Marriage Story (داستان ازدواج)

کارگردان: Noah Baumbach (نوآ بومبک)
نویسنده: Noah Baumbach (نوآ بومبک),
8.0
95
1.00

خلاصه داستان:

یک کارگردان و همسرش به دنبال جدایی و به جریان افتادن پرونده طلاق، دچار مشکلات مختلفی می‌شوند...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
رابی کالین – تلگراف (نمره ۱۰ از ۱۰)

«داستان ازدواج» ممکن است اغلب آتش بیار یک جنگ میان ستاره‌هایش باشد، ولی در جهت منافع هر دوی آن‌ها هم قدم‌هایی برمی‌دارد.

 

جان فراسک – هالیوود ریپورتر (نمره ۱۰ از ۱۰)
«داستان ازدواج» شما را در یک پیچ و تاب قرار دهد، ولی باز هم شما را سر وجد می‌آورد چرا که شاهد این بوده‌اید که کارگردان و بازیگران از حدود قبلی خود پا را فراتر گذاشته‌اند.

 

اوون گلیبرمن – ورایتی (نمره ۱۰ از ۱۰)
در لحظه بامزه، جذاب و مهیج است، حول محور دو نقش‌ آفرینی فوق‌العاده با آن برندگی و انسانیت خاص خود می‌چرخد، اثری است از یک هنرمند مهم عرصه فیلم، که نشان می‌دهد می‌تواند در تمام آن جزئیات و پیچیدگی‌های احساسی زندگی را ضبط کند – و، در این پروسه، یک بیانیه هم در مورد این که امروزه جامعه چگونه عمل می‌کند نیز قرائت کند.

 

جسیکا کیانگ – پلی‌لیست (نمره ۱۰ از ۱۰)
بامبک از چیزی دریغ نمی‌کند، و یک مصیبت شخصی را از دل خاک بیرون می‌کشد، چیزی که بیشتر مردم جرئت ندارند تا دوباره با آن مواجه شوند. به طور حتم این چیزی غمگین است، ولی همچنین به شکل عجیبی بامزه است، پر است از همدردی، ترحم و همچنین درک، شامل دو نقش‌ آفرینی شگفت‌انگیز از دو بازیگر نقش اصلی خود، یعنی «درایور» و «اسکارلت جوهانسون» هم می‌شود.

 

جاشوا راثکوپف – تایم اوت (نمره ۱۰ از ۱۰)
با دارا بودن دو نقش آفرینی قدرتمند از «آدام درایور» و «اسکارلت جوهانسون»، درام مرتبط با طلاق «نوا بامبک» یک اثر قدرتمند و پرهیاهو است.

 

آلونسو دورالد – د راپ (نمره ۹.۷ از ۱۰)
با «داستان ازدواج»، «بامبک» آن شهرت خود مبنی بر یکی از فیلمسازان انسان‌گرای برتر ننسل خودش را تحکیم می‌بخشد.

 

اریک کان – ایندی وایر (نمره ۹.۱ از ۱۰)
درخشش فیلم در چگونگی این نهفته است که از جایی آشنا آغاز می‌شود، سپس از آن حد بالا می‌زند.

 

استفانی زاکارک – تایم (نمره ۹ از ۱۰)
درایور فیلمنامه به شدت عقلی بامبک را – بامبک هیچ گاه نمی‌تواند عقلی عمل نکند – به جایی فراتر از جایگاه فکر می‌برد، جایی که احساسات بنیادین در یک طوفان در گردان‌اند.

 

ریچرد لاوسن – ونیتی فر (نمره ۸.۵ از ۱۰)
برای تمام آن کشمکش‌ها و زخم‌هایش، «داستان ازدواج» فیلم دست و دل بازی است. فیلم به شکل حساسی به اشکال مختلفی که مردم یکدیگر را ناامید می‌کنند اشاره می‌کند، و راه‌هایی که این کار را نمی‌کنند. کاملا ارزش وقت شما را دارد. با این حال، شاید بهتر باشد که آن را با همسر خود تماشا نکنید.

 

زن بروکس – گاردین (نمره ۸ از ۱۰)
«بامبک» به دنبال استخراج متریال برای خنده می‌گردد، مهم نیست که چقدر موقعیت ناامیدکننده و سخت می‌شود.


نقد و بررسی فیلم به قلم Xan Brooks (زن بروکس)

نشریه گاردین

نمره 10 از 10

اگر شما جوان، زیبا و برخوردار از امتیازاتی این چنینی هستید، باید دو برابر سخت‌تر تلاش کنید تا زندگی‌تان را به فنا دهید. کافیست از «نیکول» و «چارلی» بپرسید، زوج سینمایی حاضر در فیلم «داستان ازدواج» (Marriage Story) از «نوا بامبک» (Noah Baumbach) که انگار لای زرورق پیچیده شده‌اند. وقتی اولین بار آن‌ها را می‌بینیم، آن‌ها در آپارتمان زیبای خود در نیویورک مشغول به استراحت‌اند، مشخصا عاشق هم هستند. سپس – بوم – این زوج درخواست طلاق می‌دهند و حتی نمی‌توانند هنگام برگشتن از سر کار در مترو کنار یکدیگر بنشینند و هم را تحمل کنند. آن‌ها با خود چه می‌کنند؟ هیچ کدامشان مطمئن به‌ نظر نمی‌رسد. انگار که این شکاف وحشتناک نیز بخشی از همکاری خلاقانه آن‌هاست، بازسازی خشک و پیچیده آن‌ها از «کرامر علیه کرامر» (Kramer vs Kramer).
«داستان ازدواج» دومین فیلم «نوا بامبک» برای «نت‌فلیکس» (Netflix) است، بعد از «داستان‌های میروویتز» (The Meyerowitz Stories)، و مطمئنا تا حدی الهام گرفته از (اگر این عبارت درستی باشد) طلاق او در سال ۲۰۱۳ از بازیگر «جنیفر جیسن لی» (Jennifer Jason Leigh) به نظر‌ می‌رسد. نقش‌ آفرینی‌های خوبی از جانب «اسکارلت جوهانسون» (Scarlett Johansson) و «آدام درایور» (Adam Driver)، یک بسته خانوادگی پر از دیالوگ‌های تازه و یک حس تند و تیز از پوچی مخصوص به خود. «بامبک» به دنبال استخراج متریال برای خنده می‌گردد، مهم نیست که چقدر موقعیت ناامیدکننده و سخت می‌شود.

وقتی که طلاق به جریان می‌افتد، به سرعت همه‌چیز با شتاب بیشتری پیش می‌رود. «نیکول» پسر بچه هشت ساله‌شان را به لس آنجلس می‌برد، و «چارلی» باید با همسر سابقش برای حضانت بچه بجنگد. او یک وکیل استخدام کرده است («لاورا درن» (Laura Dern)، که به این معناست چارلی هم باید یکی استخدام کند – یک جنگجوی حقوقی با پوستی چروکیده به نام «برت اسپیتز» (با بازی فوق‌العاده «آلن آلدا» (Alan Alda) بزرگ). شخصیت‌ّهای ما مانورهای پیچیده‌ای را برای قرار دادن خودشان در موقعیتی بهتر نسبت به یکدیگر برای جنگی که در پیش است تدارک می‌بینند. یا به شکلی که «برت» آن را توصیف می‌کند: «ما باید طوری آماده شویم که وقتی به دادگاه می‌رویم انگار اجتناب از به دادگاه رفتن است.» این جا و در این نقطه است که برای اولین بار «چارلی» به گریه می‌افتد.

فیلم «بامبک» مثل یک هفت خوان رستم است – به شکلی تعمدی – و روی بازیگرانش اتکا می‌کند تا مخاطب را با خودش همراه کند. در نقش چارلی، یک کارگردان تئاترهای آوانگارد، «درایو» به شکلی شل و ول آغاز می‌کند و سپس سفت و محکم می‌شود و ارتباط برقرار می‌کند، انگار که این کشمکش قانونی بدن او را از حالت اصلی خود خارج کرده باشد. «جوهانسون» کار پرجزئیاتی را در نقش «نیکول» به ارمغان آورده است، زنی که تقلا می‌کند تا صدای خودش را به گوش بقیه برساند و روی پای خودش می‌ایستد تا زا بازی خارج شود ولی هیچ وقت کامل قانع نشده که هدف وسیله را توجیه می‌کند. فیلم – یعنی «بامبک» – عمدتا طرف «چارلی» را می‌گیرد. ولی نقش‌ آفرینی «جوهانسون» در نقش «نیکول» خودش به جای او حرف می‌زند.

طبیعتا، هر دو وکیل فکر می‌کنند که می‌توانند در این پرونده پیروز شوند. ولی هر کسی که در این مسیر قدم گذاشته است می‌تواند تضمین دهد که هیچ خبری از پیروزی در چنین چیزی نیست. «نیکول» و «چارلی» آن قدری جلو آمده‌اند که دیگر نمی‌شود به عقب رفت. آن‌ها باید تا پایان تلخ مسیر بیایند، زندانیان بی‌نوای سیستمی که به رفتار بد پاداش می‌دهد در حالی که اعمال مرتبط با مهربانی را به سختی مجازات می‌کند. آن‌ها خودشان این بلا را سر خودشان آورده‌اند، ولی ما به شکلی یکسان برای آن‌ها افسوس می‌خوریم.

در یک نقطه، «چارلی» که تنش را حس می‌کند، به یک اتاق می‌رود تا با «برت اسپیتز» مشاوره کند. این وکیل به مانند یک پیرمرد خوش برخورد و پرحرف است و به شکلی جالب صحبت‌هایی بی‌ربط و شلخته را در مورد برنامه‌های یک زن برای سپراندن تعطیلات در رم را به زبان می‌آورد. «چارلی» به شکلی نگران گوش می‌دهد ولی نهایتا تصمیم به متوقف کردن او می‌گیرد. او می‌گوید: «ببخشید، برت، ولی من دارم واسه این جوک پول میدم؟» و بله، البته که او دارد این کار را انجام می‌دهد؛ خود «نیکول» هم به همین ترتیب. زمان به سرعت می‌گذرد. هزینه‌ها مدام بالا می‌رود. در نهایت، جوک به سمت خود آن‌ها نشانه رفته است.

مترجم :دانیال دهقانی


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of