Love and Honor (عشق و شرافت)


خلاصه داستان:

فیلم "عشق و شرافت" نگاهی دارد به رابطه بین یک سامورایی نابینای جوان و همسرش که برای دفاع از افتخارات او فداکاری می کند...


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم

نشریه هنر سینما

نمره 8 از 10

یوجی یامادا ظاهرا جزو معدود فرزندان خلف سینمای کلاسیک و باشکوه ژاپن است.او با ساخته هایش یاد و خاطره شاهکارهای غول هایی همچون کوروساوا ، میزوگوشی و کوبایاشی را برایمان زنده می کند.البته او خود فیلمسازی باسابقه است و از دهه شصت تا به حال با ساخت چهل فیلم کارنامه پربار و حسرت برانگیزی برای خویش رقم زده است.

 

عشق و شرافت آخرین قسمت از سه گانه سامورایی-عاشقانه یوجی یاماداست. سه گانه ای که با فیلم عالی و تحسین شده سامورایی سپیده دم (بهترین قسمت سه گانه) آغاز و پس از فیلم خوب تیغه پنهان با همین فیلم عشق و شرافت پایان می یابد. یامادا در بسیاری از آثارش خصوصا این سه گانه تعهد و تمایل خود به سنت ها و ارزش های گذشته را آشکارا بیان می دارد. شاید از این جهت مشی او در فیلمسازی شبیه به کوروساوا باشد که وی هم حجم کثیری از آثارش پیرامون اسطوره ها و داستان های کهن ساخته شده بود و اعتقاد داشت فرهنگ مدرن وارداتی خطرناک است و باید به سنت ها و رسوم ناب گذاشته رجوع کرد. در هر سه فیلم از سه گانه یامادا سامورایی ها به عنوان شخصیت های محوری مطرح می گردند که در واقع با یک نگاه عمیق در می یابیم که یامادا سامورایی و فرهنگ اصیل سامورایی را به عنوان نمادی از فرهنگ کلی ژاپن در گذشته دور مد نظر دارد و با تمام وجود آن را می ستاید. می توان گفت تفاوتی که کارهای یامادا با دیگر کلاسیک سازان ژاپنی دارد در نوع نگاه شاعرانه و لطیفی است که به سامورایی ها دارد.در فیلم های او وجهه دیگری از زندگی یک سامورایی را مشاهده می کنیم . از حجم شمشیزنی و مبارزات به شدت کاسته شده و در عوض زندگی خانوادگی (و عاشقانه) و درون منزل پررنگ شده است . آثار او در دوران افول سامورایی ها و جایگزینی فرهنگ نظامی مدرن می گذرند و انتخاب این دوران به یامادا کمک کرده با تمرکز بر حیات سامورایی هایی که انگار بواسطه پایبندی به سنت های ارزشمند در زمانه خودشان غریبند تلنگری به فراموشکاران بزند! قصه فیلم درباره یک سامورایی جوان و برومند است که شغلش پیش مرگی ارباب است.به این معنا که او و تعدادی دیگر از همکاران سامورایی اش وظیفه دارند غذاهای عالیجناب را قبل از خوردن ایشان بچشند که اگر احیانا مسموم بود آنها مریض شوند و آسیبی به ارباب نرسد.سامورایی جوان قصه ما بواسطه خوردن یک غذای خاص (در غیر فصل خوردنش) به شدت مریض و در نهایت کور می شود! حال او با کمک و فداکاری همسر مهربانش با این مشکل خود سَر می کند اما اتفاقاتی در راه است… به مانند دو قسمت دیگر از تریلوژی باشکوه یامادا باز هم در این فیلم ماجراها و مصائب سامورایی های اصیل و متعهد را می بینیم که تحت حکومت ظالمانه نظام فئودالی زندگی سخت و پرمشقتی را سپری می کنند.در این فیلم هم یک سامورایی خانواده دار و مهربان را می بینیم که سرش به کار خودش گرم است و دنبال دردسر نیست اما این حکومت ستمگر و غاصب وقت است که گویا دلش نمی خواهد سامورایی های شریف و با اصالت زندگی آسوده ای داشته باشند. فیلم از همان ابتدا که شینوجو با شوخی و تمسخر درباره اینکه حاکم اصلا پیش مرگ هایش را نمی بیند و آنها تنها در آشپزخانه غذای او را تست می کند ، با زنش حرف می زند ، مضمون مورد نظرش را طرح می کند که قرار است ظلم و استبداد و بی رحمی آن دوران را ترسیم کند.اصلا آن نماهایی که از حاکم در پشت پرده با آن چهره سرد و بی روح و مغرورش می بینم خودش گویای همه چیز است.سکانسی که پیش مرگ ها به ردیف نشسته و با آن حالت محقرانه و مضحک هرکدام یکی از چندمدل غذای حاکم را امتحان می کنند به خوبی وضعیت خفت بار آنها را نمایش می دهد.انتظاری که از یک سامورایی با آن شمشیری که به کمرش بسته می رود این است که در راه حفظ ارباب و حکومتش مبارزه و جنگاوری کند و افتخار کسب نماید اما وضع به جایی رسیده که آنها باید غذا مزمزه کند . هرچند این وضعیت نابسمان در ظاهر جبر نظام حاکم است اما خود سامورایی ها هم مشکل چندانی با این موضوع ندارند و ترجیح می دهند با یک کار ساده و بدون دردسر به جای مبارزه و خطرات آن پول خوبی در آورند و شکم خود و زن بچه شان را سیر کنند. حال بعد از اینکه شینوجو بخاطر حفظ جان حاکم ، کور و ناتوان می شود تنها تشکر عالیجناب از او این است که پس از کلی معطلی او در گرما و بین پشه ها یک ثانیه بیاید سری تکان دهد و بگوید «تموم شد! برید پی کارتون!» آن سکانس (که با وجود اغراقش سکانس درخشانی است) دیگر اوج حقارت و خاک بر سری سامورایی هاست. یک نقطه قوت مهم فیلمنامه اثر این است که به اندازه کافی داستان دارد و تا پایان به صورت منسجم و یکدست قصه اش را برای ما تعریف می کند.مثلا پس از آن ماجرای کوری و زندگی خفت بار شینوجو نقطه عطف بعدی یعنی ماجرای آن افسر مقام دار و ارتباطش با کایو (همسر شینوجی) پیش می آید و تا پایان فیلم کم کم جزئیات و تبعات این رابطه تا رسیدن به دوئل نهایی باز می شود.ماجرایی که البته باز در خدمت مسئله کلی فیلم یعنی نقد نظام حاکم و اثبات افتخار و شرافت سامورایی اصیل است. جالب است هر سه قسمتِ تریلوژی یامادا با یک دوئل ختم می شوند که از سر اجبار به سامورایی قصه تحمیل می شود.البته در هر سه فیلم سامورایی های قوی و شمشیرزن هایی ماهر را می بینیم لکن همانطور که شرحش گذشت آنها ترجیح می دهند سرشان به کار و خانواده شان گرم باشد و دنبال دردسر نیستند مگر اینکه مجبور به مبارزه و خشونت شوند که از بد ماجرا و بخاطر شرایط ناگواری که نظام وقت برایشان به وجود می آورد بالاجبار تن به مبارزه می دهند! مبارزه ای که همیشه برنده اش اصالت و شرافت سامورایی و بازنده اش زورگویی ، ستم و خیانت نظام فاسد وقت است. عشق اما همیشه منجی نهایی و تنها امیدی است که به سامورایی های خسته و بی رمق یامودا کمک می کند تا همچنان ادامه دهند و بتوانند در آن دنیای تاریک و تلخ طاقت بیاورند .

 

 

منبع: شماره اول ماهنامه سینمایی نقد فارسی (هنر سینما)

آرشیو مجله هنر سینما

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “ماهنامه سینمایی نقد فارسی (هنر سینما) “ ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نسخه PDF شماره اول «هنر سینما»


1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
ehsan_1155 Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
ehsan_1155
Guest
Member
ehsan_1155

نقدتون رو خوندم ولی بحث اصلا در مورد ظلمو ستم ارباب اون منطقه نیست که همش تکرار ظلم اربابو می گه.اتفاقا همین ارباب که پیش مرگش تا آخر عمرش هم مقرری می ده.خلاصه فیلم بحثش یه چیزه دیگه ست.موقعیتی که این سامورایی با هاش درگیر میشه، منش یه سامورایی و…