نقد و بررسی فیلم Lucy (لوسی) اثر لوک بسون

کارگردان : Luc Besson

نویسنده : Luc Besson

بازیگران : Scarlett Johansson, Morgan Freeman, Min-sik Choi

خلاصه داستان : لوسی (با بازی جوهانسِن) توافق می‌کند به نیابت از نامزدش، بسته‌ای را به خلافکارها تحویل دهد. او که توسط انسان‌های بدکار اسیر شده است به زور تن به یک عمل جراحی می‌دهد که در جریان آن یک بسته مواد مخدر داخل شکمش قرار داده می‌شود با این امید که با این کار او را به یک حامل مواد تبدیل کنند. در عوض…

 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

منتقد: اِریک کان (indieWIRE) – امتیاز ۶.۷ از ۱۰ (B-)

آیا ممکن است فیلمی در آن واحد هم هوشمندانه باشد و هم احمقانه؟

«لوسی / Lucy» ساخته لوک بِسون، که در آن اِسکارلِت جوهانسِن نقش ابرزنی را ایفا می‌کند که قادر است به وسیله ذهن تقویت شده‌اش (با کمک علم) مانند یک خدا عمل کند، موضوعی تقریباً متقاعد کننده را مطرح می‌کند.

بِسون، که از زمان ساخت «عامل پنجم / The Fifth Element» در سال ۱۹۹۷ فیلم اکشن چشمگیر دیگری را کارگردانی نکرده است، این بار نیز حقیقتاً به فرم بازنمی گردد بلکه اثری شلخته را ارائه می دهد، در حالی که جوهانسِنِ متعهد نیز نقش یک نیروی یگانه‌ساز را در مرکز این دیوانگی ایفا می‌کند.

گرچه فیلمنامه بِسون ناشیانه با ایده های بزرگی درباره تاریخ بیداری بشر بازی می‌کند، داستان فیلم ساده است: لوسی (با بازی جوهانسِن) که ساکن تایپه است، توافق می‌کند به نیابت از نامزدش، که خیلی زود کشته می‌شود، بسته ای را به خلافکارها تحویل دهد. او که توسط انسان‌های بدکار اسیر شده است به زور تن به یک عمل جراحی می‌دهد که در جریان آن یک بسته مواد مخدر داخل شکمش قرار داده می‌شود با این امید که با این کار او را به یک حامل مواد تبدیل کنند. در عوض وقتی که این پاکت تصادفاً پاره می‌شود، لوسی نیروی آن‌ مواد را جذب می‌کند. این صحنه‌ها مرتب با کات‌هایی از یک سخنرانی توسط یک استاد روان شناسی (با بازی مورگان فریمن) درباره قابلیت‌های دست نخورده ذهن بشر همراه هستند: بر اساس این سخنرانی ما تنها از ۱% مغزمان استفاده می‌کنیم! حال اگر بتوانیم از تمام قدرت مغز استفاده کنیم، چه اتفاقی رخ می دهد؟ با آبی شدن رنگ چشمان لوسی، ما نیز به پاسخ پرسشمان می‌رسیم.

و اینجاست که «لوسی» از یک فیلم احمقانه آشکار – وقتی که ابتدای فیلم، لوسی دستگیر می‌شود بسون به نماهایی از یوزپلنگی که مشغول به دام انداختن شکار خود است کات می زند – به فیلم احمقانه‌ای تبدیل می‌شود که به تدریج منطق روایی خود را از دست می‌دهد.

لوسی با مشت و لگد راه خود را به سمت آزادی باز می‌کند، پزشکی را پیدا می کند تا شرایطش را برایش توضیح دهد و با گروه های جنایتکار دیگر می جنگد تا به فریمن برسد و برداشت های خود از زندگی، گیتی و همه چیز را با او به اشتراک بگذارد. جنون محضی که بِسون در نبردهای انفرادی به نمایش می‌گذارد فیلم را مضحک‌تر می‌سازد. در لحظات واپسین، کل پروژه ظاهرا صرفاً به نور و صدا و اکشن تنزل می‌یابد، به گونه‌ای که حتی خود بِسون هم نمی‌تواند داستانی را که در ذهن داشته است روایت کند.

تا رسیدن به آن نقطه، فیلم پر است از لحظه‌های دیوانه بازی لذتبخش. وقتی که لوسی به زور اسلحه یک جراح را وادار می‌کند که مواد مخدر را از شکمش خارج کند، تصادفاً در حین عمل جراحی به مادرش زنگ می‌زند و به حد کافی باهوش است که شدت درد را با صورت خود نشان دهد. او یک پلیس متحیر را می‌بوسد تا صرفاً وجود عشق را به خود یادآوری کند. در یکی از صحنه های تیراندازی پایان فیلم که بی دلیل در رابطه با موشک اندازها و یک محیط سفید خالی است به یاد فیلم «THX-1138» جُرج لوکاس محصول سال ۱۹۷۱ می افتیم. در طول تمام این اتفاقات نوشته های داخل فیلم سیر تکامل قدرت مغز لوسی به صورت ۱۰ درصد ۱۰ درصد دنبال می‌کنند به گونه‌ای که گویی او مراحل مختلف یک بازی ویدئویی را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد. در واقع فیلم با روایت خود در برجسته کردن جنبه زیبایی یک بازی ویدئویی، از یک بازی ویدئویی هم بیشتر پیش می‌رود. لوسی تنها با تکان دادن دستش دمار از روزگار گروهی از مهاجمان در می آورد و بعد عده ای دیگر را از زمین بلند می‌کند که نتایج جالبی دارد.

اما او نه تنها در این بازی ویدئویی فوق‌العاده حرفه‌ای است، بلکه کد میانبر نهایی را نیز یافته است؛ این شخصیت به قدری قدرتمند است که هرگز واقعاً به خطر نمی‌افتد و این مانع از ایجاد هر گونه حس تعلیق واقعی در فیلم می‌شود. مفهوم اساسی فیلم بِسون همچنان به قدری واهی و پوچ است که «لوسی» هرگز در متعجب ساختنتان کم نمی‌آورد. تنها مؤلفه قابل پیش بینی فیلم «زنانگی افسونگر» یا همان «Femme Fatale» بودن است، درونمایه‌ای که در تمامی فیلم‌های بِسون از زمان ساخت «دختری به نام نیکیتا / La Femme Nikita» در دهه ۱۹۹۰ تاکنون دیده می‌شود.

با اجرای هیجان انگیز جوهانسِن، تصویر زنی سرسخت که مردان قدرتمند اطراف خود را شکست می‌دهد ابعاد کامیک بوکی به خود می‌گیرد. «لوسی» علاوه بر معرفی یک زن ابرقهرمان – چیزی که هنوز پدیده ای نادر است – شخصیتی مشابه با نقش قدرت طلب جوهانسِن در فیلم «زیر پوست / Under the Skin» جاناتان گِلیزِر ارائه می‌نماید، که در آن جوهانسِن نقش یک بیگانه فضایی اغواگر را بازی می‌کند که کارش صید مردان است.

در هر دو فیلم جوهانسِن به موجودی فرازمینی تبدیل می‌شود که دارای حواس خارجی است و این اشتیاق وی به استفاده منحصر به فرد از ویژگی‌های فیزیکی‌اش را اثبات می‌کند. در نمایی از فیلم «لوسی» که در آن شخصیت اصلی در دستشویی یک هواپیما پنهان شده است و ناگهان به ذرات بخار تبدیل می‌شود، شباهت زیادی به افکتی (جلوه ای) دیده می‌شود که به کرات در فیلم «زیر پوست» به کار رفته است و در زمره یکی از عجیب‌ترین صحنه های سال قرار می‌گیرد.

نهایتاً، بِسون در یافتن لحظات پرتنش نسبت به در آمیختن آنها با هم موفقتر است؛ اما انکار تخیل دیوانه‌وارش نیز امری غیرممکن است. لحظات مختلف فیلم مملو از احتمالات چند پاره هستند و هر چند وقت یک بار گذری به فیلم‌هایی چون مجموعه «Crank» و  «۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی/ ۲۰۰۱: A Space Odyssey» و «ماتریکس / The Matrix» می‌زند؛ با اینکه هرگز به بزرگی آنها نمی‌رسد، اما به قدر ذره ای از DNA هر یک را دارد.

با نزدیک شدن «لوسی» به اوج خود، فیلم به جای داشتن یک پایان منظم با مجموعه ای از شاه بیت‌های بصری همراه می‌شود. در حماقت ذاتی فیلم جای هیچ سئوالی نیست، اما بِسون به هر حال فیلم را دوست داشتنی و غیرمنتظره از آب در آورده و یک پادزهر احمقانه را به فیلم‌های احمقانه ای، که حتی به خود زحمت متفاوت بودن را نمی‌دهند، تزریق می‌کند. «لوسی» فیلمی یکپارچه نیست، اما بِسون به کمک نوآوری درخشانش سعی می‌کند تا رنگ و لعابی تازه بر این فرمول بزند. «لوسی» از آن فیلمها شلخته‌ی بی قید و بندی است که دوست داریم استودیوهای فیلم سازی بیشتر برایمان بسازند.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: محمدرضا سیلاوی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 


منتقد: جوردن هافمَن (The Guardian) – امتیاز ۶ از ۱۰ (۳ از ۵)

در لوسی صحبت‌های زیادی در مورد این‌که انسان‌ها فقط ده درصد از مغزشان را استفاده می‌کنند وجود دارد. این افسانه‌ایست که به طور مکرر دانشمندان را مجبور به تلاش می‌کند، اما من دوست دارم این را به عنوان پیام کدگذاری شده از طرف لوک بسون بدانم. او التماس می‌کند، خواهش می‌کنم بخاطر خودتان هم که شده در مورد این فیلم خیلی فکر نکنید، به جای آن از [دیدن] اسکارلت جوهانسِن لذت ببرید، که با یک تی‌شرت سفید و لباس زیر مشکی و صورتی هیجان‌زده به کمک قدرت ذهنش با صدایی خشن در حال گفتن کلمات کم و نامناسبی آدم‌بدها را می‌کشد. همزمان با آن موسیقی متن تکنو نواخته می‌شود و "اسکار جو" دیالوگ‌هایی مثل "درون مغزم اجزای سازنده‌ی هسته‌ی سلول‌هایم در حال انفجار هستند" را می‌گوید، خیلی‌ها ممکن است متوجه شوند که این روش متاظاهرانه‌ی ذهنی‌ مربوط به سینمای اکشن و بخش مواد مخدر آن است، که هر از چندگاهی اثری مربوط به آن باید به سینماها بیاید.

جوهانسون (با این که ۲۹ ساله است) نقش دانش‌آموزی امریکایی را دارد که در تایوان زندگی می‌کند. مردی سرسخت که به تازگی با او قرار می‌گذارد، از او می‌خواهد که یک چمدان قفل‌شده را برای آقای کِنگ (چوی مین-سیک) در یک هتل ببرد. واضحاً این یک حرکت هوشمندانه نیست، اما محض احتیاط از اینکه شاید از این واقعیت آگاه نباشیم، تصاویری ناراحت‌کنند از نزدیک شدن موشی به تله موش و حیوانات ساوانایی که در پی نجات هستند به نشان داده می‌شود.

این تناقضات فقط گوشه‌ای از آن چیزیست که در ادامه خواهید دید، همان‌طور که ما بعدتر یک نمونه‌ی بسیار قدرتمند از تدوین به سبک کویانسکاتسی را شاهد خواهیم بود که از دایناسورها به مراکز شلوغ شهر و کرگدن‌هایی که در حال عشق‌بازی هستند حرکت می‌کند. بیش‌تر این تصاویر همراه سخن‌رانی پروفسور نورمن (مورگان فریمن) نمایش داده می‌شوند که موضوع آن اتفاقاتی است که در صورت دسترسی یک انسان به تمام ظرفیت مغزش رخ می‌دهد و ظاهرا توضیح‌دهنده‌ی اتفاقاتی است که در همان زمان برای لوسی رخ می‌دهند.

ببینید، لوسی ناخواسته انتقال‌دهنده‌‌ی یک داروی مخدر جدید شده است. آدم‌بدهای آقای کنگ او را می‌گیرند، او را از پا در می‌آورند و محموله‌ای از ماده مخدر CPH4 را در شکم او جای می‌دهند. این محموله بسته‌ای پر از کریستال است که تقریبا شبیه ورژن آبی رنگ نمک‌های گران و شیکی است که همیشه می‌خواستید از فروشگاه "دین و دلوکا" بخرید. پس از این‌که چند نفر که احتمالا قصد تجاوز به او را داشته‌اند او را کتک می‌زنند، این ماده وارد خون او می‌شود و بوم، یک ابرقهرمان جدید متولد می‌شود.

دو سوم ابتدایی این فیلم ۹۰ دقیقه‌ای بامزه است و می‌تواند مخاطب را به دنبال بکشد. لوسی کمی به سمت انتقام‌خواهی کشیده شده است ولی در عین حال به دنبال شکار بقیه‌ی بسته‌های مواد نیز هست. CPH4 ماده‌ای است که به طور طبیعی در دوران بارداری به وجود می‌آید. (شخصیتی که می‌توان او را «دکتر توضیحات» نامید می‌گوید: "این همان چیزی‌ست که باعث می‌شود استخوان‌های ما رشد کند.") از آن‌جایی که لوسی این ماده را صرف کرده است، قدرت مغزش به شکلی فزاینده در حال گذر از ده درصد معمولی‌ست و با این اتفاق برای او قدرت‌های جادویی متنوعی به دست می‌آید. او می‌تواند خطوط تلفن را دست‌کاری کند، مردم را از جایشان بلند کند و با سرعتی مافوق صوت تایپ کند. ولی با این حال او می‌داند که برای چند ساعت دیگر بیش‌تر زنده نخواهد ماند. (او چگونه این نکته را می‌داند؟ خب او در حال استفاده از ظرفیت بیش‌تری از مغزش است! او همه چیز را می‌داند دیگر!) لوسی به کریستال‌های اضافه نیاز دارد تا به "برتری" صد درصد برسد و امیدوارانه دانشی که انسان به دنبال آن است را در اختیار فریمن قرار دهد.

پایان فیلم کاملا از مسیر خود خارج می‌شود، ولی باز به شکلی در حماقتش جذاب است. این فیلم مثل یک «ادیسه‌ی فضایی» برای کسانی است که حوصله‌یشان زود سر می‌رود، و احتمالا کسانی که می‌خواهند از هیجان لبریز شوند… متاسفانه زمانی که لوسی به طرف ترس روان‌گردانیش می‌رود و ستون‌های فیلمنامه برپا می‌شود، صحنه‌ی اکشنی بین آدم‌بدهای کره‌ای و پلیس‌های فرانسوی شکل می‌گیرد که کاملا بی‌ارزش است. در عمل تنها چیزی که باقی می‌ماند چیرگی اسکارلت بر رزمیکاران به کمک تکان دادن اجسام از راه دور یا به هم ریختن زمان و مکان با چشمان غضبناکش است.

این که اکشن به زادگاه بسون یعنی فرانسه کشیده می‌شود و تلاش می‌کند یک تعقیب و گریز شلوغ پلوغ در «منطقه ۱ پاریس» را به تصویر بکشد دیدنی است. جوهانسون اکشن را با جملات مبهم و فلسفی مثل "ما واقعا هیچ‌وقت نمی‌میریم!" قطع می‌کند. این لحظات واضح و مشترک در فیلمهای بسون که توام با دیالوگ‌هایی با معنایی عمیق هستند، ایده همیشگی و اساسی اوست.

فیلم حرف خاصی برای گفتن ندارد، اما منصفانه است که آن را بهترین کار بسون بعد از «عامل پنجم» بدانیم. بعضی از مخاطبان فیلم ممکن است زمانی که صفحه سیاه در آخر فیلم نشان داده می‌شود، نجوا کنند "ها؟"، اما من معتقدم نتیجه‌گیری نامعقول فیلم (فقط کافی است صبر کنید تا ببینید چه چیزی در سکانس پایانی در دست مورگان فریمن باقی می‌ماند) نشان از یک فیلم‌ساز باهوش دارد که ما را با احساست خالصش رها می‌کند. نمی‌توانم تصور کنم که خود بسون به معقول بودن فیلمش باور داشته باشد، اما خطرپذیری او و اینکه پا را فراتر از توانایی‌هایش گذاشته است اصالت دارد و به فیلم جلوه‌ای می‌افزاید که در یک فیلم کمیک بوکی عادی دیده نمی‌شود. حتی با ۱۰ درصد از مغزم می‌توانم متوجه شوم که هرچند این فیلم آن چیزی نیست که به طور معمول به آن خوب بگویم، اما بدون شک در عین حماقتش لذت‌بخش است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: عرفان فرهادی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

132
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
132 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
92 Comment authors
payman hosseynirezaزندگی را زندگی کنمهتابشهرام Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
payman hosseyni
Member
Member
payman hosseyni

اگر از سال ۲۰۱۴ بین دو فیلمی که در خصوص ذهن برتر یک فرد ساخته شده یعنی transendence و lucy یکی رو انتخاب کنم بدون شک transcendence انتخاب اولم خواهد بود، در اونجا با فیلمنامه شتاب زده ای مواجه بودیم اما فیلمنامه بدی نبود، در حالیکه در lucy یک فیلمنامه بد در مقابل چشمان بیننده به نمایش در میاد در transcendence ذهن یک دانشمند به واسطه در آمیختن با یک ابر کامپیوتر و بار گذاری روی اون شکوفاتر شده و به ذهنی غیر قابل مهار تبدیل میشه که در اون مفاهیم بسیار عمیق فلسفی و تفکر برانگیز مطرح میشه و… ادامه »

reza
Member
Member
reza

من نقد دوستان رو خوندم با بعضی هاشون موافقم و با بعضی ها مخالف مثلا با این مخالفم که این فیلم کوچکترین ربطی با ۱۲ امام داره ویا مخالفم که فیلم چرتی بود فیلمی هستش که یک پیام عالی رئ نه به صورت خیلی موفق منتقل میکنه.به نظر من پیام فیلم خیلی پر معنا هستش از سکانس های انگشت مقابل انگشت لوسی قدیم و لوسی اینده،یا دیگر سکانس های فلسفی نمیشه به راحتی گزشت ولی نظر شخصی من این هستش که بهتر بود فیلم خالی از سکانس های اکشن باشه و بیشتر توجه فیلم روی بعد علمی تخیلی باشه.در کل… ادامه »

masood.
Guest
Member
masood.

یک مسئله رو باید متذکر شوم.اگر به مرتاضای هندی یا هر کسی که از قدرتهای خاصی میتونه استفاده نه دقت کنید مثلا مرتاض ها با زهد بسار به این درجه میرسن اما اسلاماین را از ما نخواسته در حال حاظر شما میتونید با سرچ هایی در اینترنت و یاد گرفتن تله کینزی اشیا رو بلند کنین اما خدا از ما خواسته که از راه اسلام وارد شویم و این سختی ها رو به خودمون ندیم پیامبر که پیامبر بوده غذا به اندازه نیاز میخورده ،خوشحالی هم میکرده این همه باهوش هم بوده و این همه هم با خواست خدا علم… ادامه »

زندگی را زندگی کن
Guest
Member
زندگی را زندگی کن

سلام بزارین چند تا نکته در مورد این فیلم رو بگم اول استفاده از ظرفیت مغز که کاملا درسته منظور از ظرفیت فقط احاطه مغز نیست تعداد نورون ها حافظه و… اگه واقعیت نداشت آدم هایی با هوش بالا هم وجود نداشتند این درسته مغز ما همیشه همه قسمت هاش در حال استفاده هستن حتی در خواب ولی ما از همه نورون ها موجود در مغز و تمام قدرت حافظمون استفاده نمیکنیم! اگه دقت کنید ما بعضی اتفاقات این دنیا برامون تازگی داره یعنی انگار قبلا اون رو تجربه کردیم میدونم همه برای بیشترتون اتفاق افتاده که یه کاری برای… ادامه »

مهتاب
Guest
Member
مهتاب

حتی انسان پس از مرگ به علت عدم وجود زمان و مکان و محدودیت های آن می تواند همه جا حضور داشته باشد. این یک تفکر الحادی نیست روح ما از خداوند است و در نتیجه فنا ناپذیر است به همین دلیل لوسی یه جایی میگه ما هرگز نمیمیریم. نقد انجام شده بسیار سطحی است. و اتفاقا فیلم لوسی یک فیلم زیرکانه و مطابق با ماهیت انسانی و اتفاقا می توان گفت همخوان با گفته های خداوند در قران است.

مهتاب
Guest
Member
مهتاب

این فیلم نه ربطی به مذهب و امام داره ونه تخیل و احمقانه است. اگر با یک نگاه به حقایق موجود در گذشته و حال بیاندازید می تونید بفهمید که انسان دارای همه این توانایی ها هست. حتی برای مسلمان ها که خداوند به طور مستقیم گفته که " ما علم کامل را به انسان آموختیم". امروزه ما به دلیل مادی گرایی و چیزهایی که واسه خودمون مقرر کردیم نمیتوانیم از توانایی های خدادایمون استفاده کنیم. بشر روزی به این نقطه می رسد که تمام این توانایی ها رو به کار ببره روزی که دیگه احتیاجی به ماشین و سفینه… ادامه »

شهرام
Guest
Member
شهرام

نقدی به نقد حسن
اینکه فیلم رو بتوان با اسطوره های مذهبی مقایسه کرد جالب است ولی اینکه ما انها را مالاخود کنیم چیز خوبی نیست …ما الان چی هستیم … حتی به یک نظریه ثابت و مستدل از ظهور نداریم.

شهرام
Guest
Member
شهرام

فیلم بسیار واقع گرایانه است چون علم ثابت کرده که هر اتم در بدن ما یا در هر جای هستی مثل یه دستگاه ضبط تحت تاثیر گذشته است .
پس اگه مغز بتواند رابطه خودش با سلول یا اتمهای خودش را ارتقا دهد به کلیه اطلاعت جهان و تاریخ دست پیدا خواهد کرد.

شهرام
Guest
Member
شهرام

رتبه خود این دو نقاد بالا چنده !
بنظر من خیلی سطحی نقد کردند .
من فیلم را تازه دیدم ولی به چند بار دیدن می ارزه چون :
۱- قدرت طلبی رو از جهل میدونه .
۲- نظریه زمان که واحداست .
۳- خطر قدرت های نو ظهور و تازه به دوران رسیده ایی مثل چین که ممکن است با فن اوری به قدرت بیشتر دست پیدا کنن را نشان میدهد .

حکیم
Guest
Member
حکیم

سبام در یک مستند علمی در مورد ژنتیک حرف میزد و اشاراتی به مارپیچ و اصتلاحاتی مبهم داشت میگفت اگر راز برملا بشه دینی جدید ایجاد خواهد شد دوستان مطلع لطفا به مسائل جدی تر برسید و اگر کسی اطلاعی داره توضیح بده ، نکته بعدی هم در مورد فیلم کاملا واقعا بوده و در این هیچ شکی نیست بحث به بیراهه کشیده نشه افرادی فعلا هستند که قدرت پرواز دارند قدرت های لوسی هم در ورای متافیزیکه همچون تلپاتی سایکوکنزی تلکنزی روشن بینی و غیره که با تمرین و البته تحت شرایط خاص به اون مراطب میرسیم همین طی… ادامه »

علی گمنام
Guest
Member
علی گمنام

وقتی گربه دستش به گوشت نرسد میگه پیف پیف شما باید فیلمهای مسخره ساخته ایران رو نگاه کنین تا بفهمیم مضحک چیه

شاهرخ پاسدار
Guest
Member
شاهرخ پاسدار

منظورم اون دوتامنتقدبالاهست نه دوستانی که درزیرنظرمیدن گفتم اینوبگم هنوزنطرات زیر رونخوندم یه موقع سوتفاهم نشه البته به اون دومنقدبالاهم هستم