Predestination (تقدیر)


خلاصه داستان:

فیلم داستان ماموری است که به سفرهای مختلفی در زمان فرستاده می شود. در آخرین ماموریتش، او باید تبهکاری را تعقیب کند که در سرتاسر زمانها او را فراموش کرده بود...


نقد و بررسی فیلم به قلم کمیل میرزایی

نمره 4.7 از 10

تقدیر فیلمی است که با داشتن پس زمینه یک داستان خوب و تلخ و متفاوت انسانی،در پیش زمینه اما به تشتت فلسفی و نیز فرمی می رسد.می توانست همان پیرنگ اصلی را به دور از آن تشتت و به صورتی انسانی پیش ببرد و کمی حرف انسانی بزند اما گرفتار و مستاصل جهش های زمانی و خودخوری فلسفی شدن همانا و مخاطب را گرفتار و مستاصل کردن و فریفتن،همانا. در ابتدا پیش از عنوان بندی،فردی را می بینیم که جهت خنثی کردن بمب با یک کیفِ ساز موسیقی و کیفی دیگر به جایی میرود و آسیب می بیند و پس از جراحی،عازم ماموریت جدید میشود؛فیلم نام او را از تماشاگر مخفی می کند؛چرا که برایش طرحی ریخته است.تنها باید بفهمیم متصدی بار است و بعد در زیر لایه ی ظاهری در یابیم که او مامور سازمان “دایره زمانی”است-خیلی دیر-.پس از عنوان بندی با متصدی بار و یک مشتری مواجه می شویم.مشتری،داستانش را تعریف می کند؛فلاش بک می خورد به گذشته او؛شخصیت،زندگی و ماجرای رفته بر او.این تمهید-فلاش بک-شخصیت سازی می کند اما اگر قرار است که با فلاش بک،شخصیت و گذشته اش را نظاره کنیم و در آن فضا و احوال او حضور داشته باشیم و در نتیجه با وی همذات پنداری کنیم،دیگر نریشن همراه با فلاش بک چیست؟! جز توضیح واضحات،کارکرد دیگری دارد؟ این اضافه کاری،تصور حضور تماشاگر در فیلم را در هم می شکند؛تصوری که در وضع مناسب،منتج به این می گردد که تماشاگر،تجارب شخصیت فیلم را از آنِ خویش کند و رنج او را رنج خود. ضمن قصه ی شخصیت اصلی-جان-جین-،گزارشی از بمب گذار شکست خورده در ابتدای فیلم می شنویم ولی این گزارش تبدیل به ماجرا نمی شود؛به این دلیل که فیلم درگیر جهش های زمانی و نیز ماجرای جین-جان می شود و از پرداختن کافی به گزارش کوتاهی می نماید.قرار است به گذشته بروند و به دنبال اینکه بمب گذار کیست؟ در حالی که اگر ابتدا میدانستیم که او کیست و سپس چگونگی جلوگیری از اقدامات او برایمان مطرح میشد؛درگیری حسی،لحظه به لحظه بر ما اثر می گذاشت و تعلیق شکل میگرفت.ولی در حالت فعلی،تنها چند ثانیه ی کوتاه پس از مطلع شدن از اینکه بمب گذار کیست،متعجب و شوک می شویم.

 

گرایش فیلمساز و شخصیت پردازی او به سوی جین-جان معطوف است و از این طریق اعلام موضع ضد مردم و جامعه بودن خویش را بر تماشاگر تحمیل می نماید؛از عدم حضور متعین مردم در فیلم گرفته-می شنویم از تلویزیون که خیلی از مردم شهر را ترک کرده اند ولی این خیل را نمی بینیم- تا قانون سازمان “دایره زمانی” که حرف زدن با مردم را انحراف از ماموریت می داند و دیالوگ های شعاری و ضدمردمی جان-جین که مردم را مسبب بدبختی ها و مصائب خویش قلمداد می کند.جین اگر به ادعای خود؛باهوش بود،فریب مردی سر راهی را نمی خورد تا چنین بدبخت شود؛پس باهوش بودن و ریاضی و فیزیک جز برچسب هایی بی کارکرد،فایده دیگری ندارند و فزاینده بر شخصیت نیز نیستند.فیلمساز علیه اختیار است و او،فردیت و اختیار،مغلوب تقدیر و سرنوشت اند. در ادامه می رسیم به زمان پس از عمل تغییر جنسیت؛یک سکانس خوب-چه در بازی و چه در اجرا-و تنها سکانسی که فرم می گیرد و حس می رساند و به زعم نگارنده جزئی است که به کلِ شکل نگرفته ی فیلم می ارزد:سکانسی است که جین به تمرین صداسازی می پردازد تا بتواند شبیه مردان سخن بگوید؛دوربین از پشت پرده نیمه باز اتاق بیمارستان،او را محصور و تنها در قاب می گیرد و بعد حس تشویش و حیرانی و ترسِ گذار تلخ از دنیای زنانه به مردانه که با کلوزآپ چهره و بازی حسی سارا اسنوک و مکث وی بر اسم خود که دیگر جین نیست و قطره اشکی که به آرامی فرو می ریزد به خوبی به تماشاگر می رسد؛بدون لغزش به ورطه سانتی مانتالیزم.نیمه اول فیلم قابل تحمل و دارای منطق دراماتیک است و دارای لحن یکدست،تا زمانی که متصدی بار پیشنهاد میدهد مبنی بر اینکه آن مرد خیانت کار را سر راه جین بگذارد و به تبع آن؛جهش در زمان.از این لحظه به بعد،لحن و فرم به کلی با نیمه اول تقابل دارد.نوع اجرای جهش در زمان کاملا کمدی می نمایاند؛چرا که از ابتدا چنین جهشی را از متصدی بار ندیده ایم و لحن فیلم چنین نیست،فلذا فیلم دو لحنی و دو پاره میشود؛در نیمه اول؛روایتی دراماتیک در جریان است.در نیمه دوم؛مدام جهش در زمان کمدی.چرا کمدی؟به یاد بیاورید فیلم ملاقات کننده ها(1) و نحوه سفر در زمان شان را.از طرفی تکانه هایی که پس از هر بار جهش در زمان بر بدن این دو نفر-در فیلم تقدیر- می افتد؛یادآور لورل و هاردی و لحظاتی است که برخوردی با شیی داشتند.و نسخه بدل ایرانی اش هم سریال پاورچین.

فیلم از لحاظ فرمی-خصوصا نیمه دوم-مغشوش است و مخاطب فریب-البته مخاطب تکنولوژی زده-؛در جایی از فیلم که متصدی بار،جان را به 1963 می برد و او را با سلاحی به ملاقات آن مرد خیانت کار می فرستد.جان منتظر است که ناگهان با جین تصادم می کند ولی در کمال اعجاب،جان خودش همان مرد خیانت کار می گردد!همان دیالوگ ها را که پیش از این در داستانش از قول آن مرد نقل کرده بود را به زبان می آورد!متصدی بار در این بین به سال 1970جهش می نماید و پس از کتک کاری با بمب گذار شکست خورده و قسر در رفتن او؛به 1964 می جهد-یک سال پس از 1963 که جان و جین اولین ملاقات شان را داشتند-او در ساختمانی و در حال نظاره کردن منظره ای-که ما نمی بینیم-از پنجره می باشد،قطع می شود به جان و جین در حال صحبت؛به طبع این نقطه نظر متصدی بار باید باشد.رابرتسون می آید و پس از گفت و گو با متصدی بار و قطع هایی که مدام به گفت و گوی جان و جین زده می شود؛به طبع می رساند که این دو رویداد هم زمان هستند.ولی کمی بعد متوجه می شویم که متصدی بار در بیمارستان است-همان ساختمان- و آمده که بچه جین را برباید!پس جان و جین را چرا در این بین می دیدیم؟آنها که نمی توانند هم در اولین ملاقات شان باشند-با همان لباس ها-و هم بچه شان در این بیمارستان آماده رباییدن!مخاطب با چه تمهیدی باید متوجه غیر همزمان بود این دو رویداد گردد؟ سینما کلاس محاسبات عددی،فیزیک،انتگرال گیری معین و مغزداغ کردن مخاطب و در نتیجه گریز خیل مخاطب از سالن سینما-ببخشید سالن کلاس-به جرم اینکه آمده اند سرگرم شوند،نیست.نه جای انتگرال گیری معین که جای ایجاد شخصیت و زمان و مکانِ معین است.مخاطب،خستگی و فشارهای فکری زندگی اش را پشت در سینما گذارده تا در فراغ بال،دمی بیاساید.نه اینکه ماشین حساب فکرش را راه بیاندازد و پی در پی زمان ها و سال ها و روزهای اعلام شده در فیلم را حساب کند تا دریابد الان چه سالی هستیم و خود؛”مختصات یاب زمان” فیلم شود.تفکر،فرایند پس از فیلم است نه در حین فیلم.

متصدی بار می جهد نزد جان و او را به 1985 می برد.بمب گذار شکست خورده هنوز دستگیر نشده است.از اینجا به بعد بیانیه ی فیلمساز در دفاع از تروریست-بمب گذار-شروع می شود؛به یاد بیاورید صحبت های رابرتسون با متصدی بار را درباره بمب گذار؛”همه ما چیزهای زیادی از او یاد گرفتیم،سازمان،پیشرفت نمی کرد،اگر او نبود!” بالاخره قرار است جلو جنایت او گرفته شود و فیلم و سازمان،ضد او هستند یا طرف او؟سخنان بمب گذار در لحظات پایانی فیلم-در دفاع از خویش-و نیز انفعال و پاسخ های سردستی متصدی بار و از طرفی جانبداری شخصیت سمپات فیلمساز-جین-جان از بمب گذار؛همه به دفاع فیلم از بمب گذار صحه می گذارند. در پایان؛متصدی بار با سلاح به مغازه لباس شویی می رود؛خودش را با شمایلی متفاوت-موی بلند به همراه ریش-می بیند.متوجه می شویم او بمب گذار است.او را می کشد؛که کشتن نیز تحمیلی است.در اینجا راز پنهانی فیلم بر تماشاگر هویدا می گردد؛که بمب گذار همان متصدی بار است.قطع؛به متصدی بار و جان در حال صحبت،قطع به متصدی بار که حالا نویسنده شده و همان داستان جان را با همان تخلص-مادر ازدواج نکرده-می نویسد!از صندلی بلند می شود،دکمه های پیراهن اش باز است؛آثار جراحی را در سینه و شکم او-به همان صورت که در جین بود-می بینیم!حیرت آور است!جین همان جان،همان متصدی بار،همان بمب گذار،همان بچه،همان فیلمساز،همان مختصات یاب ترانسفورماتوری! و همه و همه یک چیز واحد بودند!و مخاطب فریب بزرگی خورده است.

پناه بردن به هذیان و از هم گسیختگی زمانیِ فاقد مکان و فضا،سینمای مدرن نیست بلکه نشانه ی ترس از واقعیت و مواجهه با آن،خود و جهان زیستی خویش است.تشتت در زمان-چه زمان دراماتیک و چه زمان واقعی-منجر به تشتت حسی مخاطب می گردد.از طرفی نیز زمان و مکان لازم و ملزوم یکدیگر هستند؛بدون زمان،مکانی نیست و بدون مکان،زمانی.گذر زمان بدون گذر و تغییر مکان،ممکن و محسوس نیست و همچنین است اثر زمان بر فیزیک جسمانی.اما چگونه می شود که در فیلم های به اصطلاح Time travel)سفر در زمان)،در زمان،عقب و جلو رفت و نه با کاهش سن مواجه شد و نه با افزایش آن؟نه با اثری بر جسم؟(2) با گریز از واقع و مفروض گرفتن شرایط،ممکن است ولی در این صورت،نهایت؛هیجان و اعجابی کاذب،دست تماشاگر را می گیرد و نه حس. چرا که حس در تقابل با فرض است.گریز از واقع،گریز از مخاطب انسانی-واقعی،باور و حس اوست؛مخاطب های خسته از واقعیت و ناتوان از تحمل آن را شاید بشود با فرض و اوهام سرگرم نمود.نگاه داشتن هر دو گروه مخاطب-طالب حس و گریزان از حس-در فضا و لحن کمدی ممکن است؛مانند فیلم بازگشت به آینده یا ملاقات کنندگان.

(1):The Visitors-1993-Jean-Marie Poiré

(2): فیلم “اثر پروانه ای” جهش در زمان را با لحاظ نمودن تغییرات سن و جسم،بهتر از سایرین اجرا نموده است.

اختصاصی نقد فارسی

 

 

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

 


21
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
17 Comment threads
4 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
7 Comment authors
Amir.H.Msamwisevahid68رامین دائی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on to that Topic: naghdefarsi.com/title/predestination-2/ […]

Member
Member

یکی از بهترین فیلم های قرن ۲۱…..هیچ کسی هم ندیده….هرکس هم می بینه چون درکش نمی کنه میگه بیخود بود….بعد ازش میپرسم چه فیلمی از نظرت خوبه ؟ …. بهم میگه مرد عنکبوتی جدیده…من هم همان جا میگم : WTF

Amir.H.M
Member
Member
Amir.H.M

بیگ لایک اریا 🙂
تو این فیلمو -بهترین فیلم عمرمو- بهم معرفی کردی❤️️

Amir.H.M
Member
Member
Amir.H.M

ولی دوستان من پیشنهاد میکنم این فیلمو دو بار ببینید هر چقدر هم ایکیوتون بالا باشه یه سری دیالوگا هست که به شدت سادن و دیده نمیشن ولی فیلمو بفهمی و مرورشون کنی هم به شدت معنی پیدا میکن هم خنده دار میشن حتی…

+ خیلی بیشتر از اونی که فکرشو می کردم تغییر کردم، شک دارم حتی مادرم هم دیگه منو بشناسه 🙂

+🎶من بابابزرگ خودمم🎶

+…

samwise
Guest
Member
samwise

خیلی سعی کردم این قطعه ی ادبی رو به نقد مرتبط کنم نشد که نشد

vahid68
Guest
Member
vahid68

چند روز پیش فیلم رو دیدم…..فیلم کوچولویی بود که پوز ایده اش رو میداد (هرچند که پر از ایراد منطقی هم بود)…نقد هم به نظرم خوب بود خیلی بهتر از نقدای به شدت تقلیل گرایی که فقط داستان رو میگن…کلا سینما نبود این فیلم همش یه غافل گیریه بدون تعلیق خام دستانه بود…..من کسایی که این فیلم یا امثالهم رو دوست دارن بیشتر علاقه مند به معما میدونم تا سینما یعنی یه جورایی از این که بتونن فیلم رو بفهمن کیف میکنن و باهوشی خودشون به خودشون ثابت میشه!!!!

Javad 1
Guest
Member
Javad 1

اینم شد نقد
اولا اصلا نیاز نبود بیننده خودشو درگیر تاریخ و زمان یکنه از روی ظواهر و سن ناخودآگاه زمان بدست میومد.
ثانیا حالا چون شما داستان فیلمو سخت همراهی کردی دلیل نمیشه اینطوری فیلمو بکوبی.
شما فیلم interstellar رو ببینی چیکار میکنی؟!

بنظرم این فیلم یه نسخه ضعیف تر از فیلم محشر interstellar بود، و تقلیدی نسبتا ضعیف از کارهای نولان تکرارنشدنی.

Member
Member

تقلید چیه دوست عزیز ….این از ایتراستلار زود تر اومده …تازه شم اون فیلمی که میگی جزو سفر در زمان حساب نمیشه یجورایی ….بعدشم همونطور که گفتم بعضی ها چون در زمینه ی سفر در زمان تحقیق نکردن میگن چرت بوده فیلم تقدیر.بعد از دیدن تقدیر من مردم و زنده شدم …..البته نمی خواستم بگم فیلم شاهکار interstellar فیلم بدی بود.این فیلم هم به نوبه خودش عالی بود

Amir.H.M
Member
Member
Amir.H.M

قشنگ معلومه یه نولان فنه متعصبی😕

با نام
Guest
Member
با نام

اتان هاوک 😥 دلت اومد با اما واتسون اون فیلم درجهR رو بازی کنی یک همین هرماینی با ظاهر معصومانه اش رو دوست داشتیم رو دوست داشتیم همین هم توهالیوود نابود شد 🙁

sirwan
Guest
Member
sirwan

نخوردیم نون گندم دیدیم دست مردم این نقد نبود برادر پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود

fariman
Guest
Member
fariman

رک و پوست کنده، به هیچ وجه نقد خوبی نبود. (در واقع بیشتر از نقد، توضیح یک فیلم بود با استفاده از کلمات به اصطلاح قلمبه سلمبه.)
به قول یکی از بزرگان: "اگر هنگام مطالعه با عبارت های دشواری روبرو شوم، هرگز مضطرب نمیشوم: پس از یکی-دو حمله آن را رها میکنم…"
اقای منتقد، بهتر به جای استفاده از این سبک فضل فروشانه، سعی کنید مخاطبان خودتون رو بشناسید. کسی اینجا دنبال کتاب مثلا ادبی نیست.

Mosafer
Member
Member

اول فکر کردم دوستان تو بخش نظرات کم لطفی کردن ولی بعد که مطلب رو خوندم متوجه شدم بی ربط هم نگفتن.
نقد فیلم با متن ادبی فرق داره الان خود این متن یه تفسیر اساسی نیاز داره و چند جا هم اشکال ادبی داره از بس نویسنده سعی کرده مانور ادبی بده بعضی جاها از دستش در رفته.
ولی در هر صورت خوندن درباره این فیلم اندازه دیدن خود فیلم لذت بخشه.

باقری
Guest
Member
باقری

این منتقد، به جای نقد کردن، اومده فیلم رو از دیدگاه خودش تعریف کرده، که بعضی موارد رو هم از روی احساس و عدم درک فیلم، اشتباه تعریف کرده، آقا اول فیلم را چند بار ببین چند تا نقد هم در موردش بخون بودجه ساختش رو در نظر بگیر و بعد بیا نقد کن

omid77
Guest
Member
omid77

ما را مشغوف و مشعوف کردین با این نقد مقصور 😮

D
Guest
Member
D

ramindaei:1- نقد این فیلم (اثر) خیلی دیر گذاشته شده! ۲- منتقد این فیلم ، منتقد نیست بلکه یک معلم ادبیات خوب هست! ۳- این فیلم نه تنها از نظر فیلم شناسی بلکه از نظر علم فیزیک و بعد زمانی باید بررسی بشه (بحث predestination) یک بحث مفصلی هست که این منتقد ما ابدا هیچی ازش سر در نمیاره این فیلم رو باید در زمره فیلم های علمی قرار بدیم نه اینکه بیایم موشکافی سینمایی کنیم و ایراد بگیریم ازش فلش بک هایی که این مثلا منتقد ازشون ایراد میگرفت باعث میشد! حس کنیم فیلم رو فیلم سرعت قابل قبولی رو… ادامه »

رامین دائی
Member
Member
رامین دائی

۱- نقد این فیلم (اثر) خیلی دیر گذاشته شده! ۲- منتقد این فیلم ، منتقد نیست بلکه یک معلم ادبیات خوب هست! ۳- این فیلم نه تنها از نظر فیلم شناسی بلکه از نظر علم فیزیک و بعد زمانی باید بررسی بشه (بحث predestination) یک بحث مفصلی هست که این منتقد ما ابدا هیچی ازش سر در نمیاره این فیلم رو باید در زمره فیلم های علمی قرار بدیم نه اینکه بیایم موشکافی سینمایی کنیم و ایراد بگیریم ازش فلش بک هایی که این مثلا منتقد ازشون ایراد میگرفت باعث میشد! حس کنیم فیلم رو فیلم سرعت قابل قبولی رو… ادامه »

kimia96
Guest
Member
kimia96

یکی بیاد نقد ایشونو ترجمه کنه.
برای پیچوندن مطلب جایزه نمیدن.
این فیلمم، فیلم خوبی بود.

چنگیز
Guest
Member
چنگیز

نقد،به غیر از پاراگراف آخر،واقعاً غیر منصفانه و احساسی بود،استفاده از کلماتی که دارن منسوخ میشن هم جای خود داره،در هر حال باید اینو بگم که فیلمساز به هدف خودش رسیده، اساساً نقد یچیز فنی هست،وگرنه هر کسی میتونه با بخاطر عدم تطابق چهارچوب خودش و خود فیلم به یه فیلم ایراد بگیر،بنظرم بهتره نقد این باشه که چقدر فیلمساز در هدف خودش موفق بوده،وقتی یه فیلمساز هدفش تشکیک هست،باید دید چقدر مخاطب رو شک انداخته،برای مثال لحاظ فیلم ماتریکس(۱۹۹۹) جز پیشتازان تشکیک هست،متأسفانه منتقد بالا صرفاً به چهارچوب خودش برای نقد نگاه میکنه،نه هدف گذاری فیلمساز

سعید کوهی
Member
Member
سعید کوهی

دوست عزیز، منتقد گرام، بهتر نبود به جای استفاده از واژه های تشتت و مستاصل و خودخوری فلسفی و …. خیلی ساده فیلمو نقد می کردین؟؟ نه اینکه فیلمو توضیح بدین اونم با چند کلمه مثلا قلمبه و …

پارسا 6
Guest
Member
پارسا 6

این الان نقد بود!!!!!!!!!!!!!
یکی بیاد جمله بندی منتقدو نقد کنه..