Robert the Bruce (رابرت بروس)

کارگردان: Richard Gray (ریچارد گری)
نویسنده:
5.3
42
0.57

خلاصه داستان:

فیلم به نوعی ادامه‌ی «شجاع‌دل» (۱۹۹۵) محسوب می‌شود و داستان رابرت اول، یکی از پادشاهان آن زمان اسکاتلند را روایت می‌کند...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

Rogerebert.com

« رابرت بروس » فیلم‌برداری بسیار زیبایی از « جان گارت » داشته است که توانسته استفاده‌ی کامل از مناطق خارج از شهری اسکاتلند را بکند.

The Guardian ( امتیاز ۶ از ۱۰ )

حدود یک ساعتی طول می‌کشد تا فیلم بتواند روی دور خودش بیفتد اما بعد از آن می‌تواند تا به سطح قابل قبولی برسد و خودش را بالا بکشد.

دیوید ادلستاین – New York Magazine (Vulture) (امتیاز ۵ از ۱۰)

اگر با خواندن این نقد فکر کرده اید که « رابرت بروس » فیلم خنده‌داری است باید بگویم که خب اشتباه شده. این فیلم اصلا اثر بدی نیست. اگرچه که در بخش‌های بزرگی از خود بسیار غیرکاریزماتیک ظاهر می‌شود.

دیوید الریچ – Indiewire ( امتیاز ۴.۲ از ۱۰ )

« رابرت بروس » سعی می‌کند تا رابطه‌ی بین یک فرمانروا و مردم او را بشکافد و بررسی بکند و همدلی و اهمیت دادن فردی را به عنوان بهترین دفاع در برابر حکومتی دروغین و تصنعی است.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 5 از 10

« رابرت بروس » ( Robert the Bruce ) را می‌توان به گونه‌ای یک دنباله‌ی غیررسمی بر فیلم « شجاع‌دل » ( Braveheart ) محصول سال ۱۹۹۵ سینمای هالیوود دانست؛ در هر دوی این فیلم‌ها، « انگل مک‌فادین » نقش چهاردهمین پادشاه اسکاتلند را بازی می‌کند. فیلم جدید که « مکفادین » نقش نویسنده‌ی همراه را هم بر عهده داشته است، حدود یک یا دو سال پس از پایان فیلم برنده‌ی اسکار « مل گیسبون » جریان دارد که این بدان معناست که یک بازیگر ۵۶ ساله قرار است نقش یک شخصیت ۳۰ و خرده‌ای ساله را بازی کند). فیلم به شدت درباره‌ی هماهنگی با تاریخ وقایع و اتفاقات سختگیرانه عمل می‌کند؛ کمی تصورات هم در این اثر دخیل است اگرچه که دیدن این چنین موارد در حماسه‌ی خونین فیلم اصلی جذاب‌تر بود تا این دنباله‌‌ی سرگردان. « رابرت بروس » به نسبت داستان اندک و کوتاهی که دارد، حدود نیم‌ساعت طولانی‌تر از چیزی است که باید باشد.

فیلم در نیم‌ساعت ابتدایی خود تلاش زیادی می‌کند تا ما را با شخصیت‌های فرعی سطح درجه دومی آشنا بکند، افرادی که بر روی تصمیم رابرت در جهت حکمرانی مجدد بر اسکاتلند اثرگذار خواهند بود. این خانواده – بیوه‌ای جذاب به نام « موراگ » ( آنا هاتچینسون )، پسرش به نام « اسکات » ( گابریل بیتمن )، برادرزاده‌ی او به نام « کارنی » ( برندون لسارد ) و خواهرزاده‌ش « ایور » ( با بازی تالیتا بیتمن ) – را نمی‌توان درگیر‌کننده‌ترین گروه چهارنفره‌ی دنیا دانست. شخصیت منفی داستان، برادر همسر فقید « موراگ » به نام « براندو » ( زک مک‌گوان ) است، کسی که علاقه‌ی زیادی به جایزه‌ای دارد که پادشاه انگلستان برای سر « رابرت » تعیین کرده است.

« رابرت بروس » زمان بسیار زیادی را با این شخصیت‌ها می‌گذارند در حالی که شخصیت اصلی که نام او در عنوان اثر وجود دارد، یا در غاری مخفی شده و مشغول تماشای تاراندازی‌های یک عنکبوت است و یا اینکه بر روی تخت « موراگ » بدون هیچ‌گونه حرکتی دراز کشیده است. رابطه‌ی او با خانواده‌ش متزلزل است؛ اینکه بازیگر جوان یعنی « گابریل بیتمن » در ابراز احساساتش مشکل دارد هم کمکی به فیلم نکرده است. فیلم در نهایت سرعت خود را با یک سری صحنه‌های اکشن و مبارزه بالاتر می‌برد، سکانس‌هایی که « بروس » و نجات‌دهندگان او در آن‌ها با « براندو » و همراهان او مواجه می‌شوند. اگرچه به خاطر مشکلات احتمالا مرتبط با بودجه، ما پیروزی‌های نظامی معروف « رابرت » را نمی‌بینیم ( نبرد لوندون هیل (Loundoun Hill) در سال ۱۳۰۷ و نبرد بانوکبرن (Bannockburn) در سال ۱۳۱۴). اینکه در پایان فیلم چند خط متن بر روی تصویر بگذاریم که از پیروزهای رابرت می‌گویند چیزی شبیه به تقلب کردن در جلسه‌ی امتحان است. اکثر کسانی که فیلم را تماشا می‌کنند احتمالا چندان درگیر آن نشوند.

فیلم شامل یک سری انتخاب بازیگر بسیار جذاب می‌شود، اگرچه که تعداد زیادی از بازیگران بیشتر شناخته شده زمان زیادی را در فیلم در اختیار نداشته اند. « پاتریک پوگیت »، « ملورا والترز » و « کوین مک نالی » همگی در این فیلم حضور پیدا می‌کنند. « جرد هریس » در نقش « جان کومین » بازی می‌کند، کسی که در یک کلیسا توسط « رابرت » به قال رسیده بود اما در هر صورت او در یکی دو مورد از صحنه‌ها حضور پیدا می‌کند. به غیر از « مک‌فادین » اکثر بازیگران این فیلم از جایی غیر از اسکاتلند اند. در نتیجه‌ لهجه‌های موجود در این اثر از قابل چشم‌پوشی کردن تا فاجعه متغیر است.

به هنگام تماشای « رابرت بروس » من به دفعات یاد « آخرین روزهای پتون » ( The Last Days of Patton ) می‌افتادم. این فیلم تلوزیونی که در سال ۱۹۸۶ ساخته شده بود، چیز زیادی به جز بازگشت « جورج سی. اسکات » به مشهورترین نقش سینماییش نداشت. داستان ضعیف بود، ضرب‌آهنگ و سرعت فیلم مشکل داشت و احساس کلی‌ای که از فیلم گرفتیم چیزی نبود که بخواهیم آن همه مدت برایش صبر کرده باشیم. نظرات مشابهی را می‌توان درباره‌ی « رابرت بروس » داد، اگرچه که شخصیت اصلی این فیلم اصلا در حد و اندازه‌های ژنرال جنگ جهانی دومی « اسکات » نیست. اگرچه که باید گفت او بهترین چیزی است که در این فیلم می‌توان یافت. یک انتخاب بهتر برای این چنین افراد تاریخی را می‌توان « شاه قانون‌شکن » ( The Outlaw King ) از « کریس پاین » دانست که دو سال پیش در نت‌فلیکس پخش شد و هنوز هم مشترکان آن سرویس می‌توانند به تماشایش بپردازند. میزان تاریخی بودن آن اثر هم زیر سوال است اما ارزش سرگرمی‌سازیش بسیار بهتر.

مترجم: امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of