Ma (مامان)

کارگردان: Tate Taylor (تیت تیلور)
نویسنده: Scotty Landes (اسکاتی لاندز),
5.9
53
0.56

خلاصه داستان:

داستان در مورد زن تنهایی است که گروهی از نوجوان ها را به خانه اش دعوت می کند تا با هم جشن بگیرند و ...


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:
Arizona Republic (امتیاز ۸ از ۱۰)

فیلم «مامان» یک اثر ترسناک کوچک است و «اکتاویا اسپنسر» نیز توانسته تا دیوانه‌ترین در اثر باشد.

 

لی گرین‌بلت – Entertainment Weekly (امتیاز ۷.۵ از ۱۰)
حتی زمانی که فیلم به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد هم «اکتاویا اسپنسر» کسی است که تکه‌های مختلف داستان را در کنار یکدیگر نگه می‌دارد.

 

کیتی والش – Chicago Tribune (امتیاز ۶.۳ از ۱۰)
«اکتاویا اسپنسر» که برای نقش‌های دوست‌داشتنی‌ش در فیلم‌هایی مثل «خدمتکار»(The Help) و یا «ارقام پنهانی»(Hidden Figures) شناخته می‌شود، در این فیلم تبدیل به شخصیت بسیار تاریک و دیگرآزار شده است، خنده‌ی خاص او یکی از به‌یادماندنی‌ترین شخصیت‌های تاریخ فیلم‌های ترسناک را به وجود آورده است. او باعث شده که تماشای «مامان» بیارزد.

 

بنجامین لی – The Guardian (امتیاز ۶ از ۱۰)
«اکتاویا اسپنسر» تلاش زیادی کرده است که تا ما را در سمت کاراکتر خود نگه دارد و همین فرد دیوانه است که پرتره‌ای از یک زن شکسته و دردکشیده را به خوبی به ما نشان می‌دهد. فیلم «مامان» چندین قدم تا بی‌نقص بودن فاصله دارد اما بازیگر شخصیت اصلی حرف نهایی اثر است.

 

یولاندا ماچادو – The Wrap (امتیاز ۵.۹ از ۱۰)
فیلم سعی دارد که یک اثر هیجانی و روانشناسانه باشد اما در مسیر ساخت چنین پیامی خود را گم می‌کند.

 

راجر مور – Movie Nation (امتیاز ۵ از ۱۰)
مسئله این است که علی‌رغم تمامی تلاش‌های شکست‌خورده‌ی اثر هنوز هم چیزهایی در آن وجود دارد که باعث بشود به دیگران پیشنهادش بدهیم، درباره‌ی مشکلات زندگی در یک شهر کوچک یا شخصیتی که در نوجوانی پیدا می‌کنید و راه فراری از آن نیست، خشونت گاه و بیگاه نوجوانان که می‌تواند زخم‌های عمیقی بر روی تن آن‌ها باقی بگذارد، تلاش‌ برای مقبول شدنی که زمانی از آن محروم شدید و …

 

جود درای – Indiewire (امتیاز ۵ از ۱۰)
تعلیق اثر به حد کافی ترسناک است و بخش اول اثر نیز به آن بسیار کمک می‌کند. اما وقتی که اثر تبدیل به یک ترسناک کامل می‌شود، سرعت خشونت‌ها کاملا مسخره و مضحک است

.

کیمبر میرز – The Playlist (امتیاز ۵ از ۱۰)
فیلم آقای «تیلور» تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که بخش منطق مغزتان را خاموش کنید که البته تا زمانی که ۲۰ ساله نشده باشید به کل تکامل نیافته است. اگر بتوانید از حفره‌های داستانی اثر چشم‌پوشی بکنید تماشای «مامان» سرگرم‌کننده است.

 

تیم رابی – The Telegraph (امتیاز ۴ از ۱۰)
یک فیلم مخصوص نیمه شب؛ اسپنسر بازی بسیار قدرتمندی در این اثر داشته است که احتمالا تبدیل به یک نمونه‌ی کلاسیک خواهد شد. اما در کل اثر ناامیدکننده است.

 

جان دیفور – The Hollywood Reporter (امتیاز ۴ از ۱۰)
فیلم خیلی سریع، شروع متزتزل خود را تبدیل به بازنگری احساسی ناراضی‌کننده‌ و یک فیلم هیجانی-انتقامی بسیار غیرقابل‌‌باورتر می‌کند.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه IndeWire

نمره 7.5 از 10

فیلم «مامان»(Ma) را در ظاهر می‌توان صرفا یک اثر متوسط دیگر در ژانر ترسناک-هیجان‌انگیز درباره‌ی یک انسان غریبه‌ی ظاهرا خوش‌قلب دانست که راه خود را به درون گروهی از افراد آشنا با یکدیگر باز می‌کند و سپس علایق و گرایشات (دیوانه‌وار و جنون‌آمیزش) را نشان می‌دهد. اگرچه این‌گونه فیلم‌ها در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به اوج خود رسیدند و دیگر چندان خبری از آن‌ها نبود اما به نظر می‌رسد که دوباره در راه بازگشت به سطح اول سینمای دنیا اند. تا همین جای سال ۲۰۱۹ دو فیلم یعنی «گرتا»(Greta) و «نفوذی»(The Intruder) را داشته ایم و آثار بیشتری نیز در مسیر اکران شدن قرار دارند. اگرچه که فیلم «مامان» الگوی ثابت شده و تکراری‌تری را انتخاب کرده است اما کارگردان آن یعنی آقای «تیت تیلور» و نویسنده‌ش آقای «اسکاتی لندز» فکری کمی جاه‌طلبانه‌تر در ذهن خود دارند( از جمله یک پیش زمینه‌ی داستانی که از طریق فلش‌بک‌ها روایت می‌شود). آن‌ها همچنین از موهبت حضور «اکتاویا اسپنسر» نیز بهره می‌برند کسی که حضورش در فیلم باعث اضافه‌شدن یک بعد دیگر به اثر شده است.

سال‌ها پیش یکی از آشنایان من جمله را گفت که به نظرم برای توصیف این فیلم و موقعیت کنونی‌ش مناسب است:« کی به هنر خوب نیاز دارد وقتی آشغال درجه یک داری». اگرچه که قطعا جرئت ندارم این اثر را «الماسی بی‌نظیر» بنامم اما فیلم به طرز عجیب و چندش‌آوری(!) موفق است، حداقل در طول سه چهارم ابتداییش. در زمانی که فیلم به نقطه‌ی اوجش نزدیک می‌شود، بخشی از «منحصر به فرد» بودنش را از دست می‌دهد اما خب قبل از اینکه به اینجا برسد و خیلی آشنا به نظر بیاید چیزهای زیادی در «مامان» وجود دارد که بخواهیم از آن لذت ببریم.

اگرچه که مشخصا «اکتاویا اسپنسر» شخصیت اصلی این اثر است اما داستان فیلم با معرفی «مگی»(دایانا سیلورز) به ما شروع می‌شود، دخترک ۱۶ ساله‌ای که با مادرش یعنی «اریکا»(جولیت لوئیس) دوباره به محله‌ی قدیمی‌شان اسباب‌کشی کرده اند، جایی که او در آنجا به دنیا آمده و بزرگ شده است. «مگی» که دختری ساکت اما خوش‌قلب است خیلی زود با دوستان دبیرستانی‌ش اخت می‌گیرد؛ «هیلی»(با بازی مک‌کلی میلر) که دخترکی اهل مهمانی رفتن است، «اندی»(با بازی کوری فوگلمانیس) که انسان جدی‌ای است، «چاز»(جانی پائولو) که دخترهای جوان را به خود جذب می‌کند و انسان آرامی به اسم «دارل»(دانته برون). این دوستان «مگی» را دعوت می‌کنند تا به فعالیت محبوب‌شان بپیوندد؛ گشت زدن در محله داخل یک ون و صدالبته نوشیدن تا سر حد مست شدن. برای رسیدن به همچین چیزی آن‌ها نیاز به خرید الکل دارند که صدالبته هیچ‌کدامشان به لحاظ قانونی نمی‌توانند همچین کاری بکنند. اینجاست که «سو آن»(با بازی اکتاویا اسپنسر) وارد قضیه می‌شود، زنی میان‌سال که موافقیت می‌کند هر چیزی که در لیست خریدشان هست را برای آن‌ها بخرد. البته او چیزهای بیشتری هم برای عرضه دارد من جمله یک مکان جذاب برای جشن گرفتن؛ زیرزمین بلااستفاده‌ی خانه‌ش. البته او چند قانون ساده دارد؛ از نام عیسی مسیح به صورت نا به جا استفاده نشود و هیچ‌کس به طبقه‌ی بالای خانه نرود. قوانینی که هر دو قطعا شکسته خواهند شد.

در نهایت «مگی» به این قضیه مشکوک می‌شود و می‌خواهد که دندان اسب پیشکشی را بشمرد. زنی ۴۰ و چند ساله که خانه‌ش را به روی نوجوانان عیاش باز می‌کند کمی عجیب و غریب و مشکوک است. صدالتبه که او تنها است و این مسئله می‌تواند راهی برای او باشد تا دوباره با انسان‌های جوان ارتباط برقرار کند اما همه چیز خبر از این‌ می‌دهند که قضیه کمی بیشتر از این حرف‌ها است. در حالی که فیلم گسترش می‌یابد و به جلو می‌رود، ما متوجه آن قضیه می‌شویم، قضیه‌ای که مرتبط با مادر «مگی» و پدر «اندی» یعنی «بن»(با بازی لوک ایوانز) است. قطعات مختلف پازل به سادگی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند – با فیلمی در سبک پازل‌های «جیگسا» طرف نیستیم – اما این مسائل یک مقدار ظاهری «کری»(Carrie) گونه به فیلم می‌دهند که در غیر این صورت می‌توانست بیشتر شبیه به اثری «روانی»(Psycho)گونه باشد.

شهرت «اکتاویا اسپنسر» به عنوان فردی که نقش شخصیت‌های سخاوتمند و دستگیر را بازی می‌کند باعث شده تا اثرگذاری او در قالب شخصیتش در این فیلم بسیار بالاتر برود( او اسکار خود را برای بازی در فیلم «خدمتکار»(The Help) برد). او شخصیتی چندبعدی به اثر اضافه کرده است که به ندرت در فیلم‌های ترسناک دیده ایم. تمایلات کشتار او چیزی دست کم از «مایکل مایزر» و یا «جیسون» ندارند اما در عین حال او شخصیتی چندبعدی و یک سری انگیزه برای اقداماتش دارد که کارهایی که می‌کند را توجیه می‌کنند(البته او خودش قصد توجیه ندارد). عملکرد «اسپنسر» در فیلم «مامان» حس تازه‌ و نو بودنی به آن داده است که تحت شرایط دیگر احتمالا نمی‌داشت.

(یک هشدار: تریلر اثر متاسفانه پایان آن را لو می‌دهد. همچین چیزی در تاریخ بی‌سابقه نیست اما در این مورد بسیار اشتباه است. اگر قصد دارید که فیلم «مامان» را ببینید، عمیقا از شما تقاضا می‌کنم که تریلر آن را تماشا نکنید).

فیلم «مامان» را می‌توان به عنوان داستان ترسناک آشنایی شناخت که عناصر داستانی جذاب به حد کافی دارد که باعث شود از دیدن آن خسته نشویم. داستان دارای لحظاتی چندش‌آور و تعلیق‌آمیز است و اگرچه که بخش‌ پایانی عملا بر روی هدایت خودکار قرار داده شده است، فیلم تجربه‌ای بهتر از حالت عادی برای کسانی دارد که دوست دارند انسان‌های روانی را بدون غل و زنجیر ببینند.

منترجم :امید صیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of