Midnight in Paris (نیمه شب در پاریس)

 

 
 

ژانر : کمدی

 

کارگردان : Woody Allen

نویسنده : Woody Allen

 

تاریخ اکران : ۱۱ می ۲۰۱۱

 

زمان فیلم : ۱۰۰ دقیقه

زبان : انگلیسی

درجه سنی : PG-13

میانگین امتیاز منتقدین :

مشاهده تریلر این فیلم(کلیک کنید)

 

بازیگران :

 

Owen Wilson

Rachel McAdams

Kurt Fuller

Mimi Kennedy

و …

 

نقد و بررسی کامل فیلم

Midnight in Paris (نیمه شب در پاریس)

منتقد : جیمز براردینلی

این نقد و بررسی حاوی مطالبی است که شاید بخشی از داستان را لو بدهد. بله، البته که لو می دهد. به خاطر آنکه من حتی تصور این را هم نمی توانم داشته باشم که نقددی بر فیلم «نیمه شب در پاریس» بنویسم، بدون آنکه درباره تخیلات لذت بخش و بسیار زیبای نهفته در قلب کمدی جدید وودی آلن سخنی به میان آورم.  تریلر های منتشر شده از فیلم نمی توانند ما را متوجه  تخیلات زیبای موجود در «نیمه شب در پاریس» بکنند اما حالا که این فیلم در جشنواره کن نمایش داده شده، و نقد های منتقدان نیز منتشر شده، نیمه پنهان این فیلم نیز برای تماشاگران آشکار شده است. اگر کماکان مشغول خواندن این نقد هستید، بهتر است این شانس را به خود بدهید که تنها با مشاهده اسامس کارکتر های داخل فیلم، راز فیلم را حدس بزنید. مثلا نام “گرت”. به نظر شما این نام کدام شهروند پاریسی می تواند باشد؟

“نیمه شب در پاریس” مانند خیالات و آرزوهایی است که در میانیه کاری، شما را درگیر خود می کند. فیلم با معرفی  زن و شوهری در پاریس (به همراه والدین زن) آغاز می شود. گیل (با بازی اون ویلسن) و اینز (با بازی راشل مک آدامز) به نظر می رسد  که عاشق همدیگر هستند، اما چیزی که گیل را واقعا عاشق خود کرده است،  شهر پاریس در فصل بهار است و نه چیز دیگر. “گیل” (کاراکتر مرد داستان) یک فیلمنامه نویس سطح پایین از هالیوود است که این آرزو را در اعماق قلب اش همیشه با خود دارد تا با نوشتن رمانی بزرگ، روزی بتواند به جایگاه خدا گونه نویسندگان بزرگی برسد که روحشان وجود  گیل را به تسخیر خود در آورده اند. نویسندگانی ماتنند ارنست همینگوی، فیتزگرالد و بقیه استوره هایی که در دهه ۱۹۲۰ پاریس زندگی می کردند.

“گیل” دوست دارد تا در شهر پاریس زندگی کند اما همسرش، اینز، ترجیح می دهد در یکی از محله های پولدار نشین اطراف شهری در آمریکا زندگی کند (درست مانند خانواده اش). گیل دوست دارد در در جلسات نقد “شعر” واقع در هر کافه ای که احتمالا روزی همینگوی در آنها نوشیدنی خورده است شرکت کند، در حالی که اینز ترجیح می دهد وقت خود را صرف خرید از فروشگاه های شیک و گران قیمت مختلف بکند. یک شب، در یکی از پرسه های شبانه،  گیل در خیابان های پاریس گم می شود و بر روی پله های یک کلیسا می نشیند و هنگاهی که ناقوص کلیسا، خبر از رسیدن نیمه شب می دهد، اتوموبیل پژوی کلاسیکی پز از آدم های شاد و خوشگذران جلوی پای او توقف می کند.

آنها “گیل” را دعوت می کنند تا به میهمانی شان بیاید. در جمع آنها، اسکات و زلدا فیتزگرالد (نویسندگان معروف) هم وجود دارند. وودی آلن، برای این سوال که  این جادو و رویا چگونه به وجود آمده است توضیحی ارائه نمی دهد. هیچ توضیحی هم نیاز نیست. هیچ کدام از ما به این نکته که آیا این اتفاقات واقعی هستند و یا اینکه تنها یک رویا هستند اهمیتی نمی دهیم. یعنی این موضوع اصلا مهم نیست.  گیل در بیداری همراه با این جمع می شود و پس از این همراهی، خود را در دوران طلایی موسیقی جاز و تمام بزرگان این عصر می یابد (دهه ۱۹۲۰). گیل اخیرا مشغول نگارش کتابی بوده است که داستان آن درباره زنی است که فروشگاهی راه می اندازد که خاطرات و دلتنگی های مردم را به فروش می گذارد. اکنون نوبت خود “جیل”  است تا در قسمتی از تاریخ قرار بگیرد که در تمام عمر، آرزوی بودن در آن زمان را داشته است.

تعدادی از بینندگان “نیمه شب در پاریس” هستند که بیش از بقیه فریفته زیبایی این فیلم می شوند. آنها کسانی هستند که با بزرگانی مانند فیتزگرالد، همینگوی، گرتود استین، پیکاسو ، آلیس تاکلاس و صد البته تام الیوت آشنایی دارند. وودی آلن بین نسل های مختلف ، مقدار بیشتری از عنصر شباهت را وارد کرده است. او فکر می کرده که عدم شباهت یک نسل، به نسلی دیگر، موجب نوعی سردرگمی در مخاطب می شود (مثلا نویسندگان چند عصر مختلف را در بک دوره تاریخی نشان داده است). البته کسانی هم که مثل من زیاد با این نویسندگان آشنایی ندارند هم از دیدن فیلم لذت خواهند برد. کاراکتر زلدا فیتزگرالد (هنرمند قدیمی) فردی شاد با رفتارهایی نا به هنجار است، اسکات فیتزگرالد هم که عاشق زلدا است و این عشق زندگی او را به طور کامل تحت تاثیر خود قرار داده است. همینگوی هم همیشه با حالتی رسمی و مردانه در حال حرف زدن است.

من فکر می کنم وودی آلن در حین نگارش فیلمنامه “نیمه شب در پاریس” اوقات خوشی را گذرانده است. بدون شک کاراکتر “جیل” همان شخصیت وودی آلن در عالم واقعیت است. (معمولا یک کاراکتر شبیه وودی آلن در همه فیلم های او وجود دارد) . او توانسته به هر چه را که آرزویش را دارد با استفاده از جادوی سینما جامه عمل بپوشاند. محبوب ترین صحنه فیلم برای من، آن لحظاتی است که جیل با بانوئل  همراه بود. جیل  ایده ای ناب برای ساخت فیلمی تماشایی به بانوئل می دهد : عده ای میهمان پشت میز غدا نشسته اند و پس از پایان غذا، به شکل مشکوکی متوجه می شوند که قادر نیستند از جای خود حرکت کنند و خانه را ترک کنند. بانوئل می پرسد چرا این اتفاق برایشان می افتد؟ جیل پاسخ می دهد من فقط می دانم که آنها نمی توانند. بانوئل می گوید این اتفاق برای او غیر قابل فهم و بدون منطق است. شاید طرح داستانی گفته شده توسط این دو کاراکتر برای بسیاری بی معنی باشد و حتی نام کاراکتر بانوئل برایشان تداعی کننده چیزی نباشد، اما با این حال وودی آلن سعی کرده این دیالوگ ها و داستان های فرعی به شکلی بیان شوند که بینندگان عادی را نیز شیفته خود کند.

آقای اوون ویلسون یکی از نقاط قوت فیلم “نیمه شب در پاریس” است. او شخصیتی از جیل ساخته که عشق، عشتیاق و صداقت اش نسبت به بزرگان دهه ۱۹۲۰ برای تمام بینندگان قابل باور است.  جیل در فیلم نمی تواند باور کند که مشغول ملاقات و آشنایی با تمامی این بزرگان است ، آن هم در شرایطی تمامی این بزرگان تا به این حد با او خوش رفتار و صمیمی هستند. هر چند که این هنرمندان هم در زمانی که در قید حیات بودند باور نمی کردند در آینده به بزرگان افسانه وار تاریخ ادبیات جهان تبدیل شوند. آنها هم مانند جیل در ابتدا جوانان جاه طلب و مشتاق نویسندگی بودند که هر شب در جلسات مختلف ادبی، در کافه های مختلف حاضر می شدند.

بازی خانم کتی بیت نیز یاقوت درخشان دیگری است بر گنجینه نهفته در این فیلم. تا آنجا که من می توانم تصور کنم، او بسیار شبیه به گرتود استین می باشد، یک آمریکایی جدی، سرشار از استعداد، مهربان و صبور.  او مانند کاراکتر استین (کسی که ارنست همینگوی او را در ضیافت تکان دهنده خلق کرد) می باشد. این بازیگر قدرتی را از خود ارائه می دهد، که توانسته بود کاراکتر استین را در کتاب مذکور به یک سمبل تبدیل کند.

 

شخصیت دیگر فیلم آدریانا (با بازی ماریون کوتیارد) می باشد که معشوقه پیکاسو (یک نقاش فرانسوی) و همچنین مولیگیلیانی (یک نقاش ایتالیایی) است که عاشق “جیل” هم می شود (خدای من، این دیگه چه اعجوبه ای است!) جیل هم البته در مقایسه با عشاق دیگر این خانم، از شخصیتی دوست داشتنی تر برخوردار است. در همین حال زندگی در زمان حاضر (واقعی) نیز ادامه پیدا می کند. این موضوع که جیل هر شب غیب می شود و روز بعد دوباره سر و کله اش پیدا می شود حسابی عروس و پدر و مادر عروس را ناراحت و کنجکاو کرده است. خط داستانی دیگری نیز در فیلم وجود دارد که سفریست اینبار حتی دورتر به اعماق تاریخ و به ما این نکته را یادآوری می کند که معنای دلتنگی، و آنچه که ما برایش دلتنگ می شویم، می تواند بعد از مدتی تغییر کند.

«نیمه شب در پاریس» چهل و یکمین فیلم آقای وودی آلن میباشد. او فیلمنامه تمام فیلم هایش را خودش نوشته و آنها را خود، به نحوی زیبا و با ظرافتی خاص ساخته است. من آلن را یاقوت درخشان سینمای جهان می دانم. شاید بعضی علاقه ای به دیدن فیلم های او نداشته باشند، اما باید بگویم فیلم “نیمه شب در پاریس” حتی منتقدان سر سخت و سختگیر  جشنواره کن را هم به تحسین وا داشت. هیچ چیزی غیر دوست داشتنی و زائد در فیلم جدید وودی آلن وجود ندارد.  البته شاید بعضی تماشاگران هم نتوانند با فیلم ارتباط برقرار کنند. دیدن فیلم هایی که اعتقاد دارند برای مخاطب عام  ساخته شده اند (که این یعنی برای هیچ تماشاگر خاصی ساخته نشده اند!)  برای من برای من خسته کننده و کسل کننده شده است. «نیمه شب در پاریس» از آن فیلم هایی است که برای من و تماشاگرانی با سلیقه من ساخته شده است.

 

مشاهده تریلر این فیلم(کلیک کنید)

منتقد : جیمز براردینلی

 

مترجم :مهدی افشارها

تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی

هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع: سایت نقد فارسی مخالف قانون بوده و مدیریت سایت هیچ گونه رضایتی در این مورد ندارد و شرعا حرام میباشد.

 

 

 

 

 

rogerebert.suntimes.com

31
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
31 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
26 Comment authors
payman hosseyniارسلانمحمد bahramfعلی خدری Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
payman hosseyni
Member
Member
payman hosseyni

فیلمی که وودی آلن ساخته برای همه انسانهاست مطمئنا همه تجربه حس نوستالژی رو دارن و حس دلتنگی گذشته رو داشته و حداقل یکبار گفتن یادش بخیر گذشته فلان بوده و به امان! اما هدفی که وودی آلن از این حس انسانها دنبال کرده و نتیجه گیری که در پایان داستان داره خیلی ساده اما تاثیرگذار هست، داستان فیلم در کمال سادگی بیان میشه و شخصیت ها به شکلی مناسب به بیننده معرفی میشن هرچند از همان ابتدای فیلم همه شخصیت های اصلی معرفی میشن و ویژگیهای اخلاقی اونها برای ما شناخته شده میشه اما تا پایان داستان هیچ تکرار… ادامه »

Allen
Guest
Member
Allen

براردینلی فیلمو کلن تعریف کرد دیگه نقدش کحا بود ؟ 😐

ارسلان
Guest
Member
ارسلان

ی فیلم خاص برای آدمای خاص واقعا لذت بردم

محمد
Member
Member
محمد

S.g.7:به نظرم اگه کسی سبک وودی الن رو دوست داشته باشه واسش مهم نیست فیلم خوب یا متوسط باشه و فیلمهاشو حتما دوست (البته به غیر از جاسمین غمگین!)این فیلم هم به نظرم از کارهای خوب و نه عالی الن و در حد(امتیاز نهایی و ویکی کریستینا بارسلونا)ست.

نظرمو پس میگیرم!یکی از بهترین های آلن.

bahramf
Guest
Member
bahramf

بنظر من بیشتر جذابیت فیلم به خاطر دیالوگ های بی نظیر فیلمه که بیننده رو درگیر میکنه. و اینکه احساسی که به پدیده ها دارن به طرز خاصی متفاوت تر و لذت بخش تر از ماست.

علی خدری
Guest
Member
علی خدری

اهنگایی تو فیلم استفاده شده بود ، فضا سازی فیلم ، همه چیش خوب بود در کل فیلم خوبی بود ولی نمیشه گفت شاهکاره … در کل فیلم خوبی بود ، دیدنش خالی از لطف نیست !

محمد
Member
Member
محمد

به نظرم اگه کسی سبک وودی الن رو دوست داشته باشه واسش مهم نیست فیلم خوب یا متوسط باشه و فیلمهاشو حتما دوست (البته به غیر از جاسمین غمگین!)این فیلم هم به نظرم از کارهای خوب و نه عالی الن و در حد(امتیاز نهایی و ویکی کریستینا بارسلونا)ست.

Abe
Member
Member
Abe

یکی از فیلم های خوب آلن به شمار میاد. فیلم های دیگه ی آلن رو زیاد دوست ندارم اما از این یکی خوشم اومد. طنزهای فیلم خیلی خوب بود. پایان فیلم هم همینطور.

peyman a
Member
Member
peyman a

بی نام:من شاید روزی یک الی دو فیلم میبینم تنها فیلمی ک متوجه گذر زمان نشدم این فیلم بود !

شاهکار بود ! اصلا دوست نداشتم تموم شه

و من الان سال ۱۳۹۲ هستم و این فیلم رو دیدم 😆

منم کاملأ حس تو رو دارم ، یکی از بهترین فیلم های کمدی-عاشقانه ای بود که دیدم ، فیلمنامه اش واقعأ عالی بود

بی نام
Guest
Member
بی نام

من شاید روزی یک الی دو فیلم میبینم تنها فیلمی ک متوجه گذر زمان نشدم این فیلم بود !

شاهکار بود ! اصلا دوست نداشتم تموم شه

و من الان سال ۱۳۹۲ هستم و این فیلم رو دیدم 😆

سیاوش تهرانی
Guest
Member
سیاوش تهرانی

با احترام به نظر مابقی دوستان و منتقدان من زیاد از فیلمش خوشم نمیاد .کلا" کارای وودی آلن یه سبک خاص هستش مثل ویکی کریستینا و به سوی رم که مخاطب خاص خودشو داره.تنها اثری که برای من از وودی آلن هنوز به یادگار مونده و اثری متفاوت از کارهای آلن بوده امتیاز نهایی بوده است.یک اثر جنایی و درام فوقالعاده با کشش و تعلیق زیاد که به سبک فیلمهای هیچکاک ساخته بود

rezabagheri
Guest
Member

بهترین جای فیلم برای من اونجا بود که وودی الن ایده فیلم ملک الموت به بونوئل میگه بعد بونوئل با تعجب میگه چرا؟!!!چون قادر به خارج شدن از در نیستن-چرا؟!!!! 😀 😀

آقا سعید
Guest
Member
آقا سعید

فیلم خیلی باحالی بود.وودی آلن تموم نشدنیه.
کارآگاهه رو دیدید که تو دوران رنسانس گیر کرده بود.گیل به بونوئل ایده میداد.من کلی لذت بردم.

شادبانو
Guest
Member
شادبانو

نام مهمی که جا افتاد؛ لوییس بونوئل… بانوئل کیه؟ فکر می‌کنم مترجمی که نقد فیلم ترجمه می‌کنه باید حداقل دانشی از سینما داشته باشه و کارگردانی به بزرگی بونوئل را بشناسه

شادبانو
Guest
Member
شادبانو

ای‌کاش مترجم محترم دقت بیشتری در ترجمه و نگارش این متن به خرج می‌دادند و دست‌کم یک بار متن ترجمه‌شده را پیش از انتشار می‌خواندند تا این‌همه غلط تایپی در متن پیش نمی‌آمد (عشتیاق به جای اشتیاق؛ برحه به جای برهه؛ ناقوص به جای ناقوس؛ سنبل!!! به جای سمبل) البته به اضافه‌ی اشتباهات فراوان در تلفظ اسامی. شخصیت اصلی فیلم گیل نام داره که آقای مترجم تا یه جایی از متن او را گیل خطاب می‌کنه و بعد می‌شه جیل!!! فیتزگرالد غلطه و فیتزجرالد درسته. گرترود استین نه بلکه گرترود استاین. نام بازیگر فرانسوی ماریون کوتیارد است نه مارتین!!! او… ادامه »

sahand s.
Member
Member
sahand s.

sahand: منم در مورد موسیقی زیاد نمیدونم اما فکر میکنم موسیقی کاملا با فیلم مچ بود و حتی اگه نمیدونستی فیلم در چه موردیه و با چشم بسته موسیقی رو میشنیدی مطمئن میشدی که باید ربطی به پاریس داشته باشه.بنظر من موسیقی این فیلم شاهکار بود و بیاد ماندنی. منم موافقم که موسیقی این فیلم شاهکار بود و بیاد ماندنی اما نمی فهمم جازی که برای ناحیه میسیسیپی آمریکاست و نمونشو تو فیلم princess and frog می شنویم و یا گیتار آکوستیکی که نمونشو تو vicky cristina barcelona زیاد می شنویم چطوری با پاریس مچ میشه؟ البته جاهایی هم بود… ادامه »

sahand
Guest
Member
sahand

Sahand S.:فیلم در عین کمدی بودن آرامش بخش هم بود. بیننده هیچ جا احساس خستگی نمیکرد. درباره سفر به یک دنیای دیگه من یاد انیمیشن spirited away هایائو میازاکی افتادم که هیچ توضیحی درباره این اتفاقات نمیداد و برای بیننده هم اصلا مهم نبود. درباره موسیقی فیلم برای من سوال پیش اومد که چرا در فیلمی راجع به پاریس از جاز آمریکایی و گیتار اسپانیایی استفاده شده؟ به نظرم با صحنه های پاریس جور در نمی اومد. البته من راجع موسیقی زیاد منیدونم. اگه نظرتونو در این باره بگید ممنون میشم. منم در مورد موسیقی زیاد نمیدونم اما فکر میکنم… ادامه »

sahand s.
Member
Member
sahand s.

فیلم در عین کمدی بودن آرامش بخش هم بود. بیننده هیچ جا احساس خستگی نمیکرد.
درباره سفر به یک دنیای دیگه من یاد انیمیشن spirited away هایائو میازاکی افتادم که هیچ توضیحی درباره این اتفاقات نمیداد و برای بیننده هم اصلا مهم نبود.
درباره موسیقی فیلم برای من سوال پیش اومد که چرا در فیلمی راجع به پاریس از جاز آمریکایی و گیتار اسپانیایی استفاده شده؟ به نظرم با صحنه های پاریس جور در نمی اومد. البته من راجع موسیقی زیاد منیدونم. اگه نظرتونو در این باره بگید ممنون میشم.

غزل
Guest
Member
غزل

sahand:من دانشجوی سال اخر ادبیات انگلیسی هستم و میتونم به جرات بگم در تمام عمرم اینقدر از یه فیلم لذت نبرده بودم. گیل دقیقا همون ارزوهایی رو داره که من دارم.من واقا دلم میخواست میتونستم نویسنده های Lost Generation بخصوص همینگوی رو ببینم.من عاشق استینم و دیوونه فیتزجرالد!این فیلم باعث شد چند ساعتی ازین عالم خارج شم و با گیل همراه شم.برای مخاطبانی مثل من که اکثر شخصیتهای ادبی فیلم رو میشناسند این فیلم مثل هک رویای تحقق یافته ست. دلم میخواست اینها رو به وودی الن بگم… خیلی احساساتی بود میدونم اما It was Fantastic! دیدن این فیلم دقیقا… ادامه »

sahand
Guest
Member
sahand

من دانشجوی سال اخر ادبیات انگلیسی هستم و میتونم به جرات بگم در تمام عمرم اینقدر از یه فیلم لذت نبرده بودم. گیل دقیقا همون ارزوهایی رو داره که من دارم.من واقا دلم میخواست میتونستم نویسنده های Lost Generation بخصوص همینگوی رو ببینم.من عاشق استینم و دیوونه فیتزجرالد!این فیلم باعث شد چند ساعتی ازین عالم خارج شم و با گیل همراه شم.برای مخاطبانی مثل من که اکثر شخصیتهای ادبی فیلم رو میشناسند این فیلم مثل هک رویای تحقق یافته ست. دلم میخواست اینها رو به وودی الن بگم…
خیلی احساساتی بود میدونم اما
It was Fantastic!

پري
Guest
Member
پري

قدرت جادویی موسیقی و نور و رنگ و پشتیبانی هالیوود هر چیزی رابه عرش میرساند. فیلمی بی‌انسجام،با موضوعات پراکنده،اتفاقات بدون دلیل و توضیح…اگر کارگردانی ایرانی این راساخته بود زرشک طلایی هم نمیگرفت اما وودی الن است و هالیوود و اقبال بی‌پایان…

مجتبی-م
Guest
Member
مجتبی-م

سلام
منم دیشب این فیلمو دیدم.فیلمی که یک ساعتو نیم بود اما برای من دوساعت و نیم شد.سیر نمیشدم از بعضی سکانساش.دیدن و دوباره دیدن.رویای زیبایی توی فیلمه.تم فانتزیش.دوست داشتنی بود.

ف.رضازاده
Guest
Member
ف.رضازاده

واقعا فیلم فوق لعاده ایه!
حداقل برای من که یه مخاطب کاملا عام هستم.
با اینکه با اسامی داخل فیلم زیاد آشنا نبودم ولی کلی کیف کردم از دیدن تداخل چن تا زمان با هم.
فیلم تموم شده و من دارم اینجا نظرمو مینویسم ولی هنوز لبخندمو دارم لبخند رضایت بخشی که نشون میده چقد این فیلم دلنشینه. 😆

hasan ghezelsofla
Member
Member
hasan ghezelsofla

من همین الان فیلم رو دیدم.ساعت ۱:۳۴ نصفه شبه.من فقط میخواستم اینو بگم که از موزیک بسیار علی فیلم در کنار تصویر زیبای شهر پاریس هم نباید غافل بشیم.در حالی که داریم یه شاهکار دیگه از woody allen میبینیم.

Ali E
Member
Member
Ali E

ببین رفیق کسی که این شخصیت های رو نمی شناسه شکر می خوره بیاد نقد بنویسی … برو با xbox ات بازی کن

مازیار نیک بر
Guest
Member
مازیار نیک بر

نکته جالب این نقد آنجاست که نویسنده آنقدر درگیر ظرافت فیلم شده که فقط داستان فیلم و نکات جالب آن را نوشته! پاریس شهریست که هر هنرمندی به آنجا قدم میگذارد شیفته آنجا می شود و در گذشته سیر می کند. نوستالوژی این شهر اغوا کننده است. وودی آلن نیز نشان می دهد که خود درگیر این نوستالوژی هاست . این را قبلاْ در فیلم رز ارغوانی نشان داده بود. با این همه در این فیلم ضمن تشریح این زیبایی ها تلنگری میزند که می توان در زمان حال زندگی کرد و دغدغه نوستالوژی های امروزی را در سر داشت!… ادامه »

...
Guest
Member
...

ترجمه خوبیه اما فیتز جرالد نه گرالد!

k.vah
Guest
Member
k.vah

فیلم فوق العاده ای بود و حس بسیار خوبی از دیدنش خواهید داشت … صداقت شخصیت گیل در رفتار و گفتار با آثار همینگوی تشابه خاصی دارد که جذابیت فیلم را بیشتر کرده است …ودر کل فیلم نیمه شب در پاریس مانند یک رویای شیرین برای هر بیننده ای می تواند باشد…

HodaYa
Guest
Member
HodaYa

تنها اسمی که روی این نوشته نمیشه گذاشت ؛ نقد ه !
به این نوشته فقط میشه گفت شرح فیلم
این فیلم اینقدر زوایا و نکات برای نقد داره که میشه ۱۰۰ ها مقاله در موردش نوشت
این متن مثل یک تریلر تبلیغی متنیه

Hollywood
Guest
Member
Hollywood

اون ویلسون همیشه تو نقشاش عالیه
ممنونم از نقد فیلم

علیرضا
Guest
Member
علیرضا

برای دیدن فیلم جدید وودی آلن لحظه شماری میکنم