درجه نمایشی R

 

کارگردان :Alfonso Cuarón

نویسنده :Alfonso Cuarón

بازیگران :Yalitza AparicioMarina de TaviraDiego Cortina Autrey

خلاصه داستان :داستان پیرامون یک خانواده از طبقه‌ی متوسط در مکزیکو سیتی سال ۱۹۷۰ جریان دارد و با نگاهی به کشتار کورپوس کریستی ساخته شده است که در آن دانشجویان معترض توسط سربازان مکزیکی زبده قتل عام شدند.

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

 

اریک کوهن – Indiewire (امتیاز ۱۰ از ۱۰)

«روما» با اختلاف زیاد یکی از نمونه‌های داستان‌گویی تجربی است در سینمایی که با افراد بی‌باکی پر شده است. در اینجا ما تظاهرهای «فرزندان بشر» و یا «جاذبه» را نداریم که باعث شده یک گونه صمیمیت داشته باشیم. همچون یک شومن بزرگ که کلی تلاش می‌کند تا همه چیز در جای درستش باشد، او نیز بینندگان را به سوی یک صحنه‌ی واضح می‌کشاند تا آن‌ها را با اطلاعات جدید غافل‌گیر کند.

 

رابی کالین – The Telegraph (امتیاز ۱۰ از ۱۰)

هر صحنه‌ی اثر به نظر که با اطلاعاتی واضح و شفاف از یک خاطره یا یک رویایی که مجدد اتفاق می‌افتد پر شده است.

 

تاد مک کارتی – The Hollywood Reporter (امتیاز ۱۰ از ۱۰)

«روما» شاید یادآور خاطراتی که خیلی‌ها آن را از یک کارگردان ماجراجو و علمی‌تخیلی-محور داشتند نباشد اما فیلم کاملاً بدیع، مستحکم، شگفت‌آور و به طرز شعف‌آوری جذاب است.

 

پیتر بردشا – The Guardian (امتیاز ۱۰ از ۱۰)

فیلم گاها رمان‌گونه به نظر می‌رسد، درامی صمیمی و قوی که ما را به داخل زندگی محلی می‌برد که خیلی شبیه به زمان حال حاضر به نظر می‌رسد. همچنین به خاطر ساختار اپیزودیک خود گاها شبیه به یک اثر تلوزیونی به نظر می‌رسد، گاها نیز همچون یک حماسه‌ی بزرگ است.

 

استفانی زاکارک – Time (امتیاز ۱۰ از ۱۰)

 این فیلم لطیف و باشکوه که همچون یک خاطره‌ در قالب فیلم نوشته شده است به صورت غیرمستقیم درباره‌ی فردی است که آن را ساخته است. او در سایه ایستاده است و ما را به سوی چیزی فرا می‌خواند.

 

امیلی یوشیدا – New York Magazine (امتیاز ۱۰ از ۱۰)

«کوآرون» هیچ وقت به دنبال نتیجه‌ و یا راه حلی برای این رابطه نیست. اما شاید این یکی از همان دلایلی باشد که روما چنین تاثیر عمیقی می‌گذارد.

 

آلونسو دورالده – TheWrap (امتیاز ۹٫۲ از ۱۰)

«آلفونسو کوآرون» یک شاهکار احساسی درباره‌ی نوستالژی و حال ساخته است، فیلمی که ما را به یاد موهبت‌های او به عنوان یک داستان‌گو و فردی که می‌تواند تجارب انسانی را در مقیاس بزرگ نشان بدهد می‌اندازد.

 

جسیکا کیانگ – The Playlist (امتیاز ۹٫۱ از ۱۰)

این فیلم نمونه‌ای از فیلم‌سازی شخصی است که به چنان سطح اعلایی برده شده است که گاها حس می‌کنیم داریم به چیزهایی گوش می‌دهیم که به ما ارتباطی ندارند.

 

جان بلیزدیل – Cinevue (امتیاز ۸ از ۱۰)

آلفونسو کوآرون با ساخت «روما» برای الهام گرفتن به بچگی خودش بازگشته است، یک نامه‌ی تشکر سیاه و سفید اتوبیوگرافی‌گونه مملو از عشق و گرما.

 

«روما» انتظاراتی که از آن می‌رفت را با تصویری سنجیده و بسیار تکان‌دهنده از زندگی محلی نشان می‌دهد.

فیلم «روما» ساخته‌ی «آلفونسو کوآرون» از زمان به روی پرده رفتنش در جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم «ونیز» و برنده شدن جایزه‌ی «شیر طلایی» در ماه سپتامبر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است اما در برخورد اول – و تنها در برخورد اول، سخت است که دلیل این مسئله را متوجه شویم. راستش شاید دلیل‌ش این باشد که تمامی جوسازی‌هایی که قبل از به‌روی‌پرده‌رفتن آثار سینمایی انجام می‌شود باعث بالارفتن انتظارات و بروز یک‌سری سوتفاهمات می‌شود. البته این مسائل درباره‌ی کیفیت خود اثر نیستند و صرفا درباره‌ی هسته‌ی آن هستند. علی‌رغم دیگر آثار بسیار مطرح و عمومی مثل «ستاره‌ای متولد شده»(A Star is Born) و «پلنگ سیاه»(Black Panther)، «روما» فیلمی بسیار ساکت و آرام و حتی آرامش‌بخش است.

«روما» یک پروژه‌ی نسبتا شخصی است که در لایه‌ای از واقعیت روایت می‌شود، تا اینکه بخواهد درامی خلق شده توسط نویسنده و کارگردان آن یعنی آقای «آلفونسو کوآرون» باشد، کسی که تجربیات بچگی‌ش هسته‌ی اصلی تشکیل دهنده این اثر هستند. او علاوه بر نویسندگی و کارگردانی وظیفه‌ی تدوین و همچنین فیلم‌برداری اثر را نیز بر عهده داشته است. اما چون رویدادهای خطیر در انواع این زندگی‌ها بدون هیچ‌گونه تمایلی روی می‌دهند و چون که بازیگران اکثرا غیرحرفه‌ای این اثر بازی بسیار خوبی از خود نشان داده اند و بدون هیچ‌گونه تلاش زیادی، تا زمانی که «روما» بخواهد رده‌بندی سنی R خود را دریافت کند، ما این احساس را داریم که صرفا به تماشای یک زندگی ننشسته‌ایم بلکه کاملاً توسط آن در آغوش کشیده شده ایم و همین باعث تفاوت احساسی اعظم فیلم می‌شود.

«کوآرون» یکی از موفق‌ترین و همه‌کاره‌ترین سینماگران صده‌ی اخیر، آن هم با فیلم‌هایی همچون «جاذبه»(Gravity) که یک اپرای فضایی بود، فیلم پادآرمان‌شهرگونه‌ای همچون «فرزندان بشر»(Children of Men) و حتی «هری پاتر و زندانی آزکابان»(Harry Potter and the Prisoner of Azkaban) که تمام اعتبار آن‌ها به او تعلق دارد. گرچه رزومه‌ی «کوآرون» بسیار گلچین شده است، «روما» حتی در این صورت هم تجربه‌ای جدید برای او است. فیلم که به نوعی به یادآورنده‌ی آثار کلاسیک سبک «نئورئالیسم» ایتالیایی است علی‌الخصوص در استفاده از رنگ‌های سیاه و سفید، حماسه‌ای از هر روز زندگی است و به حدی جلاداده شده که هر کس از دیدن آن لذت ببرد.

فیلم که وقایع آن در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ و در شهری به نام «کولونیا روما» در حوالی نیومکزیکو که خود «کوآرون» در آنجا بزرگ شده بود روی می‌دهند، بیش از اینکه یک فیلم را شکل دهند یک ماشین رو به سوی گذشته را خلق کرده اند. «روما» یک بدل کامل و تاثیرگذار از آن زمان و مردمش است، درست به گونه‌ای که کوآرون آن‌ها را به یاد دارد.

برای این که طراحی محیط کامل باشد، آقای «اوگینو کابایرو»(که در فیلم «هزارتوی پن»(Pan’s Labyrinth) یک خانه‌ در حوالی نیومکزیکو که قرار بود تخریب شود را یافت و آن را به شکل خانه‌ی زمان بچگی «کوآرون» بازسازی کرد. هنگامی که اعضای خانواده‌ی «کوآرون» خانه را دیدند، اعلام کردند که تقریباً ۷۰ درصد وسایل خانه شبیه چیزهایی هستند که او در زمان کودکی در آن خانه دیده بود.

«کوآرون» همچنین اصرار داشت که تمامی اعضای گروه بازیگری را افرادی تشکیل دهند که او را به یاد شخصیت‌های واقعی‌ای که در ذهنش داشت بیاندازند. پس از جست‌وجویی روستا به روستا – واقعا و به معنای واقعی کلمه روستا به روستا برای یافتن شخصیت اصلی، آن‌ها معلم مدرسه «یالیتزا آپاراشیو» را به عنوان نقش «کلئو» برگزینند، کسی که نقش خدمت‌کار-پرستاربچه‌ای را به عهده دارد که «کوآرون» در زمان بچگی خود به عنوان یک مادر دوم می‌دید.

کارگردان این اثر نه تنها دیالوگ‌های شخصیت «کلئو» را به زبان «میکستک» که یک زبان محلی کشورش نوشت، بلکه دوست نزدیک «آپاراشیو» را نیز استخدام کرد تا نقش دوست نزدیک او در فیلم را بازی کند و آن‌ها بتوانند به سادگی با یکدیگر به زبان «میکستک» حرف بزنند.

این حجم از شباهت به واقعیت برای فیلم‌سازی مثل «کوآرون» چیز عجیبی نیست. «روما» داستانی از بچگی نیست که الان بخواهیم به یادش بیاوریم بلکه بیشتر دید یک انسان بالغ به همان دوران بچگی و بازتاب آن در ذهن وی است، اینکه ببینیم واقعا چه اتفاقی افتاد و چه معنی ای داشت.

«روما» در ذات خودش زندگی «کوآرون» جوان، خواهران و برادران و پدر و مادرش است اما همچنین درباره‌ی «کلئو» و وفاداری فیزیکی و ذهنی او در طی زندگی‌ش است. اگرچه فیلم در چندین دهه‌ی پیش اتفاق می‌افتد اما با مضامینی بسیار جدید مثل قدرت خواهری و ذات خانواده درگیر است و اینکه هر دو چقدر در مقابله با زندگی ضروری و لازم هستند.

اولین چیزی که در برخورد با «روما» متوجه آن می‌شوید، ذات سیاه و سفید اما درخشان فیلم‌برداری این اثر است. این اثر با یک دوربین دیجیتال با فرمت بزرگ فیلم‌برداری شده که تکنیک‌های مختلفی نیز دارد اما فیلم‌برداری آن بر عهده‌ی همکار همیشگی کارگردان و برنده‌ی ۳ جایزه‌ی اسکار یعنی «امانوئل لوبزکی» نبوده است. به دلیل یک مشکل در برنامه‌ریزی و عدم هماهنگی تاریخ‌ها، این شغل به عهده‌ی خود «کوآرون» افتاد و نتایج آن نیز بسیار رضایت بخش بوده اند.

«روما» در جایی شروع می‌شود که داستان «کلئو» را در روزهای سخت زندگی‌ش که حجم بسیاری از کار خانه و شست‌و‌شو را انجام می‌دهد دنبال می‌کنیم. او در عین حال مسئول ۴ بچه نیز هست، آن‌ها را می‌خواباند، بیدار می‌کند و همه‌ی کارهایشان را انجام می‌دهد. اگرچه مادر بچه‌ها یعنی «سوفیا»(مارینا د تاویرا) نیز در داستان دخیل است اما پدر دکتر آن‌ها را به ندرت می‌بینیم. وقتی که او به خانه می‌آید تصویر بسیار بزرگی از او در ذهن داریم.

هسته‌ی دراماتیک «روما» به واقع بحران موازی‌ای است که «کلئو» و «سوفیا» تجربه می‌کنند و اینکه چگونه این دو زن و خانواده‌هایشان در نهایت با مصائب آن دست و پنجه نرم می‌کنند. ابتدا بازگشت پدر خانواده از کنفرانسی در کانادا مرتبا به تعویق می‌افتد و «سوفیا» هر لحظه آشفته‌تر می‌شود تا اینکه آن اتفاق غیرقابل‌اجتناب روی می‌دهد. تقریبا در زمانی مشابه، «کلئو» که توسط دوست نزدیکش با یک مرد نظامی آشنا شده است با عواقب غیرمنتظره‌ی آن رابطه روبه‌رو می‌شود. اگرچه رابطه‌ی طبقاتی بین ارباب و کارگر همچنان باقی‌مانده است اما آن‌ها متوجه می‌شوند که برای ادامه‌ی زندگی و همچنین اجتناب از تراژدی باید نظم را دوباره به خانواده بازگردانند.

یکی از توانایی‌های «روما» این است که موقعیت سیاسی جامعه را با یک داستان شخصی درهم می‌آمیزد که در نتیجه‌ی آن یک بازسازی تصویری بی‌نظیری از لحظه‌ای شوم در تاریخ مکزیک ساخته شده است، یعنی کشتار دانشجویان Corpus Christi در سال ۱۹۷۱٫

اگرچه فیلم این ریسک که بیش از حد طولانی بشود را پذیرفته است، «روما» و تصویری شخصی در تلاقی با جامعه‌ای که در آستانه‌ی فروپاشی قرار دارد ارائه می‌کند بسیار قانع‌کننده است، فیلمی که شبیه به آن را احتمالا نخواهیم دید.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of