Onward (به پیش)

کارگردان: Dan Scanlon (دن اسکانلون)
نویسنده: Dan Scanlon (دن اسکانلون),
7.7
61
0.77

خلاصه داستان:

داستان این انیمیشن درباره‌ی ماجراجویی دو برابر برای بازگرداندن روح پدرشان است...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

Empire ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

شرکت « پیکسار » باز هم با یک اثر عالی دیگر بازگشته است.

The Guardian ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

در زیر این حجم از فانتزی و دوستی برادرانه، « به پیش » می‌تواند تا کمی از جادوی قدیمی « پیکسار » را باز هم پیدا کند.

اریک کوهن – Indiewire ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

« به پیش » شاید ژانر را دوباره از ابتدا خلق نکند اما آن را با قدرت هرچه تمام‌تر به حرکت در می‌آورد.

برایان تروت – USA Today ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

« به پیش » همچون ترکیب بسیار جالبی از « زمینه‌ی رویاها » ( Field of Dreams ) و « زوتوپیا » ( Zootopia ) و افسانه‌ی آرتور است.

کریستی پوچکو – IGN ( امتیاز ۷ از ۱۰ )

این اثر بسیار سرگرم‌کننده است، داستانی مملو از خنده، شوق و ارجاعات به فانتزی‌های بسیار درخشان.

آلونسو دورالده – TheWrap ( امتیاز ۶.۵ از ۱۰ )

حتی اگر قبول کنیم که فیلم به لحاظ روایت مشکل دارد هم باز هم شگفتی و زیبایی کافی دارد تا بتواند بینندگان را درگیر نگه دارد.

مالی فریمن – Screen Rant ( امتیاز ۶ از ۱۰ )

« به پیش » یک فیلم خیلی خوب از « پیکسار » است و نه یک فیلم عالی.

راجر مور – Movie Nation ( امتیاز ۵ از ۱۰)

این انیمیشن خوب و درگیرکننده است اما نه شگفت‌انگیز.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 6.3 از 10

در حالی که « کوکو » به مذاق افراد اهل آمریکای لاتین خیلی خوش آمد ( که البته محدود به آنجا هم نبود )، « به پیش » چنین مخاطبان تضمین‌شده‌ای را ندارد، البته مگر اینکه بخواهید مخاطبان بازی‌های D&D را حساب کنید.

 

شرکت « پیکسار » دیگه‌ی ایده‌ی درست حسابی برای ساخت دنباله‌ی آثارش ندارد و برای همین به سراغ ساخت آثاری با ایده‌های تازه‌تر رفته با این امید که چند مورد از آن‌ها مخاطبان خوبی در سطح دنیا پیدا بکنند و برای همین تضمین دنباله‌ها را بدهند. « به پیش » ( Onward ) به عنوان اولین فیلم غیرفرنچایزی شرکت پیکسار از زمان اکران « کوکو » ( Coco )، احتمالا بیشتر با مخاطبانی نزدیک به انیمیشن « دایناسور خوب » ( The Good Dinasour ) همراه خواهد شد تا گستره‌ی بزرگ‌تری به نسبت « کوکو » ای که در اواخر سال ۲۰۱۷ اکران شد. در حالی که « کوکو » به مذاق افراد اهل آمریکای لاتین خیلی خوش آمد ( که البته محدود به آنجا هم نبود )، « به پیش » چنین مخاطبان تضمین‌شده‌ای را ندارد، البته مگر اینکه بخواهید مخاطبان بازی‌های D&D را حساب کنید.

« به پیش » اقبال کلی بیشتری از آنچه که می‌توان از « پیکسار » انتظار داشت از خود نشان می‌دهد، اقبالی که در نقطه‌ای از زمان به حدی خوب بود که می‌توانست مرزهای سنتی ژانر را در بنوردد. این فیلم می‌توانست که به خوبی اثری از استودیوی فاکس، یونیورسال یا هر استودیوی دیگری باشد. فیلم بسیار سرگرم‌کننده است، عناصری از رزونانس احساسی دارد، ظاهر و صداپیشگی‌های آن هم عالی است اما اثری ویژه و خاص نیست. کارگردان این فیلم یعنی آقای « دن اسکانلون » قبلا یکی از بهترین دنباله‌های ممکن برای پیکسار را یعنی « دانشگاه هیولاها » ( Monsters University ) ساخته بود. او در اینجا و بدون وجود آن حس امنیت به خاطر عدم حضور شخصیت‌های آشنا، توانسته تا از چارچوب یک بازی ویدئویی با دقت بالا استفاده بکند ( پیشرفت در یک سری مراحل تا رسیدن به مبارزه با غول آخرها) اما از رویکرد سطحی و ساده‌ی « جومانجی » دوری کرده باشد. می‌خواهم این ادعا را مطرح بکنم که « به پیش » به عنوان یک بازی RPG فانتزی عملکرد بسیار بهتری می‌داشت تا یک فیلم.

می‌خواهم این ادعا را مطرح بکنم که « به پیش » به عنوان یک بازی RPG فانتزی عملکرد بسیار بهتری می‌داشت تا یک فیلم.

از خواندن جمله‌ی بعدی ستایش از این فیلم را برداشت نکنید؛ تماشای فیلم « به پیش » درگیرکننده و لذت‌بخش است. فیلم تجسم یک نسخه‌ی مدرن است از یک بازی فانتزی سنتی در سبک D&D. جهان این فیلم به حد کافی و وافی ساخته نمی‌شود اما می‌توان این مسئله را با در نظر گرفتن گروه مخاطبان این اثر درک کرد. می‌توانیم شهرهای بسیار پیشرفته با لحاظ تکنولوژیکی که پر از آسمان‌خراش‌ها اند و همچنین محیط‌های خارج شهری که الف‌ها، اسب‌انسان‌ها، تک‌چشم و دیگر موجودات جادویی در یک هارمونی و با هماهنگی زندگی می‌کنند را دید. جادو و « روش‌های قدیمی » به جز عده‌ی محدودی به دست فراموشی سپرده شده اند.

« الوز یان لایتفوت » ( با بازی تام هالند ) و برادر بزرگ‌ترش « بارلی » ( کریس پرت ) همراه با مادرشان « لاری » ( جولیا لویی درایفوس ) و ناپدری اسب‌انسان‌شان یعنی « کولت برانکو » ( با بازی مل رودریگز ) زندگی می‌کنند. پدر آن‌ها، « وایلدن » ( با بازی کایلی بورنهیمر ) زمانی که آن‌ها کودک بودند مرد. به همین خاطر او ( الوز ) هیچ خاطره‌ای از پدرش به جز ۳ خاطره‌ی بسیار نامفهوم ندارد. در زمان شانزدهمین تولد « یان »، او هدیه‌ای که « وایدلن » در دستان « لاری » به یادگار گذاشته بود تا در این موقعیت خاص به او بدهند را دریافت می‌کند؛ وسایل یک جادوگر با یک کریستال جادویی. پس از اینکه « بارلی » تلاش می‌کند تا جادو بکند و شکست می‌خورد، « یان » علاقه‌‌ی خود به این کار را نشان می‌دهد. یکی از اولین اقدامات او اجرای سحری است که می‌تواند « وایلدن » را به مدت ۲۴ ساعت از دنیای مردگان به بیرون بیاورد؛ یک روز بسیار ارزشمند که با پدر مرحوم سپری بشود. اگرچه اما انرژی کافی در کریستال نیست تا بتوان این سحر را با آن انجام داد؛ تمام آنچه که برمی‌گردد « وایلدن » از کمر به پایین است. برای بازگرداندن نیمه‌ی بالایی، برادرها باید به سراغ یک ماجراجویی برای یافتن یک الماس جادویی ثانی بروند؛ الماسی که یافتن آن نیازمند نشان دادن اعمالی شجاعانه و مبارزه با ارواح و همچنین یک نمونه‌ی بسیار نادر از اژدها است.

می‌توانیم شهرهای بسیار پیشرفته با لحاظ تکنولوژیکی که پر از آسمان‌خراش‌ها اند و همچنین محیط‌های خارج شهری که الف‌ها، اسب‌انسان‌ها، تک‌چشم و دیگر موجودات جادویی در یک هارمونی و با هماهنگی زندگی می‌کنند را دید.

مجموعه‌ی صداپیشگان ای اثر ستارگان زیادی دارد؛ دو نفر از نماد‌های دنیای سینمایی مارول – مرد عنبکوتی ( با بازی تام هالند ) و « استارلرد » ( با بازی کریس پرت ) – صدای خود را در اختیار این فیلم قرار داده اند. این دومین تجربه‌ی « هالند » در چند ماه اخیر در زمینه‌ی صداپیشگی است ( که چند ماه پیش هم در فیلم « جاسوسان، مبدل‌پوشان » ( Spies in Disguise ) هنرنمایی کرده بود ). « جولیا لویی درایفوس » در نقش مادر بچه‌ها و « اوکتاویا اسپنسر » هم در نقش یک همراه بسیار کمک‌رسان ایفای نقش کرده اند. درست مثل « تام هنکس » و « تیم الن »، این چهار بازیگر هم توانسته اند تا خود را در داخل شخصیت‌های انیمیشنی‌شان تا حدی وارد بکنند که ما شخصیت‌ها را جدا از مردان و زنانی که صداپیشگی‌شان کرده اند می‌شناسیم. به لحاظ بصری می‌توان « به پیش » را همرده‌ی هر کدام از فیلم‌های « پیکسار » در سال‌های اخیر دانست.

فیلم‌های انیمیشنی دو شکل و حالت دارند؛ آن‌هایی که تنها به خاطر سرگرم‌کنندگی ایجاد می‌شوند و آن‌هایی که قصد دارند داستان و چیز معناداری را روایت بکنند. برخلاف یک فیلم ساخته‌‌ی « پیکسار »، « به پیش » در گروه دوم جای می‌گیرد. اگرچه که روایت این اثر در همان ساختار ماجراجویی سنتی قرار می‌گیرد اما به همان مقدار درباره‌ی رابطه‌ی بین این دو برادر است در حالی که آن‌ها در راه خداحافظی کردن با پدر نیمه‌ بازسازی شده‌شان اند. « یان » و « بارلی » هر دو چیزهای بسیار مهمی درباره‌ی فداکاری یاد می‌گیرند و اینکه قول و قرارها تصمیمی بر روی انتخاب‌های آدمی ندارد. افراد بالغ احتمالا به عناصر دراماتیک این فیلم جذب خواهند شد در حالی که کودکان به عناصر بصری تحسین‌برانگیز و سکانس‌های اکشن علاقه نشان خواهند داد. در این اثر چیزی برای هر کسی وجود دارد حتی اگر مجموع کلیت اثر را نتوان به عنوان یک اثر کلاسیک جدید در نظر گرفت.

اگرچه که روایت این اثر در همان ساختار ماجراجویی سنتی قرار می‌گیرد اما به همان مقدار درباره‌ی رابطه‌ی بین این دو برادر است در حالی که آن‌ها در راه خداحافظی کردن با پدر نیمه‌ بازسازی شده‌شان اند.

در طی نمایش سینمایی فیلم « به پیش »، پس از اتمام اثر یک کارتون ۵ دقیقه‌ای از نمایش « سیمپسون‌ها » به عنوان خوش‌آمدگویی به این فرنچایز بسیار درخشان و قدیمی به عنوان عضوی جدید از خانواده‌ی « دیزنی » پخش می‌شود. هیچ دیالوگی وجود ندارد و به همین خاطر اگرچه که با چهره‌های یکسان مواجهیم، صداها قابل تشخیص نیستند.


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of