Parasite (انگل) + نقد جدید


خلاصه داستان:

خانواده‌ای کره‌ای که تمامی اعضای آن بیکار هستند و برای امرار معاش در پارک‌های مجلل و پرزرق و برق رفت و آمد می‌کنند، درگیر حادثه‌ای غیرمنتظره می‌شوند که…


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه ReelViews

نمره 8.8 از 10

فیلم « انگل » با یک یادآوری خیلی واضح و رک آغاز می‌شود؛ اینکه وسواسی که ما به نسبت گوشی‌های هوشمند و دستگاه‌های اینترنت‌محور پیدا کرده ایم یک پدیده‌ی جهانی است. فیلم از یک فضای نسبتا آرام‌بخش و متینانه استفاده می‌کند تا خانوده‌ای را به ما نشان بدهد که سعی می‌کنند در جامعه‌ای که مملو از بیکاری و نابرابری درآمدی است دوام بیاورند اما در نهایت به سوی چیزی بسیار تاریک‌تر و شوکه‌آورتر حرکت می‌کند. فیلم ما را با پیچش‌های روایی و تغییراتی که در خود به وجود می‌آورد شوکه می‌کند، باعث می‌شود تا مسیر بسیار غیرقابل پیش‌بینی شده و نقطه‌ی پایانی از چیزی که هر کسی در ابتدای اثر انتظارش را می‌داشت متفاوت باشد.

با در نظر گرفتن کارنامه‌ی کارگردانی آقای « بونگ جون هو » شاید کمی عجیب باشد که فیلمی مثل « انگل » درباره‌ی هیولاها نیست ( فیلم‌هایی که شامل آثاری مثل « اوکجا » ( Okja ) و « میزبان » ( The Host ) می‌شود که هر دو فیلم به نوعی شامل یک سری موجودات می‌شدند. و البته نباید از فیلم « برف‌شکن » ( Snowpiercer ) هم به سادگی گذر کرد ). فیلم درباره‌ی کشمکش طبقاتی بین داراها و ندارها است، البته لحظاتی در اثر وجود دارد که تفسیرهای اجتماعی – هر چقدر هم که جزئی باشند – کمی تحمیل شده به اثر می‌رسند اما با این وجود فیلم باز هم کیفیت بالای خود را حفظ می‌کند آن هم در عین اینکه مسیر خود به سوی یک نقطه‌ی اوج گروتسک و خشن را ادامه می‌دهد.

صحنه‌های ابتدای « انگل » یادآور فیلم « دزدان فروشگاه » ( Shoplifters ) ساخته‌ی « هیروکازو کوریدا » است ( فیلمی که به شخصه آن را بهترین اثر سال ۲۰۱۸ می‌دانستم )، آن هم با تمرکز بر روی خانواده‌ای که به دنبال حضور در سطحی کمی بالاتر از فقر مطلق هستند، آن هم با شغل‌هایی بسیار عجیب و بی‌معنی که راهی به جایی نخواهند برد ( برای مثال درست کردن ۱۰۰۰ جعبه‌ی تحویل پیتزا ). خانواده‌ی « کیم » نمایانگر یک خانواده‌ی پایدار نیست. پدر خانواده یعنی « کی تائک » ( با بازی کانگ هو سونگ ) و مادر یعنی « چونگ سوک ( با بازی هیائه جین چانگ ) بیکار هستند و به نظر نیز از باقی ماندن در این شرایط خوشحال اند. پسر خانواده یعنی « کی وو » ( وو-سیک چویی ) امید به ورود به دانشگاه دارد اما به اندازه‌ی خواهر بزرگ‌ترش یعنی « کی جونگ » ( با بازی سو دام پارک ) منفی‌نگر و رک نیست.

رهایی زمانی پا در خانه‌ی آن‌ها می‌گذرد که پسر یعنی « کی وو » با پیشنهاد کار به عنوان معلم خصوصی زبان انگلیسی برای خانواده‌ی « پارک » مواجه می‌شود. شاگرد او که دختر جوانی به نام « دا هائه » ( با بازی جونگ زیسو ) فرزند یک زوج ثروتمند به نام‌های « یئون کیو » ( با بازی یئو جیونگ جو ) و « دونگ ایک » ( با بازی سون-کیون لی ) است. آن‌ها بیشتر از اینکه منطق داشته باشند، پول دارند. خانواده‌ی « کیم » موفق می‌شوند تا حقه‌ی بسیار پیچیده‌ای را پیاده کنند و دختر خود یعنی « کی جونگ » را به عنوان معلم هنر پسر نوجوان و شرور این خانواده منصوب بکنند. سپس هم پدر خانواده‌ را به عنوان راننده‌ی شخصی و مادر را به عنوان خانه‌دار وارد منزل خانواده‌ی « پارک » می‌کنند و صدالبته هم که به آن‌ها از ارتباط خانوادگی خود هیچ چیزی نمی‌گویند. این‌گونه است که خانواده‌ی « کیم » تبدیل به همان « انگل » ذکر شده در عنوان اثر می‌شود که از خانواده‌ی « پارک » تغذیه می‌کند. این قضیه کاملا جواب می‌دهد تا اینکه یک راز مخفی شده در زیرزمین خانه، برملا شدن هویت آن‌ها را مورد تهدید قرار می‌دهد و بنابراین این رابطه‌ی همزیستی به مشکل می‌خورد.

اگرچه که کارگردان فیلم یعنی آقای « بونگ جون هو » پیامی درباره‌ی عدم پایداری و مشخص بودن وضع طبقات جامعه‌ی ره دارد، او توانسته که این مضمون را با هیجانی ناشی از هوش خارق‌العاده‌ی خود ترکیب کرده و تعلیق و تنش را در سرتاسر اثر بپراکند. پیچش‌های داستانی اثر بدون اینکه لوس باشند، بسیار غیر قابل پیش‌بینی اند و روایتی را خلق کرده اند که بیننده را پیگیر خود نگه می‌دارد. شخصیت‌ها در فضایی خاکستری حضور دارند – نه مثبت اند و نه منفی و شیطانی و به همین خاطر انسانی‌تر اند – و همین مسئله باعث شده است تا آن‌ها بسیار انسانی به نظر برسند ( تا اینکه بخواهند خلق ذهن یک نویسنده باشند ). « بونگ » همچنین طنز را نیز در تار و پود این اثر دمیده است، آن‌هم در غیرقابل‌انتظارترین شرایط ممکن.

« انگل » به اندازه‌ی تمامی آثار قبلی « بونگ جون هو » خوش‌ساخت است. صحنه‌ی ابتدایی که خانواده‌ی آقای « کیم » را در یک دورهمی در زیرزمین آپارتمان‌شان نشان می‌دهد که هر کسی به دنبال پیدا کردن بهترین نقطه برای دسترسی به اینترنت وای‌فای است، در سطح جهانی می‌توان برای هر کسی قابل درک باشد. آقای « بونگ جون هو » بسیار زیبا ما را به این خانواده مرتبط می‌کند. هر چقدر که داستان پیچیده‌تر می‌شود و اقدامات آن‌ها خشن‌تر و ظالمانه‌تر، ما باز هم ارتباط خود را از دست نمی‌دهیم. تنها نقص این فیلم را شاید بتوان بخش پایانی‌ آن دانست؛ سکانس‌های متاخر اثر که باعث شکل‌گیری پایان‌بندی آن شده اند چندان نقطه‌ی اوجی ندارند و حتی می‌توان گفت که وجود آن‌ها هم ضرورتی ندارد، اگرچه که می‌توانم درک کنم چرا در آنجا قرار دارند.

در جاهای دیگری دیده ام که این فیلم را در ژانر « ترسناک » رده‌بندی کرده اند که به نظر من نه عادلانه است و نه درست. اگرچه فیلم لحظات این‌گونه‌ای دارد ( مخصوصا سکانس‌هایی که در زیرزمین خانه‌ی خانواده‌ی « پارک » شکل گرفته اند ) اما فیلم بیشتر با شاخصه‌های ژانر هیجانی ارتباط دارد. اما هر چقدر که آثار قبلی او در یک ژانر مشخص قرار داشته اند، « انگل » از یک ژانر به ژانر دیگری در رفت و آمد است و انتظارات ما را دائما تغییر می‌دهد. شوکه‌کننده‌ترین سکانس این اثر نه صرفا به خاطر پس‌زمینه‌ی داستان آن بلکه به خاطر نشان دادن اتفاقی که ممکن است در نتیجه‌ی از دست رفتن حس همذات‌پنداری یک طبقه در جامعه با طبقه‌ای دیگر رخ بدهد تاثیرگذار است.

مترجم :امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of