(خنجر از پشت)

کارگردان: Zack Snyder (زاک اشنایدر)
نویسنده: Zack Snyder (زاک اشنایدر),
6.1
33
0.23

خلاصه داستان:

دختری توسط ناپدری سنگدلش که قصد تصاحب اموال او را دارد به یک تیمارستان فرستاده می شود. او در آنجا و در عالم خیال به همراه چهار نفر دیگر به موجوداتی وحشت انگیز مواجه می شود. به نظر می رسد اتفاقات عالم خیال می تواند بر عالم واقعی تاثیر بگذارد و بتواند او را


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم Roger Ebert (راجر ایبِت)

نشریه شیکاگو سان‌تایمز

نقد و بررسی کامل فیلم

این داستانی است است پر از خیال وسر و صدا که توسط یک احمق گفته شده و به دنبال اثبات هیچ چیزی نیست.زمانی که شکسپیر این کلمات را در نمایشنامه مکبث می نوشت حتما باید از فیلم (خنجر از پشت)  الهام گرفته باشد. این فیلم به این دلیل بد نیست که در دنیای فیلمسازی خوب ساخته نشده است. این فیلم بد است چون تلاش وصف ناپذیری دراثبات بی هدفی دارد!

تا بحال در هیچ فیلمی این قدرهنر بازیگری و تکنیکی به هدر نرفته است.همیشه جلوه های ویژه به کمک داستان ضعیف می آمدند اما اینجا برعکس است و در (خنجر از پشت) به اوج خود می رسد.در اینجا خبری از نقل داستان و شخصیت های آن نیست.فیلم عذری بر زیاده روی جهت دار است.این فیلم محکی بود برای Zaue Snyder  که حتی در حد فیلم های R-Rating  (مخصوص بزرگسالان) که در آنها برهنگی و خشونت که (خنجر از پشت) شدیداً به آنها نیاز دار نیز عمل نکرده است.

در ابتدای فیلم قولی به ما داده می شود- یک اتفاق ترسناک در دنیای بی رحم و بدون رنگ. یک تراژدی سه گانه که برای زن جوانی به نام  بابی دال (با صدای امیلیبروینگ)  رخ می دهد: مادرش می میرد،خواهرش توسط محافظینش کشته می شود و بابی دال که به عنوان قاتل شناخته شده به یک تیمارستان فرستاده می شود.در آنجا او با آینده ی شومی روبروست که در آن احتمال جراحی مغز او در پنج روز آینده وجود دارد و تنها راه نجات او فرار است. در این لحظه، فیلم شروع به نمایش حالت تکنیکی از وضعیت بابی دال می کند. و به این صورت چشمهای او با بودن در تیمارستان تطبیق پیدا می کند.حالا دیگر او یک زندانی نیست بلکه حالا رقصنده ای در فاحشه خانه است که مجبور به سرگرم کردن مشتریان ثروتمند آنجا است.

بابی دال نقشه فرار خود را به چهار فاحشه ی دیگر که مانند او اسیر آنجا هستند طراحی می کند: سویت پی، راکت، بلوندی  ، آمبر. مسئول نگه داری آنها شخصی است به نام بلو( با بازی  اسکار ایزادک) و کارگردان ولا لاروسکی. آنها منتظر های رولر هستند که در حقیقت جراح واقعی است.

لایه ی سومی از تخیل نیز در اینجا وجود دارد.برای فرا،ر بابی دال،  لیستی از چهار چیز که آنها برای فرار نیاز دارند را تهیه می کند. برای به دست آوردن هر کدام از این ها ، درگیر سناریوهای عجیبی می شویم که از بازیهای رایانه ای الهام گرفته شده اند.در یکی از این اپیزودها ، بابی دال با سه موجود مکانیکی غول پیکر مبارزه می کند.در اپیزود دیگر طعم جنگ جهانی دوم وجود دارد.

در سومی از فیلم ارباب حلقه های پیتر جکسون الهام گرفته شده است که حضور موجودات خبیث و اژدها در آن بسیار پر رنگ است. در چهارمی شاهد حرکت قطاری هستیم که در آن بمب جایگذاری شده و هدف آن شهری است که به سوی آن می تازد.در تمامی این صحنه ها از تکنیک CGI برای خلق صحنه های جالب استفاده شده است. به عنوان جلوه های بصری جدید، بسیار زیبا و خیره کننده هستند، اما کیفیت های خیره کننده آنها نه تنها نبودن داستان را پنهان نمی کنند بلکه روی آن نیز تأکید می کنند.شخصیت ها نه تنها بسیار ضعیف نشان داده شده اند بلکه در بعضی موارد کاملاٌ آماتور و مبتدی هستند.در حقیقت آنها کارتون هایی هستند که در لباس زیبا جذاب به نظر می رسند ولی در حقیقت بسیار کسل کننده هستند.صحنه های فیلم هرچند طعم و رنگ سرعت و هیجان دارند ولی به شکل باور نکردنی بدون هدف است. در اینجا خبری از دلهره و نفس در سینه حبس کردن نیست، حتی زمانی که یکی از قهرمانان داستان در خطر قرار دارد شما هیچ پاسخ احساسی را در خودتان نمی بینید.ما برای مردم داستان اهمییت قائل نیستیم ، چرا که نه تنها واقعی نیستند بلکه دو سطح زیر خیال و کابوس مدفون شده اند.مثل این می مانند که Synder فیلم آغاز (Inception) را زمانی که مست بوده نگاه کرده و بلافاصله نشسته تا (خنجر از پشت) را بنویسد.

برای تکمیل این شاهکار منفی، ما شاهد یک پایان هستیم که رضایت بیننده در آن جایی ندارد.کارهای پرولوگ  ( تنها قسمتی در (خنجر از پشت) که ما به کسی اهمیت می دهیم)  بدون نتیجه گیری تمام می شود. میس کرینت   بدون مجازات باقی می ماند و داستان با یک یادداشت در مورد شخصیت دوم داستان پایان می پذیرد، طوری که به ما القا می کند داستانن این شخصیت قابل نتیجه گیری است، در حالی که این طور نیست.

واضح است که قهرمانان زن فیلم بیشتر به خاطر جذابیت های فیزیکی شان انتخاب شده اند تا نیازهای سینمای باکس آفیس و استعداد هنرپیشگی مورد نیاز برای آن. آنها کارهایی می کنند که برای آنها پول گرفته اند، کمی جذاب و تحریک کننده باشند، کمی ویژگی های قهرمانانه داشته باشند( بیشتر به کمک CGI) و همچنین توانایی تکرار دیالوگهایی کوتاه که البته برای ادامه فیلم لازم است.واضح است ادامه داستان در جلوی پرده آبی وسبز تکمیل می شود و به طور کلی جز پس زمینه جدا نشدنی از فیلم تا انتهای آن است.

جلوه های ویژه این فیلم همان هایی است که Synder در فیلم 300 استفاده کرد.اما تفاوت فاحشی بین موضوع و عمق داستان دو فیلم وجود دارد.برخلاف (خنجر از پشت)که با عبارتی از شکسپیر آغاز می شود، فیلم 300 با ابتدایی سرگرم کننده شروع شد.بر این قالب را تا انتها حفظ می کند.نمره بالایی این فیلم بیشتر از آنکه باعث افزایش انرژی می شود این حس را به شما تلقین می کند که بیننده به طرف جلوه های ویژه خیره کننده به اجبار جذب فیلم شده است.

من با حالتی توأم با افسردگی از سالن سینما خارج شدم. افسرده به خاطر اینکه بیشتر از این امکان دیدن فیلمی که در آن جلوه های ویژه و تکنیک های سینمایی به هدر رفته باشد، وجود نداشته است.افسره به خاطر اینکه کسی نمی توانسته اینقدر در انتخاب یک پروژه سینمایی با معنی به جای یک فیلم پوچ و بی هدف اشتباه کرده باشد.

افسرده چرا که من برای اینکه یک احمق به نظر برسم 10$ پرداخت کردم ولی در آخر حداقل توانستم معنی نام فیلم را بفهم من واقعاٌ (خنجر از پشت) بودم.(عروسک نمایش احمق)

مترجم :حسین توتونچی

تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی

هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع: سایت نقد فارسی مخالف قانون بوده و مدیریت سایت هیچ گونه رضایتی در این مورد ندارد و شرعا حرام میباشد.

 


7
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
7 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
7 Comment authors
pOOriADark Manomidbehnamسعید Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
pOOriA
Guest
Member
pOOriA

خب واقعا اسنایدر فقط توی جلوه های ویژه قدرت داره ، فیلم هایی که من ازش دیدم همیشه یجایی قدرت میگیرن و یه جایی میخورن رو زمین ، فیلم ۳۰۰ که فقط سرگرمی بود با جلوه های ویژه زیاد و جالب ، فیلم watchman هم جالب بود ولی نتونست جالب بودنش رو تا آخر حفظ کنه ، فیلم الانش هم که اینه ، ولی میشه به فیلم بعدیش امیدوار بود ، فیلم سوپرمن به تهیه کننده گی استاد نولان و فکر کنم نویسنده اش هم یکی از نویسنده های سری بتمنه مطمئنا فیلم قشنگیه که نولان روش سرمایه گذاری کرده

Dark Man
Guest
Member
Dark Man

زاک اسنایدر جزو امیدهای آینده سینمای آمزیکا است.فیلم Dawn of dead او جزو بهترین فیلمهای ژانر ترسناک است و فیلم اخیر او کاری ضعیف و سرشار از ایراد،چه در فیلمنامه و چه در داستان…اما سبک بصری مشهور و دینامیک او و هم چنین جلوه های ویژه جزو نقاط قوت (خنجر از پشت) می باشد.فیلم بعدی زاک "سوپر من" می باشد که هم اکنون در حال تولید آن می باشد.

omid
Member
Member
omid

اقای زک اسنایدر بر خلاف نظر بعضی ها که فقط ۳۰۰ رو ازش دیدن کارگردان خوبیه ولی نویسسنده خوبی نیست اینو باید قبول کرد به نظرم قابل قبول ترین فیلمش واچ من هستش که هم فیلمنامه خوبی داره و هم سرگرم کنندست بقیه کارای اسنایدر متوسط یا حتی میشه گفت ضعیفن

behnam g
Member
Member
behnam g

براوو-به هر حال خوشحالم چون ایبرت (از بزرگترین منتقدان زنده دنیا) حرفش رو میزنه ومن به نظرش احترام میذارم و کسانی که با نقدهاش آشنا باشند میدونند که ایبرت در دنیای نقد دارای چه جایگاهی هست در مورد up in the aie هم من با نظر آقا سعید مخالفم داستان فیلم یکی از بهترینها بود من قبلا یه فیلم به نام junoهم از ریتمن دیده بودم که آلن پیج هم نقش اصلی اون بود وداستانش خوب بود ومیگم اونو ببینند

سعید
Guest
Member
سعید

اول یاد خود فیلم رو دید. بعد نقد های این سایت رو خوند. چون من همیشه نظرم با این سایت متفاوته. این سایت تا حدی از فیلمی مثل آغاز بد گفته. ولی در عوض up in the air رو چنان بالا برد که انگار چی باشه. مزخرف بود up in the air! به هر حال این فیلم تا حدی ارزش دیدن داره. نه این طور که این منتقد گرامی سوسکش کرد!

mehrdad
Member
Member
mehrdad

به نظرم فیلم بدی نیست کارهای قبلی کارگردانش رو دوست دارم فکر کنم این فیلم هم بتونه راضی کننده باشه

محمد
Member
Member
محمد

من ترایلرش رو دیدم.فیلم معرکه ای باید یاشه.