Moulin Rouge (مولن روژ)

۲۰۰۱ | درام, عاشقانه, موزیکال | ۱۲۷ دقیقه | درجه نمایشی PG-13

 

کارگردان :Baz Luhrmann

نویسنده :Baz LuhrmannCraig Pearce

بازیگران :Nicole KidmanEwan McGregorJohn Leguizamo

خلاصه داستان :در سال ۱۸۹۹ در پاریس شاعر فقیر و جوان اسکاتلندی به اسم «کریستین» (اوان مک گرگور) زندگی می کند. او پس از مدتی به یک کلوب پنهانی به اسم «مولن روژ» در محله بدنام «مونت مارتی» که فعالیتهای زیر زمینی در زمینه هایی چون مواد مخدر دارند می پیوندد. او ناگهان خودش را گرفتار یک رابطه عاشقانه حزن انگیز و آتشین با گرانترین ستاره گروه (نیکول کیدمن) که مشهورترین نیز می باشد می بیند…

 
 
 
 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

دسون تامپسون – Washington Post (امتیاز ۹ از ۱۰)

«مولن روژ» یک اثر پست‌مدرن زیبا است و حتی یک لحظه نیز از این حقیقت که در حال تماشای یک فیلم هستید غافل نخواهید شد.

 

گرگوری وینکاف – New Times (L.A) امتیاز ۹ از ۱۰

فیلم روند بسیار هوشمندانه‌ای دارد و تجربه‌ای است که مدت‌ها مشابهش را ندیده بودیم.

 

راجر ایبرت – ‌Chicago Sun-Times (امتیاز ۸.۸ از ۱۰)

فیلم تماما رنگ و موسیقی، صدا و حرکات، انرژی خالص و اضافات اجرایی است.

 

ریچارد کورلیس – Time (امتیاز ۸ از ۱۰)

فیلم می‌رقصد، دل می‌خواند.

 

رنه رودریگز – Miami Herald (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)

غیرممکن است که این فیلم زیبای یاغی را به صورت منفعلانه تماشا کرد. یا با تک تک صحنه‌های آن ارتباط برقرار می‌کنید یا از سالن سینما در حالی که سر خود را محکم گرفته‌اید فرار خواهید کرد.

 

استیون رئا – Philadelphia Inquirer (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)

شما بعد تماشای این اثر دچار احساسات کاذب خواهید شد، احساسات کاذب در بی‌ثبات‌ترین حالت خود.

 

کنث توران – Los Angeles Times (امتیاز ۷ از ۱۰)

شما یا با فیلم همراه خواهید شد یا به شدت از آن زده. اما فراموش کردن فیلم ممکن نخواهد بود.

 

پیتر برونته – Film.Com (امتیاز ۶ از ۱۰)

فیلم دائما در خطر جایگزینی احساسات انسانی ریشه‌دار با جلوه‌های ویژه‌ی جذاب اما تصنعی است.

 

جی کار – Boston Globe (امتیاز ۵ از ۱۰)

فیلم‌های موزیکال در حال حاضر حتی از تئاترهای موزیکال در برادوی نیز کم شور و شوق‌تر اند. اما «مولن روژ» توانایی بازیابی کامل ژانر را تنها ندارد. تنها شوک کوچکی است.

 

مایکل سراگوف – Baltimore Sun (امتیاز ۵ از ۱۰)

فیلم قصد دارد که تجربه‌ای تکرارنشدنی را برای شما به ارمغان بیاورد. اما در نهایت شبیه تمام چیزهایی است که تاکنون دیده اید.

فیلم «مولن روژ»(Moulin Rouge) به کارگردانی «باز لورمن» اثری است که حوادث تاریخی سال‌های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۰ کلوپ شبانه‌ی «مولن روژ» در پاریس را به دقت روایت می‌کند. فیلم «لورمن» بسیار دقیق با حوادث تاریخی همخوانی دارد و چندین حقیقت شوکه‌کننده که تا کنون برای محققین تاریخی ناشناخته بود را آشکار می‌کند؛ برای مثال، به نظر می‌رسد که چهره‌های درخشان موسیقی دنیا مثل «التون جان» یا «پل مک کارتنی» احتمالا با اتهام دزدی ادبی رو‌به‌رو اند چرا که یک سری از آهنگ‌هایی که به نظر ساخته‌ی آن‌ها بوده در حقیقت توسط یک شاعر بسیار گم‌نام به نام «کریستین» در «مولن روژ» نوشته و اجرا شده است.البته شاید واقعا هم اینگونه نبوده باشد…در واقع کاری که «لورمن» اینجا کرده این بوده که مکانی تاریخی (کلوپ «مولن روژ» در اواخر دو قرن پیش وجود داشته است) و چندین شخصیت واقعی را با یک داستان کاملا تخیلی ترکیب کرده که از آهنگ‌های داغ موسیقی پاپ نیز بهره می‌برد تا بتواند موسیقی خود را محبوب‌تر بکند( آهنگ‌هایی که بیشتر متعلق به دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ اند). طبق یک روند گرایش جدید در فیلم‌های سینمایی‌ای که اخیرا دیده‌ایم، فیلم‌هایی که موسیقی مدرن را به دوره‌های تاریخی مربوط می‌کنند، «مولن روژ» نیز روند یکسانی را با آثاری مثل Love’s Labour’s Lost از «کنت برانا» و یا A Knight’s Tale تکرار می‌کند.آقای «لورمن» در حرکتی که یادآور «برانا» است، تصمیم گرفته تا از انتقادات احتمالی از اثر خود جلوگیری کرده آن‌هم با تبدیل نسخه‌ی پاریس ۱۹۰۰ خود به چیزی شبیه به داستان‌های وهم‌آمیز پریان. چیزی که در این اثر از پاریس می‌بینیم به هیچ‌وجه واقعیت این شهر چراغ‌ها نیست و نه حتی بازتابی از «مولن روژ» واقعی؛ اثر کاملا فانتزی است و به همین خاطر استفاده از آهنگ‌هایی مثل «The Sound of Music»، «Your Song» و حتی «Roxanne» چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد. راستش را بخواهید حتی بسیار نیز با این فضا هماهنگی دارند. همچنین یک سری تغییرات خلاقانه در این آهنگ‌های آشنا داده شده است. آقای «لورمن» آهنگ Diamonds Are a Girl’s Best Friend را با Material Girl ترکیب کرده تا آهنگ Love Montage را به دست بیاورد که ترکیبی از یک دوجین آهنگ عاشقانه است. و اگر آهنگ «همچون یک باکره» را تا کنون نشنیده‌اید چیز بسیار بزرگی را از دست داده اید.از آن‌جایی که تهیه‌کننده‌ی این فیلم خود آقای «لورمن»، فردی از استرالیا است، می‌توان انتظار داشت که فیلم به شدت سبک محور باشد. به همین دلیل هم باز می‌توان انتظار داشت که بینندگان یا اثر را عاشقانه دوست خواهند داشت یا از آن متنفر خواهند بود، درست مثل چیزی که با فیلم سال ۱۹۹۶ این کارگردان ینی «رومئو + جولیت»(Romeo + Juliet) نیز اتفاق افتاد(فیلمی که «لئوناردو دی‌کاپریوی قبل تایتانیک(Titanic) را داشت).«مولن روژ» بینندگان خود را با حجم زیادی از احساسات روبه‌رو می‌کند آن هم به خاطر حجم بسیار بالای قطعات‌ موسیقی استفاده شده در اثر است که ادای احترامی به آثار گذشته بوده و در عین حال از آن‌ها نیز پیشی می‌گیرند. وقتی که «اوان مک گرگور» و «نیکول کیدمن» در حال رقصیدن بر روی ابرها هستند، این کار را در حالی انجام می‌دهند که گرده‌های ستاره‌ای به صورت دیجیتالی و کامپیوتری در اطرافشان وجود دارد. «مولن روژ» که رنگین‌کمانی از رنگ‌های مختلف است بسیار جذاب و سرگرم‌کننده بوده. این فیلم سبک موزیکال را به گونه‌ای مدرن کرده است که شاید باعث شود بینندگان جوان‌تر فکر کنند چرا این سبک یک زمانی بسیار محبوب بوده. قطعات موسیقی با چنان انرژی‌ای اجرا می‌شوند که محو آن‌ها نشدن بسیار سخت است.شخصیت اصلی و روایت‌گر فیلم فردی به نام «کریستین»(با بازی اوان مک گرگور) است، یک نویسنده‌ی بی‌پول که یک گروه بی‌خانمان را کنار یکدیگر جمع کرده است تا با کمک یکدیگر در کلوپ «مولن روژ» بازی کنند. هدف او این است که:« از حقیقت، زیبایی، آزادی و عشق بنویسد». وقتی که «تولوز لاترک» به عنوان رهبر گروه از کار «کریستین« خوشش می‌آید تصمیم می‌گیرد که ترتیب یک ملاقات رودررو با ستاره‌ی نمایش «مولن روژ» یعنی «ساتین» با او را بدهد(نقش وی را نیکول کیدمن بازی می‌کند). «کریستین» خیلی ساده شیفته‌ی او می‌شود و «ساتین» نیز علی‌رغم اینکه باورش نمی‌شود، همین حس را درباره‌ی او پیدا می‌کند. اما یک دوک بسیار ثروتمند نیز به دنبال اوست(با بازی ریچارد راکسبرگ)، کسی که سرمایه‌گذاری‌ش در «مولن روژ» چیزی است که باعث شده صاحب این کلوپ فرد ثروتمندی بشود. و یک عامل تاثیرگذار دیگر نیز در این داستان وجود دارد؛ «ساتین» به بیماری سِل دچار شده است.علی‌رغم تمام موسیقی‌های حجیم اثر یا حتی شاید به خاطر وجود آن‌ها، داستان عاشقانه‌ی «مولن روژ» جواب می‌دهد. گاها حتی بسیار هم تکان‌دهنده و تاثیرگذار می‌شود. بخشی از این قطعا به خاطر بازیگران این فیلم است. «اوان مک‌گرگور» نقش خود را بسیار دوست‌داشتنی ایفا کرده است و نوعی رمانتیسم نحیف در آن دیده می‌شود. «نیکول کیدمن» به آرامی در نقش خود می‌سوزد و تمام می‌شود – باعث تاسف است که بازی او در فیلم به خاطر مسائلی خارج از اثر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. شاید بتوان گفت که این بهترین بازی او در تمام عمر بازیگری‌ش است. آهنگ‌های عاشقانه که بخش اعظمی از رابطه‌ی عاشقانه‌ی آن‌ها را تشکیل می‌دهند، نوعی حس رومنس را شکل می‌دهند و این نکته که صدای بازیگران اثر دوبله نشده بر روی بالاتر رفتن کیفیت آن اثرگذار بوده است. صدای بازیگران قوی و واضح است.کسانی که به دنبال رویدادهای تاریخی دقیق هستند یا از فیلم‌های آرام لذت می‌برند، احتمالا بعد از تماشای این فیلم از کاری که آقای «لورمن» کرده است بسیار عصبانی خواهند شد. ما در عصر اضافات زندگی می‌کنیم و آقای «لورمن» آن را به بالاترین حد خود برده است. با فیلمی بسیار وسیع، تدوینی که از زمان «مرثیه‌ای بر یک رویا»(Requiem for a Dream) مشابهش را ندیده ایم و موسیقی ای که نیازمند پلی‌بک دیجیتالی است، «لورمن» سبک جدیدی را برای فیلم‌های موزیکال به وجود آورده است. این فیلم به همان اندازه‌ای فیلم فصل تابستان است که «بازگشت مومیایی»(The Mummy Returns) بود اما با یک تفاوت بزرگ؛ فیلم جدیدتر و زنده‌تر است. و در حالی که شاید به اندازه‌ی کسانی که فیلم را در شب آغازین جشنواره‌ی کن سال ۲۰۰۱ دیدم از آن لذت نبردم، اما همچنان قویا توصیه می‌کنم که هر کسی علاقه‌ای به فیلم‌های موزیکال دارد دیدن آن را تجربه بکند.مترجم :امید بصیری


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of