Rambo: Last Blood (رمبو: آخرین خون)


خلاصه داستان:

رمبو باید با گذشته‌اش روبرو شود و مهارت‌های قدیمی خود را دوباره به کار ببندد تا بتواند در آخرین ماموریت خود با محوریت انتقام موفق شود...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
وینس مانچینی – Uproxx (نمره ۶.۷ از ۱۰)

این فیلم محصول یک سری ذهن واقعا مجنون است. باید آن را دید.

 

ویتنی سیبولد – آی جی ان (نمره ۴.۵ از ۱۰)
« رمبو: آخرین خون » تمامی آن‌ چیزهایی که به خاطر آن‌ها این فرنچایز اکشن در طول سالیان دراز از مسیر خود جدا شده را از آن‌ها می‌گیرد.

 

فرنک شک – هالیوود ریپورتر (نمره ۴ از ۱۰)
این شخصیت لایق چیز بهتری است، مخاطبان هم به همین ترتیب.

 

ایان فریر – امپایر (نمره ۴ از ۱۰)
به عنوان یک مجال آخر برای یک اسطوره بزرگ سبک اکشن، « رمبو : آخرین خون » یک ترقه‌ی نم‌کرده است. سربندهای خود را ببندید و این قهرمان را به یاد روزهای خوبش به خاطر بیاورید.

 

جیمز موترام – توتال فیلم (نمره ۴ از ۱۰)
هنوز هم در دیدن این که استالون یک شخصیت کلاسیک را برای آخرین غرش همراهی می‌کند هیجان وجود دارد، ولی این یک اکشن منطبق بر فرمول‌های تکراری است.

 

اریک کان – ایندی وایر (نمره ۳.۳ از ۱۰)
به صورت سطحی، « آخرین خون » شاید یک عالمه از چیزهای مرتبط با یک فیلم درجه ب را داشته باشد، ولی درست به مانند قهرمان نام آشنای خود، همچنین یک پنجره با زمان بندی مناسب نسبت به این است که راهکارهای خشن دیگر بیهوده‌اند، و این که چرا خشونت تنها وقتی در دسترس‌ است که بخواهید برای یک هدف از دست رفته بجنگید.

 

پیتر دبرو – ورایتی (نمره ۳ از ۱۰)
اینجا، کار نویسندگان است، نه یک کارتل مواد مخدر، که در مورد این که یک دوشیزه را تا این حد خشن کرده‌اند و سطحش را تنزل داده‌اند پاسخگو باشند.

 

کیتی والش – شیکاگو تریبون (نمره ۲.۵ از ۱۰)
رمبو به سختی تلاش می‌کند تا در پنجمین قسمت‌اش که به شدت هم ضعیف است به خط پایان برسد، فیلمی که انگار یک هیولای فرانکشتاین با یک فتوکپی از ارجاعاتی به نسخه‌های قبلی است، به شکلی ضعیف با فیلمنامه‌ای تنبل به هم بافته شده است.

 

رابرت ادل – د راپ (نمره ۲.۵ از ۱۰)
چیزی که به شکل ویژه در مورد این دنباله ناراحت‌ کننده است، که به آن یک ظاهر سرسری سیاه‌مانند در سکانس‌های اکشن توسط فیلمبردار «برندن گالوین» داده شده است، این است که چقدر استالون سعی می‌:ند تا به بعد جنگجوی مخلوق خود یک وزن عقلانی بردهد، انگار که او ایتن ادواردز در « جویندگان » بوده و نه یک ماشین کشتار که به راحتی می‌توان او را برانگیخته کرد.

 

پیتر بردشاو – گاردین (نمره ۲ از ۱۰)
به شکل چندش آوری نوشته شده و به شکل احمقانه‌ای کارگردانی شده، و حتی سکانس اکشن پایانی هم بعد از یکی دو دقیقه اثر خودش را از دست می‌دهد.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 2.5 از 10

در طول سال‌ها، دنباله‌های «رمبو» (Rambo) با عباراتی نظیر «معجونی برای‌ آدرنالین و تستوسترون» و «ادای دینی به مرد برتر پنداری» مورد دفاع قرار گرفته‌اند. با این حال، سخت است که تصور کرد، چه دفاعی می‌توان از پنجمین و آخرین قسمت از «رمبو»، «آخرین خون»‌‌ (Last Blood)، می‌توان انجام داد. این فیلم برای چه کسی ساخته شده است؟ قطعا نه آن‌هایی که از اولین (و بهترین) نسخه‌ی مجموعه، «اولین خون» (First Blood) لذت برده‌اند. نه آن‌هایی که نسبت به نسخه‌های دو و سه و چهار، به به و چه چه به راه انداختند. نه، با لحن خشن و مهتوای تعفن‌آورش، این فستیوال خون و امحا و احشام شاید بتواند کمی برای عاشقان «آرزوی مرگ» (Death Wish) که آرزو داشتند «چارلز برانسن» (Charles Bronson) انقدر آدم احمقی نبود، جذابیت نسبی داشته باشد.

در حین تماشای «آخرین خون»، گاهی اوقات حس می‌کردم که نیاز دارم دوش بگیرم. فیلم تا این حد بوی تعفن می‌دهد. حضور « استالون » ( Sylvester Stallone ) شاید نوید این را بدهد که «آخرین خون» مصمم است، ولی حتی اگر آن شرایط هم باشد، نتیجه یک مدفوع غیرقابل تماشا است. ایده اصلی به نظر چیزی شبیه به این است: مردها شیطان‌اند، زندگی بی‌هدف است و معیصت‌آمیز، و مردم خوب بیش از همه رنج می‌کشند. چیزهای شادی است. «استالون» کار نسبتا خوبی در زمینه بازآفرینی «راکی» (Rocky) در دهه‌ی اخیر میلادی انجام داده است. ولی با بقیه‌ی آثار موفق دهه هشتادی خود نتوانسته چنین کند.

« جان رمبو » خوب پیر نشده است. از لحاظ فیزیکی، این بدترین قدم رو به جلوی « استالون » است. آن چهره زمخت افتاده است و حضور هنرمندان گریم باعث شده تا رمبو شبیه به « فرنکنشتاین » با حضور « بوریس کارلوف » (Boris Karloff) به نظر برسد. او به سختی راه می‌رود و من من می‌کند، شباهت‌ها افزایش پیدا کرده است. یک سکانس وجود دارد که در آن رمبو آن چه در دلش است بیرون می‌ریزد و من به سختی می‌توانستم حتی یک کلمه از حرف‌های استالون را متوجه شوم. انگار که یک مشت مرمر در دهانش ریخته باشند. زیرنویس می‌توانست کمک کند، اگرچ من شک دارم که محتوای دیالوگ آن‌قدری ارزش داشته باشد که آن‌ها را خواند.

« آخرین خون » تقریبا ۱۲ سال پس از آخرین باری که که با این قهرمان که از اختلال استرسی پس از آسیب روانی رنج می‌برد همراه شدیم و شاهد تکه تکه شدن دشمنان بودیم، جریان دارد. رمبو در یک خانه شبیه به خانه والدین سوپرمن سکنی گزیده‌ است که او با خواهرزاده دانشگاهی خود، « گابریله » (« وت مونریل » (Yvette Monreal ) شریک است. او به شدت طالب این است تا با پدر بیولوژیکی خود دیدار کند، کسی که در جنوب مرز زندگی می‌کند. رمبو به او در مورد این قضیه هشدار می‌دهد ولی، البته که او گوش نمی‌دهد. او از منطقه خارج می‌شود، با پدرش ملاقات می‌کند ( کسی که به او می‌گوید چه تصوری در موردش دارد )، و توسط یک گروه از آدم‌های بد به منظور تجارت برده‌ی جنسی دزدیده می‌شود. وقتی رمبو می‌فهمد که چه اتفاقی افتاده، به دنبال او می‌رود. اوضاع خیلی خوب پیش نمی‌رود و او به کمک یک روزنامه‌نگار محلی مهربان ( « پز وگا » ) نیاز دارد تا از ضرباتی که دریافت می‌کند ریکاوری کند. این بخش خوش فیلم است.

داستان یک نمونه دیگر از « آرزوی مرگ » است با یک سری ارجاعات و الهام‌گیری‌ها از آن شالوده‌ی اصلی « اولین خون ». تعداد آدم‌ها در فیلم بسیار زیاد است و متدهای کشتن آن‌ها هم بیشتر به درد دنباله‌های « هالووین » (Halloween) و « جمعه سیزدهم » ( Friday the 13th ) می‌خورد. تله‌ها، چارشاخ‌های کشاورزی، چاقوها، پیکان‌ها، گلوله‌های شات‌گان، انفجارها… هر چه که بگویید، این جا وجود دارد. آن قدری مرگ در فیلم وجود دارد که کارگردان اثر « آدرین گرانبرگ » (Adrian Grunberg) ( « بیگانه را بگیر‌ » (Get The Gringo)) به یک مونتاژ نیاز داشته تا همه‌ی آن‌ها را جای دهد.

فیلم تقریبا به مدت ۵۰ دقیقه از آن مقدمه‌ی خسته‌ کننده‌اش قبل از شروع خون‌ریزی‌ها ما را عذاب می‌دهد. با این حال، با توجه به مدت زمان کوتاه ۸۹ دقیقه‌ای، این یعنی خیلی زود تلافی آن درآورده می‌شود. انتظار از یک نسخه خوش‌ ساخت از چنین قالبی این است که حس رضایت از تمام وجود بعد از متلاشی شدن دشمن اصلی فیلم در بیننده به وجود بیاید. در « آخرین خون »، تنها حسی که در نهایت با مخاطب می‌ماند ناامیدی و تعفن است. و دشمن اصلی هم آن قدری ضعیف و سست طراحی شده که غیرممکن است حتی ذره‌ای رضایت در وجود شما پس از رخ دادن آن اتفاق غیرقابل‌پیشگیری ایجا شود.

تنها چیز خوب در مورد « آخرین خون » که می‌توان به آن اشاره کرد این است که عنوان فیلم احتمالا واقعی است. « رمبو » دیگر یک رقیب جدی در باکس آفیس نیست، و به جز ریبوت کل مجموعه، این شخصیت را هیچ جای دیگری نمی‌توان برد. به غیر از نسخه‌ی اول، این سری خوب نبوده است. حالا، بعد از گذشت سی و چند سال از تاریخ مصرف رمبو، سازندگان بالاخره به این فکر افتاده‌اند که آن را از برق بیرون بکشند. کاش می‌توانستم بگویم که دلمان برای این شخصیت تنگ می‌شود و این یک دروغ خواهد بود.

مترجم :دانیال دهقانی


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of